۱۴۰۴ اسفند ۲۳, شنبه

انقلاب ایران و مساله ی چگونگی تصرف قدرت سیاسی به وسیله ی طبقه ی کارگر(21)


بخش دوم - راه های تصرف قدرت سیاسی و شرایط ایران


                                                نیازهای اساسی جنگ توده ای در ایران

    و شرایط کنونی

 حزب کمونیست
نخستین نیاز برای آغاز جنگ توده ای(جنگ همگانی طبقات انقلابی با حکومت)  داشتن یک حزب کمونیست انقلابی است که متکی به تئوری انقلابی مارکسیستی - لنینیستی- مائوئیستی باشد. بدون حزب صحبتی از تصرف قدرت سیاسی به وسیله ی طبقه ی کارگر نمی تواند در میان باشد.
با این حال شرایط ایران به گونه ای است که حزبی وجود ندارد و شرایط کنونی و همچنین شکل تکامل اوضاع نشان می دهد که امکان ایجاد چنین حزبی به ساده گی و در زمانی نزدیک ممکن نخواهد بود و احتمالا به آینده واگذار خواهد شد. پس آیا باید زمانی که نیاز است مبارزه انقلابی قهرآمیز آغاز گردد آن را تا آغاز برپایی حزب به عقب انداخت؟
به نظر ما خیر!
حزب همواره برآمد و نتیجه ی یک فرایند رشد تئوری انقلابی در میان بخش های پیشرو تحصیل کرده و پیشروترین و آگاه ترین عناصر طبقه ی کارگر و امتزاج اندیشه ی کمونیستی و برنامه ی انقلابی با جنبش طبقه ی کارگر است. اما اکنون خواه به سبب شرایط جهانی افت و رکود چپ انقلابی مائوئیستی و مارکسیستی- لنینیستی و خواه به سبب شرایط داخلی ایران که این افت و رکود در آن چونان شکلی خاص از آن رکود عام متجلی شده است شرایط به نفع نیروهای پیشرو انقلابی نمی چرخد که چنین حزبی را تشکیل دهند. در واقع در ایران به دلیل وجود گروه های رویزیونیستی، خروشچفیستی و ترتسکیستی که بیشترین احزاب و گروه ها از آنهاست( گرچه بی پایه ی توده ای) و به همین ترتیب بیشترین شمار تلویزیون و سایت و فضای مجازی را در اختیار دارند چپ انقلابی مارکسیستی- لنینیستی - مائوئیستی تا حدود زیادی ضعیف است.
با این حال اگر چه نمی توان حزب را بر پا کرد اما این امر مانع از این نیست که بتوان گروه های کوچک و بزرگ مبارز انقلابی کمونیستی و دست زدن به جنگ توده ای با حکومت ولایت فقیه را سازمان داد.
از این دیدگاه نبود حزب نمی تواند مانعی در راه شکل گیری هسته ها، محافل، دسته ها و سازمان های کوچک محلی و یا سرتاسری گردد. می توان و باید این هسته ها و گروه ها را در صورت سازمان یافتن درگیر جنگ توده ای کرد و یا در صورت سازمان نداشتن آنها را سازمان داد و برای درگیر شدن در یک جنگ توده ای آماده شان ساخت.
روشن است که شکل نخستین در راه سازمان یافتن تا حدود زیادی با پراکنده گی سازمانی توام خواهد بود. یعنی هسته ها و گروه هایی که جداگانه دست به مبارزه می زنند. نقشه ای می کشند و آن را عملی می کنند. حزب تنها پس از گسترش این هسته ها و گروه ها و در پی ایستاده گی و تداوم مبارزه شان و تغییراتی که با یاری مبارزه ی خود در شرایط به وجود می آورند می تواند تشکیل شود.
 چنانچه بخواهیم مقایسه ای میان شرایط تشکیل حزب در ایران با دو کشور روسیه و چین صورت دهیم به تفاوت های بسیار مهمی می رسیم.
حزب کمونیست روسیه در شرایطی تشکیل شد که در این کشور اگر شرایط آن را در قیاس با ایران در نظر گیریم گرچه سخت اما امکان ایجاد رابطه با جنبش کارگری وجود داشت. سندیکاهای طبقه ی کارگر در روسیه تا حدودی آزاد بودند و جنبش انقلابی - کمونیستی روسیه( در آن زمان سوسیال دموکراسی) و پیشروترین عناصر طبقه ی کارگر بر بستر یک کار تئوریک منسجم که از اوان دهه ی هشتاد قرن نوزدهم و با گروه آزادی کار آغاز شده بود توانستند حزب کمونیست روسیه را تشکیل دهند. از سوی دیگر شرایط بین المللی تا حدودی زیادی به نفع تشکیل حزب بود زیرا در آن زمان حزب سوسیال دمکرات آلمان بزرگ ترین حزب کارگری بود و انترناسیونال دوم وجود داشت و جو بین المللی اگر حتی به نفع کمونیست ها نبود اما آنچنان به ضرر کمونیست ها نیز نبود. گرایش ها راست همچون برنشتینیسم در جنبش بین المللی وجود داشت اما در مقابل گرایش مارکسیستی نیز قوی بود.
اما در شرایط کنونی ایران به دلیل اختناق و استبداد قرون وسطالیی فضایی سیاسی برای تشکیل یک حزب انقلابی کمونیستی وجود ندارد و در جایی که طبقه ی کارگر از حق و حقوق تشکل های صنفی خود محروم است و در حالی که روز به روز سطح زندگی اش سقوط می کند و فقیرتر می شود اما امکان دفاع از وضع خود را ندارد چه جای صحبت از امکان تشکیل یک حزب کمونیست انقلابی! امری که بارها دشوارتر از تشکل صئفی و سندیکا و شوراهای صنفی است. از سوی دیگر در وضع بین المللی شرایط دهه های اخیر به جز چند جرقه در دل تاریکی، رکود و بحران چپ بوده است تا جایی که ما یا با انحرافات و دیدگاه های نادرست در جنبش انقلابی روبرو هستیم و یا با انفعال و بی عملی. این وضع چنان که اشاره کردیم در وضع ایران نیز متجلی شده است.
در مورد چین نیز وضع به گونه ای دیگر با ایران فرق می کند. حزب کمونیست چین در 1921 برپا شد این در حالی بود که در چین قدرت ارتجاع در نتیجه ضربات انقلاب 1911 و نیز جنبش مه 1919 ضعیف شده بود و در ضمن با پیروزی انقلاب اکتبر جمهوری شوراها پا به عرصه ی وجود گذاشته و کمینترن تشکیل شده بود. این ها هیچ کدام در وضع کنونی ایران و جهان وجود ندارد و روشن است که چنین وضعیتی جز این که از ما بخواهد خلاف جریان آب شنا کنیم چیز دیگری نمی خواهد.
 با این حال موکول کردن برپایی یک حزب کمونیست انقلابی به پس  فعالیت انقلابی هسته ها و گروه های مسلح انقلابی به معنای رها کردن تشکیل آن نخواهد بود. این هسته های انقلابی در دوران رشد و تکامل خود می توانند و باید به هسته های حزب و تشکیل آن تبدیل شوند.  
ارتش انقلابی
آنچه در مورد حزب گفته شد به شکلی در مورد ارتش توده ای هم راست در می آید. در مراحل نخستین آغاز جنگ توده ای امکان ایجاد ارتش توده ای که به وسیله ی طبقه ی کارگر و کمونیست ها رهبری شود وجود ندارد. اما نمی توان مبارزه ی توده ای را تا زمان ایجاد ارتش توده ای متوقف کرد. آن هم با در نظر گرفتن این نکته که در ایران برای مدت زیادی تاکتیک مبارزه نمی تواند بر اساس رویارویی گروه های بزرگ مسلح خلق با دشمن باشد بلکه باید بر مبنای رویارویی هسته ها و دسته های کوچک مسلح خلق با دشمن باشد.( بررسی انتقادی تجارب سازمان های مسلح کرد و بلوچ و عرب در این زمینه می تواند به یاری انقلابیون بیاید).   
با توجه به شرایط ایران و میل بخش های زیادی از توده ها در بیشتر نقاط و یا حتی تمامی نقاط ایران - به ویژه پس از کشتار خونین دی ماه- برای دست زدن به مبارزه ی نظامی با حکومت می توان و باید این مبارزه را وابسته به وجود ارتش توده ای نکرد. ایجاد حزب و ارتش با توجه به شرایط ایران کارهای بسیار دشواری هستند اما با تغییر شرایط که بستگی به تداوم مبارزه ی هسته و گروه های مسلح توده ای دارد می توان آن ها را درون همین شرایط دشوار شکل داد. باید توجه داشت که اشکال نخستین ارتش به هیچ وجه شکل یک ارتش کلاسیک را ندارد بلکه به معنای پیوند هسته ها و گروه های مسلح پارتیزان و ایجاد یک مرکز واحد رهبری برای سازماندهی و برنامه ای آنهاست.
با این حال به نظر می رسد که حتی از جهاتی ممکن است تاسیس ارتش زودتر از حزب صورت گیرد و این به دلیل آن است که در حال حاضر آنچه که مهم تر است ایجاد هسته ی ها و گروه های نظامی است و رسیدن آنها به یک مرکز رهبری و برنامه ای و تشکیلاتی.
ابراهیم کایپاکاپایا در تحلیل خویش از وضع در ترکیه چنین می نویسد:
«یک سازمان حزبی قوی و ارتش سرخ منظم و نسبتا قوی هنوز در کشورمان موجود نیست. در حالی که حزب قوی و ارتش قوی برای بقاء و رشد قدرت های سیاسی سرخ از شرط های ضروری است. باید به این نکته توجه نمود که اینها شروطی برای شروع مبارزه مسلحانه نیست، بلکه اساسا خود از درون مبارزه مسلحانه بیرون خواهد آمد. یعنی در پروسه این مبارزه، حزب از ضعیف به قوی و نیروهای نظامی ضعیف و کوچک و نامنظم به نیروهای نظامی قوی و منظم تبدیل خواهند شد.»(1)
این راهنمای مبارزه ی نظامی در کشور ما نیز هست با این تفاوت که آنها در سال های نوشتن این مطالب حزبی گرچه بنا به گفته های بالا ضعیف داشتند اما ما چنین حزبی را نداریم. جدا از آنچه ابراهیم نوشته باید به این مساله توجه کنیم که طبقه ی کارگر و خلق ما با یکی از مستبدترین و خونخوارترین حکومت های تاریخ روبروست. حکومتی که چنانکه از انقلاب 57 به این سو دیده ایم بر آن بوده و هست که اعتراض هر طبقه ای از کارگران تا سرمایه داران ملی و هر فریادی از سوی هر فرد از انقلابی تا لیبرال را در گلو خفه کند و تمامی چشمه ها و مفرهای انقلاب را با ایجاد سد سرکوب و تغییر دادن از بالا و دگردیسی کردن سازمان یابی آنها ببندد. از این رو فعالیت آن هم نظامی در چنین شرایطی کاری بسیار دشوار اما چنانکه تجارب در کردستان و خوزستان و بلوچستان( به ویژه در دهه های اخیر) نشان داده است ممکن و شدنی و قابل دوام و تداوم است. 
پایه توده ای
وضعیت کنونی ایران ویژه است. ما با حکومتی ارتجاعی روبرو هستیم که از یک مرکزیت بسیار قوی برخوردار است، دارای ارتش و سپاه و بسیج تا دندان مسلح و مسلح به انواع سلاح های سرکوب مدرن و همچنین سازمان های اطلاعاتی بسیار قوی همچون اطلاعات و حفاظت اطلاعات می باشد. با این حال و با وجود دارا بودن مرکزیت قوی و نیروی مسلح قوی دو ضعف اساسی دارد: یکم پایه توده ای ندارد و دوم مرکزیت قوی آن تنها در شهرهای بزرگ و مناطق مهم مانند کردستان است.  
در مورد پایه توده ای باید بین پایه توده ای نداشتن یک حکومت و نفرت داشتن توده ها از آن فرق گذاشت. جنبش های سه دهه ی اخیر توده ها علیه حکومت به دلایل گوناگون اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و محیط زیستی از یک سو و سرکوب های مداوم و شدید حکومت ولایت فقیه وضعی را به وجود آورده که نه تنها حکومت بی پایه ی توده ای درخوری گردیده است( در خیزش ژینا بسیاری از خانواده های شهدای جنگ یا به خیزش توده ای پیوستند و یا حداقل مقابل حکومت برای استفاده از نام شهدای جنگ ایستادند) بلکه توده ها در همه جای ایران حتی در شهرهای مذهبی مانند قم و کاشان و مشهد و اصفهان و کرمان و یزد نیز از آن متنفرند. در چنین اوضاعی بخش بزرگی از توده ها مایل اند تا پای جان با حکومت مبارزه کنند و بخش هایی نیز حاضرند هر کاری از ایشان بر می آید در خدمت به جنبش انقلابی و مترقی علیه حکومت انجام دهند. بنابراین هسته و گروه های مسلحی که به مواضع حکومت حمله می کنند و به آنها ضربه می زنند به گونه ای زمینه ی همراهی توده ها و در سطحی بالاتر پیوستن توده ها به خود را دارند. روشن است که از نظر ما بحث در هسته ها و گروه های مائوئیست و یا مارکسیست – لنینیست است اما تردیدی نیست که هر گروه دموکرات انقلابی( و یا حتی بعضا ارتجاعی مخالف حکومت کنونی) نیز اگر دست به مبارزه ی مسلحانه با حکومت بزند مورد همراهی معنوی توده ها قرار خواهد گرفت. تاکید بر این مساله از جانب ما برای این است که شرایط خاص کنونی را برجسته کنیم. امری که بی تردید در مقابل کار پرحوصله و آرام برای یافتن پایه توده ای در شرایطی دیگر قرار می گیرد. به عبارت دیگر در شرایط کنونی اگر از جهاتی روند رشد نیروهای کمونیست کند و بطئی است از جهاتی نیز می تواند تند و سریع باشد.
با این همه وجود پشتیبانی توده ای به معنای امکان ایجاد مناطق آزادشده نبوده و نیست بلکه تنها به این معناست که از یک سو عمل هسته ها و گروه های انقلابی مسلح کمونیستی می تواند از پشتیبانی توده ای برخوردار گردد و از سوی دیگر در شرایطی که جنگ واقعا توده ای - نه به معنای ایجاد ارتش توده ای - گردد و توده ها پشتیبان جنگ شوند توده ها یا به هسته ی مسلح آغازین خواهند پیوست و یا به سهم خود به گروه های پارتیزانی یاری می رسانند و این می تواند برای دوره ی آغاز و گسترش نخستین مبارزه به نفع گروه های مسلح انقلابی باشد.     
به طور کلی وضعیت کنونی ایران چنان که اغلب گفته شده و می شود مانند کشوری اشغال شده است و وضع مردم ما مانند کشورهایی است که به وسیله ی آلمان فاشیستی اشغال شده بودند و بنابراین نیاز به جبهه ی مقاومت و جبهه ی آزادیبخش است که یک پارچه علیه اشغالگران مستبد بستیزد.
مبارزات شهری و روستایی
در ایران شرایط کنونی و به ویژه پس از قتل عام دی ماه، به شکلی است که هسته های مسلح هم در شهرها و هم در روستاها می تواند به وجود آید و این هسته ها و گروه ها دست به تهاجم نقطه ای بزنند. برنامه بریزند، حمله کنند، ضربه بزنند و عقب نشینی کنند.
نگاهی به تجارب به ویژه دو دهه ی اخیر نشان می دهد که چنین عملیاتی از سوی برخی افراد و یا احتمالا برخی هسته های کوچک وجود داشته است.  
با این حال با توجه به قدرت متمرکز حکومت در پایتخت و شهرهای بزرگ امکان تداوم این نوع مبارزات برای دورانی دراز در این مناطق ممکن نیست. این در حالی است که وضع در شهرهای کوچک و روستاها و مناطقی دور افتاده که حضور و تمرکز نیروهای نظامی حکومت در آنها به حداقل خود می رسد تفاوت اساسی دارد. از این رو و با توجه به این که به دلیل نفرت توده ها از حکومت مبارزات مسلحانه در شهرها می تواند با پشتیبانی توده های شهری روبرو گردد اما این مبارزات نباید در شهرهای بزرگ متمرکز گردد بلکه به عکس باید در شهرها و روستاهای کوچک در استان های محروم صورت گیرد. استراتژی نظامی در این مورد جنگ دراز مدت و تصرف روستاها و شهرهای کوچک و سپس حمله به شهرهای بزرگ است.
این امری است که ما در طی چهار جنبش بزرگ دو دهه ی اخیر به ویژه خیزش ژینا و نیز خیزش دی ماه 404 آن را دیده ایم. سپاه و ارتش برای سرکوب جنبش توده ای در بسیاری از نقاط در مناطق دورافتاده و شهرهای کوچک نیاز داشتند که نیرو از دیگر مناطق به آن مناطق بیاورند و جنبش ها را سرکوب کنند و این معنایی جز ضعیف بودن قوای سرکوب در این مناطق ندارد. در حالی که وضع در شهرهای بزرگ این گونه نیست و با توجه به تمرکز نیروهای نظامی در این شهرها؛ حکومت می تواند از آنها برای سرکوب شورش ها به سرعت استفاده کند.
 وجود جنبش های توده ای
در ایران از سال های آغاز دهه ی هفتاد جنبش هایی کوچک و بزرگ، محلی و شهری و منطقه ای و سراسری علیه حکومت وجود داشته است. ته مساله این گونه بوده است که توده ها این حکومت را نخواسته اند( و نمی خواهند) و برای تغییر و سرنگونی آن دست به هر گونه اقدامی زده اند. از این رو گرایش توده ای برای تغییر و سرنگونی حکومت در سراسر ایران وجود دارد.
روشن است که این جنبش در مبارزه با حکومت و به دلیل پیروزی ها و پیشروی هایش و نیز به دلیل شکست ها و عقب نشینی هایش افت و خیز دارد و دارای نقاط اوج و رکود است هر چند که حتی در دوره های شکست و عقب نشینی و افت و رکود هم توده ها به ویژه کارگران و کشاورزان و زحمتکشان به ویژه به دلیل تداوم مسائل اساسی بحران اقتصادی و خفقان سیاسی و فرهنگی و به طور کلی نبود ثبات حکومت( بنا به گفته ای عمومی شده حکومت ولایت فقیه «بحران زا» و «بحران زی» بوده است و حتی دوره ای کوتاه از ثبات را طی نکرده است) از نظر ذهنی خوی به شرایط عادی نگرفته اند.
به این ترتیب هسته ها و گروه های پیشرو مسلح در هر کجا دست به مبارزه زنند از پشتیبانی توده ای برخوردار خواهند بود( برای نمونه نگاه کنیم به محبوبیت نسبی گروه های مسلح در بلوچستان و یا در میان خلق عرب).
با این همه، مساله ی اینکه کدام مناطق جنبش توده ای و پشتیبانی توده ای در شرایطی بهتر است همچنان در میان است. در اینجا باید دو مساله ی شهرها و روستاهای دورافتاده و محروم از یک سو و جنبش توده ای و پشتیبانی توده ای از سوی دیگر با هم امتزاج یابند و چنین نیز می شود.
 در طی مقالات گذشته ما به مناطقی که ستم های چندگانه و به ویژه مساله ی ستم ملی وجود دارد اشاره کردیم. تجربه نشان داده است که مبارزات نظامی در این مناطق هم از سابقه ی طولانی برخوردارند و هم این که در این دهه های اخیر مبارزات مسلحانه وجود داشته و حکومت با وجود تمامی تلاش هایش نتوانسته آن ها را پایان دهد و حتی در صورتی که با بازداشت و اعدام رهبران یک سازمان به آن ضربه زده است سازمان و گروهی دیگر سر برآورده و جای خالی آن را پر کرده است. نمونه ی این امر بلوچستان کنونی بوده است.

هرمز دامان
بهمن 1404

یادداشت ها

1-   البته ما تصور نمی کنیم که در هر کشور زیر سلطه ای حزب( و نه ارتش) از درون مبارزه ی مسلحانه بیرون آید زیرا در برخی از کشورها این امکان هست که حزب را بر مبنای وحدت با مبارزه ی جاری طبقه ی کارگر تشکیل داد و سپس مبارزه ی مسلحانه را آغاز کرد اما شرایط ویژه ی ترکیه زمان نگارش مقاله ی رفیق ابراهیم کایپاکایا و شرایط کنونی ایران ما به گونه ای است که این راه کار است.    

 

 

۱۴۰۴ اسفند ۲۲, جمعه

جنگ دوم امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل با حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی( بیانیه پنجم)

 

The Second War of American Imperialism and the Zionist State of Israel against the Reactionary Government of the Islamic Republic (Fifth Statement)

جنگ تجاوزکارانه ی امپریالیسم علیه حق حاکمیت ملی خلق ایران 


گروگان گرفتن یک خلق و یک کشور برای بقای حکومت مشتی دزد و جنایتکار متعفن 


ادامه جنگ ارتجاعی از سوی امپریالیسم آمریکا – گسترش جنگ به کشتار نیروهای غیرنظامی و زیر ساخت ها

اکنون 13 روز از جنگ تجاوزکارانه ی امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی و جنایتکار اسرائیل می گذرد. و هر روز که می گذرد دامنه ی جنگ از حد اهداف نظامی و نهادهای سیاسی حکومت مرتجع ولایت فقیه به سوی زیرساخت های کشور بیشتر گسترش می یابد. این امر جدا از خسارات دراز مدت آن به روی وضعیت زندگی عادی و معیشت مردم به ویژه کارگران و کشاورزان و دیگر زحمتکشان تاثیر می گذارد و آن را مشقت بارتر و رنج آورتر می کند.
 دولت صهیونیستی اسرائیل و امپریالیسم آمریکا این اعمال توحش گونه را زیر نام های گوناگون انجام می دهند:
اینجا مرکز تهیه و تولید سوخت متعلق به سپاه بود و آنجا داخل ورزشگاه بسیجی ها جمع شده بودند و آن یکی دیگر کارخانه ی تولید سلاح بود!
 آنان که گفته بودند برای « کمک» به مردم ایران آمده اند اکنون دود در چشم مردم ایران می کنند، آنها را به خاک و خون می کشند، آواره شان می کنند و زندگی پیش از این تنگدستانه شان را دچار فقر و فلاکت و نابسامانی های بیشتری می کنند.
اگر این گونه پیش رود و جنگ نه پایان بلکه تداوم یابد، این امکان که کار به تخریب تاسیساتی مانند پالایشگاه ها و پتروشیمی ها و بنادر کشیده شود و حتی بخش هایی از خاک کشور به وسیله آنها اشغال شود ( چنان که صحبت آن در مورد جزیره ی خارک هست) و نیز نابودی بیشتری از نیروهای غیر نظامی که تا هم اکنون نیز بیش از نیمی از شمار کشته شده های جنگ(حدود 1350 نفر اعلام شده) هستند و همچنین تخریب خانه های مسکونی و آواره کردن مردم صورت گیرد.
سیاست ها و اهداف نهایی ترامپ و نتانیاهو نیز از این جنگ چندان روشن و مشخص نیست. امروز حرفی( نابودی توان نظامی موشکی ایران) و فردا حرفی دیگر( سرنگونی حکومت) و روز سوم باز حرفی دیگر(انتخاب رهبری باب طبع ترامپ)) می زنند و آنچه ادامه یافته و می یابد جنگ است که اکنون بیش از پیش به سوی نابودی سرزمین و مردم ما سوق می یابد.
مرتجعین حاکم: اگر قدرت مال ما نباشد ایران هم نباید باشد!
سران جنایتکار سپاه و آخوندهای مرتجع حکومت ولایت فقیه، مردم  و کشور را به گروگان گرفته اند. آنها هر گونه جنایتی را انجام داده اند و هر دزدی و غارتی را که توانسته اند کرده اند برای قدرت که آن را برای خود حفظ کنند. چنین حکومتی جانی و کثیفی کمتر تاریخ به خود دیده است. هر که آمده است رفته است اما این ها نمی خواهند بروند. و چنان که گفته اند اگر قرار باشد بروند نابودی کشور و مردم اش درست آن چیزی است که می خواهند از خود به جای گذارند.
این است که جنگ را با وجود ضربات دهشت انگیز و مرگباری که خورده اند ادامه می دهند به این امید که هر لحظه جنگ پایان یابد و آنان بتوانند بقای شان را جشن گیرند.
تمامی رهبران درجه ی اول سیاسی و نظامی و علمی و بخش مهمی از تاسیسات اتمی و موشکی و پهپادی آنها را در دو جنگ و در مدت بیست روز زده اند با این حال زبان شان از گفتن این که «پیروز شدیم» باز نمی ایستد.
اگر خامنه ای این کسی که می گفت «خدا از زبان اش سخن می گوید» را کشتند و فرزندش آمد پیروز شده اند زیرا خامنه ای برگشته است و این بار در جلد مجتبی!
 اگر عالی ترین مقامات نظامی سپاه و اطلاعات و ارتش کشور طی چند روز خاکستر شدند باز پیروز شده اند زیرا آنها جانشین داشته اند و آمریکا و اسرائیل هنوز نتوانسته اند جانشینان آنها را بکشند!
اگر بخش زیادی از تاسیسات اتمی و موشکی و نیروهای نیابتی شان نابود شده است، پیروز شده اند زیرا آنها توانسته اند به چند کشتی نفتکش در آب های خلیج فارس شلیک کنند و به آنها آسیب وارد کنند و مانع خروج نفت از منطقه شوند!
 اگر تفاله ها یکی پس از دیگری کشته شدند آنها پیروز شده اند زیرا ترامپ می خواسته آنها را به جهنم بفرستد اما آنها به «بهشت» کذایی شان روانه شده اند!
اگر اکنون ترامپ پایان جنگ را اعلام کند این پاسداران و بسیجی ها و آخوندهای دزد و پست و پلید هستند که پرچم پیروزی بالا می برند زیرا نقشه ی آمریکا این بود که آنها را سرنگون کند و نتوانست!  
گویا باید محال باشد که تاریخ ایران روزی را ببیند که این ها شکستی بخورند و ادعای پیروزی نکنند!
روشن است که سپاه و بسیج و ارتش نمی توانند با ارتش آمریکا و اسرائیل بستیزند. اینجا نخست جنگ اطلاعات و تکنولوژی و تازه هوایی است و امپریالیسم آمریکا و دولت اسرائیل دستی بسیار بالا در این امر دارند.
از سوی دیگر اگر کار به آنجا برسد که جنگ زمینی گردد برخلاف تصور سران سپاه و بسیج آنها نخواهند توانست با نیروهای آمریکایی که اگر قرار باشد بیایند قطعا به تنهایی نخواهند آمد و نیروی زمینی کشورهایی دیگر را با خود همراه خواهند کرد، بجنگند و در نهایت شکست نصیب آنها خواهد شد. زیرا که نیروهای سپاه و بسیج پایه ای در میان خلق ندارند و خلق خود بر ضد این هاست و فرصتی دست اش آید آنها را نابود خواهد کرد.
 تاریخ نشان داده است تجاوز یک نیروی امپریالیستی را تنها یک خلق متحد و دارای رهبری انقلابی و مترقی با چشم اندازی از استقلال و آزادی می تواند در هم بشکند و نه این تفاله های قرون و اعصار که بوی جاه طلبی های متعفن شان تمامی کشور و منطقه را فرا گرفته است. اگر این ها در جنگ زمینی قوی بودند جنگ عراق را با جام زهر پایان نمی دادند و جنگ های نیابتی هاشان را نمی باختند.
بر همین مبنا و ناامید بودن از توان نظامی خود است- حتی در صورتی که جنگ زمینی شود – که چندین و چند روز است مبارزه شان برای بقا شده است زدن مراکز اقتصادی کشورهایی مانند امارات و قطر و عمان و کویت و بحرین و کشتی های تجاری  و نا امن کردن تنگه ی هرمز و  تهدید کشتی ها برای این که از تنگه رد نشوند. آنان باز پیروز شده اند زیرا اقدامات آنها موجب متلاطم شدن بازار انرژی و افزایش قیمت نفت( آنها می گویند اگر جنگ ادامه یابد باید نفت 200 دلاری خریده شود) و دیگر فراورده های نفتی مانند بنزین و گازوئیل شده است.
به این ترتیب جنگ اینان در حوزه ی نظامی نیست بلکه در حوزه ی زدن تاسیسات نفتی کشورهای عرب منطقه و همچنین نفتکش ها و نیز ناامن کردن تنگه ی هرمز است. و این تنها امیدشان برای وارد کردن فشار برای پایان دادن جنگ است. اینان برخلاف های و هوی شان برای جنگ با «استکبار» می خواهند جنگ شان با «استکبار» یا در واقع جنگ « استکبار» با آنها هر چه زودتر پایان یابد تا بتوانند نفس راحتی بکشند و «صلواتی بفرستند».  
این به اصطلاح مقاومت ماهیتا تهی است و تنها تا زمانی است که دارودسته ی سران سپاه و آخوندهای  مرتجع تصور می کنند که تاکتیک های جنگی و استراتژی شان یعنی درازمدت کردن جنگ می تواند امریکا و اسرائیل را وادار به پایان دادن جنگ کند.
روشن است که در حالی که جنگ می تواند از جانب آمریکا و اسرائیل ادامه یابد در عین حال هر زمان می تواند با اعلام پیروزی از جانب آنها پایان یابد. افزون بر این اگر جنگ هم با اعلام ترامپ پایان یابد نیروهای این کشور هنوز در خلیج فارس هستند( و گویا روند افزایش بیشتر آنها در پیش است) و این امکان که جنگی دیگر را باز آغاز کنند دور از دسترش آنها و به ویژه اسرائیل نیست که با تار و مار کردن نیروهای ارشد حکومت و نابودی بسیاری از سایت های موشکی و لانچرها و غیره امکان حملات دوباره راحتی را نیز دارد.
افزون بر این تحریم ها باقی است و پس از این همه پرتاب موشک به کشورهای منطقه و دشمن تراشی مشکل که بتوانند مسانل تحریم را به سادگی و بدون عقب نشینی های استراتژیک حل کنند.
از سوی دیگر تجربه ی دو جنگ اخیر نشان داد که هسته ی سخت قدرت نمی تواند حسابی روی روسیه و چین برای بیرون آوردن اش از باتلاق جنگ کند. و اگر نیرویی برای آنها بماند همین ته مانده ی نیروهای نیابتی شان و به ویژه حزب الله است که همان گونه که در این دوازده روز دیده ایم نمی توانند نقشی آنچنانی و گره گشا و موثر در نتایج اساسی جنگ برای سران حکومت ولایت فقیه اجرا کنند.
به این ترتیب برای دارودسته ی حکومتیان فاسد و جنایتکار پس از به بار آوردن بسیاری خسارات مالی و نابودی زیر ساخت ها و مردم غیر نظامی، چاره ای نمی ماند جز این که مساله را به طور استراتژیک حل کنند. یعنی به گونه ای با امپریالیسم آمریکا و حتی اسرائیل کنار بیایند تا بتوانند به حکومت خود چند صباحی ادامه دهند.
طبقه ی کارگر و خلق ما وارد یک فرایند تاریخی تکاملی برای ساختن آینده ای درخشان شده است
 طبقه ی کارگر و کشاورزان و دیگر طبقات خلق ما در تاریخ مبارزات بیش از یک صد ساله ی خود برای آزادی و استقلال و بر قراری یک حکومت انقلابی و مردمی رنج ها و مرارت ها بسیار دیده اند. قربانیان فراوان داده اند و صدمات بسیار متحمل شده اند.
با این حال نگاهی به انقلاب 57 که یکی از بزرگ ترین انقلاب های توده ای تاریخ بوده است و همچنین مبارزات سه دهه ی اخیر و قربانیان بی شمار و رنج ها نشان می دهد که خلق ما از مبارزه تا رسیدن به یک حکومت انقلابی باز نخواهد ایستاد. و اکنون نیز با این که جنگ باری سنگین به دوش شان گذاشته است آنها مبارزه را ادامه داده و آن را به پیش خواهند برد.
تمامی جنبش های سه دهه ی اخیر که با فواصل کم صورت گرفته در عین این که با یکدیگر تفاوت ها و تضادهایی داشته اند همه از یک وحدت و انسجام درونی و متکی بر اهدافی یگانه یعنی آزادی و استقلال و برابری های اجتماعی برخوردار بوده اند؛ این جنبش ها و خیزش ها و شورش ها با این که قربانیان فراوان داده اند اما ادامه یافته اند و منجر به عقب نشینی استراتژیک خلق و تمکین به شرایط ستمبار کنونی نشده اند.
 این ها همه نشان می دهد که خلق ما وارد یک دوران تاریخی تغییر و تحول شده است و این دوران تغییر و تحول در هر صورتی ادامه خواهد یافت. هیچ نیرویی در جهان نیست که بتواند مانع این تغییر و تحول و خواست خلق ما مبنی بر آزادی و استقلال و ایستادن به روی پای خود و برقراری جامعه ای انقلابی و دموکراتیک و آزاد و متکی به کارگران و کشاورزان و زحمتکشان شود.
تمامی یک جانبه  بودن جنبش ها و خیزش های دهه های اخیر و نواقص و کمبودهایی که در آنها بروز می کند و پیگیری و خلاقیت خلق ما و در راس آن کارگران و کشاورزان و دیگر زحمتکشان برای برطرف کردن نواقص و کمبودها، جزیی از فرایند تکاملی است که در پیش رو است.
از این رو نه حملات امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل و دیگر امپریالیست های غربی و روسیه و چین و غیره می توانند از این تحول تاریخی جلوگیری کنند و نه حکومت ارتجاعی ولایت فقیه و هسته ی پلید سخت قدرت.       
طبقه ی کارگر و خلق ما دیر یا زود و علیرغم نابسامانی ها به آنچه می خواهد دست خواهد یافت.

به مبارزه علیه جنگ تجاوزکارانه ی امپریالیسم آمریکا و اسرائیل برخیزیم! 

 مبارزات خود علیه جنگ تجاوزکارانه را با مبارزه با جمهوری اسلامی در هم بیامیزیم! 

مرگ بر امپریالیسم و صهیونیسم

مرگ بر سران فاسد و دزد و جنایتکار جمهوری اسلامی 

زنده باد انقلاب

برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر

گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

22 اسفند 1404

 

فدراسیون‌های اتحادیه‌های جهانی خواستار آتش‌بس فوری و پایان تشدید نظامی در ایران و خاورمیانه شدند

 

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران 

فدراسیون‌های اتحادیه‌های جهانی خواستار

آتش‌بس فوری و پایان تشدید نظامی در ایران و خاورمیانه شدند


فدراسیون‌های اتحادیه‌های جهانی که در ذیل امضا شده‌اند، حملات نظامی اخیر انجام‌شده توسط ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، از جمله حملات هوایی که منجر به کشته و زخمی شدن غیرنظامیان و تخریب زیرساخت‌های حیاتی عمومی، از جمله مدارس و مراکز درمانی، شده است، را محکوم می‌کنند.
این اقدامات نقض جدی منشور سازمان ملل و قوانین بین‌المللی بشردوستانه به شمار می‌آیند و به تشدید یک مناقشه دامن می‌زنند که هزینه انسانی آن عمدتاً بر دوش کارگران است.
کارگران، غیرنظامیان و مؤسسات عمومی هرگز نباید هدف عملیات نظامی قرار گیرند. کشتن و زخمی کردن دانش‌آموزان، معلمان و کارکنان آموزشی و تخریب فضاهای محافظت‌شده غیرنظامی مانند مدارس و بیمارستان‌ها غیرقابل قبول است و باید به‌طور قاطع محکوم شود.
فدراسیون‌های اتحادیه‌های جهانی همچنین نگران حملات تلافی‌جویانه بعدی ایران هستند. تشدید تنش تنها بی‌ثباتی را عمیق‌تر کرده، جان غیرنظامیان از جمله کارگران مهاجر و کارکنان حمل‌ونقل در بنادر، فرودگاه‌ها و در دریا، که گزارش شده کشته یا زخمی شده‌اند، را تهدید می‌کند و خطر فرو رفتن منطقه در یک جنگ گسترده و ویرانگر را افزایش می‌دهد.
جنبش جهانی اتحادیه‌های کارگری متحدانه استفاده از نیروی نظامی را که چرخه‌های خشونت را تغذیه کرده و پایه‌های صلح، عدالت و همکاری چندجانبه را تضعیف می‌کند، رد می‌کند. دیپلماسی، نه رویارویی مسلحانه، تنها مسیر مشروع برای دستیابی به امنیت و صلح پایدار است.

فدراسیون‌های اتحادیه‌های جهانی به‌عنوان اتحادیه‌هایی که نماینده میلیون‌ها کارگر در بخش‌ها و قاره‌های مختلف هستند، از جامعه بین‌المللی می‌خواهد:
استفاده از نیروی نظامی توسط همه طرف‌ها را محکوم کرده و از تشدید بیشتر جلوگیری کند؛
آتش‌بس فوری و کاهش کامل تنش را تضمین کند؛
دیپلماسی و گفتگو، از جمله نقش تقویت‌شده و هماهنگ سازمان ملل، را در اولویت قرار دهد؛
از قوانین بین‌المللی، از جمله منشور سازمان ملل و حمایت از غیرنظامیان، دفاع کند؛
زیرساخت‌های حیاتی عمومی مانند مدارس، بیمارستان‌ها و محل‌های کار را حفاظت کند؛
حقوق بشر، حقوق کار، آزادی‌های دموکراتیک و آزادی انجمن‌ها را در سراسر منطقه رعایت کند.

این فدراسیون در همبستگی کامل با کارگران، اتحادیه‌های مستقل و جوامع در ایران و سراسر منطقه ایستاده است. صدای کارگران، که اغلب توسط حکومت‌های اقتدارگرا و منطق نظامی‌سازی خاموش می‌شود، باید شنیده شود. آینده ایران و منطقه باید توسط مردم خودشان، آزاد از تجاوز خارجی و سرکوب داخلی، تعیین شود.
ما بار دیگر تعهد خود را به ساخت جهانی که در آن اختلافات از طریق مذاکره حل می‌شوند، چندجانبه‌گرایی تقویت می‌شود و همه مردم حق زندگی و کار در امنیت، کرامت، دموکراسی و صلح دارند، تأیید می‌کنیم.

امضا شده توسط:
سازمان جهانی آموزش
فدراسیون بین‌المللی کارگران خانگی
خدمات عمومی بین‌المللی
فدراسیون بین‌المللی خبرنگاران
فدراسیون بین‌المللی کارگران حمل‌ونقل
اتحادیه جهانی صنعتی
اتحادیه بین‌المللی کارگران صنایع غذایی، کشاورزی، هتل، رستوران، پذیرایی، تنباکو و صنایعی مرتبط
اتحادیه بین‌المللی کارگران ساختمان و چوب

هرانا - نگاهی آماری با پایان دومین هفته جنگ

 


                    تاریخ  ۱۴۰۴/۱۲/۲۳

نگاهی آماری با پایان دومین هفته جنگ در ایران؛ حدود ۶ هزار حمله در سراسر کشور
خبرگزاری هرانا – همزمان با پایان دومین هفته از آغاز جنگ و درگیری‌های نظامی در ایران که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شده است، داده‌های تجمیعی ثبت‌شده توسط خبرگزاری هرانا تصویری گسترده از دامنه جغرافیایی، شدت حملات و پیامدهای انسانی این درگیری‌ها ارائه می‌دهد. مخاصمه ای که تاکنون منجر به ۴۷۶۵ مورد تلفات انسانی از جمله ۲۰۵ کودک شده و به ۲۰ بیمارستان، ۳۶ مدرسه و ۹۸ ساختمان یا محله مسکونی خسارت وارده کرده است. دست کم ۳.۲ میلیون ایرانی در داخل کشور آواره شده اند. در همین مدت ۲۰۳ نفر به دلایل مرتبط با تحولات جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در طول چهارده روز گذشته، شهرهای مختلف ایران به‌ویژه پایتخت کشور شاهد یکی از گسترده‌ترین موج‌های حملات نظامی در دهه‌های اخیر بوده‌اند. داده‌های ثبت و راستی‌آزمایی‌شده خبرگزاری هرانا نشان می‌دهد که حملات به‌طور همزمان طیف وسیعی از اهداف نظامی، زیرساخت‌های غیرنظامی و مناطق مسکونی را در بر گرفته است.
گزارش حاضر نخستین جمع‌بندی آماری اولیه از دو هفته نخست جنگ محسوب می‌شود و بر اساس هزاران گزارش میدانی، داده‌های رسانه‌ای، منابع محلی و فرایندهای راستی‌آزمایی چندمرحله‌ای تهیه شده است. تمامی ارقام ارائه‌شده در این گزارش بر مبنای حداقل مقادیر قابل تأیید هستند و ممکن است با ادامه روند بررسی و در دسترس قرار گرفتن اطلاعات جدید به‌روزرسانی شوند.
وضعیت راستی‌آزمایی گزارش‌ها
در طول دو هفته گذشته حجم بالایی از اطلاعات و گزارش‌ها از منابع اختصاصی یا باز، توسط هرانا گردآوری شده اند. این داده‌ها پس از بررسی اولیه و تطبیق با منابع مختلف در سه سطح اعتبار طبقه‌بندی شده‌اند. بر اساس ارزیابی‌های انجام‌شده، حدود ۵۷ درصد از گزارش‌ها به طور کامل تأیید شده‌اند و امکان تطبیق آنها با منابع مستقل وجود داشته است. حدود ۹ درصد از داده‌ها در مرحله تأیید اولیه قرار دارند؛ به این معنا که شواهد اولیه برای صحت آنها وجود دارد اما هنوز برای تأیید کامل نیازمند اطلاعات تکمیلی هستند. در عین حال ۳۴ درصد از گزارش‌ها همچنان در مرحله بررسی قرار دارند و فرایند راستی‌آزمایی آنها ادامه دارد.
این توزیع نشان‌دهنده حجم گسترده داده‌هایی است که در شرایطی پیچیده و اغلب در بستر محدودیت‌های شدید ارتباطی جمع‌آوری شده‌اند. قطع گسترده اینترنت در ایران، محدودیت‌های امنیتی و دشواری دسترسی به محل وقوع حملات، روند بررسی مستقل اطلاعات را با چالش‌های جدی مواجه کرده است.
نمای کلی حملات در دو هفته نخست جنگ
بر اساس داده‌های پالایش‌شده خبرگزاری هرانا، از زمان آغاز درگیری‌ها تا پایان روز چهاردهم جنگ، در مجموع ۵۴۸۰ حمله در قالب ۲۰۶۱ رویداد مستقل در نقاط مختلف ایران ثبت شده است. این آمار نشان می‌دهد که بسیاری از رویدادها شامل چند حمله در یک محدوده جغرافیایی یا در یک بازه زمانی کوتاه بوده‌اند.
این حملات در مجموع منجر به ثبت ۴۷۶۵ مورد تلفات انسانی شده است؛ رقمی که شامل کشته‌شدگان و مجروحان نظامی و غیرنظامی است. گستره جغرافیایی این حملات نیز قابل توجه بوده و داده‌های ثبت‌شده نشان می‌دهد که هر ۳۱ استان ایران دست‌کم یک بار هدف حمله قرار گرفته‌اند. در مجموع ۲۰۹ شهر در سراسر کشور طی این مدت شاهد حملات مستقیم یا خسارات ناشی از آنها بوده‌اند. چنین گستره‌ای نشان می‌دهد که عملیات نظامی محدود به مناطق خاص یا خطوط مرزی نبوده و عملاً بخش بزرگی از قلمرو کشور را درگیر کرده است.
تلفات انسانی
بر اساس داده‌های تجمیعی خبرگزاری هرانا، در دو هفته نخست جنگ دست‌کم ۴۷۶۵ مورد تلفات انسانی ثبت شده است. در میان این قربانیان، تلفات غیرنظامیان سهم قابل توجهی از آمار کلی را تشکیل می‌دهد. بر اساس داده‌های موجود، ۱۲۹۸ غیرنظامی جان خود را از دست داده‌اند که در میان آنان دست‌کم ۲۰۵ کودک نیز حضور دارند. علاوه بر این، ۶۵۴ غیرنظامی نیز در جریان حملات مجروح شده‌اند.
در بخش تلفات نیروهای نظامی نیز داده‌های ثبت‌شده نشان می‌دهد که ۱۱۲۲ نیروی نظامی کشته شده‌اند و ۲۹ نفر از نیروهای نظامی مجروح شده‌اند. با این حال باید توجه داشت که دسترسی به اطلاعات مربوط به تلفات نیروهای نظامی در بسیاری از موارد با محدودیت‌های جدی مواجه است و بنابراین ممکن است رقم واقعی این تلفات بالاتر از ارقام ثبت‌شده در این گزارش باشد.
در میان قربانیان ثبت‌شده، گروه‌های آسیب‌پذیر نیز حضور قابل توجهی دارند. داده‌های موجود نشان می‌دهد که دست‌کم ۱۴ کودک در جریان حملات مجروح شده‌اند. همچنین ۳۰ زن در میان مجروحان و ۲۹ زن در میان کشته‌شدگان ثبت شده‌اند.
در بخش قابل توجهی از موارد نیز هنوز وضعیت قربانیان از نظر نظامی یا غیرنظامی بودن به طور قطعی مشخص نشده است. در حال حاضر ۵۹۹ مورد مرگ در دسته «نامشخص» طبقه‌بندی شده‌اند؛ به این معنا که منابع موجود هنوز امکان تعیین قطعی نظامی یا غیرنظامی بودن این افراد را فراهم نکرده‌اند. همچنین ۱۰۹۲ مورد مجروح نیز در همین دسته قرار دارند. این وضعیت عمدتاً ناشی از محدودیت اطلاعات در ساعات اولیه پس از حملات، نبود دسترسی مستقل به برخی مناطق و دشواری شناسایی دقیق قربانیان در شرایط بحرانی است.
خاکسپاری‌ها
در کنار آمار تلفات ثبت‌شده، داده‌های جمع‌آوری‌شده از منابع محلی، گزارش‌های میدانی و اطلاعات منتشرشده در رسانه‌ها نشان می‌دهد که تاکنون دست‌کم ۷۳۲ مورد خاکسپاری در نقاط مختلف ایران ثبت شده است. این آمار الزاماً بازتاب‌دهنده تعداد مرگ‌های همان روزها نیست، زیرا در بسیاری از موارد قربانیان چند روز پس از مرگ دفن می‌شوند. به همین دلیل بخشی از خاکسپاری‌های ثبت‌شده ممکن است مربوط به قربانیان روزهای پیشین جنگ باشد.
پراکندگی جغرافیایی حملات
تحلیل توزیع جغرافیایی حملات نشان می‌دهد که تمرکز اصلی حملات در چند استان کلیدی کشور بوده است.
در میان این استان‌ها، تهران با فاصله قابل توجهی بیشترین سهم از حملات ثبت‌شده را داشته است؛ روندی که در بسیاری از گزارش‌های روزانه نیز مشاهده شده و نشان‌دهنده تمرکز قابل توجه عملیات نظامی در پایتخت و مناطق اطراف آن است.
پس از تهران، استان‌های مرکزی و صنعتی کشور از جمله اصفهان و خوزستان نیز سهم قابل توجهی از حملات را تجربه کرده‌اند.
ده استان با بیشترین سهم از حملات ثبت‌شده عبارتند از:
۱- استان تهران – ۳۹.۵۳٪
۲- استان اصفهان – ۹.۶۱٪
۳- استان خوزستان – ۵.۷۵٪
۴- استان البرز – ۵.۰۱٪
۵- استان هرمزگان – ۴.۳۲٪
۶- آذربایجان شرقی – ۳.۹۲٪
۷- کرمانشاه – ۳.۸۱٪
۸- فارس – ۳.۲۴٪
۹- کردستان – ۳.۱۳٪
۱۰- لرستان – ۲.۵۶٪
ماهیت اهداف مورد حمله
تحلیل داده‌های مربوط به اهداف حملات نشان می‌دهد که در بخش قابل توجهی از موارد هنوز اطلاعات کافی برای تعیین دقیق ماهیت هدف وجود ندارد. بر اساس داده‌های موجود، در حدود ۵۹ درصد از حملات اطلاعات کافی برای تعیین نوع هدف در دسترس نبوده است. این مسئله تا حد زیادی به محدودیت‌های ارتباطی، نبود تصاویر یا گزارش‌های میدانی کافی و دشواری بررسی مستقل محل وقوع حملات مربوط می‌شود.
در میان مواردی که امکان شناسایی هدف وجود داشته، حدود ۱۷ درصد از حملات متوجه اهداف نظامی بوده است. در حدود ۳ درصد از موارد نیز هدف حمله تأسیساتی بوده که کاربری دوگانه داشته‌اند؛ یعنی هم در حوزه نظامی و هم در حوزه غیرنظامی مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند. در مقابل، در حدود ۲۱ درصد از حملات ثبت‌شده خسارات واردشده به اهدافی با ماهیت غیرنظامی یا تأسیسات تحت حفاظت ثبت شده است.
این داده‌ها نشان می‌دهد که در کنار اهداف نظامی، بخش قابل توجهی از خسارات ثبت‌شده مربوط به زیرساخت‌های غیرنظامی یا مناطق شهری بوده است؛ موضوعی که در ادامه این گزارش و در بخش بررسی خسارات به زیرساخت‌ها و مناطق مسکونی به طور مفصل‌تر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
خسارات به زیرساخت‌های غیرنظامی و مناطق مسکونی
داده‌های ثبت‌شده در طول دو هفته گذشته نشان می‌دهد که در کنار اهداف نظامی، بخش قابل توجهی از حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی و مناطق شهری نیز خساراتی وارد کرده است. بررسی گزارش‌های میدانی و اطلاعات منتشرشده از منابع مختلف نشان می‌دهد که مراکز درمانی، مدارس و مناطق مسکونی در موارد متعددی در معرض آسیب قرار گرفته‌اند.
بر اساس اطلاعات جمع‌آوری‌شده توسط خبرگزاری هرانا، دست‌کم ۲۰ بیمارستان یا مرکز درمانی در جریان حملات دو هفته گذشته آسیب دیده‌اند. این خسارات در برخی موارد ناشی از اصابت مستقیم حملات بوده و در موارد دیگر در نتیجه انفجارهای مجاور یا موج انفجار به این مراکز وارد شده است. آسیب به مراکز درمانی می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر ظرفیت خدمات درمانی در شرایط بحران داشته باشد و دسترسی شهروندان به خدمات پزشکی را با محدودیت‌های جدی مواجه کند.
در حوزه مسکن و مناطق شهری نیز داده‌های ثبت‌شده نشان می‌دهد که دست‌کم در ۹۸ مورد از حملات هوایی یا موشکی، ساختمان‌های مسکونی یا مناطق مسکونی در معرض آسیب قرار گرفته‌اند. در بسیاری از این موارد، حملات در نزدیکی مناطق شهری رخ داده و موج انفجار یا آوار ناشی از آن موجب خسارات گسترده به ساختمان‌های مسکونی شده است. چنین مواردی علاوه بر تلفات انسانی، موجب تخریب گسترده واحدهای مسکونی و جابجایی اجباری ساکنان این مناطق شده است.
مدارس نیز در میان زیرساخت‌هایی هستند که در جریان این حملات آسیب دیده‌اند. داده‌های موجود نشان می‌دهد که دست‌کم ۳۶ مدرسه در نقاط مختلف کشور دچار خسارت شده‌اند. در هفت مورد از این حملات، آسیب به مدارس با کشته یا زخمی شدن شماری از دانش‌آموزان همراه بوده است. با توجه به نقش مدارس در ارائه خدمات آموزشی و اجتماعی به کودکان، آسیب به این مراکز می‌تواند پیامدهای بلندمدتی برای جامعه محلی به همراه داشته باشد.
بر اساس اصول حقوق بین‌الملل بشردوستانه، مراکز درمانی، مدارس و مناطق مسکونی در دسته اهداف غیرنظامی قرار می‌گیرند و از سطحی از حمایت ویژه برخوردار هستند. با این حال، در بسیاری از موارد ثبت‌شده هنوز مشخص نیست که خسارات واردشده نتیجه اصابت مستقیم حملات بوده یا در اثر انفجارهای مجاور و پیامدهای ثانویه ایجاد شده است. به همین دلیل طبقه‌بندی نهایی برخی از این موارد همچنان در حال بررسی است.
وضعیت ارتباطات و قطع گسترده اینترنت
همزمان با گسترش درگیری‌ها، ایران با یکی از طولانی‌ترین و گسترده‌ترین اختلال‌های اینترنتی سال‌های اخیر مواجه شده است. داده‌های منتشرشده از سوی نهاد بین‌المللی پایش اینترنت «نت‌بلاکس» نشان می‌دهد که قطعی گسترده اینترنت در ایران وارد چهاردهمین روز متوالی خود شده است.
بر اساس آخرین ارزیابی این نهاد، پس از گذشت ۳۱۲ ساعت از آغاز اختلال گسترده، سطح اتصال اینترنت در ایران همچنان در حدود یک درصد از سطح عادی باقی مانده است. این وضعیت عملاً دسترسی بخش بزرگی از جمعیت کشور به اینترنت آزاد را مختل کرده و جریان اطلاعات مستقل را با محدودیت‌های جدی مواجه ساخته است.
نت‌بلاکس در گزارش خود تأکید کرده است که در شرایطی که دسترسی به اینترنت به شدت محدود شده، بسیاری از شهروندان از دریافت به‌روزرسانی‌های حیاتی درباره وضعیت امنیتی مناطق، هشدارهای ایمنی و اطلاعات مرتبط با حملات محروم شده‌اند. در چنین فضایی، جریان اطلاع‌رسانی عمومی عمدتاً به رسانه‌ها و منابع رسمی محدود می‌شود و امکان دسترسی به روایت‌های مستقل یا گزارش‌های میدانی کاهش می‌یابد.
قطع اینترنت همچنین بر روند مستندسازی رویدادهای جنگی و ثبت نقض‌های احتمالی حقوق بشر تأثیر قابل توجهی گذاشته است. بسیاری از تصاویر، ویدئوها و گزارش‌های میدانی که معمولاً از طریق شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند، در این شرایط با تأخیر یا به شکل محدودتری به دست رسانه‌ها و نهادهای مستقل می‌رسند.
آوارگی گسترده جمعیت
در کنار خسارات مستقیم ناشی از حملات، گزارش‌هایی از جابجایی گسترده جمعیت در داخل ایران نیز منتشر شده است. بر اساس ارزیابی‌های کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد، در پی درگیری‌های جاری در ایران حدود ۳.۲ میلیون نفر به طور موقت در داخل کشور آواره شده‌اند.
این رقم معادل حدود ۶۰۰ هزار تا یک میلیون خانوار برآورد می‌شود. به گفته این نهاد، بخش قابل توجهی از این جابجایی‌ها از شهرهای بزرگ، به‌ویژه تهران، به سمت مناطق شمالی و روستایی کشور صورت گرفته است؛ مناطقی که در مقایسه با مراکز شهری بزرگ از شدت حملات کمتری برخوردار بوده‌اند.
در میان جمعیت آسیب‌دیده، پناهندگان ساکن ایران نیز با چالش‌های بیشتری مواجه شده‌اند. به‌ویژه اتباع افغانستان که بخش بزرگی از جمعیت پناهندگان در ایران را تشکیل می‌دهند، در شرایطی قرار گرفته‌اند که دسترسی آنان به خدمات اساسی، سرپناه و حمایت‌های اجتماعی محدودتر از دیگر گروه‌های جمعیتی است. افزایش جابجایی داخلی جمعیت می‌تواند فشار قابل توجهی بر منابع و زیرساخت‌های مناطق میزبان وارد کند.
بازداشت‌ها و فضای امنیتی داخلی
همزمان با ادامه حملات خارجی، گزارش‌هایی از افزایش اقدامات امنیتی در داخل کشور نیز منتشر شده است. داده‌های جمع‌آوری‌شده توسط خبرگزاری هرانا نشان می‌دهد که طی چهارده روز گذشته دست‌کم ۲۳۹ نفر توسط نیروهای امنیتی و انتظامی ایران بازداشت شده‌اند.
بخش قابل توجهی از این افراد متهم شده‌اند که از محل انفجارها یا پیامدهای حملات در شهرهای مختلف تصویر یا ویدئو تهیه کرده و آن را برای رسانه‌های خارج از کشور ارسال کرده‌اند. در برخی موارد نیز بازداشت‌ها در چارچوب کنترل فضای اطلاع‌رسانی و جلوگیری از انتشار تصاویر مربوط به حملات صورت گرفته است.
در همین زمینه، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران نیز در بیانیه‌ای رسمی نسبت به هرگونه اعتراض خیابانی در شرایط جنگی هشدار داده است. در این بیانیه اعلام شده که در صورت شکل‌گیری هرگونه تجمع یا اعتراض خیابانی، برخوردی شدیدتر از آنچه در اعتراضات دی‌ماه رخ داده اعمال خواهد شد. در این بیانیه معترضان آن دوره با عنوان «نو داعشی» توصیف شده‌اند و تأکید شده که اعتراضات خیابانی در آن زمان به عنوان مقدمه‌ای برای حملات نظامی تلقی شده بود.
این مواضع نشان‌دهنده نگرانی نهادهای امنیتی ایران از احتمال شکل‌گیری ناآرامی‌های داخلی در شرایطی است که کشور همزمان با درگیری‌های نظامی خارجی مواجه است.
آمارهای رسمی منتشرشده از سوی مقامات ایرانی
در کنار داده‌های مستقل ثبت‌شده توسط خبرگزاری هرانا، برخی مقامات و نهادهای رسمی ایران نیز آمارهایی از پیامدهای جنگ منتشر کرده‌اند. این آمارها اغلب به صورت تجمیعی ارائه شده‌اند و در بسیاری از موارد تفکیکی میان قربانیان نظامی و غیرنظامی ارائه نمی‌دهند.
رئیس جمعیت هلال احمر ایران اعلام کرده است که در جریان حملات، ۲۱ هزار و ۷۲۰ منطقه غیرنظامی هدف قرار گرفته‌اند. بر اساس این گزارش، ۹ بیمارستان غیرفعال شده و ۶۹ مدرسه نیز آسیب دیده‌اند. همچنین در میان کادر درمان، ۱۲ نفر کشته و ۷۸ نفر زخمی شده‌اند.
وزارت بهداشت ایران نیز اعلام کرده است که حدود ۱۵ هزار نفر در جریان درگیری‌ها مجروح شده‌اند، هرچند در این گزارش مشخص نشده که چه تعداد از این افراد غیرنظامی یا نظامی بوده‌اند.
از سوی دیگر، بنیاد شهید اعلام کرده است که تا تاریخ ۱۴ اسفند دست‌کم ۱۲۳۰ نفر در جریان این حملات کشته شده‌اند. در این آمار نیز تفکیکی میان تلفات نظامی و غیرنظامی ارائه نشده است.
با توجه به ماهیت تجمیعی این آمارها و نبود امکان تطبیق دقیق آنها با رویدادهای ثبت‌شده، این داده‌ها در محاسبات مبتنی بر رویداد خبرگزاری هرانا لحاظ نشده‌اند و صرفاً به عنوان بیانیه‌های رسمی ثبت شده‌اند.
نگرانی نهادهای بین‌المللی حقوق بشر
همزمان با ادامه درگیری‌ها، برخی نهادهای بین‌المللی نیز نسبت به پیامدهای حقوق بشری جنگ در ایران ابراز نگرانی کرده‌اند. هیئت مستقل بین‌المللی حقیقت‌یاب سازمان ملل درباره ایران در گزارشی به شورای حقوق بشر سازمان ملل اعلام کرده است که بحران عمیق حقوق بشر در ایران ممکن است در پی حملات نظامی و تشدید تنش‌های منطقه‌ای وخیم‌تر شود.
در این گزارش تأکید شده است که الگوهای سرکوب دولتی در ایران همچنان ادامه دارد. از جمله موارد اشاره‌شده در این گزارش می‌توان به استفاده از خشونت مرگبار علیه معترضان، بازداشت‌های گسترده، محدودیت شدید آزادی بیان و قطع اینترنت در زمان بحران‌ها اشاره کرد.
به گفته این هیئت، ادامه درگیری‌های نظامی ممکن است فشار بر جامعه مدنی، فعالان حقوق بشر و رسانه‌های مستقل در ایران را افزایش دهد.
یادداشت درباره روش‌شناسی خبرگزاری هرانا
اطلاعات این گزارش از طریق شبکه مستندسازی خبرگزاری هرانا جمع‌آوری شده است. داده‌ها از ترکیبی از گزارش‌های میدانی، منابع محلی، منابع پزشکی و اورژانس، شبکه‌های جامعه مدنی و منابع عمومی شامل تصاویر، ویدئوها و بیانیه‌های رسمی مرتبط گردآوری می‌شوند. هر رویداد گزارش‌شده پیش از انتشار تحت یک فرایند بازبینی داخلی قرار می‌گیرد.
با توجه به ماهیت در حال تحول درگیری، اطلاعات به طور مستمر جمع‌آوری می‌شوند و وضعیت مستندسازی در زمان انتشار را منعکس می‌کنند.
ارقام ارائه‌شده در این گزارش ممکن است بازتاب‌دهنده دامنه کامل خسارات نباشند. ادامه درگیری، آسیب به زیرساخت‌ها، اختلال در ارتباطات، دسترسی محدود به مناطق آسیب‌دیده و خطرات امنیتی برای منابع می‌تواند توانایی مستندسازی جامع رویدادها را محدود کند.
تأخیر در گزارش‌های پزشکی، دشواری در تأیید هویت‌ها و دسترسی محدود به برخی استان‌ها ممکن است به برآورد کم موقت آمار منجر شود. با بهبود دسترسی یا ظهور شواهد بیشتر، آمار تلفات و طبقه‌بندی رویدادها ممکن است بر همین اساس بازنگری شوند.
خبرگزاری هرانا همچنان متعهد به شفافیت، دقت روش‌شناختی و به‌روزرسانی مستمر یافته‌های خود با در دسترس قرار گرفتن اطلاعات تأییدشده جدید است.
لازم به ذکر است که خبرگزاری هرانا، بر اساس روش کاری خود، صرفاً بر گزارش رویدادها در داخل مرزهای کشور تمرکز دارد و گزارش‌های آن شامل اطلاعاتی درباره تلفات یا رویدادهای خارج از مرزهای ایران نمی‌شود.
تعهدات بشردوستانه
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران روز ۱۳ اسفندماه با انتشار بیانیه‌ای، ضمن محکوم کردن درگیری جاری میان ایالات متحده–اسرائیل و ایران با هشدار نسبت به افزایش تلفات و بررسی، حمله به مراکز درمانی و زیرساخت‌های حیاتی را نقض جدی حقوق بین‌الملل بشردوستانه دانست و خواستار توقف فوری حملات، حفاظت از غیرنظامیان و بازگرداندن دسترسی کامل به اینترنت در ایران شد.