مصطفی تاجزاده
ایران عزیز زخم خورده و عزادار است
رویکرد ماکیاولیستی، حکومت بر اساس ترس، خود را در عریانترین
شکل ممکن در دی ماه ۱۴۰۴ آشکار کرد و ملت ما را در سوگ هزاران
جان گرامی نشاند.
دریغ و درد که این کشتار بیسابقه از مشروطه تاکنون، هم قابل
پیشبینی بود و هم قابل پیشگیری؛ البته اگر ولی فقیه گوش شنوایی داشت و از انحصار
طلبی و تمامیتخواهی دست میکشید، مطالبات مردم را به رسمیت میشناخت و به رأی و
نظر اکثریت تمکین میکرد، یا استعفا میداد و کنارهگیری میکرد.
بسیار متأسفم که او به جای شنیدن صدای ملت، عرصه سیاست را به
میدان جنگ تشبیه و سپس تبدیل کرد. اعتراضات به حق شهروندان مستأصل و عاصی را ادامه
جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل نامید و معترضان را اغتشاشگر خواند که باید
سر جای خود بنشینند.
صد البته نتیجهی چنین دستور خونباری چیزی نبود جز به خاک و
خون کشیده شدن هزاران شهروند بیگناه و بیپناه که به بیکفایتیها، تباهیها و
حرامخواریهایی که روز بروز شدت میگرفت، اعتراض داشتند.
تردید ندارم که آمار و روایت رسمی از آنچه در دی ماه امسال
گذشت، دروغی رسواست. تنها با تشکیل کمیته حقیقتیاب مستقل و ملی ابعاد واقعی این
جنایت روشن خواهد شد.
من ضمن محکوم کردن این سلاخی فلهای و شریک دانستن خود در غم
یکیک خانوادههای داغدار و مظلوم، این مصیبت جانسوز و کمرشکن را به ملت عزیز و
سوگوارمان تسلیت میگویم و بر این باورم که ایران همچنان آبستن تحولات بزرگیاست.
وضع موجود هرگز قابل تداوم نبوده اگرچه متاسفانه جهتگیری تغییرات نیز کاملاً روشن
نیست. به ویژه آنکه شبح شوم جنگ هنوز هم در آسمان کشورمان در پرواز است.
من عبور از اوضاع فلاکت باری را که ولایت فقها و حکومت شکست
خوردهی روحانیت بر ملت ایران تحمیل کرده است در گرو مقاومت، هوشمندی و عمل
مسئولانه آحاد شهروندان و سیاست ورزان میبینم.
و در آیندهای نزدیک نظراتم را درباره اوضاع جدید با مردم شریف
کشورمان در میان خواهم گذاشت.
بدان امید که در نهایت با گفتگوی ملی و تفاهمی تاریخی از این
وضعیت اسفبار و شکننده گذر کنیم و فردایی بهتر را رقم زنیم.
به یاری خداوند و همت ملت
سید مصطفی تاجزاده
زندان اوین
۹ بهمن ماه ۱۴۰۴
میرحسین موسوی
بازی به پایان رسید! تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید!
بسمالله الرحمن الرحیم
برگی سیاه بر تاریخ طولانی ملت ما افزوده شده است که ایران
شبیه آن را به یاد ندارد. هرچه روزها میگذرند، ابعاد هولانگیز واقعه بیشتر
نمایان میشود. خیانت و جنایتی بزرگ در حق مردم روی داده است. خانهها عزادارند.
کوچهها عزادارند؛ شهرها و قصبهها عزادارند. پس از سالها تصاعدِ شدتِ سرکوب، این
فاجعهای است که تا دههها، بلکه سدهها، از آن یاد خواهد شد. و رودخانهای از
خونِ گرمِ محرومان که در دیماه سرد بر زمین به جریان افتاد، تا مسیر تاریخ را
تغییر ندهد، از جوشش باز نخواهد ایستاد.
مردم به چه زبانی بگویند که این نظام را نمیخواهند و دروغهایتان
را باور نمیکنند. دیگر بس است. بازی به پایان رسید. ستمها دامنتان را گرفت و
درختان زقومی که میکاشتید میوه آورد. آن زمان که علیه ملت خویش لباس رزم میپوشیدید،
داشتید تیشه به ریشهٔ خویش میزدید. آن زمان که دلسوزان مردم را سر میکوبیدید و
اجازهٔ کمترین سخنِ حقی در دفاع از حقوق انسانها نمیدادید، داشتید برای مداخلهٔ
خارجی فرش قرمز میانداختید. آن زمان که برای نشنیدن نصایح دلسوزان انگشت در گوش
میگذاشتید، داشتید با جهالت، گرانبهاترین فرصتهایتان را از دست میدادید. نوبت
شما هم آمد. از شما نیز جز داستانی باقی نماند؛ داستانی پر از خون و خشونت. دیگر
بس است. نه شما راهحلی برای هیچیک از بحرانهای کشور دارید و نه ملت چارهای جز
اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه. و نخواهید توانست فاجعهٔ هجدهم و نوزدهم دی را
تکرار کنید. این باری است که قوای نظامی و انتظامی دیر یا زود، و احتمالاً زود، از
برداشتنش سر باز خواهند زد. تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید تا
ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند.
مسیری که این همراهِ کوچکِ مردم برای این منظور پیشنهاد میکند،
برگزاری رفراندوم قانون اساسی با تشکیل جبههای فراگیر، متشکل از همهٔ سلایق ملی،
بر اساس سه اصلِ عدمِ مداخلهٔ خارجی، نفیِ استبدادِ داخلی و گذارِ دموکراتیکِ
مسالمتآمیز است؛ زیرا استقرار صلح و امنیت پایدار و نجات کشور از شرِ استبدادِ
حاکم، بر مبنای خواست و ارادهٔ ملت، تنها به دست مردم و بدون مداخلهٔ خارجی امکان
دارد.
خداوندا، فریادی را که بندگانِ مظلومت از صمیمِ ضمیر به درگاهت
میآورند، بشنو و دعایشان را برای ایرانی آزاد و آباد اجابت کن. این تنها تسلیتی
است که جانهای داغدارِ مردم ما را آرام میکند. و آن زمان که زندانیان آزاد میشوند،
اولینشان دینِ تو خواهد بود که از پسِ اسارتی طولانی در چنگِ دینفروشان، از نو
لبخندِ محمدیِ خورشید را میبیند.
برای ایران و بهویژه نسلِ نوخاستهٔ آن، سربلندی و بهروزی آرزو
میکنم.
میرحسین موسوی
۹ بهمن ۱۴۰۴
مهدی کروبی
وضعیت اسفبار امروز ایران، نتیجه سیاستهای ویرانگر آقای خامنهایست
راه برون رفت مسالمتامیز از این بحران یک همهپرسی آزاد است
انا لله وانا الیه راجعون
اینروزها سراسر ایران در غم، اندوه و ماتم جنایتیست که زبان و قلم از بیان ابعاد
آن قاصر است. بهراستی که بر این ماتم باید خون گریست. این فاجعه بزرگ را به همهی
خانوادههای معظم داغدار که در مظلومیت تمام حتی نگذاشتند مراسمی در شأن
عزیزانشان برگزار نمایند و نیز به مردم بزرگ ایران تسلیت میگویم و از خداوند
متعال برای همهی قربانیان رحمت و برای بازماندگان آنها طلب صبر و اجر میکنم.
و اما چند نکته؛
۱. اعتراض حق مردم و حفظ جان و تأمین امنیت شهروندان از وظایف
نهادهای امنیتی و انتظامی حکومت است. مسئولیت هرگونه کوتاهی در قبال امنیت و حضور
احتمالی عوامل بیگانه برعهده حکومت است. عمق فاجعه البته آنقدر عمیق است که هیچ
عذر و بهانهای برای توجیه و یا سرپوش گذاشتن بر این کشتار فجیع و بیرحمانه و
همچنین بیاحترامی به أجساد قربانیان قابل پذیرش نیست.
۲. روشن شدن ابعاد این جنایت از جمله آمار دقیق از جانباختگان،
مجروحین و آسیب دیدهها نیازمند هیاتی مستقل از نهادهای مدنی و افراد مورد وثوق
مردم است. مقامات قضایی هم لازم است به جای صدور کیفرخواستهای سیاسی و ابلاغ
احکام دیکته شده، زمینه رهایی و آزادی بدون قید و شرط مردم معترض را فراهم آورند.
۳. وضعیت اسفبار امروز ایران، نتیجه مستقیم دخالتها و سیاستهای
ویرانگر داخلی و بینالمللی آقای خامنهایست که یک نمونه آن اصرار بر پروژه
پرهزینه و بیحاصل هستهای و پیامدهای سنگین تحریمها در دو دهه گذشته بر کشور و
مردم است.
۴. ایشان پس از کشتار بیرحمانه مردم معترض به شرایط اسفبار
اقتصادی مدعی شدند اعتراض را به رسمیت میشناسند. این سخن ادعاییست نادرست، چراکه
وی تاکنون جز به طرفداران خود یا آتش به اختیارهایش اجازه صدور مجوزی برای تجمع
ندادهاند؟ در بهمن ۸۹ اینجانب و مهندس موسوی مطابق نص صریح
قانون اساسی از وزارت کشور درخواست راهپیمایی کردیم که سهم مردم در آن روز باتوم و
چماق و ضربوشتم و گلوله در کوچه و خیابانها بود و سهم ما فحاشی و هتاکی،
ویرانی خانه و کاشانه و سپس اعمال حصر و حبس خودسرانه.
۵. رسیدن به آزادی و دموکراسی در أراده بیدار یک ملت و یکی شدن
آنان تحقق پیدا خواهد کرد نه در بمبهای دول خارجی. ببینید با این ملت چه کردید که
بخش قابل توجهی از مردم حتی حاضر نیستند هشدارهای دلسوزانه و مشفقانه
صاحبنظران را نسبت به وخیمتر شدن أوضاع کشور در صورت مداخله نظامی خارجی بشنوند.
این همان ملتیست که در جنگ تحمیلی با ایثار و رشادت کمنظیرش تمامیت ایران را حفظ
کرد.
۶. تنها راه برون رفت مسالمتامیز از این بحران رجوع به مردم و به
رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت آنان در یک همهپرسی آزاد است.