بیانیه شماره ۲ جمعی از جامعهشناسان داخل ایران
در محکومیت سرکوب خشونتبار اعتراضات دی ۱۴۰۴
حفظ حقوق بشر و جان انسانها
فراتر از هر مصلحت سیاسی است.
با درد و اندوهی سترگ در
سوگ کشته شدن هزاران تن از هموطنانمان، بر تداوم کنشگری علمی و مسئولیت مدنی
خود بهعنوان اجتماع علمی جامعهشناسان تاکید داریم و در راستای آموختهها و تبیینهای
جامعهشناختی؛ نکات زیر را اعلام میداریم:
۱-
روایتسازی یکطرفه از
اعتراضات و سرکوب آن با فعالیتهای جانبدارانه صدا و سیما، رسانههای کنترل شده در
قامت کارخانه تولید روایت رسمی و تکرار برچسبزنیهای امنیتی به معترضان؛ نشانگر
ناشنیده انگاری یا بیاعتنایی به پیام اساسی تحولجویی جامعه ایران است. این
فضاسازی امنیتی و تک صدایانه، به معنای نادیده گرفتن علتهای بنیادین بروز
اعتراضات و زمینهسازی مجدد برای تکرار اعتراض مردم است.
۲- بررسی و تبیین جامعهشناختی چهار ساحت اقتصادی،
سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی ایران کنونی در بردارنده این پیام است که جبران سرمایه
اجتماعی و مشروعیت ازکف داده در جامعه با توسل به گفتمانسازی ملیگرایانه دوران
هشت سال جنگ ایران و عراق و حتی جنگ دوازده روزه با اسرائیل؛ دیگر امکانپذیر
نیست. وضعیت کنونی حاصل برونداد سالها انسداد سیاسی و اقتصادی است که طیفهایی
از مردم را برای برون رفت از بنبست کنونی، ناگزیر به سوی یاریگری کشورهای خارجی؛
رهنمون ساخته است و این امر اجتماعی بیسابقه را قابل درنگ و بررسی همهجانبه میسازد.
۳- تکرار جرمانگاری برای معترضان بازداشت شده و در
رأس آنان متخصصان و فعالان حرفهای صنوف درمانی، حقوقی، رسانهای، هنری و
دانشجویی؛ از مصادیق تضییع حقوق بشر بوده و جامعه را به دوران جدید اعتراضات
گستردهتر و عمیقتر، پیش میبرد.
۴- ابهام در آمار و وضعیت کشتهشدگان، مجروحان و
بازداشت شدگان؛ مورد پذیرش جامعه مدنی نبوده و یک ایران در انتظار شفافیت وقایع
خونبار تاریخ این سرزمین است. وقایعی که هر از چندگاهی بخشی از سرمایههای انسانی
ایران را از آن میستاند و هربار سوگی عظیم بر نهاد جامعه مینشاند که جبران
ناپذیر است.
۵- ما جامعهشناسان ایران بر این باوریم که به رسمیت
شناختن حق سوگواری جمعی، نه تنها یک ضرورت انسانی، بلکه پیششرطی جامعهشناختی
برای جلوگیری از فروپاشی کامل پیوندهای اجتماعی است. ممانعت از برگزاری مناسک سوگ
و نادیده انگاشتن ابعاد فاجعه، تنها به انباشت ترومای جمعی و تعمیق خشمهای
فرونهفته میانجامد که در آینده به شکلی مهارناپذیر سر بر خواهد آورد. با این
حال، تبیین جامعهشناختی وضعیت کنونی نشان میدهد که جامعه ایران، با وجود تحمل
رنجی سترگ، از انفعال و ابژگی به عاملیت و سوژگی تغییر وضعیت داده است. امید ما به
آینده ایران، نه یک خوشبینی سادهانگارانه، بلکه ریشه در پویایی همین بلوغ مدنی و
اراده معطوف به زندگی دارد؛ ارادهای که در بطن خود، توان بازسازی ساختارهای
فرسوده و حرکت به سوی حکمرانی مبتنی بر کرامت، عدالت و عقلانیت را پرورانده است.
ما همگام با جامعه، چشمانتظار طلوع نظمی هستیم که در آن، حقوق بشر و جان انسانها
فراتر از هر مصلحت سیاسی شمرده شود.
ایران/ ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
امضاکنندگان به ترتیب
حروف الفبا:
آرش احدی مطلق، میترا
احیایی، امیر اراوند، محمدکریم آسایش، جواد اسلام دوست، وحید اسلامزاده، علی اصغر
اصغری، مهدیه امیردشتی، حسن امیدوار، محمدرضا ایزد، احمد بخارایی، اردشیر بهرامی،
زهرا پلمه، مجتبی ترکارانی، آذر تشکر، انسیه جلالوند، لیلی حاجی آقایی، حمیرا حاجیمحمد
کاظمی، حسین حجت پناه، اسماعیل حسام مقدم، حسن حسنزاده، الهام حسینقلی زاده،
عبدالعلی حسینیون، شبنم خان مصدق، گیتی خزاعی، سیدمجید خلیلی امین، صالحیه
دردکشان، نازنین دلنواز، محترم رحمانی، نرگس رحمانی، امیر روشنپور، محسن زمانی،
زهره سروشفر، سمیه سعیدی، مهدی سلیمانیه، علی سمیعی، عالیه شکربیگی، شاهین شکوهی،
علی شفقی، سیدهاشم صاحبداد، نعمتالله فاضلی، مقصود فراستخواه، وحید صدر فضلایی،
حسن صارمی، مینا صالحی، مهران صولتی، فردین طهماسبی، طنین عصفوری، جواد عظیمی،
فاطمه علمدار، مهناز علیزاده، عادله فخری، شوکت قربانی، مرتضی قلبی، حسین کبیر،
مریم کرمی، لیلا کریمی، محسن کلهرنیا، امین کنزی، محسن گلکار، پوریا گل محمدی،
سعید معیدفر، علی ملک پور، فاطمه موسوی ویایه، وحید مهاجری، بیدا میرحسینی، خلیل
میرزایی، فاطمه میرمقتدائی، مهرداد ناظری، الهام نظری، فریبا نظری، فهیمه نظری،
علی نوری، حمیدرضا نوری فرد، فاطمه نیکویی، محبوبه سادات هدی، حسین یاقوتی، نصرت
یوسفی.ت
تاکید در متن از سایت راه سرخ است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر