۱۴۰۴ اسفند ۱۸, دوشنبه

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران - حمله به مدرسه‌ی میناب دقیق بوده نه تصادفی!

 

حمله به مدرسه‌ی میناب دقیق بوده نه تصادفی؛ این حمله باید به عنوان جنایت جنگی تحقیق شود

کودکان_قربانی_جنگ  کودک قربانی جنگ؛ ۱۰۸ 

زندگی قطع‌شده در جریان فاجعه دلخراش در دبستان دخترانه‌ی «شجره طیبه» میناب، دست‌کم ۱۰۸ کودک بی‌گناه جان باختند. هر #نیمکت_خالی و هر #کوله‌پشتی_رهاشده، یادآور نسلی است که از حق زندگی، امنیت و آموزش محروم شد؛

 حمله به مدرسه‌ی میناب دقیق بوده نه تصادفی؛ این حمله باید به عنوان جنایت جنگی تحقیق شود.

در ۹ اسفند ۱۴۰۴، در آغاز حملات نظامی گسترده‌ای که توسط نیروهای آمریکا و اسرائیل علیه ایران انجام شد، مدرسه ابتدایی "شجره طیبه" در شهر میناب، استان هرمزگان هدف حمله هوایی قرار گرفت و بخش‌های زیادی از ساختمان آن تخریب شد. بر اساس گزارش‌های رسانه‌های ایرانی، بین حدود ۱۶۸ تا ۱۸۰ نفر کشته شده‌اند که اکثر آنها دانش‌آموزان دختر بین ۷ تا ۱۲ سال بوده‌اند و ده‌ها نفر نیز زخمی شده‌اند.

تحلیل تصاویر ماهواره‌ای و ویدیوهای منتشرشده نشان می‌دهد که حمله با سلاح‌های هدایت‌شونده دقیق انجام شده و مدرسه به‌عنوان یک مرکز آموزشی قابل تشخیص بوده است. منابع رسانه‌ای بین‌المللی و گروه‌های تحقیقاتی نیز گزارش داده‌اند که این حمله در کنار یک پایگاه نیروی دریایی سپاه پاسداران در میناب رخ داده است. دیدبان حقوق بشر تأکید کرده که هیچ مدرکی دال بر استفاده‌ی نظامی از ساختمان مدرسه وجود ندارد و الگو و شدت حمله نشان‌دهنده عملیاتی هدفمند و نه تصادفی است.

دیدبان حقوق بشر و نهادهای بین‌المللی از جمله یونیسف و دفتر حقوق بشر سازمان ملل خواستار تحقیق مستقل و فوری درباره این حمله، بررسی احتمال جنایت جنگی و پاسخگویی مسئولان شده‌اند.

برای اطلاعات بیشتر و متن کامل تحلیل دیده‌بان حقوق بشر درباره حمله به مدرسه و لزوم بررسی آن به‌عنوان جنایت جنگی، می‌توانید گزارش آنها را در لینک زیر مطالعه کنید:

گزارش دیده‌بان حقوق بشر درباره حمله به مدرسه میناب:
https://melliun.org/iran/518555

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ضمن ابراز نگرانی عمیق نسبت به این فاجعه، تأکید می‌کند که مدارس و کودکان هرگز نباید به اهداف نظامی تبدیل شوند و خواستار تحقیق فوری، پاسخگویی مسئولان و تضمین امنیت جانی دانش‌آموزان و محیط‌های آموزشی است.

#کوله‌پشتی‌های_رها_شده
#کودکان_قربانی_جنگ
#صدوهشت_کودک_بی‌نام
#شایان_مام_سلیمی
#ماهان_زارعی
#هستی_محمدی
#کارن_بازرگان

شورای هماهنگی تشکل های فرهنگیان ایران - روایت میدانی از پایتخت؛ ده روز پس از آغاز جنگ

 

 اختصاصی

روایت میدانی از پایتخت؛ ده روز پس از آغاز جنگ
تهران در محاصره‌ی گرانی، فضای پادگانی و بی‌پناهیِ شهروندان
ده روز است که تهران، آن شهرِ همیشه بیدار، به سکوتی دلهره‌آور فرو رفته است. خیابان‌ها خالی‌تر از هر زمانِ دیگری است و کرکره‌ی مغازه‌ها پایین کشیده شده. اینجا دیگر چرخِ زندگی و اقتصاد نمی‌چرخد؛ تنها دغدغه، زنده ماندن تا صبحِ فرداست.
در روزهایی که مردمِ مضطرب بیش از هر چیزی به احساس امنیت و پناه نیاز دارند، چهره‌ی شهر به‌شکلی غریب، پادگانی شده است. بر سر میدان‌ها و چهارراه‌های اصلی، ماشین‌های سرکوب و لوله‌ی سنگینِ تیربارها خودنمایی می‌کنند.
ایست‌وبازرسی‌های متعدد در جای‌جای استان، سایه‌ی سنگینِ رعب را بر سرِ همان اندک رهگذرانِ خسته و نگران می‌اندازد. گویی پیش از آنکه نگرانِ آسمان باشیم، باید از خیابان‌های شهرِ خودمان بترسیم.
زیر این آسمانِ پرالتهاب، سفره‌های خالی جنگِ خاموشِ دیگری به راه انداخته‌اند. در همین ده روز، قیمتِ ساده‌ترین بهانه‌های زنده ماندن، مثل تخم‌مرغ و سیب‌زمینی، دو تا سه برابر شده است. رنجِ پدری که در میانه‌ی اضطرابِ جنگ، توانِ خریدِ یک وعده غذای ساده برای خانواده‌اش را ندارد، کمتر از آوارِ بمب‌ها نیست.صف های طویل پمپ بنزین و نانوایی ها ( به خصوص در روزهای اول ) را هم باید به این حجم فشارهای روزمره افزود.
اما شب‌ها، بی‌رحم‌ترین بخشِ این روایت‌اند. تداومِ حملات و خبرِ کشته شدنِ هم‌وطنانِ غیرنظامی، خواب و آرامش را از چشمانِ شهر ربوده است. سنگین‌ترین بارِ این وحشت بر روانِ کودکانی آوار شده که با هر صدای مهیبی می‌لرزند و پناهی جز آغوشِ لرزانِ والدینشان ندارند.
فاجعه‌ی بزرگ‌تر، بی‌پناهیِ مطلقِ ماست؛ نه آژیرِ خطری به صدا درمی‌آید تا فرصتِ جان‌پناه گرفتن بدهد، و نه اصلاً پناهگاهی تدارک دیده شده که مادری بتواند فرزندش را در آن پنهان کند. شهروندانِ تهران، رهاشده و بی‌دفاع، تنها به انتظارِ سرنوشت نشسته‌اند.
و تلخ‌تر از همه‌ی این‌ها، تماشای گروه‌هایی از طرفداران حاکمیت است که در همین خیابان‌های ماتم‌زده، به اسم عزاداری اما با شعارها و سخنرانی‌های تهدیدآمیز رژه می‌روند. این قدرت‌نمایی‌ها در روزهایی که روانِ جامعه از ترسِ بمباران و مرگ متلاشی است، حسی عمیق از ناامنی و بیگانگی را در دلِ شهروندان می‌کارد؛ گویی ما در خانه‌ی خودمان، تنهاترین و بی‌دفاع‌ترین انسان‌های روی زمین هستیم.

***

نیمکت‌های خالی
کودکان از دست رفته؛ خاطره‌ای که خاموش نمی‌شود
خون کودکان بی‌گناه، محصول مستقیم سرکوب بی‌رحمانه است. هر نیمکت خالی، فریاد خاموش نسلی است که با تیر و وحشت از حق زندگی، امنیت و آموزش محروم شده و یادآور نسلی است که با خشونت، آینده‌اش ربوده شد.
نام کودک: ملینا اسدی (۳ ساله)
محل کشته‌شدن: ‌کرمانشاه
تاریخ: ۱۸ دی ۱۴۰۴
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، ضمن ابراز تأسف عمیق و همدردی با خانواده‌های داغدار، خواستار پایان فوری خشونت، تضمین امنیت جانی کودکان و آزادی تمامی بازداشت‌شدگان است.
توجه: این شورا اسامی این کودکان را بر اساس اخبار منتشرشده در شبکه‌های قابل اعتماد و منابع معتبر منتشر می‌کند. اگر اطلاعاتی موثقی دارید، لطفاً با ما به اشتراک بگذارید تا گزارش‌ها دقیق‌تر و مستندتر شوند.
کودکان پرپر شده:
ابوالفضل دهقانی - امیرعلی پرویزی - مصطفی سرافراز اردکانی - امیرحسین دولت‌آبادی - کیاوش میرقاسمی - غزل جان‌قربان - محمدرضا مدنی - بهار حسینی - طاها صفری - امیرحسام خدایاری - مصطفی فلاحی - امیرعلی حیدری - سینا اشکبوسی - مهرداد صادقی - بنیامین محمدی - ابوالفضل بیگ‌محمدی - آرنیکا دباغ - امیرارسلان بهمنی‌نژاد - ابوالفضل بختیارپور دورکی - برنا دهقانی - ابوالفضل باجول - ریبین مرادی - ملینا اسدی - بهار شادمهری - آرین قاسمی - نارنین‌زهرا صالحی - رهام سعادتی - جبار پناهی آزاد - کیمیا کامیاب - میلاد حسن‌زاده آرمین سلطان‌محمدی - فائزه ایزدی - دیاکو محمدی - آرمین وفایی - مانی شفیعی - امیر‌مهدی کشاورز - مهدی گنج‌دانش - طاها نادری - معین تقی‌پور - پویا جعفری - علی اباذری- محمدحسین پرنون - علی مهری - شایان اسدی - ماهان رستمی - علی‌محمد صادقی - ابوالفضل عزیزی - جاوید رضایی - حذیفه اوستاخ نیما نجفی - آرین عشقی - سعید رضایی - مسعود کریم - محمد یاسین داود نبی - آنیلا ابوطالبیان - غزل دمرچلی - مەهنا دودوشکانی - مصطفی میرزایی - آروین سالمی‌راد - مهدی مختاری بایگی - ابوالفضل قلعه‌گری - عباس کلهر - امیررضا نوروزی - امیرحسین قراگزلی - ابوالفضل شیخ‌ویسی - ایوالفضل جاهدی - سیما ملکی - سام صحبت‌زاده - امیرحسین حضرتی - امیرحسین دونلو - امیرعلی قنبرزاده - آروین سالمی‌راد - مهدی ضیایی - نیما عباسی یزدی - بنیامین علیزاده - رضا غیاثی - متین عباسی - کامران علیزاده - علی آرمند - سهند ناصری کتکی - مسیح شاهوردی - امیرحسین مرادی - نازنین اسمی‌خانی - ابوالفضل نوروزی - مهیار کاکازاده - سودا اکرمی‌فر - هێمن محمدی - محمدحسین ساریخانی - ایمان فرعی - مسیح بیگدکی - غزل جانقربان - نیما جعفری - میلاد تیموری - امیر‌محمد لطفی - محمدپویا کریم‌آبادی - سهیل فتوحی - اسرا طاوسی‌نیا - سامیار علی‌پور - ثنا توسنگی - محمدمهدی صفری - ساجده کریمی - امیرعباس مومنی - ایلیا قدسی - پرنیان دبیری‌آبکناری - ارشیا عسکری - محمد طاها سپهوند - مهدی گنج‌دانش - امیرحسین محمدزاده - ابوالفضل موسوی - رضا امیری - امیرعلی ذاکری - یلدا محمد‌خانی - ستایش صمدی - عرفان حسن‌نژاد- احمد رعنایی - رضا کاووسی - نیما کدخدایی - محمد یزدانی - امیرحسین سرتیپی - سجاد خالق‌زاده - پارسا بیرانوند - پارسا لرستانی - امیرمحمد سگوند - نیما نینواپور - نیما عباسی - ابوالفضل رجایی - رامتین میرزادخت - نیوشا حمیدی - پارسا امینی - کسری وفاپور - امیرعلی فلاح‌پور - امیرمسعود احمدی - شیوا جاوید - محمدرضا علیزاده‌نسب - مهرداد ابراهیمی - مانی هداوند - ابوالفضل وحیدی - سودابه سربندی - رضا مرادی - پویا درخشان مبین یعقوب زاده - پارسا معدنچیان - سام افشاری - عرفان فرجی - پدرام خالویی - طاها هوشیار - امیرعباس رضابخش - علی غلاملو - فردوسی شهریار - علی‌اصغر حسینی - زهرا معبودی‌زرنق - علی‌رضا ولی‌پور - حسن مقامی - حسین کایدی - علی حسن‌زاده - امیرعلی‌ پهلوان‌زاده - امیرعلی صیامی - امیرعلی یحیایی - امیر یکتائی‌یگانه - محمدرضا قلی‌وند - علی‌رضا پارسافر - آرش احمدوند - سینا لواسانی - آیناز رحیمی حاجی‌آبادی - طاها صادقی گزنی - محمد امین اکبریان - سهیل الماسی - علی یغمورلو - علی محمدی - محمدصالح کنشلو - جواد کاظمی - ابوالفضل فعله‌گری - محمد سلطانی فر - علی امیردادی - محمد متین باقری - مهدی مهمدی کرتلایی - معین تقی پور - فاطمه‌ رها تاجیان - اسماعیل پیشرو - محمد ابراهیم بختیاری - امیر حسین سرباز - سروش اسحاقی - آرین قاسمی زاده - آرمان گرجیان - علیرضا سیدی - علیرضا صیدی -بهار شاه مهری - یاسین الهی - نوید ناظمی ملکی - یزدان افروغ - ابوالفضل یغموری - امیر حسین محمدزاده - محمد رضا قربانی - مانی صفر پور - سمیرا خانی - حسنی -شهدوستی - امیر‌علی مولایی - امیرمهدی نعمتی‌نژاد - ملیکا شاهمرادی - امیرعلی موذنی - آروین مرادی - عرشیا نرج آبادی - امیر یکتا - علی مناتی - دانیال داداشیار رازلیقی - امیر حسین عشقی - ایلیا اجاقلو - پریماه نیک پرور - ابوالفضل زارع - علی نوری - جواد حیدری - امیرمحمد صفری - صادق پرورش - شایان گرجی - صالح رشید‌محمد - مصطفی یارسرخ‌آبادی - علی‌حیدر براتی‌کردکانلو - محمدرضا عسکری - محمد بهرامی - سجاد آخوند زاده - آرش آقاعلی - دیاکو گنجور - امیرحسین قارداشی - سهیل تربالی - آریا شوقی تکمه‌داش - امیرحسین کارگران - صفورا جعفری - امیرحسین نصرتی - علیرضا سعیدی فرد - محراب گلستانی - ابراهیم نادری - علیرضا سوری- ابوالفضل پایدار- امیرعباس امینی- محمد رضا خبیری - محمدمتین حسینی- میثم بیژنی‌زارعی - باربد علی طهرانی - ایلیا جعفری- پویا کریمی - رهام برجسته - محمد مهدی بشیری - آذرنوش خراسانی - محمد حسین غلامی - امیر حسین نورالهی - علیرضا سلطانی - علا قشقایی - آرین نباتی - هدیه خدری - ابوالفضل امیر آبادی - رامین رستمی - شاهرخ همایونی


شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

۱۴۰۴ اسفند ۱۶, شنبه

در بزرگداشت 8 مارس روز جهانی زن

 

مبارزه برای توقف جنگ و مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی 

بزرگداشت 8 مارس امسال در شرایطی صورت می گیرد که امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی و جنایتکار اسرائیل دست به تجاوز به کشور ما و زیر پا گذاشتن حق حاکمیت ملی خلق ما و حقوق ملت ما در تعیین سرنوشت خویش زده اند. اکنون تمامی طبقات انقلابی و مترقی خلق ما در زیر فشارها و آسیب های جانی و مالی ناشی از جنگ تجاوزکارانه در شرایط نابسامان و رنج آوری به سر می برند. آنها نگران آینده کشور و فرزندان خود هستند.
جنگ تجاوزکارانه ی جاری امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل دارای دو خصلت است: یک خصلت آن علیه حکومت ارتجاعی ولایت فقیه و در تضادهای ارتجاعی شان با این حکومت است.
حکومت ولایت فقیه همچون غده ی متعفنی بر انقلاب دموکراتیک و ضدامپریالیستی 57 بروز کرد. این حکومت تمامی دستاوردهای انقلاب را نابود کرده و در مدت 40 و اندی سال موجودیت اش جز جنایت و کشتار و فساد و تخریب و فقر و فلاکت و دربه دری چیزی برای خلق ایران به بار نیاورده است و از این رو خشم و کینه ی تمامی خلق های ما را متوجه خود کرده است؛
اما وظیفه ی هر گونه تغییر و سرنگونی این حکومت نه به عهده ی آمریکا و اسرائیل که به خود اجازه می دهند برای مردم ما تعیین کنند چه چیز برایشان خوب و چه چیز برایشان بد است بلکه به عهده ی خود خلق ایران است.
خصلت دوم و اساسی تر این جنگ علیه جنبش ها و خیزش ها و شورش ها و کلا علیه انقلابی است که خلق های ما بیش از چندین دهه است در گیر آن هستند. انقلابی که برای آزاد کردن کشور از دست این حکومت کثیف و جنایتکار، رو به پیشرفت بوده و در عین این که جانباخته گان زیادی داشته است، گام های بزرگی نیز به پیش برداشته و تغییرات بسیار در عرصه ی اجتماع و فرهنگ و سیاست مردم ما به وجود آورده است.
با توجه به این نکات هدف امپریالیسم آمریکا و دولت جنایتکار اسرائیل صرفا جمهوری اسلامی نبوده بلکه خود انقلاب مردم ایران است. از این رو مخالفت با جنگ و مبارزه برای توقف آن از یک سو و تداوم انقلاب علیه حکومت ولایت فقیه از سوی دیگر وظیفه ی انقلاب و از جمله زنان مبارز ایران است.
دختران و زنان آگاه و توانمند و شجاع کشور ما چندین دهه است که خواه به طور مستقل با جنبش های خویش علیه پدر- مرد سالاری و برای کسب حقوق برابر با مردان و همچون بخش مهمی از انقلاب دموکراتیک کنونی ایران و خواه همراه با مردان و طبقه ای که به آن تعلق دارند، برای تحقق اهداف اساسی انقلاب در رهبری و بدنه ی این انقلاب شرکت داشته اند. آنها فداکاری های بیشمار کرده و آسیب های فراوان متحمل شده و آن را به پیش برده اند، چندان که می توان گفت بدون دختران و زنان مبارز تمامی خلق های ساکن ایران به ویژه دختران و زنان کورد ما و فداکاری های آنها و جان هایی که در راه این انقلاب دادند، این انقلاب به چنین گسترش و ژرفا و تکاملی دست نمی یافت.
نقش زنان در دوره ی کنونی انقلاب به ویژه از زمان خیزش بزرگ ژینا جهش کرد. در این خیزش سیاسی و فرهنگی که گستره ی مبارزات آن تا سه سال بعدی و خیزش انقلابی - دمکراتیک دی ماه امسال به درازا کشید دختران و زنان ایران آوای بلند خود برای برابری حقوق با مردان سر دادند. آوایی که سراسر جهان را در نوردید و تکانی شگرف به نقش زنان در انقلاب دموکراتیک ایران و سیاست و فرهنگ حاکم بر آن و همچنین جنبش زنان در منطقه و جهان داد.
در خیزش دی ماه امسال نیز دختران و زنان که اینک تجارب بزرگ خیزش «زن، زندگی، آزادی» و سه سال مبارزات تن به تن و کوبنده ی پس از آن با حکومت ضد زن ولایت فقیه را پشت سر گذاشته بودند، با آگاهی از جایگاه و نقش خویش در مبارزات دموکراتیک جامعه، دگر بار به گونه ای پیشرو و انقلابی در رهبری مبارزات خیابانی حضور یافتند و جنبش را به پیش بردند.
این درخشش و بی باکی دختران و زنان در مبارزات سیاسی و فرهنگی کینه و عقده ی حکومتیان و به ویژه هسته ی سخت قدرت و مشتی پاسدار و بسیجی و حزب اللهی مومیایی و مزدور را بر انگیخت، چندان که آنان از عقب نشینی های اجباری حکومت رضایت نداشته و منتطر فرصتی بودند تا از دختران و زنان ما انتقام بگیرند. روزهای 18 و 19 دی این فرصت را برای آنها فراهم کرد تا این عقده ی حقیر خود را فرو نشانند. آنها دست به کشتاری هولناک زدند و دختران و زنان را که در مبارزات نقش پیشرویی داشتند به اشکالی دردناک و فجیع کشتند تا جنبش آنها را خاموش کرده و زنان را به کنج پستوها برگردانند.   
مبارزات دختران دانشجو و همچنین زنان و مادران در چهلم جانباخته گان خیزش دی ماه، پاسخی بود به این جنایت حکومت آخوندها و پاسداران. آنان و به ویژه مادران جانباخته گان با مبارزات خود نشان دادند که این توانایی را دارند که سهم مهمی از به دوش کشیدن انقلاب را داشته باشند. بی تردید اگر جنگ را امپریالیست ها آغاز نکرده بودند این دور از مبارزه ی انقلابی به یاری مادران و زنان راه های نوینی برای پیشرفت می گشود. 
اکنون نیز دختران و زنان ما آگاه اند که در حالی که علیه جنگ متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی باید مبارزه و آن را متوقف کنند در عین حال باید مبارزات خویش را علیه حکومت ولایت فقیه پیش برند.
 بی شک، جنبش آنها، جنبش زنان نقش مهمی در مبارزه علیه جنگ و توقف آن و نیز تداوم انقلاب دموکراتیک و ضد امپریالیستی ایران خواهد داشت.
 گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
15 اسفند 1404

 

۱۴۰۴ اسفند ۱۵, جمعه

جنگ دوم امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل با حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی( بیانیه چهارم)

 

The Second War of American Imperialism and the Zionist State of Israel against the Reactionary Government of the Islamic Republic (Fourth Statement)

جنگ تجاوزکارانه ی امپریالیسم علیه حق حاکمیت خلق ایران 

ترامپ: « تسلیم بدون قید و شرط» و نقش داشتن در «انتخاب رهبر جانشین» را می خواهد!  

یک - تداوم جنگ تجاوز کارانه علیه خلق ایران- کشتار، آسیب و ویرانی
جنگ تجاوزکارانه ی امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل ادامه دارد  و روز به روز بیشتر طبقه ی کارگر و کشاورزان و دیگر طبقات خلق ما را که خود زیر فشارهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی قرار داشتند زیر فشار قرار می دهد. پس از هفت روز جنگ بیش از 1000 نفر از هم میهنان ما کشته شده اند که بسیاری شان از غیرنظامیان بودند و نیز شمار زیادی از مردم آسیب جسمی دیده اند و همچنین بسیاری از خانه ها و مراکز عمومی در شهرها و روستاها ویران شده اند. اکنون مردم ما دردها و رنج هایی افزون بر دردها و رنج ها و پیشین خود متحمل می شوند. 
دو - حکومتیان
از این سوی سران دزد و فاسد سپاه و بسیج و آخوندهای وابسته به آنها سیاست هایی را ادامه دادند که نتیجه ی آن اکنون جنگ امپریالیست با آنها و باز کردن پای مرتجعین امپریالیست به ایران و تجاوز به حق حاکمیت و حق تعیین سرنوشت خلق ما است.
آنان که می خواستند قدس را تسخیر کنند اکنون کشور را به گرداب جنگی کشانده اند که پایان اش روشن نیست و در صورت تداوم به همین شکل کنونی اش، بی تردید به بهای گزافی برای خلق ایران تمام خواهد شد.
سه -  ترامپ می خواهد رهبر جانشین در ایران را خود انتخاب کند!
ضرباتی که متجاوزین جنگ افروز آمریکا و اسرائیل با توجه به برتری اطلاعاتی، تکنولوژِیکی و هوایی و نظامی خود به مراکز سیاسی و اطلاعاتی و نظامی و تاسیسات اتمی زده اند، بیش از پیش آنها را هار کرده است. اکنون دیگر ترامپ تنها «تسلیم بی قید و شرط»جمهوری اسلامی را می خواهد و از حق نقش داشتن تعیین رهبر برای ایران صحبت می کند.
جز این از اشارات جسته و گریخته ی ترامپ در روزهای اخیر جنگ بیشتر بر می آید که وی تمایل دارد با فردی از هیئت حاکمه ایران به سازش برسد. فردی که هم سیاست مداری دارای توانایی های معینی باشد وهم بتواند برده گی  امپریالیست های غربی را بپذیرد. ترامپ اندیشه ی خود را به این شکل بیان می کند که چنین دولتی باید با کشورهای غربی( امپریالیست ها) و دولت های مرتجع منطقه و از جمله اسرائیل« روابط خوب و مناسبی» برقرار کند. به گونه ای کوتاه همچون کشورهای زیر سلطه ی عرب منطقه جزیی از بلوک امپریالیستی غرب و مطیع اوامر آنها گردد.
چهار - پیشنهادهای مذاکره
 اخبار متضادی از پیشنهاد مذاکره از سوی سران جمهوری اسلامی برای مذاکره و طبعا عقب نشینی به گوش می رسد. ترامپ و منابع اطلاعاتی کشورهای امپریالیستی غرب از این چنین پیشنهادهایی از جمله از جانب مقام های سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی صحبت می کنند، اما تا کنون سران جمهوری اسلامی آنها را انکار کرده اند. با توجه به گفته های پزشکیان که برخی از کشورها در حال تلاش برای پایان دادن جنگ هستند مشکل بتوان تصور کرد که چنین پیشنهادهایی از جانب جمهوری اسلامی نشده باشد.
پنج - مساله ی خلق کرد
تا کنون حملات صرفا هوایی بوده است اما ترامپ از حمله ی زمینی نیز صحبت کرده است. شایعاتی نیز در مورد تحریک کردن کردهای اقلیم کردستان عراق  و شش گروه مسلح کرد ایران به حمله ی زمینی و بازی کردن نقش پیاده نظام امپریالیسم آمریکا طرح شده است. اگر ما خود را به بیانات و اطلاعیه های احزاب کرد( شش گروه) محدود کنیم چنین انتظاری نمی رود زیرا این گروه ها و هواداران شان چنین شایعات و رویه ای را نفی کرده اند( یک اطلاعیه گروه «هم‌پیمانی نیروهای سیاسی کوردستان ایران» در سایت در  موجود است).
روشن است که با وجود مار زخمی بودن سران پاسدار و بسیجی و آخوندهای هسته ی سخت قدرت جمهوری اسلامی و شکست سنگین و کمتر قابل انتظاری که تا کنون خورده اند اینها همان گونه که دق دلی خود را از شکست هایی که از خیزش «زن، زندگی، آزادی» خوردند و عقب نشینی هایی که مجبور شدند به آن تن دهند و همچنین شکست هایشان در جنگ نخست دوازده روزه و خیزش دی ماه را با کشتار هولناک 18 و 19 دی و نیز مثله کردن دختران و زنان مبارز و پیشروترین جوانان مبارز در آوردند باز هم تلاش خواهند کرد که در صورت هر گونه حمله ی زمینی خواه از جانب کردستان و خواه بلوچستان و یا هر منطقه ی دیگر تلافی آن را نخست و بیش از پیش بر سر توده های مردم این مناطق در آورند و خلق های کرد و بلوچ را به خاک و خون کشند و  شهرها و روستاهای مناطق زندگی شان را ویران و به زمین سوخته ای تبدیل کنند. 
از سوی دیگر این حق طبقه ی کارگر و دیگر طبقات انقلابی و مترقی ملت های کرد و بلوچ و دیگر ملت های ساکن ایران است که سرنوشت خود را خود تعیین کنند. این را همه ی ملیت های ساکن ایران و از جمله طبقه ی کارگر و خلق فارس می خواهند. آنچه همه ی انقلابیون کمونیست و دموکرات آزادی خواه و استقلال طلب ایران انتظار دارند این است که با توجه به تجارب تلخ گذشته و به ویژه در مورد اقلیم کردستان و روژوا، اولا خلق کرد اجازه ندهد که هیچ گروه مسلحی از میان خلق کرد، به صورت پیاده نظام نیروهای امپریالیستی در آید؛ و دوما  هر انتخابی در فضایی آزاد و در ایران مستقل و آزاد و از آن کارگران و کشاورزان و دیگر طبقات مترقی و ملی صورت گیرد.
آنچه در حال حاضر انتظار است این است که جنبش و مبارزات خلق کرد علیه جمهوری اسلامی و امپریالیست ها همراه مبارزات خلق ایران و در مسیر سرنگونی و تغییر حکومت در ایران به نیروی انقلاب توده ای تمامی خلق های ایران پیش رود. چنانچه این مبارزات در چنین مسیری و در اتحاد با مبارزات دیگر خلق های ایران و از جمله خلق فارس باشد آنگاه مبارزات مسلحانه ی برای آزاد کردن کردستان و برقراری اتحادیه ها و شوراهای رهبری انقلاب در شهرها و روستاها جزیی از تکامل انقلاب در ایران خواهد بود.
شش - آیا سلطنت طلبان به حاشیه رفته اند؟
چنانچه گرایش یا برنامه ی سیاسی ترامپ را که در بالا اشاره شد عمده فرض کنیم( که این گونه به نظر می رسد) آنگاه باید اندیشید که از اهمیت سلطنت طلبان در سیاست کنونی آمریکا بسیار کاسته شده است و آنها به حاشیه ی برنامه های امپریالیست ها تبدیل شده اند.
اگر بر این مبنا بخواهیم توضیح دهیم که چرا این همه سرمایه گذاری روی آنها به ویژه پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» انجام شد، آنگاه می توانیم به چند دلیل مهم زیر اشاره کنیم:
یکم: برای فشار روی خامنه ای و سران پاسدار برای تسلیم شدن در مذاکره و تن دادن به خواست های امپریالیسم آمریکا؛
دوم: برای تخریب جنبش و خیزش و انقلاب و ایجاد تفرقه در صفوف خلق و به حاشیه راندن و منفعل کردن نیروهای انقلابی و ترقی خواه در جنبش و  آماده کردن سلطنت طلبان برای یکه تازی در خارج از کشور و در میان ایرانیان مهاجر. و نیز رسوخ به داخل و ادامه ی تفرقه در صفوف طبقات و توده ها که در هنگام خیزش ژینا اشکال تکامل پیشرفته ای از اتحاد طبقات خلق و ملت های ساکن ایران را تجربه کرده بودند.
سوم: فراهم کردن شرایط برای دست زدن به جنگ تجاوزکارانه و اجرایی کردن آن با این بهانه که بخش های زیادی از مردم ایران و گروه های سیاسی در خارج و داخل خواهان آن و «یاری ترامپ» به مردم ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی و در دست گرفتن سرنوشت خود هستند.
هفت - دو نوع تکوین در شرایط ایران
دو راه با یکدیگر مبارزه می کنند: 
راه انقلاب علیه حکومت ولایت فقیه و امپریالیست ها برای برقراری یک جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر و استقلال و آزادی و دموکراسی خلق در ایران؛
 و دوم: راه معامله و توطئه و جنگ و راه تبدیل ایران به کشوری بیش از پیش وابسته و دارای حکومتی مستبد و زیرسلطه ی امپریالیست ها.
نخستین، راه تکامل در ایران راه انقلاب بوده و هست. در صورتی که طبقه ی کارگر و کشاورزان و دیگر طبقات انقلابی و مترقی خلق ما راه جنبش خویش و انقلاب دموکراتیک بزرگ خود را ادامه دهد گونه ای تکامل در پیش رو است که نقطه ی اوج ان برقراری جمهوری دموکراتیک خلق ایران به رهبری طبقه ی کارگر خواهد بود.
در پیشگیری از تکامل چنین راهی، امپریالیست ها هزاران توطئه و تزویر و مداخله پیشه کرده و مانع از تکوین انقلاب و رسیدن طبقه ی کارگر و خلق ایران به خواست های استقلال طلبانه و آزادیخواهانه خود شده و خواهند شد. این امری است که ما از همان آغاز شدت گرفتن تضادها میان امپریالیست ها با حکومت ولایت فقیه پیش از امضای برجام به آن اشاره کرده ایم. ما همواره بر آن بوده ایم که تضادهای امپریالیست ها با جمهوری اسلامی تنها در چارچوب خود این تضاد قابل فهم نیست و امپریالیست ها نه تنها با جمهوری اسلامی تضاد دارند بلکه بیش از جمهوری اسلامی با انقلاب دموکراتیک و ضد امپریالیستی ایران و با برقراری یک جمهوری دموکراتیک انقلابی( و یا حتی جمهوری دموکراتیک بورژوایی ملی) در ایران تضاد دارند. ما همواره اشاره کرده ایم که امپریالیست ها به هزاران تزویر و توطئه دست خواهند زد و به محض همه گیر شدن و اوج گیری انقلاب، حتی پیش از این که چنین انقلابی به کمال خود برسد و طبقه ی کارگر این توانایی سیاسی و تشکیلاتی و عملی را به دست آورد که بتواند رهبر آن شود، دست به مداخله و جنگ خواهند زد
راه دوم راه جنگ و مداخله ی امپریالیست هاست پیش از این که انقلاب خود را دریابد و ادامه یابد. این راه پیش از این در جنگ نخست دوازده روزه در پیش گرفته شد و با جنگ دوم تداوم یافته است. هدف جنگ کنونی تنها جمهوری اسلامی نبوده( اگر ترامپ با بخشی از این حکومت به سازش برسد، سرنگونی جمهوری اسلامی می تواند منتفی گردد) بلکه انقلاب خلق ایران است که اوج هایی پی در پی را به ویژه در ده سال اخیر تجربه کرده است. تکوین راه جنگ و نجاوز امپریالیسم علیه ایران، تکوین تبدیل ایران به کشوری وابسته و مطیع امپریالیست هاست. 
اما اگر انقلاب می تواند تزویر و فریب و توطئه ها و جنگ امپریالیست ها را علیه خود بر انگیزد و گسستگی در تکامل آن ایجاد کند، جنگ نیز می تواند انقلاب را برانگیزد و رشد دهد.
اگر جنگ می تواند مانع پیشرفت انقلاب گردد انقلاب نیز می تواند بر علیه جنگ تجاوز کارانه ی امپریالیست ها برخیزد و مانع تداوم آن گردد.
نخستین گام محکم در این راه مخالفت و مبارزه با تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل به ایران و مبارزه برای توقف آن است.    
طبقه ی کارگر و خلق ایران می توانند علیه جنگ برخیزند و به انواع و اشکال گوناگون با آن و برای توقف آن به مبارزه برخیزند. در چنین راهی مبارزات انقلابی برای آزادی و استقلال ایران و برقراری یک جمهوری دموکراتیک انقلابی دوباره رو خواهد آمد و مانع از تداوم توطئه های امپریالیستی خواهد شد.

به مبارزه علیه جنگ تجاوزکارانه ی امپریالیسم آمریکا و اسرائیل برخیزیم

و مانع از تداوم آن شویم!

 مبارزات خود علیه جنگ را با مبارزه با جمهوری اسلامی در هم بیامیزیم!

انقلاب را رشد و تکامل دهیم!

مرگ بر امپریالیسم و صهیونیسم

مرگ بر سران فاسد و دزد و جنایتکار جمهوری اسلامی

زنده باد انقلاب

برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر

گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

15 اسفند 1404

 

 

 

 

۱۴۰۴ اسفند ۱۴, پنجشنبه

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»


 کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در صدودهمین هفته در ۵۶ زندان مختلف
کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» مرگ دیکتاتور ایران علی خامنه‌ای، عامل کشتار و اعدام ده‌ها هزار نفر از مردم ایران را آغاز پایان نظام منحوس ولایت فقیه و دروازه ورود به دموکراسی می‌داند.
در شرایط سخت جنگی کنونی که نظام مستبد بر کشورمان تحمیل کرده‌است، ما زندانیان خود را همراه عموم مردم می‌دانیم و در درد و رنج‌های آنها سهیم هستیم.
ما بر این باوریم که ایران به‌رغم همه فراز و نشیب‌ها سرانجام به سوی یک آینده درخشان در حرکت است و هیچ‌گاه به گذشته و نظام‌های دیکتاتوری باز نخواهد گشت. آزادی ایران به دست مردم و با اتحاد و هم‌دلی خودشان و نه نیروی خارجی، محقق خواهد شد.
آمار اعدام‌های اسفند ماه تاکنون از مرز ۶۵ تن گذشته است. طی روزهای گذشته نیز حکم اعدام یکی دیگر از بازداشتی‌های خیزش دی ۱۴۰۴ به نام محمدرضا مجیدی اصل، به اتهام «محاربه» در تهران صادر شده و دو زندانی هموطن کُرد از بازداشتی‌های خیزش ۱۴۰۱ با نام‌های محمد فرجی و رئوف شیخ‌معروفی، به اعدام محکوم شده‌اند.
حکم اعدام زندانی سیاسی دیگر پیمان فرح‌آور، در زندان لاکان رشت برای دومین بار، توسط دیوان عالی رژیم تایید شده و جان این زندانی بیش از هر زمان دیگری در معرض خطر است.
هم‌زمان، بسیاری دیگر بازداشتی‌ها، زیر فشار و شکنجه، در خطر صدور حکم ضد انسانی اعدام و احکام سنگین قرار دارند.
کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» بار دیگر توجه جوامع بین‌المللی و نهاد‌های حقوق بشری را نسبت به وضعیت زندانیان، به ویژه زندانیان سیاسیِ محکوم به اعدام جلب نموده و خواستار آزادی آن‌هاست. کارنامه ننگین و سراسر جنایت این رژیم باید به شورای امنیت ملل متحد ارجاع شود.
کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» روز سه‌شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ در صدودهمین هفته در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشد:
زندان اوین (بند‌های زنان و مردان)، زندان قزل‌حصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند‌های زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان وکیل‌آباد مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائم‌شهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران - کودکان_قربانی_جنگ

 
۱۰۸ کودک قربانی جنگ 
 ۱۰۸ زندگی قطع‌شده
 


در جریان فاجعه دلخراش در دبستان دخترانه‌ی «شجره طیبه» میناب، دست‌کم ۱۰۸ کودک بی‌گناه جان باختند. هر #نیمکت_خالی و هر #کوله‌پشتی_رهاشده، یادآور نسلی است که از حق زندگی، امنیت و آموزش محروم شد؛ نسلی که با خشونت و بی‌رحمی آینده‌اش ربوده شد.
محل حادثه: دبستان دخترانه‌ی «شجره طیبه»، #میناب
تاریخ: ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران این فاجعه را محکوم کرده و تأکید می‌کند: کودکان و مدارس هرگز نباید به اهداف جنگی تبدیل شوند. خواست ما پایان فوری خشونت و تضمین امنیت جانی دانش‌آموزان است.
توجه: اطلاعات این گزارش همچنان در حال تکمیل است. شورای هماهنگی از معلمان، کارکنان آموزشی و افراد مطلع در منطقه درخواست می‌کند در صورت دسترسی به هرگونه اطلاعات موثق درباره تعداد قربانیان، نام‌ها، تصاویر یا جزئیات حادثه، آن را برای تکمیل این گزارش با ما به اشتراک بگذارند.
صد و هشت #کوله‌پشتی_رها‌ شده؛ صد و هشت داستان که باید دیده و شنیده شوند، حتی اگر نامشان ناشناخته باشد.
#کوله‌پشتی‌های_رها_شده
#کودکان_قربانی_جنگ
#صدوهشت_کودک_بی‌نام

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

x

۱۴۰۴ اسفند ۱۲, سه‌شنبه

جنگ دوم امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل با حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی( بیانیه سوم)


The Second War of American Imperialism and the Zionist State of Israel against the Reactionary Government of the Islamic Republic (Third Statement)

جنگ تجاوزکارانه و کثیف امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل علیه

 حق حاکمیت ملی خلق های ایران 

The aggressive and dirty war of American imperialism and the Zionist state of Israel against

the national sovereignty of the people of Iran

1-    از آنچه در چهار روز جنگ تجاوزکارانه ی امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی و جنایتکار اسرائیل با ارتجاع جمهوری اسلامی گذشته است بر می آید که یا آمریکا با فردی از جناحی از میان همین حکومتیان، اصولگرایان یا اصلاح طلبان( آنها که مشکلی برای پذیرش نوکری امپریالیست های غربی ندارند) برای رهبری حکومت بعدی به سازش می رسد و یا با سرنگونی کامل حکومت، یک دولت جایگزین برای آن انتخاب می کند.

2-    اگر فرض را بر این گذاریم که زدن مراکز امنیتی و نظامی و سایت های اتمی و موشکی در سراسر ایران پایان ماجرا خواهد بود آن گاه فرض نخست است که تحقق می یابد. یعنی با یک عقب نشینی بزرگ از جانب سران جمهوری اسلامی( آنچه ترامپ به عنوان خواست«گذاشتن اسلحه به زمین» طرح کرده است)، آمریکا وارد فرایند مذاکره خواهد شد و با فردی از درون حکومت به سازش خواهد رسید، مشروط بر این که این فرد و تمامی باند و جناح اش نوکری تمام عیار برای امپریالیسم آمریکا شوند.  

3-    اگر فرض را بر نه تنها زدن مراکز امنیتی و نظامی و سایت های موشکی در سراسر ایران بلکه تداوم جنگ و در نهایت وارد کردن ضرباتی که به از هم پاشیده گی و سرنگونی نظام کنونی بینجامد بدانیم آن گاه حمله ی زمینی یا از جانب خود آمریکا و یا از جانب نیروهایی که هنوز وارد معرکه ی جنگ نشده اند اما هنگام وارد شدن به آن مرحله، خواهند شد صورت خواهد گرفت. 

4-    رابطه ی آمریکا و اسرائیل با احزاب کردی که منطقه ی خودمختار عراق را در اختیار دارند نشان می دهد که آنها بخشی از این نیروها خواهند بود.( ما نمی دانیم که موضع احزاب و سازمان های کرد ایران که اخیرا ائتلافی را تشکیل داده اند در مورد چنین اقداماتی چه خواهد بود.) این در صورتی است که جنگ زمینی شود. گفته می شود که نیروی هوایی آمریکا و اسرائیل پشتیبانی از این نیروها به عمل خواهند آورد. این احتمال هست که انتخاب یک کرد برای سرپرستی برنامه های فارسی رادیو آمریکا لزوما برای این نباشد که مثلا اینها خط «هر کس انتخاب مردم باشد»(!؟) را برای تکامل داخلی انتخاب کنند، بلکه بیشتر برای این باشد که آمریکا گروه های مسلح کردهای ایران را با خود داشته باشد و حتی تا حدودی می توان گفت حرکات آنها را کنترل کند.  

5-    حملات افسار گسیخته ی موشکی و پهپادی سپاه پاسداران به کشورهای امارات، عربستان سعودی، کویت، بحرین، قطر، عمان و اردن جز یک ماجراجویی دیگر که به هیچ وجه به نفع جمهوری اسلامی نخواهد بود، شرایط و امکان پیوستن این کشورها را به نیروهای امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل آماده کرده است. چنین اقداماتی جز این که این سیاست را در دستور این کشورها قرار دهد که به امریکا و اسرائیل بپیوندند و شر جمهوری اسلامی را از منطقه کم کنند نتیجه ی دیگری نداشته و نخواهد داشت. این برخلاف نظر ناشیانه ی سران باقیمانده ی سپاه و هسته ی سخت قدرت است که گمان می کنند با زدن مراکز نفت و گاز این کشورها موجب خواهند شد که آنها به ترامپ فشار وارد کنند با اعلام پیروزی در همین مرحله، جنگ را هر چه سریع تر پایان دهد.

6-    سه کشور امپریالیستی اروپا یعنی فرانسه و انگلستان و آلمان نیروهای نظامی و منافع اقتصادی کلانی در کشورهای عربی اشاره شده دارند. زدن مراکز نظامی و اقتصادی این کشورها یعنی حمله به منافع کشورهای امپریالیستی مزبور. این نخست وارد شدن آنها را به جنگ زیر نام دفاع از مراکز نظامی و اقتصادی که حملات جمهوری اسلامی به آنها منافع شان را به خطر انداخته صورت می گیرد و سپس پیوستن به ائتلاف جنگ با جمهوری اسلامی و برای سرنگونی این نظام و جایگزینی نظام مورد نظر خویش.

7-    البته اگر برنامه ی ترامپ سرنگونی باشد و یا به آن تغییر کند، این کشورها خواه نا خواه و دیر یا زود( با توجه به این که ترامپ می خواهد جنگ را با بهترین نتایج و هرچه زودتر تمام کند - زودتر از آنچه جمهوری اسلامی فکر می کند) به آمریکا خواهند پیوست و ائتلاف امپریالیستی ناتو و دولت صهیونیستی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی شکل نهایی را به خود خواهد گرفت.

8-    نشانه هایی که بر برنامه ی سرنگونی دلالت می کنند جز حملات گسترده و شدید و سریع و ادامه دار نظامی به تمامی مراکز امنیتی و سیاسی و نظامی، اعلام تروریستی بودن سپاه به وسیله ی اتحادیه ی اروپا و در راس آن سه کشور امپریالیستی مورد اشاره، در دی ماه و نیز در آستین پروراندن رضا پهلوی و سلطنت طلبان در همین هفته های منتهی به جنگ است. اعلام تروریستی بودن سپاه تنها برای فشار هنگام مذاکره و تنها برای همراهی با آمریکا و اسرائیل و مجوز جنگ را صادر کردن نبوده بلکه همچنین برای رفتن تا پایان جنگ یعنی پایان جمهوری اسلامی و پایان حکومت سپاه پاسداران بوده است.

9-    فراشد رشد دادن جریان سلطنت طلب به عنوان یک جایگزین از میانه ی خیزش «زن، زندگی، آزادی» آغاز شد. طی سه سال بعدی ادامه یافت و به ویژه در دی ماه 1404 در خارج و داخل گسترش چشم گیری یافت. همراهی تمام عیار کشورهای امپریالیستی با سلطنت طلبان و باز کردن جاده برای آنها و اعلام عددهای صدها هزار نفری راهپیمایان به وسیله ی پلیس، جز برافراشتن یک جایگزین برای جمهوری اسلامی چیز دیگری نمی توانست باشد. البته آنها می توانستند این کار را برای وادار کردن خامنه ای و سران سپاه به عقب نشینی و سازش هنگام مذاکرات انجام داده باشند که در صورت عقب نشینی خامنه ای شاید این امر برجسته می شد اما در عین حال می توانست برای وضعی که جمهوری اسلامی عقب نشینی نمی کرد و کار به جنگ و جنگ نیز به سرنگونی جمهوری اسلامی کشیده می شد این برنامه پیش برده شود.

10-                    بر مبنای آنچه ترامپ گفته وی ظاهرا سه گزینه برای رهبری بعدی در نظر دارد. وی از رضا پهلوی به عنوان یکی از گزینه های خود نام نبرد و به گونه ای درباره ی وی صحبت کرد که انگار که وی در میان سه گزینه نیست. با این همه به نظر نمی رسد که در صورتی که سرنگونی در دستور کار قرار گرفته باشد و فردی دیگر که بتواند آنچه ترامپ و امپریالیسم آمریکا و دیگر امپریالیست ها می خواهند انجام دهد پیدا نشود، جز مزدوری که چهل سال در آب نمک خوابانده بودنداش، جایگزین دیگری برایش بماند. وی گفته است که گزینه ی نخست وی در ایران «محبوبیت» دارد. روشن نیست که این گزینه چه کسی است. از میان اصلاح طلبان در بند و یا روحانی اصول گرای میانه. اما این احتمال نیز وجود دارد که این ها بیشتر برای رد گم کردن باشد و این که آمریکا در انتخاب حکومت بعدی نقشی نداشته است.

11-                    آمپریالیسم آمریکا اعتراف کرد که کودتای 28 مرداد را سازمان سیا آمریکا به همراه سازمان اطلاعات امپریالیسم انگلستان «ام آی 6» یا اینتلیجنت سرویس سازمان داده بود و از آن عذر خواهی کرد. این احتمال هست که بخواهد پای عذر خواهی اش باقی مانده و بگوید فرد جایگزین را وی انتخاب نکرده بلکه مردم ایران انتخاب کرده اند. اشاره به «محبوبیت» ممکن است از این دیدگاه باشد. فردی که «محبوب» است و ممکن است مردم با وی کنار بیایند و او را بپذیرند و در عین حال توانایی های اداره ی کشور را داشته باشد.  

12-                    با توجه به تداوم جنگ و اشکال پیشرفت آن در حال حاضر به نظر می رسد که شرایط بیش از اینکه به سوی سازش پیش برود به سوی گسترش جنگ و بیش از این که به کنار آمدن آمریکا با جناحی از درون حکومت بینجامد به سوی سرنگونی جمهوری اسلامی و جایگزینی یکی از آن سه گزینه ی ترامپ به جای آنها پیش رود. در روزهای آینده وجوه بیشتری از طرح ترامپ و ناتانیاهو آشکار خواهد شد.     

13-                    به ترامپ و امپریالیسم هرگز اعتمادی نیست. امپریالیسم بدون جنگ خواه منطقه ای و خواه جهانی نمی تواند به بقای خود ادامه دهد. تمامی آنچه ترامپ در مورد ما وارد جنگ دراز مدت نمی شویم و این جنگ کوتاه مدت خواهد بود و تنها می خواهیم جمهوری اسلامی بمب اتمی نداشته باشد و موشک های دوربرد نداشته باشد و نیروهای نیابتی به پا نکند پوشالی است. اکنون وی حتی از امکان گسیل نیروی زمینی به منطقه صحبت می کند و همچنین نتانیاهو نیز با اشاره به نیروی زمینی ارتش اسرائیل گفته که هنوز زمان فرستادن فرا نرسیده است. بیشتر به نظر می رسد که ترامپ و امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل هدف سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی و برقراری یک حکومت دست نشانده را دنبال می کنند.     

14-                    اخبار داخلی حاکی است که مجتبی خامنه ای به وسیله ی خبرگان رهبری( در دیداری غیر حضوری) به عنوان جانشین ولی فقیه و به عنوان رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شده است. اکنون روشن نیست که وی قرار است سیاست های پدرش را ادامه دهد و یا نقشی مانند بن سلمان ولیعهد عربستان را اجرا کند.(  گفته می شود این اخبار درست نبوده و در حال حاضر خبرگان در حال بررسی شش نفر برای جانشینی است.) 

15-                    تنها راه چاره ی جمهوری اسلامی اگر دیر نشده باشد، توقف تمامی حملات موشکی به کشورهای عربی و اسرائیل و پیشنهاد یک سازش و به همراه آن یک عقب نشینی بزرگ است. به گونه ای که بتواند امپریالیست های اروپایی و روسیه و چین و کشورهای عربی منطقه را با خود همراه کند و امکان دفاع دیپلماتیک از حکومت را برای این کشورها فراهم سازد. در صورت تداوم موشک باران کشورهای عربی شرایط بیشتر برای سرنگونی جمهوری اسلامی فراهم خواهد شد.

16-                    تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل شمشیر دو لبه است. یک لبه ی آن که آشکار است علیه جمهوری اسلامی و سیاست های جاه طلبانه ی آن در منطقه و وجودی شر مانند در ایران و بحران آفرینی های مداوم آن است. اما لبه ی پنهان و یا کمتر آشکار آن علیه انقلاب توده ها و تمامی طبقات انقلابی و مترقی، کارگران، کشاورزان، تمامی لایه های خرده بورژوازی و سرمایه داران ملی ایران است. هدف امپریالیسم آمریکا تنها سرجای خود نشاندن جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران و برده و مطیع کردن آنها و یا جایگزین کردن حکومتی دیگر منطبق با منافع اش نیست، بلکه خاموش کردن انقلاب دموکراتیک توده های ستمدیده ی ایران است که در سه دهه ی اخیر مراحل گوناگون و اوج هایی را از سر گذارنده و روز به روز گسترده تر و ژرف تر شده است. وضعیت کنونی این انقلاب به ویژه بدون رهبری بودن آن، و پیمودن مسیر خودانگیخته گی و احساس ناتوانی و بروز تمایل( حداقل در بخش هایی از جوانان و طبقات مرفه خلق فارس) به خواست کمک خارجی( که ترامپ و نتانیاهو شدند) بهترین فرصت را به امپریالیست ها داده است که در مقام «ناجی» مردم ایران ظاهر شوند و خود را «نجات دهنده» ی مردم ایران معرفی کنند.

17-                    جنگ تجاوز کارانه و تداوم آن به نفع طبقه ی کارگر و دیگر طبقات استثمار شده و  ستمدیده ی ایران نیست. این جنگ نه تنها کشتار است( چنان که در روز نخست یک مدرسه ی دخترانه در میناب ویران و بیش از 150 دانش آموز دختر جان خود را از دست دادند و از برخی اخبار و تحقیقات بر می آید که مسبب آن یا دولت اسرائیل و یا آمریکا بوده اند) ویرانی به بار می آورد و نابود می کند، بلکه این امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل هستند که در نهایت برای خلق ایران تعیین می کنند که چه حکومتی باید داشته باشند.

18 –تمامی طبقات خلق ایران باید یک جنبش ضد جنگ به راه اندازند و همراهی تمامی کارگران و زحمتکشان جهان را بر انگیزند. از نظر مردم جنگ باید هر چه زودتر پایان یابد. حتی دقیقه ای تداوم آن به نفع خلق ایران نیست و جز کشتار و ویرانی و نابودی و حتی شرایطی بسیار بدتر از این ها یعنی اسارت مردم در چنگال امپریالیست ها برای آینده ی در پیش رو چیز دیگری به بار نخواهد آورد.

 مرگ بر امپریالیسم آمریکا

مرگ بر دولت صهیونیستی و جنایتکار اسرائیل

مرگ بر حکومت ولایت فقیه

 مرگ بر مجتبی خامنه ای

 مرگ بر سران سپاه

زنده باد انقلاب

زنده باد تمامی خلق های دربند ایران و مبارزات شان برای آزادی و استقلال


گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران 11 اسفند 1404