۱۴۰۴ اسفند ۸, جمعه
خدمت و خیانت
مبارزات دانشجویان می تواند به مبارزه ی دیگر بخش ها و طبقات گسترش یابد!
امروز ششمین روز مبارزات دانشجویان از آغاز باز شدن دانشگاه
ها است.
بازگشایی دانشگاه ها بخشی از فرایند «عادی سازی» اوضاع پس از
قتل عام دی ماه 1404 بود. نخستین هدف آن این بود که نشان دهند که آنچه حکومت در
مورد کشتار خود گفته است درست است و مردم هم آن را باور کرده و به سر زندگی و کار
و مدرسه و دانشگاه خویش باز گشته اند!
اما خامنه ای و سران سپاه و کلا «هسته ی سخت» قدرت به خوبی می
دانستند( و در صورتی که ندانسته باشند احمق هایی بیش نخواهند بود) که در صورت
بازگشایی دانشگاه ها و برقراری کلاس های حضوری دانشجویان خشمگین به راحتی به سر
درس باز نخواهند گشت و دست به مبارزه خواهند زد.
بنابراین آنچه می توانست هدف حکومت از بازگشایی دانشگاه ها
باشد نه تنها «عادی سازی» بلکه همچنین بروز درجه ای از مبارزات دانشجویی در محدوده
ی دانشگاه ها بود.
روشن است که بازگشایی دانشگاه ها برای حکومت خطراتی و از جمله
سراسری شدن اعتراضات دانشجویی و گسترش آن به دیگر طبقات را داشته و دارد اما آنها
چاره ای نداشتند جز این که «ریسک» این کار را بپذیرند. از نظر آنها در صورت باز نکردن
دانشگاه ها وضعیت «غیرعادی» حفظ شده و این نیز می توانست به تداوم وضع بحرانی در
جامعه و میان تمامی گروه ها و طبقات بینجامد، اما بازگشایی می توانست حالت «عادی
سازی» را به وجود آورد و از این رو گزینه ی بهتری بود.
وانگهی
- و این بسیار مهم است - اگر حکومت اجازه می داد تا حدودی دانشجویان دست به اعتراض
بزنند این می توانست موجب شود که بخشی از آن فشارهای وارد شده و آن خشم و کین
انباشته از جایی که از نظر حکومت قابل کنترل است بیرون بزند و بنابراین خود را
خالی کند و در نتیجه نوعی احساس «آرامش» را به مردم سرشار از خشم و کین و جامعه ببخشد.
از این رو به نظر می رسد که هدف حکومت صرفا «عادی سازی» نبوده
بلکه اجازه دادن به مبارزات دانشجویی برای تخلیه خشم و کین انباشته بود. از نظر
آنان این تا حدودی قابل چشم پوشی بوده و به نوعی می توانست «عقب نشینی» حکومت در
مقابل کشتار هولناک و نسل کشی اش و میدان دادن به حرکت جامعه به شمار آید.
نگاهی به شکل و میزان
سرکوب دانشجویان در روزهای نخست نشان می دهد که همانند شکل سرکوب های پیشین
دانشجویان نبوده است و چنانکه نشان داده حکومت چنین مبارزاتی را برای یک روز تحمل
نمی کرده است. برای نمونه نگاه کنیم به هجوم برنامه ریزی شده نیروهای حکومت به
دانشگاه شریف در زمان خیزش «زن، زندگی، آزادی».
اشتباه اساسی حکومت این بود که فکر می کرد و می کند که با
مبارزات و اعتراضات دانشجویان آن خشم و کینه ای که در تمامی طبقات خلقی ایران از
کارگران و کشاورزان و لایه های تهیدست طبقات میانی گرفته تا حتی لایه های مرفه
جامعه به وجود آمده می تواند تخلیه شود و پس از آن همه چیز به میل حکومت خواهد
چرخید!
اما مبارزات ادامه و به بسیاری از دانشگاه ها گسترش یافت و
شعارهای دانشجویان هم تندتر و تیزتر شد و از آستان تحمل حکومت گذشت. پس از چند روز از آغاز اعتراضات لباس شخصی ها و
افرادی از بیرون دانشگاه به بسیجی های دانشگاه اضافه شدند و سرکوب را بسیار شدیدتر
کردند.
جز این و با گذشت پنج روز از مبارزات انواع خط و نشان کشیدن
ها آغاز شد. وزیر دولت پزشکیان گفت که اگر دانشجویان بخواهند به اعتراضات خود
ادامه دهند انها مجبور خواهند شد که کلاس ها را مجازی کنند و اقدام به این نیز
کردند و شماری از دانشگاه های کشور را تا پایان سال مجازی کردند. برنامه ای که با
مخالفت دانشجویان روبرو شده و آنها گفته اند که در چنین صورتی کلاس های مجازی را
تحریم خواهند کرد.
از سوی دیگر جلاد دستگاه قضایی و دزد بزرگ محستی اژه ای هم
گفته است که اگر دولت نتواند مبارزات دانشجویان را «جمع» کند آنها وارد خواهند شد
و «هزینه» دانشجویان قطعا بالاتر خواهد رفت.
موضع دانشجویان در
مورد تحریم کلاس های مجازی درست است. این موضع کمک می کند که وضع مبارزه و یا
اعتصاب در دانشگاه ها حفظ شود و این یک نیز می تواند در تخریب «عادی سازی» حکومتی
نقش به سزایی داشته باشد. و در عین حال شرایط گسترش مبارزه و اعتصاب دانشجویان را
به دیگر بخش ها و طبقات جامعه فراهم سازد.
گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
ششم اسفند 1404
۱۴۰۴ اسفند ۷, پنجشنبه
بیانیه همپیمانی نیروهای سیاسی کوردستان ایران در پاسخ به تهدیدات رضا پهلوی علیه ملت کورد
پنجشنبه
7 اسفند1404
مردم حقطلب کوردستان!
مبارزان آزادیخواه ایران!
بە دنبال انتشار بیانیەی اعلام موجودیت همپیمانی
نیروهای سیاسی کوردستان ایران، موجی از شادی و هیجان انقلابی، مردم کوردستان، ملتهای
تحت ستم و آزادیخواهان ایران را فرا گرفت. اعلام این همپیمانی انعکاس وسیعی هم در
میان نیروهای سیاسی مبارز ایرانی و محافل سیاسی بینالمللی داشت. در سوی دیگر قضیە
اما، رژیم جمهوری اسلامی و نیز عدەای از مخالفان حقوق ملل تحت ستم و آزادیهای
دمکراتیک کە خود را در پوشش اپوزیسیون جا زدەاند، واکنشهای هیستریک و نفرت
پراکنانەای از خود نشان دادند کە برای ما قابل انتظار بود.
در همین راستا، امروز چهارشنبە ششم اسفندماە، رضا
پهلوی با انتشار پستی در پلاتفرم ایکس، با ادبیاتی خودشاەپندارانە و اتهامزنی بیپایە
و اساس همیشگی خود، ملت بزرگ کورد و احزاب سیاسی مبارز کوردستان را مورد شماتت
قرار دادە و ضمن بلندکردن چماق فرسودەی “تجزیەطلبی” تهدید نمودە کە پس از سرنگونی
جمهوری اسلامی، ارتش را مامور سرکوب جنبش حقطلبانەی ملت کورد خواهد نمود.
رضا پهلوی ظاهرا این حقیقت تاریخی را فراموش کردە
است هرگاە ارادەای واقعی برای تجزیەی ایران در پیش بودە، اصولا کسی از پدر و
پدربزرگ تاجدار وی اجازە نگرفتە و آنان همچون موارد اهدای آرارات کوچک، واگذاری
بحرین و سرچشمەهای رود هیرمند، از فروش یا واگذاری بخشهای مختلف خاک ایران فروگذار
نکردەاند و هموارە در بزنگاەهای تاریخی با شلیک اولین گلولەها و حتی اشارەای
تلویحی از سوی عوامل خارجی فرار را بر قرار ترجیح دادەاند و تنها جایی کە آنان
توانستەاند عرض اندام کنند، عرصەی کشتار غیرنظامیان و سرکوب آزادیهای دمکراتیک
شهروندان و بویژە ملل تحت ستم ایران بودە است.
تهدیدات مکرر نامبردە به استفاده از ارتش نیز برای
مواجهه با مطالبات سیاسی ملل ایران نشان از این واقعیت دارد کە در ایران آیندەی
مورد نظر ایشان، شیوه مواجهه با مطالبات مدنی و خواستهای دمکراتیک مندرج در منشور
حقوق بشر سازمان ملل متحد، همچنان امنیتی و نظامی خواهد بود. و تفاوت ساختاری رژیم
سیاسی آرمانی ایشان با رژیمهای سرکوبگر گذشته و حال ایران نخواهد بود. با وجود این
چرا فکر میکنند کە مردم بە ستوە آمدە از دیکتاتوری جمهوری اسلامی، حاضرند ایشان و
همفکرانشان را به عنوان بخشی از یک آلترناتیو برای آیندەی ایران بپذیرند؟ از سوی
دیگر ظاهرا ایشان علاوە بر بی اطلاعی از تاریخ و جغرافیا، درک درستی از زمان حال
نیز ندارند. در غیر این صورت باید می دانستند کە ارتش و سایر عوامل سرکوب حکومتی و
همین سپاە تروریستی پاسداران کە مورد تفقد و حمایت همیشگی ایشان بودە و هست، در یک
قرن اخیر هیچگاە از کوردستان دور نبودە و نیستند و مکانیسمی برای سرکوب نماندە کە
در کوردستان آزمایش نشدە و شکست نخوردە باشد کە ایشان بعد از تاجگذاری خیالی خود،
بخواهند در این زمینە از خود خلاقیت و نوآوری نشان دهند.
شمشیر از رو بستن رضا پهلوی علیە جنبش
آزادیخواهانەی کورد در حالی است کە بە گواە تمامی آزادیخواهان و کارشناسان امور
ایران، در جنبش ژینا (زن، زندگی، آزادی) و همین خیزش اخیر مردم ایران نیز نامبردە
با همراهی حلقەی مشکوک پیرامونیاش نقش غیر قابل انکاری در ایجاد تفرقە و پراکندگی
در صفوف مردم و مخالفان رژیم داشتە و تنها جریان سیاسی کە در این مدت هنوز بە عقد
اخوت با آن پایبند بودە و نسبت بە آن همدلی نشان دادە، همان نیروهای مسلح و امنیتی
سرکوبگر و تروریستی رژیم بودەاند کە حتی در تازەترین اظهارات خود برای تبرئەی آنان
از جنایات فجیع دیماە ادعا میکند کە نیروهای مسلح نقشی در سرکوبها نداشتەاند و
تمامی جنایات مزبور توسط عوامل خارجی رژیم انجام گرفتە است! همچنین در حالی کە
دوست و دشمن گواە آنند کە بە درازای حیات ستمگرانەی جمهوری اسلامی ملت کورد و
احزاب سیاسی مبارز کوردستان هموارە خاری در چشم استبداد رژیم خمینی و پناهگاە و
پشتیبان راستین آزادیخواهان ملل ایران بودەاند و در راە مبارزە با این رژیم
سرکوبگر هزینەهای سنگینی پرداختەاند، این شخص احزاب کرد را بە همکاری با خمینی
متهم کردە، در حالیکە از همان اوائل کە کوردستان بنا بە فتوای جهاد خمینی از هوا و
زمین آماج حملاتی خونبار بود، خود بارها گفتە کە چندین بار از خمینی درخواست کردە
کە او را بە عنوان یک خلبان سادە در صفوف نیروهایش بپذیرد.
شگفت آنکە چنین شخصی با چنین سوابق مایەی شرمساری،
احزاب کوردستان را بە همدستی با خمینی و عوامل خارجی متهم میکند، در حالی کە خود
با دادن وعدەهای دروغین بە مردم بپاخاستەی داخل کشور مبنی بر وجود دەها هزار نیروی
ریزشی در صفوف سرکوبگران و از کارافتادن بازوی سرکوب رژیم، وجود صدها هزار دستگاە
استارلینک و عدم امکان قطع کامل اینترنت در ایران و در راە بودن کمک خارجی، هزاران
تن از آزادیخواهان ما را بە دام رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی کشاند و در فردای
آزادی ایران پس از محاکمەی سران خیانتکار حکومت و عاملان سرکوبها و جنایات رژیم،
ایشان نیز بایستی در قبال اینگونە اشتباهات خیانت گونەی خود حساب پس بدهد.
همپیمانی نیروهای سیاسی کوردستان ایران ضمن محکوم
نمودن اینگونە اظهارات سست و بی پایەی رضا پهلوی، بر مواضع اصولی خود در دفاع از
آرمانهای ملت کورد و حقوق حقەی ملتهای تحت ستم ایران تاکید نمودە و بر آن است کە
اینگونە نفرت پراکنیهای بی مایە نهایتا بە جایی نخواهد رسید، بلکە عزم ملتهای
آزادە و آزادیخواهان ایران را در مبارزە برای تحقق آرمانهای آزادیخواهانەی مردم
بپاخاستەی داخل کشور و دفن همیشگی دیکتاتوری و فاشیسم از هر نوع و قماشی جزمتر
خواهد نمود. از تمامی نیروهای کوردستان که خواهان آزادی و دفاع از حقوق ملت خویش
هستند نیز میخواهیم که جهت مقابله با گفتمانهای تمامیتخواه و توتالیتر به همپیمانی
نیروهای سیاسی کوردستان ایران بپیوندند.
همپیمانی نیروهای سیاسی کوردستان ایران
۱۴۰۴/۱۲/۶ی شمسی
۲۰۲۶/۲/۲۵ میلادی
پشتیبانی اتحادیهی دانشجویان دمکرات کردستان از دور جدید اعتراضات دانشجویی
در موقعیت حساس کنونی کە جمهوری آدمکش اسلامی با مجموعەای از بحرانهای مهم مواجە شدە و بەطور کلی مشروعیت خود را از دست دادە و علیرغم سرکوب وحشیگرانە، قادر نبودە اعتراضات را خاموش کند، قشر دانشجو مشعل آزادیخواهی را بە روشنی نگە داشتەاند.
امروز ایران در آستانەی تغییری بنیادین قرار دارد و نارضایتی مردم و دانشجویان همچنان ادامە دارد. جمهوری اسلامی علیرغم اینکە صدای اعتراضی مردم را با گلولە و رگبار جواب دادە، اما نتوانستە صدای گلولە را بر ندای آزادیخواهی مسلط کند.
هماکنون بیش از هر زمانی لازم است صدا و چشم و گوش قشر رادیکال و میدانی دانشجو باشیم و از تمامی اقشار و طبقات جامعە بخواهیم حامی این قشر آگاە و حقطلب باشند.
دانشگاە و دانشجو هموارە در خط مقدم مخالفت با سیستمهای دیکتاتوری بودەاند، هماکنون نیز با توجە بە این تاریخ مبازاتی بایستی ضمن مخالفت و مبارزە با دیکتاتوری جمهوری اسلامی، علیە آن دستە از افراد و جریانهایی کە خواهان بازگشت دیکتاتوری و استبداد هستند بە مخالفت و مبارزەی همەجانبە بپردازیم.
باید شعارهایی کە مرزبندی مشخصی با هر خواست غیردمکراتیک دارند را با بانگی رساتر بە گوش همگان برسانیم، شعارهایی همچون: “نە سلطنت نە رهبری، دمکراسی برابری”، “مرگ بر ستمگر، چە شاە باشە چە رهبر”، “مرگ بر دیکتاتوری” و… تفاوتها را با انحصارطلبان رقم خواهند زد و باید تمامی تجمعات اعتراضی بە این شعارها آراستە شوند.
ما بە عنوان اتحادیەی دانشجویان دمکرات کوردستان ضمن احترام بە جایگاە قشر فداکار و حقطلب دانشجو، حمایت تام خود را از این اعتراضات و مطالبات دانشجویان مترقی اعلام میداریم و جنایتهای جمهوری اسلامی را در این رابطە محکوم میکنیم و در عین حال از تمامی دانشجویان میخواهیم بە این اعتراضات بپیوندند و با همقشرانشان همصدا شوند؛ و در همین حال از اقشار و طبقات مختلف و انجمنهای صنفی و سندیکاها و احزاب و جریانات و شخصیتهای سیاسی میخواهیم پشتیبانی و حمایت خود را از قشر شجاع و انقلابی دانشجو اعلام دارند.
پیروز باد مبارزەی دانشجویان!
مرگ بر جمهوری اسلامی و هرگونە حاکمیت مستبد و مرکزگرا!
اتحادیەی دانشجویان دمکرات کوردستان
۶ اسفندماە ۱۴۰۴
۱۴۰۴ اسفند ۶, چهارشنبه
مبارزه ی بزرگ دانشجویان ادامه دارد!
مبارزه ی دانشجویان با حکام جنایتکار
آموزش عالی کاویان مشهد
گردهمایی داشجویان
شعارها:
این همه سال جنایت
مرگ بر این ولایت
و کشته ندادیم که
سازش کنیم رهبر قاتل رو ستایش کنیم
شعارها
کشته ندادیم که سازش کنیم
رهبر قاتل رو ستایش کنیم
هر یه نفر کشته شه
هزار نفر پشتشه
قسم به خون یاران ایستادهایم
تا پایان
امسال سال خونه سید
علی سرنگونه
گزارش دانشجویان
حراست دانشگاه از صبح
امروز و با هدف مانعتراشی برای دانشجویان و حاکمکردن جوی امنیتی، نیروهای خود را
در پردیس مرکزی و گیتهای ورودی مستقر کرده و به شدت ورود و خروج دانشجویان را
کنترل میکرد.
گزارشهای متعددی از
بازرسی بدنی دانشجویان و بازرسی کارتهای دانشجویی انها در درهای ۱۶ آذر و قدس حکایت دارد! گفتنی است این نیروی
سرکوبگر و سرسپردهی نظام، به سیاق روزهای گذشته طومار طویل اسامی دانشجویان
ممنوعالورود شده را نیز همچنان در دست داشت و به شکلی غیرقانونی از ورود بسیاری
از دانشجویان به محیط دانشگاه جلوگیری کرد.
در پی حضور گسترده دانشجویان
دانشگاه الزهرا در دو روز متوالی و متعاقب اعتراضات روز دوشنبه ۴ اسفندماه، از فردای آن روز فضای دانشگاه
امنیتی شده و روندهای کنترلی و محدودکنندهای در قبال دانشجویان اعمال گردیده است.
مسئولان دانشگاه بدون
ارسال هرگونه پیامک، اخطار کتبی، احضاریه رسمی یا اطلاعرسانی شفاف، اقدام به
ممانعت از ورود برخی دانشجویان به محوطه دانشگاه کردهاند. این اقدام در حالی صورت
گرفته است که هیچ توضیح مشخص، مستند یا روند قانونی روشنی در خصوص دلایل این تصمیمها
ارائه نشده و دانشجویان مشمول این محدودیتها از حق آگاهی نسبت به وضعیت خود و
امکان پیگیری رسمی محروم ماندهاند.
همچنین گزارشها حاکی از
آن است که با تشدید نظارت در مبادی ورودی دانشگاه، بهویژه در گیتهای مجهز به
سیستمهای تشخیص چهره، کنترل و پایش دانشجویان بهصورت گستردهتری انجام میشود.
علاوه بر این، بررسی فردی اطلاعات دانشجویان از طریق سامانههای دانشجویی و تطبیق
هویت به شکل موردی صورت میگیرد.
دانشجویان دانشگاه
فردوسی مشهد روز چهارشنبه ۶ اسفند تحصن کردند و در جریان این تحصن سرود «ای ایران» را
خواندند. در ادامه این تحصن نیروهای بسیج این دانشگاه سعی در اخلال در تحصن شکل
گرفته نمودند که اقداماتشان با هو کردن و شعار «بسیجی دروغگو، کارت دانشجوییت کو»
دادند از سوی دانشجویان همراه بود.
بنا بر گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد،
دانشجویان دانشکده پرستاری و داروسازی دانشگاه بهشتی، روز چهارشنبه ۶ اسفند تحصن کردند.
سایه هولناک جنگ
یار در خانه، چرا گرد جهان گردیم؟
آب در کوزه و ما تشنه لبان
می گردیم
یار
در خانه و ما گرد جهان می گردیم
مولوی
تضادهای
میان طبقه ی حاکم در آمریکا در مورد جنگ
در
دولت ترامپ و در میان طبقه ی حاکم بر امپریالیسم آمریکا کماکان صداهای متفاوت و
متضادی در مورد جنگ شنیده می شود. برخی به ترامپ و دولت اش می گویند که این بهترین
فرصت است زیرا جمهوری اسلامی در موقعیت ضعیفی به سر می برد و در عین حال مردم کشور
این حکومت را نمی خواهند و ضمنا حداقل بخش هایی از آنها از حمله ی نظامی و سرنگونی
حکومت استقبال می کنند و بنابراین وی را تشویق به حمله ی نظامی می کنند.
برخی
دیگر به وی هشدار می دهند که می توان با فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک و به شکلی با
جمهوری اسلامی کنار آمد اما حمله ی نظامی از این رو که سنجش تمامی جوانب و عواقب
آن غیر قابل پیش بینی است ممکن است که آمریکا و خاورمیانه را در گرداب جنگی بی
پایان وارد کند و به منافع استراتژیک آمریکا ضربات شدیدی وارد کند.
به
نظر می رسد هر دو دیدگاه در منازعه با یکدیگر بوده و کماکان در کنار یکدیگر پیش می
روند.
احتمال
جنگ، هر روز بیش از پیش
با این همه و با نظر داشت دو
احتمال ترساندن و حمله ی قطعی و دو وضع سازش و جنگ، هر روز هر ساعت که می گذرد
احتمال حمله ی نظامی و جنگ بیش از سازش و کنار آمدن می شود و حتی به نظر می رسد که
انتقال دو ناو بزرگ و بسیاری ناوشکن و ده ها جت جنگی و حجم زیادی از ادوات و
تجهیزات اکنون بیشتر نشانه ی تصمیم گرفته شده و بنابراین قطعی بودن جنگ باشد و نه
ابزاری برای ترساندن و تهدید کردن. تقویت سلطنت طلبان و پشتیبانی های اخیر از آنها و به شکل های گوناگون از راهپیمایی هاشان، بازهم بیشتر قطعی
بودن جنگ را تایید می کند.
ترامپ
گفته است که می خواهد ضرباتی به جمهوری اسلامی بزند. اگر ترامپ راست بگوید و صرفا
به زدن ضرباتی بسنده کند اما با وجود ضربات و حتی نوع شدید، جمهوری اسلامی به شروط
گردن نگذارد، روشن است که جنگ وارد مراحل بعدی و ضربات بیشتری خواهد شد.
با
این حال حتی گسیل این حجم از آلات و ادوات نظامی اگر به این نتیجه بینجامد که
جمهوری اسلامی را مجبور به سازش کنند باز برای ترامپ امپریالیسم آمریکا کم هزینه
تر و به صرفه تر است از دست زدن به خود حمله ی نظامی.
مذاکرات
در
آخرین سخنان اش، ترامپ دو هفته به جمهوری اسلامی فرصت داده است که شروط وی را
بپذیرند. اکنون بیش از پیش به پایان این دو هفته نزدیک می شویم. ظاهرا این پنجشنبه
و سومین دیدار فرستاده گان ترامپ و هیئت مذاکره کننده ی جمهوری اسلامی می تواند
آخرین دیدار باشد و چنانکه پیشنهاد طرف جمهوری اسلامی با شروط ترامپ وفق نکند و
خواست های آمریکا را برآورده نسازد حمله ی نظامی رخ خواهد داد.
از
این سوی جمهوری اسلامی برخی از عقب نشینی ها کرده است و در عین حال پیشنهاداتی
برای سرمایه گذاری اقتصادی و برقراری روابط تجاری بین دو طرف به ترامپ داده است.
هنوز
روشن نیست که این پیشنهادات جمهوری اسلامی که پیش از این نیز ارائه شده بود یک
فریب دیپلماتیک است و برای برخی اهداف تاکتیکی به ویژه در تضاد قرار دادن آمریکا
با متحدانش و منفرد کردن آن و به اصطلاح زیر گرفتن از آمریکا صورت می گیرد و
یا اینکه خیر پیشنهاداتی است واقعی.
در
مورد دوم روشن است که این نیاز به بسیاری از مقدمات و از جمله عادی سازی روابط با
آمریکا و بازگشایی سفارت دارد و ...
در
هر حال به نظر می رسد که چنین نقشه ی راهی برای خامنه ای و سران هسته ی سخت قدرت
برای کنار آمدن با آمریکا و پذیرفتن شروط وی راه بهتری باشد تا پذیرش یکباره ی همه
ی شروط ترامپ با هم که به معنای نابودی تمامی هویت حکومت ولایت فقیه و«یال و
کوپال» دروغین اش در یک زمان کوتاه است.
مواضع
خامنه ای و هسته ی سخت قدرت
نکته
ی اساسی در این خصوص مواضع خامنه ای و سران حکومت است.
یک
گمانه زیاد است و آن این است که خامنه ای و سران سپاه احتمال حمله ی دامنه دار و
به قصد سرنگونی را نمی دهند. امری که نیاز به حمله ی زمینی و نهایتا فتح مقرهای
نظامی و گرفتن نهادهای سیاسی حکومت دارد.
این
می تواند دلیلی برای نپذیرفتن تمامی شروط ترامپ از یک سو و آماده شدن شان
برای جنگ از سوی دیگر باشد. آخرین خبرها حاکی است که خامنه ای و سران پاسدار بیشتر
به سازمان دهی نیروها پرداخته اند و برای پس از حمله نظامی آمریکا و عملیات زدن
برخی از سران نظامی و سیاسی حکومت، خود را آماده می کنند.
گمانه
ی دیگر این است که خامنه ای و سران سپاه فکر می کنند پاسخی که به حمله ی نظامی
آمریکا خواهند داد( در حال حاضر این خط و نشان کشیدن های خامنه ای و سپاه برای
پایگاه های آمریکا و کشورهای عرب منطقه همان نقش ترساندن و بازدارنده گی را اجرا
می کند) آمریکا را در ادامه ی حملات نظامی اش دچار تردید خواهد کرد و وی را از
عواقب بدتر جنگ خواهد ترساند. و از این روست که حاضر نیستند شروط ترامپ را بپذیرند.
گمانه
ی سوم این است که خامنه ای و کل هسته ی سخت قدرت می خواهند با وارد شدن به یک جنگ
که ممکن است به درازا کشد، وارد یک ماجراجویی جاه طلبانه ی تاریخی شوند:
»یا
حکومت را می توانیم حفظ کنیم و بقای آن را تضمین و یا این که خود از بین خواهیم
رفت. و چنانکه قرار باشد از بین برویم، با خود و با ضرباتی که به آمریکا و کشورهای
منطقه و حتی ایران خواهیم زد هم آنها را ضعیف خواهیم کرد و هم زمین سوخته ای در
ایران برایشان باقی خواهیم گذاشت.«
این
دیگر ته ماجرای خامنه ای و سران پاسداری که به وی وفادار هستند و کلا هسته ی سخت
قدرت در مساله ی جنگ است.
نگاهی
به تاریخ حکومت ولایت فقیه نشان می دهد که سران سیاسی و نظامی این حکومت هر جا که
بقای حکومت شان و حتی در مواردی حتی کمتر از بقا و مثلا تخریب زیرساخت ها( مانند
مورد خمینی) تهدید شده، تن به عقب نشینی ها و سازش های بزرگ داده اند. آنها در
چنین موقعیت های شهامت جدال برای ایدئولوژی ارتجاعی و آرمان های دروغین و نیز جاه
طلبی های حقیرشان را نداشته اند. آنها همواره دنبال بقای حکومت استبداد دینی خود
و حفظ ثروت و قدرت خویش بوده اند و در این راه تن به هر حقارتی داده اند.
توده
های مردم
جنگ
اما نه تنها برای مردم منفعتی ندارد بلکه بسیار ضرر دارد.
با
وجود این که توده های مردم در شرایط دشواری به سر می برند اما جنگ می تواند این
شرایط را بسیار دشوارتر کند و جدا از آسیب های جانی و مالی به مردم، مسائلی از
جمله قحطی پدید آورد. اگر کار به زدن زیرساخت ها بکشد که ترامپ در صورت جنگ و برای
وادار کردن سران جمهوری اسلامی به پذیرش شروط اش، به این کار نیز دست خواهد زد این
وضع به طور قطعی رخ خواهد داد.
«بالاتر
از سیاهی که رنگی نیست». و «از این بدتر که نمی شود». این ها گفته های بخش هایی از
مردم است.
امید
برخی از میان مردم این است که جنگ شر حکومت دینی را از سرشان کم کند و بنابراین
وضعی بدتر از آنچه که اکنون هست پدید نخواهد آورد.
این
نظرات و امیدها اشتباه است. جنگ نه تنها ممکن است به آنجا نکشد که حکومت ولایت
فقیه سرنگون شود بلکه می تواند وضعی بسیار بدتر از وضع کنونی پدید آورد. جنگ در
صورتی که به سرنگونی حکومت نینجامد می تواند دستگاه های سرکوب حکومت را هارتر از
پیش کند. آنها می توانند به بهانه ی جنگ از هر گونه مبارزه ای جلوگیری کنند و هر
گونه اعتراض و صدایی را خفه کنند. جنگ می تواند بر سیر کنونی مبارزه که می تواند
اوج بگیرد، اثرات منفی گذارد و برای مدتی که روشن نیست چقدر به درازا خواهد کشید
آن را به عقب اندازد.
«یار
در خانه»ی ما نه در جای دیگری از جهان!
نگاه
توده های مردم نباید به جنگ و از جانب ترامپ و امپریالیسم آمریکا بلکه به خودشان و
مبارزات خودشان باشد.
چهل
روز پس از جان باختن مبارزان جوان، خلق ما توانست رویدادی بزرگ را رقم زند. در
بسیاری از شهرها و روستاها توده های مردم به بزرگداشت جانباخته گان مبارزات خویش
پرداختند. شعارهای سهمگین و کشنده شان را علیه خامنه ای و مزدوران اش سر دادند و
شمشیر آخته ی مبارزه ی سترگ شان را برای سرنگون کردن حکومت خامنه ای نشان دادند.
اینک
سه روز است که دانشجویان در حال مبارزه در دانشگاه ها هستند. شعارهای آنها و رزم
شان با نیروهای حکومت امید آفرین و مشوق دیگر بخش ها و طبقات است. دیری نخواهد
پایید که همچون این دهه ها و سال ها، جنبش های دیگر طبقات دگرباره سر بلند
کنند.
نیروی
اساسی و محرکه ی دگرگونی های تاریخی نه طبقات استثمارگر و ستمگر و نه استعمار گران
و امپریالیست ها و مرتجعین مزدور بلکه توده های مردم و به ویژه طبقات
زحمتکش بوده اند. این توده های مردم اند که سازندگان تاریخ اند و نه ترامپ و
آمریکا و اسرائیل و دیگر امپریالیست ها و مرتجعین.
با
وام گرفتن از یک شعر که مثل مشهوری هم شده است خلق ما و در صدرشان طبقات زحمتکش،
کارگران و کشاورزان و دیگر زحمتکشان تهیدست باید خود را «یار در خانه» و «آب در
کوزه» بینند. «گشتن گرد جهان» برای یافتن نیرویی جهت دگرگونی در ایران یک
گمراهی است و نباید به آن تن داد.
علیه
جنگ و اتکا به نیروی فناناپذیر خلق
از
این رو خلق ما باید یکپارچه علیه جنگ باشد و اجازه ندهد که دیگران و آن هم قدرت
های امپریالیستی که جز منفعت خویش چیزی دیگر را دنبال نمی کنند و حتی سایه شان نیز
جز آسیب و ضرر و ویرانی برای مردم جهان چیزی به بار نمی آورد برای آنها تعیین
تکلیف کنند. آنها می توانند به نیروی خود در سرنگونی جمهوری اسلامی و هر ارتجاعی
باور بیاورند و هر کوهی را از جا بکنند.
گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
چهارم اسفند 404