۱۴۰۴ دی ۲۱, یکشنبه

در ویژگی های اوضاع کنونی(7)

In the characteristics of the current situation (7) 

                                                On the struggle against the Shah in the mass movement

 

 درباره ی مبارزه با شاه پرستان در جنبش توده ها

چنانکه پیش از این نیز نوشته این سلطنت طلبان در میان بخش هایی از طبقات مردم به ویژه طبقات سرمایه دار( بیشتر سرمایه داران خصوصی با گرایش به غرب)، طبقات مرفه و میانی( لایه های مرفه و میانی خرده بورژوازی) و نیز میان بخش هایی از زنان و جوانان مناطق فارس نشین نافذ هستند.

در شرایط کنونی نیروی جایگزینی از سوی جمهوریخواهان کمونیست، دموکرات انقلابی، دموکرات و لیبرال که همچون قدرتی باشد و برای مردم جاذبه داشته باشد شکل نگرفته است. این در حالی است که اکثریت مبارزین و قربانیان و زندانیان پیشین و کنونی سرکوب داخلی در چهل سال اخیر از میان این نیروها به ویژه کمونیست ها و دمکرات های انقلابی بوده اند.

اما ملاک اصلی پیشرفت در راه برقراری جمهوری دمکراتیک مردمی، مبارزه ی طولانی و بی وقفه و فداکاری و جانباختن در راه برقراری جمهوری نیست. این ها به خودی خود کافی نیست و دردی را دوا نمی کند زمانی که به شکل یک حزب و سازمان و جبهه ی متحد از طبقات انقلابی و مترقی و برنامه و سیاست مدون و مبارزاتی منسجم و متشکل در راه تحقق آنها در نیامده باشد و مردم با تجربه ی خویش سیاست های پیشنهادی را نیازموده باشند.

و زمانی که چنین است و حزب و سازمانی و برنامه و سیاستی نافذ شده در میان مردم در میان نیست، این امکان همواره هست که بخش هایی از مردم به آسانی دچار فراموشی شوند و ننگ و نکبت حکومت گذشته را از یاد برند و تنها قیاس آناتی از آن دوران - آزادی های اجتماعی در آن و دورانی کوتاه از رفاه برای برخی لایه ها از جمله کارمندان رده های میانی و بالا و برخی نکات دیگر- با وضع کنونی، ملاک شان شود؛

 و یا اینکه به کمک تفاسیر و تحلیل غلط و دوباره نویسی تاریخ گذشته به وسیله ی مشتی سرمایه دار فراری و ساواکی و خود فروخته گان جنبش های پیشین، نگاه شان به گذشته تغییر کند و نوعی دیگر در حد ستایش آن دوران دزدی ها و جنایات کریه و زندگی نکبت بار، شود.

و نیز می توان افزود که در چنین شرایطی برخی از جوانان طبقات مرفه که حال نیز در ناز و نعمت اند، تصور کنند که اگر حکومت( استبداد) شاهی( که بخش هایی از آنها معنای «استبداد شاهی» را نمی فهمند و برایشان مهم هم نیست) برقرار شود، تهران و شهرهای بزرگ هم مثل لوس آنجلس «ابر شهر» می شوند و حکومت سلطنتی ایران هم مانند امپریالیست های انگلیسی و دانمارکی و سوئدی یک کشور قدرتمند و شاید هم ابرقدرت.

زمانی که چنین است بخشی از جوانان امروز و به ویژه آنها که متعلق به طبقات مرفه اند نه معنای امپریالیسم را پی چویی می کنند و نه معنای کشور زیر سلطه را. 

در چنین شرایط و وضعی، باید بسیاری از کارگران و کشاورزان و توده های استثمار شده و رنجدیده و زنان و جوانان و خلق های ستمدیده، قربانی مبارزه برای سرنگونی حکومت استبدادی ولایت فقیه شوند و آن گاه به جای دزدان و اختلاس گران و غارتگران و جنایتکاران روحانی و سپاهی و میلیاردرهای حاکم، مشتی میلیاردر لوس آنجلس نشین( و دیگر شهرهای آمریکا و اروپا) که چهل و اندی سال است آنجا در ناز و نعمت زندگی می کنند به همراه ساواکی هاشان بیایند و خلق ستمدیده را به وجود خود مفتخر گردانند!

 همچنین باید نظاره گر آن بود که بخش هایی از مردمی( گرچه نه آن چنان زیاد) که نزدیک به صد سال با استبداد سلطنتی( و زمانی برای حکومت مشروطه) و بیش از 50 سال با استبداد شاهی حکومت پهلوی ها جنگیدند و رنج ها کشیدند و قربانیان فراوان دادند، اکنون در نتیجه ننگ و کثافتی که آخوندها و پاسداران حکومت ولایت فقیه به بار آورده اند«جاوید شاه» و« پهلوی بر می گرد» گویند.

شعاری که جایگزین آن« مرگ بر شاه»ی شده است که به مدت یک سال توده ها آگاهانه سر دادند و در یکی از بزرگ ترین مبارزات تاریخی خود ننگ سلطنت و حکومت شاهی و شاهنشاهی را از دامن ایران پاک کردند.

تلخ ترین تجارب تاریخی این گونه شکل می گیرند. رنج آورترین آنات تاریخ یک ملت این گونه بروز می یابند.

این که این فرایند تلخ و رنج آور چگونه ایجاد و در حال شکل گرفتن است خیلی به تعمق و ژرف نگری نیاز ندارد. حکومت ولایت فقیه در داخل با سرکوب تمامی نیروهای انقلابی و مترقی و آواره کردن آنها از یک سو و از سوی دیگر با فساد و تباهی و دزدی و به هدر دادن تمامی ثروت های ملی ... و بالاخره با برقراری استبداد دینی خرفت کننده و ندادن کوچک ترین امکان به نیروهای مخالف حتی راست ترین حزب ملی یعنی نهضت آزادی شرایط داخلی آن را آماده کرد.

از دیگر سو امپریالیست ها و سرمایه داران سوپر میلیاردر فراری که در ناز و نعمت در آمریکا و کشورهای اروپای غربی زندگی ای همانند آقازاده های غرب نشین حکومت ولایت فقیه دارند، شرایط مالی آن فراهم کردند.

و مجموع این ها به همراه دولت های مرتجعی مانند دولت عربستان سعودی( احتمالا) و دولت جنایتکار اسرائیل، شرایط بمباران تبلیغاتی و مغزشویی آن را با تاسیس رسانه هایی مزدور از گونه ی «من و تو» و «اسرائیل اینترناشنال» که سران و اکثر کارکنان آنها نان کثیف خود را از جیب خامنه ای و شرکای پاسدارش می خورند که یک رسانه ی آزاد - نه روزنامه و نه رادیو یا تلویزیون و... - اجازه ندادند، به وجود آوردند.

در خیزش انقلابی کنونی سیاست تبلیغی کثیف این رسانه ها که از مدرن ترین شیوه ها استفاده می کنند، این گونه است:

نخست با مشتی دروغ و فتوشاپ و صدا گذاری و فضای مجازی (اینستاگرام، x  و غیره)  را به کمک هوش مصنوعی در اختیار گرفتن، گونه ای نشان می دهند که انگار همه جا رضا پهلوی را می خواهند و سپس زمانی که بیشتر جذب کردند و نافذ شدند به این شیادی ها و تقلبات نیز احتمالا نیازی نخواهند داشت.

آزموده را آزمودن خطاست!

وظیفه ی سنگین مبارزه با این انحراف خطرناک در جنبش دموکراتیک - انقلابی خلق ایران که بیشتر در مناطق فارس نشین بروز کرده، جدا از احزاب و گروه های سیاسی جمهوری خواه انقلابی و مترقی در میان فارس ها، بیش از همه به عهده ی دو نیرو است:

 یکی خلق های کرد و ترک و بلوچ و عرب و ترکمن است. پیشروان آنها باید با آن بخش از مردمی که در بخش های فارس نشین به دنبال آزموده های پیشین افتاده اند و به انحراف سلطنت طلبی درغلتیده اند به مبارزه ی نظری پپگیری برخیزند. بدون یک مبارزه ی جدی نظری درون خلق در مورد حکومت پیشین و با این گرایش های انحرافی ارتجاعی موجود، این امکان هست که خلق ایران از یک چاه در آمده و در چاهی دیگر افتد. همان گونه که از چاه حکومت سلطنتی در آمد و به چاه حکومت ولایت فقیه افتاد. 

نیروی دوم طبقه ی کارگر و کشاورزان و زحمتکشان و دانشجویان و جوانان و زنان پیشرو و آزادیخواه است. شکی نیست که در درون خود این نیروها نیز افرادی وجود دارند که ممکن است بگویند «الان وقت اش نیست و بگذارید ببینیم چه می شود!» و یا آنها که ممکن همراهی ای هم با جریان سلطنت طلب داشته باشند بگویند که «خوب حالا بگذاریم یک بار دیگه هم اینا را امتحان کنیم».

تمامی این گونه صحبت ها در همان سال های انقلاب 57 در مورد جمهوری اسلامی وجود داشت و نتیجه آن شد که می بینیم.

مبارزه ی درون خلق با گرایش های ارتجاعی و انحرافات نباید نسبت به مبارزه ی با جمهوری اسلامی عمده شود، اما به حال خود نیز نباید رها شود.

 هرمز دامان

نیمه ی دوم دی 1404

 

 

      

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر