۱۴۰۵ مرداد ۱۱, یکشنبه

حکم بازیگر مشهور و چند یادداشت درباره این حکم از نظر کاربران

  

مساله برخلاف ظاهرش خیلی پیچیده نیست. یک ورزشکار- بازیگر مشهور و محبوب به یک دختر جوان تجاوز کرده است. دخترجوان شاکی شده است و کار به دادگاه کشیده شده است. ورزشکار رشوه ی زیادی داده و از دستگاه قضایی قول هایی گرفته و با اطلاع مقامات قضایی مدتی به خارج رفته تا سروصداها بخوابد و سپس بازگشته و بالاخره پرونده به جریان افتاده و پس از مدت زمانی برای وی حکم 99 ضربه شلاق که تعزیری است بریده شده است. دستگاه قضایی از «تجاوز به عنف»، به عنف آن را حذف کرده است. با این پولدار بودن متهم و این دستگاه قضایی دزد و رشوه گیر روشن نیست که حکم شلاق هم اجرا شود!

 م – دامون

مرداد 1405

نگارنده دو یادداشت درباره ی این پرونده با نام های نگذاریم اصل قضیه بسوزد!؟( سوم آبان 1404) و دستگاه قضایی فاسد و جنایتکار حکومت ولایت فقیه( هشتم آبان 1404) نوشته که در سایت موجودند.

 دختر جوان شاکی مبارز

«می‌خواهم به این زنان بگویم: اصلا نترسید؛ می‌دانم موضوع بسیار سختی است، اما هرچقدر طرف مقابل زور، قدرت و ثروت داشته باشد، باز هم می‌توان شکایت و موضوع را پیگیری کرد. مهم این است که اجازه ندهند آثار جرم از بین برود، سریع به پزشکی قانونی مراجعه کنند و بدانند افراد زیادی وجود دارند که از آنها حمایت می‌کنند.» 

حکم پژمان جمشیدی صادر شد

امتداد-الهه محمدی: شاکی پرونده پژمان جمشیدی در گفتگو با امتداد می‌گوید حکم این پرونده صادر و به او ابلاغ شده است. طبق گفته او، پژمان جمشیدی به ۹۹ ضربه شلاق تعزیری محکوم شده است. 

شاکی پرونده در ادامه با بیان اینکه تمام مدارکی که به نفع او است در پرونده وجود دارد، می‌گوید او را هرگز نمی‌بخشد:یک سال است بدون وکیل تنهایی تمام جلسات دادگاه را شرکت کردم. او می‌گوید:خودش و وکلایش بارها به ما پیشنهاد پول دادند و ما قبول نکردیم. حتی در جلسه آخر خودش به من گفت آخرین زورت را هم بزن، آخرش فقط همین، واقعا او را نمی‌بخشم.

پرونده پژمان جمشیدی از مهرماه پارسال با بازداشت او خبری شد. او بعد از چند روز با وثیقه آزاد شد. در بهمن ۱۴۰۴ و اردیبهشت ۱۴۰۵ دو جلسه دادگاه در دادگاه کیفری شعبه ۹ برگزار و امروز حکم این پرونده صادر شد. 

8:04 PM · May 19, 202688.5KViews 

_ MiraS _

@Miraa_SSS

May 19

این شلاق رو که میخره و تمام ولی امیدوارم این دفعه مردم کنسل کالچر رو جدی بگیرن. اگه برای تجاوز یکیو کنسل نکنیم برا چی کنیم؟ 

sepid

@sepidsoh

May 19

حالا اگه سطل آشغال آتیش میزد اعدامش میکردن 

خانم مترجم (اکانت جدید)

@quietgirl731907

May 19

همین‌ شلاقم بهش نمی‌زنن

 

امتداد-الهه محمدی: آخرین جلسه رسیدگی به پرونده شکایت علیه پژمان جمشیدی در حالی امروز برگزار شد که قرار بود این جلسه در تاریخ نهم اسفند ۱۴۰۴، در شعبه نهم دادگاه کیفری برگزار شود اما به دلیل شروع جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به تعویق افتاد و امروز برگزار شد.

پرونده‌ای که از ۲۹ مهرماه سال گذشته و با بازداشت پژمان جمشیدی به دلیل طرح شکایت یک زن جوان با اتهام تجاوز به عنف، سر و صدای زیادی به پا کرد. بعد از آزادی متهم با قرار وثیقه دو جلسه دادگاه برگزار شد که امروز آخرین جلسه آن بود. در این جلسه شاکی پرونده، متهم، وکلای او و شهود حضور داشتند و پس از استماع اظهارات طرفین و شهود، اتهامات پیشین شامل تجاوز به عنف و زنای به عنف با اکراه و حبس، مجددا به متهم تفهیم و آخرین دفاع از او گرفته شد؛ روندی که به گفته حاضران، پرونده را در آستانه صدور رأی قرار داده و انتظار می‌رود حکم دادگاه طی حدود ۱۵ روز آینده اعلام شود.

کامبیز برجاس، وکیل متهم، امروز پس از پایان جلسه در جمع خبرنگاران اعلام کرد که بی‌گناهی موکلش برای دادگاه احراز شده و ادله‌ای دال بر وقوع تجاوز وجود ندارد. در مقابل، شاکی و مادر او در گفت‌وگو با «امتداد» این اظهارات را رد می‌کنند. شاکی می‌گوید در جریان رسیدگی در جلسه دادگاه، بعضی ادعاها از سوی وکلای متهم مطرح شده که از نظر او نادرست بوده، از جمله نسبت‌دادن رابطه‌ای مانند همسر بودن یا رد گواهی پزشکی قانونی و حتی آزمایش DNA. او همچنین از طرح شهادت یکی از افرادی می‌گوید که به گفته او، آثار ضرب و جرح را در شب حادثه مشاهده کرده و این موضوع را در دادگاه بیان کرده است. شاکی در عین حال از ثبت گزارشی نزد پلیس درباره «ایجاد مزاحمت‌های اخیر» ازسوی متهم در جزیره کیش (محل زندگی شاکی) خبر می‌دهد و می‌گوید این مستندات هم به دادگاه ارائه شده است.

به گفته او امروز در آخرین جلسه دادگاه شهود حضور داشته‌اند و متهم با یک ساعت تأخیر حاضر شده است: «پیش از ورود به جلسه، من خیلی عصبانی شدم و بین ما درگیری لفظی پیش آمد. در جلسه دادگاه، اظهارات من و شهود دوباره ثبت شد و سپس اتهامات تجاوز به عنف، زنای به عنف با اکراه و حبس به ایشان تفهیم و آخرین دفاع از او گرفته شد.»

برخی از بازخوردها

harasswatch

 11w

🔹شاکی در پایان جلسه امروز دادگاه دوباره دفاعیاتش را مطرح کرده است: «قاضی پرسید که آیا رضایت می‌دهم یا نه که پاسخ دادم به هیچ عنوان رضایت نمی‌دهم. قضات با دقت به حرف‌هایم گوش دادند و مدارک را دوباره بررسی کردند. اظهارات شهود هم به نفع من بود.»
🔹شاکی همچنین از وقایعی که روزهای اخیر برایش اتفاق افتاده است می‌گوید: «در چند روز گذشته آقای جمشیدی با حضور در جزیره کیش، که محل زندگی من است، چند بار برایم ایجاد مزاحمت کردند که این موضوع را به پلیس گزارش دادم و صورت‌جلسه شده و به دادگاه ارائه دادم. سه روز پیش هم به یکی از دوستانم پیشنهاد پول داده بودند که من باز هم قبول نکردم.»
🔹او امیدوار است که برای این پرونده حکمی عادلانه صادر شود: «من به معنای واقعی کلمه یک سال زجر کشیدم. اگر دنبال پول و اخاذی بودم (ن‌طور که بعضی رسانه‌ها و افراد مطرح کرده‌اند) این همه سختی را تحمل نمی‌کردم. من می‌خواهم او و مردان دیگری مانند او دیگر نتوانند چنین کاری با هیچ زنی انجام دهند.»  

alifahimi_63

 7w

وای بر این ملت ، بعضیا یجوری همدردی و اظهار نظر میکنن که انگار خط به خط پرونده رو خوندن. چه ملت عجیب الخلقه مجازی هستید

sarasalamifr

 8w

😍😍😍❤

Like

hemayat_az_heyvanat_linkdooni

 8w

شماهایی که میگید دروغه و طرفداری پژمان رو میکنید میدونید بخاطر چیه؟ چون انقد خشونت و تجاوز علیه زنان در این مملکت زیاده براتون عادی شده. چیزی که براتون عادی نیست اینه که یه زن جرات کرده از متجاوز شکایت کنه. این براتون سخته و نمیتوتید باور کنید متجاوزها شاخ ندارن دم ندارن. گاهی خیلی هم محبوب هستن

Like

sakineh.nour

 8w

از کجا معلوم راست بگه

el_h10001

 9w

آفرین دختر شجاع 👏

leila2000lili

 9w

مردهای طماع

Like

farazjooni

 9w

اگر شریف نبوکه نمیرفت خونه پسر مجرد

Like

nilarose.mgh

 9w

تجاوز چیه.این زمونه خیلی دخترا خودخواسته در دوران دوستی رابطه برقرار میکنند و اسمش تجاوز نیست.حالا که دید پژمان نمیخواد دوستیو ادامه بده رفت شکایت و گدفتن پول هم دلیل دیگش بود. هیچ کار واجبی ساعت سه نصف شب پیش نمیاد که بخوای بری خونه یه مرد و بارها رفت و امد داشته این خانم. طرف هیچکدومو نمیشه گرفت هردو مقصرن و خواستن که اینطور رابطه را داشته باشن

amirhoseinatefiii

 9w

😂😂چی شد خانم پارسادوست؟ تیرت به سنگ خورد نه؟

Like

haniyehjafaee

 9w

بزرگ‌ترین و بهترین کار زندگیشو انجام داده افتخار میکنم به شجاعت هم جنسم برنده ی واقعی هست که به تنهایی از پس این کار بزرگ براومد

Like

hid80.99

 9w

👏

Like

virgos_67

 9w

👏👏👏

Like

jam912662

 9w

این بابا هنوز راست راست راه می‌رود و هنوز مجازات نشده با توجه به عمل تجاوز به این معناست که پول زیادی به قوه قضاییه ایران داده است

azadeh_s5879

 10w

وقتی تا دادگاه. و تجدیدنظر رفته دیگه معلومه چه خبره

___n.t75___

 10w

آفرین به این دختر شجاع و مادر فهمیده که مقابل همچین آدم دیوصفتی ایستادن👏

Like

mina_esc

 11w

نميدونم كامنتمو ميخوني يا نه واي هرجا هستي خيلي كارت درسته دمت گرم كه پاي سسختي مسيري كه اتخاب كردي وايسادي و جا نزدي👏👏

Like

arjang.bijani

 11w

دمت گرم #الهه_محمدی و دم اون دختر که شاکی شده هم 👌🏻✌🏻💪🏻

Like

arjang.bijani

 11w

دمت گرم #

Like

par.rftn

 11w

بیدادگاه جمهوری اسلامی!!!

Like

saa_raa_z

 11w

خاک بر سر قاضی اگه درست حکم نده!

Like

lgh38

 11w

👏👏👏👏👏👏😍

mo_mojgan_

 11w

👏

Like

dina.karimi

 11w

چه عجیبه تو ایران پرونده انقدر سریع میره جلو. تو آمریکا اینجور پرونده ها چندین سال طول میکشن. امیدوارم نتیجه ی عادلانه ای داشته باشه.

Like

hosna_sh

 11w

@nook_journal_to شل‌شلوار 🤣

Like

marymahgol

 11w

@elahe_mohammadi خوشحالم که در سرزمینمان زنان شجاع بسیاری مثل تو بودند و هستند، شما نمادی از شرافت و شجاعت دختران‌مایی🙏🏻🫂🙌🏻

Like

shahinsamadpoor

 11w

خانم محمدی باعث افتخار صنف خبرنگاریه

roonak__

 11w

👏👏👏👏👏👏❤

Like

mahdieminavi

 11w

کاش به دختران جوان ابن پیام را می دادین که ساعت سه شب خونه یک مرد تنها پانشن برن !!!

malihe.farahani1a

 11w

تبرئه هم بشه از چشم مردم همون عوضیه

Like

nazy.13690

 11w

منظور خواهر و باباته دیگه

Like

_m.el.ika

 11w

جمشیدی بیریخت تست دی ان ای رو ..

atiehabbasi

 11w

@elahe_mohammadi 👏ممنون الهه جان سربلند باشی همیشه

mojgan62449

 11w

آفرین چقدر سریع رفتی اقدام کردی و عاقلانه رفتار کردی با وجود حال بدی که داشتی 👏

cr_shaqayeq

 11w

@elahe_mohammadi
شما واقعا شجاع و شریفید

saeed23488

 11w

👏👏👏👏👏

setareh_ghareh_bagh

 11w

این دختر جرات کرد در مقابل لشگری از سرمایه دارها حرف بزنه. 👏👏👏

h.bayemi

 11w

👏🏻🌼👍🏻

parsi_fighter

 11w

فراموش نکنید،اگر از قربانی حمایت کنید و در آخر به فرض هم اشتباه کرده باشید،شما از یک قربانی به اشتباه حمایت کرده‌اید.اما اگر از متجا.وز حمایت کنید،و تجاوزش اثبات شود،شما از یک متجا.وز حمایت کرده‌اید.
شجاعت و ایستادگی این انسان،مثال زدنیست.

mahsa_qaemmaqami

 11w

👏👏👏👏

bubble._.babble

 11w

#عدالت

bubble._.babble

 11w

#پژمان_جمشیدی

Like

bubble._.babble

 11w

#pejman_jamshidi

Like

firoozehabb

 11w

به امید اجرای عدالت .درود به شجاعتتان 🙏

1353nino1353

 11w

باز شروع شد ... میگه شاهد وجود داشته اثار ضرب و جرح رو دیده ... شاهد باید انجام ضرب و جرح رو ببینه وگرنه خیلیها یا یکی دیگه میزنه میندازن گردن یکی یا خودزنی میکنن... به نظر میاد رابطه نامشروع با توجه به این که ازدواج رو رد کرده و نصف شب خونه طرف رفته درست باشه و حتی دعوا .. اما موضوع تجاوز وقتی نصف شب پاشده خونه طرف رفته به نظر نمیاد درست باشه ... زن نجیب محاله نصف شب تنها بره پیش یه مرد مجرد ... مسلما برای دعا نرفته ... ! و چون مخصوصا جنجال رسانه ای میکنن احتمالا کینه یا مساله دیگه هست .. کسی که افتاب مهتاب ندیده است جار نمیزنه ... به هر حال قوه قضاییه خبره و تحصیلکرده هستند .

minamonteguide

 11w

👏👏👏

khatishka__

 11w

زن شجاع
راوی ستودنی

b_h_r_j_m

 11w

حتی اگر دادگاه رای ناحقی هم صادر کنه بازهم برنده شمایید که ایستادید و زیر بار زور و پول و تهدید نرفتید!

mik909091

 11w

دختر اگه این پیام رو میخونی، دمت گرم، دم خودت و مادرت گرم. خیلی شجاعی. بوسه‌ها ز دورها و دورها

maral_19966

 11w

👏👏👏

alirezakhoshvaght_

 11w

اوناییکه با تایید رژیم کارمیکنن به هر نوع ،از انها در موارد ذکر شده پشتیبانی و..‌‌‌! و با خرید قاضی پرونده مسئله کاملا بنفع متهم تمام خواهد شد

Like

aryanpour.leila

 11w

ظاهرا پژمان جمشیدی به” روح مادرش “ قسم خورده و تبریه شده 😡🙁

shaghayegh_sahraeian

 11w

افرين به شجاعت اين شير زن و مادر حمايتگرش🙏♥️🥀🫶

zahi_mo

 11w

👏👏

mngloryiran

 11w

👏👏👏👏👏

zeinab_hf78

 11w

دختر شجاع👏🏼

atighods

 11w

افرین بر تو بانو 👏👏👏👏👏👏

nasaninnavabi

 11w

👏

ayoubahmadib2

 11w

مجریان قانون به معترض کشته شده توسط خودشون تجاوز میکنند و فیلمش برای همسرش میغرستند، به زنداینان تجاوز میکنند، انتظار حکم عادلانه یه رویاست!!!!!!!

rasa.bash

 11w

👏👏👏

sirweniknam

 11w

شجاعتت ستودنی ست، مقاومت کن زنده باد

tida_vandad

 11w

یکی ارایشگر حاضر نشده برای یک متهم به تجاوز کار انجام بده اونوقت حلال احمر در طول جنگ منهم به تجاوز رو با لباس مامورین حلال احمر میشونه تو ماشین حلال احمر و باهاش،فیلم تبلیغانی میسازه واقعا شرم اوره@iranian_rcs

adighodsi

 11w

دختر جان من از تو ممنونم برای شجاعتی که در این مسیر داشتی

ava_avishan2

 11w

در کشوری که در زندان هایش به معترضان تعرض و تجاوز نیشود دادگاه معنا ندارد


🔹او در پایان ضمن قدردانی از حمایت‌ها می‌گوید: «دست همه کسانی که در این ماه‌ها از من حمایت کردند می‌بوسم و از آنها ممنونم. حتی شنیدیم که آرایشگری در کیش موهای آقای جمشیدی را کوتاه نکرده و گفته من موهای یک متهم به تجاوز را کوتاه نمی‌کنم.»
🔹شاکی پیامی هم برای دیگر زنانی دارد که ممکن است چنین اتفاقی برایشان بیفتد: «می‌خواهم به این زنان بگویم: اصلا نترسید؛ می‌دانم موضوع بسیار سختی است، اما هرچقدر طرف مقابل زور، قدرت و ثروت داشته باشد، باز هم می‌توان شکایت و موضوع را پیگیری کرد. مهم این است که اجازه ندهند آثار جرم از بین برود، سریع به پزشکی قانونی مراجعه کنند و بدانند افراد زیادی وجود دارند که از آنها حمایت می‌کنند.»

۱۴۰۵ مرداد ۱۰, شنبه

مبارزه ی توده های اصفهان برای جلوگیری از اعدام دو تن از مبارزان جوان دی ماه 1404

 


 

حکومت جانیان و دزدان و اعدام جوانان مبارز

حکومت جنایتکار ولایت فقیه و دستگاه تا مغز استخوان کثیف قضایی اش اعدام جوانان مبارز را برای پیشگیری از ادامه ی مبارزات توده ها پی گرفته و ادامه می دهد. آنها جوانان بازداشت شده مبارزات دی ماه 1404 و یا خیزش «زن زندگی آزادی» را که در زندان به سر می برند و در کنار آنها مبارزان کرد و یا بلوچ و عرب و همراه این همه زندانیان عادی( مواد مخدر، قتل و غیره) را در زندان ها اعدام می کنند. روزی نیست که خبری از اعدام فردی یا گروهی به وسیله ی این جانیان اعلام نشود.

برنامه ی حکومت برای اعدام دو جوان مبارز در پیش چشم توده ها

روز سه شنیه 6 مرداد دستگاه جنایتکار قضایی حکومت ولایت فقیه به ریاست دزد و جانی اعظم محسنی اژه ای اعدام دو مبارز جوان خیزش دی ماه 1404 با نام های ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیر حسین صفری حسینی را در انظار عموم و در میدان علیخانی محله ی ملک شهر اصفهان اجرا کرد تا «درس عبرت» برای جوانان و توده ها شود.

59 متهم و 12 جوان محکوم شده به اعدام

 این دو جوان افرادی از پرونده ای قطور در مورد کشتن 4 مامور نیروهای انتظامی در میدان علیخانی بودند. مامورانی که در خدمت به بقای حکومت توده ها را به رگبار می بستند. در این پرونده 59 نفر را متهم و  12 نفر را  به اعدام محکوم کرده اند که حکومت دو تن از آنان را با نام های عرفان اسفندیاری و گل محمد محمدی هفته ی گذشته اعدام کرده بود و به تعدادی از خانواده های 12 نفر و از جمله ابوالفضل و امیرحسین اعلام کرده بود که برای آخرین ملاقات فرزندان خود بیایند.

واکنش توده های اصفهانی به اعدام دو جوان مبارز – آتشفشانی آماده ی خروش

واکنش توده های اصفهانی در خور تحسین و ستایش بود. آنها به محل ریختند و خواستند با مبارزه ی خود مانع اجرای حکم اعدام جوانان شان شوند. حکومت که از پیش محل را تا توانسته بود با نیروهای امنیتی پر کرده بود به سرکوب توده های خشمگین پرداخت. بر مبنای اخبار در این درگیری های بین توده ها و مزدوران حکومت عده ای زخمی و بازداشت و یک زن با نام جان باخته است.

طلایه های دوباره مبارزه

 از هفته های گذشته بخش هایی از توده های مردم آرام آرام مبارزات خیابانی را آغاز کردند. اعتراضات رانندگان تاکسی در تهران و شهرستان ها، اعتراضات بازنشسته ها و پرستاران و همچنین اعتصاب کارگران موتوژن تبریز بخشی از این مبارزات بود و بیشتر گرد دستمزدها و شرایط معیشت می چرخید.

وضع کنونی توده ها و احتمال اعتراضات توده ای گسترده

وضع کنونی که جنگ نیز به آن افزوده شده است امان مردم را بریده است. ابر تورمی در راه است و  قرار است بنزین هم گران شود. حکومت می داند که پایان جنگ یعنی اجبار به روبرویی با اعتراضات توده ها که به احتمال زیاد شدید خواهد بود و بسیار گسترش خواهد یافت.

جنایات حکومت برای پیشگیری از اعتراضات توده ای

واکنش حکومت تداوم اعدام های جوانان مبارز و همچنین اعدام زندانیان عادی است. آوردن این اعدام ها به خیابان از یکسو و در ظاهر برای این است که حکومت پس از نمایش های شبانه ی خیابانی مزدوران اش و نیز برگزاری مراسم به گورسپاری خامنه ای بگوید پایه ی مردمی دارد( و یا پس از برگزاری مراسم سازمان داده شده ی دفن خامنه ای خیال می کند دارد) و مردم با این اعدام ها موافق اند و همراهی می کنند؛

 و از سوی دیگر - و در واقع این مساله ی اصلی است - به مردم هشدار دهد و آنها را به ترس و وحشت اندازد که هر گونه اعتراض به ویژه اگر به قصد سرنگونی حکومت باشد با کشتار و اعدام روبرو خواهد شد. و به این ترتیب این پیام را به مردم بدهد که حکومت ماندنی است حتی اگر به قیمت خونریزی های بسیار بیشتر و کشتن جوانان و توده های بیشتری تمام شود.

 خشم و کینه ی بی پایان خلق

و با این حال در پی اعدام این دو جوان و نیز اطلاع دادن به خانواده ها برای دیدار آخر فرزندان شان خشم و کینه ی بی پایان از حکومت تمامی توده ها را در ایران در بر گرفته است.

مردمی که تورم و گرانی و فقر و تنگدستی از یک سو و تجاوز و جنگ از سوی دیگر و حکومتی دزد و جنایتکار که همچون بختک نزدیک به 50 سال است بر سر آنها خراب شده است از سوی سوم، آنها را چنان به تنگ آورده که همچون آتشفشانی آماده خروش گشته اند.

 مسائل ومشکلات مبارزات طبقه ی کارگر و توده ها

دو ضعف و کمبود بزرگ جنبش خلق یکی نبود یک طبقه ی انقلابی سازمان یافته در راس جنبش توده هاست و دیگری نداشتن تصور روشن از راه مبارزه انقلابی برای سرنگونی حکومت کنونی است.

در کنار این ضعف ها، انقلاب از یک سو با تجاوز و جنگ به پا شده از سوی امپریالیسم آمریکا با حکومت جنایتکار ولایت فقیه روبرو است؛ جنگی که به طور قطع هدف اساسی اش خاموش کردن انقلاب در ایران و تبدیل تجاوز و حمله ی آمریکا همچون یک جایگزین برای انقلاب توده ها و فرو نشاندن آن بوده است:

«شما نمی خواهد انقلاب کنید و کشته دهید ما برایتان حکومت را درست و منطبق میل تان می کنیم!»

 این پیام اصلی تجاوز امپریالیسم آمریکا و جنگ اش با حکومت کنونی است و نتیجه ی آن چه تا کنون پیامد جنگ بوده، گرفته شدن امکان تحرک و مبارزه از توده ها و ناباوری به نیروی خود و ایجاد یاس و ناامیدی و انفعال نسبی در میان آنها بوده است.

از سوی دیگر توده ها با حکومتی روبرویند که تمامی بار تورم و گرانی را به روی توده ها انداخته و بی توجه به عاقبت آنها جنگ را ادامه می دهد و در عین حال همین جنگ را فضایی مناسب برای اعدام ها و سرکوب انقلاب و ایجاد شرایطی از رعب و وحشت یافته تا به خیال خود مانع اعتراضات توده ها در آینده گردد.

در کنار این ها دارودسته های سلطنت طلب هستند که با همه ی فراز و نشیب های اهداف ترامپ و امپریالیسم آمریکا، به ویژه برنامه ی به گونه ای کنار آمدن با حکومت کنونی و رام و سر به راه کردن آن، باز هم امید دارند که برنامه ترامپ تغییر کند و برنامه سرنگونی و جایگزین کردن این دارودسته مزدور را در پیش گیرد. اینها از یک سو خارج کشور را قرق خود کرده اند و از سوی دیگر با بنگاه های تبلیغاتی و مزدوران بلندگو به دست شان مغز مردم را در داخل می خورند.  

این وضعیت شرایط نامساعدی به وجود آورده است و مانع امیال توده ها و مبارزات آنها برای سرنگون کردن این حکومت و برقراری یک جمهوری انقلابی دموکراتیک گشته است.

وظایف ما

برای شکستن این وضعیت و مساعد کردن شرایط برای پیشرفت انقلاب، پیشروان طبقه ی کارگر و کمونیست ها باید در عین این که در کنار توده ها و در مبارزات روزمره صنفی و اقتصادی و معیشتی و برای خواست های ابتدایی آنها مبارزه می کنند به تبلیغ و ترویج چگونگی رفع موانع و انکشاف راه درست و انقلابی در میان توده بپردازند.

این تبلیغ و ترویج از یک سو علیه تجاوز و جنگ و علیه امپریالیسم آمریکا و جنگ طلبان حکومت اسلامی و برپایی و دامن زدن به جنبش ضد جنگ و علیه تجاوز امپریالیستی و جنگ طلبی باندها و جناح های جنگ طلب است.

 «پایان دادن به جنگ» شعار اصلی ما در این مورد است.

از سوی دیگر و در کنار آن به مبارزه ی گسترده و عمومی علیه اعدام ها و کشتار جوانان به دست حکومت جنایتکار دست زنند.

«پایان دادن به اعدام ها و آزادی زندانیان سیاسی» شعارهای اصلی ما در این خصوص است.

در عین حال مائوئیست ها باید تبلیغ و ترویج جنگ مسلحانه، جنگ توده ای با حکومت برای سرنگونی آن را را به یکی از محوری های اصلی مبارزات خود تبدیل کنند.

 این حکومت را باید با مبارزه ی مسلحانه توده ای به رهبری طبقه ی کارگر و انقلابیون کمونیست بر انداخت تا بتوان جمهوری دموکراتیک انقلابی را بر پا کرد. راه دیگری نیست و این مساله ای است که باید توده ها آن را با تمامی وجود حس و درک کنند.

مرگ بر حکومت ولایت فقیه

مرگ بر سران دستگاه قضایی

درود بر مبارزات کارگران و  توده های ستمدیده ی ایران

برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر

گروه مائونیستی راه سرخ

ایران

7 مرداد 1405

 

 

    

درباره ی تغییر دیدگاه سپیده قلیان و مواضع افراد وابسته به گروه‌های ارتجاعی ترتسکیستی و«کمونیسم کارگری»(2)


بخش نخست

مساله‌ی تغییر دیدگاه   

چهار-«حس نزدیکی در مواجهه با زندگی و روابط انسانی و تجربه مشترک زندان»
حال به یادداشت سپیده قلیان بپردازیم. او از روابط اش درون زندان و اینکه با «زندانی‌های پادشاهی‌خواه نزدیک‌تر بوده است» می نویسد. او می گوید «نه اینکه یهو عقیده‌م عوض شده باشه، نه. بلکه تو طرز مواجهه با زندگی، تو روابط انسانی و تو تجربه مشترک زندان، حس نزدیکی بیشتری[به پادشاهی خواهان] می‌کردم». او همچنین اشاره کرده که «تجربه زندان، مطالعه و مواجهه با رفتار جریان‌های مختلف» در تغییر دیدگاه هایش موثر بوده است».
برای ما روشن نیست که سپیده به کدام یک از این اصول و ضوابطی که ما در بالا به مهم ترین آنها اشاره کردیم انتقاد داشته است. او از «مطالعه» حرف زده است اما روشن نیست که منظور وی از «مطالعه»، مطالعه‌ی مبانی تئوریک- سیاسی و تشکیلاتی و یا اخلاقی کمونیسم بوده است و یا تنها مطالعه ی«جریان ها مختلف». در هر حال وی به طور مشخص انتقادی تئوریک- سیاسی و یا تشکیلاتی از مبانی مارکسیسم( لنینیسم و مائوئیسم) و سوسیالیسم و کمونیسم و یا حتی دیدگاه ها و اعمال کمونیست ها در ایران طرح نکرده است.
در عین حال وی از «مواجهه با رفتارهای جریان های مختلف» و در برخورد با «زندگی»و« روابط انسانی» و«تجربه مشترک زندان» سخن گفته است اما نه نامی از «جریان» خاصی می برد و نه در مورد ویژگی های این «رفتار»هایی از جانب زندانیان چپ( و دموکرات) که با آنها مواجه شده است و او به آنها نزدیک بوده است صحبتی می کند. او صرفا می گوید که به زندانیان پادشاهی‌خواه «حس نزدیکی بیشتری» می کرده است!
همچنین روشن نیست که از نظر سپیده قلیان، «طرز مواجهه با زندگی» و «روابط انسانی» و «تو تجربه مشترک زندان»، چه «طرزی» بوده و دیدگاه ها و معیارهای وی چه بوده است که سپیده در قیاس میان زندانیان چپ و زندانیان پادشاهی‌خواه احساس نزدیکی بیشتری به زندانیان پادشاهی‌خواه می‌کرده است! اینها روشن نیست.
به‌طور کلی این گونه چرخش‌ها گاه به حزب و تشکیلاتی که فرد عضوی از آن است و یا شاهد و ناظر حرف‌ها و اعمال‌شان است برمی گردد که در این صورت باید این دیدگاه و اعمال این احزاب مورد بررسی قرار گیرند.
گاه به برخی از افراد یک جریان سیاسی یا جریان‌های سیاسی گوناگون بر می‌گردد که در این صورت صحبت بر سر برخی افراد است و باید این کنش این افراد بررسی شوند.(به نظر می رسد که این یکی از مواردی باشد که سپیده قلیان در مورد آن توضیحی اقتاع کننده نمی دهد.)
گاهی نیز به ویژگی‌های دسته دیگری(در اینجا سلطنت طلبان) بر می گردد که از جهات معینی در مقامی بالاتر قرار داده می شوند و در چنین صورتی و در مقایسه میان دو دسته و بهتر بودن دسته ی دیگر باید این دسته ی دیگر تحلیل شود و علل گیرایی و کشش داشتن آن مورد بررسی قرار گیرد. امری که می تواند از دیدگاه ها و مواضع سیاسی آن جریان و یا از برخوردها و مناسبات درونی شان و یا از عمل بیرونی شان برخیزد.
گاه نیز ممکن است به خود فرد برگردد که در این صورت  باید فرد و تمایلات و تجارب و عمل وی بررسی گردد و چگونگی این چرخش بر بستر گذشته و حال فرد شرح داده شود. در هر حال این بررسی دارای اهمیت است اگر مواد کافی مستند برای ارزیابی وجود داشته باشد. 
زمانی که سپیده می گوید رابطه اش با زندانی پادشاهی خواه نزدیک تر بود به این معناست که روابط انسانی اش و تجارب مشترک اش با دیگران در زندان با زندانیان غیرپادشاهی خواه و یا ضدپادشاهی خواه به آن «نزدیکی» نبوده است و آن حس «نزدیک تر»ی که به این افراد پادشاهی‌خواه در مسائل زندگی و روابط انسانی داشته است به دیگران نداشته است. پس یکی پای زندان در میان است و یکی هم زندانیان سیاسی دیگر(و در درجه نخست زندانیان زن چپ)که مورد مقایسه قرار می گیرند.
اینکه این زندانیان سیاسی دیگر چه برخوردی به سپیده کرده اند که وی چنین داوری در قیاس آنها با سلطنت طلبان می کند بر ما روشن نیست. آنچه ما از زندانیان زن زندان ها می دانیم جز کنش خود آنها در مبارزات درون زندان و واکنش به رویدادهای بیرون زندان، این است که بسیاری از افرادی که زندانی شده و مدتی بوده اند و بیرون آمده اند داوری منفی‌ای در مورد آنها(به طور کلی و یا نسبت با سلطنت طلبان) نکرده اند( به جز فائزه رفسنجانی). بیشتر اینان زنان مبارزی هستند که سال هاست در زندان به سر می برند و برخی بیش از یک دهه.
او از « آزادی‌های فردی، تکثر، حقوق برابر، محدود کردن قدرت حکومت و حق انتخاب» صحبت می کند. اما این ها ممکن است مواردی باشند که چند فرد بهتر از چند فرد دیگر در مورد آنها نظر داشته باشند و یا برخی از آنها را در اعمال شان بیشتر رعایت کنند اما وجوهی نیستند که بتوان به حکومت پادشاهی خواهان و سلطنت طلبان خواه در گذشته و خواه در اعمال این یکی دو دهه ی اخیرشان نسبت داد.
حتی اگر آنچه دلایل مرکزی تغییر دیدگاه سپیده است درست باشد باز هم دلیلی برای تغییر دیدگاه یک مبارز از چپ به «لیبرال»( سپیده از «لیبرال تر» صحبت می کند و معنای آن این است که دیدگاه وی پیش از آن چپی همراه با گرایش هایی لیبرالی! بوده است) نیست. ممکن است برخی از اعضاء یک تشکیلات و یا احزاب گوناگون رفتارها و برخوردهای نادرست و اشتباهی داشته باشند و در مقابل برخی از اعضا یک تشکیلات برخوردهای بهتری داشته باشند اما این ها دلیلی محکم برای تغییر دیدگاه فردی مانند سپیده قلیان نیست.( پایین تر به این مساله بر می گردیم.)
بر مبنای آنچه گفته شد ما قادر نخواهیم بود از این راه به نتیجه ای خواه در مورد یک تشکیلات مشخص و خواه در مورد افرادی که چپ هستند برسیم. برای سنجش آنچه سپیده قلیان می گوید نیاز است نظر دیگر زندانیان سیاسی زن در مورد وی و «طرز برخورد با زندگی و روابط انسانی و ..» و توقعات وی از رابطه ای «نزدیک‌تر» و باز و پویا دانسته شود.
پنج- «اخلاق، شجاعت و حقیقت گویی» سلطنت طلبان و پادشاهی‌خواهان!
در مساله تغییر موضع سپیده قلیان تشکیلات مشخصی مورد بحث نیست که مورد نقد قرار گیرد. گذشته از این« چپ»( و «سنت چپ») در ایران در یک سازمان واحد سیاسی تجلی نکرده است و همچنین از پراتیک بیرونی واحدی برخوردار نبوده که مساله از این دیدگاه بررسی شود. از سوی دیگر چنانکه گفتیم گرایش سپیده به پادشاهی‌خواهان روشن نمی‌کند که ما باید چه چیز را بررسی کنیم تا بفهمیم چرا وی این افراد و جریان را برتری داده است:
 دیدگاه‌ها و مواضع پادشاهی‌خواهان و سلطنت‌طلبان، مناسبات درونی اعضای این سازمان ها و یا عملکرد بیرونی شان را؟
«برای همین شاید برا بعضی‌ها عجیب باشه که بگم تو خیلی از بندها، رابطه‌م با زندانی‌های پادشاهی‌خواه نزدیک‌تر بود. نه اینکه یهو عقیده‌م عوض شده باشه، نه. بلکه تو طرز مواجهه با زندگی، تو روابط انسانی و تو تجربه مشترک زندان، حس نزدیکی بیشتری می‌کردم. این تجربه بهم یادآوری کرد که هیچ جریانی انحصار اخلاق، شجاعت یا حقیقت نداره".. (تاکیدها از ماست).
 مشکل این نظرات این است که سپیده از تجارب فردی خودش نتیجه‌ای عام می گیرد که خودش نیاز به شرح دارد.
 شکی نیست که هیچ جریانی انحصار«اخلاق»، «شجاعت» یا «حقیقت» را ندارد، اما نخست این‌که اخلاق و شجاعت و یا حقیقت‌ گویی در برخی از جریان ها در حدی غیرقابل مقایسه از نظر کیفی و کمی بالاتر و بیشتر از جریان های دیگر است. در جریان های انقلابی و مترقی در حد غیرقابل مقایسه ای بیش از جریان های ارتجاعی، در جریان های انقلابی بیش از جریان های مترقی و در جریان های کمونیستی واقعی و نماینده گان واقعی طبقه ی کارگر بسیار بیشتر از هر جریان انقلابی که می تواند جریان های انقلابی خرده بورژوایی و بورژوایی را نیز در بر گیرد. نسبی بودن این ها و اینکه در انحصار هیچ جریانی نیستند یک چیز است و اینکه کدام طبقه و گروه اجتماعی و نماینده گان واقعی سیاسی اش خواه در کل و خواه در جزء نماینده ی پیگیر اخلاق والا و حقیقت‌گویی و شجاعت هستند چیزی دیگر.
 دوم این که داشتن اخلاق والا و حقیقیت‌گویی و شجاعت داشتن به خودی خود ارزش‌اند اما آنچه مهم است نه ارزش آنها در محدوده ی یک فرد و یا گروهی از افراد، بلکه این است که چنین ارزش هایی در مسیر کدام اهداف قرار دارد: مثبت یا منفی؟ انقلابی و یا ارتجاعی؟
تک چشمه هایی ازحقیقت‌گویی(آن حقیقت گویی که منظور سپیده است) در برخی از افراد وابسته به جریان های ارتجاعی( کادر و عضو آگاه حزب ارتجاعی و همچنین دولت های امپریالیستی و ارتجاعی) امری است بیشتر به حالت استثناء و نه قاعده.
 از سوی دیگر در جایی که این دسته ها حقیقت را می گویند یا این حقایق پیش پا افتاده اند، یا گفتن‌شان مشکلی برای منافع طبقاتی‌شان ایجاد نمی کند، یا به هر حال ناچارند بگویند، یا برای تخریب نیروهای مخالف انقلابی و یا برای بقای حکومت های استثمارگر و ستمگر کثیف شان است.
در مورد شجاعت نیز تفاوتی کیفی و اساسی است بین «شجاعت» یک بورژوا( و یا یک هوادار یا عضو حزب استثمارگران و ستمگران یا مزدوران امپریالیسم و از جمله همین زندانیانی که سپیده ی قلیان از آنها می گوید) برای دفاع از حکومت استثمارگران و ستمگران و بقای آن، با شجاعت یک کارگر یا انقلابی کمونیست برای برانداختن استثمار و ستم و برقراری جامعه ی کمونیستی.
 در مورد اخلاق نیز ممکن است در اردوی دشمنان طبقه ی کارگر افرادی پیدا شوند که به موازین اخلاقی والایی پایبند باشند. این گونه افراد یا در هر حال در خدمت اردویی ارتجاعی هستند و بیهوده وقف آن، و در واقع تلف می شوند چندان که می توانیم بگوییم «حیف فلانی که در این مسیر بود»، و یا اینکه تغییر جهت داده و آن اردو را ترک می کنند و به اردوی انقلاب می پیوندد.
سپیده تجربه فردی و محدود خود را تعمیم می دهد و یک حکم کلی بیرون می کشد و آن را به تمامی تاریخ تعمیم می دهد. این یک دیدگاه تجربه گرایانه( امپریستی) است و تجارب یک فرد و آن هم در محدوده ی زندان نمی تواند ملاک برای چنین احکامی گردد. در عین حال او اخلاق و حقیقت گویی و شجاعت را مجرد یا در حد محدودی در نظر می گیرد و نه به طور مشخص و در حد کلان. بی آنکه خصلت کیفی و گستره ی کمی حکم را در طبقات گوناگون و نیز انگیزه های وجود آنها در طبقات و جهتی و ماهیت اهدافی که این خصال در خدمت آنها هستند صحبتی بکند و این به هیچ وجه درست نیست. در واقع این که کدام اردوی طبقاتی بیشتر به این خصال پایبند است و در عین حال این که پایبندی به آنها و یا داشتن آنها در خدمت چه منافع طبقاتی و اهدافی است دارای اهمیت اساسی است.  
مشکل این تجربه سوی دیگر آن نیز هست. طرز برخورد به زندگی و ...چند فرد پادشاهی خواه که این احتمال بیشتر است که افرادی به نسبت جوان باشند که آگاهی چندانی از تاریخ پنجاه ساله ی سلطنت پهلوی در ایران نداشته باشند - اگر آگاهی درست و دقیق و همه جانبه داشته باشند در این صورت سپیده با تایید آنها در واقع و در کل سلطنت استبدادی پهلوی را تایید کرده است - و یا اعمال سلطنت طلبان را در سال‌های اخیر نتوانند درست تحلیل کنند، از بد حادثه( وضعیتی که حکومت ولایت فقیه به بار آورده، استبداد سیاسی به هولناک ترین شکل اش، نبودن آزادی بیان و مطبوعات و آزادی احزاب و گردهمایی ها، کشتار مداوم انقلابیون چپ) به چنین گروه هایی گرویده باشند، برای استنتاج یک چنین حکمی کفایت نمی دهد. به بیان دیگر قرار دادن طرز برخورد چند فرد پادشاهی خواه در برابر طرز برخورد چند فرد چپ زندانی برای چنین استنتاج هایی کافی نمی باشد.
اگر چنین می بود که سپیده با بسیاری از اعضا و کادرها و رهبران این جریان رابطه داشت و در جهت اهداف آنها کار و فعالیت کرده بود و چنین حکمی می داد، آن گاه سپیده قلیان نه تنها می باید در کل گذشته ی استبداد سلطنتی را تایید می کرد بلکه با اعمال سلطنت طلبان و پادشاهی خواهان طی همین سال ها و اقدامات آنها در جهت تخریب جنبش خلق و چهره های انقلابی و مترقی در داخل و خارج موافق می بود.
در عین حال بر مبنای چنین نگاهی سپیده قلیان باید انتظار می داشت که تمامی انقلابیون و ترقی طلبان و کارگران و دهقانان و زحمتکشان جامعه ما در مورد تاریخ پنجاه ساله ی استبداد سلطنتی و دربار شاهی و ساواک اش تجدید نظر کنند و نه به آن گونه که حس کرده اند، گفته اند و نوشته اند بلکه به گونه ای دیگر، آن گونه که سپیده قلیان می گوید( او از مطالعه و تجارب زیادی که در رسیدن به دیدگاه های تازه اش نقش داشته اند صحبت می کند)، حس کنند، بگویند و بنویسند!
شش- حقایق بزرگ و حقایق کوچک - خدمت حقیقتی کوچک به کذبی بزرگ
سپیده از «حقیقت گویی» صحبت می کند. اما حقایق دارای ارزش کیفی متفاوتی هستند و حقیقت گویی هم سیخکی نیست. حقایق کوچک و بزرگ دارند. پیش پاافتاده و کم اهمیت و در‌خورتوجه و با اهمیت دارند. باارزش و بی ارزش دارند. گاه نباید گفته شوند و گاه باید گفته شوند دارند. آهسته و به عده ی محدودی گفته شوند و یا بلند و به همه گفته شوند دارند. به صرف اینکه می خواهیم حقیقت را بگوییم نمی توانیم هر حقیقتی را و هر زمانی و برای همه کس بازگو کنیم.
اگر تمامی آنچه که سپیده در مورد«طرز برخورد به زندگی و ...» می گوید درست بدانیم یعنی آنچه وی از «طرز برخورد» انتظار دارد درست باشد و آن «طرز برخورد...» موجود زندانیان سیاسی چپ را نادرست و از آن پادشاهی خواهان را درست بدانیم، آنگاه این که گفته شود مثلا من به به دلیل طرز برخورد پادشاهی خواهان «احساس نزدیکی» بیشتری با آنها می کردم تنها در چارچوب کوچکی ممکن است به درد بخورد( یعنی در چارچوب اصلاح طرز برخورد چند زندانی سیاسی چپ و یا تعدادی هم بیرون)، اما در چارچوب بزرگ تر نه تنها به درد نمی خورد بلکه زیان‌آور است و به معنای در سایه قرار دادن حقایق بزرگ تر در سایه ی حقایق کوچک تر است. خواسته و ناخواسته به معنای یاری به کذب و فریبی بزرگ و تبلیغ آن در لوای بیان حقیقتی کوچک است.
در دورانی که سلطنت طلبان که گذشته شان سراسر استثمار و ستم به کارگران و زحمتکشان و خلق ایران و مزدوری و نوکری امپریالیست ها بوده، نقشی تفرقه افکنانه و تخریب گر در جنبش توده ها خواه در خارج و خواه در درون کشور اجرا می کنند و خواهان این جنگ از جانب امپریالیست ها و دولت پلید و جنایتکار اسرائیل و تجاوز به ایران و تخریب ایران بوده اند و هستند، سپیده با سخن گفتن از طرز برخورد چند زندانی که به مذاق وی خوشایند بوده است و برجسته کردن آن در قبال چپ ها، آب پاکی به روی سلطنت طلبان فاشیست و ساواکی ها و کثیف ترین عمال امپریالیسم می ریزد و خاک در چشم کارگران و چپ ها و زحمتکشان و خلق ایران می پاشد.
این که سپیده نیازی نمی بیند که بین این چند پادشاهی خواه زندانی و جبهه ی پادشاهی خواهان و سلطنت طلبان فرقی اساسی بگذارد و اشاره ای به گذشته و حال و«طرز برخورد»های کثیف و کراهت بارو فاشیستی پادشاهی خواهان به جبهه ی خلق بکند به ساده گی اجازه ی برداشت هایی این گونه از سخنان اش را می دهد.
هفت- «لیبرال تر» از کدام لیبرال یا چپ؟
گفتیم که چپ در ایران اگر به کل آن نگاه کنیم چپی انقلابی و کمونیست نیست. «شبه چپ» است و نه چپ به معنای دقیق این کلمه که در درجه ی نخست و بیش از هر چیز انقلابیون کمونیست وفادار به اصول، دیدگاه ها و مواضع مارکس وانگلس و لنین و استالین( وجه عمده ی وی که مثبت است و وی را یک رهبر وفادار به مارکسیسم- لنینیسم و در خدمت طبقه ی کارگر و سوسیالیسم کرده است) و مائو تسه دون است.
اما شبه چپ کنونی دو گروه رویزیونیستی توده ای - اکثریتی از یک سو و گروه های ترتسکیستی کمونیسم کارگری – حکمتیستی را( از حزب کمونیسم کارگری امپریالیستی گرفته تا احزاب حکمتیست تخریبگر) از سوی دیگر در بر گرفته است. در سوی توده ای- اکثریتی گروه های «محور مقاومتی» و گروه های نزدیک به آنها مانند«هیئت اجرایی راه کارگر» هستند. در میانه این دو گروه بخش هایی از سازمان های سوسیال دمکرات وجود دارند که چیزی از چپ انقلابی کمونیست در نزدشان پیدا نمی شود و این ها جریان های مانند حزب کمونیست ایران و سازمان راه کارگر( کمیته مرکزی) و گروه های سازمان اقلیت و هسته ی اقلیت و مانند این ها هستند. در میان خلق کرد در عین وجود جریان های اصیل و انقلابی، همین دسته بندی های اخیر کمابیش وجود دارند. 
حال پرسش از سپیده قلیان این است که نسبت به کدام یک از این جریان های«شبه چپ» که بیشترشان یا لیبرال و یا شبه دمکرات و یا نهایتا سوسیال دمکرات هستند و تمامی مبانی مارکسیسم و لنینیسم و مائوئیسم( و آنچه ما در پاره ی سوم برشمردیم) را کنار گذاشته وهمواره علیه آن مبارزه می کنند«لیبرال تر» شده است!
 دلایل سیپده قلیان برای تغییر دیدگاهش به هیچ وجه قانع کننده نیست. امیدواریم که او شرح بیشتر و ریزتری بدهد و راه برای برداشت هایی بیرون از این دلایل را ببندد!

در بخش بعدی به واکنش برخی افراد و گروه های شبه چپ به این تغییر دیدگاه می پردازیم.

م- دامون

تیرماه 1405