۱۴۰۴ بهمن ۲۸, سه‌شنبه

یادداشت هایی درباره ی سرکوب خونین و ادامه دار خامنه ای و سران پاسدار...( 2 - بخش پایانی)

 

یادداشت هایی درباره ی سرکوب خونین و ادامه دار خامنه ای و سران پاسدار،

 لشکرکشی امپریالیسم آمریکا به منطقه و نقش مزدوران سلطنت طلب(2 – بخش پایانی)

 Notes on the bloody and ongoing repression of Khamenei and the IRGC leaders

(2)US imperialism's invasion of the region and the role of royalist mercenaries 

مساله ی دارودسته ی سلطنت طلبان و رضا پهلوی
 در سیاست امپریالیسم آمریکا در مورد جمهوری اسلامی روندهای متضادی دیده می شود:
روند نخست همان است که به وسیله ی دولت صهیونیستی و جنایتکار اسرائیل و بخشی از دولت آمریکا دنبال می شود یعنی پروراندن رضا پهلوی و سلطنت طلبان برای جایگزین کردن آنها به جای حکومت ولایت فقیه.
نگاهی به سیر رویدادهای خارج از کشور نشان می دهد که این روند ظاهرا عمده است. دولت های اروپایی و آمریکا و کانادا جدا از امکاناتی که در فراهم کردن آنها برای سلطنت طلبان نقش داشته اند با خیال باز و راحت به سلطنت طلبان اجازه ی مانور می دهند و آنها را پشتیبانی می کنند و به این ترتیب عملا عناصر حکومت جایگزین( یا رژیم چنج) را پروار می کنند.
 نکته ی دیگر و آن هم مهم همان در دست گرفتن پرچم های اسرائیل و آمریکا به وسیله ی مزدوران پادشاهی خواه ( و همچنین دادن این پرچم ها به مردمی که به قصد یاری مردم ایران در این راهپیمایی ها شرکت می کنند) در این راهپیمایی هاست که با این توجیه که اسرائیل و آمریکا تنها کشورهایی هستند که پشت مردم ایران هستند صورت می گیرد. این امری است که بی تردید بر مبنای قراری بین دولت جنایتکار اسرائیل و مزدوران پادشاهی خواه صورت گرفته است و هدف آن تا حدود زیادی پاک کردن جنایات اسرائیل در قبال فلسطینیان و نسل کشی غزه است. از سوی دیگر نگاهی به شیوه های برخورد پلیس با مبارزات فلسطینیان با دولت صهیونیستی و اشغالگر اسرائیل با شیوه های برخورد با سلطنت طلبان تفاوت های زیادی را نشان می دهد که یکی از آنها همین سهل و آسان گرفتن فراخوان ها و راهپیمایی های سلطنت طلبان و شیوه ها و رفتارهای کریه آنها درقبال دیگر نیروهای سیاسی و در مقابل اعمال فشار فراوان به راهپیمایان فلسطینی و پشتیبانان آنهاست.
اما چنین جایگزینی ای به احتمال زیاد نیاز به سرنگونی کامل جمهوری اسلامی دارد و آنچه که ترامپ درباره ی مذاکره و توافق می گوید و در عین حال از عدم تمایل دولت آمریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی صحبت می کند تا حدودی خلاف این روند است. البته اگر آن را برای زمان خریدن و یا افشای بازی ها و اطفارهای جمهوری اسلامی و اینکه با خامنه ای و آخوندها و سران پاسدار مذاکره بی فایده است، تا زمان آماده گی کامل نیروهای ارتش آمریکا برای حمله ارزیابی نکنیم.
روند دومی که موجود است عقب نشینی خامنه ای و هسته ی سخت در مقابل خواست های ترامپ است. امکانی که می تواند همین هسته ی سخت را در قدرت نگه دارد اما با سیاست هایی تغییر یافته و منطبق با خواست های آمریکا. این یعنی تبدیل حکومت ولایت فقیه به یک دولت مزدور امپریالیست های غربی که از مواضع ایدئولوژیک خود بسیار عقب نشسته است و مانند دولت هایی چون عربستان سعودی و یا طالبان افعانستان شده است.
 از این دیدگاه نه تنها حضور نیروهای آمریکا در منطقه و افزایش آنها، بلکه طرح آشکار دیدگاه های گوناگون و متضاد در مورد شیوه ی برخورد با حکومت ولایت فقیه از درون دولت و طبقه ی حاکم آمریکا( یکی می گوید باید مذاکرات را ادامه داد، دیگری می گوید با حکومت ملاها مذاکره بی فایده است و ...)، صرفا برای فشار و ترساندن جمهوری اسلامی به شمار می آید.
همچنین باید گفت که راهپیمایی های مورد اشاره در بالا، در کنار خدمت به شکل دادن جایگزین حکومت یعنی روند نخست، می تواند در مذاکرات آمریکا همچون ابزار و برگ هایی برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی مورد استفاده قرار گیرند. امری که در کنار حضور نیروهای آمریکا و دیگر فشارهای اقتصادی و سیاسی می تواند در پیشرفت روند دوم یعنی در گزینه ی مجبور کردن خامنه ای و سران پاسدار به عقب نشینی و تسلیم به خواست های ترامپ موثر افتد.( اگر صحبت های دو طرف را پس از مذاکرات ژنو ملاک بگیریم به نظر می رسد که خامنه ای و سران پاسدارش عقب نشینی هایی کرده اند. بر این مبنا صحبت های امروز خامنه ای در مورد زدن ناوهای هواپیما بر آمریکایی مصرف داخلی دارد).
روند سوم جایگزیند کردن بخشی از حکومت به جای هسته ی اصلی قدرت کنونی است. این نیز در صورتی اجرا می شود که هسته ی سخت با آمریکا کنار نیاید و در عین حال آمریکا نخواهد برنامه ی سرنگونی کامل را اجرا کند. در مورد این که این بخش از حکومت کدام باندها و متعلق به چه جناحی - خود اصول گرایان، اصول گرایان میانه رو و یا اصلاح طلبان حکومتی - باشند اکنون چیزی روشن نیست و بسته به تکوین شرایط و رویدادها و یا برنامه ریزی های از پیش تنظیم شده دارد. تنها می توان یقین داشت که این باندها و جناح ها آنهایی هستند که خواهان رابطه ی بی تنش با امپریالیست های غربی هستند و اگر حتی اکنون سرسپرده های کاملی نباشند اما در آینده چنین شوند.
رو آمدن و اجرای هر یک از این سه برنامه  به موضع گیری های آتی خامنه ای و شرکای پاسدار در مذاکرات بستگی دارد.
تنها امکانی که به نظر نمی رسد در برنامه های دولت امپریالیستی آمریکا جایی داشته باشد این است که آمریکا بخواهد حکومت را سرنگون کند و سپس تمام گرایش های سیاسی و احزاب شان آزاد شوند و روزنامه ها آزادانه بنویسند و سپس انتخاباتی آزاد برقرار شود و مجلسی شکل بگیرد و حکومتی بر مبنای اراده ی آزاد مردم شکل بگیرد. امری که با «چلبی سازی» به کلی فرق می کند.
به اشاره می توان گفت که چنین شرایطی بیشتر در پی انقلاب های بورژوا - دموکراتیک نوع کهن و به طور کلی با رهبری های بورژوایی و خرده بورژوایی به وجود می آید. یعنی انقلاب هایی صورت می گیرد و پس از پیروزی فضایی نسبتا باز به وجود می آید و احزاب آزادنه فعالیت می کنند و انتخاباتی برگزار می شود. و معمولا چون امکانات در دست احزاب بورژوا- ملی و یا خرده بورژاست آنها برنده ی انتخابات می شوند. روشن است که حتی در چنین مواردی امپریالیست ها سریعا تلاش می کنند که احزاب وابسته به خود را تقویت کنند و آنها را در انتخابات به پیروزی رسانند و دولت وابسته به خود را تشکیل دهند. این ها نیز در شرایطی است که چاره ای دیگر نداشته باشند و مثلا ارتش در دست شان نباشد و نتوانند کودتایی ترتیب دهند. با کمی اما و اگر برخی از کشورهای آمریکای جنوبی و مرکزی و همچنین کشورهایی که در آنها انقلاب های مخملی صورت گرفت نمونه هایی متفاوت از چنین وضعی هستند.   
دیدگاه های نادرست در بخش هایی از جوانان در مورد چگونگی سرنگونی حکومت
یکی از تصورات ساده ای که در بخش هایی از نسل جوان کنونی ایران وجود داشت در مورد چگونگی سرنگونی حکومت بود. در خیزش «زن، زندگی، آزادی» بخش هایی از جوانان به شکلی گله وار می گفتند که«ما به خیابان می آییم و می گوییم این حکومت را نمی خواهیم چرا این ها نمی روند!»، یا « چگونه باید بگوییم این ها را نمی خواهیم!» که این ها با شعار نسبتا تعرضی «جمهوری اسلامی نمی خوایم، نمی خوایم» تفاوت دارد.
این تصور در خیزش اشاره شده با توجه به سرکوب های خونین حکومت و نیز بازداشت ها و شکنجه های وحشتناک تا حدود زیادی از بین رفت اما نه به طور کامل.
 در خیزش دی ماه با وجود این که بخش های زیادی از جوانان تجربه های خیزش ژینا و برخی دیگر حتی تجربه های آبان 98 و دی 96 را داشتند با این حال این بخش ها هنوز گمان می کردند که اگر همه ی مردم با هم به خیابان بیایند و در بهترین حالت با تصرف چند مقر بسیج و سپاه حکومت سرنگون می شود. یکی ازدیدگاه های تا حدودی رایج و البته خام که از جانب این بخش ها تبلیغ می شد این بود که«یک بار همه بریزیم خیابان و تموم اش کنیم!».
این نوع دیدگاه ها پیش از پیام ترامپ که « کمک در راه است» و «ادامه دهید!» نیز وجود داشت و بنابراین نمی توان آن را با توجه به پیام ترامپ تبیین کرد.
 شعار«یک بار همه بریزیم خیابان و تموم اش کنیم!»از این که اکثریت توده ها- بیش از 90 درصد - حکومت را نمی خواهند بر می خاست و از سوی دیگر ایمان به نیروی مردم در مقابل حکومت و این که در مقابل خواست و اراده ی همگانی شان هیچ نیروی ارتجاعی ای نمی تواند مقاومت کند. این ها بخش مثبت این دیدگاه و رهنمود بود. با این حال این تصور ساده نگرانه ای در مورد چگونگی سرنگونی حکومت بود و پیچیده گی سرنگونی حکومت و روش و شکل اش و زمان بر بودن آن را درک نمی کرد. اینها جنبه های منفی این بینش و اندرز بودند.
 تصور مورد بحث که بخشی مهمی از آن از سطحی نگری در مورد چگونگی سرنگونی حکومت بر می خاست موجب این دیدگاه خواه در خیزش ژینا و خواه در خیزش دی ماه گردیده بود که حکومت را می توان با گردهمایی و راهپیمایی و حداکثر با شورشی بی سلاح و بی حزب و سازمان و رهبری و برنامه ریزی و نیرویی مسلح و مبارزات طولانی مسلحانه شکست داد.
به نظر می رسد که با سرکوب وحشیانه و خونین حکومت و احساس و دیدگاه هایی که به ویژه بخشی از جوانان دارند این دیدگاه تا حدود زیادی تغییر کرده باشد.
 برنامه ریزی و سازمان دادن و قدرت سلاح خامنه ای و شرکای پاسدار را تنها با برنامه ریزی و سازمان دادن و قدرت سلاح پیشگامان و توده های متحد سراسر ایران می توان شکست داد و این یک نیز با «یک بار بیرون ریختن همگانی» نمی تواند تحقق یابد.
هر چند در دوره ی کنونی در میان بخش های از جوانان و توده ها دیدگاهی که در بالا به آن اشاره شد - دیدگاهی که رهنمود می داد «بریزیم بیرون و تموم اش کنیم» - به شکل نیازی از موضع ضعف و دردمندانه( یا بنا به واژه ی رایج شده ی این روزها«استیصال») به جنگ ترامپ و آمریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی در آمده، اما از یک سو در بخش هایی از توده ها اکنون دیدگاه اتکاء به خود و به دست گرفتن سلاح است که بیش از پیش نافذ گردیده و از سوی دیگر تجارب آتی به توده هایی که به دنبال مداخله ی خارجی و سرنگونی جمهوری اسلامی به وسیله ی ترامپ هستند نشان می دهد که ترامپ و آمریکا و دیگر امپریالیست ها و سلطنت طلبان نوکرصفت و دریده و هار برای توده ها، هرگز دنبال منافع آنها نبوده و نیستند.

هرمز دامان

نیمه ی دوم بهمن 1404

اطلاعیه اعلام موجودیت «اتحاد فراگیر چپ انقلابی»

 
دوشنبه 27 بهمن 1404
این اتحاد فراگیر چپ انقلابی برای پشتیبانی از مبارزات آزادی‌خواهانه‌ و عدالت‌طلبانه مردم مبارز ایران و برای کمک به جنبش‌های مستقل و مردمی در ایران تشکیل شده است. حاکمیت فاشیستی- اسلامی-ارتجاعی ایران نه تنها زندگی مردم زحمت‌کش و فرودست را در چهل‌و‌هفت سال گذشته به فلاکت کشانده و زنان، ملیت‌ها و گروه‌های اتنیکی را با تبعیض‌های چند لایه، به شهروند درجه دو تبدیل کرده، بلکه تمام منابع و زیرساخت‌های ایران را با سیاست‌های فاشیستی و سلطه‌طلبانه‌ی ایدئولوژیک خود در داخل و خارج از کشور، ویران ساخته و خطر حمله‌ی نظامی و جنگ را بر سر مردم ایران تحمیل کرده است. ضرورت این اتحاد در شرایط خطیر امروز ایران، به‌ویژه پس از سرکوب خونین خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴، بیش از پیش برجسته شده است. این خیزش گسترده که ابتدا در اعتراض به تورم و گرانی سرسام آور آغاز شده بود، در ادامه خواست سرنگونی جمهوری اسلامی ایران را فریاد زد. هم‌چنان‌که از دی‌ماه ۹۶ با شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا دیگه تمامه ماجرا»، این خواست کلید خورد، در سال ۹۸ ادامه یافت و در خیزش انقلابی و شکوهمند «زن، زندگی، آزادی» علیه هرگونه تبعیض و نابرابری، به اوج خود رسید
قتل‌عام مردم معترض ایران در دی‌ماه، جامعه‌ی ایرانیان در داخل و خارج از کشور را به‌شدت غمگین ساخته و خشم عمیقی را در ما برانگیخته است که چرا نمی‌توانیم نقشی موثر در تغییر این شرایط هولناک و جلوگیری از کشتار مردم معترض ایفا کنیم. ما فعالان سیاسی و اجتماعی زنده مانده در خارج از کشور در برابر تمامی جان‌های شیفته که زندگی خود و خانواده‌های‌شان را برای دستیابی به آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و دموکراسی فدا کردند، مسئول هستیم. بنابراین ضرورت دارد که با احترام به اختلاف‌های‌ نظری که ممکن است داشته باشیم، بر سر اشتراک‌های‌مان با همدیگر همکاری کنیم تا بتوانیم صدایی قدرتمند شویم و اقدام‌های موثری را انجام دهیم. آن‌هم در این شرایط سرنوشت‌ساز که نیروهای راست و سلطنت‌طلب با کمک کشورهای سلطه‌گر و امپریالیستی قصد دارند جنبش‌های مستقل و مردمی در ایران را به زیر گام‌های جنگ‌طلبانه‌ی خود بکشانند و مسیر رهایی مردم مبارز ایران از شر رژیم ستمگر، سرمایه‌داری و ارتجاعی اسلامی ایران را منحرف سازند.   
ما نیروهای انقلابی سوسیالیست، چپ، دموکرات، فمینیست، کوئیر، فعالان رفع ستم ملی و محیط زیستی در خارج از کشور، نیروی عظیمی هستیم که در صورت هم‌گرایی برای اتحادی فراگیر، می‌توانیم نقش مؤثری در انتقال خواست‌های ترقی‌خواهانه‌ی مبارزات مردم ایران علیه هرگونه ستم، تبعیض، بی‌عدالتی، نابرابری، مرد-پدرسالاری و تخریب محیط زیست ایفا کنیم. اگر ما عزم‌مان را جزم کنیم که از پراکندگی به درآییم، بی‌تردید قادر خواهیم بود که همبستگی اتحادیه‌های کارگری و دانشجویی چپ، تشکل‌های فمینیستی و سازمان‌ها و احزاب چپ و مترقی در سراسر دنیا را برای پشتیبانی از جنبش‌های اجتماعی مردم ایران جلب کنیم و فریاد دادخواهی و صدای انقلاب واقعی مردم ایران را به تمام آزادی‌خواهان جهان برسانیم.   
بدین منظور، ما امضا کنندگان زیر؛ دستان خود را به‌سوی تمامی نیروهای انقلابی چپ، دموکرات، فمینیست و آزادی‌خواه در خارج از کشور دراز می‌کنیم تا بتوانیم همراه با همدیگر صدایی قدرتمند شویم و گام‌های عملی موثری در راستای دفاع از مبارزات و خواست‌های آزادی‌خواهانه و برابری طلبانه‌ی مردم ایران برداریم.
قابل توجه: این منشور پیشنهادی برای فراگیر شدن، راه نقد، بازنگری و تکمیل آن را، متناسب با ضرروت‌های زمان، باز گذاشته است. برای همراهی و مشارکت با ما، با این ایمیل تماس بگیرید:
ettehadfaragirchapenghelabi@gmail.com
یک‌شنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۵ فوریه ۲۶ ۲۰

*****
سند سیاسی (منشور) «اتحاد فراگیر چپ انقلابی»
مقدمه :
ما در شرایط بسیار خطیر و سرنوشت‌سازی به سر می‌بریم. از یک‌سو، جامعه‌ی ایران درگیر بحران‌های فزاینده‌ی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و زیست ‌محیطی شده و سایه‌ی جنگ زندگی مردم ایران را تهدید می‌کند؛ از سوی دیگر، خیزش‌های پیاپی  خیابان‌ها را به صحنه‌ی پیکار علیه هرگونه تبعیض و برای آزادی، برابری، دموکراسی، عدالت اجتماعی، نان، کار، مسکن و رهایی از تمامی قید وبندهای رژیم جمهوری اسلامی بدل کرده است. جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» نیز؛ مصمم و پیگیر علیه آپارتاید جنسیتی جمهوری اسلامی، پدر-مردسالاری و حاکمیت دین بر دولت و جامعه ایستاده و چهره‌ی ایران را دگرگون کرده و تحسین جهانیان را برانگیخته است. در این شرایط، ما بر این باوریم که با تکیه به روحیه‌ی همکاری برای برداشتن گام‌های مؤثر، شکل‌گیری یک اتحاد عمل فراگیر چپ انقلابی مبتنی بر مشارکت داوطلبانه افراد و نیروهای آزادی‌خواه ضروری است. بدین‌منظور سندی تدوین شده است و از فعالان مستقل و از اعضای احزاب، سازمان‌ها، نهادها، انجمن‌ها، محافل چپ و کمونیست به صفت فردی دعوت می‌کنیم تا در فضایی رفیقانه، آزاد و مبتنی بر احترام متقابل، کنار هم گردآییم و گفت‌وگو کنیم تا بتوانیم به این «اتحاد فراگیر چپ انقلابی» دست یابیم
ما که هستیم و اتحاد فراگیر ما برای چیست؟
·                  ما جمعی از فعالان آزادی‌خواه، چپ، سوسیالیست، کمونیست، دموکرات، دادخواه، فمینیست و کوئیر (LGBTQIA+) هستیم که در عرصه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، زیست‌محیطی و رسانه‌ای فعالیت می‌کنیم؛
·                  ما جمعی هستیم که برای رهایی از هرگونه سلطه، استثمار و تبعیض، برای پایان دادن به مردسالاری و تبعیض جنسی–جنسیتی، برای رفع ستم ملی، برای آزادی‌های بدون قید و شرط سیاسی، برای پایان دادن به کشتار و شکنجه و اعدام، و برای دستیابی به برابری واقعی زنان با مردان، جامعه کوئیر و تمام انسان‌ها، برای دموکراسی برخاسته از اراده‌ی توده‌ها، برای اعمال حاکمیت مردم در تعیین و تغییر نظام سیاسی، برای حق تعیین سرنوشت ملیت‌های ساکن ایران و اتحاد داوطلبانه‌ی آن‌ها، برای دادخواهی و ساختن دنیایی عادلانه و انسانی مبارزه می‌کنیم؛
·                  ما می‌خواهیم همراه کارگران، تهیدستان، زنان، جوانان، دانشجویان، پرستاران، معلمان، بازنشستگان، دادخواهان، ملیت‌های تحت ستم و استثمار؛ کورد، بلوچ، عرب، ترکمن، آذری و …، زندانیان سیاسی، هنرمندان، نویسندگان، جامعه کوئیر (LGBTQIA+)، فعالان محیط‌زیست و همه نیروهایی باشیم که برای سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی و برای آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و رهایی مردم ایران مبارزه می‌کنند؛
·                  ما می‌خواهیم طرحی برای سازماندهی عملی و تقویت ظرفیت‌های همکاری رادیکال میان نیروهای پراکنده‌ی چپ انقلابی ایجاد کنیم و با جنبش‌های انقلابی در منطقه و جهان اعلام همبستگی کرده و دست همکاری به سوی آن‌ها دراز ‌کنیم و خود را متحدان طبیعی آنان بدانیم؛
·                  ما می‌خواهیم اتحادی فراگیر ایجاد کنیم که نه بر مبنای یگانگی ایدئولوژیک، حزبی و یا آلترناتیوسازی از خارج از کشور، بلکه بر محور فعالیت‌های مشترک، و در همبستگی با جنبش‌های اجتماعی درون ایران و سایر کشورهای منطقه، بر موضع‌گیری‌های روشن و صریح استوار باشد؛ 
·                  ما معتقدیم که مبارزات نیروهای انقلابی در خارج از کشور باید با ضربان نبض مبارزات داخلی هماهنگ باشد؛ نه از بالا و نه در حاشیه، بلکه در پیوند تنگاتنگ با جبهه‌ی کار و زحمت و در حمایت از تشکل‌های مستقل و جنبش‌های اجتماعی، مدنی و مردمی؛ 
·                  ما قاطعانه علیه تمامیت جمهوری اسلامی مبارزه می‌کنیم و علیه سرکوب، تبعیض، بی‌عدالتی، دیکتاتوری، ارتجاع، تمام جناح‌های درون‌ساختار جمهوری اسلامی (اعم از اصول‌گرا، اصلاح‌طلب، محور مقاومتی)، و اپوزیسیون‌های ارتجاعی و رژیم‌چنجی خارج‌نشین، امپریالیسم، ارتجاع جهانی، صهیونیسم و دولت‌های مرتجع منطقه می‌ایستیم؛ 
·                  ما خواهان جامعه‌ای انسانی، دموکراتیک و آزاد می‌باشیم که در آن تولید کنندگانِ جامعه تصمیم گیرنده‌ی اصلی بوده و مستقیما کنترل تولید، توزیع و مصرف را در دست داشته باشند. اجتماعی که در آن رشد و شکوفایی آزاد هر فرد شرط رشد و شکوفایی همگان باشد
وظایف و اهداف این اتحاد فراگیر
·                  تقویت ظرفیت همکاری و همگرایی افراد و  نیروهای چپِ دموکراتیک در خارج از کشور برای پشتیبانی از مبارزات در داخل کشور؛
·                  حمایت از شوراها و تشکل‌های مستقل کارگری ، دانشجویی، زنان، معلمان  و جنبش‌های اجتماعی و آزادی‌خواهانه در داخل؛
·                  تلاش برای ایجاد ساز و کارهای پایدار برای هماهنگی، شبکه‌سازی و اقدام مشترک، تولید محتوا و انتشار مواضع و فعالیت‌های رسانه‌ای برای تقویت گفتمان ضد سرمایه‌داری و رهایی از بیگانگی ناشی از آن؛  
·                  پشتیبانی از زندانیان سیاسی و خانواده‌های آسیب دیده و دادخواه در داخل و خارج از کشور؛
·                  پشتیبانی از آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی–عقیدتی، لغو کامل مجازات اعدام و شلاق و ممنوعیت هرگونه شکنجه؛
·                  پشتیبانی از آزادی‌های سیاسی و اجتماعی بدون هیچ حصر و استثناء؛ آزادی اندیشه، بیان و نشر در همه‌ی عرصه‌های حیات فردی و اجتماعی و برخورداری از حق تشکل، تجمع و اعتصاب؛  
·                  پشتیبانی از مبارزه برای رفع هرگونه تبعیض و دفاع از برابری، عدالت اجتماعی و رهایی طبقاتی؛
·                  پشتیانی از مبارزه برای پوشش اختیاری و حق کنترل بر بدن بدون قید و شرط و رفع آپارتاید جنسی–جنسیتی؛ 
·                  پشتیبانی از مبارزه برای تامین اجتماعی فراگیر و همگانی در عرصه‌های؛ آموزش، بهداشت، درمان رایگان، مسکن اجتماعی و تمام مطالبات برخاسته از جنبش‌های اجتماعی؛
·                  پشتیبانی از مبارزه برای رهایی از ستم مذهبی و جدایی کامل دین از تمام نهادهای دولتی، قضایی، قانون‌گذاری، آموزشی و تبدیل آن به امر خصوصی افراد؛ 
·                  پشتیبانی از مبارزه برای پایان دادن به غارت منابع طبیعی و تخریب محیط زیست؛ 
·                  پشتیبانی از حقوق کودکان، معلولان و سالمندان و مبارزه برای پایان دادن به کار کودکان و نوجوانان؛ 
·                  مخالفت با مهاجرستیزی، اخراج مهاجران افغانستانی‌ و سایرین مهاجران از ایران؛ 
·                  مبارزه با کلیت نظام سرمایه‌داری جمهوری اسلامی ایران.
تعهدات ما بر ای پیشبرد مبارزات مشترک:
۱)    مشارکت فعال در مسیر شکل‌گیری و تقویت اتحاد فراگیر چپ انقلابی؛
۲)    به رسمیت شناختن اختلاف‌های نظری و جلوگیری از تبدیل آن‌ها به مانع همکاری؛
۳)    حمایت آشکار و مداوم از مبارزات انقلابی مردم ایران علیه نظام سرمایه‌داری جمهوری اسلامی؛
۴)    مرزبندی سیاسی و نظری با آلترناتیوهای لیبرال، ناسیونالیستی، سلطنت‌طلب، بنیادگرایی مذهبی و وابسته به قدرت‌های خارجی، مخالفت با جنگ‌های امپریالیستی، تجاوز نظامی به ایران و سایر کشورها و نسل‌کشی مردم فلسطین؛
۵)    تلاش برای همکاری در تولید رسانه، موضع‌گیری، بیانیه، تبلیغ و ترویج؛
۶)    تلاش برای برگزاری نشست‌ها، تریبون‌های آزاد، اکسیون‌ها، گفت‌وگوها و کمپین‌های مشترک؛
۷)    پشتیبانی عملی از کنش‌گران زندانی، شوراهای محلی، تشکل‌های مستقل کارگری و جنبش‌های اجتماعی و مدنی در داخل کشور.
ما بر این باوریم که تنها از مسیر سازمان‌یابی آگاهانه، مستقل، ریشه‌دار و متحد است که می‌توان صدایی رادیکال و قدرتمند در برابر جمهوری اسلامی و سرمایه‌داری جهانی پدید آورد. ما از تمامی فعالان مستقل، به‌‌ویژه تشکل‌های کارگری، زنان، معلمان، دانشجویان، جامعه کوئیر (LGBTQIA+)، زیست محیطی، رفع ستم ملی و مذهبی، مهاجران و پناهندگان که موافق آزادی‌های بنیادین و خطوط کلی این فراخوان هستند، دعوت می‌کنیم تا با حفظ استقلال خود، برای حمایت از جنبش‌های داخل کشور در اقدام‌های مشترک باهم سهیم شویم.
امضا کنندگان این سند سیاسی (منشور) تاکنون، به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:
۱ـ ابراهیم دین‌خواه
۲ـ ارژنگ بامشاد
۳ـ اسفندیار اسلامی
۴ـ اصغر فتاحی
۵ـ اکرم کوهساری مرند
۶ـ الیاس آسکی
۷ـ امید پیوندی
۸ـ امیر فرهادی
۹ـ امین بیات
۱۰ـ آزاده شکوهی
۱۱ـ آناهیتا  تهرانی
۱۲ـ بهار دهکردی
۱۳ـ بهزاد عزتی
۱۴ـ پتی بلوچ
۱۵ـ پروانه بکاه
۱۶ـ پریسا نیا
۱۷ـ پروانه عظیمی
۱۸ـ جعفر امیری
۱۹ـ جمشید مهر
۲۰ـ جمیله ندائی
۲۱ـ حجت پورقاسمی
۲۲ـ حماد شیبانی
۲۳ـ حمید جهان‌بخش
۲۴ـ حمید روشن
۲۵ـ چیا نمامی
۲۶ـ ذبیح جودکی
۲۷ـ رضا پایا
۲۸ـ رضا رئیس‌دانا
۲۹ـ روبن مارکاریان
۳۰ـ رویا ذغالیان
۳۱ـ رویا رحیمی دهبان
۳۲ـ ژیرا مهر
۳۳ـ سارا صالحی
۳۴ـ ساسان دانش
۳۵ـ سبزه حقی
۳۶ـ سیروس دهکردی
۳۷ـ سیما ریاحی
۳۸ـ سیمین اصفهانی
۳۹ـ شهاب شکوهی
۴۰ـ شهلا زندگانی
۴۱ـ شهین نوروز
۴۲ـ صدیقه حاج‌محسن
۴۳ـ علی پیریائی
۴۴ـ علی قاضی نوری
۴۵ـ علی کریمی
۴۶ـ علی غفوری
۴۷ـ علیرضا کیا
۴۸ـ علیرضا ندیمی
۴۹ـ علی دروازه غاری
۵۰ـ غلامرضا غلام‌حسینی
۵۱ـ فرامرز دادور
۵۲ـ فروغ اردشیری
۵۳ـ فریبرز امید
۵۴ ـ فریدا سهرابیان 
۵۵ ـ کریم عقیقی
۵۶ـ لاله آر مانی
۵۷ـ لیلا حسین‌زاده
۵۸ـ محمد اشرفی
۵۹ـ محمد خسروی
۶۰ـ محمد رضایی‌فر
۶۱ـ محمد صفوى
۶۲ـ محمد فارسی
۶۳ـ محمدرضا شالگونی
۶۴ـ مریم اسکوئی
۶۵ـ مریم عظیمی
۶۶ـ مسعود پیوندی
۶۷ـ مسعود چینی جانی
۶۸ـ مسعود زمان
۶۹ـ مسعود علوی بحرینی
۷۰ـ  معین کردستانی
۷۱ـ منصوره بهکیش
۷۲ـ مهرداد صمدزاده
۷۳ـ مهری جعفری
۷۴ ـ مهرانگیز شاهمرادی
۷۵ـ میترا محمودی
۷۶ـ منصور خلیلی
۷۷ـ ناصر مصلحتی
۷۸ـ  ناهید جعفرپور
۷۹ـ ناهید ناظمی
۸۰ـ نصرالله قاضی
۸۱ نوید مومن‌زاده
۸۲– هدایت نوروزی
۸۳ یعقوب ریگی