۱۴۰۱ آذر ۲۰, یکشنبه
سیاست های سرکوب خامنه ای
اعلامیه مشترک احزاب و سازمان های مارکسیست – لنینیست - مائوئیست
بیایید مبارزات انقلابی
علیه تدارکات جنگ جهانی امپریالیستی را تکامل دهیم!
همه ی کشورهای امپریالیستی اعلام می کنند که مدافع آزادی،
دموکراسی و صلح جهانی هستند. همه ی آنها مدعی مبارزه علیه دیکتاتوری ها و تروریسم
بین المللی هستند، اما در واقع آنها بدترین دیکتاتورهای تروریست در جهان می باشند.
آنها در مورد صلح صحبت می کنند اما دیوانه وار برای یک جنگ جدید غارتگرانۀ جهانی
آماده می شوند. آنها صنعت تسلیحات را تقویت می کنند. آنها زرادخانههای خود را
افزایش می دهند. آنها ماشین های جنگی عظیم را عمدتاً به سمت اروپای شرقی بسیج می
کنند. آنها از جنگ های طولانی مدت علیه مردم فلسطین، سوریه و یمن پشتیبانی می کنند.
آنها در تنگه تایوان، در شبه جزیره کره، در دریای چین شرقی، در مرز اوکراین و
بلاروس، در مرز دریایی یونان و ترکیه، به آغاز جنگ های ارتجاعی جدید دامن می زنند.
ناتو که به وسیله ی امپریالیسم یانکی فرماندهی می شود، در اوکراین از طریق رژیم دست
نشانده کی یف، با ارتش مزدور، تسلیحات و فرماندهان نظامی خود، با قدرت نظامی
امپریالیسم روسیه مقابله می کند. هر دو طرف بهانه های ساختگی برای استفاده از سلاح
های هسته ای می سازند. تضادهای ذاتی امپریالیستی تا آنجا تشدید شده که جنگ جهانی
هسته ای جدید، دیگر یک خطر نهفته امپریالیستی محسوب نمی گردد، بلکه خطری قریب
الوقوع برای موجودیت جامعه جهانی و محل سکونت و زیست آن است.
سیستم امپریالیسم جهانی،
منحط و متلاشی شده، و در مسیر یک طرفه اجتناب ناپذیر خودش به سوی گورستان خود در
حال حرکت است. پیامدهای وحشتناک بحران اقتصادی حاد جهانی فزاینده را بر جامعه
تخلیه کرده و همراه با آن در تمامی قاره ها، بحران اجتماعی، محیط زیستی و بحران سلامتی
عمق و گسترش یافته است. برای امپریالیست های تشنه و سیری ناپذیر، [صرفا] بحران های
محیط زیستی، انحصار و انباشت سرمایه به قیمت استثمار جهانی کار اجتماعی، صادرات
رباخوری سرمایه مالی، نابودی طبیعت و غارت و چپاول کشورهای زیر ستم، کافی نیست.
بحران های حاصله از سیستم آنان، عمدتا بحران های اقتصادی به عنوان نمونه،
امپریالیستها را به تقسیم مجدد جهان از قبل تقسیم شده وادار میسازد. تقسیم جدیدی
که تنها با زور و نیروی اقتصادی، نیروی مالی، نیروی نظامی، نیروی جنگ جهانی بین
چند کشور امپریالیستی در حال زوال و سایر کشورهایی که برای هژمونی جهانی میجنگند،
به عنوان نتیجه ی قانون اجتناب ناپذیر توسعه نابرابر از کشورهای امپریالیستی به
دست می آید.
اما همان علل اقتصادی و
اجتماعی که امپریالیست ها را به طرف جنگ های غارتگرانه سوق می دهد، برای بردگان
سرمایه به شرایط مادی غیر قابل زندگی و غیرقابل تحمل تبدیل می شود، شرایط مادی که
طغیان و شورش، برای پرولتاریای استثمار شده، مردم، ملت ها و کشورهای تحت ستم
انحصارات و کشورهای امپریالیستی را به بار خواهد آورد. و بر جنبش بین المللی
کمونیستی است که آن را به سمت وجدان انقلابی سوق داده، شورشها را سازماندهی نموده
و به مبارزه ای انقلابی علیه دشمن مشترک، یعنی نظام سرکوب و استثمار کاپیتالیزم
جهانی تبدیل نماید.
بر کمونیست هاست که نمونه ای
از اتحاد و مبارزه انترناسیونالیستی را علیه کشتارهای جدید جهانی امپریالیستی،
تدارک بگیرند. سعی و تلاش خود را در پیوستن و هماهنگ ساختن برای ترویج مبارزات
انقلابی ارتش های پرولتری در سراسر کشورهای جهان علیه بسیج نیروها و سلاح هایی که
در خدمت جنگهای ارتجاعی قرار میگیرد، [دامن زنند] و با تمامی انقلابیون و بخش
های دموکراتیک جبهه مشترکی علیه رژیم های بدخواهی که با حمایت و تعهد نظامی
اربابان امپریالیستی بر سر اقتدار هستند، تشکیل دهند، فرمانروایان اپورتونیست
بدنام که زیر نام پرولتاریا و خلق ها از جناح های امپریالیستی در حالی که همه شان
دشمنان مرگبار و قسم خورده ستمدیده گان و استثمار شدگان جهانی هستند، پشتیبانی میکنند،
از ریشه طرد
نموده و به عنوان خائن محکوم نمایند. بی وقفه از مبارزات انقلابی رهبری شده به
وسیله ی کمونیست های واقعی مارکسیست – لنینیست – مائوئیست، عمدتا جنگ خلق در هند
که امروزه همراه با سایر جنگ های خلق، پیشتاز انقلاب جهانی پرولتاریا هستند و علیه
امپریالیسم و سگ های نگهبان ملی مرتجع شان، می رزمند، قاطعانه حمایت نمایند.
سرمایه داری امپریالیستی در
بحران است ! زنده باد سوسیالیسم و کمونیسم !
یا انقلاب جنگ را متوقف می
کند و یا جنگ، انقلاب را به راه خواهد انداخت !
کارگران و مردم جهان، علیه
امپریالیزم متحد شوید!
اول نوامبر 2022 میلادی
امضاء کنندگان:
اتحادیه کارگران کمونیست
(مارکسیست - لنینیست - مائوئیست) کلمبیا
کمیته ساختمان حزب کمونیست
مائوئیست گالیسیه
حزب مائوئیست کمونیست
ایتالیا
حزب کمونیست (مائوئیست)
افغانستان
گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
حزب کمونیست هند (مائوئیست)
حزب کمونیست نیپال ( اکثریت )
۱۴۰۱ آذر ۱۸, جمعه
متحدین خلق ایران و انقلاب ایران در جهان چه کسانی هستند؟
۱۴۰۱ آذر ۱۷, پنجشنبه
خامنه ای و جانیان دستگاه قضایی اش
۱۴۰۱ آذر ۱۶, چهارشنبه
نبرد مشترک دانشجویان و توده ها با ارتجاع در روز دانشجو
سومین روز از سه روز تاریخی در مبارزات آزادیخواهانه ی مردم ایران، روز 16 آذر بود. این روز در عمل از روز دانشجو به روز دانشجویان و توده ها تبدیل شد. یعنی نه همچون روزهایی که دانشجویان عموما در دانشگاه ها و به وسیله ی خودشان آن را بزرگ می داشتند و مبارزات خود را پیش می بردند، بلکه با توجه به قرارگرفتن آن در متن انقلاب دموکراتیک کنونی به روزی که روز مشترک دانشجویان و توده ها و یکی از روزهای بزرگ انقلاب بود ارتقا یافت. در پایان این روز بزرگ تلاش توده ها در تهران برای به هم پیوستن و برپا کردن یک گردهمایی بزرگ در میدان آزادی، که دشمن از هزار و یک راه مانع آن شد، ستایش انگیز بود.
شعارهای دانشجویان و توده ها
جدا از شعارهای دانشجویان و توده ها علیه حکومت به ویژه علیه بسیجی ها، شعارهای به نسبت تازه ای در برخی از گردهمایی های دانشجویان داده شد که« دانشجو، کارگر، اتحاد، اتحاد» و «ما فرزندان کارگرانیم، در کنارشان می مانیم» از آن زمره بود.
جدا از این شعارهای بسیار مهم، آنچه به نظر می رسد در جنبش دانشجویی نو است شعارهایی است که برای روشن کردن بیشتر دلایل مبارزه با حکومت مستبد داده می شود. پس از تسلط تقریبا مطلق شعار«زن، زندگی، آزادی» به عنوان شعار مرکزی در مراحلی از تکامل جنبش و نقش بسیار مهمی که این شعار در پیشرفت و تداوم انقلاب بازی کرد و می کند، نیاز به شعارهایی بود که بتوانند همپایه ی این شعار و دوشادوش آن عمل کرده و توده های بیشتری را گرد خود آورند.
شعار« فقر، فساد، گرونی، می ریم تا سرنگونی »یکی از مهم ترین این شعارها بود و به نظر می رسد که جنبش و انقلاب نیاز به شعارهای بیشتری همچون این شعار دارد تا لایه های میانی و پایینی توده های کارگر و کارمند زحمتکش و مزد بگیر، خواست های خود را در آنها ببینند و بیشتر جذب مبارزه و انقلاب شوند.
سیاست خامنه ای و سران پاسدارش در مورد روز دانشجو
سیاست خامنه ای و دولت پاسداران اش این بود که این روز را به نفع خود غصب کرده و اجازه ندهند این روز در دانشگاه ها و به وسیله ی دانشجویان مبارز و آزادیخواه برگزار شود. این بود که رئیسی و شیادان کثیف دیگر را به دانشگاه های کلیدی فرستادند تا در سالن هایی که تنها نیروهای خودشان حضور داشتند، این روز را در تصاحب خود و دانشجویان بسیجی هوادار خود در آورده و مبارزات دانشجویان مبارز و آزادیخواه را تحت الشعاع قرار دهند.
هدف دیگر آنها این بود که نیروهای هوادار خود یعنی بسیجی های دانشجو را در دانشگاه ها عمده کرده و در بوق و کرنا کنند که این ها بخش اصلی دانشجویان هستند و دانشجویان مبارز مشتی «اغتشاش گر فریب خورده» هستند؛ و بالاخره سومین هدف آنها این بود که به این دانشجویان بسیجی شان روحیه بدهند تا آنها بتوانند نقش خود را در سرکوب دانشجویان تداوم بخشند.
دیکتاتوری جانیان و ستمگران و موازین مبارزه ی ستمدیده گان
یکی از نکاتی که رئیسی جلاد در سخنرانی خود در دانشگاه با قیافه ای حق به جانب در مورد آن داد سخن داد این بود که در کردستان، توده ها کاسب شیرینی فروشی را که در سفر سالوسانه ی رئیسی به کردستان، به وی شیرینی تعارف کرده بود مجبور کردند که از عمل و رفتار خود انتقاد به عمل آورده و از توده های کردستان و ایران عذرخواهی کند. رئیسی جلاد آن گاه از این اقدام نتیجه گرفت که حکومت خامنه ای و خودش و سران پاسدار دیکتاتور نیستند! بلکه این مبارزین مخالف حکومت یا در واقع توده ها هستند که دیکتاتوری اعمال می کنند.
اگر از سخنان رئیسی جلاد که حکومت جمهوری اسلامی دیکتاتوری نیست بگذریم، نکته ی درستی دراشاره ی او وجود دارد. این که توده ها هم موازین و قوانین خود را در مبارزه داشته و آنها را اعمال می کنند؛ اما بر چه کسانی و به چه شکلی!
توده های ستمدیده ی کردستان چهل سال است به گونه ای مداوم مورد ستم ملی و مذهبی حکام کنونی هستند و به شدیدترین شکل ممکن زیر فشار استبداد مذهبی حاکم بر سراسر ایران قرار گرفته اند. چهل سال است که آدمکشان پاسدار چکمه های خود را روی گلوی خلق کرد گذاشته و نفس وی را بند آورده اند. چهل سال است که این جانیان جوانان کرد را می کشند و زندگی را به توده های زحمتکش کرد تنگ و تلخ می کنند. حال اگر یک کرد بیاید و به یکی از قاتلین حاکم و نماینده ی حکومت شیرینی بدهد جز این که خون این همه را لگد مال کند و بر زخم خلق ستمکش نمک بپاشد کاری نکرده است. روشن است که خلق طبق موازین و قوانین مبارزه ی توده ای از او خواهد خواست که یا آشکارا از خود انتقاد به عمل آورد و از رفتار نادرست خود عذرخواهی کند و یا این که مردم از مغازه ی وی خرید نخواهند کرد.
این رفتار نمی تواند دیکتاتوری خوانده شود، زیرا دیکتاتوری توده های ستمدیده و رنج کشیده که اکثریت اند( برخلاف دیکتاتوری ستمگران واستثمارگران که اقلیت اند) تنها بر علیه دشمنان خلق و خیانتکاران و آنها که به نوعی در خدمت دشمن خلق در می آیند اعمال می شود و نه در مورد توده های خلق.
موازین و قوانینی که در مورد اشتباه درون خود خلق وجود دارد از جنس دیگری است. این موازین بر آن است که اگر فردی از درون خلق که به هر دلیل اشتباه کرده است از خود آشکارا و در پیشگاه خلق انتقاد صادقانه به عمل آورد و قول دهد که اشتباه خود را جبران کرده و در عین حال تلاش خواهد کرد که دیگر چنین اعمالی از وی سر نزند، در مورد وی بخشش صورت خواهد گرفت و آغوش خلق برای وی باز خواهد بود.
مساله ی اعدام ها
تا کنون حکومت خامنه ای و سران پاسدار و دیگر جانیان اش بر کشتن استوار بوده است. اکنون نیز تنها کاری که آنها بلد هستند بازداشت، شکنجه، زندان کردن و اعدام کردن است. چهل سال از این راه حکومت شان را حفظ کرده اند و گمان می کنند که می توانند نه تنها چهل سال دیگر بلکه برای قرن ها با همین شیوه حکومت شان را حفظ کنند.
این است که سران جنایتکار دستگاه قضایی 16 نفر را به جرم کشتن یک بسیجی« محاکمه» می کنند و از این 16 نفر برای 5 نفر حکم اعدام می برند.
هدف اساسی صدور احکام اعدام و به دستور خامنه ای جفت و جور کردن اش به عنوان «قصاص» به چند دلیل است: نخست وحشت آفرینی و سرکوب جنبش جوانان و خلق و مجبور کردن آن ها به عقب نشینی؛ دوم پیشگیری از به درک واصل کردن نیروهای خامنه ای و در نهایت دست بردن به سلاح به وسیله ی جوانان و توده ها برای نبرد با دشمنی که در مقابل خلق بی سلاح مسلح است و تا می تواند می کشد؛ سوم برای پشتیبانی از نیروهای خودی بسیجی و سپاهی و اطلاعاتی که تعدادی از آنها به وسیله ی توده ها در مبارزات سه ماه اخیر به هلاکت رسیده اند.
اما خامنه ای و سران جنایتکار دستگاه قضایی این بار را کور خوانده اند. چنانچه دست به اجرای احکام صادره بزنند بی شک توده ها را به مقابله ی به مثل خواهند راند.
اگر در این مدت سه ماهه توده های مردم تعدادی ناچیز از نیروهای دشمن را به دیار نیستی فرستادند، چنانچه اعدامی صورت بگیرد خود به خود موجب افزون شدن کینه و نفرت خلق از حکومت جانیان و افروختن بیشتر شعله ی انقلاب خلق خواهد شد و بنابراین هم گستره ی مبارزات را بیشتر خواهد کرد و هم مبارزین را به سوی تلافی کردن و به هلاکت رساندن تعدادی بیشتری از نیروهای دشمن خواهد راند.
۱۴۰۱ آذر ۱۵, سهشنبه
دومین روز از سه روز بزرگ
کارگران دو کارخانه ی بزرگ ذوب آهن و سیمان سپاهان اصفهان می روند که برای خود به یک مرکز ثقل انقلابی تبدیل شوند!
کارگران ذوب آهن مدتی پیش اعتصاب خود را آغاز کردند. آنها در محوطه ی کارخانه به گونه ای منظم و با شکوه راهپیمایی کردند و شعارهای خود مانند« فکر نکنید امروزه، وعده ی ما هر روزه » و « مشکل ما حل نشه، کارخانه تعطیل می شه» را سر دادند.
در کنار آنها از امروز 15 آذرماه کارگران سیمان سپاهان اصفهان نیز دست به اعتصاب زدند. آنها سه نفر از مدیران کنونی کارخانه را که از اعضاء هولدینگ غدیر و از مزدوران سپاه پاسداران بودند از کارخانه بیرون کردند.
در مورد مبارزات طبقه ی کارگر باید گفت که با وجود پیشرفت هایی نسبت به دوران گذشته، هنوز بسیار جا دارد تا مبارزات کلان یک طبقه در حد و اندازه ی طبقه ی کارگر شود. در همین اصفهان کارخانه های بزرگ دیگر وجود دارند که هنوز پای اعتصاب نرفته اند و در آینده خواهند رفت.
در کل، دیر یا زود موج های تازه ی مبارزات کارگران در شهرهای بزرگ و صنعتی ما برخواهد خاست؛ موج هایی که یکی از یکی گسترده تر و توفنده تر خواهد بود. در این مبارزات سترگ، طبقه ی کارگر خود را باز خواهد یافت و همچون پتکی فولادین بر سر این حکومت متحجر و جنایتکار فرود خواهد آمد.
این ها سخنان یکی از کسانی است که از اعتصاب در شهر بانه در کردستان سخن می گوید و چه خوب می گوید.
او دلیل گفته ی خود را باز نبودن حتی یک مغازه در بانه ( احتمالا منظور داروخانه ها نیست)عنوان می کند. و این دلیلی است بس اقناع کننده! به راستی بانه با باز نبودن حتی یک مغازه می تواند الگویی باشد برای تمامی شهرهای ایران و برای تمامی کسبه و بازاریان.
به راستی اگر قرار باشد یک محل در سراسر ایران( به جز کردستان) به عنوان پیشروترین و پیگیرترین محل در مبارزه و انقلاب کنونی انتخاب گردد این محل اکباتان تهران خواهد بود.
جنبش دانشجویی دارای دو خصلت برجسته است که یکی خصلت ضد استبدادی، دموکراتیک و آزادیخواهانه و دیگری خصلت ضد امپریالیستی و استقلال طلبانه آن است.
رویدادهای مهم دانشجویی در ایران نشانگر این است که این دو خصات همواره وجود داشته است. گاه خصلت ضد استبدادی، دموکراتیک و آزادیخواهانه آن عمده شده و گاه خصلت ضد امپریالیستی و استقلال طلبانه آن.
جنبش دانشجویی از همان رویداد تاریخی برجسته نخستین خود یعنی 16 آذر1332خصلت برجسته ی ضد امپریالیستی و استقلال طلبانه خود را نشان داد. این رویداد فوق العاده پس از کودتای امپریالیستی - ارتجاعی 28 مرداد32 و در اعتراض به ورود نیکسون به ایران شکل گرفت؛ یعنی یکی از سران کشوری که کودتای ضد ملی را علیه دولت ملی مصدق و جنبش دموکراتیک و استقلال طلبانه مردم ایران سازمان داده بود، و اینک برای سان دیدن از جانب نوکران خود، شاه حقیر و سران مزدور کودتاگر ارتش به سرکردگی فضل الله زاهدی و گرفتن جشن پیروزی به ایران آمده بود.
در عین حال خود این مبارزه، روی دیگری هم داشت که همانا رویه ی ضد استبدادی، دموکراتیک و آزادیخواهانه آن بود؛ یعنی مبارزه علیه شاه و دم و دستگاه سلطنتی که با طرح ریزی های دستگاه های امنیتی آمریکا و انگلیس روی کار آمده بود.
به دستور نوکر و سگ زنجیری امپریالیست ها یعنی شاه سابق این جنبش به خون کشیده شد و سه مبارز دانشجو جان خود را از دست دادند و این روز به یاد مبارزه ی دانشجویان روز دانشجو خوانده شد.
به طور کلی، تلاشی که از جانب مستبدین و مرتجعین، خواه نوع شاهی و خواه نوع مذهبی آن صورت گرفته نشان می دهد که آنان تلاش می کنند که این خصلت ها را در این جنبش بکشند. هم اکنون حکومت جمهوری اسلامی می خواهد وجه ضد امپریالیستی آن را- و روشن است که بدون آن هویت انقلابی ای که در نزد دانشجویان دارد – رو آورد و برعکس دارودسته سلطنت تلاش می کنند وجه ضد استبدادی آن را - و باز هم بدون آن هویت انقلابی ای که در نزد دانشجویان دارد- برجسته کنند.
قطعا با توجه به وجود استبداد دینی و مذهبی حاکم، آن خصلتی که اکنون در جنبش دانشجویی عمده است همانا خصلت ضد استبدادی، دموکراتیک و آزادیخواهانه آن است. دانشجویان در مبارزه ی 16 آذر خود بی گمان این خصلت آن را برجسته خواهند کرد. اما آنها باید وجه غیر عمده ی آن را نیز به اندازه ی سهم اش در دوران کنونی یادآوری کنند تا سلطنت طلبان و مزدوران قدرت های امپریالیستی نتوانند پشت مبارزات دانشجویان پنهان شوند.