۱۴۰۵ مهر ۱۵, چهارشنبه

این روند مسئلهٔ ملی کُردها را حل نمی‌کند! مصاحبه‌ با حزب کمونیست ترکیه (مارکسیست – لنینیست TKP-ML )( بخش دوم- قسمت پایانی)

 مجله بین المللی پارتیزان

 حزب کمونیست ترکیه - م - ل

مصاحبه‌ با حزب کمونیست ترکیه (مارکسیست – لنینیست TKP-ML ) در مورد مذاکراتی که در ترکیه بین حزب کارگران کردستان (  PKK) و دولت ترکیه در حال انجام است.

این روند مسئلهٔ ملی کُردها را حل نمی‌کند

برگردان از  کمیته روابط بین المللی حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان

تاکیدها از حزب کمونیست ( مائوئیست) افغانستان است.


پرسش: پیش‌تر در سخنرانی خود به ائتلاف جنبش انقلابی متحد خلق‌های ترکیه (Halkların Birleşik Devrim Hareketi “ HBDH“ )  اشاره کردید که حزب شما در کنار جنبش ملی کُرد و دیگر سازمان‌های انقلابی، بخشی از آن است. دربارهٔ این موضوع چه می‌خواهید بگویید؟

پاسخ: حزب ما یکی از بنیان‌گذاران ائتلاف جنبش انقلابی متحد خلق‌های ترکیه –  HBDH است. روشن بود که این ائتلاف از نظر مبارزهٔ انقلابی در ترکیه و کردستان ترکیه، یک سازمان‌دهی بسیار مهم به شمار می‌رود. حزب ما این دیدگاه را هم در کنگرهٔ اول و هم در کنگرهٔ دوم خود بار دیگر تأیید کرده است.

با این حال، در شرایط کنونی این یک واقعیت است که یکی از اعضای ائتلاف ــ که از بنیان‌گذاران تشکل ائتلاف جنبش انقلابی متحد خلق‌های ترکیه –  HBDH بوده و بخش مهمی از آن را تشکیل می‌داد ــ خود را منحل کرده و پایان مبارزهٔ مسلحانه را اعلام کرده است. در چنین شرایطی، درست‌تر آن است که تشکل جنبش انقلابی متحد خلق‌های ترکیه را با توجه به مرحلهٔ جدید، دوباره تعریف کنیم. دلیل آن این است که ــ دست‌کم از نظر جهت‌گیری جنبش ملی کُرد ــ میان دوره‌ای که تشکل جنبش انقلابی متحد خلق‌های ترکیه در آن ایجاد شد و شرایط کنونی، تفاوت‌های مهم و تعیین‌کننده‌ای وجود دارد. جنبش ملی کُرد جهت‌گیری خود را یک «تغییر راهبردی» تعریف می‌کند. این وضعیت نشان‌دهندهٔ یک واگرایی راهبردی از اهداف و رویکردهای دوره‌ای است که تشکل جنبش انقلابی متحد خلق‌های ترکیه در آن تأسیس شد.  بنابراین، تشکل جنبش انقلابی متحد خلق‌های ترکیه باید با توجه به این مرحلهٔ جدید مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.   

موضع حزب ما دربارهٔ تشکل جنبش انقلابی متحد خلق‌های ترکیه روشن است. تشکل جنبش انقلابی متحد خلق‌های ترکیه مأموریت خود را انجام داده است. بنابراین، همانند همهٔ اتحادهای عمل و ائتلاف‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت ــ چه در گذشته و چه در آینده ــ باید اعلام شود که تشکل جنبش انقلابی متحد خلق‌های ترکیه وظیفهٔ خود را انجام داده و دورهٔ فعالیت آن به پایان رسیده است. این موضع درست است. گفتن حقیقت به مردم، یکی از اصول اساسی حزب ماست.

البته، این رویکرد ما باید مستقل از بحث دربارهٔ این موضوع ارزیابی شود که آیا در اتحادهای عمل و ائتلاف‌های احتمالی‌ای که ممکن است متناسب با جهت‌گیری جدید جنبش ملی کُرد شکل بگیرند، مشارکت خواهیم کرد یا خیر.

طبیعتاً، در چارچوب جهت‌گیری جدید جنبش ملی کُرد، ما از خواسته‌های دموکراتیک ملت کُرد حمایت می‌کنیم. همچنین، در مرحلهٔ جدید جنبش ملی کُرد، ما در کنار مبارزات دموکراتیک ملت کُرد ایستاده‌ایم و منافع مردم کُرد را بیش از هر چیز در اولویت قرار می‌دهیم. در این مورد هیچ مسئله‌ای وجود ندارد. آنچه از نظر ما مشکل‌دار است، ادعاهایی مبنی بر این‌که مسئلهٔ ملی کُردها حل شده است و نیز دیدگاه‌هایی است که دربارهٔ مبارزهٔ مسلحانه مطرح می‌شود. حزب ما این دیدگاه‌ها را نمی‌پذیرد و آن‌ها را درست نمی‌داند.

ستم طبقاتی بر مردم کُرد همچنان بدون وقفه ادامه دارد

پرسش: از آنچه گفتید، آیا باید چنین برداشت کنیم که حزب شما با دیدهٔ تردید به «روندی» که میان دولت ترکیه و جنبش ملی کُرد در حال شکل‌گیری است می‌نگرد و اساساً معتقد است که آن‌گونه که ادعا می‌شود، هیچ راه‌حلی برای مسئلهٔ ملی کُردها وجود ندارد؟

پاسخ: البته. نه‌تنها حزب ما، بلکه خود مردم کُرد نیز با دیدهٔ تردید به تحولاتی که از آن با عنوان «روند» یاد می‌شود، نگاه می‌کنند. طبیعی است که هر کسی دولت ترکیه را بشناسد، چنین دیدگاهی داشته باشد. افزون بر این، کاملاً روشن است که به‌اصطلاح «روند» کنونی، راه‌حلی برای مسئلهٔ ملی کُردها در خود ندارد. این واقعیت که «قانون چارچوب» تهیه‌شده به‌عنوان «راه‌حل» مسئلهٔ کُردها، بر اساس الگویی مشابه قانونی تنظیم شده که پس از قیام شیخ سعید به تصویب رسید، و نیز این‌که این قانون برای کسانی که در پاسخ به فراخوان عبدالله اوجالان برای «مبارزهٔ دموکراتیک» سلاح‌های خود را زمین می‌گذارند، مواردی مانند «آزادی تحت نظارت» ــ که عملاً به این معناست که هر لحظه امکان بازداشت آنان وجود دارد ــ و «ممنوعیت فعالیت سیاسی»و موارد مشابه را در نظر گرفته است، بیشتر از آن‌که نشان‌دهندهٔ هدف «حل مسئله» باشد، بیانگر هدف کنترل و حذف است.

هم‌زمان، اظهاراتی مانند وعدهٔ ایجاد «مراکز بازپروری و اشتغال» برای کسانی که سلاح‌های خود را زمین می‌گذارند، در کنار قانون موسوم به «راه‌حل» مسئلهٔ کُردها، یادآور سیاست‌هایی است که دولت ترکیه پس از قیام‌های ملی کُردها در گذشته به اجرا گذاشته است. دولت ترکیه تنها کُردهایی را که برای حقوق ملی خود قیام می‌کنند «مجرم» نمی‌داند؛ بلکه آنان را «بیمار» نیز تلقی می‌کند که به بازپروری نیاز دارند.

روشن است که اگر همهٔ این اظهارات، اقدامات انجام‌شده و قانونی را که به تصویب رسیده است در کنار یکدیگر قرار دهیم، هیچ‌کدام نشان‌دهندهٔ راه‌حلی برای مسئلهٔ کُردها نیست.

دیدگاه‌های حزب ما دربارهٔ مسائل ملی به‌طور کلی و به‌ویژه مسئلهٔ ملی کُردها کاملاً شناخته‌شده است. نباید فراموش کرد که در دوره‌ای که ابراهیم کایپا‌کایا حزب ما را بنیان‌گذاری کرد ــ در زمانی که حتی دربارهٔ وجود کُردها، چه رسد به این‌که آیا آنان یک ملت را تشکیل می‌دهند یا نه، بحث و مناقشه وجود داشت و جنبش ملی کُرد نیز هنوز به چنین شکل سازمان‌یافته‌ای ظهور نکرده بود ــ او اعلام کرد که کُردهای منطقهٔ ما یک ملت را تشکیل می‌دهند و افزون بر آن، از «حق تعیین سرنوشت آزادانه» برخوردارند؛ یعنی حق جدایی و تشکیل یک دولت مستقل. حزب ما همچنان از همین دیدگاه دفاع می‌کند.

در چارچوب تضاد ملی، حزب ما از مبارزهٔ دموکراتیک ملت تحت ستم علیه ملت ستمگر حمایت می‌کند. در این زمینه، تعریف درست مسئلهٔ ملی به‌طور کلی و به‌ویژه مسئلهٔ ملی کُردها اهمیت دارد. اگر بخواهم به‌طور مختصر بیان کنم، می‌توانم چنین بگویم:

امروز، در کنار کارگران کُرد، نیمه‌پرولتاریا، دهقانان فقیر و میانه و خرده‌بورژوازی شهری کُرد، بورژوازی کُرد و زمین‌داران کوچک کُرد نیز با ستم ملی مواجه‌اند. این طبقات، صفوف جنبش ملی کُرد را تشکیل می‌دهند.هر یک از این طبقات که در برابر همهٔ اشکال ستم ملی متحد شده‌اند، طبیعتاً اهداف و خواسته‌های مشخص خود را دارند. در شرایط کنونی، این واقعیت که ــ آن‌گونه که ادعا می‌شود ــ «موجودیت کُردها به رسمیت شناخته شده است»، این واقعیت را تغییر نمی‌دهد و نمی‌تواند تغییر دهد.

در تضاد ملی به‌طور کلی و به‌ویژه در تضاد ملی کُردها، ستمی که بر مردم زحمتکش ملت‌ها و ملیت‌های تحت ستم وارد می‌شود، دو بُعد دارد:

نخست، ستم طبقاتی که با اهداف طبقاتی، به‌ویژه برای استثمار بیشتر طبقهٔ کارگر و سرکوب مبارزهٔ طبقاتی، بر طبقهٔ کارگر اعمال می‌شود؛

دوم، سیاست ستم ملی که ملت ستمگر، با اهداف ملی، به‌طور کلی بر تقریباً تمام طبقات ملت‌ها و ملیت‌های تحت ستم اعمال می‌کند.

حزب ما میان این دو شکل ستم تمایز قائل می‌شود. دلیل آن این است که، برای مثال، بورژوازی کُرد و زمین‌داران کوچک با نوع دوم ستم مخالفت می‌کنند، اما در عین حال با قاطعیت از نوع اول دفاع می‌کنند.حزب ما با هر دو شکل ستم مخالفت می‌کند و علیه هر دو مبارزه می‌کند.در نتیجه، برای از میان برداشتن ستم ملی، ما از مبارزهٔ بورژوازی کُرد و زمین‌داران کوچک علیه ملت ستمگر حمایت می‌کنیم؛ اما از سوی دیگر، معتقدیم که برای از میان برداشتن ستم طبقاتی نیز باید علیه همین طبقات مبارزه کرد.

به‌طور خلاصه، تشخیص و تفکیک میان ستم طبقاتی‌ای که بر مردم کُرد وارد می‌شود و ستم ملی‌ای که بر ملت کُرد اعمال می‌شود از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم، همان‌گونه که محتوا و اشکال این دو نوع ستم با یکدیگر متفاوت‌اند، اهداف آن‌ها نیز متفاوت است.بنابراین، تفکیک میان این دو شکل ستم، از نظر اتخاذ یک موضع سیاسی درست، اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد.

در نتیجه، همانند هر جنبش ملی، جنبش ملی کُرد نیز دارای دو خصلت است. این امر در ماهیت مسئله نهفته است.

نخست، محتوای عمومی و دموکراتیک آن است که علیه ستم ملی، امتیازات، انحصار حق تشکیل دولت، استبداد و سرکوب بورژوازی و زمین‌داران ترک مبارزه می‌کند؛

دوم، محتوای ارتجاعی آن است که هدفش تقویت ناسیونالیزم کُردی و در نتیجه، تحقق برتری و امتیازات بورژوازی و زمین‌داران کُرد است.

از زمان تأسیس حزب ما تا امروز، حزب ما در برابر استبداد و امتیازات طبقات حاکم ترک، بدون هیچ ابهام و به‌صورت بدون قید و شرط از محتوای عمومی و دموکراتیک جنبش ملی کُرد حمایت کرده است؛ محتوایی که هدف آن لغو همهٔ اشکال ستم ملی و دستیابی به برابری کامل حقوق ملت‌ها و ملیت‌ها است. حزب ما نه‌تنها بدون قید و شرط از ملت کُرد حمایت و دفاع کرده، بلکه از جنبش‌های سایر ملیت‌های تحت ستم که همین اهداف را دنبال می‌کنند نیز حمایت و دفاع کرده است.

در عین حال، حزب ما در مبارزاتی که بورژوازی و زمین‌داران متعلق به ملت‌ها و ملیت‌های مختلف برای تأمین برتری و منافع طبقاتی خود به راه می‌اندازند، کاملاً بی‌طرف مانده است. حزب ما هرگز از گرایشی در جنبش ملی کُرد که هدف آن تقویت ناسیونالیزم کُردی باشد، حمایت نکرده است؛ بلکه همواره علیه گرایش‌ها و گفتمان‌هایی که ناسیونالیزم بورژوایی را تقویت می‌کنند، مبارزه کرده است. حزب ما به‌طور قاطع از مبارزه‌ای که بورژوازی و زمین‌داران کُرد برای تأمین منافع و امتیازات طبقاتی خود به راه می‌اندازند، حمایت نکرده است.

به‌طور خلاصه، حزب ما حمایت خود را به محتوای عمومی و دموکراتیک موجود در جنبش ملی کُرد محدود کرده و فراتر از آن نرفته است.

در مرحلهٔ کنونی، جنبش ملی کُرد بر این ادعا استوار است که «موجودیت ملت کُرد به رسمیت شناخته شده است»؛ ادعایی که خود قابل بحث است، زیرا ملت کُرد به‌عنوان یک ملت به رسمیت شناخته نشده است. در بهترین حالت، از آن در چارچوب مفهوم «امت» به‌عنوان یک هویت فرهنگی یاد می‌شود. جنبش ملی کُرد اعلام کرده است که در مبارزهٔ نیم‌قرنهٔ ملت کُرد علیه ستم، استبداد و امتیازات طبقات حاکم ترک، یک تغییر راهبردی اتخاذ کرده و به‌صورت راهبردی به مبارزهٔ مسلحانه پایان داده است. به‌عنوان راه‌حل، موضوع «ائتلاف ترک–کُرد» در حال بحث و بررسی است.

صرف‌نظر از این بحث که آیا این دیدگاه در چارچوب مسئلهٔ ملی یک راه‌حل واقعی به شمار می‌رود یا خیر، از دیدگاه حزب ما ــ همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم ــ ستم طبقاتی بر مردم کُرد جدا از ستم ملی بر ملت کُرد مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. ستم طبقاتی‌ای که بر مردم کُرد اعمال می‌شود، همچنان بدون وقفه ادامه دارد.  در واقع، می‌توان گفت که سیاست ستم ملی دولت ترکیه علیه ملت کُرد ــ که در قالب کشتار، بازداشت، کوچ اجباری و موارد مشابه اعمال می‌شود ــ موجب تشدید ستم طبقاتی نیز شده است. این تصادفی نیست که مناطقی که در ترکیه و کردستان ترکیه بالاترین میزان بیکاری و فقر را دارند، دقیقاً همان مناطقی هستند که در کردستان ترکیه قرار دارند. این مسئله همچنین با این واقعیت ارتباط دارد که ستم ملی، ستم طبقاتی را بیش از پیش عمیق می‌سازد. در نتیجه، در حالی که بحث دربارهٔ «راه‌حل» مسئلهٔ ملی کُردها همچنان ادامه دارد، سیاست ستم طبقاتی با تمام شدت خود ادامه پیدا می‌کند. در واقع، منافع طبقاتی بورژوازی و زمین‌داران کُرد نیز در ادامه و عمیق‌تر شدن این سیاست ستم نقش داشته است. بنابراین، از دیدگاه حزب ما روشن است که در جغرافیای کردستان، در سیاست ستم طبقاتی ــ که پایهٔ اساسی ستم ملی و طبقاتی است ــ هیچ تغییری به وجود نیامده است؛ بلکه هم‌زمان با تحولات اجتماعی و اقتصادی جاری، ستم طبقاتی حتی عمیق‌تر نیز شده است.

حزب ما به‌خوبی آگاه است که در چارچوب مسئلهٔ ملی، تضاد ملی و تضادهای طبقاتی درهم‌تنیده‌اند. دیدگاه ما این است که آنچه رهبری جنبش ملی در حال حاضر به‌عنوان «راه‌حل» مطرح می‌کند، مسئلهٔ ملی کُردها را حل نمی‌کند؛ همچنین معتقدیم که بورژوازی ملی کُرد، به‌ویژه تحت تأثیر تحولات بین‌المللی، در پی یافتن یک «راه‌حل» است و طبقات حاکم ترکیه در حال حاضر این مسئله را به‌عنوان «از میان برداشتن تروریزم»  تعریف کرده و بر همین اساس اقدامات عملی انجام می‌دهند. این «راه‌حل» بدون تردید سیاست ستم طبقاتی علیه مردم کُرد را از میان نمی‌برد و حتی موجب می‌شود این ستم در اشکال دیگری بازتولید شود.

این همان تضادی است که حزب ما در درجهٔ نخست به آن توجه دارد و حل این تضاد، یکی از وظایف انقلاب دموکراتیک خلق‌ها تحت رهبری حزب ما محسوب می‌شود.

بازداشت انقلابیون به‌عنوان اقدامی مشروع جلوه داده می‌شود

پرسش: شما در سخنرانی خود که لحظاتی پیش ایراد کردید، به اجلاس ناتو که در تاریخ ۶ و ۷ جولای در انقره برگزار شد، اشاره کردید. پیش از برگزاری این اجلاس، دولت ترکیه یک کارزار گستردهٔ بازداشت و دستگیری به راه انداخت. در جریان این کارزار فاشیستیِ بازداشت‌ها، دولت ترکیه احزاب انقلابی و در رأس آن‌ها حزب شما، حزب کمونیست ترکیه ( مارکسیست – لنینیست) را به‌طور مشخص هدف قرار داد. در پاسخ به این تهاجم فاشیستی و موج بازداشت‌ها که با ادعای هدف قرار دادن حزب شما انجام شد، چه می‌خواهید بگویید؟

پاسخ: بله. پیش از هر چیز، از دیدگاه حزب ما، قرار گرفتن در معرض چنین تهاجم فاشیستی چیز تازه‌ای نیست. با توجه به ماهیت دولت ترکیه و به‌ویژه شیوهٔ آن در پیشبرد سیاست، باید بگوییم که این تهاجم علیه توده‌ها برای حزب ما تعجب‌آور نیست. آنچه تعجب‌آور است، موضع کسانی است که در برابر تهاجم فاشیستی دولت ترکیه خود را چپ‌گرا، مترقی یا مخالف دولت می‌دانند.

با این حال، پیش از پاسخ به این موضع و پرسش شما، باید بار دیگر تأکید شود که رویدادها و اظهارات مطرح‌شده در جریان اجلاس ناتو و پس از آن نشان داده‌اند که امپریالیست‌های غربی برای یک جنگ جدیدِ تقسیم و تجزیه آماده می‌شوند؛ این‌که ناتو ــ سازمان امپریالیست‌ها برای اشغال و تجاوز ــ در این جنگ تقسیم و تجزیه به‌طور فعال مورد استفاده قرار خواهد گرفت؛ و این‌که دولت ترکیه بار دیگر آماده است به ابزاری سودمند برای منافع امپریالیستی، به‌ویژه در منطقهٔ ما، تبدیل شود.

در نتیجه، دولت فاشیستی ترکیه برای این‌که در خدمت‌رسانی به اربابان امپریالیست خود کوتاهی نکند و نشان دهد که از دیدگاه منافع امپریالیستی تا چه اندازه مفید است، تلاش کرده است ثابت کند که در برابر امپریالیست‌ها یا ناتو، سازمان آن‌ها برای اشغال و جنگ، کوچک‌ترین اعتراضی ندارد.به گفتهٔ خودشان، آن‌ها برای «اثبات این‌که ترکیه کشوری مرتبط با تروریزم نیست» علیه مردم دست به اقدامات تروریستی زده‌اند. آن‌ها حتی برای یک لحظه نیز از حمله به مردم خود تردید نکرده‌اند تا اطمینان حاصل کنند که در خدمت به اربابان امپریالیست خود کوتاهی نمی‌کنند.

با توجه به این‌که ما با ساختار دولتی‌ای روبه‌رو هستیم که نیمه‌مستعمرهٔ امپریالیست‌ها و دشمن مردم است، قابل پیش‌بینی بود که چند روز پیش از اجلاس ناتو، تهاجم علیه مردم تشدید شود. زیرا جمهوری ترکیه تنها یک ساختار دولتی فاشیستی نیست؛ بلکه سیاست نیز از طریق روش‌های فاشیستی پیش برده می‌شود.حتی کوچک‌ترین اعتراض یا موضع مخالف نیز ــ چه رسد به خشونت انقلابی ــ با حملات فاشیستی پاسخ داده می‌شود.

در واقع، این‌که حملات فاشیستی تا این اندازه تشدید شده‌اند، با نبودِ خشونت انقلابی نیز ارتباط دارد.

اگر در نظر بگیریم که طبقات حاکم ترکیه حتی در کشمکش‌های درون‌گروهی خود نیز به بازداشت و زندانی‌کردن متوسل شده‌اند و حتی در گذشته نخست‌وزیر و وزیران خود را به دار آویخته‌اند، روشن می‌شود که کسانی که علیه طبقهٔ خود حمله می‌کنند، در برابر مردم و انقلابیون به اقدامات فاشیستی دست زده‌اند و همچنان دست خواهند زد. از این منظر، حملاتی که در آستانهٔ اجلاس ناتو علیه مردم صورت گرفت، چیز تعجب‌آوری نیست.

همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم، آنچه تعجب‌آور است، موضع کسانی است که در برابر این کارزار بازداشت‌ها خود را چپ‌گرا یا مخالف دولت می‌نامند،. بدون شک، در جریان این حملات، رسانه‌های بورژوایی موضع طبقاتی آشنای خود را نشان دادند. این‌که اعضای سازمانی به نام «بنیاد تِما  (TEMA)» [ بنیاد مبارزه با فرسایش خاک، جنگل‌کاری و حفاظت از منابع طبیعی ترکیه]نیز در میان کسانی بودند که هدف ترور و کارزار بازداشت فاشیستی دولت ترکیه قرار گرفتند، به‌شکل جنجالی بازتاب داده شد و حتی تیترهایی مانند «سازمان خاله‌های مائوئیست» منتشر شد. افزون بر این، در حالی که بر شدت و اهمیت بازداشت اعضای بنیاد TEMA ــ که گفته می‌شد بازداشت آنان به دلایل مرتبط با اجلاس ناتو انجام شده است ــ تأکید می‌شد، هدف این بود که روایتی ایجاد شود که بر اساس آن، بازداشت انقلابیون «مشروع» جلوه داده شود.

هم‌زمان، رویکرد برخی محافلی که خود را چپ‌گرا، مترقی و مخالف دولت معرفی می‌کنند، در برابر تهاجم فاشیستی دولت ترکیه پیش از اجلاس ناتو نیز قابل توجه است. تلاش شده است کارزار بازداشت دولت فاشیستی ترکیه، ناشی از «ارتجاع حزب عدالت و توسعه (AKP)» توضیح داده شود. این رویکرد نشان‌دهندهٔ نوعی سردرگمی دربارهٔ رابطهٔ دولت ترکیه با امپریالیزم و ماهیت آن است.

نباید فراموش کرد که طبقات حاکم ترکیه و دستگاه دولتی آن‌ها از زمان شکل‌گیری خود تا امروز، بر پایهٔ همکاری با سرمایهٔ امپریالیستی و دشمنی با مردم بنا شده‌اند. به همین دلیل، جناح طبقاتی حاکم که قدرت را در دست دارد، از یک سو ناگزیر است به سرمایهٔ امپریالیستی خدمت کند، از منافع آن در بازار ترکیه حفاظت نماید و در برابر ایفای این نقش، سهم معینی از غنایم استثمار و غارت را به دست آورد؛ و از سوی دیگر، برای تضمین امنیت منافع سرمایهٔ امپریالیستی و همچنین منافع خود، باید مردم را سرکوب کند. به همین دلیل، دولت فاشیستی ترکیه همه را یک «تروریست بالقوه» تلقی می‌کند. این یک واقعیت عینی است. تاریخ صدسالهٔ جمهوری ترکیه سرشار از نمونه‌های عملی بی‌شماری از این واقعیت است.

در نتیجه، موضع تهاجمی ناتو علیه مردم در آستانهٔ اجلاس آن، با ماهیت این رژیم سازگار بود و برای حزب ما تعجب‌آور نبود.در منطقهٔ ما، مبارزهٔ ضد امپریالیستی به‌طور جدایی‌ناپذیری با مبارزهٔ ضد فاشیستی پیوند دارد. تقلیل مبارزهٔ ضد امپریالیستی به صرفاً شعار و گفتار، به معنای نادیده گرفتن این واقعیت است که دولت ترکیه نیمه‌مستعمرهٔ امپریالیزم و افزون بر آن، عضو ناتو است.این وضعیت یک تضاد را نشان می‌دهد: اعتراض علیه ناتو، در حالی که هم‌زمان پرچم یک کشور عضو ناتو را حمل می‌کنند.

از سوی دیگر، باید به این نکته نیز اشاره کنیم که با وجود تمام تهاجمات و ترور ناشی از بازداشت‌ها توسط امپریالیست‌ها و دولت فاشیستی ترکیه، توده‌های مردم علیه ناتو اعتراض کرده‌اند. این نشان می‌دهد که با وجود تمام تلاش‌های امپریالیست‌ها و دولت فاشیستی ترکیه، آن‌ها نتوانسته‌اند مبارزهٔ ضد امپریالیستی و ضد فاشیستی توده‌ها را سرکوب کنند.

همین پویایی است که حزب ما برای آن ارزش قائل است و می‌کوشد از آن بیاموزد و حول آن متحد شود.

پرسش: در پایان، دربارهٔ جهت‌گیری حزب‌تان پس از دومین کنگره چه می‌خواهید بگویید؟

پاسخ: حزب ما فعالیت‌های خود را مطابق با جهت‌گیری تعیین‌شده در دومین کنگره ادامه می‌دهد. همان‌طور که می‌دانید، دومین کنگرهٔ ما خطر جنگ امپریالیستی در عرصهٔ بین‌المللی را برجسته کرد و بر ضرورت سازمان‌دهی و مبارزه علیه این تهدید، به اشکال مختلف و با محتواهای گوناگون، هم در سطح بین‌المللی و هم در داخل کشورمان تأکید نمود. می‌توانیم بگوییم که پس از دومین کنگره، اقداماتی در راستای همین جهت‌گیری انجام شده است.

در عرصهٔ بین‌المللی، ما اقداماتی را هم برای تقویت سازمان‌دهی جنبش کمونیستی بین‌المللی و هم برای ایجاد ائتلاف‌ها و جبهه‌های ضد امپریالیستی و ضد فاشیستی در برابر تهدید جنگ امپریالیستی انجام داده‌ایم.

در داخل کشورمان نیز رویکرد عملی ما این بوده است که در کنار گسترده‌ترین بخش‌های ممکن جامعه به‌صورت همبستگی و مشترک عمل کنیم؛ همان‌گونه که در اعتراض به اجلاس اخیر ناتو نمونهٔ آن را مشاهده کردیم.

حزب ما همچنان مصمم است با دورهٔ پیشِ رو مقابله کند و مبارزه را در کنار گسترده‌ترین بخش‌های ممکن جامعه که می‌توانیم با آن‌ها متحد شویم و به‌صورت مشترک عمل کنیم، ادامه دهد. این رویکرد با جهت‌گیری دومین کنگره مطابقت دارد.

در همین راستا، ما رویکرد خود مبنی بر همکاری و تشدید مبارزهٔ مشترک با احزاب و سازمان‌های مختلف جنبش انقلابی ترکیه را بر اساس اتحادهای عملی ادامه می‌دهیم.

از دیدگاه حزب ما، جهت‌گیری سازمانی ما ــ مطابق با مسیری که دومین کنگره تعیین کرده است ــ از نزدیک‌ترین نیروها و جریان‌ها آغاز می‌شود و همچنان ادامه دارد. ما معتقدیم این جهت‌گیری، به‌ویژه برای مقابله با حملاتی که در دورهٔ پیشِ رو با آن‌ها مواجه خواهیم شد، اهمیت اساسی دارد.

به نقل از رفیق ابراهیم:

«روزهای دشوار اما پرافتخار مبارزه در پیش است.»

تمام آمادگی‌های ما با در نظر داشتن همین مسئله انجام می‌شود.

پرسش: از شما بابت پاسخ‌گویی به پرسش‌های ما سپاسگزاریم.

پاسخ: ما نیز از شما سپاسگزاریم که این فرصت را در اختیار ما قرار دادید.

 


۱۴۰۵ مهر ۱۴, سه‌شنبه

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» - هفته صد و چهل و یکم در ۶۶ زندان


اعدام، ابزار سرکوب است؛ با کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» همراه شویم
در آستانه روز جهانی علیه مجازات اعدام، بار دیگر تأکید می‌کنیم که مجازات اعدام، نقض بنیادین حق حیات و مصداق قتل حکومتی است. این مجازات نه‌تنها حقی را برای قربانیان احیا نمی‌کند، بلکه در حکومت‌های استبدادی نظیر ایران، به ابزاری برای ایجاد وحشت، خاموش کردن اعتراضات و سرکوب مخالفان تبدیل شده است.
ایران رکورددار اعدام در جهان است. بر اساس گزارش عفو بین‌الملل، حکومت ایران در سال ۲۰۲۵ دست‌کم ۲۱۵۹ نفر را اعدام کرده و بالاترین آمار ثبت‌شده اعدام در جهان را به خود اختصاص داده است. امروز نیز دستگاه اعدام در ایران، در کنار بازداشت، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و اعترافات اجباری، رکن جدایی‌ناپذیری از ماشین سرکوب حاکمیت است.

در روزهای اخیر و در شصت‌وسومین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، بیانیه‌ای مشترک از سوی ۴۶ کشور در محکومیت استفاده فزاینده حکومت ایران از مجازات اعدام، به‌ویژه علیه معترضان، صادر شد. این کشورها نسبت به اعدام معترضان و صدور احکام اعدام برای شمار دیگری از بازداشت‌شدگان، از جمله زنان و جوانان، ابراز نگرانی شدید کردند. خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، با استقبال از این بیانیه مشترک، در ماه‌های اخیر بارها ابعاد مختلف ماشین سرکوب و اعدام در ایران را برجسته کرده است؛ از ابراز نگرانی درباره اعدام کسانی که در کودکی محکوم شدند تا استفاده از شکنجه و اعترافات اجباری، فقدان دادرسی عادلانه و استفاده از اتهامات امنیتی علیه معترضان.

بر اساس آمار و گزارش‌های رسیده به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، طی هفته گذشته (از سه‌شنبه ۷ مهر تا دوشنبه ۱۳ مهر)، دست‌کم ۲۲ نفر اعدام شده‌اند. در میان اعدام‌شدگان، پنج تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات به نام‌های علی همتی و مجید نیک‌اندیش از مشهد، سیاوش جمشیدی خیرآبادی از شهرکرد، و علی‌رضا سپاهی و علی‌رضا رئیسی از اصفهان قرار داشته‌اند. اعدام این افراد در شرایطی که اعتراضات و نارضایتی عمومی در جامعه گسترش یافته، بار دیگر نشان می‌دهد که دستگاه سرکوبِ ولایت فقیه تلاش می‌کند با ایجاد رعب و وحشت و برپا کردن چوبه‌های دار، سدّی در برابر خیزش و اعتراضات مردم ایجاد کند؛ اما تجربه سال‌های گذشته ثابت کرده است که اعدام نمی‌تواند خشم و خواست آزادی‌خواهی مردم را خاموش کند.

هم‌زمان، روند صدور احکام اعدام برای بازداشت‌شدگان اعتراضات همچنان ادامه دارد. از جمله گزارش شده است که برای محمدامین ماندنی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات در زندان تهران بزرگ و نیز برای سیروان شعبانی و هم‌پرونده‌های او، مهدی نامی، مسعود توشمالانی و خسرو محمدی‌نیا در زندان قزل‌حصار، احکام اعدام صادر شده است. این احکام باید فوراً لغو شوند و جان همه محکومان به اعدام، به‌ ویژه زندانیان سیاسی و معترضان بازداشتی، در برابر خطر اجرای حکم حفظ شود.
ما بر این باوریم که دیکتاتوری حاکم بر ایران با تشدید اعدام‌ها می‌کوشد فضای جامعه را امنیتی و مردم را مرعوب کند؛ اما در برابر این سیاست، مقاومت و همبستگی اجتماعی روزبه‌روز در حال گسترش است. کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» صدای زندانیانی است که پشت دیوارهای بلند زندان، در برابر ماشین مرگ ایستاده‌اند؛ صدای خانواده‌هایی است که عزیزانشان را در آستانه نابودی می‌بینند و صدای مردمی است که حق زندگی، آزادی، برابری و کرامت انسانی را فریاد می‌زنند.
از تمامی مردم ایران، خانواده‌های دادخواه، زندانیان، فعالان مدنی و حقوق بشری و همه مخالفان مجازات اعدام در داخل و خارج کشور می‌خواهیم از کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» حمایت کنند تا همگی علیه اعدام متحد شویم. اجازه ندهیم چوبه‌های دار، ابزاری برای خاموش کردن صدای جامعه شوند.

اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در روز سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، در هفته صد و چهل و یکم این کارزار، در ۶۶ زندان زیر در اعتصاب غذا به سر می‌برند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزل‌حصار(واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائم‌شهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران، زندان نور، زندان ایران‌شهر، زندان بندرعباس، زندان ضیابر صومعه‌سرا، زندان دره‌شهر ایلام و زندان مشکین‌شهر.

هفته صدو‌چهل‌ویکم

سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام