مبارزات دانش آموزان در فرانسه و تکامل آن به
مبارزات توده ای دانش آموزی- دانشجویی و کارگری
اعتراض دانش آموزان به وضع آموزش
از 18 سپتامبر( 27 شهریور 1405) مبارزات دانش آموزان و
دانشجویان در فرانسه جنبه ی عمومی پیدا کرد و به خیابان ها کشیده شد. پیش از آن در
7 سپتامبر جرقه ی مبارزه در یک دبیرستان در نزدیکی شهر رن زده شده بود و سپس در 18سپتامبر
با بروز اعتراض دبیرستانی در منطقه ی کرتوی در حومه پاریس و پیوستن دانش آموزان
بیشتر و به همراه آنان دانشجویان در پاریس و شهرهای دیگر، اعتراضات جنبه ی عمومی
پیدا کرد.
اعتراض نخستین دانش آموزان به غیبت طولانی آموزگاران در کلاس
ها بود و سپس به اعتراض به کمبود آموزگار و کادر آموزشی، برنامه های درسی نامنظم و
به هم ریخته، وضع مدارس از نظر فرسوده گی ساختمان های آموزشی، خرابی سیستم های
گرمایشی و سرمایشی، تعداد زیاد دانش آموزان در یک کلاس و نیز مخالفت دانشجویان با پلتفرم
ثبت دیجیتال دانشگاه ها کشیده شد.
پیوستن کارگران و زحمتکشان به مبارزات و گسترش آن
در تکامل مبارزات یک ماه اخیر در روز شنبه 17 اکتبر( 25 مهر
1405) جهشی صورت گرفت و بنا به گفته ی اتحادیه های دانشجویی، تعداد معترضین به حدود
800 هزار نفر رسید( نظر وزارت کشور فرانسه 550 هزارنفر بوده است).
اکنون دیگر اعتراض و مبارزه به دانش آموزان و دانشجویان محدود
نشده و به همبستگی آموزگاران و کارگران و بازنشسته گان و کشاورزان و دیگر لایه های
طبقات پایین با آنها کشیده شده است. همچنین خواست ها در حد خواست های دانش آموزان
و دانشجویان باقی نمانده و خواست های دیگر طبقات زحمتکش و فقیر فرانسه به آنها
افزوده شده است. در راس اعتراض های توده های زحمتکش اعتراض به تورم و گرانی کالاها
و از جمله قیمت سوخت، پایین بودن سطح دستمزدها و نیز حقوق بازنشسته گی که با نرخ
تورم برابری نمی کند و در نتیجه پایین آمدن سطح زندگی توده های کارگر و زحمتکش
شاغل یا بازنشسته، زدن از بودجه ی خدمات عمومی به ویژه آموزشی و درمانی و همچنین شیوه های
برخورد پلیس با دانش آموزان و تعداد بازداشت ها که طبق
اعلام تا کنون 400 نفر اما به واقع بسیار بیشتر بوده است قرار دارد.
در تداوم این مبارزات
و همان گونه که عموما خصلت مبارزات در فرانسه بوده است مبارزات در شهرهای پرجمعیت
مانند لیون، بوردو و مارسی و دیگر شهرهای مهم فرانسه صورت گرفته و به درگیری های
شدید با پلیس و حمله به ساختمان هایی مانند شهرداری و آتش زدن آنها انجامیده است
که بیشترشان واکنش به برخوردهای خشن پلیس فرانسه و در عین حال خشم از مالداران و ثروتمندان بوده است.
برخورد دولت و پلیس فرانسه با اعتراضات – برخورد
ما به دلیل ورود عده ای از بیرون به درون معترضین است!
پلیس فرانسه از همان آغاز مبارزات برخوردی سرکوبگرانه با آن
ها داشت. شیوه های برخورد با دانش آموزان حدود چهارده پانزده ساله خواه پسر و خواه
دختر شیوه هایی ددمنشانه و فاشیستی بود. از شکستن دست و سر و زخمی و مجروح شدن در
نتیجه اصابت کپسول گاز اشک آور به سر تا قطع شدن دست یک دانش آموز بر اثر انفجار
نارنجک پلیس.
طبق معمول دولت های ارتجاعی در کشورهای امپریالیستی و یا
زیرسلطه، پلیس و وزارت کشور فرانسه تمامی کاسه و کوزه ها را بر سر عده ای شکسته
اند که هیچ ربطی با دانش آموزان و دانشجویان و دیگر معترضین نداشته و گویا از
بیرون وارد آن شده و دست به حمله به اموال عمومی و همچنین شکستن مغازه ها و تخریب
اموال خصوصی و غارت آنها زده و موجبات برخوردهای پلیس را فراهم کرده بودند!( شاه
سابق هم در مورد قیام تبریز در سال 1356 می گفت این ها از بیرون آمده اند! حکومت
اسلامی هم هر اعتراضی را به مزدوران آمریکا و اسرائیل نسبت می دهد!)
خودانگیخته و سازمان یافته
به نظر می رسد که تحرک نخستین این مبارزات تا حدی خود انگیخته
و بیشتر به شکل واکنشی در مقابل فشارها در یک زمینه ی خاص( فشار شرایط بد آموزشی
در دبیرستان ها) و در ادامه و تکامل تا حدی برنامه ریزی و سازماندهی شده به وسیله
ی سازمان های صنفی و اتحادیه ای و نیز برخی احزاب و سازمان های سیاسی در فرانسه
باشد.
به دلیل رابطه ی درونی اعتراضات با یکدیگر و پیوستن طبقات
زحمتکش به آنها، این مبارزات را می توان دنباله ی مبارزات پیشین جلیقه زردها در
اعتراض به افزایش مالیات بر سوخت( 2019- 2018) و نیز مبارزات بازنشسته گان علیه افزایش
سن بازنشسته گی از 62 به 64( 2023) دانست.
گسترش مبارزات به کشورهای دیگر
از سوی دیگر مبارزاتی این چنین در اروپا عموما به یک کشور
محدود نمانده و دیر یا زود به کشورهای دیگر سرایت می کند - همچنان که دانش آموزان
و دانشجویان در بلژیک، ایتالیا، اسپانیا، یونان و آلبانی با خواست های کمابیش
همانند به این اعتراضات پیوسته اند - و یا موجب انگیخته هایی در کشورهای دیگر می
شود و دیر یا زود معترضین در کشوری دیگر برمی خیزند. این مبارزات یکی پس از دیگر و
با فواصلی نه چندان زیاد در دهه ی گذشته و کنونی در بیشتر کشورهای اروپایی و
همچنین آمریکا وجود داشته و دارد.
روال عموما چنین است: یک ستم خاص به یک لایه از یک طبقه و یا
طبقه، به یک بخش و یا یک نژاد و یا مهاجرین موجب حرکت نخستین شده و سپس عموما
خواست های اقتصادی که در بیشتر کشورها کمابیش مانند هم است وعموما کمی پس و پیش می شود و در کنار آنها سیاسی
به میان می آید. در سال 2020 در آمریکا کشته شدن یک سیاهپوست به وسیله ی پلیس
فاشیست آمریکا(جورج فلوید) منجر به مبارزات گسترده ی عمومی در آمریکا شد و یا
مبارزات جلیقه زردها و همچنین بازنشسته گان در کشور فرانسه موجی از مبارزه و یا
حداقل همدلی و همراهی را در کشورهای اروپایی و در سراسر جهان برانگیخت.
ریشه ی اعتراضات و مبارزات کنونی
ریشه ی بسیاری از این اعتراضات و مبارزات به بحران اقتصادی ای
بر می گردد که از سال 2008 آغاز شد. نگاهی سطحی به وضع اقتصادی کشورهای سرمایه
داری امپریالیستی نشان می دهد که این بحران نه تنها پایان نیافته و یا افت نکرده
بلکه تداوم وگسترش بیشتری یافته است. نرخ رشد اقتصادی در این کشورها پایین آمده و
نرخ تورم و بیکاری افزایش یافته است. قیمت کالاهای اساسی و مسکن به طور مداوم و مستمر
افزایش یافته اما حداقل حقوق کارگران و زحمتکشان و یا مستمری بازنشسته گان تغییرات
بسیار اندکی کرده است که به هیچ وجه قابل مقایسه با نرخ تورم و افزایش قیمت کالاها
نیست. در کنار اینها دولت همچون ابزار سرکوب و تداوم حکومت سرمایه داران استثمارگر
و ستمگر و منافع اقتصادی و سیاسی آنها از خدمات آموزشی و درمانی و دیگر خدمات
عمومی زده و تمامی بار فشار بحران و کسری بودجه را روی طبقه ی کارگر و دیگر طبقات
زحمتکش انداخته است.
تداوم این بحران در
نتیجه ی علل داخلی و ناشی از نوعی رکود اقتصادی در کشورهای سرمایه داری
امپریالیستی و همچنین ناشی از برخی عوامل مانند کووید 19 و سپس رقابت های
امپریالیست ها در جنگ روسیه و اوکراین و یا بالا بردن نرخ تعرفه ها از جانب دولت ترامپ
که موجب افزایش بهای بسیاری از کالاها گشت و این اواخر جنگ های آمریکا و اسرائیل
با حکومت اسلامی ایران بوده است.
این وضعیت را در تمامی کشورهای سرمایه داری امپریالیستی می
توان دید. اما اعتراضات و مبارزات در همه جا و به یک درجه گسترده و یا شدید نبوده
است بلکه بیشتر در کشورهایی توانسته گسترده و ژرف و شدید شود که مبارزه طبقاتی در
آنها از پیشینه ی جاندارتری برخوردار بوده است. در اروپا کشورهای پیشرو در مبارزات
بیشتر فرانسه، ایتالیا و اسپانیا و پرتغال بوده اند و نقش حلقه ی مرکزی را در یک دور اجرا
کرده اند و بقیه ی کشورها پس از آنها به جوش و خروش در آمده اند.
شیوه های برخورد سرمایه داران امپریالیست با
اعتراضات و مبارزات
شیوه های برخورد سرمایه داران امپریالیست کشورهای مورد اشاره
با اعتراضات عموما عقب نشینی نبوده است. از یک سو برخوردهای خشن با اعتراضات و
مبارزات داشته اند مانند مورد جلیقه زردها و یا بازنشسته گان و یا همین مبارزات
دانش آموزان که دیگر تمامی مرزها را شکسته اند و به دختران و پسران حدود چهارده و
پانزده سال حمله می کنند و دست و پا می شکنند و هزاران نفر را بازداشت می کنند و
از سوی دیگر با برخی مانورها همان آنچه که سیاست شان بوده و یا خواسته اند تحمیل
کنند، پیاده و یا تحمیل کرده اند. وجه دیگر این سیاست ها ایجاد انحراف در میان جهت
گیری های توده های زحمتکش و ستمدیده به سوی اهداف انحرافی مانند مخالفت با مهاجران
که عموما کارگر و زحمتکش اند و علت تمامی مشکلات دانستن آنها و در کنار آن تبلیغ و
ترویج فاشیسم و یا تهدید روی کار آمدن احزاب فاشیستی بوده است.
نبود نیروهای انقلابی کمونیست در رهبری جنبش های
توده ای
یکی از دلایل اساسی وضعیت مزبور نبودن نیروهای انقلابی در
رهبری مبارزات توده ای ( از دانش آموزی تا کارگری و از زنان تا مهاجران و نژادهای
زیرستم) است. اتحادیه های کارگری( و بیشتر سازمان های صنفی دیگر لایه ها) دست شان
در دست دولت های سرمایه داری امپریالیستی است و احزاب و سازمان های سیاسی نیز
عموما یا جریان های رویزیونیستی مانند حزب کمونیست فرانسه هستند که کار گیر پیدا
کند همچون پیشینیان خود سوسیالیست ها و سوسیال دمکرات های سده های نخستین بیستم،
از سران دولت های بوژوا- امپریالیست بدترند و یا جریان هایی مانند حزب«فرانسه
تسلیم ناپذیر» به رهبری ژان لوک ملانشون که حداکثر خواست هاشان اصلاحاتی در نظام
سیاسی موجود است و یا گروه هایی رفرمیست از زمره ی«چپ اجتماعی» که های و هوی زیادی
در مورد جنبش های اجتماعی دارند اما خواست نهایی شان از حد همین نظام سرمایه داری
فراتر نمی رود. در مقابل سازمان های انقلابی کمونیستی( مارکسیستی- لنینیستی-
مائوئیستی) و خواه دیگر جریان های انقلابی دارای قدرت و نفوذ و بُرد چندانی در
توده های مبارز نیستند.
اعتراضات و مبارزات رهبری خود
را خواهند یافت
اما اعتراضات و مبارزات
توده ها ادامه دارد و ادامه خواهد یافت زیرا شرایطی که به این مبارزات پا می دهد
وجود داشته و دارد و خواهد داشت. مبارزات پیش می رود تا زمانی که رهبری انقلابی خود
را پیدا کند.
هر چقدر که بحران های
اقتصادی و همچنین سیاسی و تضادهایی که جوامع سرمایه داری امپریالیستی با آن
درگیرند، گسترده تر شوند و شدت و ژرفا یابند و در عین حال هر چقدر که توده های
مبارز با میانجی گسترده شدن و ژرفا یافتن و غیرقابل تحمل شدن مشکلات اقتصادی و
سیاسی و فرهنگی و نژادی و قومی و ستم های جنسی و جنسیتی و ... دست به مبارزات
بیشتر و گسترده تری بزنند و هر چقدر بیشتر شکل های سرکوب دولت های استثمارگر و
ستمگر سرمایه داران امپریالیست و عمق ناتوانی و سازشکاری این احزاب و سازمان ها و
جریان های را بیشتر ببینند، شرایط برای رو آمدن جریان های انقلابی و احزاب
کمونیستی اصیل و واقعی بیشتر پدید می آید. این احزاب و سازمان ها اکنون اقلیتی بیش
نیستند اما در صورتی که بتوانند سیاست های انقلابی خود را پی گیرند و تداوم خود را
تامین کنند در چنان شرایطی می توانند گسترده و بزرگ شوند و رهبری مبارزات را به
دست گیرند و راه را به سوی انقلاب های سوسیالیستی در کشورهای سرمایه داری
امپریالیستی بگشایند.
گروه
مائوئیستی راه سرخ
ایران
27 مهر 1405
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر