۱۴۰۴ بهمن ۲۳, پنجشنبه

گزارش اختصاصی شورای هماهنگی فرهنگیان - «سرکوب خاموش» در مدارس


روایتی از «سرکوب خاموش» در مدارس پس از وقایع خونین دی‌ماه ۱۴۰۴
اختصاصی/ برپایه گزارش‌های موثق و میدانی که طی روزهای اخیر از سوی معلمان، والدین و دانش‌آموزان از استان‌های مختلف کشور به دست شورای هماهنگی رسیده، دامنه سرکوب‌های خیابانیِ دی‌ماه، اکنون به شکل خطرناکی به داخل کلاس‌های درس کشیده شده است.

)توضیح: شورای هماهنگی به دلیل حفظ امنیت جانی منابع خبری، معلمان و دانش‌آموزان، از ذکر نام مدارس و مناطق جغرافیایی این گزارش‌ها معذور است، اما اسناد و روایات دریافتی نشان‌دهنده یک الگوی سیستماتیک در سراسر کشور است (.

ورود نیروهای غیرتخصصی و پروژه «تفتیش عقاید»
گزارش‌های واصله حاکی از آن است که در پی اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، مدارس به حیاط خلوت نهادهای امنیتی تبدیل شده‌اند. شاهدان عینی گزارش می‌دهند که افرادی خارج از کادر آموزشی (تحت عناوین نیروهای بسیج، مبلغان مذهبی و عوامل لباس شخصی) با برنامه‌های از پیش تعیین‌شده وارد مدارس شده‌اند.
ماموریت این افراد نه آموزش، بلکه «تفتیش عقاید» و اعمال فشار روانی بر دانش‌آموزان گزارش شده است. این اقدامات، مدرسه را که باید «خانه دوم» و پناهگاه امن کودک باشد، به کانون مناقشه و وحشت بدل کرده است.

هشدار کارشناسان: خطر «ترومای مجدد» برای دانش‌آموزان
بررسی‌های کارشناسی بر روی گزارش‌های دریافتی نشان می‌دهد دانش‌آموزانی که در جریان اعتراضات دی‌ماه در معرض خشونت بوده‌اند، اکنون در مدرسه با «محرک‌های بازآسیب‌زا» روبرو هستند.
بازجویی‌های مکرر، پرسش‌های تهدیدآمیز و القای حس «نظارت دائمی»، عملاً مدرسه را از یک نهاد حمایت‌گر به یک «منبع تهدید» تبدیل کرده است. روانشناسان و مشاوران مدارس در پیام‌های خود به شورا هشدار داده‌اند که این رویه در حال ایجاد حس «طرد نهادی» است؛ وضعیتی که دانش‌آموز خود را نه یک عضو ارزشمند، بلکه یک «سوژه امنیتی» می‌پندارد. پیامد فوری این وضعیت، افزایش آمار گریز از مدرسه و افت شدید انگیزه تحصیلی گزارش شده است.

تخریب دیوار اعتماد میان معلم و شاگرد
یکی از نگران‌کننده‌ترین بخش‌های گزارش‌های رسیده، تلاش سیستم برای تخریب رابطه معلمان و دانش‌آموزان است. با وجود اینکه بدنه معلمان کشور در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ همراهی خود را با مردم اثبات کرده‌اند، اما امنیتی شدن فضا باعث شده دانش‌آموزان به ناچار معلمان را در جایگاه «ناظر» یا «گزارش‌دهنده» ببینند.
این فضای پلیسی، سرمایه عاطفی کلاس درس را نشانه رفته و دانش‌آموز را به سمت بی‌اعتمادی فراگیر نسبت به تمام بزرگسالان (حتی والدین و اولیای مدرسه) سوق داده است.

جمع‌بندی و مطالبه
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، با استناد به این گزارش‌های تکان‌دهنده، هشدار می‌دهد که تداوم حضور نیروهای امنیتی، حوزوی و بسیجی در مدارس، تیر خلاصی بر پیکر نظام آموزشی است.
ما خواستار خروج فوری تمامی نیروهای غیرآموزشی از مدارس هستیم. مدرسه پادگان نیست؛ به نظامی‌سازی فضای آموزشی پایان دهید تا مدرسه دوباره به خانه امن کودکان ایران تبدیل شود.

***

گر جای تو بودم...
فاطمه افشاری- معلم از تهران

دفتر یکی از بچه‌های نازنینم را که باز کردم، با متنی روبه‌رو شدم خطاب به خودم:
«
خانم افشاری، اگر شما جای ما بودید، اگر دانش‌آموز بودید، با این اوضاع جامعه چه می‌کردید؟چگونه می‌توانستید درس بخوانید؟...»
لحظاتی خیره به این پرسش ماندم. واقعاً اگر جای او بودم چه می‌کردم؟ خواستم پاسخی بنویسم، اما زود فهمیدم که چنین پرسشی پاسخ کوتاه و نوشتاری ندارد؛ این سؤال تنها در گفت‌وگو و دیالوگ معنا پیدا می‌کند. صدایش کردم و گفتم: هر پاسخی که اکنون بدهم، ناگزیر متأثر از مسیری است که پیموده‌ام و سال‌هایی که از دوران دانش‌آموزی‌ام گذشته است. بنابراین، نمی‌توانم به جای تو پاسخ بدهم؛ تنها می‌توانم با تجربه‌ی امروز خودم با تو گفت‌وگو کنم.
دخترکم مضطرب بود؛ از یک‌سو در معرض سیل اخبار قرار داشت و از سوی دیگر، بی‌آنکه آگاهی روشنی از جهان سیاست داشته باشد، سنگینی واقعیت‌ها را بر دوش می‌کشید. به او گفتم:
نادیده‌گرفتن واقعیت‌های جامعه نه ممکن است و نه اخلاقی. وقتی آمار کشته‌شدن ۲۰۰دانش‌آموز در رویدادهای اعتراضی اخیر منتشر می‌شود، دیگر نمی‌توان گفت مسئله فقط مربوط به بزرگ‌ترهاست. کودکان و نوجوانان برای «زندگی معمولی» وارد میدانی شدند که هزینه‌اش متاسفانه مرگ بود؛ نه از سر مرگ‌طلبی، بلکه از سر زندگی‌خواهی... پس می‌توان مسیرشان را در جریان زندگی، پرشورتر از گذشته همرا با زیست آگاهانه ادامه داد...
به باور من، زندگی مفهومی است معلق میان «زن» و «آزادی». حذف هر یک، زندگی را ناقص و لنگ می‌کند.
ریچارد رورتی، فیلسوف معاصر، می‌گوید: «شعار من این است؛ اگر هوای آزادی را داشته باشی، حقیقت هوای خودش را خواهد داشت...»
و من می‌خواهم بگویم: حقیقت همان زندگی است؛ زندگی‌ای که نه‌فقط با آزادی، بلکه در همراهی با زنان این سرزمین، روزی به‌عنوان پاداش، نصیبمان خواهد شد.

یادداشت های مندرج لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمی کند و‌صرفا جهت اطلاع رسانی است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر