۱۴۰۴ دی ۱۶, سه‌شنبه

در ویژگی های اوضاع کنونی(4)

 

 In the characteristics of the current situation (4)

The current demands and forms of the movement and how they may evolve

 خواست ها و اشکال کنونی جنبش و چگونگی امکان تکامل آنها

در زیر به برخی از مهم ترین وجوه جنبش خودبه خودی کنونی، اشکال پیشروی، خواست ها و تشکیلات می پردازیم.

دو شکل اساسی پیشروی جنبش

 شکل های اصلی کنونی مبارزه در شهرها بزرگ و متوسط و کوچک اعتصاب( از نظر خواست ها در حال حاضر بیشتر صنفی - اقتصادی) و گردهمایی و راهپیمایی خیابانی( با خصلت سیاسی) است که عموما با حملات نیروهای سرکوب مواجه شده و به  زد و خوردهای خیابانی کشیده می شوند.

تکامل اعتصاب ها از نظر کمی

اعتصاب های کنونی از نظر کمی می توانند به اعتصاب های گسترده ی سراسری که تمامی رشته های اصلی صنعت و خدمات را در بر گیرد تبدیل شوند.

 تکامل اعتصاب ها از نظر کیفی - تبدیل اعتصاب های صنفی- اقتصادی به اعتصاب های سیاسی

 از نظر کیفی اعتصاب ها می توانند به اعتصابات سیاسی تکامل یابند. این مرز نهایی خود شکل اعتصاب است.

گرچه حکومت تمامی تلاش اش را می کند تا چنین تبدیلی صورت نگیرد اما این امر در دست حکومت نیست. جهش از تعداد کم به بسیار به صورت جهش کیفی ناگهانی و در نتیجه ی رخداد یا رخدادهای ویژه ای( نقطه ی جوش های ویژه ای) صورت می گیرد. برای نمونه پس از رخداد 17 شهریور در انقلاب 57 اعتصاب های اقتصادی به سیاسی تبدیل شد و در گردهمایی ها و راهپیمایی ها نیز تغییرات بسیاری صورت گرفت و همان ها هم در نهایت به روی کار آمدن دولت ازهاری منجر شد. انقلاب و ارتجاع در مبارزه ی خویش با یکدیگر اشکال و اسلوب های مبارزه ی دیگر را تکامل می دهند.

 حکومت در حال حاضر دست به کشتار می زند و متوجه نیست که یکی از کشتارها که کمی گسترده تر و شدیدتر باشد می تواند وضع را گاه در یک منطقه( مورد جمعه سیاه زاهدان که البته به زاهدان محدود نشد اما نقش 17 شهریور 57 را نیز نداشت) و گاه در تمامی کشور برگرداند( به همین مورد افزایش نرخ ارز نگاه کنیم که چگونه وضع را به هم ریخت و یا نمونه ی جمعه ی سیاه شهریور 57 را به یاد آوریم).

 این را باید بیفزاییم که رویدادها مانند هم تکرار نمی شوند و تاثیر و گستره و بُردشان مانند هم نیست. به بیان دیگر نیاز نیست حتما کشتاری مانند 17 شهریور میدان ژاله صورت گیرد تا انقلاب یک جهش کیفی کند. گاه حتی کشتارهای کوچک تر نیز و یا حتی اقداماتی جز کشتار می تواند نقش همانندی را اجرا کند و جنبش را وارد انقلاب و یا انقلاب را وارد مراحل بالاتر کند. 

گسترش و تکامل گردهمایی ها و راهپیمایی ها از نظر کمی و تبدیل آنها به گردهمایی ها و راهپیمایی های میلیونی

 گردهمایی ها و راه پیمایی ها کنونی به دلیل سرکوب حکومت محدود و نسبت به آنچه می توانند باشند یا ظرفیت آن را دارند، کم تعداد هستند، یعنی ارتجاع، آن امکانی را که درون توده ها هست که آنها را ده ها و صدها هزار نفری و میلیونی کنند بسته است. اما در صورت تداوم جنبش و در صورتی که جنبش کنونی در نتیجه ی سرکوب های خشونت بار به اشکال دیگر مبارزه و از جمله اشکال قهرآمیز مبارزه تکامل نیابد، این امکان درون شان هست که از نظر کمی بتوانند به گردهمایی و راهپیمایی های در ابعاد صدها هزار نفری و میلیونی تبدیل شوند. به راستی اگر خامنه ای جسارت و شجاعت دارد به جای های و هوی به راه انداختن در مورد تفاوت «معترض» و «اغتشاشگر» اجازه قانونی گردهمایی و راهپیمایی به توده های معترض و بیان خواست هاشان را بدهد. شکی نیست که در تهران و شهرستان ها راهپیمایی چند میلیونی به راه خواهد افتاد.

باید توجه کرد که این امر حتی اگر حکومت با تمامی وجودش تلاش کند و شلیک به به توده ها را ادامه دهد اما از توان وی بیرون است که گسترش کمی گردهمایی ها و راهپیمایی ها را کنترل کند. رویداد 17 شهریور یک اقدام حکومت شاه سابق برای پس راندن توده ها بود اما همین رویداد هم اعتصاب ها را سیاسی کرد و هم راهپیمایی ها را صدها هزار نفری و میلیونی. بنابراین حکومت برای کنترل و عقب نشاندن توده ها دست به اقداماتی و از جمله کشتارهایی می زند و این اقدامات و کشتارها حتی اگر در شهرهای کوچک صورت گیرد، در شرایط اوج گیری جنبش انقلابی ممکن است نتیجه ی عکس داشته باشند.

تکامل گردهمایی ها و راهپیمایی ها از نظر کیفی – تبدیل زدو وخوردها با نیروهای سرکوب به شورش و قیام

راهپیمایی ها جز شکل کمی امکان تغییر کیفی را نیز در خود دارند.

 گردهمایی ها و راهپیمایی ها عموما مورد تهاجم نیروهای سرکوب قرار می گیرند و در برخی موارد با مقاومت مردم روبرو شده و کار به زدوخورد با نیروهای سرکوب کشیده می شود و این امری است که در دوره ی کنونی مبارزات بیش از پیش شده است. شکل های زدوخورد و پیشروی و عقب نشینیی ها نمی توانند تنها دایره وار و همچون یکدیگر تکرار شوند بلکه این امکان را دارند که در شرایط معین تغییر شکل یافته و به طور ناگهانی تبدیل به شورش های خود به خودی و حتی قیام های شهری شوند.

 هیچ کس و حتی حکومت شاه فکر آن را نمی کرد که چهلم قم در سال 57 به شورش ده ها هزار نفری تبریز کشیده شود. شورش تبریز یک تبدیل کیفی در همان دوره ی نخستین انقلاب 57 بود. بنابراین این که حکومت دست به انواع سرکوب ها می زند تا از وقوع آن پیشگیری کند لزوما به موفقیت وی منجر نخواهد شد. به ویژه در شرایطی که جنبش و انقلاب در حال پیش روی است و توده ها خیال عقب نشینی ندارند و یا به گونه ای دیگر شرایط به گونه ای پیش می رود که عقب نشینی هم برایشان امکان ناپذیر می گردد. به بیان دیگر شرایطی که چرخ انقلاب روی غلتک افتاده است.

تکامل خواست های توده ها از نظر کمی و کیفی

از نظر خواست ها، نیز امکان دارد همین سیر تحول و تکامل طی شود. یعنی اکنون خواست ها به دلیل اجازه نداشتن برای گردهمایی ها و راهپیمایی های قانونی و اعلام خواست های هر طبقه و هر گروه و هر بخش و ... به شکل تنظیم شده، این خواست ها بسیار فشرده و به شکل شعارها خود را نشان می دهد.، اما در صورتی که اعتصابات و راهپیمایی ها سیاسی شود و حکومت مجبور شود که عقب نشینی هایی کند، خواست ها با حفظ شکل کنونی خود در قالب شعارها می توانند اشکال ریزتر، مشخص تر و گسترده تری به خود بگیرند. خواست هایی که کارگران در منشور 12 ماده ای خود طرح کردند علیرغم انتقادات مهمی که به آن وارد است( از جمله در مورد فقدان مواضع روشن و بُرا در مورد امپریالیسم بین المللی) یک راهنما است و می توان ایرادات آن را رفع و آن را برای طبقه ی کارگر گسترش و تکامل داد.

 در عین حال ممکن است جدا از یک سلسله خواست های مشترک، در مناطق گوناگون و بسته به طبقات و بخش های جامعه خواست ها اشکال خاصی پیدا کنند. مانند خواست های ریزتر خلق های زیر ستم ایران و اقلیت ها و زنان و کشاورزان و کارکنان ادارات دولتی و خصوصی و بازاریان غیر وابسته به حکومت و کسبه و تولید کننده گان کوچک که همه جزو طبقات خلق هستند. 

 تشکیلات

تشکیلات مبارزات توده ای از درون  مبارزات توده ها بیرون می آید. در زمان انقلاب 57 شوراهایی از جمله در رشته ها و کارخانه ها و کارگاه ها به وسیله ی کارگران شکل گرفت که توانست برای مدت ها ادامه یابد. این امری از پیش برنامه ریزی شده نبود، به ویژه که آن زمان اکثریت به اتفاق گروه ها و سازمان های چپ سازمان یافته، منسجم و گسترده نبودند، بلکه در طول یک سال انقلاب شکل گرفت. همین امر در دوران کنونی نیز ممکن است به وقوع بپیوندند. نکته ی بسیار مهم و تعیین کننده گسترش کمی و تداوم زمانی و نیز ارتقای کیفی مبارزات است.

نکته مهم:

 حتی اگر این دور مبارزات در نتیجه ی سرکوب های شدیدتر( زمان ویرایش این مقاله اعتصاب بازار بزرگ تهران جریان یافته و نیروهای گارد ویژه به اعتصاب بازاریان یورش بردند) زمان زیادی به درازا نکشد که با این خشم انباشته توده ها و این کنش های تهاجمی که از آنها دیده می شود، خیلی هم به نظر نمی رسد چنین شود، انباشت کمی - کیفی جنبش های سه دهه ی اخیر( پنج جنبش و خیزش بزرگ و بسیاری جنبش های منطقه ای برای تغییر حکومت) می تواند شرایط را تکامل داده و وضع سیاسی توده ها را ارتقاء دهد.

همان گونه که وضع اندیشه و فرهنگ توده ها پس از خیزش ژینا تغییرات برق آسا و جهشی بسیاری کرد، افزایش کمی جنبش ها به روی هم، حتی با وجود شکست های مقطعی و عقب نشینی هاشان، خود می تواند به وجود آورنده ی یک وضع ذهنی و فرهنگی پخته تر و تکامل یافته تر در میان توده ها شود. توده ها از تجارب خود درس می گیرند و اندیشه های خود را تکامل می بخشند. امری که البته در صورت وجود احزاب انقلابی که می توانستند به توده ها در ترازبندی تجارب شان یاری کنند امکان می یافت روشن تر و منسجم تر و نتیجه بخش تر باشد.

اشاره ای به احزاب و گروه های سیاسی

در مورد احزاب و گروه های سیاسی نمی توان این را گفت زیرا بسیاری از این احزاب و گروه ها هم اکنون نیز وجود دارند، گرچه پراکنده و عموما در خارج کشورند. اما این امر نیز ممکن است که جنبش پیشروان پوست بیندازد و احزاب و گروه های تازه ای با جهان بینی و برنامه و استراتژی و تاکتیک های تازه ای و بافتی جوان از جنبش بیرون بزند.   

آنچه در بالا گفته شد عموما مربوط به جنبش ها و خیزش های خودانگیخته در شهرهای بزرگ و کلیدی است. اما در شهرهای کوچک و مناطق قوم نشین و نیز ملیت های زیر ستم خواست ها و تشکیلات ها و اشکال مبارزه در عین اینکه در برخی موارد با آنچه مربوط به شهرهای بزرگ و کلیدی است مشترک است اما در اشکال دیگری نیز و باز هم خودانگیخته بروز خواهد کرد که در شهرهای بزرگ حداقل به این اشکال بروز نخواهد کرد. در بخش سوم همین مقاله به گونه ای گذرا به آن اشاره کردیم و در مقالات دیگری آن را ادامه خواهیم داد.

برخی نکات کلی در مورد شکل کنونی تکوین جنبش انقلابی

از دیدگاه طبقه ی کارگر انقلاب دموکراتیک و ضد امپریالیستی ایران یک فراشد طولانی است و کسب قدرت سیاسی به وسیله ی طبقه ی کارگر و برقراری جمهوری دموکراتیک انقلابی خلق تنها به وسیله ی ارتش انقلابی طبقه ی کارگر و کشاورزان و نیروی سلاح ممکن است.

 این تصور که طبقه ی کارگر و  توده های زحمتکش می توانند با اعتصاب و گردهمایی ها و راهپیمایی های شهری و نهایتا قیام شهری حکومت را سرنگون کنند و حکومت جمهوری دموکراتیک نوین به رهبری طبقه ی کارگر را برقرار سازند تصور درستی نیست. ضمن این که سازماندهی قیام مسلحانه ی شهری برای کسب قدرت سیاسی به وسیله ی طبقه ی کارگر و متحدین اش در شرایطی که حکومت استبدادی در ایران برقرار است و احزاب سیاسی غیر حکومتی هرگز آزاد نبوده اند و هیچ امکانی برای پرورش سیاسی طبقه ی کارگر موجود نیست، کاری است نشدنی.

البته ممکن است که در شرایطی که احزاب سیاسی وجود ندارند یا شکل گیری شان بیشتر در دوران اعتلای انقلابی و پیشرفت انقلاب ممکن شده باشد و بنابراین زمان کافی برای خود سازمان یابی نصیب شان نشده باشد، در نتیجه روزافزون و گسترده شدن اعتصابات سیاسی و راهپیمایی ها و تبدیل آنها به اعتصابات سراسری سیاسی و راهپیمایی های میلیونی بتوان شرایطی به وجود آورد که حکومت سقوط کند، اما این امکان بسیار ناچیز است که حتی اگر در این دوران حزب کمونیست انقلابی ای شکل گرفته باشد، حکومتی که پس از آن سر کار می آید از آن این حزب و حکومتی از آن طبقه کارگران و کشاورزان و دیگر طبقات زحمتکش باشد.

در بدترین حالت برای جنبش انقلابی در چنین دورانی، یا امپریالیسم با شکل های متفاوت کودتا و یا تجاوز نظامی حکومت دلخواه خودش- مثلا سلطنت طلبان - را به روی کار می آورد( مانند عراق)؛

 و یا جناح حاکم کنار می رود یا کنار زده می شود( خواه همچون نتیجه ی مبارزه ی درونی میان جناح های طبقه ی حاکم که هم اکنون هم شدید است و خواه در نتیجه ی فشار و یا دیگر توطئه های امپریالیسم و سازش برخی از این بخش ها با امپریالیسم) و یک جناح دیگر از همان طبقه ی حاکم رو می آید. برای نمونه خامنه ای و هسته ی قدرت کنار می روند و اشخاصی مانند روحانی بر سرکار می آیند و با یک سری بند و بست ها با امپریالیست های آمریکایی و اروپای غربی و انجام برخی اصلاحات، کارگران و توده ها را به خانه ها می فرستد.

 در بهترین حالت نیز شورا و یا دولت موقت شکل می گیرد، مجلس موسسان تشکیل می شود و حکومتی باز در بهترین حالت ملی و مترقی( نماینده ی سرمایه داران ملی) روی کار می آید. چنین حکومتی نیز عموما نمی تواند مدافع پیگیر آزادی، دموکراسی و استقلال ایران و برآوردنده ی خواست های کارگران و کشاورزان و توده های زحمتکش باشد و دیر یا زود یا خودش به حکومتی استبدادی و مزدور تبدیل خواهد شد و یا با توطئه های امپریالیسم جای خود را به حکومتی مزدور و وابسته به امپریالیسم خواهد داد.

این ها به این معنا نیست که طبقه ی کارگر باید از چنین اشکالی از مبارزه در هر دوره ای از پیشرفت مبارزه دوری کند- زیرا برقراری جمهوری دموکراتیک ملی بورژوایی نیز به نفع طبقه ی کارگر است - بلکه تنها به این معناست که این گونه تکوین مبارزه و قیام های شهری تنها در صورتی می تواند در خدمت کسب قدرت سیاسی به وسیله ی طبقه ی کارگر در آید که این طبقه حزب و ارتش مسلح خویش را داشته باشد و توانسته باشد در جنگ سراسری خویش با حکومت پیشرفت های زیادی کرده باشد.

 هرمز دامان

نیمه ی نخست دی ماه 1404

 

 

 

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر