۱۴۰۴ دی ۱۹, جمعه

هرانا - روز سیزدهم اعتراضات

 

·                   تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۲۰       A look at the 13th day of protests

روز سیزدهم اعتراضات؛ تداوم تجمعات شبانه در سایه قطع اینترنت
خبرگزاری هرانا – اعتراضات سراسری ایران در روز سیزدهم، هم‌زمان با قطع گسترده اینترنت، در حالی ادامه یافت که بنا بر گزارش‌های هرانا، طی ۱۳ روز گذشته دست‌کم ۶۵ نفر جان خود را از دست داده‌اند، بازداشت ۲٬۳۱۱ نفر محرز شده است و اعتراضات در ۵۱۲ نقطه از ۱۸۰ شهر و تمام ۳۱ استان کشور ثبت شده است؛ در این روز، با وجود محدودیت شدید جریان اطلاعات، گزارش‌ها از تداوم تجمعات شبانه، تشدید برخوردهای امنیتی و افزایش تهدیدهای قضایی علیه معترضان حکایت داشت.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، اعتراضات سراسری ایران در روز سیزدهم (جمعه) در حالی ادامه یافت که خاموشی گسترده اینترنت، مسیر انتشار خبر و راستی‌آزمایی رخدادها را به‌شدت محدود کرد. با این وجود، مجموعه‌ای از گزارشات ارسالی شهروندان و گزارش‌های رسانه‌ای از ادامه تجمعات شبانه در تهران و چندین شهر بزرگ و کوچک حکایت داشت؛ هم‌زمان، برخوردهای امنیتی از جمله گزارش‌هایی از تیراندازی، استفاده از گاز اشک‌آور و گلوله‌های ساچمه‌ای و نیز تهدیدهای صریح قضایی علیه معترضان تشدید شد. برخی نشانه‌ها از اختلال در پروازهای خارجی یا بازگشت پروازها و هشدارهای رسمی دولت‌های خارجی درباره سفر به ایران منتشر شد.
زمینه‌های اعتراضات
در روز سیزدهم، زمینه‌های محرک اعتراضات همچنان ترکیبی از نارضایتی سیاسی–حکمرانی و فشارهای اقتصادی بود. در گزارش‌های میدانی و روایت‌های منتشرشده، به‌طور خاص بر موارد زیر تاکید شده است:
·                  بحران معیشتی و سقوط ارزش پول ملی: در برخی روایت‌ها به شکل مشخص از فشار اقتصادی و دشواری تامین نیازهای روزمره یاد شده و در سطح اعتراضات نیز، پیوند خوردن اعتراض خیابانی با نارضایتی معیشتی برجسته است.
·                  تداوم الگوی شبانه اعتراض: فراخوان‌ها برای حضور و شعاردهی شبانه (از جمله از داخل محله‌ها و پشت‌بام‌ها) همچنان به‌عنوان یک روش کم‌هزینه‌تر برای مشارکت، در چند شهر بازتاب داشت.
·                  افزایش هزینه امنیتی و قضایی برای مشارکت: تهدیدهای رسمی درباره بازداشت، “شناسایی در منازل”، و نیز طرح اتهامات سنگین قضایی، به‌عنوان ابزار بازدارندگی و ارعاب، در همان روز پررنگ‌تر شد.
گستره جغرافیایی و نقاط کانونی اعتراض
گزارش‌های دریافتی از تهران نشان می‌دهد الگوی اعتراض در روز سیزدهم، محله‌محور و پراکنده اما پرتراکم بوده است. الگوی غالب روز سیزدهم در تهران، «تجمع و شعاردهی محله‌ای»، «گزارش‌های پراکنده از تیراندازی و فضای امنیتی»، و «اقدامات نمادین (مانند آتش‌زدن بنر و بیلبورد)» بود. از جمله محله هایی که شاهد اعتراضات در روز سیزدهم در تهران بودند میتوان به محله های چیتگر، مشیریه، پونک، اشرفی اصفهانی، قیطریه، بلوار فردوس غرب و تهرانسر، شهرک راه‌آهن، خیابان مقدس اردبیلی اشاره کرد.
علاوه بر تهران گزارشات دریافتی اعتراضات در شهرهای مشهد، تبریز، شیراز، ابهر، زاهدان و کرج را نیز نشان می دهد.
بر اساس گزارشات گردآوری شده تا روز سیزدهم اعتراضات، ۵۱۲ نقطه کشور در ۱۸۰ شهر از تمام ۳۱ استان کشور شاهد اعتراض بوده اند. ۳۵ دانشگاه نیز در این اعتراضات حضور داشته اند.
کشته‌شدگان و قربانیان اعتراضات
هر چند در روز سیزدهم، به‌دلیل قطع ارتباطات و نبود دسترسی مستقل، آمار دقیق تلفات قابل تثبیت نیست؛ با این حال، گزارشات تایید شده هرانا مجموع تلفات ۱۳ روز اخیر را به شرح زیر ارزیابی می کند:
·                  جمع کل کشته‌شدگان: ۶۵ نفر
o                                     شهروندان معترض: ۵۰ نفر
o                                     کودک و نوجوان (زیر ۱۸ سال): ۷ نفر از ۵۰ نفر
o                                     نیروهای انتظامی–امنیتی: ۱۴ نفر
o                                     غیرنظامی وابسته به حکومت: ۱ نفر
از مجموع جان باختگان چهار استان چهارمحال و بختیاری، ایلام، کرمانشاه و فارس با مجموع ۳۸ جان باخته در صدر تلفات اعتراضات قرار دارند. کماکان آمار و اطلاعات دیگری از جان باختگان احتمالی اعتراضات توسط هرانا در دست بررسی است.
همزمان رئیس کل دادگستری خراسان شمالی اعلام کرد دادستان اسفراین به همراه شماری از نیروهای انتظامی-امنیتی در این شهرستان کشته شده‌اند. طبق روایت رسمی، “کانکس محل حضور” آنان به آتش کشیده شده و “اجازه امدادرسانی” داده نشده است.
در کنار کشته‌شدگان، گزارش‌های متعددی از زخمی‌شدن شهروندان در جریان برخوردهای خیابانی و عملیات‌های امنیتی منتشر شده است؛ هرچند به‌دلیل محدودیت دسترسی به اطلاعات میدانی و اخلال‌های ارتباطی، آمار دقیق مصدومان همچنان در حال تکمیل است.
بازداشت‌ها و تشدید برخوردهای امنیتی
روند بازداشت‌ها
بر اساس داده‌های تجمیعی ثبت‌شده، تا پایان روز سیزدهم اعتراضات دست‌کم ۲٬۳۱۱ مورد بازداشت احراز یا گزارش شده است. از این میزان، ۶۲۴ مورد بازداشت فردی و ۱٬۶۸۷ مورد بازداشت گروهی ثبت شده که نشان‌دهنده غلبه الگوی بازداشت‌های گسترده و میدانی در جریان برخوردهای امنیتی است.
توزیع زمانی بازداشت‌ها حاکی از آن است که از روز هفتم به بعد با جهش معناداری در تعداد بازداشت‌ها مواجه بوده‌ایم. بیشترین تعداد بازداشت روزانه به روز دهم اعتراضات و پس از آن به روز هفتم  و روز هشتم مربوط می‌شود؛ الگویی که با تشدید حضور امنیتی و هم‌زمانی با گسترش اعتصاب‌ها و تجمعات شبانه قابل تطبیق است.
در میان بازداشت‌شدگان، دست‌کم ۱۶۷ کودک، نوجوان و دانش‌آموز و ۴۸ دانشجو ثبت شده‌اند که نشان‌دهنده گسترش دامنه برخوردها به گروه‌های سنی و اجتماعی مختلف است. همچنین ۵۰ مورد اعتراف اجباری در بازه اعتراضات گزارش شده که به‌عنوان بخشی از ابزارهای فشار امنیتی و رسانه‌ای ارزیابی می‌شود.
قطعی اینترنت در ایران بر سرعت راستی آزمایی، جمع آوری اطلاعات و احراز هویت بازداشت شدگان تاثیر جدی گذاشته است. به طوری که امروز فقط هویت ۳۴ بازداشت شده جدید توسط هرانا احراز شد که کاهش چشمگیری نسبت به روزهای قبل نشان می دهد.
تهدیدهای قضایی و امنیتی
هم‌زمان با افزایش بازداشت‌ها، مواضع رسمی قضایی و امنیتی با ادبیاتی صریح‌تر دنبال شد. دادستان عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد افرادی که به گفته او اقدام به «تخریب و آتش‌زدن اموال عمومی و خصوصی» کرده‌اند، مشمول اتهام محاربه هستند و با آنان «قاطعانه» برخورد خواهد شد. وی در توضیح این موضع به رخدادهایی از شب گذشته در تهران، از جمله آتش‌زدن آمبولانس، اتوبوس و یک مسجد اشاره کرد و بر «عدم مماشات» تأکید داشت.
در همین چارچوب، رئیس قوه قضائیه نیز هشدار داد مجازات عناصر موسوم به «آشوبگر» به‌صورت حداکثری و بدون ارفاق اعمال خواهد شد؛ موضعی که در امتداد افزایش هزینه مشارکت در اعتراضات ارزیابی می‌شود.
در حوزه ارتباطات، وزارت ارتباطات با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که قطع اینترنت تصمیم مراجع امنیتی ذی‌صلاح بوده و آن را به «شرایط پیش‌آمده» مرتبط دانست. این موضع‌گیری در حالی صورت گرفت که هم‌زمان گزارش‌های متعددی از خاموشی گسترده اینترنت در سطح کشور منتشر شده بود.
در کنار این مواضع رسمی، گزارش‌هایی نیز منتشر شد که حاکی از هشدارهای پلیسی و امنیتی درباره شناسایی، تذکر و بازداشت شعاردهندگان در منازل است؛ روایتی که نشان‌دهنده انتقال بخشی از فشار امنیتی از خیابان به حوزه‌های خصوصی و غیرمیدانی است.
دانشگاه‌ها و نقش دانشجویان
بر اساس داده‌های تجمیعی، ۳۵ دانشگاه در جریان اعتراضات دوازده روز گذشته شاهد کنش اعتراضی بوده‌اند و ۴۷ تجمع دانشجویی در محیط‌های دانشگاهی ثبت شده است. توزیع زمانی این تجمعات نشان می‌دهد اوج اعتراضات دانشگاهی در روزهای سوم، یازدهم و دهم رخ داده است.
با این حال، در روز سیزدهم گزارشی از برگزاری تجمع جدید در دانشگاه‌ها ثبت نشد؛ امری که می‌تواند در پی تشدید فشارهای امنیتی و سیاست‌های کنترلی در فضای آموزش عالی ارزیابی شود.
در همین چارچوب، الگوی کنترل دانشگاه‌ها از طریق تعویق، مجازی‌سازی و اعمال محدودیت‌های فیزیکی برجسته‌تر شد. نمونه شاخص این روند، خوابگاه دختران دانشگاه خوارزمی (واحد حصارک کرج) است که بنا بر گزارشات منتشرشده، دستور تخلیه فوری دریافت کرده‌اند. در روایت‌های دانشجویی، این اقدام به نگرانی مدیریت دانشگاه از گسترش اعتراضات در محیط دانشگاه نسبت داده شده است.
شیوه‌های اعتراض و شعارها
در روز سیزدهم، شیوه‌های کنش اعتراضی همچنان متنوع و چندلایه باقی ماند. تجمعات خیابانی و حضور اعتراضی در محله‌ها، به‌ویژه در ساعات شب، در کنار اعتصاب و تعطیلی بازار در شماری از شهرها، از مهم‌ترین اشکال بروز اعتراض بود. این الگو نشان می‌دهد اعتراضات صرفاً به یک قالب ثابت محدود نشده و در شرایط فشار امنیتی، به اشکال کم‌هزینه‌تر و غیرمتمرکز بازتولید شده است.
در سطح میدانی، گزارش‌ها از حضورهای محله‌ای، بوق ممتد خودروها، بسته‌شدن مقطعی مسیرها و نیز کنش‌های نمادین حکایت دارد.
هم‌زمان، گزارش‌هایی از استفاده نیروهای امنیتی از گاز اشک‌آور و در برخی نقاط شنیده‌شدن صدای تیراندازی منتشر شد که نشان‌دهنده تداوم فشار میدانی بر تجمع‌هاست.
احضارها و فشارهای امنیتی خارج از خیابان
در کنار برخوردهای خیابانی، داده‌ها و گزارش‌های روز سیزدهم از گسترش فشارهای امنیتی خارج از خیابان حکایت دارد. تهدیدهای علنی درباره شناسایی و برخورد با شعاردهندگان در منازل، افزایش روایت‌ها درباره بازداشت فعالان—به‌ویژه در مناطق حساس—و هشدارهای قضایی درباره برخورد سنگین، همگی بیانگر تلاش برای مهار اعتراضات از طریق کنترل اجتماعی، روانی و قضایی است.
در حوزه صنفی، گزارش شده است که تماس‌هایی با کاسبان برای وادار کردن آنان به بازگشایی مغازه‌ها برقرار شده و هم‌زمان پرونده‌سازی قضایی برای برخی چهره‌ها و واحدهای صنفی به اتهام همراهی مستقیم یا غیرمستقیم با فراخوان‌ها در دستور کار قرار گرفته است.
اخلال در اینترنت و محدودیت‌های ارتباطی
خاموشی ارتباطی یکی از محورهای اصلی روز سیزدهم بود. اینترنت از شامگاه قبل به‌صورت گسترده قطع شد و بنا بر داده‌های فنی، سطح اتصال به اینترنت به حدود یک درصد وضعیت معمول رسید؛ وضعیتی که از سوی نهادهای رصد اینترنت به‌عنوان مصداق نقض حقوق بنیادین و ابزاری برای پنهان‌سازی خشونت توصیف شده است.
نت‌بلاکس نیز این وضعیت را به‌عنوان قطع گسترده اینترنت تأیید کرده است.
در مقابل، وزارت ارتباطات اعلام کرد تصمیم قطع اینترنت ماهیت امنیتی داشته و وعده پیگیری برای ازسرگیری خدمات را داد. هم‌زمان گزارش‌هایی از اختلال شدید یا قطع کامل آنتن تلفن همراه در شهرهایی مانند کرج، خرم‌آباد، نیشابور و بیجار منتشر شد که پوشش میدانی و گردش اطلاعات را بیش از پیش محدود کرده است.
واکنش‌ها
۱ واکنش‌های داخلی (حکومتی(
در واکنش به تداوم اعتراضات و گسترش اعتصاب‌ها و تجمعات شبانه، مجموعه‌ای از مواضع رسمی از سوی مقامات حکومتی، نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی منتشر شد که محور مشترک بخش قابل‌توجهی از آن‌ها چارچوب‌سازی امنیتی اعتراضات و تأکید بر برخورد قاطع بود.
علی خامنه‌ای با هشدار نسبت به آنچه «تخریب‌گری» خوانده شد، اعلام کرد جمهوری اسلامی در برابر این اقدامات «کوتاه نخواهد آمد» و بر لزوم مقابله با آن‌ها تأکید کرد. این موضع‌گیری در امتداد تلاش برای تفکیک رسمی میان «اعتراض» و «تخریب» و مشروعیت‌بخشی به برخوردهای امنیتی ارزیابی می‌شود.
در سطح دیپلماتیک، عباس عراقچی احتمال هرگونه دخالت نظامی خارجی در تحولات ایران را بعید دانست و آن را «تجربه‌ای شکست‌خورده» توصیف کرد. هم‌زمان، وزارت امور خارجه ایران حمایت و مواضع مقامات آمریکایی و برخی کشورهای غربی را «مداخله‌جویانه» دانسته و اعتراضات را در چارچوب «امور داخلی» ایران صورت‌بندی کرده است.
در حوزه قضایی–امنیتی، دستگاه قضایی و نهادهای انتظامی بار دیگر بر برخورد شدید، بازدارنده و بدون اغماض با معترضان تأکید کردند. این مواضع با اعلام تشکیل پرونده برای برخی افراد و نیز رصد فضای مجازی و فعالیت‌های صنفی و اقتصادی همراه بوده است.
۲) واکنش‌های داخلی (غیرحکومتی، مدنی و اجتماعی)
در مقابل روایت رسمی، شماری از چهره‌های مذهبی، مدنی، فرهنگی، هنری و ورزشی با انتشار پیام‌ها و بیانیه‌هایی نسبت به سرکوب اعتراضات واکنش نشان دادند.
مولوی عبدالحمید اعتراضات را «خیزش ملت برای تغییرات بزرگ» توصیف کرد و ضمن تأکید بر حق اعتراض مسالمت‌آمیز، از معترضان خواست از تخریب و خشونت پرهیز کنند. او هم‌زمان نیروهای امنیتی را به ایستادن در کنار مردم و خودداری از سرکوب فراخواند.
در حوزه فرهنگ و هنر، ۱۸۴ سینماگر ایرانی با انتشار بیانیه‌ای مشترک، سرکوب اعتراضات را محکوم کرده و شلیک به مردم بی‌سلاح را «جنایت علیه حق حیات» دانستند. همچنین خانه سینما در بیانیه‌ای اعلام کرد که مردم در نبود مجاری مؤثر برای بیان اعتراض، «جز خیابان راهی ندارند» و خشونت علیه معترضان را غیرمشروع توصیف کرد.
در میان چهره‌های دانشگاهی و اجتماعی، اظهارات و یادداشت‌هایی با محوریت بحران حکمرانی، ضرورت گفت‌وگو با مردم، و آزادی بازداشت‌شدگان منتشر شد. برخی فعالان مدنی نیز با اشاره به بازداشت کودکان، نوجوانان و دانش‌آموزان، خواستار توقف برخوردهای امنیتی با گروه‌های آسیب‌پذیر شدند.
در حوزه ورزش و هنرهای نمایشی، چهره‌هایی چون وریا غفوری، علیرضا فغانی و شماری دیگر با پیام‌ها یا اقدامات نمادین همبستگی خود را با معترضان اعلام کردند. همچنین مواضع انتقادی برخی چهره‌های شناخته‌شده، با واکنش و حملات رسانه‌های نزدیک به حاکمیت مواجه شد.
۳) واکنش‌های خارجی و بین‌المللی
در سطح بین‌المللی، تداوم اعتراضات و گزارش‌های مربوط به سرکوب، بازتاب گسترده‌ای داشت. رهبران فرانسه، آلمان و بریتانیا در بیانیه‌ای مشترک، کشتار معترضان را محکوم کرده و خواستار خودداری از خشونت و احترام به آزادی بیان و حق تجمع شدند.
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار انجام تحقیقات «مستقل، شفاف و بی‌طرفانه» درباره کشته‌شدگان شد و نسبت به قطع اینترنت و محدودسازی دسترسی به اطلاعات ابراز نگرانی کرد.
در اروپا، رئیس پارلمان اروپا و شماری از نمایندگان این نهاد با انتشار پیام‌هایی حمایتی، بر همبستگی با معترضان و ضرورت جلوگیری از سرکوب تأکید کردند. برخی مقامات اروپایی نیز قطع اینترنت را اقدامی در جهت پنهان‌سازی خشونت ارزیابی کردند.
دونالد ترامپ نیز در چند نوبت درباره احتمال واکنش سخت در صورت کشتار معترضان سخن گفت و مدعی شد بخشی از کشته‌ها ناشی از ازدحام بوده است.
بازداشت شدگان
بازداشت‌های فردی با احراز هویت
..
۱- بازداشت‌های گروهی یا بدون احراز هویت
۱- ۷ شهروند – شهر محل بازداشت: استان لرستان – محل نگهداری: نامشخص – آخرین وضعیت: بازداشت – منبع: صداوسیما
۲- ۴ شهروند – شهر محل بازداشت: همدان (استان همدان) – محل نگهداری: نامشخص – آخرین وضعیت: بازداشت – منبع: باشگاه خبرنگاران جوان – نکته قابل توجه: اعترافات اجباری
۳- ۱ شهروند – شهر محل بازداشت: همدان (استان همدان) – محل نگهداری: نامشخص – آخرین وضعیت: بازداشت – منبع: باشگاه خبرنگاران جوان – نکته قابل توجه: زیر ۱۸ سال، اعترافات اجباری
در نهایت
۱) اعتراضات روز سیزدهم هم‌زمان سه ویژگی پررنگ داشت: پراکنده‌بودن محله‌ای (خصوصاً در تهران)، شدت خشونت در برخی نقاط (مثل فردیس و زاهدان)
۲) قطع اینترنت به‌عنوان یک ابزار مرکزی کنترل و پنهان‌سازی، عملاً راستی‌آزمایی و دسترسی به اطلاعات را مختل کرد و در عین حال، انتشار محدود برخی ویدیوها از مسیرهای جایگزین ادامه یافت.
۳) دستگاه قضایی و امنیتی با تاکید بر اتهامات سنگین و بازداشت و شناسایی تلاش کرد هزینه مشارکت را بالا ببرد، اما هم‌زمان نشانه‌هایی از تداوم بسیج اجتماعی (از خیابان تا بازار) قابل مشاهده است.
۴) هم‌زمان با تحولات داخلی، فشار و واکنش بین‌المللی (از بیانیه‌های اروپایی تا درخواست تحقیق سازمان ملل) شدت گرفت و موضوع ایران به‌عنوان یک بحران امنیت انسانی و حکمرانی، برجسته‌تر شد.

حزب کمونیست ترکیه - آدمکشی امپریالیستی شکست خواهد خورد!

 

کمیته مرکزی حزب کمونیست ترکیه( م- ل)

Imperialist murder will be defeated;

The resistant peoples will triumph 

TKP-ML

آدمکشی امپریالیستی شکست خواهد خورد؛

خلق‌های مقاوم پیروز خواهند شد!

 

امپریالیسم آمریکا جنایت دیگری به جنایات بی‌شمار خود علیه مردم آمریکای مرکزی و جنوبی که آن را «حیاط خلوت» خود اعلام کرده است، اضافه کرده است. این کشور در کنار حملات هوایی علیه ونزوئلا، اعلام کرد که نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا و همسرش را ربوده و به گروگان گرفته است. گزارش شده است که بیش از ۴۰ نفر در حملات امپریالیسم آمریکا کشته شده‌اند.
امپریالیسم آمریکا از زمان آغاز دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ در ژانویه ۲۰۲۵، حضور نظامی خود را در منطقه افزایش داده و جنگی اعلام نشده را آغاز کرده و حتی قایق‌های ماهیگیری را از هوا سرنگون کرده است. بیش از ۱۰۰ غیرنظامی از ملیت‌های مختلف در این حملات کشته شده‌اند. اگرچه ایالات متحده این وحشیگری امپریالیستی را تحت شعار «مبارزه با مواد مخدر» تبلیغ می‌کند، اما واضح است که هدف واقعی آن تصرف منابع زیرزمینی و روی زمینی آن، در درجه اول نفت است. این هدف واقعی تجاوز امپریالیستی است که به دنبال ایجاد یک رژیم وابسته و مطیع در ونزوئلا است.
تجاوز ایالات متحده به ونزوئلا چیز جدیدی نیست. هوگو چاوز، افسر نظامی سابق، «جمهوری بولیواری ونزوئلا» را اعلام کرد؛ منابع زیرزمینی خاصی، عمدتاً نفت، را ملی کرد؛ برخی سیاست‌های پوپولیستی را اجرا کرد؛ و با اردوگاه امپریالیستی ضد آمریکایی روابط برقرار کرد و دولت چاوز را به هدف مستقیم امپریالیسم ایالات متحده در زمان جورج دبلیو بوش تبدیل کرد. در آن دوره، از هر وسیله و روشی، عمدتاً از طریق کودتاهای نظامی ناموفق، برای نابودی جمهوری بولیواری ونزوئلا استفاده شد. این خط تهاجمی سپس در دوران دولت‌های اوباما، ترامپ و بایدن به شکل تحریم‌های اقتصادی، تهدیدهای نظامی و حمایت از مخالفان ونزوئلا بدون وقفه ادامه یافت.
پس از مرگ هوگو چاوز، نیکولاس مادورو، که به جای او انتخاب شد، سبکی از حکومت را در پیش گرفت که برای محافظت و حفظ قدرت خود بیشتر به ارتش و پلیس متکی بود. در این فرآیند، مردم زیر فشار فزاینده و فقر فزاینده خرد شدند. از سوی دیگر، به خوبی شناخته شده است که برخی از باندها در ارتش و بوروکراسی در ونزوئلا، که یک کشور ترانزیت مواد مخدر در مسیر کلمبیا-کارائیب است، از این تجارت سود می‌برند. خلاصه اینکه، علیرغم تمام لفاظی‌هایش، دولت مادورو به هیچ وجه یک جایگزین پوپولیستی نیست؛ بلکه یک رژیم اقتدارگرا مبتنی بر وفاداری نظامی و بوروکراتیک است. تجاوز امپریالیستی طبقه کارگر و فقرای ونزوئلا را از دو جهت محاصره کرده است. مداخله خارجی با دستگاه سرکوبگر دولتی در داخل کشور ترکیب می‌شود تا رنج آنها را تشدید کند.
با این حال، هیچ یک از اینها البته دلایل واقعی تجاوز امپریالیستی ایالات متحده نیستند. دلیل اصلی حمله ایالات متحده به ونزوئلا، نفوذ فزاینده چین و روسیه، اردوگاه‌های امپریالیستی رقیب در منطقه و در ونزوئلا است. توافقات تجاری و سرمایه‌گذاری‌ها، عمدتاً در نفت، اثربخشی قدرت‌های امپریالیستی رقیب را در منطقه افزایش داده است، منطقه‌ای که امپریالیسم ایالات متحده آن را «حیاط خلوت» خود می‌بیند.
افزایش رقابت و رقابت بازار بین انحصارات امپریالیستی، ایالات متحده را به دلیل موقعیت استراتژیک، منابع انرژی و مواد معدنی کمیاب ونزوئلا، مستقیماً هدف قرار داده است. امپریالیسم ایالات متحده در ونزوئلا متوقف نخواهد شد؛ بلکه با هدف تبدیل آمریکای مرکزی و جنوبی به «حیاط خلوت» خود، تجاوز خود را تشدید خواهد کرد.
تمام کشورهای منطقه که روابط اقتصادی و سیاسی با چین و روسیه، به ویژه کوبا و نیکاراگوئه، برقرار کرده‌اند، هدف سیاست‌های فشار، تهدید و مداخله امپریالیسم ایالات متحده قرار دارند. دلیل این امر آن است که اساس تجاوز امپریالیسم ایالات متحده در تشدید تضادها و رقابت بین اردوگاه‌های امپریالیستی نهفته است. امپریالیسم ایالات متحده که به دنبال برقراری مجدد هژمونی متزلزل خود است، در شرایط تشدید مسابقات تسلیحاتی و جنگ‌ها و درگیری‌های منطقه‌ای مداوم، خود را برای یک جنگ امپریالیستی جدید برای تفرقه آماده می‌کند.
امپریالیسم ایالات متحده و بریتانیا در حال پیشروی به سوی یک جنگ امپریالیستی سوم برای تفرقه هستند، در حالی که امپریالیسم چین و روسیه موضع دفاعی‌تری اتخاذ می‌کنند.
این واقعیت عینی، همبستگی بین‌المللی میان پرولتاریای بین‌المللی و خلق‌های ستمدیده جهان را در برابر تهدید جنگ جدید امپریالیستی برای تفرقه، ضروری می‌سازد. زمان آن رسیده است که اتحادهای ضد امپریالیستی در سطوح بین‌المللی و منطقه‌ای ایجاد شود و مراکز مقاومت قوی در برابر تبهکاری امپریالیستی و تهدید جنگ عمومی ایجاد شود.
تجاوز امپریالیسم آمریکا بار دیگر نشان داده است که «حقوق بین‌الملل» چیزی بیش از یک داستان تخیلی در خدمت منافع قدرتمندان نیست. نه تصمیمات و نه اعلامیه‌های سازمان ملل متحد در مواجهه با جنایاتی که توسط ایالات متحده، سایر امپریالیست‌ها یا اسرائیل صهیونیستی انجام می‌شود، هیچ نیرو یا معنای الزام‌آوری ندارند. جنایاتی که توسط امپریالیست‌ها انجام می‌شود، تنها با مقاومت سازمان‌یافته خلق‌ها قابل توقف است، نه با قوانین کاغذی یا درخواست از سازمان ملل.
به همین دلیل، زمان آن رسیده است که پرولتاریای بین‌المللی و خلق‌های ستمدیده جهان، و با شروع از مردم ونزوئلا، علیه امپریالیسم، فاشیسم، صهیونیسم و ​​​​همه اشکال ارتجاع قیام کنند. ما همبستگی کامل خود را با مردم ونزوئلا در مبارزه‌شان علیه تجاوز امپریالیستی اعلام می‌کنیم.
 
مرگ بر امپریالیسم آمریکا!
 
زنده باد مبارزه مردم ونزوئلا!
 
زنده باد همبستگی بین‌المللی!
 
ژانویه 2026
کمیته مرکزی حزب کمونیست ترکیه( م- ل)
  TKP-ML


گروهی از سینماگران- سرکوب اعتراض های مردم را به هر بهانه محکوم می کنیم!


17 دی1404

در کنار مردم ایران ایستاده‌ایم

ما سینماگران ایران،
سرکوبِ اعتراض‌های مردم را به هر بهانه محکوم می‌کنیم. اعتراض، حق طبیعی و مدنی هر انسانی است. هیچ قدرتی حق ندارد خود را مافوق مردم بداند.
شلیک به مردمی که با دست خالی به خیابان آمده‌اند، جنایت علیه حق حیات است و هیچ توجیهی ندارد.

نزدیک به نیم‌قرن است با وجود منابع عظیم طبیعی و انسانی در کشور عزیزمان ایران، نه عدالت محقق شده، نه رفاه و نه امنیت.
فساد سازمان‌یافته و چپاول ثروت عمومی و ایدئولوژی هراس‌آور، زندگی مردم را به ورطه‌ی فقر، خفقان و ناامیدی کشانده و سرمایه‌های ملی در چالش‌های منطقه‌ای نابود شده است.

ما سینماگران، این روزها و این زخم‌ها را تصویر خواهیم کرد و با تمام توان از حق آزادی بیان دفاع کرده، سرکوب و کشتار مردم معترض را محکوم می‌کنیم و در کنار مردم ایران ایستاده‌ایم.

ویشکا آسایش – حمیدرضا آشتیانی‌پور – تارا آغداشلو – مهدی آقاجانی – مصطفا آل‌احمد – پگاه آهنگرانی – سعید ابراهیمی‌فر – مریم ابراهیم‌وند – سعیده ابطحی – سپیده ابطحی – امیر اثباتی – مرتضی احمدوند – فاطمه احمدی – محسن استادعلی – ستاره اسکندری – الهه اسماعیلی – تورج اصلانی – حامد اصلانی – امیرعلی اعلایی – مهناز افشار – مهناز افضلی – مینا اکبری – مهوش شیخ الاسلامی – مصطفی امامی – محسن امیریوسفی – نگین امین‌زاده – بهروز بادروج – مجید برزگر – شیرین برق‌نورد – احترام‌سادات برومند – مینا بزرگمهر – رخشان بنی‌اعتماد – رضا بهبودی – احمد بهرامی – امین بهروززاده – آزاده بی‌زارگیتی – حدیث پاک‌باطن – همایون پایور – محمد پرویزی – جعفر پناهی – امین پوربرقی – امیر پوریا – فرهاد توحیدی – رویا تیموریان – نغمه ثمینی – امیرحسین ثنایی – امین جعفری – حمید جعفری – فرزاد جعفری – رضا حائری – روح الله حجازی – مهدی حسینی‌نیا – سمیه حق‌نگهدار- هوتن حق‌شناس – عطا حیاتی – عبدالرضا حیدری – عاطفه خادم‌الرضا – محسن نظری خاکشور – خاطره خدایی – مصطفی خرقه‌پوش – فردین خلعت‌بری – آرمان خوانساریان – سحر خوشنام – بهمن دادفر – امیرعلی دانایی – سحر درمیشیان – رضا درمیشیان – فرید دغاغله – شاهرخ دولکو – طاها ذاکر – آرش رئیسیان – مهدی رحمانی – جمیل رستمی – محمد رسول‌اف – لیلی رشیدی – علی رشیدی‌فر – ناهید رضایی – مریم رهاافشاری – کتایون ریاحی – لیلا زارع – مونا زاهد – افسانه سالاری – سامان سالور – نیما سروستانی – شیلان سعدی-سحر سلحشور – غزاله سلطانی – آزاده سلیمیان – پریسا شاهنده – تیرداد شبانکاره – مژده شمسایی – سیاوش شهابی – کتایون شهابی – وحید صداقت – ناهید صدیق – هایده صفی یاری – سالم صلواتی – فرنوش صمدی – بهتاش صناعیها – حجت طاهری – بهنام عابدی – محمد عاقبتی – نیما عباسپور – داریوش عبادی – داوود عباسی – امید عبدالهی – سپیده عبدالوهاب – محسن عبدالوهاب – رضا عبیات – امیر عربی – فائزه عزیزخانی – امیر عزیزی – ابراهیم عزیزی – صدف عسگری – علی عسگری – کوروش عطایی – سعید عقیقی – مهرنوش علیا – شهرام علیدی – کیانوش عیاری – عباس غزالی محبوبه غلامی – حسن فتحی – سهیلا فرزاد – محمدرضا فرزاد – کاوه فرنام – لیلی فرهادپور – اصغر فرهادی – کیوان فهیمی – علیرضا قاسمی – محسن قرائی – حمید کاویانی – سهند کبیری – مینا کشاورز – هادی کمالی مقدم – باران کوثری – کیوان کیانی – سهیلا گلستانی – مهدی گنجی – کریم لک زاده – سودابه مجاوری – مریم مجد – رضا مجلسی – علیرضا مجلل – ارسطو مداحی – شمیم مستقیمى – على مصفا – خسرو معصومی – کاوه معین فر – نادر مقدس – وحید مقدسی – آزادی مقدم – مریم مقدم کاظم ملایی – داوود ملک – لیلا ملکی – افسانه منادی – مسعود جعفری منجیلی – اسماعیل منصف – حسن مهدوی – فرهاد مهرانفر – وحید موسائیان – آزاده موسوی – همیلا موید – میثم مویینی – محمدرضا مویینی – مجتبا میرتهماسب – یسنا میرتهماسب – مهدی سحر مصیبی نادری – بهروز سلیمانی نذیر – مریم نراقی – عباس نصراللهی . مهتاب نصیرپور – رایا نصیری – حمید نعمت الله – آرش نعیمیان – ساعد نیک ذات – فرشاد هاشمی – افشین هاشمی – مرضیه وفامهر – فرهاد ویلکیجی – مریم یاوری – صفی یزدانیان.

پشتیبانی گروهی از مستندسازان از جنبش مردم

 

مستندهای امروز ما، اسناد دادخواهی فردا

ما جمعی از مستندسازان ایرانی، با اتکا به مسئولیت حرفه‌ای و اخلاقی خود، حمایت روشن و قاطعمان را از جنبش مردم ایران علیه نظام سرکوبگر اعلام می‌کنیم.

آنچه امروز در شهرهای مختلف ایران جریان دارد، نتیجه‌ی دهه‌ها سرکوب سیستماتیک، فساد ساختاری، فروپاشی اقتصادی و نقض گسترده‌ی حقوق انسانی است. مردمی که به خیابان آمده‌اند، نه برای اغتشاش و آشوب، بلکه برای بازپس‌گیری حق زیستن، حق انتخاب و حق دیده‌شدن برپا خواسته‌اند. خشونت لجام‌گسیخته، بازداشت و سرکوب، پاسخ این خواست‌ها نیست. ممکن است صدای اعتراض را بتوان موقتا خاموش کرد، اما واقعیت را نمی‌توان حذف کرد. واقعیت ثبت می‌شود و باقی می‌ماند.

به‌عنوان مستندساز، وظیفه‌ی ما ثبت و انتقال واقعیت است؛ واقعیتی که زیر سانسور، تحریف و سرکوب پنهان می‌شود. مستند، حافظه‌ی جمعی جامعه است و حذف آن، به‌معنای حذف تاریخ است. اعتراض، حق مردم است و تعیین سرنوشت و انتخاب نوع حکومت را نمی‌توان با گلوله، ارعاب یا سرکوب از مردم گرفت. هرگونه سرکوب این خیزش همگانی و هر تلاش برای به خشونت کشاندن آن، محکوم است. ما در کنار مردم ایران می‌ایستیم و با روایت آنچه می‌گذرد، مبارزات آنها را ثبت می‌کنیم و به وظیفه‌ی تاریخی خود در برابر فراموشی و خاموش‌سازی فریاد حق‌طلبانه‌ی مردم وفادار می‌مانیم.

رخشان بنی‌اعتماد- رضا علامه‌زاده- پگاه آهنگران- نیما سروستانی- احمد نیک آذر- سپیده فارسی- مزگان ایرانلو- ناصر ضمیری- ناهید پیرسون سروستانی- امین پوربرقی- مریم ابراهیمی- منیژه حکمت- وحید زارع- گلاره کاکاوند- مهدی رازی- مینا اکبری- اشکان احمدی- سحر مصیبی- آرمین نادری- سمیه چایچی- شهرزاد ارشدی.

۱۷ دی ماه ۱۴۰۴

۸ january 2026 

۱۴۰۴ دی ۱۸, پنجشنبه

در ویژگی های اوضاع کنونی(5)

 In the characteristics of the current situation (5)

The status and role of the working class in the current revolutionary-democratic movement

وضع و نقش طبقه ی کارگر در جنبش انقلابی - دموکراتیک کنونی

اعتصاب های صنفی- اقتصادی طبقه ی کارگر

چنانچه سخن از اعتراض و اعتصاب در میان باشد، اعتصاب های صنفی و اقتصادی کارگران در بسیاری از رشته ها و کارخانه ها و کارگاه ها و طرح خواست های صنفی و اقتصادی یکی از وجوه مهم پیشرفت و تکامل مبارزه اقتصادی با سرمایه داران ولایت فقیه در این دو دهه و به ویژه در چند سال اخیر در ایران بوده است.

گردهمایی و راهپیمایی های طبقه ی کارگر

چنانچه سخن از گردهمایی و راهپیمایی کارگران باشد در این یکی دو دهه کارگران به بسیاری گردهمایی ها و راهپیمایی های اعتراضی دست زده اند که گاه به همراه همسر و فرزندان شان بوده است. چند اوج این گونه گردهمایی ها و راهپیمایی در مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه ، فولاد اهواز، سندیکای شرکت واحد و این اواخر کارگران پیمانکاری شرکت نفت جلوه کرده است.

نقش طبقه ی کارگر در اوج گیری جنبش انقلابی کنونی

همچنین اگر صحبت از مجموع شرایطی باشد( شرایط مبارزه ی طبقاتی) که بروز این شورش ها و طغیان ها و خیزش ها را ممکن کرده یا زمینه ساز ارتقای جنبش موجود به آن بوده است، مخالفت و اعتراض کارگران و همان اعتصاب ها و راهپیمایی های کارگران یکی از وجوه آن بوده است که تنور مبارزه ی طبقاتی را در ایران روشن و پرحرارت نگه داشته است.

پس از این نظر یعنی از نظر جنبش اعتصابی، کارگران خود همواره در اعتصاب بوده و گردهمایی و راهپیمایی های اعتراضی برای احقاق حقوق خود داشته اند و در برخی موارد مستقیما با دولت حاکم طرف شده اند.

خصوصیت اعتصاب صنفی- اقتصادی و نقش آن در مبارزه ی طبقاتی

 اما از سوی دیگر اعتصابات صنفی- اقتصادی کارگران هر رشته و کارخانه و کارگاه را در مقابل سرمایه داران و حتی گاه در مقابل دولت قرار می دهد، اما مبارزه به دور خواست هایی می چرخد که به هیچ وجه پیرامون تحول اساسی در نظام اقتصادی- سیاسی کشور نیستند. کارگران می خواهند دستمزدشان منطبق با تورم بالا برود، حقوق هاشان به  موقع پرداخت شود، شرایط کارشان و از جمله ایمنی در کار بهبود یابد. طرح هایی مانند طرح طبقه بندی مشاغل اجرا شود، پیمانکاران از عرصه ی تولید و خدمات حذف شوند، قرادادهای سفید نباشند و تشکلات صنفی شان را رسمیت شناخته شود و ... اگر کارگران با مبارزات خویش به تمامی این خواست ها برسند گرچه تغییراتی در زندگی اقتصادی و گاه تا حدودی سیاسی کارگران به وجود می آورد اما ضربه ای به اساس نظام موجود سرمایه داری بوروکرات – کمپرادور نمی زند.

از این رو در اعتصابات صنفی- اقتصادی کارگران عموما - به جز برخی شرایط استثنایی که مبارزه ی اقتصادی کارگران فلان رشته یا کارخانه می تواند در یاری به جنبش سیاسی عمومی نقش داشته باشد - تنها هستند و در عین حال اعتصاب شان نقشی اساسی در تحولات سیاسی پیش رو ندارد و نمی تواند داشته باشد. این یک روی مساله است.

طبقه ی کارگر با اعتصابات صنفی- اقتصادی نمی تواند نقش سیاسی اجرا کند

روی دوم این است که کارگران با اعتصاب اقتصادی خود نمی توانند نقشی را که به عنوان یک طبقه می توانند در تحولات سیاسی و انقلاب و تحول جامعه و حکومت اجرا کنند، اجرا کنند. یعنی موجد تحرک بیشتر تحولات شوند و جنبش انقلابی را به پیش برانند و به اهداف خود جامه ی عمل پوشانند.

اعتصاب صنفی - کارگران صنعت نفت در انقلاب 57 ضربه به حکومت زد و تا حدودی نقش در تحولات انقلاب داشت اما نه آن نقشی را که اعتصاب هنگامی که سیاسی بود اجرا کرد. به محض این که این اعتصاب سیاسی شد چون پتکی بر سر حکومت شاه مزدور و امپریالیسم آمریکا و شرکای غربی اش فرود آمد و کمرشان را شکست. اعتصاب نقش بسیار مهمی در تحرک مردم داشت و نیروی بسیار زیادی به انقلاب وارد کرد و موجب جهشی برق آسا در پیشرفت آن شد و نیز طبقه ی کارگر را رو آورد و نشان داد که چه نیروی بیکران و چه رادیکالیسمی در این طبقه نهفته است. همین اعتصاب به همراه دیگر اعتصاب های کارگری موجب شد که توقعات کارگران از دولت موقت پس از انقلاب بالا برود. در عین حال این اعتصاب که خود شورای کارگران شرکت نفت را ایجاد کرد موجب شد در بسیاری کارخانه ها و کارگاه ها کارگران شورا تشکیل بدهند. و نیز در شکل گیری تشکل های سندیکایی در مدت کوتاهی پس از انقلاب نقش داشت.

اعتصاب سیاسی کارگران در خدمت دیگر طبقات و اعتصاب سیاسی در خدمت رهبری طبقه ی کارگر بر انقلاب و پیشرفت آن

این ها در مورد اعتصاب اقتصادی و سیاسی بود اما هنوز مهم ترین نکته را در بر ندارند اگر به آنها بسنده شود.

مهم ترین نکته این است که کارگران نه تنها باید با اعتصاب سیاسی و دیگر اشکال مبارزه در انقلاب نقش بگیرند بلکه باید این نقش را از حد کمکی به رهبری ها بورژوایی و خرده بورژوایی انقلاب به نفش رهبری خود ارتقاء دهند. و این کاری است که گرچه اعتصاب سیاسی می تواند به آن یاری دهد اما به هیچ وجه برای آن کافی نیست. این تنها زمانی شکل می گیرد که طبقه ی کارگر آگاهی انقلابی - کمونیستی داشته باشد و حزب انقلابی اش حزب کمونیست وفادار به اصول مارکسیسم- لنینیسم- مائوئیسم را داشته باشد و در انطباق آن با شرایط ویژه ی ایران بکوشد و از آن تئوری انقلاب ایران  و راه کسب قدرت سیاسی را بیرون کشد. در چنین صورتی طبقه ی کارگر از حد یاری دهنده به طبقات دیگر در پیشروی انقلاب بیرون آمده و خود با مبارزات انقلابی خویش و با تلاش خود در عرصه ی آگاهی و  فداکاری اش در عمل می تواند به رهبری تمامی طبقات خلق و انقلاب برسد و انقلاب را در جهت هدف نهایی اش کمونیسم پیش برد.

تغییر صحنه ی مبارزه ی طبقاتی و انقلاب اگر رهبری انقلاب در دستان طبقه ی کارگر قرار گیرد

اگر رهبری انقلاب به دست طبقه ی کارگر بیفتد و هدف نهایی برقراری کمونیسم باشد( هدف حداقل برقراری یک نظام دموکراتیک - انقلابی و مستقل است که بر پایه اتحاد طبقه ی کارگر با کشاورزان و دیگر طبقات خلق و علیه هر گونه ارتجاع و امپریالیسم صورت می گیرد) آنگاه تمامی صحنه ی مبارزه ی طبقاتی و انقلاب تغییر کیفی می کند و انقلاب وارد مداری می شود که در آن، در صورتی که خط درست بر حزب کمونیست حاکم باشد دیگر نه «چماق» دشمنان می تواند جلوی پیشرفت انقلاب را بگیرد و نه «شیرینی» آنها. در چنان صورتی جامعه و انقلاب می تواند مدار تاریخی ای را که در آن قرار دارد پی گیرد و به هدف خویش دست یابد. نگاهی به فرایند کسب قدرت سیاسی به وسیله ی طبقه ی کارگر روسیه زیر رهبری حزب کمونیست روسیه( بلشویک) و همچنین طبقه ی کارگر چین با رهبری حزب کمونیست چین نشانگر این است که از زمان تسلط خط درست علیرغم کش و قوس ها انقلاب به سوی هدف پیش رفته و طبقه ی کارگر و خلق به کسب قدرت سیاسی قادر شده است. 

موانع اساسی شرکت طبقه ی کارگر در مبارزه ی سیاسی جاری

یکی از پرسش ها این است که چرا در شرایط کنونی طبقه ی کارگر برای خواست های صنفی - اقتصادی اعتصاب می کند اما این اعتصاب ها را به یک اعتصاب سیاسی و یا جنبش سیاسی عمومی  مثلا بر خلاف اعتصاب بازاریان تبدیل نمی کند.

در شرایط کنونی عوامل بیشماری دست اندر کارند که مانع از تبدیل اعتصابات صنفی و اقتصادی کارگران به اعتصابات سیاسی شوند. ما در مورد این عوامل که از سال ها پیش عمل کرده اند و در خیزش«زن، زندگی، آزادی» که در آن نیز طبقه ی کارگر به طور متشکل شرکت نکرد اما همچون اکنون به طور انفرادی حضور داشت( بخشی از جانباخته گان خیزش کنونی کارگرند) نمونه ی آن را دیدیم، صحبت کرده ایم. وجوه اساسی این عوامل نه تنها تغییر نکرده اند بلکه برخی از آنها مانند وضع اقتصادی طبقه ی کارگر بسیار بدتر از پیش شده اند. در این خصوص و برای تکرار نکردن مطالب یکی از مقالات را پیوست این مقاله قرار می دهیم و در مورد همین قیاس چند اشاره به قضیه می کنیم.

بازاریان و کسبه حداقل سرمایه ای دارند که بتوانند با آن اعتصاب را ادامه دهند و حتی به ساده گی می توانند به یکدیگر کمک مادی کنند. اما کارگران نه آنچنان وضعی دارند که بتوانند به یکدیگر کمک مالی کنند و نه عموما صندوق اعتصاب دارند. کارگران به ویژه این روزها که تورم 50 درصد و بیشتر است، اگر یک روز کار نکنند نمی توانند غذای( و مسکن و پوشاک) خانواده ی خود را تامین کنند.  

بازاریان به دلیل همان اتحادیه های صنفی علیرغم پراکنده گی فردی شان( هر کس برای خودش کار می کند) کل یکدست تر و منسجم تری هستند، اما کارگران علیرغم تجمع و تمرکزشان در رشته ها و کارخانه ها، کل پراکنده و بی سازمانی هستند.( در مقاله ی پیوست توضیحات بیشتری آمده است). بازاریان تشکیلات اتحادیه ای دارند، اما طبقه ی کارگر به این سان ندارد.

همچنین دلایل تبدیل یک اعتصاب صنفی و اقتصادی به یک اعتصاب و جنبشی سیاسی مهم است. در چند مورد در گذشته بازاریان و کسبه ی تهران( از جمله پاساژ علاالدین و طلا فروشان) اعتصاب کردند اما اعتصاب آنها تبدیل به جنبش سیاسی عمومی همچون این بار نشد. علت این نبود که در آن زمان مخالفت سیاسی با حکومت در میان بازاریان وجود نداشت، بلکه علت بیشتر مجموعه شرایط بیرونی ای بود که اعتصاب در آن صورت گرفته بود. 

با این همه نمی توان وضع کنونی را وضعی ثابت و بی تغییر انگاشت. بی تردید وضع آن هم با سرعتی که خیزش کنونی دارد تغییر می کند و راه هایی برای ورود طبقه ی کارگر به مبارزات سیاسی جاری باز می شود. یکی از شکل های ورود اعتصاب سیاسی است اما اعتصاب تنها شکل ورود نیست و موقتا شکل هایی مانند گردهمایی و راهپیمایی با هویت مشخص بدون اعتصاب پس از کار و یا در روزهای تعطیل ممکن است و ...

 هرمز دامان

نیمه ی نخست دی ماه 1404

پیوست - مقاله ی دی ماه 1401

 شرایط طبقه ی کارگر و مساله ی اعتصابات سراسری

 این مساله که تا کنون کارگران به گونه ای گسترده و همچون یک طبقه ی حتی اقتصادی به مبارزات انقلابی نپیوسته اند مساله ای مهم است. در زیر اساسی ترین دلایل عینی و ذهنی این نپیوستن را به گونه ای مختصر مرور می کنیم. در ضمن به نکاتی که این اواخر در مقاله ی وضع کلی طبقه ی کارگر در مرحله ی کنونی انقلاب دموکراتیک نوین ایران پرداخته ایم در اینجا به گونه ای گذرا اشاره می شود.
شرکت در مبارزه به شکل فردی
در خیزش انقلابی جاری کارگران به شکل انفرادی شرکت داشته و دارند و بخش مهمی از کسانی را که در خیابان ها حضور داشته و به مبارزه با حکومت پرداخته اند تشکیل داده اند.
امری که بیشتر شامل کارگران جوان و کارگران غیرکارخانه ای است
این امر البته بیشتر شامل کارگران جوان و کارگرانی بوده که در کارهای پیمانکاری و یا کارهای خدماتی کوچک و ... شرکت داشته اند و نه کارگران صنعتی کارخانه ها و کارگاه های بزرگ و یا متوسط و به ویژه کارگران رسمی این کارخانه ها و کارگاه ها.
در مورد این بخش ها به جز آنها که اعتصاب کردند مشکل بتوان گفت که بقیه - و نه تک و توک و اینجا و آنجا- در مبارزات شرکت کرده اند. شرکت در مبارزات ممکن است شامل حال همسر و فرزندان دختر و پسر کارگران بین 45 تا 50 سال و بالاتر شده باشد اما به احتمال زیاد نه آن چنان شامل حال خود شخص کارگر.
فشار طاقت فرسای اقتصادی
در مورد این گونه کارگران، نکته ی نخست، فشار طاقت فرسای اقتصادی، بحران و تورم و گرانی وحشتناک و فقر کشنده و اموری مانند این هاست. این بار به جای این که بحران و تورم و فقر کارگران را به سوی مبارزات اقتصادی گسترده بکشاند موجب محافظه کار شدن نسبی آنها شده است. 
کار و دستمزد
تصور بخش های مهمی از کارگران این بوده که شغل آنها آب باریکه ای است که خانواده را از گرسنگی می رهاند. اما اگر این آب باریکه نیز نباشد چه باید کرد؟ باید توجه کرد که عقب افتادن حقوق ها گاه ماه ها طول کشیده است اما کارگران به کار خود ادامه داده اند و با قرض و قوله زندگی کرده اند. کارگران شاغل دارای همسر و فرزند بیشتر به این فکر می کنند که اگر آنها کار نداشته باشند وضع خانواده ی آنها چه می شود.
مشکل قراردادهای سفید و موقت و اخراج
هر اعتصابی در این جمهوری نکبت این امکان را به وجود می آورد که فرد اخراج شود. از سوی دیگر قراردادهای سفید و یا موقت سه ماهه و... موجب می شود کارگران همواره در نگرانی از دست دادن شغل بوده و تا حدودی محتاط و دست به عصا شوند.
بیکاری
به این ترتیب از دست دادن شغل و بیکاری یکی از ترسناک ترین وضعیت هایی است که معیشت و زندگی کارگران و خانواده های آنها را تهدید می کند.
نبود صندوق اعتصاب برای تداوم مبارزه
از سوی دیگر دست زدن به اعتصاب در شرایط عادی مساله ی تامین مالی را پیش می کشد و عموما این گونه دست به اعتصاب زدن بدون وجود صندوق های اعتصاب کاری سخت است. به ویژه اگر کارگران مطمئن نباشند که سریعا به خواست های خود می رسند. باید توجه کرد که مبارزه و اعتصاب برای افزایش حقوق و مسائلی از این گونه نیز گاه «گارانتی» ندارد چه برسد به مبارزه برای سرنگونی یک نظام مستبد با این همه دم و دستگاه اطلاعاتی و پلیسی و ابزار و ادوات نظامی. 
تاثیر تجارب مبارزات صنفی گذشته
تجارب گذشته از جمله حمله ی نیروهای رژیم به کارگران و سرکوب های خونین مبارزات اقتصادی آنها( برای نمونه شلیک به کارگران خاتون آباد و به خون کشیدن مبارزه ی کارگران) و نیز به شلاق بستن( کارگران معدن) و زندانی های درازمدت بریدن( کارگران سندیکای شرکت واحد و نیز کارگران هفت تپه و فولاد) نیز پیش چشم کارگران است و در شرایطی که طبقه آگاه ومتشکل نیست و اطمینان لازم به آینده ی مبارزه وجود ندارد مساله است و ایجاد تردید می کند. چنانکه اشاره کردیم یک کارگر تنها به خود فکر نمی کند بلکه بیشتر به خانواده ی خود می اندیشد و از آینده ی آن ها پس از خودش بیمناک است.
عدم به هم پیوستگی و تداوم در جنبش کارگری
در جنبش کارگری 40 ساله اخیر به جز اعتصاب های برای عقب افتادن حقوق ها، پرداخت حق بیمه، مساله ی ایمنی شرایط کار، قراردادهای سفید و موقت و اخراج ها، با کمتر مبارزه ای حتی با خواست های افزایش حقوق ها روبرو بوده ایم و مواردی مانند کارگران پیمانی نفت تک و توک بوده است. بنابراین نسل های تازه تر طبقه ی کارگر تجارب کافی در مبارزه ی اقتصادی ندارد چه برسد به سیاسی.  
سندیکا و اتحادیه
نبود تشکل صنفی و سندیکا و کلا تشکیلات یکی از معضل هایی است که کارگران را به مبارزه ی انفرادی و یا تمکین به شرایط سخت کار و حقوق ناچیز می کشاند.
نبود سندیکا و اتحادیه - فقدان آگاهی لازمه ی صنفی
در شرایط نبود تشکل های صنفی مانند سندیکا و اتحادیه این امکان که کارگران( به ویژه لایه های میانی نیمه ماهر و پایینی ساده ی طبقه کارگر) حتی بتوانند آگاهی صنفی(یا تردیونیونی) کافی از وضع خود به دست آورند بسیار مشکل است چه برسد به آگاهی سیاسی انقلابی. این که کارگران عموما برای عقب افتادن حقوق ها مبارزه کرده اند خود نشان از شرایط عقب مانده ی مبارزات کارگری می دهد. روشن است که یکی از عوامل اصلی این وضع استبداد حاکم است. به دلیل شرایط اسفبار کار و زندگی، برخی از کارگران که از وضع خود مایوس می شوند به جای مبارزه کردن، خودکشی می کنند. این حتی در کارخانه نیشکر هفت تپه نیز رخ داده است.
در زمان انقلاب 57 نیز کارگران سندیکا نداشتند اما اعتصاب کردند
البته کارگران در زمان سلطنت استبدادی سابق نیز سندیکایی از آن خود و مستقل نداشتند و در انقلاب اعتصاب کردند. اما پیش از اعتصابات سراسری کارگری، مبارزه ی عمومی در کشور بسیار پیشرفته تر از چهار ماه مبارزات اخیر بود.
 در عین حال در آن زمان تجار و بازاریان و کسبه نه تنها اعتصاب می کردند بلکه به رفع و رجوع مسائل انقلاب می پرداختند و طلاب و روحانیون نیز نقش مبلغان فکری آنها را ایفا می کردند. در واقع آنها رهبری انقلاب را در دست خود گرفته بودند نه چون اکنون که انقلاب رهبری ندارد و طبقه ی کارگر نیز آماده ی برای رهبری نشده است.
در مورد «مجمع عمومی» باید توجه کرد که این تشکل نیست و نمی تواند نقش چندانی در دست زدن به اعتصابات سراسری بازی کند. تنها تشکل های پایدار صنفی با رهبری و کادر و غیره همچون سندیکا و اتحادیه می توانند نقش آگاهگرانه ی تردیونیونی داشته باشند و امور و منافع اقتصادی و تا حدودی سیاسی کارگران را دنبال کنند. تجارب سندیکای شرکت واحد، سندیکای نیشکر هفت تپه و نیز شورای کارگران پیمانی نفت جز این نشان نمی دهد.
عدم اتحاد کارگران کارخانه ها در مسائل غیر اقتصادی- بی تجربه گی در این گونه مسائل
 نبود اتحاد کارگران در مسائل مهم صنفی، و نه عقب افتادن حقوق ها و یا پرداخت حق بیمه بلکه خواست هایی مانند دستمزدهای منطبق با تورم و ساعات و شرایط بهتر برای کار، موجب می شود که کارگران تجارب لازم را برای مبارزات بزرگ تر کسب نکنند و برای دست زدن به یکباره به مبارزات بزرگ دچار مشکل و تردید شوند. 
فقدان آگاهی سیاسی - نبود حزب سیاسی یا سازمان انقلابیون حرفه ای
جدا از این که در کشور ما کارگران از ابتدائی ترین حقوق برای تشکل برخوردار نیستند و بنابراین حق داشتن تشکل های مستقل صنفی را ندارند، نبود حزب سیاسی انقلابی کمونیستی نیز به شرایطی که در بالا آمد کمک کرده و موجب حرکت بسیار کند جنبش کارگری شده است.
شکست طبقه ی کارگر در شوروی و چین و نیز شکست تلخ انقلاب 60 -57 در ایران
این امر جدا از هر مساله ی دیگری از جمله نبود پشتیبانی کارگران یک کشور سوسیالیستی برای کارگران، به نداشتن افق و دورنما میان کارگران انجامیده است. شکست تلخ انقلاب 57 و مبارزات بزرگ کارگران در آن دوران به این شرایط ناامید کننده افزوده است.
وضع کنونی گروه های سیاسی و نقش «شبه جپ» در ایجاد عدم اعتماد به سازمان های چپ
در این مورد در مقاله ی اشاره شده در بالا صحبت کرده ایم.
جوان بودن جنبش 
 جنبش جاری در خیابان ها بافت جوانی دارد. سن مبارزان خیابان عموما بین 16 تا 25 سال است. با وجود این که کارگران پشتیبان این جنبش بوده اند اما این پشتیبانی عموما معنوی بوده است و بنابراین جنبش جاری نتوانسته  تاثیری در این حد که کارگران را در پشتیبانی از خود به اعتصاب سراسری بکشاند روی آنها بگذارد.

 اعتصاب فرهنگیان نیز نتوانست به اندازه ی کافی به روی طبقه ی کارگر اثر گذارد به ویژه این که فرهنگیان در سراسر کشور منافع یکسانی دارند و بنابراین راحت تر و ساده تر می توانند متحد شوند حال آن که در این شرایط خفقانی اتحاد کارگران در یک کارخانه دشوار است چه برسد به اعتصاب های سراسری. و این جدا از این است که جمهوری اسلامی با سپردن کار به پیمانکارها در کارخانه های بزرگ و متوسط، طبقه ی کارگر را به شدت پراکنده و امکان اتحاد میان کارگران را حتی در یک پروژه مشکل کرده است. آنچه در مورد فرهنگیان گفتیم در مورد تاثیر مبارزات دانشجویی بر طبقه ی کارگر نیز کمابیش صدق می کند.

اطمینان لازم نداشتن به آینده ی جنبش
با توجه به این که به جز اعتصاب فرهنگیان و تعدادی اعتصاب مقطعی کارگری به ویژه اعتصاب کارگران پیمانی نفت و نیز چند بار اعتصاب کسبه و بازاریان، اعتصابات دیگر طبقات آن چنان که باید گسترده و فراگیر نشده است و مثلا استادان دانشگاه( که جزو سرآمدان جامعه به شمار می آیند) و یا بخش هایی از کارمندان دولت را در بر نگرفته است، اطمینان نسبی و امید لازم به آینده ی جنبش در کارگران تا کنون و به طور گسترده پدید نیامده است.
بازداشت های گسترده در تجربه ی کارگران نفت
 بازداشت حدود 250 کارگر در اعتصاب کارگران پیمانی نفت نیز به نوبه ی خود و در چنین شرایطی می تواند به روی دیگر کارگران تاثیر بگذارد. برای یک کارگر فنی پیدا کردن کار باز هم ساده تر از کارگران نیمه ماهر و ساده ی طبقه ی کارگر است و بدون پیوستن این دو دسته کارگران به اعتصابات، کارگران نمی توانند به عنوان یک طبقه به انقلاب بپیوندند.
تجارب سندیکای واحد و نیشکر هفت تپه
با وجود این که سندیکاهای کارگری واحد و هفت تپه تلاش و مبارزه ی بسیار کردند و در مبارزات خود موفقیت هایی هم داشتند اما تا کنون نتوانسته اند به عنوان الگوهای برانگیزاننده ای در آمده و موجب شوند کارگران در کارخانه های بزرگ و متوسط تلاش خود را متوجه ایجاد سندیکا و یا شوراهای صنفی کرده و بر موانع ایجاد آن چیره گشته چنین تشکل هایی را ایجاد کنند.    
آینده و فشارهای طاقت فرسا
در شرایط فعلی ایران آنچه که در درجه ی نخست و بیش از هر چیز می تواند کارگران( به ویژه لایه های میانی و ساده ی این طبقه) را به تحرک و اعتصاب بر انگیزد همین بحران و تورم و فشار طاقت فرسای اقتصادی و تقلیل آب باریکه به آبی بسیار باریک تر است چندان که داشتن کار با نداشتن آن دیگر فرق چندانی نکند. و این به ویژه به این دلیل است که سطح آگاهی در طبقه ی کارگر به جز در لایه های اندکی از کارگران صنعتی و کارگران حمل و نقل، بسیار پایین است. 
 البته این به این معنا نیست که امور دیگر مانند فشارهای استبداد پلیسی و نظامی به روی خود کارگران در زمینه ی صنفی و یا سیاسی، زیر فشار و اختناق شدید بودن زنان و جوانان و دانشجویان، سرکوب های خونین دیگر طبقات و بخش های اجتماع، اعدام بی رویه حکومت که تا کنون بیشتر شامل کارگران جوان و با انگیزه شده است، شورش در مناطقی مانند بلوچستان و کردستان و یا در شهر و روستایی و خلاصه رویدادها و حوادث سیاسی و یا غیر سیاسی دیگر نمی تواند نقش برانگیزاننده به روی طبقه ی کارگر داشته باشند. این ها قطعا می تواند به روی کارگران تاثیر بگذارد اما این که این رویدادها و حوادث در چه حدی برانگیزاننده ی طبقه ی کارگر خواهند بود و آیا این طبقه را به اعتصابات سراسری می کشاند جدا از خود رویداد و شرایطی که آن رویداد یا حادثه در آن رخ می دهد به وضع و شرایط درون خود طبقه ی کارگر و فعل و انفعالات آن بستگی دارد.

 هرمز دامان

نیمه ی نخست دی ماه 1401