۱۴۰۱ آذر ۲۰, یکشنبه

سیاست های سرکوب خامنه ای

 
 
سیاست های سرکوب خامنه ای برای خاموش کردن جنبش توده ها
 
سیاست ضربات پی درپی و بی امان در مواقع فروکش نسبی انقلاب
باند جنایتکار خامنه ای و سران پاسدار در پی آن اند که سیاست سرکوب شدید و خونین خود را شدیدتر و خونین تر کنند. آنها تاکتیک ضربات با شدت هر چه بیشتر را برای به خاموشی راندن جنبش توده ها در پیش گرفته اند.  
سیاست های به کار رفته ی خامنه ای و سران پاسدارش در این سه ماه نخستین انقلاب نشان می دهد که آنها هنگامی که جنبش توده ها اوجی از نبرد خود را می گذراند و به گونه ای نسبی دچار افت شده و یا به بیانی دیگر امواج کوبنده ی انقلاب تا حدودی فروکش کرده و یا موقتا می خوابد، حملات وحشیانه تری را آغاز کرده و ضربات پی درپی وارد می کنند تا آن را به عقب رانده و جلوی امواج تازه و اوج گیری دوباره ی انقلاب را بگیرند. به اصطلاح از فرصتی که فرود نسبی جنبش برای آنها فراهم می کند استفاده کرده و با ضربات همه جانبه و بی امان و پی درپی به جنبش، آن را سرد و منفعل گردانند.
دو نمونه ی برجسته ی اخیر آن یکی اوج گیری جنبش به مناسبت سالگرد مبارزات آبان 98 در روزهای 24 و 25 و 26 آبان و همراه با آن نخستین اعتصاب بزرگ و همگانی کسبه و بازاریان و نیز کارگران برخی کارخانه های صنعتی بود که در پی آن حملات سنگینی از جانب سپاه پاسداران به مهاباد و دیگر شهرهای کردستان صورت گرفت؛ و دیگری همین سه روزی که به 16 آذر پایان یافت و آغاز اعدام ها یا در حقیقت به قتل رساندن بازداشتی های گروگان گرفته شده است.
تشدید سرکوب بخش های پیشرو جنبش
نگاهی به رویدادهای این سه ماهه در عین حال نشان می دهد که سیاست اساسی سرکوب از جانب حکومت، تمرکز گذاشتن روی بخش های پیشرو انقلاب و زدن ضربات شدید به آنها بوده است.
به راه انداختن کشتار در جمعه خونین بلوچ، حمله به دانشجویان دانشگاه شریف، حمله به مهاباد با آلات و ادوات سنگین جنگی، حملات پی درپی به دبیرستان ها، و در پی سه روز مبارزه ی اخیر زدن ضربات سخت به کسبه و بازاریان، مهم ترین اوج های سرکوب منظمی بوده است که حکومت خامنه ای و پاسداران اش پیش برده اند.
سیاست های سرکوب نتیجه ای اساسی برای خامنه ای به بار نیاورده است
از سوی دیگر هر چند که این ضربات به تمامی جنبش های آمده در بالا، زخم ها و آسیب هایی به جنبش وارد کرده است و به هر حال برخی از اجزا آن را از آن اوج پیشین تا حدودی و موقتا خارج کرده است، اما نه رژیم توانسته این سیاست را به گونه ای همه جانبه و مداوم به کار گیرد و نه توانسته از آنها به نفع خود نتیجه ی قابل توجهی بگیرد. آنچه در مقابل وی پس از این سرکوب ها سر برافراشته جنبشی گسترده تر و پیگیرتر بوده است.
برای نمونه جنبش بلوچ پس از جمعه ی خونین زاهدان و با حدود صد کشته نه تنها به خاموشی نرفت، بلکه متحدتر و همه جانبه تر و شدیدتر از پیش تداوم یافت و رهبران جنبش بلوچ گرایش های به نسبه رادیکال تری پیدا کردند. و یا یورش افسار گریخته ی پاسداران و اطلاعاتی های لباس شخصی به دانشگاه شریف و دیگر دانشگاه ها نه تنها نتوانست جنبش دانشجویی را به خاموشی کامل بکشاند، بلکه در مجموع آن را گسترده تر از پیش کرده و تداوم بخشید که نمونه ی آن همین جنبش سه روزه ای است که با 16 آذر پایان یافت. همین امر در مورد مهاباد و دیگر شهرهای کردستان صدق می کند، و قطعا در مورد پلمپ کردن مغازه های کسبه و بازاریان مبارز صدق خواهد کرد؛ یعنی جنبش کسبه و بازاریان را رادیکال تر و بادوام تر خواهد کرد.
فعال کردن تمامی ارگان ها برای سرکوب
جدا از این سیاست ضربات سنگین به نیروهایی که پیشروترین بخش های جنبش هستند، سیاست سرکوب شدید و کوبنده تلاش کرده است تمامی امکانات خود را فعال کند و در عین حال ضربات پی درپی و ممتدی به جنبش وارد کرده تا آن را تب و تاب بیندازد و یاس و ناامیدی را بر توده های مردم چیره گرداند.
های و هوی نمایندگان اختلاس گر و مفت خور و جانی مجلس خامنه ای در مورد شدت بخشیدن به سرکوب و تقاضای آنها از دستگاه قضایی برای اعدام کردن جوانان مبارز، فعال کردن دستگاه قضایی و قاضی های جنایتکار و در پیش گرفتن سیاست به قتل رساندن جوانان پیشرو جنبش با نسبت دادن جرم های واهی به آنها، بخشی از این سیاست است. احتمالا تنها بخش های باقی مانده از سیاست تشدید سرکوب وحشیانه و همه جانبه و بی امان، به کار گرفتن آشکار حکومت نظامی و بستن توده ها به رگبار از زمین و آسمان و ایجاد فجایع جدید است. سیاست هایی که بی تردید با شکست روبرو خواهند شد.  
مبارزه ی موضعی و مبارزه ی پایدار
در مقابل سیاست سرکوب شدید و همه جانبه و بی امان، جنبش و انقلاب توده ها باید سیاستی با دو وجه داشته باشد: سیاست مقابله ی بخشی یا موضعی و مقابله ی پایدار و درازمدت.
منظور از مقابله ی موضعی، دست زدن به نبرد در اشکال گوناگون آن با سیاست های بخشی حکومت همچون اعدام یا در واقع به قتل رساندن پیشروان جنبش به وسیله ی دستگاه جنایتکار قضایی است. و منظور از مقابله ی پایدار یا دراز مدت دنبال کردن هدف اساسی جنبش و انقلاب یعنی فعال کردن تمامی طبقات در مبارزه و نیز ایجاد تمامی راه ها و اشکال مبارزه برای سرنگونی نهایی حکومت است.
در مورد مبارزه ی موضعی به نظر می رسد که می توان شکل های بی نهایت گوناگونی را دنبال کرد که از مبارزه در فضای مجازی تا اعتصاب ها و مبارزه در خیابان ها را شامل می شود. هدف از مبارزه ی بخشی و موضعی، ایجاد مانع در اجرای سیاست های معینی در سرکوب از جانب حکومت، ناتوان و فلج کردن حکومت در پیش بردن سیاست های سرکوب خود و به تجزیه کشاندن نیروهای آن است.
اما این مبارزه ی بخشی و موضعی با سیاست هایی که در دستگاه حاکم در مقاطع و مراحلی عمده می شود نباید همه ی کار انقلاب را به گونه ای به خود اختصاص دهد که ابتکار عمل در دست حکومت قرار گیرد. به این معنا که آنها سیاست و اشکال معینی را در سرکوب پیش گیرند و جنبش نیز بخواهد صرفا مقابل آن اشکال سرکوب بایستند. در چنین مسیری ابتکار در دست حکومت قرار خواهد گرفت و حرکات جنبش توده ها صرفا عکس العملی خواهد بود در مقابل سیاست های سرکوب حکومت.
بنابراین جنبش باید ضمن ایستاده گی مقابل اشکال معین سرکوب حکومت و مبارزه ی شدید و همه جانبه با آنها، وجه دیگر و اساسی تر خود یعنی مقابله ی پایدار و درازمدت برای تحقق هدف اساسی خود را که سرنگونی حکومت جنایتکار است تداوم بخشد و هر گونه مبارزه ی بخشی و موضعی و ایستادن در مقابل سیاست معینی در اشکال سرکوب حکومت را به عنوان جزیی مهم در خدمت سازمان دادن تمامی نیروهای جنبش برای تحقق مبارزات و اهداف دراز مدت در آورد. برای تحقق چنین هدفی اولا باید تمامی نیروهایی که باید در این مبارزه فعال شوند، فعال کند و از سوی دیگر شرایط درازمدت شدن مبارزات آنها را فراهم کند.
برای نمونه باید به پشتیبانی همه جانبه از اعتصاب کسبه و بازاریان و از جمله تقابل با همین پلمپ کردن مغازه های آنها و یا پشتیبانی از اعتصاب رانندگان کامیون و یا اعتصاب کارگران دست زند و به گونه ای جامع از آنها پشتیبانی کند و یا با سیاست اعدام ها با تمامی اشکال ممکن مبارزه به مقابله برخیزد و در در عین حال بر بستر این مبارزات موضعی شرایط تحقق اعتصاب های همگانی( و یا گردآمدن صدها هزار نفری یا میلیونی) و در نهایت شورش ها و قیام های مسلحانه را فراهم کند.
باید توجه کرد که نیروهای انقلاب کنونی تمامی طبقات انقلابی و دموکرات جامعه هستند و از یک سو همه ی این طبقات باید تا آنجا که ممکن است فعال شوند و از سوی دیگر تمامی راه ها وشکل های مبارزه بسته به نقش آنها در پاسخ دادن به شرایط خاص و یا عام جنبش به کار گرفته شوند.
مرگ بر خامنه ای
مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد توده های مبارز
زنده باد انقلاب
برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر
            گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
20 آذرماه 1401

اعلامیه مشترک احزاب و سازمان های مارکسیست – لنینیست - مائوئیست


بیایید مبارزات انقلابی علیه تدارکات جنگ جهانی امپریالیستی را تکامل دهیم!

همه ی کشورهای امپریالیستی اعلام می کنند که مدافع آزادی، دموکراسی و صلح جهانی هستند. همه ی آنها مدعی مبارزه علیه دیکتاتوری ها و تروریسم بین المللی هستند، اما در واقع آنها بدترین دیکتاتورهای تروریست در جهان می باشند. آنها در مورد صلح صحبت می کنند اما دیوانه وار برای یک جنگ جدید غارتگرانۀ جهانی آماده می شوند. آنها صنعت تسلیحات را تقویت می کنند. آنها زرادخانه‌های خود را افزایش می دهند. آنها ماشین های جنگی عظیم را عمدتاً به سمت اروپای شرقی بسیج می کنند. آنها از جنگ های طولانی مدت علیه مردم فلسطین، سوریه و یمن پشتیبانی می کنند. آنها در تنگه تایوان، در شبه جزیره کره، در دریای چین شرقی، در مرز اوکراین و بلاروس، در مرز دریایی یونان و ترکیه، به آغاز جنگ های ارتجاعی جدید دامن می زنند. ناتو که به وسیله ی امپریالیسم یانکی فرماندهی می شود، در اوکراین از طریق رژیم دست نشانده کی یف، با ارتش مزدور، تسلیحات و فرماندهان نظامی خود، با قدرت نظامی امپریالیسم روسیه مقابله می کند. هر دو طرف بهانه های ساختگی برای استفاده از سلاح های هسته ای می سازند. تضادهای ذاتی امپریالیستی تا آنجا تشدید شده که جنگ جهانی هسته ای جدید، دیگر یک خطر نهفته امپریالیستی محسوب نمی گردد، بلکه خطری قریب الوقوع برای موجودیت جامعه جهانی و محل سکونت و زیست آن است.

سیستم امپریالیسم جهانی، منحط و متلاشی شده، و در مسیر یک طرفه اجتناب ناپذیر خودش به سوی گورستان خود در حال حرکت است. پیامدهای وحشتناک بحران اقتصادی حاد جهانی فزاینده را بر جامعه تخلیه کرده و همراه با آن در تمامی قاره ها، بحران اجتماعی، محیط زیستی و بحران سلامتی عمق و گسترش یافته است. برای امپریالیست های تشنه و سیری ناپذیر، [صرفا] بحران های محیط زیستی، انحصار و انباشت سرمایه به قیمت استثمار جهانی کار اجتماعی، صادرات رباخوری سرمایه مالی، نابودی طبیعت و غارت و چپاول کشورهای زیر ستم، کافی نیست. بحران های حاصله از سیستم آنان، عمدتا بحران های اقتصادی به عنوان نمونه، امپریالیست‌ها را به تقسیم مجدد جهان از قبل تقسیم شده وادار می‌سازد. تقسیم جدیدی که تنها با زور و نیروی اقتصادی، نیروی مالی، نیروی نظامی، نیروی جنگ جهانی بین چند کشور امپریالیستی در حال زوال و سایر کشورهایی که برای هژمونی جهانی می‌جنگند، به عنوان نتیجه ی قانون اجتناب ناپذیر توسعه نابرابر از کشورهای امپریالیستی به دست می آید.

اما همان علل اقتصادی و اجتماعی که امپریالیست ها را به طرف جنگ های غارتگرانه سوق می دهد، برای بردگان سرمایه به شرایط مادی غیر قابل زندگی و غیرقابل تحمل تبدیل می شود، شرایط مادی که طغیان و شورش، برای پرولتاریای استثمار شده، مردم، ملت ها و کشورهای تحت ستم انحصارات و کشورهای امپریالیستی را به بار خواهد آورد. و بر جنبش بین المللی کمونیستی است که آن را به سمت وجدان انقلابی سوق داده، شورش‌ها را سازماندهی نموده و به مبارزه ای انقلابی علیه دشمن مشترک، یعنی نظام سرکوب و استثمار کاپیتالیزم جهانی تبدیل نماید.

بر کمونیست هاست که نمونه ای از اتحاد و مبارزه انترناسیونالیستی را علیه کشتارهای جدید جهانی امپریالیستی، تدارک بگیرند. سعی و تلاش خود را در پیوستن و هماهنگ ساختن برای ترویج مبارزات انقلابی ارتش های پرولتری در سراسر کشورهای جهان علیه بسیج نیروها و سلاح هایی که در خدمت جنگ‌های ارتجاعی قرار می‌گیرد، [دامن زنند] و با تمامی انقلابیون و بخش های دموکراتیک جبهه مشترکی علیه رژیم های بدخواهی که با حمایت و تعهد نظامی اربابان امپریالیستی بر سر اقتدار هستند، تشکیل دهند، فرمانروایان اپورتونیست بدنام که زیر نام پرولتاریا و خلق ها از جناح های امپریالیستی در حالی که همه شان دشمنان مرگبار و قسم خورده ستمدیده گان و استثمار شدگان جهانی هستند، پشتیبانی می‌کنند، از ریشه طرد نموده و به عنوان خائن محکوم نمایند. بی وقفه از مبارزات انقلابی رهبری شده به وسیله ی کمونیست های واقعی مارکسیست – لنینیست – مائوئیست، عمدتا جنگ خلق در هند که امروزه همراه با سایر جنگ های خلق، پیشتاز انقلاب جهانی پرولتاریا هستند و علیه امپریالیسم و سگ های نگهبان ملی مرتجع شان، می رزمند، قاطعانه حمایت نمایند.

سرمایه داری امپریالیستی در بحران است ! زنده باد سوسیالیسم و کمونیسم !

یا انقلاب جنگ را متوقف می کند و یا جنگ، انقلاب را به راه خواهد انداخت !

کارگران و مردم جهان، علیه امپریالیزم متحد شوید!

اول نوامبر 2022 میلادی

امضاء کنندگان:

اتحادیه کارگران کمونیست (مارکسیست - لنینیست - مائوئیست) کلمبیا

کمیته ساختمان حزب کمونیست مائوئیست گالیسیه

حزب مائوئیست کمونیست ایتالیا

حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان

گروه مائوئیستی راه سرخ ایران

حزب کمونیست هند (مائوئیست)

حزب کمونیست نیپال ( اکثریت )

۱۴۰۱ آذر ۱۸, جمعه

متحدین خلق ایران و انقلاب ایران در جهان چه کسانی هستند؟

 
متحدین خلق ایران و انقلاب ایران در جهان چه کسانی هستند؟
 
کشتن محسن شکاری به وسیله ی خامنه ای و قضات جنایتکارش موجب شد که واکنش هایی در محکوم کردن آن در جهان و پشتیبانی از خلق ایران به وجود آید. این واکنش ها و پشتیبانی ها را  باید به دو بخش تفسیم کرد:
واکنش و پشتیبانی دولت های امپریالیستی و ارتجاعی و واکنش و پشتیبانی توده های مردم این کشورها.

دولت های امپریالیستی و ارتجاعی متحدان واقعی خلق ایران نیستند
در مورد دولت ها به ویژه دولت های امپریالیستی می دانیم که این ها جز به دنبال منافع اقتصادی و سیاسی امپریالیستی خود نیستند. از دیدگاه آنها دولت جمهوری اسلامی در صورتی که برخی اصلاحات در داخل کشور انجام دهد به گونه ای که توده های مردم سرشان به زندگی شان گرم شود و نارضایتی های جاری موجب نگردد که هر دم در این کشور جنبشی به پا شود و همچنین حکومت خامنه ای و پاسداران اش دست از برخی بازی ها و زیاده روی خود در منطقه بردارند و در چارچوب منافع آنها عمل کنند، دولتی باب طبع شان خواهد بود.
از نظر آنها ایراد جمهوری اسلامی همین هاست. و اگر این ایراد ها رفع گردد و فضای امن برای سرمایه گذاری که عموما نیازمند سکوت قبرستانی است آماده گردد آنها می توانند سرمایه هاشان را داخل ایران بریزند و به یاری جمهوری اسلامی برخیزند. بیخود نبود که اوباما با امضای برجام  دلارها و سرمایه های کشورهای امپریالیستی را روانه ایران کرد.
از نظر این دولت ها باید در برخورد با جمهوری اسلامی با احتیاط بود زیرا هر آن ممکن است که جمهوری اسلامی در تقابل با امپریالیست های غربی به سوی امپریالیسم روسیه و نواستعمارگران چین برود و جزیی از بلوک آنها گردد. امری که از نظر دولت های امپریالیستی موجب می گردد که «منافع اقتصادی آنها در ایران» و منطقه به خطر بیفتد.
از سوی دیگر آنها زمانی به طور کامل از پشتیبانی جمهوری اسلامی دست برمی دارند که مطمئن باشند که این حکومت دوام نخواهد یافت و سرنگون خواهد شد. تازه در چنین صورتی هم می خواهند دولت بعدی را خودشان انتخاب کنند و به خورد طبقه ی کارگر و توده های زحمتکش ایران بدهند.
 آنها سازمان ها و گروه هایی همچون سلطنت طلبان و جمهوری خواهان هوادار خودشان و برخی دیگر از گروه ها را در آب نمک خوابانده اند و از آنها در اوضاع و احوال عادی همچون گروه های فشار علیه جمهوری اسلامی و برای امتیاز گرفتن استفاده می کنند و در شرایطی هم که حکومت رفتنی به نظر می رسد آنها را همچون نیروهایی که می توانند جایگزین جمهوری اسلامی شوند رو می آورند. در چنین اوضاع و احوالی دیدارهایی با برخی از سران و افراد این جریان ها برگزار می کنند تا مثلا آن ها را چهره کنند و به عنوان نمایندگان مقبول ملت ایران رسمیت بخشند و در شرایط مقتضی آنها را دولت جایگزین اعلام کنند(متقابلا همین نیروهای مرتجع دست نشانده هستند که دنبال امپریالیست ها راه افتاده اند و موس موس می کنند تا این قدرت ها کاری کنند و این مزدوران را در ایران به قدرت برسانند).
بنابراین دولت های مزبور می خواهند«هم از توبره بخورند و هم از آخور». در کل و در چارچوب موازین انقلاب آزادیخواهانه، دموکراتیک و ضدامپریالیستی ایران می توان نه از حرف های و برخی از اعمال بی رنگ و بو و خاصیت شان، بلکه از آن کارهای عملی ای سودمندی که علیه جمهوری اسلامی می کنند پشتیبانی کرد و از آنها به نفع رشد انقلاب بهره گرفت. اما این امر نیازمند مبارزه ی مداوم هم با سازشکاری هاشان و زد و بندهایی زیرمیزی شان با جمهوری اسلامی است و هم نیازمند افشای برنامه هایی که هدف شان درست کردن یک جایگزین برای جمهوری اسلامی به جای انتخاب حقیقی ملت ایران است؛ و این ها به شرطی است که آن ها نخواهند تغییر رژیم در ایران را به یاری لشکرکشی نظامی انجام دهند.

متحد واقعی خلق ایران طبقه ی کارگر و توده های زحمتکش کشورهای امپریالیستی و ارتجاعی است
اما در مورد توده های مردم کشورهای امپریالیستی و ارتجاعی:
این ها متحدان واقعی خلق ایران و انقلاب ایران هستند و هدف طبقه ی کارگر و کمونیست ها و دموکرات های انقلابی ایران باید جلب پشتیبانی نظری و عملی آنها باشد. چرا که انقلاب ایران و توده های مردم ایران نیازمند پشتیبانی بین المللی است و توده های زحمتکش کشورهای امپریالیستی و ارتجاعی یعنی در درجه ی نخست طبقه ی کارگر و کشاورزان و زنان و جوانان طبقات زحمتکش و میانی می توانند آگاهانه و از ته دل پشتیبان ملت ایران و انقلاب ایران باشند و خلق ایران نیز می تواند متقابلا به آنها اعتماد کند و از پشتیبانی آنها به نفع پیشرفت و تکامل انقلاب بهره گیرد.
درود بر مبارزه ی توده های استثمار شده و ستمدیده ی ایران
درود بر مبارزات توده های استثمار شده و ستمدیده ی جهان
مرگ بر خامنه ای
مرگ بر جمهوری اسلامی
برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر
 
گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
18 آذر 1401

۱۴۰۱ آذر ۱۷, پنجشنبه

خامنه ای و جانیان دستگاه قضایی اش

 
 
خامنه ای و جانیان دستگاه قضایی اش
 
همان گونه که می شد حدس زد خامنه ای و جانیانی که بر دولت و مجلس و دستگاه قضای کشور حاکم اند باید پس از سه روز بزرگ و تاریخی در انقلاب خلق، زهر خود را به شکلی بر این جنبش می ریختند و اجازه نمی دادند که توده ها از برگزاری اعتصاب ها و مبارزات خیابانی و دیگر شکل های مبارزه ی خود، احساس رضایت کنند.
این ها را این بس نبود که در این مدت حدودا سه ماهه ی انقلاب، نزدیک به 500 نفر را از زن و مرد و جوان و کودک که برخی شان حتی در مبارزات نبودند و بسیجی هم نکشته بودند، کشتند(و این چه فرقی با اعدام کردن دارد؟) نزدیک به بیست هزار نفر را به گروگان گرفتند و بسیاری را شکنجه و بسیاری را نیز کور و ناقص کردند.
و این نیز بس نبود که  در همین سه روز باز عده ای از جوانان ما را کشتند و بسیاری را نیز روانه ی زندان ها کردند؛ پس برای این که مبارزات سه روزه را که نتوانستند مانع برگزاری اش شوند - و همین هم موجب حرص و یاس شان شده است- به کام توده ها زهر گردانند باید کسی را اعدام کرده و زمینه ی اعدام های دیگر را نیز فراهم می کردند.
این بود که جانیان و آدمکشان دستگاه قضا به دستور خامنه ای، حکم اعدام محسن شکاری 23 ساله یکی از مبارزین جنبش آزادیخواهانه و دموکراتیک خلق را به اجرا در آوردند.
تا چه شود؟ تا شاید این بار توده ها و جوانان دچار ترس و وحشت شوند و مبارزات خود را ادامه ندهند و اجازه دهند تا خامنه ای و سپاه پاسداران و دیگر دزدان ثروت و قدرت خود را حفظ کنند و به حکومت کثیف و ننگین خود ادامه دهند.
آنان نمی توانند ببینند که نتیجه ی 40 سال کشتارشان این انقلاب بوده است که مقابل شان سبز شده است، باز هم راه های رفته را امتحان می کنند. نمی توانند ببینند که این سه ماه کشته اند و باز جنبش را رشد یافته تر از پیش مقابل خود دیده اند. کشتار تنها سلاحی است که در دست دارند و می کشند به این امید واهی که شاید به نتیجه انجامد و توده ها دست از مبارزه بردارند و به خانه های خود بازگردند. 
آنچه در شرایط کنونی برای حکومت جهل و جنایت مهم است این است که در مبارزه ی جاری کم نیاورد و ابتکار عمل را از دست ندهد. و این در حالی است که جنبش توده ها بی مهابا در حال پیشرفت است و بنابراین دیر یا زود ابتکار عمل را از دست حکام جانی بیرون خواهد آورد و در دستان خود خواهد گرفت. 
اتحاد و یک پارچه گی بی مانند در اعتصاب بزرگ کسبه و بازاریان در سراسر ایران و پشتیبانی توده های مردم از آنان ضربه ای هولناک به خامنه ای و پاسداران اش بود. آنها گمان نمی کردند که با این حکومت پلیسی و نظامی و این همه فشار، کسبه و بازاریان در کنار توده ها به مبارزه ی خود ادامه داده و مبارزه را چنین سترگ پیش برند.
 از آن سوی آنان به خوبی می دانستند که روز دانشجو را غصب کرده اند و چنانچه وضع را بدان سان که کنترل کردند نمی کردند مبارزه دانشجویان با حکومت در دانشگاه ها به یکی از باشکوه ترین مبارزات تبدیل می شد.
و بالاخره آن اقدام توده ها در تهران برای این که به گونه ای صدها هزار نفری و میلیونی در آزادی گرد آیند و ضربه ی سنگین دیگری بر فرق این جانیان خبیث وارد کنند، به کلی گیح و داغان شان کرد.
این است که دست به این اعدام زدند تا شاید آب رفته به جوی بازگردد؛ تا شایدهنگامی که چشم در چشم توده ها می دوزند یاس و ناامیدی از تداوم مبارزه و گرایش به عقبگرد و انفعال را در آنها ببینند.
 روشن است که در مبارزه ی بین توده ها و حکومت در دست داشتن ابتکارعمل یکی از مهم ترین نکات است. تا زمانی که ابتکارعمل در دست حکومت خامنه ای است، آن ها هستند که سوارند و موقعیت برتر را دارند. اما اگر وضع چرخش کند و ابتکارعمل در مبارزه به دست توده ها بیفتد آن گاه دیگر باید خامنه ای «فاتحه» ی حکومت خود را بخواند.
مبارزه و خلاقیت های این سه روز نشان داد که جنبش و انقلاب توده ها در حال گرفتن ابتکارعمل از دست حکومت است. انگار که نوازنده گان انقلاب یک به یک دارند وارد می شوند، انگار سازهای کوک شده و آماده می شوند و انگارکه همه چیز دارد جمع و جور می شود و به زیر رهبری واحدی در می آید و دیری نخواهد گذشت که سمفونی انقلاب تمامی سازهای خود را در همنوایی با یکدیگر به صدا در خواهد آورد.
جدا از جواب ضربه را با ضریه دادن و با دشمن توده ها رفتاری را پیشه کردن که او با توده ها می کند، جنبش توده ها باید پرحوصله بوده و صبورانه و با متانتی انقلابی به راه خود ادامه دهد.
چنانچه اعتصاب طبقه ی کارگر تمامی مراکز صنعتی را در بر گیرد و نیز اعتصاب کارکنان دولت آغاز گردد و دیگر لایه های میانی و مرفه جامعه دست به اعتصاب بزنند، آن گاه شکی نیست که ابتکارعمل به دست توده ها خواهد افتاد و جنبش وارد شمارش معکوس برای سرنگونی حکومت خامنه ای خواهد شد.
در شرایط کنونی بزرگ ترین خطری که جنبش و انقلاب را تهدید می کند فکر پیروزی زودهنگام با دشمنی به این حد ددمنش است. اگر جنبش خلق می توانست همین فردا حکومت را سرنگون کند بسیار خوب بود اما این امری است که با واقعیات تطبیق نمی کند. آنها تا خرخره مسلح اند و تمامی دستگاه های سرکوب را در دست های خود متمرکز کرده اند و تمامی آنها را نیز فعال گردانیده اند.
انقلاب فرایندی پیچیده و با زیر و بم است. اعتصاب های کنونی نشان داده است که می توانند گسترش یابند و تمامی طبقات مردمی جامعه را در برگیرند. اگر جنبش در کمتر از سه ماه به وضع کنونی رسیده است و چنین اتحادی بین خلق ایجاد کرده است و چنین اشکال ترکیبی از مبارزه را ایجاد کرده است، می توان تصور کرد در ماه های آتی هم تمامی این داشته های خود را تکامل خواهد داد و هم با سرعتی به مراتب فزونتر پیشرفت خواهد کرد.
باید بر مبنای چشم اندازی باز حرکت کرد و در عین این که هر گونه حرکت جنایتکارانه  از جانب خامنه ای و دستگاه های سرکوب اش را با واکنشی معقول و درخور پاسخ داد با صبر و حوصله شرایط پیشرفت انقلاب را در خطوط اصلی آن آماده کرد و به آنها تحقق بخشید.
 
مرگ بر سران جنایتکاردستگاه قضایی
مرگ بر مجلس خامنه ای
مرگ بر دولت رئیسی
زنده باد انقلاب
برقرارباد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر
 گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
18آذرماه 1401

۱۴۰۱ آذر ۱۶, چهارشنبه

نبرد مشترک دانشجویان و توده ها با ارتجاع در روز دانشجو

 
نبرد مشترک دانشجویان و توده ها با ارتجاع در روز دانشجو
 
سومین روز تاریخی
سومین روز از سه روز تاریخی در مبارزات آزادیخواهانه ی مردم ایران، روز 16 آذر بود. این روز در عمل از روز دانشجو به روز دانشجویان و توده ها تبدیل شد. یعنی نه همچون روزهایی که دانشجویان عموما در دانشگاه ها و به وسیله ی خودشان آن را بزرگ می داشتند و مبارزات خود را پیش می بردند، بلکه با توجه به قرارگرفتن آن در متن انقلاب دموکراتیک کنونی به روزی که روز مشترک دانشجویان و توده ها و یکی از روزهای بزرگ انقلاب بود ارتقا یافت. در پایان این روز بزرگ تلاش توده ها در تهران برای به هم پیوستن و برپا کردن یک گردهمایی بزرگ در میدان آزادی، که دشمن از هزار و یک راه مانع آن شد، ستایش انگیز بود.
شعارهای دانشجویان و توده ها
جدا از شعارهای دانشجویان و توده ها علیه حکومت به ویژه علیه بسیجی ها، شعارهای به نسبت تازه ای در برخی از گردهمایی های دانشجویان داده شد که« دانشجو، کارگر، اتحاد، اتحاد» و «ما فرزندان کارگرانیم، در کنارشان می مانیم» از آن زمره بود.
جدا از این شعارهای بسیار مهم، آنچه به نظر می رسد در جنبش دانشجویی نو است شعارهایی است که برای روشن کردن بیشتر دلایل مبارزه با حکومت مستبد داده می شود. پس از تسلط تقریبا مطلق شعار«زن، زندگی، آزادی» به عنوان شعار مرکزی در مراحلی از تکامل جنبش و نقش بسیار مهمی  که این شعار در پیشرفت و تداوم انقلاب بازی کرد و می کند، نیاز به شعارهایی بود که بتوانند همپایه ی این شعار و دوشادوش آن عمل کرده و توده های بیشتری را گرد خود آورند.
شعار« فقر، فساد، گرونی، می ریم تا سرنگونی »یکی از مهم ترین این شعارها بود و به نظر می رسد که جنبش و انقلاب نیاز به شعارهای بیشتری همچون این شعار دارد تا لایه های میانی و پایینی توده های کارگر و کارمند زحمتکش و مزد بگیر، خواست های خود را در آنها ببینند و بیشتر جذب مبارزه و انقلاب شوند.
سیاست خامنه ای و سران پاسدارش در مورد روز دانشجو
سیاست خامنه ای و دولت پاسداران اش این بود که این روز را به نفع خود غصب کرده و اجازه ندهند این روز در دانشگاه ها و به وسیله ی دانشجویان مبارز و آزادیخواه برگزار شود. این بود که رئیسی و شیادان کثیف دیگر را به دانشگاه های کلیدی فرستادند تا در سالن هایی که تنها نیروهای خودشان حضور داشتند، این روز را در تصاحب خود و دانشجویان بسیجی هوادار خود در آورده و مبارزات دانشجویان مبارز و آزادیخواه را تحت الشعاع  قرار دهند.
هدف دیگر آنها این بود که  نیروهای هوادار خود یعنی بسیجی های دانشجو را در دانشگاه ها عمده کرده و در بوق و کرنا کنند که این ها بخش اصلی دانشجویان هستند و دانشجویان مبارز مشتی «اغتشاش گر فریب خورده» هستند؛ و بالاخره سومین هدف آنها این بود که به این دانشجویان بسیجی شان روحیه بدهند تا آنها بتوانند نقش خود را در سرکوب دانشجویان تداوم بخشند.
دیکتاتوری جانیان و ستمگران و موازین مبارزه ی ستمدیده گان
یکی از نکاتی که رئیسی جلاد در سخنرانی خود در دانشگاه با قیافه ای حق به جانب در مورد آن داد سخن داد این بود که در کردستان، توده ها کاسب شیرینی فروشی را که در سفر سالوسانه ی رئیسی به کردستان، به وی شیرینی تعارف کرده بود مجبور کردند که از عمل و رفتار خود انتقاد به عمل آورده و از توده های کردستان و ایران عذرخواهی کند. رئیسی جلاد آن گاه از این اقدام نتیجه گرفت که حکومت خامنه ای و خودش و سران پاسدار دیکتاتور نیستند! بلکه این مبارزین مخالف حکومت یا در واقع توده ها هستند که دیکتاتوری اعمال می کنند.
اگر از سخنان رئیسی جلاد که حکومت جمهوری اسلامی دیکتاتوری نیست بگذریم، نکته ی درستی دراشاره ی او وجود دارد. این که توده ها هم موازین و قوانین خود را در مبارزه داشته و آنها را اعمال می کنند؛ اما بر چه کسانی و به چه شکلی!
توده های ستمدیده ی کردستان چهل سال است به گونه ای مداوم مورد ستم ملی و مذهبی حکام کنونی هستند و به شدیدترین شکل ممکن زیر فشار استبداد مذهبی حاکم بر سراسر ایران قرار گرفته اند. چهل سال است که آدمکشان پاسدار چکمه های خود را روی گلوی خلق کرد گذاشته و نفس وی را بند آورده اند. چهل سال است که این جانیان جوانان کرد را می کشند و زندگی را به توده های زحمتکش کرد تنگ و تلخ می کنند. حال اگر یک کرد بیاید و به یکی از قاتلین حاکم و نماینده ی حکومت شیرینی بدهد جز این که خون این همه را لگد مال کند و بر زخم خلق ستمکش نمک بپاشد کاری نکرده است. روشن است که خلق طبق موازین و قوانین مبارزه ی توده ای از او خواهد خواست که یا آشکارا از خود انتقاد به عمل آورد و از رفتار نادرست خود عذرخواهی کند و یا این که مردم از مغازه ی وی خرید نخواهند کرد.
این رفتار نمی تواند دیکتاتوری خوانده شود، زیرا دیکتاتوری توده های ستمدیده و رنج کشیده که اکثریت اند( برخلاف دیکتاتوری ستمگران واستثمارگران که اقلیت اند) تنها بر علیه دشمنان خلق و خیانتکاران و آنها که به نوعی در خدمت دشمن خلق در می آیند اعمال می شود و نه در مورد توده های خلق.
موازین و قوانینی که در مورد اشتباه درون خود خلق وجود دارد از جنس دیگری است. این موازین بر آن است که اگر فردی از درون خلق که به هر دلیل اشتباه کرده است از خود آشکارا و در پیشگاه خلق انتقاد صادقانه به عمل آورد و قول دهد که اشتباه خود را جبران کرده و در عین حال تلاش خواهد کرد که دیگر چنین اعمالی از وی سر نزند، در مورد وی بخشش صورت خواهد گرفت و آغوش خلق برای وی باز خواهد بود.
مساله ی اعدام ها        
تا کنون حکومت خامنه ای و سران پاسدار و دیگر جانیان اش بر کشتن استوار بوده است. اکنون نیز تنها کاری که آنها بلد هستند بازداشت، شکنجه، زندان کردن و اعدام کردن است. چهل سال از این راه حکومت شان را حفظ کرده اند و گمان می کنند که می توانند نه تنها چهل سال دیگر بلکه برای قرن ها با همین شیوه حکومت شان را حفظ کنند.
این است که  سران جنایتکار دستگاه قضایی 16 نفر را به جرم کشتن یک بسیجی« محاکمه» می کنند و از این 16 نفر برای 5 نفر حکم اعدام می برند.
هدف اساسی صدور احکام اعدام و به دستور خامنه ای جفت و جور کردن اش به عنوان «قصاص» به چند دلیل است: نخست وحشت آفرینی و سرکوب جنبش جوانان و خلق و مجبور کردن آن ها به عقب نشینی؛  دوم پیشگیری از به درک واصل کردن نیروهای خامنه ای و در نهایت دست بردن به سلاح به وسیله ی جوانان و توده ها برای نبرد با دشمنی که در مقابل خلق بی سلاح مسلح است و تا می تواند می کشد؛ سوم برای پشتیبانی از نیروهای خودی بسیجی و سپاهی و اطلاعاتی که تعدادی از آنها به وسیله ی توده ها در مبارزات سه ماه اخیر به هلاکت رسیده اند.
اما خامنه ای و سران جنایتکار دستگاه قضایی این بار را کور خوانده اند. چنانچه دست به اجرای احکام صادره بزنند بی شک توده ها را به مقابله ی به مثل خواهند راند.
اگر در این مدت سه ماهه توده های مردم تعدادی ناچیز از نیروهای دشمن را به دیار نیستی فرستادند، چنانچه اعدامی صورت بگیرد خود به خود موجب افزون شدن کینه و نفرت خلق از حکومت جانیان و افروختن بیشتر شعله ی انقلاب خلق خواهد شد و بنابراین هم گستره ی مبارزات را بیشتر خواهد کرد و هم مبارزین را به سوی تلافی کردن و به هلاکت رساندن تعدادی بیشتری از نیروهای دشمن خواهد راند.
درود بر دانشجویان و توده های مبارز
مرگ بر خامنه ای
مرگ بر جمهوری اسلامی
برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر
گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
16 آذر 1401
    
 
 
  

۱۴۰۱ آذر ۱۵, سه‌شنبه

دومین روز از سه روز بزرگ

 
دومین روز از سه روز بزرگ
 
نخستین مارش طبقه ی کارگر در اصفهان
کارگران دو کارخانه ی بزرگ ذوب آهن و سیمان سپاهان اصفهان می روند که برای خود به یک مرکز ثقل انقلابی تبدیل شوند!
کارگران ذوب آهن مدتی پیش اعتصاب خود را آغاز کردند. آنها در محوطه ی کارخانه به گونه ای منظم و با شکوه راهپیمایی کردند و شعارهای خود مانند« فکر نکنید امروزه، وعده ی ما هر روزه » و « مشکل ما حل نشه، کارخانه تعطیل می شه» را سر دادند.
در کنار آنها از امروز 15 آذرماه کارگران سیمان سپاهان اصفهان نیز دست به اعتصاب زدند. آنها سه نفر از مدیران کنونی کارخانه را که از اعضاء هولدینگ غدیر و از مزدوران سپاه پاسداران بودند از کارخانه بیرون کردند.
در مورد مبارزات طبقه ی کارگر باید گفت که با وجود پیشرفت هایی نسبت به دوران گذشته، هنوز بسیار جا دارد تا مبارزات کلان یک طبقه در حد و اندازه ی طبقه ی کارگر شود. در همین اصفهان کارخانه های بزرگ دیگر وجود دارند که هنوز پای اعتصاب نرفته اند و در آینده خواهند رفت.
در کل، دیر یا زود موج های تازه ی مبارزات کارگران در شهرهای بزرگ و صنعتی ما برخواهد خاست؛ موج هایی که یکی از یکی گسترده تر و توفنده تر خواهد بود. در این مبارزات سترگ، طبقه ی کارگر خود را باز خواهد یافت و همچون پتکی فولادین بر سر این حکومت متحجر و جنایتکار فرود خواهد آمد.
 
«وقتی می گن اعتصاب الگوت باید شهر بانه باشه!»
 این ها سخنان یکی از کسانی است که از اعتصاب در شهر بانه در کردستان سخن  می گوید و چه خوب می گوید.
 او دلیل گفته ی خود را باز نبودن حتی یک مغازه در بانه ( احتمالا منظور داروخانه ها نیست)عنوان می کند. و این دلیلی است بس اقناع کننده! به راستی بانه با باز نبودن حتی یک مغازه می تواند الگویی باشد برای تمامی شهرهای ایران و برای تمامی کسبه و بازاریان.
نکته ای را که در مورد محافظه کار نبودن کسبه و بازاریان در اطلاعیه های پیشین گفتیم به گونه ای آشکار در کردستان و بلوچستان دیده می شود. کسبه و بازاریان شجاع این دو استان محروم اما مبارز در همکاری با جنبش دموکراتیک خلق کرد و خلق بلوچ سنگ تمام گذاشتند. آنها از همان آغاز اعتصابگر بودند و در همراهی با جنبش خلق کرد و خلق بلوچ شهرهای کردستان و بلوچستان را به تعطیلی کامل کشاندند. آنها از یک سو خود بخش مهمی از جنبش بوده و هستند و از سوی دیگر با اعتصاب های خود نه تنها آتش جنبش توده ها را در این دو منطقه همواره شعله ور نگه داشتند بلکه به روی تمام کسبه و بازاریان و مردم سراسر ایران تاثیر به سزایی گذاشتند.
 
درود به توده های مبارز اکباتان
 به راستی اگر قرار باشد یک محل در سراسر ایران( به جز کردستان) به عنوان پیشروترین و پیگیرترین محل در مبارزه و انقلاب کنونی انتخاب گردد این محل اکباتان تهران خواهد بود.
توده های این محل با آنکه بیشتر از لایه های طبقات میانی جامعه هستند( البته اگر این نظر ما در مورد بافت طبقاتی این محل اشتباه نباشد) اما مبارزانی بودند که از همان نخستین روزهای دور تازه ی نبردها، جنبش و انقلاب را در این محل و به سهم خود در تهران زنده نگه داشتند.  توده های این محل جان و مال خود را برای انقلاب گذاشتند. حکومت کثیف تا توانست به این محل لشکر کشی کرد، تا توانست بازداشت کرد و تا توانست به ساختمان ها و ماشین ها و دیگر اموال مردم آسیب زد اما نتوانست اکباتانی های انقلابی و پرشر و شور را آرام کند و به سکوت وادار سازد. آنها در همین دو روز اخیر نیز جزو فعال ترین و مبارزترین توده ها در تهران بودند.
 
روز تاریخی  16 آذر 
جنبش دانشجویی دارای دو خصلت برجسته است که یکی خصلت ضد استبدادی، دموکراتیک و آزادیخواهانه و دیگری خصلت ضد امپریالیستی و استقلال طلبانه آن است.
 رویدادهای مهم دانشجویی در ایران نشانگر این است که این دو خصات همواره وجود داشته است. گاه خصلت ضد استبدادی، دموکراتیک و آزادیخواهانه آن عمده شده و گاه خصلت ضد امپریالیستی و استقلال طلبانه آن.
جنبش دانشجویی از همان رویداد تاریخی برجسته نخستین خود یعنی 16 آذر1332خصلت برجسته ی ضد امپریالیستی و استقلال طلبانه خود را نشان داد. این رویداد فوق العاده پس از کودتای امپریالیستی - ارتجاعی 28 مرداد32 و در اعتراض به ورود نیکسون به ایران شکل گرفت؛ یعنی یکی از سران کشوری که کودتای ضد ملی را علیه دولت ملی مصدق و جنبش دموکراتیک و استقلال طلبانه مردم ایران سازمان داده بود، و اینک برای سان دیدن از جانب نوکران خود، شاه حقیر و سران مزدور کودتاگر ارتش به سرکردگی فضل الله زاهدی و گرفتن جشن پیروزی به ایران آمده بود.
در عین حال خود این مبارزه، روی دیگری هم داشت که همانا رویه ی ضد استبدادی، دموکراتیک و آزادیخواهانه آن بود؛ یعنی مبارزه علیه شاه و دم و دستگاه سلطنتی که با طرح ریزی های دستگاه های امنیتی آمریکا و انگلیس روی کار آمده بود.
 به دستور نوکر و سگ زنجیری امپریالیست ها یعنی شاه سابق این جنبش به خون کشیده شد و سه مبارز دانشجو جان خود را از دست دادند و این روز به یاد مبارزه ی دانشجویان روز دانشجو خوانده شد.
به طور کلی، تلاشی که از جانب مستبدین و مرتجعین، خواه نوع شاهی و خواه نوع مذهبی آن صورت گرفته نشان می دهد که آنان تلاش می کنند که این خصلت ها را در این جنبش بکشند. هم اکنون حکومت جمهوری اسلامی می خواهد وجه ضد امپریالیستی آن را- و روشن است که بدون آن هویت انقلابی ای که در نزد دانشجویان دارد – رو آورد و برعکس دارودسته سلطنت تلاش می کنند وجه ضد استبدادی آن را - و باز هم بدون آن هویت انقلابی ای که در نزد دانشجویان دارد- برجسته کنند.   
قطعا با توجه به وجود استبداد دینی و مذهبی حاکم، آن خصلتی که اکنون در جنبش دانشجویی عمده است همانا خصلت ضد استبدادی، دموکراتیک و آزادیخواهانه آن است. دانشجویان در مبارزه ی 16 آذر خود بی گمان این خصلت آن را برجسته خواهند کرد. اما آنها باید وجه غیر عمده ی آن را نیز به اندازه ی سهم اش در دوران کنونی یادآوری کنند تا سلطنت طلبان و مزدوران قدرت های امپریالیستی نتوانند پشت مبارزات دانشجویان پنهان شوند.
 
درود بر دانشجویان مبارز
مرگ بر جمهوری اسلامی
برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر
گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
15 آذرماه 1401 
 
 
 

۱۴۰۱ آذر ۱۴, دوشنبه

اعتصاب تاریخی کسبه و بازاریان علیه جمهوری اسلامی

 
 
 اعتصاب تاریخی کسبه و بازاریان علیه جمهوری اسلامی
 
اعتصاب تاریخی
در نخستین روز از فراز نوین انقلاب دموکراتیک ایران در بیشتر استان ها و شهرهای ایران کسبه و بازاریان اعتصاب کردند و اتحاد تاریخ ساز خود را نشان دادند.
این اعتصابی بوده و هست علیه حکومت خامنه ای و بیت رهبری و سران پاسدار و بسیج و علیه حکومت استبداد دینی ای که چهل سال است خون تمامی خلق را مکیده است.
در این روز تاریخی در کنار اعتصاب کسبه و بازاریان اعتصاب کامیون داران و رانندگان کامیون و کارگران نیز تداوم یافت و دومین مرحله ی انقلاب را پیش راند.  
گام های استوار در مرحله ی دوم انقلاب
وجه عمده ی این مرحله، اعتصابات اقتصادی و سیاسی است و در کنار آن مبارزات خیابانی و دیگر اشکال مبارزه تداوم خواهد یافت. اهداف مهم در این مرحله این است که اولا اعتصاب ها هرچه بیشتر گسترده شده و استمرار یافته و تثبیت شود. یعنی درهر جا که لازم است پایان نیافته و ادامه یابد و در هر جایی که بنا به دلایلی پایان می یابد در شرایط مقتضی به ساده گی قابل حصول باشد. امر قابل حصول بودن نه تنها وابسته به درجه ی رشد انقلاب و نیز شکل ها و شدت سرکوبی که حکومت در پیش می گیرد بلکه همچنین وابسته به توانایی رهبری اعتصاب ها دارد؛
 و دوما اعتصاب ها از اعتصاب هایی که به گونه ای ناآشکار سیاسی است به سوی اعتصاب های سیاسی آشکار سوق یابد. امر اخیر کاملا تابع رشد و تکامل این مرحله از انقلاب یعنی گستره و قدرت اعتصاب ها، درجه ی رشد دیگر اشکال مبارزه و نیز اشکال سرکوب حکومت و به طور کلی توازن بین قدرت خلق وقدرت دشمنان خلق است.
اشاره ای به تفاوت بین اعتصاب کسبه و بازاریان با کارگران
یکی از تفاوت های بین اعتصاب کسبه و بازاریان و طبقه ی کارگر این است که اعتصاب کسبه و بازاریان اعتصابی سیاسی است و نه اقتصادی. اما اعتصاب کارگران در این مرحله آشکارا اقتصادی است و عموما خواست های اقتصادی مشخصی نیز پیش می گذارد.
 در مورد اعتصاب کسبه و بازاریان می توان گفت که آنها گرچه خواست های اقتصادی نیز دارند اما در این اعتصاب ها هیچ خواست مشخص اقتصادی ای پیش نگذاشته اند. از سوی دیگر اعتصاب های کنونی شان نیز به دلیل استبداد وحشتناک مذهبی حاکم و بگیر و ببند های موجود، همراه با خواست های مشخص سیاسی نیست و این در حالی است که همه می دانند که چرا کسبه و بازاریان دست به اعتصاب زده اند. آنچه در خصوص سیاسی بودن این اعتصاب ها باقی می ماند شعارهای سیاسی تندی است که در برخی بازارها داده می شود. بنابراین، این اعتصاب ها را باید اعتصاب سیاسی ناآشکار یا غیرمستقیم دانست. امری که دیر یا زود باید تغییر کرده و این اعتصاب ها از حال سیاسی غیرمستقیم و ناآشکار به آشکارا و مستقیما سیاسی تبدیل شوند.
امر اعتصاب سیاسی غیرمستقیم، در مورد اعتصاب های کارگران و به ویژه در مراکز صنعتی  نیز صدق می کند. این اعتصاب ها گرچه برخلاف اعتصاب های کسبه و بازاریان، با خواست های اقتصادی است اما در شرایط کنونی آنها نیز به واقع سیاسی هستند و اساسا در مقابل حکومت شکل گرفته اند.
به این ترتیب وجه مشترک اعتصاب کارگران با اعتصاب کسبه و بازاریان در همان اعتصاب سیاسی ناآشکار است و دلیل این که این اعتصابات مستقیما سیاسی نیست نیز همان استبداد دینی و تسلط دو سازمان وزارت اطلاعات و حفاطت اطلاعات سپاه و بگیر و ببندهای آنهاست.
اکثریت کسبه و بازاریان محافظه کار نیستند!
در اینجا باید به اندیشه ی نادرستی که در مورد کسبه و بازاریان وجود دارد اشاره کرد و آن این است که همه ی کسبه و بازاریان محافظه کار هستند و تنها اکنون این محافظه کاری را کنار گذاشته اند و به انقلاب پیوسته اند.
 این نظر در مورد بخش هایی از این گروه اجتماعی درست است اما در مورد اکثریت آن درست نیست. کسبه و بازاریان لایه هایی گوناگون دارند. لایه های پایینی آن یعنی کسبه و تولیدکنندگان جزء اساسا محافطه کار نبوده بلکه برعکس دموکرات انقلابی و بنابراین خواهان انقلاب اند. دسته های میانی تا حدودی مبارز و انقلابی هستند و تنها لایه های بالای آن یعنی کسبه و بنکداران مرفه که بخش کوچکی از کسبه و بازاریان را تشکیل می دهند آغشته به محافظه کاری اند.  به این ترتیب آنچه در مورد کسبه و بازاریان گفته می شود بیشتر در مورد لایه های مرفه کسبه و بازار درست است که آنها نیز لایه ای ناچیز از کل این بخش از طبقات میانی جامعه را تشکیل می دهند. در مجموع به جز لایه هایی ناچیز از تجار بزرگ که به  اتاق بازرگانی و حکومت وصل اند، اکثریت این گروه اجتماعی مخالف جمهوری اسلامی و خواهان سرنگونی آن هستند. 
« کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل را ستایش کنیم»
جدا از اعتصاب ها در این روز مبارزات خیابانی نیز در بیشتر شهرهای ایران ادامه یافت.
شعار« کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل را ستایش کنیم» از شعارهای مهمی بود که در کنار«مرگ بر خامنه ای» و نیز «مرگ بر بسیجی» و «مرگ بر سپاهی» در گردهمایی های خیابانی سر داده شد.
شعار مزبور و در کنارش« فقر فساد گرونی، می ریم تا سرنگونی» که در کل در نفی هر گونه سازش و نیز تداوم انقلاب تا سرنگونی حکومت اسلامی است پاسخی بودند به بازی های شیادانه ی آخوندها و سران پاسدارشان با مسائل توده ها و به ویژه در مورد این دروغ و فریب که گویا حجاب اجباری لغو شده است.
 
درود بر کسبه و بازاریان آزادیخواه و میهن دوست
مرگ بر خامنه ای
مرگ بر بیت رهبری
مرگ بر سران سپاه و بسیج
مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد انقلاب
برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر
 گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
14 آذرماه 1401