۱۴۰۵ آبان ۱۴, پنجشنبه

سران جنایتکار و متعفن دستگاه بیداد حکومت ولایت فقیه دو جوان مبارز دیگر را اعدام کردند!

 

دو گزارش 

گزارش سازمان حقوق بشر ایران

اعدام امیرحسین ملکی و امیرحسین ابراهیمی، دو معترض دی‌ماه؛ شمار اعدام‌شدگان پرونده میدان علیخانی به ۹ نفر رسید

3 نوامبر

زندان مرکزی اصفهان, اعتراضات۱۴۰۴, امیرحسین ملکی, امیرحسین ابراهیمی 

مدیر سازمان حقوق بشر ایران: «وقتی حتی وکلای مدافع نیز به‌دلیل دفاع از موکلان خود بازداشت و تحت تعقیب قرار می‌گیرند، باید نگران اعدام‌های بیشتر در پی محاکمه‌های به‌شدت ناعادلانه باشیم. جان شمار زیادی از معترضان در هفته‌ها و ماه‌های آینده در خطر است.»

سازمان حقوق بشر ایران؛ ۱۲ آبان ۱۴۰۵: رسانه‌های حکومتی از اعدام امیرحسین ملکی و امیرحسین ابراهیمی، دو معترض محکوم به اعدام در پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، خبر دادند. این دو معترض ۱۹ ساله در زندان مرکزی اصفهان اعدام شدند. از ۲۸ تیرماه تاکنون، ۹ معترض، از جمله دو تبعه افغانستان، در ارتباط با این پرونده اعدام شده‌اند. روند رسیدگی به این پرونده با نقض گسترده اصول دادرسی عادلانه، از جمله شکنجه متهمان برای گرفتن اعترافات و شهادت‌های اجباری، همراه بوده است.

سه متهم باقی‌مانده این پرونده، شروین باقریان، علی دشتی و ابوالفضل ابراهیمی، نیز در معرض خطر جدی اعدام قرار دارند.

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، در این‌باره گفت: «ابعاد شکنجه و نقض اصول دادرسی عادلانه در این پرونده تکان‌دهنده است. امیرحسین ابراهیمی نه‌تنها به‌شدت شکنجه شده بود، بلکه برادر ۱۶ ساله‌اش را نیز شکنجه کردند تا علیه او اعتراف کند. این اعتراف‌ها مبنای صدور حکم اعدام قرار گرفت. وقتی حتی وکلای مدافع نیز به‌دلیل دفاع از موکلان خود بازداشت و تحت تعقیب قرار می‌گیرند، باید نگران اعدام‌های بیشتر در پی محاکمه‌های به‌شدت ناعادلانه باشیم. جان شمار زیادی از معترضان در هفته‌ها و ماه‌های آینده در خطر است.»

او افزود: «جامعه جهانی، به‌ویژه دولت‌های اروپایی، باید اکنون با اقدامات عملی و قاطع، تعهد خود را به دفاع از حقوق بنیادین بشر نشان دهند و برای توقف اعدام‌ها و حمایت از وکلای مدافع حقوق بشر فوراً اقدام کنند.

براساس گزارش خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، امیرحسین ملکی و امیرحسین ابراهیمی روز سه‌شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵ اعدام شدند. این خبرگزاری محل اجرای احکام را مشخص نکرده است، اما سازمان حقوق بشر ایران احراز کرده است که این دو معترض در زندان مرکزی اصفهان (دستگرد) اعدام شده‌اند.

براساس گزارش خبرگزاری میزان، اتهاماتی که به صدور حکم اعدام امیرحسین ملکی و امیرحسین ابراهیمی منجر شد، عبارت‌اند از: «محاربه و افساد فی‌الارض از طریق اقدام علیه امنیت ملی، به‌نحوی‌که موجب اخلال شدید در نظم عمومی و ایجاد ناامنی در حد وسیع شده و از طریق کشیدن سلاح و ایجاد رعب و وحشت و ناامنی در محیط».

امیرحسین ملکی و امیرحسین ابراهیمی، هر دو ۱۹ ساله، در ارتباط با اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در میدان علیخانی اصفهان بازداشت شدند. مقام‌های جمهوری اسلامی مدعی‌اند که چهار مأمور پلیس در جریان این اعتراضات کشته شدند.

به گفته منابع مطلع سازمان حقوق بشر ایران، در ارتباط با این پرونده ۶۲ نفر بازداشت شدند. منابع رسمی نیز بعدتر اعلام کردند که برای ۱۶ نفر کیفرخواست صادر شده است. دست‌کم ۱۲ نفر از این متهمان به اعدام محکوم شده‌اند.

پیش از اعدام امیرحسین ملکی و امیرحسین ابراهیمی، هفت متهم دیگر این پرونده اعدام شده بودند که احکام دو نفر از آنان در ملأعام اجرا شد. عرفان اسفندیاری و گل‌محمد محمدی روز ۲۸ تیرماه در زندان اصفهان اعدام شدند. روز ۶ مردادماه نیز ابوالفضل سپاهی، پسرعموی علیرضا سپاهی، و امیرحسین صفری را در میدان علیخانی، محل وقوع جرائم منتسب به آنان، در ملأعام به دار آویختند. قائم حسینی روز ۲۹ مردادماه در زندان اصفهان اعدام شد. همچنین علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی روز ۱۳ مهرماه در همین زندان اعدام شدند.

رسانه‌های حکومتی روز ۳ بهمن‌ماه اعترافات اجباری متهمان را که تحت شکنجه گرفته شده بود، پخش کردند. در این تصاویر، چهره متهمان را محو کرده و نام‌هایشان را تغییر داده بودند تا هویت واقعی آنان مشخص نشود. این اعترافات اجباری در یک ویدئوی تبلیغاتی با عنوان «مستند شوک؛ وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ در اصفهان» منتشر شد.

امیرحسین ابراهیمی پزوه، متولد ۲۲ آبان ۱۳۸۵، تنها ۱۰ روز پیش از بیستمین سالروز تولدش اعدام شد. به گفته منابع مطلع، او هنگام بازداشت برای آغاز تحصیل در رشته پزشکی آماده می‌شد. مأموران امیرحسین را همراه با برادر کوچک‌ترش بازداشت کردند. برادر او نیز به چهار سال و شش ماه حبس محکوم شده است.

یک منبع مطلع به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «امیرحسین را برای گرفتن اعترافات علیه خودش تحت شکنجه جسمی و روانی قرار دادند. چند بار هم اعدام ساختگی را تجربه کرد. با این‌حال، مهم‌ترین مدرک علیه امیرحسین، شهادتی بود که با شکنجه از برادر کوچک‌ترش گرفتند. مأموران برادر ۱۶ ساله او را چنان کتک زدند که هشت روز در بیمارستان بستری شد و نزدیک بود بینایی‌اش را از دست بدهد. او را وادار کردند بگوید امیرحسین با قداره در اعتراضات شرکت کرده است.»

گزارش رسمی قوه قضاییه نیز به اعتراف متهمان علیه یکدیگر اشاره کرده است. خبرگزاری میزان در این‌باره نوشت: «نکته قابل توجه در پرونده این جنایت، اعتراف اکثریت متهمان نسبت به یکدیگر است، به‌طوری‌که بیست نفر از متهمان در بازسازی صحنه شهادت حاضر شده‌اند و تمام ماجرا را شرح داده‌اند.»

از آن‌جا که دستگاه قضایی پرونده‌های مرتبط با اعتراضات را امنیتی تلقی می‌کند، متهمان به‌طور سیستماتیک از حق انتخاب آزادانه وکیل محروم می‌شوند. براساس تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری، این متهمان باید وکیل خود را از میان فهرست وکلای مورد تأیید قوه قضاییه انتخاب کنند.

سازمان حقوق بشر ایران روز ۲۶ اردیبهشت‌ماه هشدار داده بود که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از وکلای مورد تأیید خود برای تسهیل و تسریع اجرای احکام اعدام معترضان بازداشت‌شده استفاده می‌کند.

یک منبع مطلع درباره ایرادهای حقوقی پرونده امیرحسین ابراهیمی به سازمان حقوق بشر ایران گفت:

«دو ماه پس از تأیید حکم اعدام امیرحسین در دیوان عالی کشور، امیرسالار داودی و شهرزاد شهبازی وکالت او را برعهده گرفتند و درخواست اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور ثبت شد. شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور حکم اعدام امیرحسین را نقض کرد و پرونده او، همراه با پرونده علیرضا سپاهی، برای رسیدگی دوباره به جریان افتاد.»

او افزود: «با این‌حال، شعبه دوم دادگاه انقلاب اصفهان بدون برگزاری جلسه رسیدگی، بار دیگر حکم را تأیید کرد. این شعبه پرونده‌ای حدوداً هشت‌هزارصفحه‌ای را در کمتر از ۴۸ ساعت بررسی کرد و برای اجرای حکم به واحد اجرای احکام فرستاد.»

این منبع آگاه ادامه داد: «پس از آن، درخواست اعاده دادرسی دیگری به شعبه ۲۰ دیوان عالی کشور ارائه شد، اما این شعبه ظرف ۲۴ ساعت درخواست را رد کرد. درخواست دیگری نیز بار دیگر به شعبه ۳۹ ارائه شد، ولی قاضی اعلام کرد که دیگر امکان پذیرش آن وجود ندارد.»

او به تلاش‌های وکیل پرونده اشاره کرد و گفت: «در جریان این جلسه، امیرسالار داودی استدلال کرد که تأیید حکم بدون برگزاری جلسه رسیدگی در شعبه دوم دادگاه انقلاب اصفهان، برخلاف دستور دیوان عالی کشور، می‌تواند به‌خودی‌خود دلیل جدیدی برای درخواست اعاده دادرسی باشد. با وجود این، درخواست رد شد. قضات دیوان عالی کشور به فشار نهادهای امنیتی بر روند رسیدگی به پرونده اشاره کردند و گفتند که رعایت تشریفات اداری از جان دو جوان مهم‌تر است.»

امیرحسین ملکی، متولد ۱۷ اسفند ۱۳۸۵، هنگام وقوع جرم منتسب به او ۱۸ سال داشت و در ۱۹ سالگی اعدام شد. سازمان حقوق بشر ایران تا زمان انتشار این گزارش نتوانسته است اطلاعات مستقلی درباره پرونده او به دست آورد.

سه متهم باقی‌مانده پرونده، ابوالفضل ابراهیمی، ۱۸ ساله، علی دشتی، ۲۰ ساله، و شروین باقریان، که هنگام وقوع جرم منتسب به او ۱۷ سال داشت، در معرض خطر جدی اعدام قرار دارند. سازمان حقوق بشر ایران روز ۱۱ آبان‌ماه گزارش داد که دیوان عالی کشور به‌تازگی درخواست‌های فرجام‌خواهی این سه نفر را رد کرده است.

از ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، دست‌کم ۳۶ معترض در ارتباط با اعتراضات سراسری دی‌ماه اعدام شده‌اند. اسامی این افراد به‌ترتیب تاریخ اجرای حکم عبارت‌اند از:

صالح محمدی، سعید داودی و مهدی قاسمی، امیرحسین حاتمی، محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست کلور، علی فهیم، امیرعلی میرجعفری، عرفان کیانی، ساسان آزادوار، ابراهیم دولت‌آبادنژاد، مهدی رسولی و محمدرضا میری، محمد عباسی، عباس اکبری فیض‌آبادی، اشکان ملکی و مهرداد محمدی‌نیا، فتح‌الله آوری، جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی، محمد امینی دهقانی، عرفان اسفندیاری و گل‌محمد محمدی، مهدی خانکی، ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسین‌آبادی، شهرام صادقی، قائم حسینی، مجید آدینه، مجید نیک‌اندیش و علی همتی سیستانی، سیاوش جمشیدی خیرآبادی، علیرضا سپاهی بادجانی و علیرضا رئیسی حسن‌هندوئی، امیرحسین ملکی و امیرحسین ابراهیمی پزوه.

همچنین در این مدت، مهراب عبدالله‌زاده و عارف خوشکار، دو معترض جنبش «زن، زندگی، آزادی»، اعدام شدند.

 گزارش تواناتک - اینستاگرام

اعدام امیرحسین ابراهیمی، دانشجوی ممتاز پزشکی، و امیرحسین ملکی در اصفهان

حکم اعدام امیرحسین ابراهیمی، دانشجوی ۲۰ ساله و ممتاز رشته پزشکی، و امیرحسین ملکی، دو تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و متهمان پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان، اجرا شد. 

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، روز سه‌شنبه ۱۲ آبان‌ماه ۱۴۰۵ از اجرای حکم اعدام این دو جوان خبر داد. خانواده‌های این دو زندانی روز دوشنبه ۱۱ آبان‌ماه برای انجام آخرین ملاقات به زندان دستگرد اصفهان فراخوانده شده بودند. 

بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی دادبان، امیرحسین ابراهیمی دانشجوی ممتاز پزشکی بود. یک منبع آگاه به این نهاد حقوق بشری گفته است که او هنگام وقوع اعتراضات، با موتورسیکلت به سمت منزل مادربزرگش در محدوده میدان علیخانی می‌رفت که در ازدحام جمعیت و ترافیک گرفتار شد. او و همراهش پس از شناسایی از طریق ردیابی موقعیت تلفن همراه بازداشت شدند. این منبع همچنین از شکنجه شدید امیرحسین ابراهیمی در دوران بازجویی برای اخذ اعترافات اجباری خبر داده است. به گفته او، بازجویان ابراهیمی را درباره ارتباط با موساد تحت فشار قرار داده بودند، در حالی که این دانشجوی جوان حتی با نام این سازمان اطلاعاتی آشنایی نداشت. 

 پرونده موسوم به «میدان علیخانی» به اعتراضات ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در منطقه ملک‌شهر اصفهان مربوط می‌شود. در جریان این وقایع، چهار نفر از نیروهای یگان ویژه و بسیج کشته شدند و مقام‌های جمهوری اسلامی شماری از معترضان را به دست‌داشتن در این درگیری‌ها متهم کردند. در ارتباط با این پرونده، ۵۹ نفر بازداشت شدند که بنا بر گزارش‌های منتشرشده، ۱۲ نفر به اعدام و ۲۳ نفر دیگر به حبس‌های پنج تا ۱۰ سال محکوم شدند. 

شهرزاد شهبازی، وکیل دادگستری و از وکلای متهمان این پرونده، پیش‌تر در ۱۷ مهرماه اعلام کرده بود که اتهام قتل به هیچ‌یک از متهمان پرونده‌های میدان علیخانی و میدان شهدا تفهیم نشده و قتل ماموران نیز در دادگاه صالح مورد رسیدگی قرار نگرفته است. 

 پیش از اعدام امیرحسین ابراهیمی و امیرحسین ملکی، هفت نفر دیگر از محکومان این پرونده در ماه‌های تیر، مرداد و مهر ۱۴۰۵ اعدام شده بودند. 

 نهادهای حقوق بشری و کارشناسان سازمان ملل پیش‌تر نسبت به نقض اصول دادرسی عادلانه، محرومیت متهمان از دسترسی موثر به وکیل مستقل، گزارش‌های شکنجه و اخذ اعترافات اجباری و روند شتاب‌زده صدور و تایید احکام اعدام در این پرونده هشدار داده بودند.. #امیرحسین_ابراهیمی #امیرحسین_ملکی #نه_به_اعدام


همدردی با ترانه علیدوستی هنرمند مبارز راه آزادی و دموکراسی در ایران در سوگ پدرش حمید علیدوستی که جزو با اخلاق ترین ورزشکاران ایران بود!

 

 

همدردی ۶۶۴ کنشگر سیاسی، مدنی و فرهنگی با ترانه علیدوستی

پیام همدردی ۶۶۴ کنشگر سیاسی، مدنی و فرهنگی در پی درگذشت حمید علیدوستی؛ نامی که با نجابت و استواری ماندگار شد

سرکار خانم ترانه علیدوستی گرامی و ارجمند!

فقدان پدر، به تعبیر شاعرانه‌ی «سایه»، گویی جدا افتادن از شاخه‌ای هم‌خون و هم‌ریشه است؛ شاخه‌ای که بهارش، بهار فرزند است و خزانش، برگ‌ریزان جان او.

اندوه فقدان پدری چون حمید علیدوستی ژرف‌تر است؛ چهره‌ای نیک‌نام و افتخارآفرین در فوتبال ایران که فرهیختگی، اخلاق، فروتنی و استقلال شخصیت را با جایگاه ورزشی خود درآمیخته بود و تا پایان، وقار و اصالت خویش را حفظ کرد.

در این سوگ گران، صمیمانه خود را همدل و همدرد شما و خانواده‌ی ارجمندتان می‌دانیم. امید که خاطره‌ی روشن پدرتان مایه‌ی تسلی خاطر شما باشد.

یادش گرامی و نامش ماندگار باد

فهرست امضاکنندگان به ترتیب حروف الفبا

الف-(٥٧-١) حسین آبادیان، لطف‌الله آجدانی، محمدصادق آخوندی، ابوطالب آدینه‌وند، ناصر آزادبر، بهبود آزادمنش، محمد آزادی، اسماعیل آزادی، فرزین آصفی، هادی آقازری، مهرداد آهن‌خواه، یاشار ابراهیم‌زاده، رضا ابراهیم‌زاده، بابک ابراهیمی، زهره ابوالفتحی، ثمین احساسی، مهرداد احسانی‌پور، علی احمد رضایی، حسن احمدپور، حمید احمدزاده، نازنین احمدی، پیمان احمدی، بیژن احمدی، امین احمدی، محسن ارانی، علیرضا اردبیلی، کمال ارس، کوروش استکی، حسن اسدی‌زیدآبادی، روزبه اسکندری، گیتی اسکندری، زهره اسماعیل‌بیگی، بهرام اسماعیل‌بیگی، پریا اسماعیلی، محمد اشرفی، یاشار اشرفی، دانیال اصغرنیا، حسن اعتمادی، مریم اعتمادی، مهدی افشارنیک، علی افشاری، فاطمه افشاری، مهدی اقبال، امید اقدمی، مینا اکبری، یاسمین الله‌داد، مهدی الله‌داد، بهرام امامی، زهره امانی، فاطمه امیدی، محمد امیری مقدم، اکبر امینی، مهدی امینی‌زاده، وهاب انصاری، امیرحسین انصاری، نیره انصاری و هوشیار انصاری‌فر.

ب- (١٠١-٥٨) سیدمراد باباحیدری، مراد باباعلی، مجید بابایی، کیانوش بابایی، رحیم باجغلی، مصطفی بادکوبه‌ای هزاوه‌ای، بیژن باران، آرام باستانی، پری باغبان، صدف باغبانی، خسرو باقرپور، نگار باقری، عباس باقری، زهرا باقری‌شاد، محمود باقری‌فرد، آرزو باهر، حسین بحیرائی، هانیه بختیار، عطیه بختیار، محمدباقر بختیار، احسان بداغی، مجتبی بدیعی، پروین براتی، حمید براتی، ترنم براتیان ،نسرین براری، مظفر برازنده، کریم بردبار، مجید برزگر، فرشته  بقایی، رویا بلوری، رحیم بندپی، تیرداد بنکدار، حبیب بهره من، بابک بهزادی، قربان بهزادیان‌نژاد، محمود بهزادی‌راد، فروغ بهمئی، محمدباقر بیات، احمد بیرانوند، محمدرضا بیک‌محمدی، پرویز بیک‌محمدی، ویدا بیگدلی و آدینه بیگی.

پ- (١٢٢-١٠٢) داریوش پارسا، میثاق پارسا، مطهره پارسی، شهریار پاکنیا، کتی پزشکی، جعفر پناهی، کریم پناهیان، سهراب پهلوان، عبدالحسین پهلوانی، سمیرا پورآذری، رضا پورحسین، مسعود پوررجب، حسن پورعظیم، میعاد پورمحمدی، مهسا پورمقرری، احمد پورمندی، علی پورهادی، محسن پیری، احمدرضا پیری، شروین پیکاری و محمدجعفر پیوندی

ت- (١٣٩-١٢٣) سید مصطفی تاجزاده، پیمان تباری، شیما تدریسی، ناهید تقوی، سیدمحمد تقوی، نصور تقی‌پور، علی تقی‌پور رینه، زهرا تمجیدی ،مصطفی تنها، علی توحیدی، فروغ توکلی، علی توکلی، مجید تولایی، مهدی تیموری، محمدجعفر تیموری، نجات تیموری و درخشنده تیموریان.

ث- (١٤٠) سیاوش ثابت

ج- (١٦٥-١٤١) روزبه جامه شورانی، علی جباری، مصطفی جزایری، سیدعلاءالدین جزایری، حسین‌ علی جعفر، رضی جعفرزاده، فریده جعفرزاده، محمود جعفری، کمیل جعفری، خجسته جعفری، عباس جعفری، رضا جعفریان، فرید جلال‌خواه، پروین جلالی، فریده جلالی، جلال جلالی‌زاده، محمد جمادی، رضا جمالی، عباس جنایی، حامد جهانبخش، فرشید جهانی، دنیا جوادی، صالح جوادی ونغمه جوادی.

چ- (١٧٢-١٦٦) مهدیه چاروسه، آرش چاکری، امین چالاکی، مهدی چراغی، تارا چراغی، لیلا چمن‌خواه، سارا چوپانی

ح- (١٩٥-١٧٣)حمدرضا حائری، محمد حبیبی، نرگس حجتی، حمید حدیثی، علی حسنی، کبری حسین‌خواه، حامد حسین‌زاده، علیرضا حسین‌نیا، ترانه حسینی، سید علی حسینی، سیدمحمد حسینی، سعیدرضا حسینی، حسین حسینی‌نژاد، بهزاد حق‌پناه، نقی حقیقت، عبدالکریم حکیمی، شادی حلیمی، زینب حمیدی، ملیحه حیاتی، مرتضی حیاتی، هورا حیدریان، مهدی حیدریان و فخرالدین حیدریان.

خ- (٢١٩-١٩٦) کیانوش خاکسار، شبنم خان مصدق، طاها خانیان، اسماعیل ختایی، آذر خجسته، مجید خجسته، سجاد خدابخشی، نگار خدادادی، عزت‌الله خدامی، امیرعلی خدایی، مهرداد خدیر، داود خسروآبادی، فروزان خسروپناه، شیرین خسروپناهی، میرا خسروشاهی، حسین خسرونژاد، بهزاد خسروی، محمدرضا خسروی، حسین خلخال‌پور، بهروز خلیق، محمد خلیلی، محمدحسین خوربک، واحده خوش‌سیرت و شاهین خیری

د- (٢٣٨-٢٢٠) بهزاد دادگر، امیرعلی دارابی، بهنام دارایی‌زاده، ناصر دانشفر، مزدک دانشور، محمد داوری، فخری داوری، حسن داوودی، بهرام دائمی، نیکدخت دائمی، سروش دباغ، علی اصغر درویش، مهرداد درویش‌پور، شاهین دری، فرزانه دشتی، کامیار دلپسند، امیرخسرو دلیرثانی، معصومه دهقان و طاهره دهقان

ذ-(٢٤١-٢٣٩) محمد  ذبیح‌پور، اشکان ذهابیان و رسول ذوالفقاری

ر- (٢٨٤-٢٤٢) مریم رستمی، جواد راستکار، رسول راست‌گفتار، عباس راستی بروجنی، ویدا ربانی، محمدصادق ربانی، علیرضا رجائی، طاهره رجب‌زاده، فاطمه رجبی، محمدرضا رجبی، حمزه رجبی، علیرضا رجبیان، محترم رحمانی، سارا رحیمی، نسترن رحیمی، زهرا رحیمی، بهداد رحیمی، زینب رحیمی نسب، حسین رزاق، مریم رستمی، یونس رستمی، رضا رستمی، مصطفی رسته مقدم، الهام رسولی، حسین رضا مرادی، سعیدرضا رضاحسینی، حمید رضایی، علی رضایی، فاطمه‌زهرا رضایی، ژیلا رضایی، ابوطالب رضایی، هانیه رضایی‌منش، سهیل رضوانی، حسن رضوانی‌کاشانی، مژگان رفعت، حسین رفیعی، امیرحسین رفیعی، رزا روزبهان، کاظم روشنایی، مریم روشنگر، تورج ریحانی و کیوان رئوفی

ز- (٣٠٢-٢٨٥) حمیده زارع، امیرحسین زارع، حسن زارع کهن، رقیه زارع‌پور، رقیه زارع‌پور حیدری، نازنین زاغری-رتکلیف، کاوه زاهدی، نسیم زاهدی، اسماعیل زرگریان، رضا زمان، مهدی زمانی، متین زمانیان، ، حسن زهتاب، نادر زینال‌زاده، بهناز زینالی، حسن زینتی، شهین زینعلی، محمد زینی‌وند

س- (٣٣٣-٣٠٣)علیرضا سالارکیا، بهروز سالاری، یحیی سالاری، سعیده سبحانی، بهروز سبحانیان، بهروز ستوده، نسرین ستوده، سلمان سرابی، حسین سربندی، حمید سرمدی، مریم سطوت، ابوالحسن سفری، خشایار سفیدی، پروانه سلحشوری، عبدالفتاح سلطانی، حامد  سلطانی، نسیم سلطان‌بیگی، آرمین سلمانی، داود سلیمانی، بهار سلیمانی، ایمان سلیمانی، نسرین سلیمی، امیر سلیمی، فرزاد سماوات، حدیث سماوات، صدرا سمنانی رهبر، ژیلا سهرابی، سورنا سوری، طیبه سیاه‌پوش، رضا سیدزاده و محمد سیف‌زاده.

ش- (٣٦٠-٣٣٤) معصومه شادروح، لیلا شاکری، علیرضا شاکری‌دوست، حمیدرضا شاه‌حسینی، حمید شاه‌محمدی، صادق شجاعی، محمدحسین شجاعی، طاهره شجاعی، منصوره شجاعی‌مهر، حسین شرف‌الدینی، امیرساسان شرفی، علی شریعتی، احمد شریفی، آرمین شریفی، موسی شریفی، نزهت شریفی، محمدحسین شعبانی، شیوا شفاهی، قباد شفیع‌پور، تیمور شفیعیان، گوهر شمیرانی، یزدان شهدائی، مهوش شهریاری (ثابت)، حمید شیرزادی، اصغر شیری، حمید شیرین‌پناه ومریم شیرین‌سخن

ص- (٣٧٩-٣٦١) فیروزه صابر، حسین صادق‌دوست، مرتضی صادقی، ماندانا صادقی، نریمان صادقی، اصغر صادقی، آرش صادقی، فاطمه صادقی، مسعود صادقی، نازی صادقی، افسانه صالحی، حمیدرضا صالحی‌منش، کوروش صحتی، غلامرضا صراف،حسین صفایی، فرح صمدی، کیوان صمیمی، پریسا صمیمی و پارمیس صناعی.

ط- (٣٩٣-٣٨٠) هومان طاهری، محمدصادق طاهری، شکوه سادات ‌طباطبایی، افسانه ‌طباطبایی، منیر ‌طباطبایی، محمد ‌طباطبایی، سیدمحمد طباطبایی‌نیا، قباد طهرانی، رضا طهماسبی ،وحیده طهماسبی، علی طیبی، خسرو طیبی، سیاوش طیبی و الهام طیبی

ظ- (٣٩٥-٣٩٤) حسین ظاهری و بیژن ظهوری زنگنه.

ع- (٤٣٥-٣٩٦) احسان عابدی، جواد عارفی، محمدرضا عالی‌پیام، یاس عبادی، محمد عبادی، ثمین عبادیان، سعید عباس‌آبادی، محبوبه عباسقلی‌زاده، حسین عباسی، امید عبدالوهابی، علیرضا عبدی، بهزاد عرب‌گل، ثریا عزت‌خواه، علی عزت‌زاده، حسن عزیزی، رها عسگری‌زاده، نصرت‌الله عشقیار، حمید عصار، روتین عطوفت، فرزانه عظیمی، چنگیزعظیمیان، حسین عظیمی‌راد، رضا علامه‌زاده، حسام علایی، ناصر علی‌آبادی، کرم علی‌پناه، مرتضی علی‌پناهی، رضا علیپور، امیربهمن علیخانی، فرزانه علیخانی، حسن علی‌رضایی، حسین علیزاده، شقایق علیزاده، محمدرضا علیمی، پروانه علی‌نژاد، محمد علینی، محمود عمرانی، ژیلا عمرانی، عباد عموزاد و پرویز عینی.

غ- (٤٤٠-٤٣٦) بابک غرنجیک، ابوالفضل غسالی، محمدرضا غفاری، کامبیز غفوری، علیرضا غیاثی و محسن غیاثی.

ف- (٤٦٦-٤٤١) خیرالله فاضلی‌فر، صدف فاطمی، ثمر فاطمی، مهدی فتاپور، محمد فتاحی، حیدر فتح‌الله‌زاده، آزاده فتحی، مسعود فتحی، باربد فتحی، منیژه فتحی، بابک فتوت، صابر فتوحی، نوشاد فرامرزی، سجاد فراهانی، عیسی فراهانی، کوروش فرجامی، احمد فرخی، نسرین فرهمند، فرید فرهنگ، کیوان فروزان، پرستو فروهر، علی فرید یحیایی، یغما فشخامی، پروین فهیمی، مهین فهیمی و اشرف فهیمی.

ق- (٤٨٣-٤٦٧) یاشار قاجار، سیامک قادری، فرشته قادری، معصومه قاسمی، شهین قاسمی، پرویز قاسمی، محمد قائدی، نازیلا قبادی، فرانک قبادیان، ابوالفضل قدیانی، احمد قدیانی، جعفر قدیم‌خانی، محمد قربانی، بهروز قربانی، فریبا قربانی، اجلال قوامی و غنچه قوامی.

ک- (٥١٤-٤٨٤) پیمان کابلی، علیرضا کاظمی، رضا کاظمی، کیارش کاظمی، ساجده کاظمی، علیرضا کاظمی مقدم، علی  کاظمیان، محسن کاکاوند، بیژن کاکاوندی، کیوان کثیریان، محمد کدخدایی، جواد کرم‌نیا، محمدحسین کروبی، مریم کریم حاصلی، مریم کریم‌بیگی، محمد کریمی، امیرضا کشاورز، اقدس کشوری، محمد کلانتری، علی کلائی، فریبا کمال‌آبادی، مهدی کمالی، کورش کمالی، صدیقه کنعانی، امیرمحمد کیان، الیاس کیانی، رستم کیانی، فرنوش کیانی، بهناز کیانی، رضا کیایی و جعفر کیوانچهر.

گ- (٥٢٨-٥١٥) ابراهیم گرامی، سعدی گلبیانی، حسن گلچین، مهدیه گلرو، علی گل‌محمدی، ناصر گلی، محمد گنابادی، پریسا گنجی، فاطمه گوارایی، علی‌محمد گودرزی، علی گودرزیان، سپیده گوران، امیرعلی گورزیان و رضا گوهرزاد.

ل-(٥٣٤-٥٢٩) حسین لباف، مسعود لدنی، نسیم لقمانی، میثم لک، مجید لکستانی و مزدک لیماکشی

م- (٥٩٩-٥٣٥) خشایار مافی، علیرضا مافی، کیوان مالکی، عفت ماهباز، احمد مبارکی، سپهرداد مجدزاده، هانیه مجیدی، مصطفی محب‌کیا، گودرز محبی، فخرالسادات محتشمی‌پور، زهره محققی، غلامحسین محمدپناه، عباس محمدلو، احمد محمدنیا، کمال محمدنیا، نرگس محمدی ،یاور محمدی، الهه محمدی، الناز محمدی ،سیدفرزاد محمدی، بهرام محمدی، فرید محمدیان، مهدی محمودیان، اکبر مختاری، سعید مدنی ،سوسن مدنی، فرید مدنی، ستایش مدنی، سایه مرات، شهاب‌الدین مرادخانی، شقایق مرادی، امیر مرادی، حمید مردانی، مسعود مژدهی، شکرالله مسیحی‌پور، اکرم مصباح، پارسا مصلحی‌فرد، عالیه مطلب‌زاده، پژمان مظفری، مهدی مظفری، شهاب‌الدین مظلومی، اکبر مظهری، مونام معافی، امیر معماریان، قادر معین‌الدین، علی معینی، امیرعلی مقدم، شاهین مقرب، منوچهر مقصودنیا، ویدا مکارم، سعید ملائی، حسن منتی، نوگل منشوری، نسرین منصوری، علی‌اکبر مهدی، معصومه مهدیان، عباس مهرابی، جمشید مهرابیان، منوچهر مهربخش، زهرا موحدی، محمدحسین موسوی، سپهر موسوی، عبدالله مومنی، انور میرستاری، کاظم میهن‌خواه و اسماعیل میهن‌دوست.

ن- (٦٣٨-٦٠٠) داود نادری‌فرد، حجت نارنجی، نجمه نازاریان، الهام ناسوتی، صفر ناصر، نیما ناصرآبادی، عبدالله ناصری، علی ناصری، پویان ناظمی، افشار نجفی، محمدامین نجفیان، مهدی نخل‌احمدی، سارا نداف، محمدحسین نژاد خیر، داود نسائی، پارسا نصیری، شیوا نظرآهاری، علی نظری، فرهاد نظری، عاطفه نظری، آرسن نظریان، ژیلا نعمت‌خواه، سعید نعیمی، اکرم نقابی، لیلا نقدی پری، پرستو نقوی، فرخ نگهدار، مهرداد نمازی، فرناز نوذرپور، مرتضی نورمحمدی، اکبر نوری، محمدرضا نوری، محمدحسن نوری، حسین نوری‌زاده، ناصر نوری‌زاده ،نازنین نوع‌دوست، حمید نیازخانی، مریم نیک‌خواه و مصطفی نیلی.

ه- (٦٤٦-٦٣٩) هادی هادی‌زاده، محمدامین هادوی، مهین هادوی، احسان هاشمی، ابوالفضل هرندی، اشکان همتی، توران همتی و کوروش هیرکانی.

و- (٦٥٣-٦٤٧) ژاله واعظی، مهرگان وثوق، امیرعلی وحدتی، تهماسب وزیری، حسین وفاپور، حمیده وفاکیش و محمدعلی وهابی

ی- (٦٦٤- ٦٥٤) مصطفی یاراحمدی، ظهیر یاسینی، مریم یحیوی، فرزاد یداللهی، حسین یزدی، علیرضا یکتا، آرش یوسفی، مریم یوسفی، فرشته یوسفی، حسن یوسفی‌اشکوری و حسن یونسی.

تلگرام تحکیم ملت


انتخابات آمریکا، شکست حزب جمهوریخواه و پیروزی حزب دموکرات

 

انتخابات میاندوره ای کنگره آمریکا برگزار شد و حزب دموکرات در مجالس نماینده گان و سنا پیروزی چشمگیری بر حزب جمهوریخواه به دست آورد. این پیروزی محدود به ایالت هایی نبود که امکان پیروزی حزب دموکرات پیش بینی می شد بلکه به برخی از ایالت هایی که حزب جمهوریخواه دهه ها بود که بر آنها تسلط داشت نیز کشیده شد و در این ایالت ها نماینده گان حزب دموکرات بر حزب جمهوریخواه برتری یافتند.

اکنون ترامپ در وضعیتی قرار گرفته که یا باید مصوبات مجلس را وتو کند و یا این که با نماینده گان حزب دموکرات همکاری کند. بر سیاق عادت ترامپ از هر دو سو سخن گفت. هم از وتو حرف زد و هم گفت که وتو نمی کند و یا پس از وتو با حزب دموکرات همکاری خواهد کرد.

علل شکست حزب جمهوریخواه و ترامپ

در شکست حزب جمهوریخواه و  پیروزی حزب دموکرات هم مسائل و مشکلات داخلی آمریکا نقش داشته اند و هم سیاست خارجی دولت ترامپ.

تورم و گرانی و افزایش رنج کارگران و زحمتکشان و توده های زیرستم آمریکا

در این  خصوص مهم ترین دلایل وضع اقتصادی کارگران و زحمتکشان و لایه های پایینی طبقه متوسط آمریکا است.

دوران دوساله ریاست جمهوری ترامپ برای مردمی که به وی با هزاران امید( و امیدهایی واهی!) رای دادند جز رنج و ناراحتی و مشقت چیزی به ارمغان نیاورده است.

نخستین و مهم ترین مورد ادامه ی بحران اقتصادی آمریکا( که در این خصوص آمریکا تنها نیست و این بحران در بیشتر کشورهای امپریالیستی اروپایی تداوم یافته است)، تورم و گرانی تقریبا ماهانه ی مواد غذایی و دیگر نیازهای توده ها از جمله مسکن است. این تورم و گرانی تقریبا از همان ماه های نخست اجرای سیاست تعرفه های ترامپ و جدال های تجاری آمریکا با کشورهای گوناگون شدت گرفت. در این خصوص ترامپ به مردم آمریکا می گفت که این افزایش بهای کالاها زود گذر است و با برگشت سرمایه ها از کشورهای دیگر و همچنین جذب سرمایه گذاری های خارجی وضع به سرعت تغییر خواهد کرد. تورم و گرانی کاهش خواهد یافت و بیکاری بسیار کمتر از پیش خواهد شد. وضع اما نه تنها به هیچ وجه بهبود نیافت بلکه ماه به ماه بدتر هم شد.

جنگ با حکومت اسلامی

افزون بر این جنگ با حکومت اسلامی که از تقریبا نه ماه پیش آغاز شد( آمریکا در جنگ نخستین دوازده روزه آنچنان درگیر نبود) جدا از مشکلات و تلفات جانی آن برای آمریکا، به روی سوخت و گازوئیل و بنزین اثر گذاشت و بالا رفتن بهای سوخت موجب افزایش بهای کالاهای دیگر و همچنین بهای مسکن و خدمات گردید. جنگ با حکومت اسلامی بر خلاف وعده ی ترامپ و حزب اش در مورد درگیر نشدن در جنگ های درازمدت منطقه ای صورت گرفت و از نظر مردم آمریکا دلایل قانع کننده ای نداشت.

تداوم جنگ اوکراین

همچنین باید از تداوم جنگ اوکراین صحبت کرد که تاثیرات خودش را به روی اقتصاد کشورهای امپریالیستی اروپایی و آمریکای شمالی ادامه داد.

سیاست های ضد مهاجر و نژادپرستانه ی ترامپ

بحران و گرانی و بالارفتن هزینه های توده ها تنها علل شکست نبودند و مسائلی مانند سیاست ترامپ در مورد مهاجران و نیز گرایش های نژادپرستانه و ضد زن ترامپ و هواداران اش نیز در این مورد نقش داشتند.

اختلافات با کشورهای اروپایی

به این ها باید افزود کشاکش های عموما بی نتیجه ی با شرکای اروپایی که باید بودجه ی نظامی خود را افزایش دهند و برخی جاه طلبی های ترامپ و حزب اش در مورد اینکه گروئنلند به آمریکا داده شود، کانادا جزو ایالت های آمریکا شود و به ویژه سیاست ترامپ در مورد اوکراین که موجب شد دولت های اروپایی در جنگ با حکومت اسلامی تقریبا منفعل بمانند و حتی در مواقعی ضد این سیاست ها موضع بگیرند و یا اقدام کنند و...

شخصیت ترامپ و فساد خانواده اش

در پایان باید از شخصیت خود ترامپ و اداو واطفارهایش صحبت کرد که گاه یک لمپن می شود و گاه «هنرمند»، گاه یک ژیگولو و گاه یک هیولا و بالاخره می خواهد متین و مودب هم باشد و افزون بر این از فساد خودش و خانواده اش و برخی خبرها دال بر اینکه خانواده و بستگان اش از موقعیت دولتی استفاده کرده و امتیازهایی به دست آورده اند. 

به این ترتیب مسائل زیادی دست به دست هم داده تا این شکست را رقم بزنند و شرایط پیروزی دموکرات ها را فراهم کنند. در این میان این مسائل تورم و افزایش قیمت کالاها و سخت شدن زندگی به همراه برپایی جنگ با حکومت اسلامی می توانند مهم ترین باشند.

شکل اعتراض توده های امریکایی در همراهی با جنبش های توده ای در اروپا - رای نه به نمایندگان حزب جمهوریخواه!

آن واکنشی که توده های مردم آمریکا در انتخابات نشان دادند و دست رد زدن بر نماینده گان حزب جمهوریخواه، شکل «آرام تر» و «مودبانه تر» آن جنبش و خروشی است که در کشورهای امپریالیستی اروپایی بر علیه دولت ها و به سبب تورم و گرانی کالاهای مورد نیاز زندگی و بهای مسکن و نیز حذف خدمات اجتماعی دولت در آموزش و بهداشت و خدمات عمومی به راه افتاده و ادامه یافته است.

اگر دانش آموزان و دانشجویان و کارگران و دیگر گروه ها و طبقات زیرستم در کشورهای اروپایی به خیابان ها آمدند و فریاد زدند و شعار دادند و خواهان رفع مشکلات خود شدند، در آمریکا با توجه به امکان تحرک در انتخابات جاری، توده های مردم از آن استفاده کرده و صدای فریادشان را در انتخابات به گوش سرمایه داران غارتگر امریکایی رساندند.

در مورد کشورهای امپریالیستی اروپایی می توان گفت با وجود اینکه جنگ اوکراین و هزینه هایی که بابت آن کرده اند و نیز جنگ آمریکا با حکومت ولایت فقیه و گرانی سوخت روی زندگی آنها توده ها تاثیر گذاشته بود اما این کشورها خود مستقیما در جنگی درگیر نبودند اما تجلی مخالفت توده ها بسیار شدیدتر از مخالفت توده ها در آمریکا بود. جدا از مسائل دیگر این شاید تا حدودی هم به تاریخ و سابقه ی مبارزات طبقاتی در کشورهای اروپایی برگردد و نقش تشکلات صنفی و سیاسی موجود در این کشورها.

 رای به نماینده گان حزب دموکرات به علت راضی بودن از سیاست های این حزب نبود!

به واقع همان گونه که گفته می شود توده های مردم آمریکا از برنامه های اقتصادی و سیاسی ترامپ ناراضی بودند و برای همین به نماینده گان حزب دموکرات رای دادند نه به این دلیل که این نماینده گان آش دهن سوزی بودند. به ویژه این که دو سال پیش حزب دموکرات انتخابات ریاست جمهوری را بد جوری به ترامپ و حزب جمهوریخواه باخته بود.

پس این بیشتر به حقیقت نزدیک است که توده های آمریکایی می خواستند از شر سیاست های ترامپ راحت شوند تا این که فکر کنند که با انتخاب نماینده گان دموکرات گشایشی غریب در زندگی شان حاصل می شود. در بیشتر کشورهای امپریالیستی اروپایی همزادان حزب دموکرات در قدرت بوده و هستند اما وضع بحران اقتصادی و تورم و گرانی کمابیش مانند آمریکا بوده است.

 تفاوت برجسته این است که این کشورها هزینه هایی که ترامپ با دخالت در امور ایران و جنگ با حکومت اسلامی به روی دست مردم آمریکا گذاشت نگذاشتند. جالب تر این که با وجود مشکلات بیشتر توده های زحمتکش آمریکایی، آن حال جنبش و گردهمایی و راهپیمایی های خیابانی و شعارها و درگیری هایی که پس از آن به ویژه در فرانسه پیش آمد را در آمریکا پیش نیاوردند و ظاهرا مشکل در حال حاضر مانند صربستان از طریق انتخابات حل شد.

حزب دموکرات جناحی دیگر از سرمایه داران امپریالیستی است

با توجه به سابقه ی حزب دموکرات این تصور واهی است که فکر شود با انتخاب نمایندگان حزب دموکرات بحران اقتصادی و رکود و گرانی کالاها متوقف شده و وضع وارونه خواهد شد. بحران اقتصادی و افزایش هزینه های زندگی توده ها که از سال 2008 آغاز شد اکنون بیش از 18 سال است که تداوم یافته و در تمامی دوران 12 ساله ی حکومت حزب دموکرات( دو دوره اوباما و یک دوره بایدن) نیز قطع نشده است.

باری باید به روی این نکته تاکید کرد که احزاب جمهوریخواه و دموکرات هر دو حزب جناح های  یک طبقه ی واحد یعنی طبقه ی سرمایه داران بزرگ آمریکا و کلا طبقه ی مسلط بر امپریالیسم آمریکا هستند.

این که حزب دموکرات تلاش می کند برخی گرایش های سوسیال دموکرات و سوسیالیست( طبعا منظور ما از این واژه ها بیشتر جایگاهی است که برخی از این گونه احزاب در صد و اندی سال اخیر در برخی از کشورها داشته اند یعنی احزاب سرمایه داران متوسط و کوچک و در بهترین حال لایه های بالا و میانی طبقه ی خرده بورژوازی و نه احزابی که نماینده ی سرمایه داران امپریالیست بودند) را درون خود جای دهد بیشتر از جهت همان رقابت اش با حزب جمهوریخواه است و نه برای اینکه چنین دیدگاه هایی بر آن مسلط است و مثلا حزب دموکرات نماینده ی سرمایه داران لیبرال ها و یا دمکرات های طبقه ی میانی و از آن بدتر چپ هاست.

توجه این حزب به مسلمانان آمریکایی با کاندیدکردن افرادی مانند ممدانی در انتخابات فرمانداری نیویورک و یا نماینده ی مسلمانی که اخیرا در میشیگان به مجلس نمایندگان راه یافته و همچنین مهاجران آمریکای جنوبی و مرکزی(«لاتین تبارها») و یا بومی ها نیز از همین جهت است. در کنار آن با استفاده از این گرایش ها و گاه میدان دادن به آنها در صورتی که بُرایی داشته باشند این گرایش ها به وسیله ی دستگاه حاکم کنترل می شوند و توده های پیروی آنها به گرایش های رادیکال تر سمت و سو پیدا نمی کنند.

 ذوق زده گی«شبه چپ» های ایرانی

از این رو باید آن دسته از «شبه چپ» های ایرانی را که آب از لب و لوچه شان آویزان شده و با انتخاب چند نماینده از گرایش های سوسیال دمکرات و یا سوسیالیست امید به دست آوردن قدرت سیاسی در آمریکا را دارند افشا و رسوا کرد. پر قدرت ترین از این دارودسته های سوسیال دمکرات و سوسیالست در کشورهای امپریالیستی اروپایی( از خود آلمان گرفته تا فرانسه و اسپانیا و پرتغال و انگلستان) بارها سرکار آمدند اما نه تنها آبی از آب در کشورهای امپریالیستی تکان نخورد بلکه توانستند در پوشش این مفاهیم و نسبت ها برخی از بدترین سیاست ها را پیش برند.

تاثیر انتخابات به روی سلطنت طلبان مزدور آمریکا           

و اما سران مزدور سلطنت طلبان و بوق های متعفن تبلیغاتی شان! آنها از نتایج انتخابات عزا گرفته اند. امیدشان این بود که ترامپ بالاخره به رسمیت شناسدشان و با بمب و موشک و غیره و خرابی و کشتار توده ها در ایران، حکومت اسلامی را سرنگون کند و آنها را سرکار بیاورد. گرچه این امیدی واهی بود و حکایت ترامپ و حکومت اسلامی حکایت دور و درازی بوده است با این حال امیدی بود و داشتند. هم دولت نتانیاهو در اسرائیل پشت و پناهشان بود و هم دل به ترامپ و جمهوریخواهان بسته بودند.

اما حالا چه؟

حتی اگر ترامپ در دوسال باقی مانده ی ریاست جمهوری اش بازهم به حکومت اسلامی حمله کند که بعید نیست اما مشکل که بخواهد و یا مجموع شرایط اجازه دهد آن را سرنگون کند و این سلطنت طلبان را بر سرکار بیاورد. طرفه آنکه برای سرنگونی حکومت اسلامی باید حمله زمینی کند که با وجود مشکلات این امر و نیز مخالفت های درون حزب جمهوریخواه و دموکرات ها در کنگره امری دور از ذهن است.

با این همه ترامپ در دو ماه آینده و تا زمانی که مجالس تازه آغاز به کار کنند می تواند به ایران حمله کند و نیز پس از آن اگر مصوبات مجلس برخلاف سیاست وی بود با وتوی مصوبات مجلس می تواند سیاست خودش را پیش برد اما حمله برای تغییر در حکومت اسلامی با حمله برای سرنگونی دو امر متفاوت است.

از این رو به احتمال زیاد نقش سلطنت طلبان همان بوده که تا کنون بوده است. تخریب جنبش و انقلاب توده ها و اجازه ندادن به رشد آن و همچنین اجازه ندادن به رشد نیروهای انقلابی چپ و دموکرات و مترقی که در جنبش رو بیایند و نیز بستن راه ها برای اینکه در خارج این نیروها بتوانند خود را به عنوان جایگزین طرح کنند. تا کنون همین بوده و بس! و این نقش گرچه لطماتی به انقلاب توده ها و گروه های انقلابی چپ و مترقی زده است اما حدو حدودش همین بوده است. 

در مورد حکومت ولایت فقیه آنها تا کنون مترسکی برای ترساندن ان بوده اند و اگر اینجا و آنجا این رضا پهلوی را دعوت می کنند بیشتر برای آن است که حکومت اسلامی را بترسانند و نه اینکه برنامه ای صددرصدی برای جایگزینی طرح شده و این دعوت ها زمینه سازی برای این جایگزینی باشد.

اما سلطنت طلبان نوکر صفت با این در پوست گردو فرو رفتن دست ترامپ و نیز مشکلات دولت نتانیاهو در اسرائیل، باید دست به دامن سران حزب دمکرات شوند تا آنها را تحویل بگیرند.

حال سلطنت طلبان باید آن های و هویی که بر سر سیاست های کارتر در دوران منتهی به انقلاب 57 به راه انداختند که چرا چنین و چنان کرد و چرا سیاست «فضای باز» را دیکته کرد و چرا شاه را از کشور بیرون کردند و ... را تغییر دهند و کمی «تر و تمیز» و مودبانه در مورد حزب دموکرات صحبت کنند و نشان دهند که برای آنها سرسپرده گی و نوکری طبقه ی حاکم آمریکا مهم است. حزب جمهورخواه و دموکرات اش فرقی نمی کند!

حکومت ولایت فقیه

واکنش سران حکومت ولایت فقیه و نوچه های خیابانی شان نیز به نوبه ی خود جالب است. طبق معمول های و هوی سر داده و از «پیروزی» خود سخن گفتند. آنها هستند که با بستن تنگه ی هرمز و اجازه ندادن به خروج نفت چنین و چنان کرده اند. آنها هستند که با شلیک موشک به کشورهای خلیج و پایگاه های آمریکا چنین و چنان کرده اند.

 و در این هیاهو که عموما و هیچ گاه و هیچ زمانی قطع نشده است تنها چیزی که رنگ باخته و گم می شود ضربات هولناکی است که در این چند سال اخیر و در غزه و لبنان و سوریه و خودشان در داخل خورده اند و به هته و پته افتاده اند. افزون بر آن مصیبت هایی است که خواه از نظر جانی و خواه مالی به توده های کشور وارد کرده اند:

 اگر واقعا شما پیروز شده اید احزاب را آزاد کنید و همچون انتخابات آمریکا، انتخابی برگزار کنید و نشان دهید آن وضعی که برای ترامپ و حزب اش در آمریکا پیش آمد در داخل برای شما پیش نمی آید!؟ نکرده اید و نمی کنید و نخواهید کرد! زیرا به خوبی می دانید که وضع تان هزارها برابر بدتر از وضع ترامپ و حزب اش در داخل آمریکاست.

با توجه به اینکه جناح جنگ طلب شکست حزب جمهوریخواه و ترامپ را پیروزی خود جا می زند و در صورتی که عملا چرخشی در سیاست های ترامپ ایجاد شود، این احتمال وجود دارد که از فضای شلوغ بازار پیروزی ای که خود به پا کرده و تغییر سیاست آمریکا استفاده کرده و ضرباتی به جناح تفاهم طلب وارد کند و موازنه ی قدرت جناح ها در داخل کشور را باز هم بیشتر به نفع خود تغییر دهد. 

توده ها در ایران و انتخابات آمریکا

اما اگر خواه در نتیجه ی فشار حزب دموکرات ها در کنگره به ترامپ( البته اگر حزب دموکرات همان گونه که گفته است واقعا بخواهد با جنگ با حکومت اسلامی پایان دهد) و خواه در نتیجه ارزیابی اشتباهات سیاست های حزب جمهوریخواه و ترامپ، سیاست های ترامپ و حزب اش در مورد حکومت اسلامی تغییر کند و بخواهند با تفاهم و توافق به جنگ خود پایان دهند وضع ذهنی و عینی توده ها در ایران تغییر خواهد کرد.

نخست این که شاید این همه توجه توده های مردم و به ویژه بخش هایی از جوانان و لایه های طبقه ی میانی به انتخابات در اسرائیل و آمریکا که در چند دهه ی اخیر مانند نداشته، از جهت امید داشتن به نتایج این انتخابات در سرنوشت شان و اینکه انتخاب نتانیاهو و حزب ترامپ بتواند مسیر سرنگونی حکومت ولایت فقیه را هموار کند و تحقق بخشد، رنگ بازد و شکل یک کنجکاوی معقول و از موضع همراهی با توده های کارگر و زحمتکش آمریکا را پیدا کند.

و دوم: با تغییر در سیاست های امپریالیسم در مورد حکومت اسلامی و ایران( تاکید می کنیم اگر چنین تغییری صورت گیرد) می توان امید داشت که اتکای به خود توده ها جای خود را پیدا کند و مبارزه ی توده های مردم دوباره تحرک خود را از سر گیرد و دنباله ی خیزش دی ماه 1404 در ابعادی گسترده تر از سر گرفته شود.

گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

چهاردهم آبان 1405