قطع اینترنت و تلفن سراسری در ایران
اکنون دو روز است که اینترنت و تلفن های همراه و ثابت در
ایران قطع است و امکان ارتباط با داخل نیز وجود ندارد.
قطعی اینترنت و تلفن زمانی صورت گرفت که خامنه ای جلاد و سران
پاسدار و نیروهای انتظامی و همچنین دادستان کشور سخنرانی های تهدیدآمیزی کردند و
توده های مردم را که گناه شان این است که حکومت ولایت فقیه را نمی خواهند، به سبک
و سیاق همیشه گی شان «اغتشاشگر»، «تخریب گر» و «وابسته به آمریکا و اسرائیل»خواندند.
وضع اکنون به گونه ای است که نگرانی عمیقی را در مورد وضع توده
ها و مبارزات آنها در داخل میان جامعه ی ایرانیان مهاجری که دل در گرو مردم و میهن
خویش و آزادی و استقلال و سرفرازی خلق ایران دارند به وجود آورده است. ایرانیانی
که در جنبش های گذشته از «جنبش سبز» تا «زن، زندگی، آزادی» صدای مبارزات مردم خویش
در خارج بوده و آن را مورد پشتیبانی و تبلیغ قرار داده و یک نیروی مستحکم قوی و
قابل اتکاء را در بیرون کشور برای آنها به وجود آورده بودند.
حکومت جنایتکاران و بوی سرکوب خونبار
اخبار و اطلاعات و فیلم هایی که جسته و گریخته می رسد همه از
یک سو نشان از آن دارند که توده های مردم به شکل گسترده ای در بسیاری از شهرها در
جمعه 19 و شنبه 20 دی ماه در خیابان ها بودند( و بیشتر به شکل گردهمایی ها و راهپیمایی های منطقه ای) و فریاد «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر
خامنه ای» سر می دادند و از سوی دیگر نشان از آن دارد که سرکوب های خونینی انجام
شده و یا در حال انجام است.
فیلم ها و اخبار در عین حال نشان از این می دهند که حکومت
نیروهای حزب اللهی از عراق و لبنان وارد کرده و بخشی از سرکوب را به آنها سپرده
است.
آوردن نیروهای سرکوب از بیرون کشور بخشا به این دلیل است که
نیروهای سرکوب داخلی دچار تزلزل شده و به احتمال زیاد از همان آغاز( و می توان حدس
زد از زمان جنبش «ژینا») هم دچار ریزش شده اند و هم دست به تمرد زده اند. در نتیجه
هم کمبود نیرو وجود دارد و هم نبود اراده ی سرکوب در برخی رده ها به ویژه رده های
پایین. امری که برای مزدبگیران عراقی و لبنانی وجود ندارد. ه
همچنین این امر به این دلیل صورت می گیرد که پس از سرکوب و در
صورت آرام شدن اوضاع، حزب اللهی های عراقی و لبنانی حتی اگر شناسایی شوند با بیرون
رفتن شان از کشور دنبال کردن شان دشوار می شود. این نیز امری است که در مورد
نیروهای سرکوب داخلی حداقل در میزانی گسترده وجود ندارد و توده ها آنها را نشان می
کنند و به جزای اعمالشانی می رسانند.
تصورات خامنه ای و سران پاسدار در مورد سرکوب ها
تصور خامنه ای و سران پاسدار همچون دفعات گذشته خطاست. در طول
بیست و اندی سال اخیر شش جنبش بزرگ سراسری و بسیاری جنبش های بزرگ و کوچک منطقه ای
که تقریبا نشان از نارضایتی اکثریت خلق ایران داشته و تمامی طبقات مردمی در آنها
شرکت کردند، به پا شده است و تمامی آنها به وسیله ی خامنه ای و سپاه و به گونه ای
سرکوب خونین شده اند که دیگر بر نخیزند. اما این اشتباه احمقانه دوباره و سه باره
و بارها تکرار شد و هیچ نتیجه ای نداشت. جنبش نه تنها دوباره بلند شد بلکه به مرور
گسترده تر، عمیق تر، رادیکال تر و شدیدتر شد. نگاهی به جمعیت شرکت کننده در دور
نوین پیشرفت انقلاب و نوع واکنش آنها مقابل نیروهای سرکوب نشان می دهد که هم این
جمعیت در برخی مناطق مهم بسیار بیشتر از جمعیت در مبارزات پیشین است و هم خشم و
نفرت اش فزونی یافته است. دیر یا زود هیچ نیروی سرکوبی توان جلوگیری از پیشرفت آن
را نخواهد داشت.
شدیدتر شدن مبارزه ی خلق با دشمنان خویش
از سوی دیگر شکل های مبارزه نشان می دهد که شکل مجازات سخت
دشمنان جنایتکار در صحنه ی جرم و جنایت و به همراه آن شکل نظامی مبارزه و از جمله
حمله به کلانتری ها و مراکز سپاه و بسیج و در کنار این ها در فرصت های مناسب ترور
جنایتکاران و زورگویان، نسبت به دفعات پیش رشد بیشتری کرده است. توده ها و در
پیشاپیش آنها رهبران میدان مبارزه به خوبی پی برده اند که با این حکومت تا دندان
مسلح و جنایتکار با زبان مسالمت نمی توان سخن گفت و برای برافکندن آن باید اسلحه
به دست گرفت و از حق خود دفاع کرد.
توده ها باید به کدام زندگی عقب نشینی کنند؟
تحمیل عقب نشینی به
توده های مبارز میدان نیز کار ساده ای نیست. توده ها به چه زندگی ای باید عقب
نشینی کنند؟ به زندگی با دلاری که رو به 200 و بالاتر دارد؟ به زندگی در فقر و
فلاکت و بیکاری و بی پولی بیشتر و هزار بدبختی دیگر؟ به زندگی ای که امکان یک
اعتصاب و یک راهپیمایی و یک اعتراض ساده و دنبال کردن حقوق خود وجود ندارد؟ به آن
زندگی که دیگر حتی نام زندگی، شایسته ی آن نیست؟
این ها تازه بخش هایی از قضیه است. توده ها اساسا حکومت ولایت
فقیه را نمی خواهند. از همه چیزش بیزارند. از همه چیزش متنفرند. اندک چیزی ندارد
که برای توده ها جاذب باشد و این را توده ها حتی پیش از آغاز جنبش هاشان در دهه
هفتاد از همان زمان که دیگر حاضر نبودند در جبهه های جنگ با عراق بجنگند کم و بیش
نشان می دادند.
سرکوب آب در هاون کوبیدن است!
به این ترتیب خامنه و سران سپاه و دیگر مرتجعین حاکم آب در هاون می کوبند. در بدترین شرایط و با بیشترین کشتار اگر به گستردگی جنبش منجر نشود که بعید است و به افت نسبی و عقب نشینی آن منجر شود، باز این افت و عقب نشینی جزیی و موقتی خواهد بود و خیلی زود و بار دیگر در اشکالی گسترده تر و شدیدتر بروز خواهد کرد. از عمر این حکومت زمان زیادی باقی نمانده است. این را مبارزات اخیر توده ها به روشنی فریاد می زند.
مرگ بر خامنه ای
مرگ بر حکومت
ولایت فقیه
زنده باد انقلاب
برقرار باد
جمهوری دموکراتیک انقلابی ایران به رهبری طبقه ی کارگر
گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
20 دی 1404
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر