۱۴۰۴ اسفند ۱۵, جمعه

جنگ دوم امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل با حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی( بیانیه چهارم)

 

جنگ تجاوزکارانه ی امپریالیسم علیه حق حاکمیت خلق ایران 

ترامپ: « تسلیم بدون قید و شرط» و نقش داشتن در «انتخاب رهبر جانشین» را می خواهد!  

یک - تداوم جنگ تجاوز کارانه علیه خلق ایران- کشتار، آسیب و ویرانی
جنگ تجاوزکارانه ی امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل ادامه دارد  و روز به روز بیشتر طبقه ی کارگر و کشاورزان و دیگر طبقات خلق ما را که خود زیر فشارهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی قرار داشتند زیر فشار قرار می دهد. پس از هفت روز جنگ بیش از 1000 نفر از هم میهنان ما کشته شده اند که بسیاری شان از غیرنظامیان بودند و نیز شمار زیادی از مردم آسیب جسمی دیده اند و همچنین بسیاری از خانه ها و مراکز عمومی در شهرها و روستاها ویران شده اند. اکنون مردم ما دردها و رنج هایی افزون بر دردها و رنج ها و پیشین خود متحمل می شوند. 
دو - حکومتیان
از این سوی سران دزد و فاسد سپاه و بسیج و آخوندهای وابسته به آنها سیاست هایی را ادامه دادند که نتیجه ی آن اکنون جنگ امپریالیست با آنها و باز کردن پای مرتجعین امپریالیست به ایران و تجاوز به حق حاکمیت و حق تعیین سرنوشت خلق ما است.
آنان که می خواستند قدس را تسخیر کنند اکنون کشور را به گرداب جنگی کشانده اند که پایان اش روشن نیست و در صورت تداوم به همین شکل کنونی اش، بی تردید به بهای گزافی برای خلق ایران تمام خواهد شد.
سه -  ترامپ می خواهد رهبر جانشین در ایران را خود انتخاب کند!
ضرباتی که متجاوزین جنگ افروز آمریکا و اسرائیل با توجه به برتری اطلاعاتی، تکنولوژِیکی و هوایی و نظامی خود به مراکز سیاسی و اطلاعاتی و نظامی و تاسیسات اتمی زده اند، بیش از پیش آنها را هار کرده است. اکنون دیگر ترامپ تنها «تسلیم بی قید و شرط»جمهوری اسلامی را می خواهد و از حق نقش داشتن تعیین رهبر برای ایران صحبت می کند.
جز این از اشارات جسته و گریخته ی ترامپ در روزهای اخیر جنگ بیشتر بر می آید که وی تمایل دارد با فردی از هیئت حاکمه ایران به سازش برسد. فردی که هم سیاست مداری دارای توانایی های معینی باشد وهم بتواند برده گی  امپریالیست های غربی را بپذیرد. ترامپ اندیشه ی خود را به این شکل بیان می کند که چنین دولتی باید با کشورهای غربی( امپریالیست ها) و دولت های مرتجع منطقه و از جمله اسرائیل« روابط خوب و مناسبی» برقرار کند. به گونه ای کوتاه همچون کشورهای زیر سلطه ی عرب منطقه جزیی از بلوک امپریالیستی غرب و مطیع اوامر آنها گردد.
چهار - پیشنهادهای مذاکره
 اخبار متضادی از پیشنهاد مذاکره از سوی سران جمهوری اسلامی برای مذاکره و طبعا عقب نشینی به گوش می رسد. ترامپ و منابع اطلاعاتی کشورهای امپریالیستی غرب از این چنین پیشنهادهایی از جمله از جانب مقام های سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی صحبت می کنند، اما تا کنون سران جمهوری اسلامی آنها را انکار کرده اند. با توجه به گفته های پزشکیان که برخی از کشورها در حال تلاش برای پایان دادن جنگ هستند مشکل بتوان تصور کرد که چنین پیشنهادهایی از جانب جمهوری اسلامی نشده باشد.
پنج - مساله ی خلق کرد
تا کنون حملات صرفا هوایی بوده است اما ترامپ از حمله ی زمینی نیز صحبت کرده است. شایعاتی نیز در مورد تحریک کردن کردهای اقلیم کردستان عراق  و شش گروه مسلح کرد ایران به حمله ی زمینی و بازی کردن نقش پیاده نظام امپریالیسم آمریکا طرح شده است. اگر ما خود را به بیانات و اطلاعیه های احزاب کرد( شش گروه) محدود کنیم چنین انتظاری نمی رود زیرا این گروه ها و هواداران شان چنین شایعات و رویه ای را نفی کرده اند( یک اطلاعیه گروه «هم‌پیمانی نیروهای سیاسی کوردستان ایران» در سایت در  موجود است).
روشن است که با وجود مار زخمی بودن سران پاسدار و بسیجی و آخوندهای هسته ی سخت قدرت جمهوری اسلامی و شکست سنگین و کمتر قابل انتظاری که تا کنون خورده اند اینها همان گونه که دق دلی خود را از شکست هایی که از خیزش «زن، زندگی، آزادی» خوردند و عقب نشینی هایی که مجبور شدند به آن تن دهند و همچنین شکست هایشان در جنگ نخست دوازده روزه و خیزش دی ماه را با کشتار هولناک 18 و 19 دی و نیز مثله کردن دختران و زنان مبارز و پیشروترین جوانان مبارز در آوردند باز هم تلاش خواهند کرد که در صورت هر گونه حمله ی زمینی خواه از جانب کردستان و خواه بلوچستان و یا هر منطقه ی دیگر تلافی آن را نخست و بیش از پیش بر سر توده های مردم این مناطق در آورند و خلق های کرد و بلوچ را به خاک و خون کشند و  شهرها و روستاهای مناطق زندگی شان را ویران و به زمین سوخته ای تبدیل کنند. 
از سوی دیگر این حق طبقه ی کارگر و دیگر طبقات انقلابی و مترقی ملت های کرد و بلوچ و دیگر ملت های ساکن ایران است که سرنوشت خود را خود تعیین کنند. این را همه ی ملیت های ساکن ایران و از جمله طبقه ی کارگر و خلق فارس می خواهند. آنچه همه ی انقلابیون کمونیست و دموکرات آزادی خواه و استقلال طلب ایران انتظار دارند این است که با توجه به تجارب تلخ گذشته و به ویژه در مورد اقلیم کردستان و روژوا، اولا خلق کرد اجازه ندهد که هیچ گروه مسلحی از میان خلق کرد، به صورت پیاده نظام نیروهای امپریالیستی در آید؛ و دوما در مورد هر انتخابی در فضایی آزاد و در ایران مستقل و آزاد و از آن کارگران و کشاورزان و دیگر طبقات مترقی و ملی صورت گیرد.
آنچه در حال حاضر انتظار است این است که جنبش و مبارزات خلق کرد علیه جمهوری اسلامی و امپریالیست ها همراه مبارزات خلق ایران و در مسیر سرنگونی و تغییر حکومت در ایران به نیروی انقلاب توده ای تمامی خلق های ایران پیش رود. چنانچه این مبارزات در چنین مسیری و در اتحاد با مبارزات دیگر خلق های ایران و از جمله خلق فارس باشد آنگاه مبارزات مسلحانه ی برای آزاد کردن کردستان و برقراری اتحادیه ها و شوراهای رهبری انقلاب در شهرها و روستاها جزیی از تکامل انقلاب در ایران خواهد بود.
شش - آیا سلطنت طلبان به حاشیه رفته اند؟
چنانچه گرایش یا برنامه ی سیاسی ترامپ را که در بالا اشاره شد عمده فرض کنیم( که این گونه به نظر می رسد) آنگاه باید اندیشید که از اهمیت سلطنت طلبان در سیاست کنونی آمریکا بسیار کاسته شده است و آنها به حاشیه ی برنامه های امپریالیست ها تبدیل شده اند.
اگر بر این مبنا بخواهیم توضیح دهیم که چرا این همه سرمایه گذاری روی آنها به ویژه پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» انجام شد، آنگاه می توانیم به چند دلیل مهم زیر اشاره کنیم:
یکم: برای فشار روی خامنه ای و سران پاسدار برای تسلیم شدن در مذاکره و تن دادن به خواست های امپریالیسم آمریکا؛
دوم: برای تخریب جنبش و خیزش و انقلاب و ایجاد تفرقه در صفوف خلق و به حاشیه راندن و منفعل کردن نیروهای انقلابی و ترقی خواه در جنبش و  آماده کردن سلطنت طلبان برای یکه تازی در خارج از کشور و در میان ایرانیان مهاجر. و نیز رسوخ به داخل و ادامه ی تفرقه در صفوف طبقات و توده ها که در هنگام خیزش ژینا اشکال تکامل پیشرفته ای از اتحاد طبقات خلق و ملت های ساکن ایران را تجربه کرده بودند.
سوم: فراهم کردن شرایط برای دست زدن به جنگ تجاوزکارانه و اجرایی کردن آن با این بهانه که بخش های زیادی از مردم ایران و گروه های سیاسی در خارج و داخل خواهان آن و «یاری ترامپ» به مردم ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی و در دست گرفتن سرنوشت خود هستند.
هفت - دو نوع تکوین در شرایط ایران
دو راه با یکدیگر مبارزه می کنند: 
راه انقلاب علیه حکومت ولایت فقیه و امپریالیست ها برای برقراری یک جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر و استقلال و آزادی و دموکراسی خلق در ایران؛
 و دوم: راه معامله و توطئه و جنگ و راه تبدیل ایران به کشوری بیش از پیش وابسته و دارای حکومتی مستبد و زیرسلطه ی امپریالیست ها.
نخستین راه تکامل در ایران راه انقلاب بوده و هست. در صورتی که طبقه ی کارگر و کشاورزان و دیگر طبقات انقلابی و مترقی خلق ما راه جنبش خویش و انقلاب دموکراتیک بزرگ خود را ادامه دهد گونه ای تکامل در پیش رو است که نقطه ی اوج ان برقراری جمهوری دموکراتیک خلق ایران به رهبری طبقه ی کارگر خواهد بود.
در پیشگیری از تکامل چنین راهی، امپریالیست ها هزاران توطئه و تزویر و مداخله پیشه کرده و مانع از تکوین انقلاب و رسیدن طبقه ی کارگر و خلق ایران به خواست های استقلال طلبانه و آزادیخواهانه خود شده و خواهند شد. این امری است که ما از همان آغاز شدت گرفتن تضادها میان امپریالیست ها با حکومت ولایت فقیه پیش از امضای برجام به آن اشاره کرده ایم. ما همواره بر آن بوده ایم که تضادهای امپریالیست ها با جمهوری اسلامی تنها در چارچوب خود این تضاد قابل فهم نیست و امپریالیست ها نه تنها با جمهوری اسلامی تضاد دارند بلکه بیش از جمهوری اسلامی با انقلاب دموکراتیک و ضد امپریالیستی ایران و با برقراری یک جمهوری دموکراتیک انقلابی( و یا حتی جمهوری دموکراتیک بورژوایی ملی) در ایران تضاد دارند. ما همواره اشاره کرده ایم که امپریالیست ها به هزاران تزویر و توطئه دست خواهند زد و به محض همه گیر شدن و اوج گیری انقلاب، حتی پیش از این که چنین انقلابی به کمال خود برسد و طبقه ی کارگر این توانایی سیاسی و تشکیلاتی و عملی را به دست آورد که بتواند رهبر آن شود، دست به مداخله و جنگ خواهند زد
راه دوم راه جنگ و مداخله ی امپریالیست هاست پیش از این که انقلاب خود را دریابد و ادامه یابد. این راه پیش از این در جنگ نخست دوازده روزه در پیش گرفته شد و با جنگ دوم تداوم یافته است. هدف جنگ کنونی تنها جمهوری اسلامی نبوده( اگر ترامپ با بخشی از این حکومت به سازش برسد، سرنگونی جمهوری اسلامی می تواند منتفی گردد) بلکه انقلاب خلق ایران است که اوج هایی پی در پی را به ویژه در ده سال اخیر تجربه کرده است.
اما اگر انقلاب می تواند تزویر و فریب و توطئه ها و جنگ امپریالیست ها را علیه خود بر انگیزد و گسستگی در تکامل آن ایجاد کند، جنگ نیز می تواند انقلاب را برانگیزد و رشد دهد.
اگر جنگ می تواند مانع پیشرفت انقلاب گردد انقلاب نیز می تواند بر علیه جنگ تجاوز کارانه ی امپریالیست ها برخیزد و مانع تداوم آن گردد.
نخستین گام محکم در این راه مخالفت و مبارزه با تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل به ایران و مبارزه برای توقف آن است.    
طبقه ی کارگر و خلق ایران می توانند علیه جنگ برخیزند و به انواع و اشکال گوناگون با آن و برای توقف آن به مبارزه برخیزند. در چنین راهی مبارزات انقلابی برای آزادی و استقلال ایران و برقراری یک جمهوری دموکراتیک انقلابی دوباره رو خواهد آمد و مانع از تداوم توطئه های امپریالیستی خواهد شد.

به مبارزه علیه جنگ تجاوزکارانه ی امپریالیسم آمریکا و اسرائیل برخیزیم

و مانع از تداوم آن شویم!

 مبارزات خود علیه جنگ را با مبارزه با جمهوری اسلامی در هم بیامیزیم!

انقلاب را رشد و تکامل دهیم!

مرگ بر امپریالیسم و صهیونیسم

مرگ بر سران فاسد و دزد و جنایتکار جمهوری اسلامی

زنده باد انقلاب

برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر

گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

15 اسفند 1404

 

 

 

 

۱۴۰۴ اسفند ۱۴, پنجشنبه

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»


 کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در صدودهمین هفته در ۵۶ زندان مختلف
کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» مرگ دیکتاتور ایران علی خامنه‌ای، عامل کشتار و اعدام ده‌ها هزار نفر از مردم ایران را آغاز پایان نظام منحوس ولایت فقیه و دروازه ورود به دموکراسی می‌داند.
در شرایط سخت جنگی کنونی که نظام مستبد بر کشورمان تحمیل کرده‌است، ما زندانیان خود را همراه عموم مردم می‌دانیم و در درد و رنج‌های آنها سهیم هستیم.
ما بر این باوریم که ایران به‌رغم همه فراز و نشیب‌ها سرانجام به سوی یک آینده درخشان در حرکت است و هیچ‌گاه به گذشته و نظام‌های دیکتاتوری باز نخواهد گشت. آزادی ایران به دست مردم و با اتحاد و هم‌دلی خودشان و نه نیروی خارجی، محقق خواهد شد.
آمار اعدام‌های اسفند ماه تاکنون از مرز ۶۵ تن گذشته است. طی روزهای گذشته نیز حکم اعدام یکی دیگر از بازداشتی‌های خیزش دی ۱۴۰۴ به نام محمدرضا مجیدی اصل، به اتهام «محاربه» در تهران صادر شده و دو زندانی هموطن کُرد از بازداشتی‌های خیزش ۱۴۰۱ با نام‌های محمد فرجی و رئوف شیخ‌معروفی، به اعدام محکوم شده‌اند.
حکم اعدام زندانی سیاسی دیگر پیمان فرح‌آور، در زندان لاکان رشت برای دومین بار، توسط دیوان عالی رژیم تایید شده و جان این زندانی بیش از هر زمان دیگری در معرض خطر است.
هم‌زمان، بسیاری دیگر بازداشتی‌ها، زیر فشار و شکنجه، در خطر صدور حکم ضد انسانی اعدام و احکام سنگین قرار دارند.
کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» بار دیگر توجه جوامع بین‌المللی و نهاد‌های حقوق بشری را نسبت به وضعیت زندانیان، به ویژه زندانیان سیاسیِ محکوم به اعدام جلب نموده و خواستار آزادی آن‌هاست. کارنامه ننگین و سراسر جنایت این رژیم باید به شورای امنیت ملل متحد ارجاع شود.
کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» روز سه‌شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ در صدودهمین هفته در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشد:
زندان اوین (بند‌های زنان و مردان)، زندان قزل‌حصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند‌های زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان وکیل‌آباد مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائم‌شهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران - کودکان_قربانی_جنگ

 
۱۰۸ کودک قربانی جنگ 
 ۱۰۸ زندگی قطع‌شده
 


در جریان فاجعه دلخراش در دبستان دخترانه‌ی «شجره طیبه» میناب، دست‌کم ۱۰۸ کودک بی‌گناه جان باختند. هر #نیمکت_خالی و هر #کوله‌پشتی_رهاشده، یادآور نسلی است که از حق زندگی، امنیت و آموزش محروم شد؛ نسلی که با خشونت و بی‌رحمی آینده‌اش ربوده شد.
محل حادثه: دبستان دخترانه‌ی «شجره طیبه»، #میناب
تاریخ: ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران این فاجعه را محکوم کرده و تأکید می‌کند: کودکان و مدارس هرگز نباید به اهداف جنگی تبدیل شوند. خواست ما پایان فوری خشونت و تضمین امنیت جانی دانش‌آموزان است.
توجه: اطلاعات این گزارش همچنان در حال تکمیل است. شورای هماهنگی از معلمان، کارکنان آموزشی و افراد مطلع در منطقه درخواست می‌کند در صورت دسترسی به هرگونه اطلاعات موثق درباره تعداد قربانیان، نام‌ها، تصاویر یا جزئیات حادثه، آن را برای تکمیل این گزارش با ما به اشتراک بگذارند.
صد و هشت #کوله‌پشتی_رها‌ شده؛ صد و هشت داستان که باید دیده و شنیده شوند، حتی اگر نامشان ناشناخته باشد.
#کوله‌پشتی‌های_رها_شده
#کودکان_قربانی_جنگ
#صدوهشت_کودک_بی‌نام

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

x

۱۴۰۴ اسفند ۱۲, سه‌شنبه

جنگ دوم امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل با حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی( بیانیه سوم)


The Second War of American Imperialism and the Zionist State of Israel against the Reactionary Government of the Islamic Republic (Third Statement)

جنگ تجاوزکارانه و کثیف امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل علیه

 حق حاکمیت ملی خلق های ایران 

The aggressive and dirty war of American imperialism and the Zionist state of Israel against

the national sovereignty of the people of Iran

1-    از آنچه در چهار روز جنگ تجاوزکارانه ی امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی و جنایتکار اسرائیل با ارتجاع جمهوری اسلامی گذشته است بر می آید که یا آمریکا با فردی از جناحی از میان همین حکومتیان، اصولگرایان یا اصلاح طلبان( آنها که مشکلی برای پذیرش نوکری امپریالیست های غربی ندارند) برای رهبری حکومت بعدی به سازش می رسد و یا با سرنگونی کامل حکومت، یک دولت جایگزین برای آن انتخاب می کند.

2-    اگر فرض را بر این گذاریم که زدن مراکز امنیتی و نظامی و سایت های اتمی و موشکی در سراسر ایران پایان ماجرا خواهد بود آن گاه فرض نخست است که تحقق می یابد. یعنی با یک عقب نشینی بزرگ از جانب سران جمهوری اسلامی( آنچه ترامپ به عنوان خواست«گذاشتن اسلحه به زمین» طرح کرده است)، آمریکا وارد فرایند مذاکره خواهد شد و با فردی از درون حکومت به سازش خواهد رسید، مشروط بر این که این فرد و تمامی باند و جناح اش نوکری تمام عیار برای امپریالیسم آمریکا شوند.  

3-    اگر فرض را بر نه تنها زدن مراکز امنیتی و نظامی و سایت های موشکی در سراسر ایران بلکه تداوم جنگ و در نهایت وارد کردن ضرباتی که به از هم پاشیده گی و سرنگونی نظام کنونی بینجامد بدانیم آن گاه حمله ی زمینی یا از جانب خود آمریکا و یا از جانب نیروهایی که هنوز وارد معرکه ی جنگ نشده اند اما هنگام وارد شدن به آن مرحله، خواهند شد صورت خواهد گرفت. 

4-    رابطه ی آمریکا و اسرائیل با احزاب کردی که منطقه ی خودمختار عراق را در اختیار دارند نشان می دهد که آنها بخشی از این نیروها خواهند بود.( ما نمی دانیم که موضع احزاب و سازمان های کرد ایران که اخیرا ائتلافی را تشکیل داده اند در مورد چنین اقداماتی چه خواهد بود.) این در صورتی است که جنگ زمینی شود. گفته می شود که نیروی هوایی آمریکا و اسرائیل پشتیبانی از این نیروها به عمل خواهند آورد. این احتمال هست که انتخاب یک کرد برای سرپرستی برنامه های فارسی رادیو آمریکا لزوما برای این نباشد که مثلا اینها خط «هر کس انتخاب مردم باشد»(!؟) را برای تکامل داخلی انتخاب کنند، بلکه بیشتر برای این باشد که آمریکا گروه های مسلح کردهای ایران را با خود داشته باشد و حتی تا حدودی می توان گفت حرکات آنها را کنترل کند.  

5-    حملات افسار گسیخته ی موشکی و پهپادی سپاه پاسداران به کشورهای امارات، عربستان سعودی، کویت، بحرین، قطر، عمان و اردن جز یک ماجراجویی دیگر که به هیچ وجه به نفع جمهوری اسلامی نخواهد بود، شرایط و امکان پیوستن این کشورها را به نیروهای امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل آماده کرده است. چنین اقداماتی جز این که این سیاست را در دستور این کشورها قرار دهد که به امریکا و اسرائیل بپیوندند و شر جمهوری اسلامی را از منطقه کم کنند نتیجه ی دیگری نداشته و نخواهد داشت. این برخلاف نظر ناشیانه ی سران باقیمانده ی سپاه و هسته ی سخت قدرت است که گمان می کنند با زدن مراکز نفت و گاز این کشورها موجب خواهند شد که آنها به ترامپ فشار وارد کنند با اعلام پیروزی در همین مرحله، جنگ را هر چه سریع تر پایان دهد.

6-    سه کشور امپریالیستی اروپا یعنی فرانسه و انگلستان و آلمان نیروهای نظامی و منافع اقتصادی کلانی در کشورهای عربی اشاره شده دارند. زدن مراکز نظامی و اقتصادی این کشورها یعنی حمله به منافع کشورهای امپریالیستی مزبور. این نخست وارد شدن آنها را به جنگ زیر نام دفاع از مراکز نظامی و اقتصادی که حملات جمهوری اسلامی به آنها منافع شان را به خطر انداخته صورت می گیرد و سپس پیوستن به ائتلاف جنگ با جمهوری اسلامی و برای سرنگونی این نظام و جایگزینی نظام مورد نظر خویش.

7-    البته اگر برنامه ی ترامپ سرنگونی باشد و یا به آن تغییر کند، این کشورها خواه نا خواه و دیر یا زود( با توجه به این که ترامپ می خواهد جنگ را با بهترین نتایج و هرچه زودتر تمام کند - زودتر از آنچه جمهوری اسلامی فکر می کند) به آمریکا خواهند پیوست و ائتلاف امپریالیستی ناتو و دولت صهیونیستی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی شکل نهایی را به خود خواهد گرفت.

8-    نشانه هایی که بر برنامه ی سرنگونی دلالت می کنند جز حملات گسترده و شدید و سریع و ادامه دار نظامی به تمامی مراکز امنیتی و سیاسی و نظامی، اعلام تروریستی بودن سپاه به وسیله ی اتحادیه ی اروپا و در راس آن سه کشور امپریالیستی مورد اشاره، در دی ماه و نیز در آستین پروراندن رضا پهلوی و سلطنت طلبان در همین هفته های منتهی به جنگ است. اعلام تروریستی بودن سپاه تنها برای فشار هنگام مذاکره و تنها برای همراهی با آمریکا و اسرائیل و مجوز جنگ را صادر کردن نبوده بلکه همچنین برای رفتن تا پایان جنگ یعنی پایان جمهوری اسلامی و پایان حکومت سپاه پاسداران بوده است.

9-    فراشد رشد دادن جریان سلطنت طلب به عنوان یک جایگزین از میانه ی خیزش «زن، زندگی، آزادی» آغاز شد. طی سه سال بعدی ادامه یافت و به ویژه در دی ماه 1404 در خارج و داخل گسترش چشم گیری یافت. همراهی تمام عیار کشورهای امپریالیستی با سلطنت طلبان و باز کردن جاده برای آنها و اعلام عددهای صدها هزار نفری راهپیمایان به وسیله ی پلیس، جز برافراشتن یک جایگزین برای جمهوری اسلامی چیز دیگری نمی توانست باشد. البته آنها می توانستند این کار را برای وادار کردن خامنه ای و سران سپاه به عقب نشینی و سازش هنگام مذاکرات انجام داده باشند که در صورت عقب نشینی خامنه ای شاید این امر برجسته می شد اما در عین حال می توانست برای وضعی که جمهوری اسلامی عقب نشینی نمی کرد و کار به جنگ و جنگ نیز به سرنگونی جمهوری اسلامی کشیده می شد این برنامه پیش برده شود.

10-                    بر مبنای آنچه ترامپ گفته وی ظاهرا سه گزینه برای رهبری بعدی در نظر دارد. وی از رضا پهلوی به عنوان یکی از گزینه های خود نام نبرد و به گونه ای درباره ی وی صحبت کرد که انگار که وی در میان سه گزینه نیست. با این همه به نظر نمی رسد که در صورتی که سرنگونی در دستور کار قرار گرفته باشد و فردی دیگر که بتواند آنچه ترامپ و امپریالیسم آمریکا و دیگر امپریالیست ها می خواهند انجام دهد پیدا نشود، جز مزدوری که چهل سال در آب نمک خوابانده بودنداش، جایگزین دیگری برایش بماند. وی گفته است که گزینه ی نخست وی در ایران «محبوبیت» دارد. روشن نیست که این گزینه چه کسی است. از میان اصلاح طلبان در بند و یا روحانی اصول گرای میانه. اما این احتمال نیز وجود دارد که این ها بیشتر برای رد گم کردن باشد و این که آمریکا در انتخاب حکومت بعدی نقشی نداشته است.

11-                    آمپریالیسم آمریکا اعتراف کرد که کودتای 28 مرداد را سازمان سیا آمریکا به همراه سازمان اطلاعات امپریالیسم انگلستان «ام آی 6» یا اینتلیجنت سرویس سازمان داده بود و از آن عذر خواهی کرد. این احتمال هست که بخواهد پای عذر خواهی اش باقی مانده و بگوید فرد جایگزین را وی انتخاب نکرده بلکه مردم ایران انتخاب کرده اند. اشاره به «محبوبیت» ممکن است از این دیدگاه باشد. فردی که «محبوب» است و ممکن است مردم با وی کنار بیایند و او را بپذیرند و در عین حال توانایی های اداره ی کشور را داشته باشد.  

12-                    با توجه به تداوم جنگ و اشکال پیشرفت آن در حال حاضر به نظر می رسد که شرایط بیش از اینکه به سوی سازش پیش برود به سوی گسترش جنگ و بیش از این که به کنار آمدن آمریکا با جناحی از درون حکومت بینجامد به سوی سرنگونی جمهوری اسلامی و جایگزینی یکی از آن سه گزینه ی ترامپ به جای آنها پیش رود. در روزهای آینده وجوه بیشتری از طرح ترامپ و ناتانیاهو آشکار خواهد شد.     

13-                    به ترامپ و امپریالیسم هرگز اعتمادی نیست. امپریالیسم بدون جنگ خواه منطقه ای و خواه جهانی نمی تواند به بقای خود ادامه دهد. تمامی آنچه ترامپ در مورد ما وارد جنگ دراز مدت نمی شویم و این جنگ کوتاه مدت خواهد بود و تنها می خواهیم جمهوری اسلامی بمب اتمی نداشته باشد و موشک های دوربرد نداشته باشد و نیروهای نیابتی به پا نکند پوشالی است. اکنون وی حتی از امکان گسیل نیروی زمینی به منطقه صحبت می کند و همچنین نتانیاهو نیز با اشاره به نیروی زمینی ارتش اسرائیل گفته که هنوز زمان فرستادن فرا نرسیده است. بیشتر به نظر می رسد که ترامپ و امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل هدف سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی و برقراری یک حکومت دست نشانده را دنبال می کنند.     

14-                    اخبار داخلی حاکی است که مجتبی خامنه ای به وسیله ی خبرگان رهبری( در دیداری غیر حضوری) به عنوان جانشین ولی فقیه و به عنوان رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شده است. اکنون روشن نیست که وی قرار است سیاست های پدرش را ادامه دهد و یا نقشی مانند بن سلمان ولیعهد عربستان را اجرا کند.(  گفته می شود این اخبار درست نبوده و در حال حاضر خبرگان در حال بررسی شش نفر برای جانشینی است.) 

15-                    تنها راه چاره ی جمهوری اسلامی اگر دیر نشده باشد، توقف تمامی حملات موشکی به کشورهای عربی و اسرائیل و پیشنهاد یک سازش و به همراه آن یک عقب نشینی بزرگ است. به گونه ای که بتواند امپریالیست های اروپایی و روسیه و چین و کشورهای عربی منطقه را با خود همراه کند و امکان دفاع دیپلماتیک از حکومت را برای این کشورها فراهم سازد. در صورت تداوم موشک باران کشورهای عربی شرایط بیشتر برای سرنگونی جمهوری اسلامی فراهم خواهد شد.

16-                    تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل شمشیر دو لبه است. یک لبه ی آن که آشکار است علیه جمهوری اسلامی و سیاست های جاه طلبانه ی آن در منطقه و وجودی شر مانند در ایران و بحران آفرینی های مداوم آن است. اما لبه ی پنهان و یا کمتر آشکار آن علیه انقلاب توده ها و تمامی طبقات انقلابی و مترقی، کارگران، کشاورزان، تمامی لایه های خرده بورژوازی و سرمایه داران ملی ایران است. هدف امپریالیسم آمریکا تنها سرجای خود نشاندن جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران و برده و مطیع کردن آنها و یا جایگزین کردن حکومتی دیگر منطبق با منافع اش نیست، بلکه خاموش کردن انقلاب دموکراتیک توده های ستمدیده ی ایران است که در سه دهه ی اخیر مراحل گوناگون و اوج هایی را از سر گذارنده و روز به روز گسترده تر و ژرف تر شده است. وضعیت کنونی این انقلاب به ویژه بدون رهبری بودن آن، و پیمودن مسیر خودانگیخته گی و احساس ناتوانی و بروز تمایل( حداقل در بخش هایی از جوانان و طبقات مرفه خلق فارس) به خواست کمک خارجی( که ترامپ و نتانیاهو شدند) بهترین فرصت را به امپریالیست ها داده است که در مقام «ناجی» مردم ایران ظاهر شوند و خود را «نجات دهنده» ی مردم ایران معرفی کنند.

17-                    جنگ تجاوز کارانه و تداوم آن به نفع طبقه ی کارگر و دیگر طبقات استثمار شده و  ستمدیده ی ایران نیست. این جنگ نه تنها کشتار است( چنان که در روز نخست یک مدرسه ی دخترانه در میناب ویران و بیش از 150 دانش آموز دختر جان خود را از دست دادند و از برخی اخبار و تحقیقات بر می آید که مسبب آن یا دولت اسرائیل و یا آمریکا بوده اند) ویرانی به بار می آورد و نابود می کند، بلکه این امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل هستند که در نهایت برای خلق ایران تعیین می کنند که چه حکومتی باید داشته باشند.

18 –تمامی طبقات خلق ایران باید یک جنبش ضد جنگ به راه اندازند و همراهی تمامی کارگران و زحمتکشان جهان را بر انگیزند. از نظر مردم جنگ باید هر چه زودتر پایان یابد. حتی دقیقه ای تداوم آن به نفع خلق ایران نیست و جز کشتار و ویرانی و نابودی و حتی شرایطی بسیار بدتر از این ها یعنی اسارت مردم در چنگال امپریالیست ها برای آینده ی در پیش رو چیز دیگری به بار نخواهد آورد.

 مرگ بر امپریالیسم آمریکا

مرگ بر دولت صهیونیستی و جنایتکار اسرائیل

مرگ بر حکومت ولایت فقیه

 مرگ بر مجتبی خامنه ای

 مرگ بر سران سپاه

زنده باد انقلاب

زنده باد تمامی خلق های دربند ایران و مبارزات شان برای آزادی و استقلال


گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران 11 اسفند 1404

 

 

جنبش فدرال دمکرات آذربایجان: جنگ تجاوزکارانه‌ی ایالات‌ متحده‌ی آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان محکوم است‌ و باید به فوریت متوقف گردد!


سرنوشت نظام آینده ی کشور نه بدست نیروهای خارجی بلکه به دست مردم ایران رقم خواهد خورد

دگر بار کشورمان در کام‌ جنگ‌ تازه ای فرو رفته است که پایان و تبعات آن حتی برای شروع کنندگان آن نیز به تمامی روشن نیست.

‌بعد از جنگ چندین ساله با کشور عراق و جنگ‌ دوازده روزه با اسرائیل که موجب ویرانیهای وسیعی در کشور گردید، اینبار نیز با حملات هوائی سنگین‌ ارتش های آمریکا‌ و اسرائیل صدماتی جدی به زیر ساخت های کشور وارد شده است.

بار دیگر ساکنین شهرهای بزرگ برای فرار از بمبها و موشک های آمریکائی و اسرائیلی خانه و کاشانه ی خود را ترک می کنند.

یکبار دیگر کودکان ایرانی نیمه شبان از وحشت مرگ و صدای انفجارها به آغوش مادرانی پناه می برند که خود در زیر سایه ی وحشت رژیمی سفاک و ضعیف کش، بی پناه هستند.

 با شروع جنگ صدها نفر از هموطنانمان در بمبارانهای جنایت کارانه ی اردوهای مجهز به مدرن ترین سلاحهای این دو کشور جان خود را از دست داده اند و اوج این بربریت موشک باران مدرسه ای در شهر میناب استان هرمزگان توسط نیروی هوائی اسراِئیل است که طی آن بیش از صد و پنجاه کودک دبستانی کشته شده اند. این جنایت برگ تازه ای در دفتر جنایتهای بیشمار کشوری است که دولت آن از دید اکثریت کشورهای جهان در رابطه با مردم فلسطین متهم به نسل کشی و پاکسازی قومی است.

ولی آیا در این جنایات فقط آمریکا و اسرائیل مقصر هستند؟

در کنار ایالات متحده ی آمریکا و اسرائیل این رژیم جمهوری اسلامی است که با سیاست های جنایتکارانه و پان شیعی اش کشور را در آستانه ی ویرانی و نابودی قرار داده و حتی چند هفته قبل از حمله ی نیروهای خارجی دهها هزار نفر از شهروندان کشور را کشته، زخمی کرده و در سیاهچال های مختلف کشور حبس نموده است.

امروزه وضعیت فاجعه بار اقتصادی کشور، فقر روزافزون اکثریت مردم، نابودی محیط زیست، وضعیت آب و برق و ناهنجاریهای اجتماعی اموری نیستند که حتی مسئولین رژیم بتوانند آنها را کتمان بکنند.

همه ی اینها محصول چهل و هفت سال حاکمیت روحانیون، فاناتیک های اسلامی و جانیانی است که در کشور به صغیر و کبیر رحم نکرده اند.

در چهل و هفت سال حاکمیت اسلامیست ها در کشور، هر کسی که از دوراندیشی سیاسی ذره ای بهره داشت، می دانست که ادامه سیاست های ابلهانه ی تیم خامنه ای  و شرکای اصولگرا و اصلاح طلبش روزی کشور را بازیچه دست نتانیاهوها و ترامپ ها خواهد کرد

رژیم جمهوری اسلامی امروزه کشور را نه فقط در مقابل آمریکا و اسرائیل بلکه عملا در مقابل اکثریت کشورهای عرب منطقه و قریب به اتفاق کشورهای اروپائی، کانادا و استرالیا قرار داده است.

با شروع این جنگ و کشته شدن علی خامنه ای – که با دستور قتلعام آخرینش همانند خمینی لعنت همیشگی ایرانیها را با خود به گور برد- می توان با قطعیت گفت که رژیم جمهوری اسلامی در شکل و شمایل فعلی اش به آخر خط رسیده است و تا دیر نشده باید در مقابل اراده ی مردم تسلیم شده و با آزادی زندانیان سیاسی و امکان اظهار نظر و عمل به شخصیت های ملی و دلسوز راه را برای خروج کشور از این بن بست تاریخی هموار نماید. در غیر این صورت همراه با نابودی رژیم جنایتکار و فاسد حاکم، کشور نیز در نتیجه ی دخالت های خارجی به کام هرج و مرج فرو خواهد رفت.

شروع تجاوز و دخالت های امپریالیستی امروزی ایالات متحده ی آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان فدرال همراه با دنباله و بازوی مسلح شان اسرائیل، چیزی نیست جز ادامه دخالت هائی که با کودتاهای انگلیسی اسفند ۱۲۹۹ رضاخان و آمریکائی- انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عملا راه رشد طبیعی ایرانیها برای ایجاد کشوری صلح دوست و دمکراتیک را سد نمود

در حالیکه رژیم جمهوری اسلامی در کلیت اش محصول سی و هفت سال دیکتاتوری فردی و مطلقه ی محمد رضا شاه  می باشد، اینک دگربار ایالات متحده ی آمریکا همراه با اسرائیل به دنبال حقنه کردن نوه ی رضاخان به کشوری با جمعیت نود میلیونی هستند.

مردم ایران به سیاست های امپریالیستی ایالات متحده ی آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان فدرال که در پی رهبرسازی و تعبیه ی رضا پهلوی به عنوان دیکتاتور بعدی هستند، نه می گویند!…

دست رژیم های امپریالیستی ایالات متحده ی آمریکا، انگلستان، فرانسه، آلمان فدرال و اسرائیل از دخالت در سرنوشت آتی کشور ایران باید کوتاه شود.

مردم ایران خود باید بدون دخالت خارجی سرنوشت کشورشان را تعیین بکنند و بخصوص حکومت ایالات متحده ی آمریکا به رهبری ترامپ باید بداند که دوران سیاست کشتی های توپدار گذشته و ملت های ساکن ایران از جمله ملت آذربایجان زیر بار حکومت فردی نوه ی رضاخان نخواهند رفت.

آینده ی کشور ایران نه از راه اعاده ی سلطنت پهلوی تحت سرنیزه های ارتش های کشورهای غربی و اسرائیل بلکه از مسیر تشکیل جمهوری فدرال ملت های ایران می گذرد.

امروزه برای نجات کشور نه فقط باید رژیم جمهوری از سر راه برداشته شود بلکه باید راه بر دخالت های امپریالیستی و ایجاد رژیم دست نشانده اسرائیل، ایالات متحده ی آمریکا و بعضی از کشورهای غربی برای همیشه بسته شود

جنبش فدرال دمکرات اذربایجان همراه با اکثریت فعالین ملی آذربایجانی که نمایندگانشان در تاریخ هفت اسفند ۱۴۰۴ در «کنفرانس هم اندیشی فعالین مدنی آذربایجان» شهر تبریز گرد آمده بودند، بر “ضرورت تشکیل جبهه ی جمهوری خواهی و مقابله با فاشیزم” تاکید و در همصدائی با این فعالین آذربایجانی اعلام می دارد: ” تاکید بر کرامت انسانی، برابری حقوقی و حق مشارکت سیاسی تمامی شهروندان با توجه به تاریخ و اسناد پایه ای جنبش آذربایجان که همواره منادی آزادیخواهی و عدالت محوری بوده، تامین برابری حقوقی کلیه ی گروه های عقیدتی و جوامع فرهنگی پیش نیاز تحقق وحدت ملی مدرن” در ایران آینده می باشد

در ایران فدرال ملت های ساکن ایران با رها شدن از سلطه ی برتری اقتصادی، فرهنگی و زبانی ملت فارس شانس پیشرفت در مناطق زیست شان را خواهند داشت و ملت آذربایجان نیز همانند دوران حکومت ملی آذربایجان که تحت رهبری جعفر پیشه وری یک شبه ره صد ساله پیمود، می تواند در مدت کوتاهی آثار عقب ماندگی های به ارث رسیده از دو رژیم ضد مردمی و ضد آذربایجان پهلوی و اسلامی را بزداید.

پیش به سوی ایجاد جمهوری فدرال ملت های ترک آذربایجان، فارس، کرد، بلوچ، عرب و ترکمن در چهارچوب ایران آزاد!…

در شرائطی که شهرها، قصبات و روستاهای آذربایجان و بخصوص شهر قهرمان تبریز در زیر آوار بمبهای کشورهای مهاجم متجاوز در حال ویران شدن است، بر فعالین ملی جنبش ملی- دمکراتیک آدربایجان فرض است که در کنار ملت و مردم خود قرار گرفته و با ایجاد کمیته های محلی به کمک زخمی ها، بیماران، سالمندان، از کار افتادگان، بازنشستگان و خانواده های بی سرپرست بشتابند.

نه به تجاوز امپریالیستی، نه به رژیم جمهوری اسلامی، نه به رژیم سلطنتی تحت هر نامی!…

برای جمهوری فدرال و دمکراتیک ایران!…

جنبش فدرال دمکرات آذربایجان

یازدهم اسفند ۱۴۰۴ – دوم مارس ۲۰۲۶

تورکمن‌های دمکرات ایران: نه به جنگ و نه به جنگ‌افروزان!


شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴، با حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، دور جدیدی از درگیری‌های نظامی آغاز شد. در همان دقایق نخست، علی خامنه‌ای، ولی فقیه، به همراه تعدادی از فرماندهان نظامی و امنیتی کشته شدند. پس از شکست مذاکرات میان حکومت و آمریکا، وقوع این جنگ قابل پیش‌بینی بود و اکنون سایه نبردی دیرپا بر آسمان میهن چیره گشته است.

حکومت اسلامی از بدو پیدایش، شعار نابودی دیگران را در کانون سیاست خارجی و «صدور انقلاب» را سرلوحه برنامه‌های خود قرار داد؛ بدین‌سان بخش عظیمی از سرمایه‌های ملی در این سراب ویرانگر به یغما رفت. اصرار بر پیشبرد برنامه‌های اتمی و حمایت از نیروهای نیابتی، در کنار سرکوب و کشتار جنون‌آمیز هزاران جوان وطن، نمی‌توانست بی‌پاسخ بماند. حتی در «تورکمن‌صحرا» که شاید کمترین اعتراضات حکومتی در آن شکل گرفته بود، حکومت ولی فقیه بدون ذره‌ای تردید، جوانان بسیاری را کشت، معلول کرد و به بند کشید. بی شک، جمهوری اسلامی بزرگ‌ترین دشمن مردم ایران است.

بیت رهبری سال‌هاست با پیشه کردن سرکوب در داخل و تنش‌زایی در خارج، کشور را به لبه پرتگاه نیستی رانده است. خامنه‌ای به‌عنوان سکان‌دار این سیاست ویرانگر، تا آخرین دم از توهمِ «نزدیکی به قله‌های ترقی» دست نشُست. ما برای مرگ دیکتاتور خونخواری چون او سوگواری نمی‌کنیم؛ اما صد افسوس که او و دیگر جنایتکاران، پیش از آنکه در دادگاهی عادلانه محاکمه شوند و مرهمی بر زخم‌های مردم ستمدیده باشند، از میان رفتند.

امروز ایران در وضعیت  متعارضی قرار دارد؛ کشور مورد حمله نظامی قرار گرفته، اما مردم نه تنها به دفاع بر نمی‌خیزند، بلکه اظهار رضایت می‌کنند. این واکنش، نشان از گسست کامل مردم از حکومت ولایت فقیه است. مردم هوشیار ایران، این وضعیت را فرصتی برای رهایی از ستمِ نزدیک به نیم‌قرن حکومت توتالیتر می‌بینند.

در شرایط کنونی، تحولات ایران می‌تواند سریع و پیچیده باشد و عوامل داخلی و خارجی متعددی بر آن اثر بگذارند. با این حال، ما به پیروزی مردم ایران، به‌ویژه زنان و جوانانی که در این ۴۷ سال از مبارزه با این حکومت ستمکار پای پس نکشیده‌اند، امیدواریم. امروز با حذف خامنه‌ای، روزنه امیدی برای رهایی از بند این رژیم گشوده شده است؛ هرچند گره‌های ناگشوده فراوانی در پیش رو داریم.

وظیفه خطیر تشکل‌های مدنی و فعالین داخلی است که برای اتحاد همه نیروها در «ایرانِ رنگین‌کمان» آستین همت بالا بزنند. اپوزیسیون خارج از کشور نیز باید با ائتلافی وسیع از تمام نیروهای گذارخواه، پشتیبان جنبش مردمی باشد و از بحث‌های فرساینده و حذفی بپرهیزد؛ چرا که امروز هیچ نیرویی به تنهایی قادر به عبور از سد جمهوری اسلامی نیست. در این لحظه سرنوشت‌ساز، همه نیروها باید با پایبندی به حداقل‌های مشترک، آرمان‌های دوردست را به فردای باثباتِ کشور واگذارند.

ما ضمن محکومیت محرکان و آغازگران جنگ، پژواک فریاد صلح‌طلبی مردم خویش هستیم؛

 زیرا این جنگ، هرگز جنگ مردم ایران نبوده و نیست.

تورکمن‌های دمکرات ایران

دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۴