نقش توطئه های امپریالیستی در شکل دهی مبارزه ی طبقاتی و
اوضاع عمومی در ایران
سخنان ترامپ در مورد اینکه امپریالیسم آمریکا چه سیاستی در
مورد حکومت کنونی در ایران در پیش خواهد گرفت، بسیار متضاد است.
از یک سو وی خامنه ای
را تهدید می کند که اگر دست به سرکوب و کشتار بزند به ایران حمله خواهد کرد و مانع
وی خواهد شد؛ و با این حال زمانی که حکومت به شدت سرکوب می کند و مردم کشته می
شوند وی می گوید تعدادی زیر دست و پا له شده اند.
این که چرا وی چنین می گوید نشان می دهد که عوامل گوناگونی و
با احتمالات و درصد های گوناگون دست اندر کارند که برخی از آنها را می توان چنین برشمرد:
یک - پیغام های مقامات ایرانی برای مذاکره و پذیرش بسیاری و
شاید تمامی خواست های ترامپ و در نتیجه چراغ سبز آمریکا به خامنه ای و شرکای
پاسدار برای کشتار؛(1)
دو- عدم آماده گی آمریکا برای اجرای نقشه ی حمله سریع و زود
فرجام جهت تنبیه حکومت به دلیل شرایط خیزش کنونی در ایران و منتظر فرصت مناسب شدن؛
سه - وجود طرح نقشه های جامع تر برای سرنگونی حکومت خامنه ای
- نه صرفا تنبیه حکومت - و از یک سو منطبق با چگونگی تعادل نیروهای گوناگون در جنبش
توده ها و از سوی دیگر برای آماده کردن نیروهای داخلی امنیتی و نظامی برای همراهی
با نقشه امپریالیست ها.
سیاست ترامپ و امپریالیسم آمریکا در مورد مخالفین جمهوری
اسلامی
سیاست های امپریالیسم
آمریکا در مورد مخالفین حکومت کنونی نیز متضاد است و سیاست روشن و یکدستی
را نشان نمی دهد. تا حال سه گزینه طرح شده است: سلطنت طلبان، مجاهدین و نیروهای
جمهوریخواه ملی.
سلطنت طلبان- دولت اسرائیل
یک - دولت صهیونیستی اسرائیل که نقش ژاندارم منطقه و به گفته
ی رئیس جمهور آلمان«کارهای کثیف»در سیاست های کنونی امپریالیستی به عهده اش گذاشته
شده است مرتجع و مزدوری مانند رضا پهلوی و سلطنت طلبان و ساواکی ها را تقویت می
کند و به دنبال جایگزین کردن آنها و برقراری استبداد سلطنتی به جای استبداد دینی
است. روشن است که سیاست دولت جنایتکار اسرائیل تابع سیاست های امپریالیسم آمریکا و
امپریالیست های اروپای غربی است و بدون آگاهی و هماهنگی دقیق با آنها صورت نمی
گیرد.
در مورد یک - ترامپ تا کنون حاضر به دیدار رضا پهلوی و به
رسمیت شناختن وی نشده است. ظاهرا وی بر این نظر است که رضا پهلوی سیاستمدار نیست و
توانایی اداره ی امور را ندارد( نظری مانند آنچه در مورد خانم ماچادو در ونزوئلا
داده است).
این امر خیلی دلیل محکمی نیست. برای امپریالیسم آمریکا و
شرکای اروپایی اش گرچه در برخی شرایط مهم است که مزدور و نوکرشان توانایی هایی در
پیاده کردن سیاست های دیکته شده و تداوم نظام مورد نظر آنها و کنترل اوضاع به نفع
شان داشته باشد( مثلا در مورد رضاخان میرپنج این مهم بود) اما اهمیت اساسی ندارد
که حتما نوکران و مزدوران شان در کشورهای زیر سلطه توانایی های یک سیاستمدار دولت
های امپریالیست غربی را داشته باشند. آنها به وسیله ی مشاورین و نیروهای مزدور سیا
در پس پرده هدایت می شوند و هر چقدر بی اراده تر و مطیع تر باشند( رضا خان با همه
ی هارت و پورت اش برای امپریالیسم انگلیس و بعدها آلمان نوکر و مزدور تمام عیاری
بود) بهتر است. مهم این است که آیا رضا پهلوی را در حال حاضر بخش قابل توجهی از
مردم خواهند خواست و یا خیر و نیز اینکه آیا طبقه ی سرمایه دار مزدور پیرامون وی
متحد خواهند شد و یا خیر.
مجاهدین- بخشی از حزب جمهوریخواه
دو- بخش هایی از حزب جمهوریخواه و طبقه ی حاکم آمریکا ظاهرا و یا واقعا به تقویت سازمان مجاهدین به عنوان جایگزین باور دارند و از این رو مخالف به قدرت رساندن دارودسته های خواهان استبداد شاهی در ایران هستند.
به نظر می رسد که اساس این نظر اگر ظاهری و بر مبنای تقسیم کار یا تقسیم برنامه ی توطئه نباشد بر این امر استوار است که اگر هم رضا پهلوی را به قدرت برسانند حتی اگر بتوانند در لحظه ی سرنگونی بخش مهمی از مردم مناطق مرکزی را به پشتیبانی وی برانگیزند، با توجه به مبارزات چهل سال و به ویژه دهه ی اخیر و خواست های طبقات گوناگون مشکل که بتوانند وی را برای مدت زیادی بر سر قدرت نگاه دارند. از این رو آنها متلاطم و در غلیان شدن جامعه را که در سه سال پس از بهمن 57 و سرنگونی شاه نیز وجود داشت، پیش بینی می کنند. امری که مخالف ثبات سیاسی است و سرمایه های امپریالیستی برای ورود به ایران نیازمند آن هستند. از سوی دیگر مجاهدین نیروهای مسلح دارند و اگر به نوعی در حکومت جایگزین نقش نداشته باشند حق خود را در خدمات سی ساله به امپریالیست ها خواهند خواست و این ممکن است جنگ داخلی ایجاد کند و تداوم حکومت سلطنتی را دشوار سازد. از نظر این دست سر جای خود نشاندن سلطنت طلبان راحت از آرام کردن مجاهدین است.
جمهوریخواهان مستقل و( وابسته) - دولت ترامپ
سه - علی جوانمردی مشاور ارشد رادیو صدای آمریکا( بخش فارسی)
که به گفته ی وی این رسانه نظرات دولت آمریکا را بازتاب می دهد، می گوید سیاست
ترامپ و دولت آمریکا نه حمله ی نظامی است و نه انتخاب رضا پهلوی و برگرداندن نظام
سلطنتی سابق. وی بر این نظر است که انتخاب با مردم ایران است و ما می خواهیم در
ایران دموکراسی برقرار شود و مردم آنچه را می خواهند خود انتخاب کنند. جوانمردی می
گوید نظر ترامپ این است که مخالفین جمهوریخواه می توانند ائتلاف کنند و برای گرفتن
قدرت تلاش کنند.
ما در مورد این بخش که از نظر مشاور ارشد صدای آمریکا سیاست
ترامپ و دولت امپریالیسم آمریکا است پایین تر صحبت می کنیم اما در حال حاضر بر
مبنای سه طرح موجود یک - اسرائیل- رضا پهلوی، دو- بخشی از حزب جمهوریخواه حاکم
آمریکا- مجاهدین و سه - ظاهرا ترامپ و دولت آمریکا- مخالفین حکومت کنونی و نیز
سلطنتی سابق که جمهوریخواه هستند، می توانیم بگوییم که آنچه به نظر می رسد دارای
دو نکته ی کلیدی است:
یک - ترامپ و دولت آمریکا با ورق های گوناگون بازی می کنند و
نمی خواهند به گفته ی این روزهای سیاستمداران «تمامی تخم مرغ های خود را در یک سبد
بگذارد» و یا «روی یک اسب شرط بندی کند». امپریالیسم آمریکا می خواهد سیر تحولات
را دنبال کند و با ورقی بازی کند که احتمال بیشترین پیروزی و کمترین خطر و ریسک را
در شرایط پس از سرنگونی و برقراری حکومت پسین داشته باشد.
( با این حال به نظر می رسد میان این ورق ها همان ورق رضا
پهلوی از بقیه قوی تر باشد. این را که دولت صهیونیستی اسرائیل و تلویزیون های
«اسرائیل- اینترناشنال» و «من و تو» و «بی بی سی» چنین برای وی سنگ تمام می گذارند
ممکن نیست بدون همکاری بخش مهمی از دولت ترامپ مقدور بوده باشد.)
دو - ترامپ می خواهد امکان جمع شدن مخالفین جمهوریخواه را در
عمل ببیند و از توان واقعی آنها و نیز درجه ی بُردشان در داخل آگاه شود و از سوی
دیگر احتمالا با مساله ی برقراری دموکراسی و انتخاب مردم در ایران سرگرم کند.
برقراری شبه دموکراسی در ایران و وابسته کردن اقتصاد به
امپریالیست ها
اکنون به گزینه ای که
جوانمردی در تلویزیونی که عنوان سخنگوی دولت آمریکا را دارد به آن اشاره می کند
بپردازیم.
مورد سه- ترامپ و آمریکا تصور می کنند هر گونه توطئه برای به
قدرت رساندن رضا پهلوی و مجاهدین به دلیل شرایط پیچیده ی ایران و وجود تمایلات
سیاسی طبقاتی، ملی و ... متضاد در میان طبقات مردمی که اکنون در خیابان ها و یا در
اعتصاب هستند با شکست استراتژیک روبرو خواهد کرد. یعنی هیچ کدام از آن دو نیروی
مورد بحث نمی توانند مدت زمان زیادی بر سر قدرت بمانند. از سوی دیگر مقایسه ای بین
مردم ایران و دیگر کشورهای منطقه نشان می دهد که شرایط ایران از نظر تاریخی ویژه
است. در حالی که مثلا در ترکیه و برخی دیگر از کشورهای عربی منطقه( عراق و سوریه و
مصر به دلیل مبارزات سیاسی و توده ای نه کاملا اما تا حدودی مانند ایران هستند) در
صد و ده سال اخیر تنها یک انقلاب به وجود آمده در ایران انقلاب ها و جنبش های
بسیاری برای تغییر و تحولی اساسی از ساخت اقتصادی - سیاسی صورت گرفته و اگر حکومتی
به وجود نیاید که پاسخی به مسائل اساسی این ساخت اقتصادی - سیاسی ندهد دیر یا زود
اسیر جنبش ها و انقلاب های دیگر خواهد شد.
از این رو سیاست برقراری دموکراسی بورژوایی داخلی را در پیش
گرفته اند. با توجه به وجود اهرم های اقتصادی قوی در دست امپریالیست ها و نیز
گرایش های غرب گرا در بخشی از مخالفین جمهوریخواه، امپریالیست های آمریکا و اروپای
غربی می توانند بدون ریسک زیاد با این حکومت وارد رابطه شده و آن حکومت را وابسته
به خود سازند. چنانکه اکنون می بینیم حکومت هایی مانند ویتنام وارد چنین رابطه ای
شده اند و یا کشورهای آمریکای جنوبی با وجود یک شبه دموکراسی و حکومت احزابی که در
گذشته انقلابی و چپ بودند و مسلحانه می جنگیدند، باز هم اینها سیاست های
نئولیبرالی امپریالیستی را پیاده می کنند.
به احتمال این ها راه هایی است که برای امپریالیسم آمریکا و
امپریالیست های اروپای غربی برای سوار شدن روی تحولات ایران وجود دارد. این که
کدام یک سیاست اصلی باشد و یا شود، دیر یا زود مشخص خواهد شد.
هرمز دامان
نیمه ی دوم دی 1404
1- اخبار حاکی است که در روز شنبه 20 دی 216 نفر در نتیجه ی
تیراندازی نیروهای سپاه جان باختند. می گویند بخشی از این نیروها در حمله به یک
کلانتری کشته شده اند. اینترنت و تلفن همراه و ثابت داخلی کماکان قطع است و به
احتمال این قطع شدن هم برای قطع ارتباط میان مردم در شهرهای گوناگون است و همراه
برای کشتار و بی خبر بودن مردم در ایران و جهان از آن. در صورتی که اخبار دقیق تری
برسد نگارنده این بخش را اصلاح خواهد کرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر