۱۴۰۵ فروردین ۷, جمعه

یورش نیروهای امنیتی به منازل اعضای شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران؛

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران،

یورش نیروهای امنیتی به منازل اعضای شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران؛

تشدید فشار بر فعالان صنفی معلمان در آستانه‌ی سال نو


در آستانه سال جدید، مأموران امنیتی با یورش به منازل پنج نفر از فعالان صنفی معلمان و اعضای شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، اقدام به تفتیش منازل و ضبط وسایل ارتباطی این افراد و خانواده‌هایشان کرده‌اند.
بر اساس گزارش‌های دریافتی، در تاریخ ۲۵ اسفندماه، مأموران امنیتی به منزل مجتبی گودرزی، عضو کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز و از اعضای شورای هماهنگی، یورش برده و بدون ارائه حکم قانونی، وسایل ارتباطی او را ضبط کردند. در همین روز، منوچهر آقابیگی، از اعضای انجمن صنفی فرهنگیان کرمانشاه و عضو شورای هماهنگی، نیز پس از یورش مأموران به منزلش بازداشت شد و تاکنون هیچ اطلاعی از محل نگهداری او در دست نیست.
در همین راستا، ماموران اطلاعات سپاه در تاریخ ۲۸ اسفندماه، با یورش به منازل محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی، پروین سلیمی، عضو هیئت‌مدیره کانون صنفی معلمان تهران، و مسعود زینال‌زاده، دیگر عضو این کانون، ضمن تفتیش منازل، اقدام به ضبط وسایل ارتباطی این فعالان و اعضای خانواده‌هایشان کردند. این اقدامات نیز بدون ارائه هرگونه حکم قانونی و توضیح صورت گرفته است.
این یورش‌ها و ضبط وسایل شخصی، در حالی انجام شده که هیچ‌گونه شفافیتی درباره دلایل این آزار و اذیت ارائه نشده و خانواده‌ها با فشار و بی‌خبری مواجه شده‌اند.
در حالیکه کشور ایران و مردمان ساکن در این سرزمین آماج حملات هر روزه آمریکا و اسراییل هستند، به نظر می‌آید ماموران امنیتی بر ناتوانی خود در جلوگیری از نفوذ عوامل خارجی، از طریق تداوم سرکوب فعالان صنفی معلم سرپوش می‌گذارند.
با محکوم کردن تداوم آزار و سرکوب فعالان صنفی معلمان، تأکید می‌کند که این اقدامات غیرقانونی و غیرانسانی در تضاد با حقوق بنیادین معلمان و حق تشکل‌یابی است و خواستار توقف فوری این روند، آزادی افراد بازداشت‌شده و پایان دادن به فشار بر فعالان صنفی است.


اطلاعیه حزب کمونیست(مائویست)افغانستان - در مورد جنگ جاری و مداخله امپریالیستی در منطقه


جنگی که امروز در خاورمیانه در جریان است، صرفاً درگیری میان چند دولت متخاصم نیست، بلکه بخشی از کشمکش گسترده تر قدرت های بزرگ برای بازتقسیم حو ه های نفوذ، مهار رقبای منطقه ای و تثبیت جایگاه خود در ساختار نظام سرمایه داری جهانی است؛ مداخله نظامی ایالات متحده امریکا و دولت اسرائیل، در هر سطح و به هر بهانه ای که صورت گیرد، ادامه همان سیاست تاریخی تجاوز، بی ثبات سازی و تحمیل اراده سیاسی و اقتصادی بر ملت ها است که همواره با تخریب زیرساخت ها، گسترش وابستگی و تشدید سرکوب همراه بوده است.

با این حال، جمهوری اسلامی ایران نیز نماینده یک نظام مردمی یا رهایی بخش نیست، بلکه بیان سیاسی بورژوازی بوروکراتیک و سرمایه داری دولتی است که در چارچوب همان مناسبات جهانی عمل می کند، هرچند در برخی عرصه ها با قدرت های مسلط جهانی وارد اصطکاک شود؛ این اصطکاک، تضادی درونی در دل همان نظم سرمایه داری است و نه حرکتی در جهت رهایی مردم .

در عین حال، هنگامی که مداخله خارجی به سطح حمله مستقیم نظامی و تهدید استقلال یک کشور برسد، مسئله ای عینی و مشخص شکل می گیرد که نمی توان آن را با تحلیل های کلی نادیده گرفت، زیرا دفاع از استقلال و تمامیت ارضی در برابر تهاجم خارجی، حقی است که از منظر منافع مردم قابل انکار نیست.

با این وجود، چنین دفاعی تنها زمانی می تواند در خدمت مردم قرار گیرد که از آ گاهی و سازمان یابی مستقل آنان نیرو بگیرد و به ابزار تحکیم سلطه همان طبقه حاکم داخلی تبدیل نشود، چرا که تجربه های تاریخی نشان داده است بورژوازی حاکم حتی در شرایط جنگی نیز منافع طبقاتی خود را مقدم می دارد و در صورت لزوم آماده معامله و سازش با همان نیروهایی است که امروز با آنان درگیر است.

از این رو، هرچند در شرایط تشدید تجاوز خارجی وزن تضاد با نیروی متجاوز افزایش می یابد، اما این امر به معنای ناپدید شدن تضاد میان مردم و طبقه حاکم داخلی نیست، بلکه این دو تضاد می توانند به طور هم زمان وجود داشته باشند و تنها نسبت و شدت آن ها در شرایط مشخص تغییر کند.

برای مردم افغانستان نیز این تحولات بی پیامد نخواهد بود، زیرا کشور ما بارها به میدان رقابت قدرت های بزرگ تبدیل شده و هزینه این رقابت ها را مردم پرداخته اند؛ بنابراین وظیفه نیروهای ملی، مترقی و انقلابی در افغانستان آن است که ضمن افشای سیاست های امپریالیستی و مخالفت با هرگونه استفاده از خاک کشور برای اهداف تجاوزکارانه، همبستگی طبقاتی با کارگران و زحمتکشان منطقه را تقویت کنند و اجازه ندهند احساسات قومی، مذهبی یا تبلیغات رسمی دولت ها جای تحلیل طبقاتی و منافع واقعی مردم را بگیرد.

رهایی پایدار منطقه نه در پیروزی این یا آن دولت، بلکه در تقویت آ گاهی سیاسی، سازمان یابی مستقل و مبارزه علیه ساختارهای وابسته و سرمایه داری نهفته است، زیرابدون دگرگونی بنیادین در مناسبات اقتصادی و سیاسی، هر توقف جنگی موقتی خواهد بود و هر صلحی شکننده و ناپایدار باقی خواهد ماند.

حزب کمونیست )مائویست( افغانستان

مارس 2026