گسترش و تداوم
جنبش دموکراتیک به شهرهای بزرگ و کوچک
حکومت ولایت
فقیه در ضعف و شکاف و تردید
با تصحیح برخی از اشتباهات در 12 دی ماه 1404
جنبش کنونی جزیی از فرایند انقلاب دموکراتیک ایران است
جنبش انقلابی - دموکراتیک کنونی که ادامه ی جنبش های
دموکراتیک پیشین و بروز خاصی از فرایند طولانی انقلاب دموکراتیک نوین ایران است در
روز گذشته ادامه یافت.
گسترش به شهرهای بزرگ و کوچک
این جنبش در گسترش خود به شهرهای بزرگ و کوچک سرایت کرد و
توده های بسیاری از همه ی طبقات مردمی و نیز بخش های گوناگون جامعه درگیر آن شدند.
کسبه و بازاریان آغازگر بودند
اعتصاب کسبه و بازار آغازگر جنبشی بود که همه انتظار آن را می
کشیدند و تنها منتظر بودند که نیرویی آن را آغاز کند.
شعارهایی خاص کسبه و بازاریان که جنبش را به حرکت در آورد:
«ببند، ببند»
«بازاری با غیرت، حمایت حمایت»
«بازاری می میرد، ذلت نمی پذیرد»
«مرگ بر دیکتاتور»
جنبش اما در حد بستن مغازه ها و اعتصاب کسبه و بازار محدود
نماند.
نخست خود کسبه و بازاریان در راهپیمایی های خود از توده های
مردم خواستند به آنها بپیوندند و سپس توده های مردم که منتظر آغاز مبارزه بودند به
آنها پیوستند. این امر به سرعت به شکل گردهمایی ها و راهپیمایی های اعتراضی در آمد
و گسترش یافت.
شعار «ما تماشاگر نمی خواهیم به ما ملحق شوید» خواست گسترش
کمی معترضین و انبوه شدن شان را به میان کشید.
شرکت توده های مردم از همه ی طبقات خلقی
در این راهپیمایی های اعتراضی توده های وابسته به طبقات و
لایه های گوناگون شرکت کرده و می کنند. از کارگران و زحمتکشان گرفته تا لایه های
میانی و مرفه جامعه.
شعارهایی همچون«گرونی تورم، شده بلای جان مردم» و «فقر
فساد گرونی، می ریم تا سرنگونی» که در این گردهمایی ها و راهپیمایی ها داده شد به
ویژه بیانگر خواست های کارگران و توده های زحمتکش و ستمدیده است.
دانشجویان
دانشجویان نخستین بخش جامعه بودند که به گونه ای مستقل به آن
پیوستند و از آن پشتیبانی و نیز محرک بیشتر آن شدند. دانشجویان به گردهمایی و
راهپیمایی در دانشگاه ها دست زدند و بی شک بسیاری از آنها جداگانه به جنبش
دموکراتیک اعتراضی بیرون دانشگاه پیوستند.
آنها همان گونه که از ایشان انتظار می رفت با شعارهای جهت
دهنده ی خویش از یک سو لبه ی تیز حمله را به روی حکومت ولایت فقیه، خامنه ای و
سران سپاه و کلا هسته ی مرکزی قدرت گذاشتند و شعارهای«این همه سال جنایت مرگ بر
این ولایت»، «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر خامنه ای» و «بسیجی سپاهی داعش ما شمایی»
و... را سر دادند؛
و از سوی دیگر با انحرافاتی که نیروهای محدود سلطنت طلبان از
یک سو و نیروهای امنیتی - اطلاعاتی از سوی دیگر تلاش می کردند در جنبش توده ای به
وجود آورند به مبارزه برخاستند - و یا دقیق تر مبارزه ی پیشین خود را ادامه دادند
- و با شعارهای مهمی چون«نه شاه می خوایم نه رهبر، مرگ بر ستمگر» آن را به پیش
بردند.
دانشجویان حساس ترین لایه های جامعه هستند و نقش شان در
انقلاب دموکراتیک جاری بسیار مهم است. «شعارهای دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد» و «
ما از تبار خونیم، تا آخرش می مونیم» ببانگر عزت و سربلندی دانشجویان و ایستاده گی
آنها در مبارزه علیه استبداد دینی و مرتجعین آخوند و پاسدار حاکم و نیز هر گونه
تلاشی از جانب امپریالیست های غربی و پادشاهی خواهان مرتجع برای بازگشت به نظام
استبدادی سلطنتی پیشین است.
دختران و زنان
دختران و زنان این بار نه مستقیما در جنبش مستقل خود جنبش
زنان و در گردهمایی ها و راهیپمایی هایی بر پایه ی خواست های این جنبش یعنی آزادی
و برابری حقوق با مردان که دیر یا زود دوباره پیش خواهد آمد بلکه همچون عضوی از یک
بخش اجتماعی جامعه یعنی زنان و نیز چون عضوی از طبقات و گروه های درگیر در مبارزه
یعنی به عنوان کارگر و معلم و دانشجو و دانش آموز و کاسب و... اینجا و آنجا به
گردهمایی ها و راهپیمایی ها پیوسته و گاه در نقش هادی و رهبر پیشاپیش دسته های
راهپیمایی ها ظاهر شدند و بلندای همت، توانایی و دلاوری مثال زدنی خود را نشان
دادند.
در فیلم های پخش شده، دختران و زنان آگاه به نقش خویش و شجاع
و سازمانده را در جنبش می بینیم. دختران و زنان دیگر نمی خواهند چون گذشته بیرون
از دُور مبارزه و حاشیه ای و صرفا کنار مردان باشند. آنها می خواهند نقش هادی و
پیشرو و رهبر را اجرا کنند و شایسته ی چنین جایگاهی بلندی نیز هستند.
آنها در جنبش دموکراتیک و در انقلاب بزرگ دموکراتیک ایران در
کنار پدران و همسران و برادران و همکاران مرد خود ظاهر خواهند شد و هم در پیوند با
مردان و هم به گونه ای مستقل، نقش بزرگ و تاریخی خود را در پیشرفت انقلاب اجرا
خواهند کرد و جز از راه جنبش مستقل خود از این راه نیز علیه هر گونه ارتجاع و برای
آزادی و استقلال ایران و چون جزیی از این ها، به دست آوردن حقوق برابر با مردان
خواهند جنگید.
طبقه ی کارگر
طبقه ی کارگر که در
گیر اعتصابات خویش است، تا کنون به گونه ای مستقل گردهمایی و راهپیمایی معینی در
پشتیبانی از جنبش اعتراضی - دموکراتیک جاری برگزار نکرده است، اما افراد این طبقه
طبق معمول این گونه جنبش ها که آخرین آن خیزش «زن، زندگی، آزادی» بود در همین
گردهمایی ها و راهپیمایی شرکت می کنند. طبقه ی کارگر با جنبش خود دیر یا زود به
جنبش دموکراتیک عمومی خواهد پیوست. بدون طبقه ی کارگر و رهبری آن، انقلاب
دموکراتیک ایران نمی تواند به پیروزی نهایی و جمهوری دموکراتیک نوین دست یابد.
خلق های زیرستم
جدا از طبقه ی کارگر، خلق های ستمدیده کرد و ترک و دیگر خلق
ها تا کنون واکنشی مستقل در مورد این جنبش نشان نداده اند. امر غریبی نیست و دلایل
گوناگونی دارد که یکی از آنها اساسا ناهمزمانی اعتراضات و دو دیگر پراکنده گی جنبش
ها در ایران است. این تنها می تواند با یک رهبری هماهنگ سراسری، جبهه ی متحد
انقلابی از نیروهای خلق که هر طبقه و هر بخش و هر خلق در آن نماینده ی سیاسی خویش
را داشته باشد حل گردد.
وضع کلی حکومت خامنه ای و نیروهای سپاه و بسیج و ارتش
ضعف و شکاف و تردید
چنانکه پیش از این نوشته ایم خامنه ای و سران پاسدار در یکی
از ضعیف ترین وضعیت های خود طی دو دهه ی گذشته به سر می برند. خیزش ژینا نه تنها
آنها را به عقب راند و سنگرهای مهمی را از چنگ شان در آورد، بلکه تضادهای درونی
آنها را نیز شدتی کم سابقه بخشید. جنگ دوازده روزه و ضرباتی که در آن به فرماندهان
سپاه و نیروهایش وارد شد، این تضادها را بحرانی تر و وارد مراحل تازه ای کرد چندان
که خامنه ای و هسته ی سخت قدرت در یکی از بدترین موقعیت های خود قرار گرفتند.
جدا از این مشکل که اکنون سپاه پاسداران همانی باشد که هنگام
شورش آبان بود و یا هنگام جنبش «زن، زندگی، آزادی». نیروهای سپاه و بسیج طی پنج
سال اخیر از نظر ذهنی و احساسی تغییراتی زیادی کرده اند. بی شک با درگیر کردن آنها
با توده ها و درخواست برای شلیک به توده ها، بخش هایی کوچک و بزرگ از آنها جدا
خواهد شد و در عین حال بخش هایی نیز هارتر و خونخوارتر خواهند گشت. بخش های که
جدا می شوند یا در مقابل حکومت ایستاده و به مردم خواهند پیوست و یا منفعل خواهند
شد. این وضع می تواند شرایط را برای پیشبرد مبارزه ی توده های مردم بهتر و پیشروی
های آنان را مقابل دشمنان انقلاب بیشتر سازد.
سیاست حکومت در مقابله با جنبش
تعطیلی های نابهنگام
در حال حاضر سیاست چند گانه ای از سوی دارو دسته حاکم دنبال
می شود. اعلام تعطیلی بسیاری از استان های کشور( 22 تا 27 استان) به بهانه هایی
مانند «برودت هوا» عملا برای چهار روز به و نیز تعطیلی بخشی از دانشگاه ها به همین بهانه ی«
برودت هوا و ناترازی انرژی» و برگزاری کلاس ها به شکل غیر حضوری، یکی از سیاست های
مقابله با جنبش گسترش یابنده ی کنونی است. هدف این است که تداوم جنبش شکسته شود
شاید فرجی گردد و جنبش ادامه نیابد و نیز حکومت که قطعا فکر این اعتراضات را می
کرد و برای آن آماده بود، آماده تر گردد.
پرهیز نسبی از درگیری های شدید در شهرهای بزرگ و سرکوب شدید
در شهرهای کوچک
سیاست دیگر خامنه ای و سران سپاه، حداقل در این چند روز،
سیاست «پرهیز نسبی» از درگیری با توده ها در شهرهای بزرگ به ویژه تهران و «سرکوب
شدید» جنبش توده ها در شهرها و شهرستان های کوچکی است که امکان دارد حواشی شدید و
هزینه های سنگینی برای حکومت به همراه نداشته باشد و نه تنها به شدت جنبش نیفزاید
بلکه آن را به عقب براند.
فسا یکی از نمونه های
بارز این امر است که در آن نیروهای سرکوب به توده ها شلیک کردند و در مقابل هم
توده های مردم به فرمانداری حمله کردند. این سیاست در جنبش«زن، زندگی، آزادی»
کشتار توده های بلوچ در جمعه ی سیاه 1401 دنبال شد. کشتاری که حکومت فکر می کرد
برایش کمترین هزینه را دارد اما خیزش تاریخی مردم بلوچ را موجب گشت. خیزشی که یک
سال به درازا کشید.
در صورت تداوم مبارزات، سیاست های حکومت پس از کشاکش های درونی
و اگر بشود حل و فصل های درونی، به احتمال وضع مشخص تری پیدا خواهد کرد.
پزشکیان
پزشکیان گفته است که خواست های معترضان را شنیده و خواهان
گفتگوی وزیرش با معترضین شده است!
پزشکیان ضد انقلابی
همچون نماینده ی اصلاح طلبان حکومتی یعنی کسانی که با خامنه ای و سران سپاه کنار
آمدند و مطیع و مجری اوامر آنان شدند، اینک بیش از پیش در میان توده ها منفور شده
است. او حداقل تا کنون یک دروغگوی تمام عیار بوده است و به همراه گروه اش - امثال
همین همتی که رئیس بانک مرکزی شد - نقش کثیفی را در سیاست کنونی خامنه ای و سران
سپاه ( اجرای سیاست های نئولیبرالیستی آزاد سازی قیمت ها) بازی می کند. او حاضر
نیست استعفا دهد. او می خواهد همچون لایه ای میان توده های مردم و خامنه ای و سران
سپاه یعنی هسته ی مرکزی قدرت قرار گیرد و مانع از پیشروی انقلاب گردد. توده های
مردم دیر یا زود وی را مجبور می کنند که بساط دولت اش را جمع کند.
گسترش و تداوم جنبش
جنبش وابستگی به
تعطیلی ندارد. در بهترین حالت برای حکومت و بدترین حالت برای جنبش مردم، تعطیلی می تواند موقتا سرعت گسترش و نیز عمق یابی آن
را کند گرداند اما نمی تواند آن را متوقف کند و به پس براند. جنبش هم در عرض و هم
در عمق گسترش خواهد یافت. هم اکنون مردم جنبش شبانه را به پا کرده اند و آن را
ادامه خواهند داد.
نیاز شرایط کنونی
بیش از هر جیز نیاز است که اعتصاب ها عمومی و سراسری گردند.
در اعتصاب ها باید خواست ها به خواست های اقتصادی محدود نشود و به خواست های سیاسی
تکامل یابد. این امر باید به وسیله ی همه ی طبقات و به ویژه طبقه ی کارگر صورت
گیرد که اکنون هم بخش هایی از آن درگیر اعتصابات صنفی و اقتصادی است. نیاز است که
جنبش گامی بزرگ به پیش بردارد و برای چنین گامی یکی از نیازها این است که کارگران رشته
ها و کارخانه ها و کارگاه های بزرگ اعتصابات صنفی و اقتصادی را به اعتصابات
سیاسی تبدیل کنند.
توده های مبارز سرسخت
- قهر انقلابی در راه است
وضع این چند روزه ی مبارزات نشان می دهد که توده ها، توده های
سه سال پیش نیستند. خشم و کینه آنها از حکومت شدیدتر و خروش آنها بلندتر و روحیه ی
آنها جسورتر شده است. آنها دلیرتر و آبدیده تر از پیش گردیده اند و در مورد خواست
شان مبنی بر تغییر حکومت سرسخت تر و پایدارتر شده اند. بسیاری از مبارزین انقلاب
به ضرورت به کار گرفتن سلاح و دست زدن به مبارزه ی نظامی برای مقابله و سرنگونی
حکومت پی برده اند و از آن سخن می رانند و دیر یا زود هم آن را عملی خواهند کرد.
سیاست های حکومت تنها می تواند آن را کند گرداند و یا سرعت بخشد. پیشروان توده های
زحمتکش روز به روز بیشتر پی می برند که سرنگونی حکومت و برقراری یک حکومت انقلابی
دموکراتیک از آن خودشان از یک نبرد و از یک جنگ بزرگ داخلی می گذرد.
مرگ بر خامنه ای
مرگ بر حکومت
ولایت فقیه
زنده باد انقلاب
برقرار باد
جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر
گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
10 دی 1404
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر