۱۴۰۴ دی ۱۳, شنبه

خلق ایران عطای امپریالیسم آمریکا را به لقایش می بخشد!

 

درباره پیام ترامپ در مورد حمله به ایران در صورتی که 

حکومت اعتراضات مسالمت آمیز را با خشونت سرکوب کند 

شش روز پس از آغاز دور تازه ی مبارزات خلق ایران علیه استبداد حاکم، ترامپ رئیس جمهور کنونی آمریکا یادداشتی در «تروث سوشال» نوشته و در آن افاده فرموده است که اگر دولت ایران به معترضانی که به گونه ای مسالمت آمیز اعتراض می کنند شلیک کند و آنها را به طور خشونت آمیز به قتل برساند که از نظر ترامپ رویه ی معمول حکومت ایران است، آنگاه این ترامپ به کمک مردم ما خواهد آمد. ترامپ افزوده است که دولت اش دست به ماشه و آماده ی اقدام است.

پس انگار «دست غیبی» برای کمک به مردم ایران ازآمریکا بیرون آمده است!

و حال ساواکی- سلطنت طلبان مزدور سیا از مردم می خواهند که شکر خدا به جای آرند و خوشحالی کنند!

و اما:

آیا ترامپ این سرمایه دار بزرگ حریص و فاسد و مرتجع که اکنون تجاوز خود را به کشور ونزوئلا آغاز کرده و با هواپیما و موشک، تاسیسات نظامی و فرودگاه های این کشور را تخریب کرده است، می تواند پشتیبان خلق ایران باشد؟

آیا امپریالیسم آمریکا که افغانستان، عراق و لیبی را به خاک و خون کشید «بهارعربی» و انقلاب خلق مصر و دیگر کشورهای عربی را خفه کرد، می تواند با تجاوز نظامی به ایران به مردم ایران کمک کند؟

آیا این ترامپی که با سیاست تعرفه های خود که یکی از مهم ترین نتایج اش تورم و گران شدن بسیاری از کالاهای اساسی بوده( و نه تنها در کشور آمریکا بلکه در بسیاری کشورهای دیگر) و طبقه ی کارگر و دیگر زحمتکشان را آمریکا را فقیرتر از پیش کرده است می تواند یاری دهنده طبقه ی کارگر و کشاورزان و زحمتکشان ایران باشد؟

آیا ترامپی که تمامی برنامه ی دولت صهیونیستی و جنایتکار اسرائیل در قتل عام توده های غزه را مورد پشتیبانی قرار داد، ترامپی که بدون چراغ سبز او و همراه او دیگر امپریالیست های اروپای غربی دولت نتانیاهو نمی توانست چنین نسل کشی ای به راه اندازد و نزدیک به 70 هزار نفر را از مرد و زن و کودک بکشد؛ ترامپی که می خواهد به روی اجساد این خلق ستمدیده و ویرانه های غزه، شهری توریستی به راه اندازد می تواند دوست کارگران و کشاورزان و توده های ستمدیده ی ایران باشد؟

آیا ترامپی که به دنبال ماجراجویی های خویش حتی خلق های آمریکای جنوبی را تهدید می کند که اگر به فلان نماینده برای ریاست جمهوری  رای ندهند کشورشان را تحریم اقتصادی خواهد کرد می تواند متحد ملت ما باشد؟

آیا ترامپی که چراغ سبزش به اسرائیل برای حمله به ایران موجب کشتار بسیاری از مردم غیرنظامی شد می تواند خیرخواه مردم ایران باشد؟

خلق ایران همچون دیگر خلق های زیرسلطه بیشترین آسیب را از توطئه ها و دخالت های امپریالیست ها دیده است. سازمان سیای همین امپریالیسم آمریکا به همراه سازمان امنیت امپریالیسم انگلستان کودتای کثیف 28 مرداد را در ایران به راه انداختند و دولت ملی و قانونی محمد مصدق را سرنگون کردند و شرایطی را به وجود آوردند که سرمایه داران آمریکایی و انگلیسی و شرکای اروپایی شان برای 25 سال تمامی منابع ایران را ببلعند و کشور ما را مجبور کنند که تنها تولید مهم اش نفت باشد و مردم ایران را هم زیر استبداد سلطنتی نوکرشان محمدرضا پهلوی قرار دهند. استبدادی که در آن آزادی بیان، مطبوعات، احزاب و اجتماعات وجود نداشت. 25 سال تمام دولت امپریالیسم آمریکا از نوکر حلقه به گوش اش محمدرضا و یا به قول حضرات ساواکی ها به روز شده « کینگ محمدرضا» پشتیبانی کرد و تنها به زور انقلاب 57 ایران مجبور شد او را بیرون برد.

امپریالیسم آمریکا گرگی است که اکنون در لباس میش برای مردم ایران ظاهر شده است؛

آیا شایسته است که طبقه ی کارگر و خلق ایران خود را شر کفتارهای حاکم نجات دهد و به دام گرگ ها بیندازد؟

پیام ترامپ موجب خوشنودی عده ای ظاهربین هم گشته است. آنها پشت پیام ترامپ سنگر می گیرند، هلهله به راه می اندازند و کِل می زنند! آنان گمان می کنند که ترامپ دل اش برای مردم ایران می سوزد و خیرخواه مردم ایران شده است!؟

این از کفتار به گرگ پناه بردن است.

برخی از این ها ترامپ«خیر خواه مردم ایران» و «جدی» و «عمل گرا» را با اوبامای «سست مایه» در مقابل حکومت خامنه ای مقایسه می کنند؛ اوبامایی که از همان آغاز سال 88 و پیش از انتخابات مشغول نامه نگاری با خامنه ای بود:

 ترامپ «جدی» و «قابل اتکا» و هوادار مردم ایران است و نه مانند اوباما سازشکار با حکومت!

چنان که می دانیم پس از اعتراض توده ها به انتخابات 88، این شعار «اوباما، یا با اونا یا با ما»هم که به احتمال از جانب اصلاح طلبان طرح شده بود، سر داده شد. منظور از این شعار این بود که اوباما باید بین جنبش مردم علیه تقلب در انتخابات و خامنه ای و جناح اش یکی را انتخاب کند و ظاهرا اوباما خامنه ای را انتخاب کرد.

اوباما نماینده ی طبقه ی حاکم آمریکا بود و ترامپ نیز نماینده ی طبقه ی حاکم آمریکا است. تفاوت سیاست های متضاد این دو( و ترامپ بیشتر در دوره ی کنونی ریاست جمهوری ای اش و نه در دوره ی نخست اش) بیشتر نشانگر تفاوت در  شرایط آن زمان و اکنون است.

در آن زمان امپریالیسم آمریکا دنبال تغییر حکومت ایران نبود و برنامه ی حمله نظامی به ایران را نداشت. اوباما به نماینده گی از سوی سرمایه داران امپریالیسم آمریکا خواهان کنار آمدن با حکومت خامنه ای بود.

حال شرایط و وضع حکومت ولایت فقیه و نیز جنبش خلق ایران تا حدود زیادی با آن دوره فرق کرده و بر این مبنا سیاست های دولت امپریالیستی آمریکا نیز نسبت به آن زمان تغییر کرده - و نه تنها در مورد ایران بلکه همچنین در مورد خاورمیانه - و سیاست تغییر رژیم بیشتر رو آمده است.

این را در مورد وضع سلطنت طلبان نیز می بینیم. دارودسته ی سلطنت طلبان نیز در آن زمان آن گونه ای که به ویژه از خیزش «زن، زندگی، آزادی» به این سو از سوی سازمان سیا سازماندهی و تجهیز و تقویت شدند چنین سازماندهی نشده بودند. خیزشی که به دنبال مبارزات پی در پی 88، 96 و 98 رخ داد و نشانگر امکان تکامل انقلاب و سرنگونی حکومت ولایت فقیه بود.

اگر اکنون ترامپ حکومت را تهدید می کند که چنانچه سرکوب کند آمریکا به ایران حمله خواهد کرد( و برای تغییر حکومت و نه زدن مراکز اتمی) گر چه اختلافاتی با این حکومت دارد، به دلیل مخالفت اش با حکومت کنونی نیست، بلکه به دلیل وجود یک جنبش انقلابی- دموکراتیک توده ای در ایران است. ترس و وحشت ترامپ و سرمایه داران امپریالیسم آمریکا و دیگر امپریالیست ها از این جنبش و انقلاب است و نه از حکومت خامنه ای. نگاهی به تاریخ چهل ساله ی اخیر نشان می دهد که کشتار ده ها هزار نفری توده ها و پیشروان آنها - برای نمونه به کشتارهای 67 بنگریم - نیز اخمی به پیشانی امپریالیست ها نمی آورد.

 نکته ی دیگر این است که در این دوران شرایط به گونه ای نیست که خلق ایران بتواند آنچنان از تضاد میان امپریالیست ها به نفع خود استفاده کند. امپریالیست های اروپایی خودشان کم و بیش دنباله رو ترامپ هستند و امپریالیسم روسیه هم به رهبری پوتین در بسیاری موارد با ترامپ و امپریالیسم آمریکا کنار می آید. برای پوتین اوکراین بسیار مهم است و از همین رو هم حاضر است در مقابل تجاوز اسرائیل به غزه سکوت کند، سوریه را (که بخش بخش شده و تمام اش در اختیار حکومت اسد نبود) بدهد، و حتی حال که ترامپ در حال تغییر حکومت در ونزوئلا است صدایش در نیاید تا بتواند بخش هایی از اواکرین را در حلقوم خود فرو کشد و امپریالیست های غربی را از پیرامون روسیه دور کند.

به طور کلی شرایط منطقه ای و جهانی ای که اکنون وجود دارد خیلی به نفع  طبقه ی کارگر و خلق ایران نیست.

و سخن پایانی این که متحدین استراتژیک طبقه ی کارگر و کشاورزان و توده های زحمتکش ایران تنها کارگران و خلق های زحمتکش کشورهای زیر سلطه و کارگران و خلق های کشورهای امپریالیستی هستند و نه امپریالیست ها.  

گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

14 دی ماه 1404

 

 

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر