۱۴۰۵ مرداد ۶, سه‌شنبه

مبارزه ی توده های اصفهان برای جلوگیری از اعدام دو تن از مبارزان جوان دی ماه 1404

 


 

حکومت جانیان و دزدان و اعدام جوانان مبارز

حکومت جنایتکار ولایت فقیه و دستگاه تا مغز استخوان کثیف قضایی اش اعدام جوانان مبارز را برای پیشگیری از ادامه ی مبارزات توده ها پی گرفته و ادامه می دهد. آنها جوانان بازداشت شده مبارزات دی ماه 1404 و یا خیزش «زن زندگی آزادی» را که در زندان به سر می برند و در کنار آنها مبارزان کرد و یا بلوچ و عرب و همراه این همه زندانیان عادی( مواد مخدر، قتل و غیره) را در زندان ها اعدام می کنند. روزی نیست که خبری از اعدام فردی یا گروهی به وسیله ی این جانیان اعلام نشود.

برنامه ی حکومت برای اعدام دو جوان مبارز در پیش چشم توده ها

روز سه شنیه 6 مرداد دستگاه جنایتکار قضایی حکومت ولایت فقیه به ریاست دزد و جانی اعظم محسنی اژه ای اعدام دو مبارز جوان خیزش دی ماه 1404 با نام های ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیر حسین صفری حسینی را در انظار عموم و در میدان علیخانی محله ی ملک شهر اصفهان اجرا کرد تا «درس عبرت» برای جوانان و توده ها شود.

59 متهم و 12 جوان محکوم شده به اعدام

 این دو جوان افرادی از پرونده ای قطور در مورد کشتن 4 مامور نیروهای انتظامی در میدان علیخانی بودند. مامورانی که در خدمت به بقای حکومت توده ها را به رگبار می بستند. در این پرونده 59 نفر را متهم و  12 نفر را  به اعدام محکوم کرده اند که حکومت دو تن از آنان را با نام های عرفان اسفندیاری و گل محمد محمدی هفته ی گذشته اعدام کرده بود و به تعدادی از خانواده های 12 نفر و از جمله ابوالفضل و امیرحسین اعلام کرده بود که برای آخرین ملاقات فرزندان خود بیایند.

واکنش توده های اصفهانی به اعدام دو جوان مبارز – آتشفشانی آماده ی خروش

واکنش توده های اصفهانی در خور تحسین و ستایش بود. آنها به محل ریختند و خواستند با مبارزه ی خود مانع اجرای حکم اعدام جوانان شان شوند. حکومت که از پیش محل را تا توانسته بود با نیروهای امنیتی پر کرده بود به سرکوب توده های خشمگین پرداخت. بر مبنای اخبار در این درگیری های بین توده ها و مزدوران حکومت عده ای زخمی و بازداشت و یک زن با نام جان باخته است.

طلایه های دوباره مبارزه

 از هفته های گذشته بخش هایی از توده های مردم آرام آرام مبارزات خیابانی را آغاز کردند. اعتراضات رانندگان تاکسی در تهران و شهرستان ها، اعتراضات بازنشسته ها و پرستاران و همچنین اعتصاب کارگران موتوژن تبریز بخشی از این مبارزات بود و بیشتر گرد دستمزدها و شرایط معیشت می چرخید.

وضع کنونی توده ها و احتمال اعتراضات توده ای گسترده

وضع کنونی که جنگ نیز به آن افزوده شده است امان مردم را بریده است. ابر تورمی در راه است و  قرار است بنزین هم گران شود. حکومت می داند که پایان جنگ یعنی اجبار به روبرویی با اعتراضات توده ها که به احتمال زیاد شدید خواهد بود و بسیار گسترش خواهد یافت.

جنایات حکومت برای پیشگیری از اعتراضات توده ای

واکنش حکومت تداوم اعدام های جوانان مبارز و همچنین اعدام زندانیان عادی است. آوردن این اعدام ها به خیابان از یکسو و در ظاهر برای این است که حکومت پس از نمایش های شبانه ی خیابانی مزدوران اش و نیز برگزاری مراسم به گورسپاری خامنه ای بگوید پایه ی مردمی دارد( و یا پس از برگزاری مراسم سازمان داده شده ی دفن خامنه ای خیال می کند دارد) و مردم با این اعدام ها موافق اند و همراهی می کنند؛

 و از سوی دیگر - و در واقع این مساله ی اصلی است - به مردم هشدار دهد و آنها را به ترس و وحشت اندازد که هر گونه اعتراض به ویژه اگر به قصد سرنگونی حکومت باشد با کشتار و اعدام روبرو خواهد شد. و به این ترتیب این پیام را به مردم بدهد که حکومت ماندنی است حتی اگر به قیمت خونریزی های بسیار بیشتر و کشتن جوانان و توده های بیشتری تمام شود.

 خشم و کینه ی بی پایان خلق

و با این حال در پی اعدام این دو جوان و نیز اطلاع دادن به خانواده ها برای دیدار آخر فرزندان شان خشم و کینه ی بی پایان از حکومت تمامی توده ها را در ایران در بر گرفته است.

مردمی که تورم و گرانی و فقر و تنگدستی از یک سو و تجاوز و جنگ از سوی دیگر و حکومتی دزد و جنایتکار که همچون بختک نزدیک به 50 سال است بر سر آنها خراب شده است از سوی سوم، آنها را چنان به تنگ آورده که همچون آتشفشانی آماده خروش گشته اند.

 مسائل ومشکلات مبارزات طبقه ی کارگر و توده ها

دو ضعف و کمبود بزرگ جنبش خلق یکی نبود یک طبقه ی انقلابی سازمان یافته در راس جنبش توده هاست و دیگری نداشتن تصور روشن از راه مبارزه انقلابی برای سرنگونی حکومت کنونی است.

در کنار این ضعف ها، انقلاب از یک سو با تجاوز و جنگ به پا شده از سوی امپریالیسم آمریکا با حکومت جنایتکار ولایت فقیه روبرو است؛ جنگی که به طور قطع هدف اساسی اش خاموش کردن انقلاب در ایران و تبدیل تجاوز و حمله ی آمریکا همچون یک جایگزین برای انقلاب توده ها و فرو نشاندن آن بوده است:

«شما نمی خواهد انقلاب کنید و کشته دهید ما برایتان حکومت را درست و منطبق میل تان می کنیم!»

 این پیام اصلی تجاوز امپریالیسم آمریکا و جنگ اش با حکومت کنونی است و نتیجه ی آن چه تا کنون پیامد جنگ بوده، گرفته شدن امکان تحرک و مبارزه از توده ها و ناباوری به نیروی خود و ایجاد یاس و ناامیدی و انفعال نسبی در میان آنها بوده است.

از سوی دیگر توده ها با حکومتی روبرویند که تمامی بار تورم و گرانی را به روی توده ها انداخته و بی توجه به عاقبت آنها جنگ را ادامه می دهد و در عین حال همین جنگ را فضایی مناسب برای اعدام ها و سرکوب انقلاب و ایجاد شرایطی از رعب و وحشت یافته تا به خیال خود مانع اعتراضات توده ها در آینده گردد.

در کنار این ها دارودسته های سلطنت طلب هستند که با همه ی فراز و نشیب های اهداف ترامپ و امپریالیسم آمریکا، به ویژه برنامه ی به گونه ای کنار آمدن با حکومت کنونی و رام و سر به راه کردن آن، باز هم امید دارند که برنامه ترامپ تغییر کند و برنامه سرنگونی و جایگزین کردن این دارودسته مزدور را در پیش گیرد. اینها از یک سو خارج کشور را قرق خود کرده اند و از سوی دیگر با بنگاه های تبلیغاتی و مزدوران بلندگو به دست شان مغز مردم را در داخل می خورند.  

این وضعیت شرایط نامساعدی به وجود آورده است و مانع امیال توده ها و مبارزات آنها برای سرنگون کردن این حکومت و برقراری یک جمهوری انقلابی دموکراتیک گشته است.

وظایف ما

برای شکستن این وضعیت و مساعد کردن شرایط برای پیشرفت انقلاب، پیشروان طبقه ی کارگر و کمونیست ها باید در عین این که در کنار توده ها و در مبارزات روزمره صنفی و اقتصادی و معیشتی و برای خواست های ابتدایی آنها مبارزه می کنند به تبلیغ و ترویج چگونگی رفع موانع و انکشاف راه درست و انقلابی در میان توده بپردازند.

این تبلیغ و ترویج از یک سو علیه تجاوز و جنگ و علیه امپریالیسم آمریکا و جنگ طلبان حکومت اسلامی و برپایی و دامن زدن به جنبش ضد جنگ و علیه تجاوز امپریالیستی و جنگ طلبی باندها و جناح های جنگ طلب است.

 «پایان دادن به جنگ» شعار اصلی ما در این مورد است.

از سوی دیگر و در کنار آن به مبارزه ی گسترده و عمومی علیه اعدام ها و کشتار جوانان به دست حکومت جنایتکار دست زنند.

«پایان دادن به اعدام ها و آزادی زندانیان سیاسی» شعارهای اصلی ما در این خصوص است.

در عین حال مائوئیست ها باید تبلیغ و ترویج جنگ مسلحانه، جنگ توده ای با حکومت برای سرنگونی آن را را به یکی از محوری های اصلی مبارزات خود تبدیل کنند.

 این حکومت را باید با مبارزه ی مسلحانه توده ای به رهبری طبقه ی کارگر و انقلابیون کمونیست بر انداخت تا بتوان جمهوری دموکراتیک انقلابی را بر پا کرد. راه دیگری نیست و این مساله ای است که باید توده ها آن را با تمامی وجود حس و درک کنند.

مرگ بر حکومت ولایت فقیه

مرگ بر سران دستگاه قضایی

درود بر مبارزات کارگران و  توده های ستمدیده ی ایران

برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر

گروه مائونیستی راه سرخ

ایران

7 مرداد 1405

 

 

    

گزارش هرانا - اصفهان؛ ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری در ملاعام اعدام شدند

 


·          تاریخ : 1405/05/06

اصفهان؛ ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری در ملاعام اعدام شدند

خبرگزاری هرانا – امروز سه شنبه ۶ مردادماه، ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری، دو تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در میدان علیخانی اصفهان در ملاعام اعدام شدند. این دو نفر در پرونده‌ای موسوم به «میدان علیخانی اصفهان» محاکمه و به اعدام محکوم شده بودند. چندی پیش عرفان اسفندیاری و گل‌محمد محمدی، دو تن دیگر از متهمان این پرونده اعدام شده بودند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حکم اعدام ابوالفضل سپاهی بادجانی فرزند علی‌محمد و امیرحسین صفری حسین‌آبادی فرزند ناصر از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در اصفهان، اجرا شد.

بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، حکم اعدام این دو زندانی بامداد امروز، سه شنبه ۶ مردادماه، در میدان علیخانی اصفهان اجرا شده است. یک منبع مطلع ضمن تأیید این خبر به هرانا گفت: «تاکنون پیکر این افراد به خانواده آنان تحویل داده نشده است. همچنین، خانواده دیگر متهمان این پرونده هم‌اکنون مقابل زندان دستگرد اصفهان حضور دارند و نسبت به اجرای احکام فرزندان و نزدیکان خود ابراز نگرانی می‌کنند

مرکز رسانه قوه قضاییه مدعی شده است که در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در میدان علیخانی اصفهان، چهار تن از نیروهای انتظامی کشته شدند. این نهاد همچنین مدعی است که شماری از معترضان با استفاده از سلاح گرم، سلاح سرد و مواد آتش‌زا به نیروهای انتظامی حمله کرده، اماکن و اموال عمومی را تخریب کرده‌اند. همچنین قوه قضاییه ادعا کرده است که متهمان این پرونده پس از حمله به نیروهای انتظامی، مرتکب اعمال خشونت‌آمیز از جمله آتش زدن پیکر جان‌باختگان شده‌اند.

بنا بر اعلام این رسانه، ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسین‌آبادی از بابت اتهاماتی از جمله «عضویت در گروه‌های باغی علیه امنیت ملی، محاربه، افساد فی‌الارض، تخریب و تحریق اموال عمومی» و دیگر اتهامات مرتبط، به اعدام محکوم شدند. همچنین به ادعای این نهاد که پس از صدور حکم، پرونده در دیوان عالی کشور مورد رسیدگی قرار گرفته، احکام صادره تأیید شده و در نهایت پس از طی مراحل قانونی، حکم اعدام این دو نفر به اجرا درآمده است.

با این حال، هرانا تاکنون امکان تأیید مستقل ادعاهای مطرح‌شده از سوی رسانه قوه قضاییه را نداشته است. همچنین، بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، روند رسیدگی به این پرونده با محدودیت‌هایی از جمله عدم دسترسی مؤثر وکیل به پرونده، برگزاری جلسات دادگاه به‌صورت ویدئوکنفرانس، بی‌اطلاعی خانواده‌ها از جزئیات احکام و بی‌توجهی دادگاه به شواهد دفاعی همراه بوده است. با توجه به سابقه مستند نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در استفاده از اعترافات اجباری، شکنجه و سایر اشکال بدرفتاری در پرونده‌های امنیتی، نگرانی‌های جدی نسبت به رعایت اصول دادرسی عادلانه و حقوق متهمان در این پرونده وجود دارد.

لازم به ذکر است که هرانا پیشتر در گزارشی اعلام کرده بود روند رسیدگی به پرونده علیرضا و ابوالفضل سپاهی با محدودیت‌هایی از جمله عدم دسترسی مؤثر وکیل به پرونده، عدم امکان دریافت نسخه‌ای از رأی دادگاه، برگزاری جلسات رسیدگی به‌صورت ویدئوکنفرانس و بی‌توجهی دادگاه به شواهد دفاعی همراه بوده است. همچنین، به گفته یک منبع نزدیک به خانواده، آنان همچنان از جزئیات اتهامات، مستندات مورد استناد دادگاه و مفاد کامل احکام صادرشده بی‌اطلاع هستند.

عرفان اسفندیاری و گل‌محمد محمدی، دو تن دیگر از محکومان پرونده موسوم به «میدان علیخانی اصفهان»، در تاریخ ۲۸ تیرماه، در اصفهان اعدام شدند.

در مرحله بدوی، ۱۵ متهم این پرونده به اعدام محکوم شدند. بر اساس اطلاعات اعلام‌شده از سوی وکیل، حکم یکی از متهمان در مرجع عالی قضایی نقض شده و احکام اعدام ۱۴ متهم دیگر به تأیید رسیده است.

هویت ۱۲ نفر از این افراد علیرضا سپاهی، ابوالفضل سپاهی، عرفان اسفندیاری، گل‌محمد محمدی، امیرحسین صفری، قائم حسینی، شروین باقریان، امیرحسین ملکی، علی دشتی، ابوالفضل ابراهیمی، علیرضا رئیسی و امیرحسین ابراهیمی انالوچه نام دارد.

کانون حقوق بشر ایران - به مناسبت سالگرد درگذشت احمد شاملو( بخش نخست)

 

این مقاله که در سایت کانون حقوق بشر ایران درج شده است در دو بخش در سایت قرار داده می شود.

احمد شاملو؛ شاعر آزادی که در برابر دو دیکتاتوری ایستاد

احمد شاملو، بنیان‌گذار شعر سپید و از برجسته‌ترین روشنفکران معاصر ایران، با شعر، پژوهش، روزنامه‌نگاری و ایستادگی در برابر سانسور و استبداد، میراثی ماندگار از آزادی‌خواهی، استقلال اندیشه و تعهد اجتماعی برای نسل‌های امروز و آینده بر جای گذاشت


کانون حقوق بشر ایران، جمعه ۲ مردادماه ۱۴۰۵ – احمد شاملو از جریان‌سازترین، تاثیرگذارترین و چندوجهی‌ترین چهره‌های فرهنگ و ادبیات معاصر ایران است. او نه تنها با شکستن قالب‌های سنتی، مسیر شعر فارسی را تغییر داد، بلکه به عنوان یک روزنامه‌نگار جسور، مترجم پرکار، پژوهشگر فرهنگ عامه و فعال اجتماعی، اثری عمیق و ماندگار بر چند نسل از روشنفکران ایرانی گذاشت.

احمد شاملو نمونه‌ای بارز از یک «روشنفکر متعهد و مستقل» بود که هرگز قلم و اندیشه‌اش را در خدمت قدرت‌های حاکم درنیاورد. موضع‌گیری‌های تند سیاسی او در تمام طول زندگی‌اش، هم در دوران رانده شدن و سانسور در دیکتاتوری پهلوی و هم در دوران پس از انقلاب ۱۳۵۷، هزینه‌های سنگینی از جمله زندان، ممنوع‌القلمی، قطع حقوق و انزوای اجباری را برای او به همراه داشت.

در سالگرد درگذشت این شاعر پرآوازه معاصر ایران پرداختن به برخی از وجوه زندگی پرارزش ایشان میتواند راهنمای اندیشه و عمل جوانان این مرز و بوم گردد اگر چه وجوه مختلف این زندگی درهم آمیخته و عجین شده در شخصیت شاملو است اما جداسازی و پرداختن به تک تک این وجوه میتواند در شناخت و معرفی او موثرتر باشد.

شاملو شاعر شاعران عصر جدید ایران زمین

​خلق شعر سپید :‌ بزرگ‌ترین دستاورد احمد شاملو در تاریخ ادبیات ایران، پایه‌گذاری شعر سپید یا شعر شاملویی است. پیش از او، نیما یوشیج با شکستن تساوی مصرع‌ها و تغییر جایگاه قافیه، «شعر نو» را بنیان گذاشته بود، اما نیما همچنان به وزن عروضی وفادار بود.

​شاملو گامی فراتر نهاد. او با انتشار مجموعه‌هایی چون هوای تازه (۱۳۳۶)، وزن عروضی را به طور کامل از شعر حذف کرد و نشان داد که شعر می‌تواند بدون ریتم‌های سنتی و تنها با اتکا به «موسیقی درونی کلمات»، لحن حماسی و همنشینی واژگان، تاثیری شگرف بگذارد. او در این راه، به شدت تحت تاثیر نثر کهن فارسی (به‌ویژه تاریخ بیهقی و تذکرةالاولیاء) بود و توانست زبانی باشکوه، آهنگین و منحصربه‌فرد خلق کند.

 مضامین کلیدی در شعر شاملو

​شعر شاملو بازتاب‌دهنده وضعیت انسان عصر خود است. اصلی‌ترین درون‌مایه‌های آثار او عبارتند از:

​انسان و آزادی: انسان در نگاه احمد شاملو موجودی است والا و شایسته آزادی. او به شدت ظلم، استبداد و ناآگاهی را با اشعارش مورد حمله قرار می داد.

​امید و حماسه: حتی در تاریک‌ترین دوران‌های سیاسی، شعر شاملو لحنی ناامید و شکست‌خورده ندارد؛ زبان او همیشه حماسی، ایستاده و نویددهنده سحر و روشنایی است.

​برخی از شعرهای او عبارتند از :‌

هوای تازه (۱۳۳۶) مانیفست شعر سپید و نقطه عطف شعر معاصر

باغ آینه ۱۳۳۹

آیدا در آینه۱۳۴۳

ققنوس در باران۱۳۴۵

مرثیه های خاک ۱۳۴۸)‌

شکفتن در مه ۱۳۴۹

ابراهیم در آتش۱۳۵۲

دشنه در دیس ۱۳۵۶

ترانه های کوچک غربت ۱۳۵۹

مدایح بی صله ۱۳۷۱

در آستانه۱۳۷۶

حدیث بی قرار ماهان۱۳۷۹

شازده کوچولو

و ده ها و شاید صدها اشعار دیگر

شاملو نویسنده و مترجم زبردست

ترجمه: احمد شاملو آثار نویسندگان و شاعران بزرگی را به ایرانیان معرفی کرد. ترجمه‌های او از اشعار لورکا، رمان دن آرام اثر میخائیل شولوخوف و شازده کوچولو اثر سنت‌اگزوپری، با اینکه گاهی با لحن و زبان خود شاملو بازآفرینی شده‌اند، اما هنوز از پرخواننده‌ترین ترجمه‌ها هستند.

​روزنامه‌نگاری: او سردبیری نشریات جریان‌سازی مانند کتاب هفته، خوشه و کتاب جمعه را بر عهده داشت که سنگر سنگین روشنفکری و نقد ادبی در زمان خود بودند.

شاملو فرهنگ شناس برجسته ایرانی

کتاب کوچه پژوهش فولکلور بزرگ‌ترین مرجع فرهنگ عامه ایران

کتاب کوچه، غول آساترین و جامع ترین پروژه پژوهشی احمد شاملو، که با همکاری همسرش آیدا با هدف «گردآوری فرهنگ عامیانه مردم ایران» نوشته شده است. این کتاب دائرةالمعارفی عظیم از ضرب‌المثل‌ها، اصطلاحات، بازی‌ها و باورهای توده مردم ایران است.

احمد شاملو در این کتاب صرفا به لغات نپرداخته بلکه هر آنچه را که به فرهنگ شفاهی و عامه مردم مربوط میشود را ثبت کرده است. مانند ریشه یابی ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه؛ باورهای توده مردم و خرافات؛ چیستان و ترانه های کودکانه و لالایی ها ؛ ادبیات جاده ایی و پشت کامیونی و … هم از نظر شاملو دور نمانده و به ثبت رسیده است.

شاملو گوش خود را به زبان واقعی جاری در کوچه و خیابان؛ قهوه خانه و خانه های مردم عادی سپرد زیرا او زبان کوچه و بازار را واجد ارزش ادبی و تاریخی میدانست و معتقد بود که روح واقعی یک ملت در زبان عامیانه آنها جریان پیدا می کند.

شاملو در خاطراتش می گوید جرقه اولیه این کتاب در دوران نوجوانی و جوانی در ذهنش زده شد زمانی که اصطلاحات جالب و خاصی را از هم کلاسی ها و مردم کوچه و بازار می شنید و آنها را در کاغذهای باطله و پاکت سیگار یادداشت می کرد یادداشت هایی که بعدها تبدیل به بزرگترین دایره المعارف فولکلور ایران شد.

کتاب کوچه، پروژه چنان وسیعی بود که در زمان حیات او به پایان نرسید؛ ۱۴ جلد از این مجموعه در زمان حیات شاملو به چاپ رسید . پس از درگذشت او با تلاش آیدا سرکیسیان مجلدات بعدی تدوین و انتشار یافت.

سازش ناپذیر در برابر ظلم و استبداد

احمد شاملو نمونه‌ای بارز از یک «روشنفکر متعهد و مستقل» بود که هرگز قلم و اندیشه‌اش را در خدمت قدرت‌های حاکم درنیاورد. موضع‌گیری‌های تند سیاسی او در تمام طول زندگی‌اش، هم در دوران رانده شدن و سانسور در دیکتاتوری سلطنتی و هم در دوران پس از انقلاب ۱۳۵۷و حاکمیت دیکتاتوری ولایت فقیه، هزینه‌های سنگینی از جمله زندان، ممنوع‌القلمی، قطع حقوق و انزوای اجباری را برای او در پی داشت.

​نگاهی به کارنامه مبارزات، مخالفت‌ها و آسیب‌هایی که او در دو رژیم گذشته و کنونی متحمل شد میتواند آموزه هایی برای آحاد مردم بویژه جوانان ایران زمین همراه داشته باشد .

​فرجام یک ایستادگی

​حتی پس از مرگ احمد شاملو در سال ۱۳۷۹، مخالفت‌ها با او تمام نشد. مأموران امنیتی بارها از برگزاری مراسم سالگرد او در امامزاده طاهر جلوگیری کردند و سنگ مزار او چندین بار توسط افراد ناشناس (لباس‌شخصی‌ها) تخریب یا شکسته شد. با این حال، شاملو با پذیرش این همه آسیب، هرگز تن به سازش نداد و در حافظه جمعی ایرانیان به عنوان مظهر «شرافت قلم و تن ندادن به قدرت» باقی ماند.



تجمع و اعتراض میدانی در اصفهان علیه صدور و اجرای حکم اعدام دو تن از مبارزان دی ماه

 


 
مردم شجاع اصفهان هم‌زمان با اجرای احکام جنایتکارانه‌ی اعدام، در میدان علیخانی دست به اعتراض زده و با مزدوران حکومتی برای جلوگیری از اجرای این احکام درگیر شدند!
در جریان این درگیری‌ها، یک دختر جوان به نام آناهیتا آذرشب، توسط وحوش سرکوبگر جان سپرده است.
سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵


#
نه_به_اعدام
#
علیه_اعدام_و_شکنجه
#
اعدام_قتل_عمد_حکومتیست

اتحاد بازنشستگان

شورای سازماندهی اعتراضات کارگران (ارکان ثالث) - علیه اعدام و سرکوب، علیه نابودی معیشت، دست از کار بکشیم!



امروز در شرایطی سر کار می‌رویم که سود حاصل از تولید نفت که با رنج و زحمت ما‌ کارگران عاید حکومت می‌شود، هزینه گسترش زندانها، تهیه ادوات برای سرکوبِ کمترین صدای اعتراض در خیابان و تقویت ماشین کشتار و اعدام و جنگ افروزی میشود. در پشت گیت‌های حراست، کمی آنطرف تر از مناطق عملیاتی، فقر، تورم، نابودیِ معیشت و سرکوبِ عریان، زندگی ما، خانواده‌هایمان و میلیونها انسان را به لبه پرتگاه کشانده و عملاً کوچکترین نشانه ای از هیچ خواست و اراده ای مبنی بر اداره جامعه یا بهبود شرایط معیشتی توسط حاکمیت به چشم نمی‌خورد!
حکومت تنها به خفه کردن هرگونه صدای اعتراضی که از گلوی کارگر، معلم، بازنشسته و عموم مردم گرسنه و به ستوه آمده از بی برقی و بی آبی و بی حقوقی و نارضی بر می‌خیزد، دست به کاراست و با برگزاری تجمعات و مردم آزاری های شبانه در توهم پیشگیری از اعتراضات خیابانی، به اعدام متوسل شده است.

همکاران و مردم عزیز!
اکنون
۱۵۰۰ زندانی در زندان قزلحصار از بیست و دوم تیرماه در اعتصاب غذا به‌سر می‌برند تا جلوی کشتار و اجرای احکام اعدام هم‌بندیانشان را بگیرند. این عزیزان در کنار کارزار شجاعانه‌ی «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» پرچم مقاومت در برابر سرکوب را برافراشته‌اند و حال برخی از آن‌ها وخیم است. در این شرایط ما کارگران نفت باید در کنار این عزیزان، خانواده هایشان، خانواده های محکومین به اعدام و خانواده های دادخواه بایستیم!
حکومت به بهانه‌های مختلف از جمله پرونده‌های مواد مخدر جوانان این سرزمین را به دار می‌آویزد تا جامعه را مرعوب کند.

ما می‌دانیم در منطقه اقتصادی پارس جنوبی و عسلویه و دیگر مناطق اقتصادی، وسعت و فراوانی مواد مخدر به آن شکل وسیع در شرایطی که کنترل تردد کالا و انسان در تمامی مسیرها صورت می‌پذیرد تنها از طریق یک ساختار هماهنگ و مافیایی امکان پذیر است که بدون شک سران حکومت، قرارگاه خاتم و مقامهای عالی سپاه سازماندهی آن را بعهده دارند. همانهایی که در پرونده سازی های منتهی به اعدام جوانانمان نقش دارند و دستشان به خون های بسیاری آلوده است.
مافیایی که پس از کشتار بی رحمانه جوانان در جنبش مهسا و اعتراضات دی ماه و پیش از آن اینک با هدف جلوگیری از فوران خشم ما کارگران و مردم تحت ستم به تداوم جنگ و کشتار و اعدام بیش از هروقت دیگری نیاز دارد.

هم اکنون طناب دار این جانیان بر گردن عزیزانی است که جز برای حق زندگی فریاد نکشیدند و متاسفانه ۱۲ عزیز پرونده خیابان علیجانی اصفهان از آن جمله اند که تا کنون دو تن از این عزیزان به دار آویخته شدند.
عزیزان بی شماری در شرایطی پای چوبه‌های دار می‌روند که همچنان فقر و جنگ‌افروزی و چپاول سفر‌ه‌های ما را کوچک‌تر کرده است. در یک چنین فضایی، در شرایط تداوم اعدام که مشخصاً قتل عمد حکومتی است، ما کارگران نفت و کارگران همه بخش‌های اقتصادی با تداوم چرخش تولید در سود اندوزی عاملان این جنایات در کنار مسببین این شرایط هولناک نخواهیم ایستاد.

باید کاری کرد، باید در توقف ماشین خون و خون ریزی و اعدام دست به کار شد.
باید با توقف چرخه تولید با اعتصابات کارگری بعنوان برجسته ترین اهرم فشار، چرخه بی پایان مرگ آفرینی را متوقف نمود!
برای توقف فوری اعدام‌ها و لغو همیشگی این مجازات فجیع، دست از کار بکشیم!
برای نجات جان زندانیان در خطر اعدام در قزلحصار و سراسر کشور همبسته شویم. برای دفاع از معیشت، منزلت و کرامت انسانی‌مان بپا خیزیم!

همکاران!
معیشت، کرامت انسانی و حق زندگی، با حق حیاتِ همه‌ی انسان‌های آزادی‌خواه پیوندی ناگسستنی دارد.
امروز روز همبستگی ما با جامعه ای است که از کشتار و سرکوب، جنگ و محرومیت و بی حقوقی به ستوه آمده است.
ما همچنان که در کنار
۹ تشکل کارگری و اجتماعی بیانیه ای مشترک داده ایم یکبار دیگر فریاد ظلم ستیزی سر داده و صداساز اعتصاب خواهیم بود!

ما یک‌صدا در کنار زندانیان قزل‌حصار و خانواده‌هایشان فریاد میزنیم:
نه به اعدام، آری به زندگی،
حق جوانان ما اعدام و زندان نیست،
معیشت، منزلت، حق مسلم ماست.

ما کارگران نفت، دادخواه کشته شدگان اعتراضات جنبش زن، زندگی، آزادی و اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ و پیش از آن، تمامی کارگران بخش‌های مختلف اقتصادی را در برابر خون ریزی و اعدام و جنگ افروزیِ اقلیت مفتخور حاکم به اعتصاب و تعطیلی مراکز چپاول حکومت فرامیخوانیم!

- شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت

- شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیررسمی نفت(ارکان ثالث)

۵ مرداد ۱۴۰۵