۱۴۰۴ اسفند ۲۲, جمعه

دو روایت از استان کردستان و تهران جنگ زده - شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

 
پیام مخاطب
روایت یک شهروند از تهران؛ زندگی زیر سایه جنگ

این روایت را زنی ساکن غرب تهران در تاریخ ۲۰ اسفند، در لحظاتی کوتاه که اینترنت برای دقایقی وصل شده بود، نقل می‌کند. او می‌گوید این روزها نخستین پرسشی که میان مردم رد و بدل می‌شود این است که «بیرون از ایران چه خبر است؟» زیرا دسترسی به اطلاعات بسیار محدود شده و اینترنت اغلب قطع است و فقط گاهی برای لحظاتی کوتاه وصل می‌شود.
به گفته او، زندگی روزمره در تهران زیر سایه صدای جنگنده‌ها و انفجارها می‌گذرد. صبح و شب صدای پرواز هواپیماهای نظامی و انفجارها شنیده می‌شود و مردم در فضایی آکنده از اضطراب زندگی می‌کنند. او می‌گوید شرایط به حدی دشوار شده که بسیاری از مردم فقط آرزو می‌کنند جنگ هرچه زودتر پایان یابد.
او از تورم شدید، کمبود برخی داروها و دشواری دسترسی به خدمات درمانی سخن می‌گوید و معتقد است فشار اقتصادی نسبت به قبل بسیار بیشتر شده است. به گفته او، فضای شهر سنگین است و حضور نیروهای مسلح در خیابان‌ها افزایش یافته است؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند کمتر در خیابان‌ها حضور داشته باشند یا درباره مسائل سیاسی صحبت نکنند.
این شهروند تهرانی می‌گوید در میان افرادی که در این روزها با آنها در ارتباط بوده، نگاه‌ها نسبت به ادامه جنگ تغییر کرده است. به گفته او، در آغاز درگیری‌ها برخی تصور می‌کردند شاید این وضعیت به تغییرات سیاسی منجر شود، اما با گسترش حملات و تأثیر مستقیم آن بر زندگی مردم، اکنون بسیاری از افراد خواهان پایان جنگ هستند.
او درباره زندگی روزمره در شهر می‌گوید بانک‌ها همچنان باز هستند و برخی ادارات به صورت نیمه‌فعال کار می‌کنند. فروشگاه‌های مواد غذایی هنوز کالا دارند، اما به دلیل کاهش قدرت خرید، مردم کمتر خرید می‌کنند. به گفته او، سهمیه بنزین نیز کاهش یافته و فشار معیشتی بر خانواده‌ها بیشتر شده است.
این شهروند در پایان می‌گوید: «نگرانی دائمی بخشی از زندگی مردم شده است؛ شب‌ها با صدای جنگنده‌ها و انفجارها می‌گذرد و کسی نمی‌داند این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. به گفته او، خواسته بسیاری از مردم در این روزها ساده است: پایان جنگ و بازگشت به همان “یک ذره” زندگی قبلی؛ زندگی‌ای که خود نیز پر از دشواری‌ها و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی بوده، اما حالا جنگ نه‌تنها کمکی به حل آن مشکلات نکرده، بلکه بار رنج و ناامنی را بر زندگی مردم بیشتر کرده است.»

اختصاصی - پیام همکاران

روایت میدانی از استان کردستان پس از سیزده روز جنگ

پس از گذشت سیزده روز از آغاز جنگ، وضعیت شهر سنه (سنندج) در مقایسه با روزهای نخست و هفته‌ی اول، از نظر شدت بمباران تا حدی آرام‌تر شده است. با این حال، نشانه‌های فشار ناشی از شرایط جنگی به‌تدریج در زندگی روزمره‌ی مردم آشکارتر می‌شود.
در سطح شهر، بسیاری از مغازه‌های بزرگ تعطیل شده‌اند و عمدتاً تنها سوپرمارکت‌های کوچک محله‌ها به فعالیت ادامه می‌دهند. افزایش قیمت کالاها نیز موج تازه‌ای گرفته است. در همین حال، مردم تا حد زیادی از ترددهای غیرضروری در شهر خودداری می‌کنند. دست‌فروش‌ها نیز که بخش مهمی از اقتصاد روزمره‌ی شهر را شکل می‌دادند، به دلیل ترس از بمباران فعالیت خود را متوقف کرده‌اند و عملاً بساط دست‌فروشی در بسیاری از نقاط شهر جمع شده است.
از سوی دیگر، گزارش‌هایی از تخریب کامل بازداشتگاه بدنام شهرامفر واقع در بلوار شبلی منتشر شده است. افرادی که از ارتفاعات کوه آبیدر شهر را مشاهده کرده‌اند، می‌گویند این بازداشتگاه به‌طور کامل نابود شده و اثری از آن باقی نمانده است. منطقه‌ی اطراف این محل در حال حاضر تحت تدابیر شدید امنیتی قرار دارد و امکان نزدیک شدن به آن وجود ندارد. به گفته‌ی ساکنان محلی، بسیاری از خانه‌های اطراف که عمدتاً متعلق به خانواده‌های نیروهای امنیتی و سپاهی بوده‌اند، اکنون خالی از سکنه شده‌اند. یکی از ساکنان این منطقه روایت کرده است که حتی تا دو روز پس از بمباران نیز لرزش‌های مکرر زمین احساس می‌شد و این تصور وجود داشت که بخش‌هایی از سازه‌های زیرزمینی بازداشتگاه همچنان در حال فروریختن بوده‌اند. فرد دیگری که در حاشیه‌ی این محله زندگی می‌کند، می‌گوید برخی کوچه‌ها کاملاً خالی شده‌اند و بسیاری از ساکنان حتی خودروهای خود را در مقابل خانه‌ها رها کرده‌اند.
در ارتباط با وضعیت سربازان و پادگان‌ها نیز دو رخداد قابل توجه گزارش شده است.
نخست، پس از بمباران پادگان لشکر ۲۸ سنه (پادگان ارتش)، یکی از فرماندهان رده‌پایین که حدود چهل سرباز تحت امر داشت، به آنان اعلام کرده است که می‌توانند پادگان را ترک کنند، هرچند این اقدام از نظر قانونی مجاز نیست و او نمی‌تواند مسئولیت عواقب آن را بر عهده بگیرد. با وجود این هشدار، سربازان تصمیم گرفته‌اند پادگان را ترک کنند.
در رویدادی دیگر، خانواده‌ای از سنندج که فرزندشان در یکی از پادگان‌های ارومیه خدمت می‌کرده، برای گرفتن مرخصی به آن پادگان مراجعه می‌کنند. فرمانده مربوطه اعلام می‌کند که امکان صدور مرخصی وجود ندارد و خروج بدون اجازه می‌تواند حتی مجازات اعدام در پی داشته باشد؛ با این حال، مانعی برای خروج سرباز ایجاد نمی‌کند. آن سرباز نیز با وجود نگرانی از عواقب احتمالی، تصمیم می‌گیرد همراه خانواده‌اش به سنندج بازگردد.
در همین حال، دستگاه‌های امنیتی از طریق روش‌های مختلف از جمله پیام‌ها و اطلاعیه‌های منتشر شده در کانال‌های پرمخاطب تلگرامی شهر، به مردم هشدار داده‌اند که هرگونه همکاری با احزاب کردستان ـ که حکومت از آن‌ها با عنوان «گروه‌های تجزیه‌طلب» یاد می‌کند ـ می‌تواند پیامدهای سنگینی به همراه داشته باشد.
در بستر این فضای پرابهام، جمعی از فعالان مدنی شهر مریوان در روز جمعه ۱۵ اسفند بیانیه‌ای منتشر کرده‌اند. در این بیانیه با اشاره به احتمال تحولات تازه، از مردم مریوان، سروآباد (سولاوا) و منطقه‌ی هورامان ـ که از نزدیک‌ترین مناطق به مرز به شمار می‌روند ـ خواسته شده است خود را برای شرایط احتمالی آینده آماده کنند.
در این بیانیه بر تقویت همبستگی اجتماعی تأکید شده و از مغازه‌داران خواسته شده است با درک حساسیت شرایط، از افزایش قیمت کالاها خودداری کنند. همچنین از اداره‌ها و نهادهای دولتی ارائه‌دهنده‌ی خدمات عمومی خواسته شده است با احساس مسئولیت به ارائه‌ی خدمات روزمره ادامه دهند.
در بخش دیگری از این بیانیه از معلمان، فعالان مدنی و اجتماعی، چهره‌های بانفوذ جامعه و ماموستاهای مساجد درخواست شده است در این روزهای حساس برای حفظ آرامش اجتماعی تلاش کنند. همچنین بر ضرورت پرهیز از هرگونه انتقام‌جویی شخصی یا خانوادگی تأکید شده و از مردم خواسته شده است در صورت ایجاد خلأ قدرت یا امنیت، به اصول اخلاقی و اجتماعی پایبند بمانند و از تصمیم‌گیری‌های خودسرانه اجتناب کنند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر