یکشنبه 14 دی 1404
فعالان دانشجویی دانشگاههای تهران، بهشتی، علامه، علم وصنعت و تربیتمدرس
در همراهی با اعتراضات سراسری
«دانشجو سکوت نمیکند؛ زن، زندگی، آزادی ادامه دارد»
سالهاست حاکمان از
دانشگاه هراسیدهاند و با سرکوب و فرسودگی به جانش افتادهاند. امروز نیز بحرانها
روی هم انباشته شدهاند: فقر، نابرابری، ستم طبقاتی، ستم جنسیتی، فشار بر ملتها،
بحران آب و محیطزیست. همه محصول مستقیم سیستمی فاسد و فرسوده است؛ نماد عریان سیاست
سرکوبی که بهویژه پس از جنبشهای گوناگون اجتماعی چهره خونخوار خود را در آبان ۹۸ و خیزش «زن، زندگی، آزادی» آشکارتر کرده است.
سیاست حاکمیت در قبال
دانشگاه هم از این الگوی سرکوب تبعیت میکند؛ تهیکردن آن از هر عنصر سیاسی و
نقادانهای و بدلکردن دانشگاه به میدانی اخته که جولانگاه مزدوران شبهنظامی
بسیجی شدهاست. تلاشهای بیوقفه وزارت علوم و روسای دانشگاهها برای پولیسازی
آموزش و حذف هرگونه خدمات رفاهی همه در راستای تبدیل دانشگاه از نهادی سیاسی و
دغدغهمند به بنگاهی اقتصادی و منفعل است. با این همه، دانشگاه بار دیگر خاطرنشان
کرد که در برابر استبداد ایستاده و در تاریکترین بزنگاههای تاریخ، چه در پهلوی و
چه در ولایت اسلامی، از آزمون آزادیخواهی و برابریطلبی سربلند بیرون آمده است.
دانشگاه همواره سدی محکم در مقابل هر شکل از نهادهای باستانی مرتجع بوده و بانگ ترقیخواهی
خود را هر روز از دیروز رساتر ساختهاست.
دانشجو فرزند همین تاریخ
است. طبیعی است که شعارهایی چون «نه پهلوی، نه رهبری؛ آزادی و برابری» از دل
دانشگاه برخیزد و «زن، زندگی، آزادی» چنین طنین افکند. این فشارها گرچه سرعت رشد
گفتوگوی آزاد و نقد رادیکال را کاسته و حتی بحث درباره تبعیض جنسیتی و حق زیست
آزادانه را بارها عقب رانده، اما آن را خاموش نکرده است. دانشگاه امروز قلب تپندهی
پیوند میان آراء متکثر است. دانشگاه و دانشجو در مقابل هیچ نهاد اقتداری سر خم نمیکند.
مشتهای گره شدهای که فریاد میزنند «مرگ بر دیکتاتوری» خطابشان هر شکلی از
اقتدارگرایی و دیکتاتورمنشی موجود و ناموجود است.
دانشگاه امروز بار دیگر
با تاکید بر همان «نه»ی تاریخی در خیزش زن، زندگی آزادی، علیه دوگانههای کاذب در
کنار مردم میایستد و همراه با آنان گام برمیدارد. آنچه اکنون ضرورت دارد همبستگی
آحاد ملت در مقابل جمهوریاسلامی، سلطنت پهلوی و مجاهدین خلق است. صدای ملت بودن
از همین جا معنا پیدا می کند، اما این همبستگی نباید دانشگاه را از بیان صدای خود
محروم کند. ما تلاش میکنیم در گفت و گویی درونی به وجوه ایجابی و تخیل جمعی برای
فردای ایران برسیم؛ فردایی که آزادی و برابری همراه هستند و رهایی زنان و پایان
ستم جنسیتی، پیشران تغییر است. تغییراتی که به میانجی نهادهای دموکراتیک همگام با
تضعیف ساختارهای سلطه و استثمار رخ خواهند داد. فردایی که بدون اصول و گفتمانهای
ولایت فقیه، حجاب و اعدام فراخواهد رسید و ما عینیتیافتگی آزادی و برابری را
تجربه خواهیم کرد.
جنبش دانشجویی با تخیلی
تحولخواهانه به دنبال آیندهای رها از استبداد است و به هیچ شکلی از اقتدارطلبی
تن نخواهد داد. امروز پیشروی ما نیازمند در دست
داشتن طرحی نو است. بحرانهای
جامعه و عدمشایستگیِ تمام طرفهای مخالف جمهوری اسلامی، ما را به نقطهای رسانده
که ادعا میکنیم جنبش دانشجویی نیازمند کنشگری ایجابی است. یعنی به اقتضائات زمانه
پاسخ دهد، با مطالبهگری مردم و اقشار مختلف همراهی کند و فرآیندهای برآورده شدن
مطالبات را صورتبندی کند.
مردم ایران! امروز همه ما
در «نه» به جمهوری اسلامی باید متفقالقول باشیم. هیچکس از فردای نیامده خبر
ندارد و هیچ نیروی تکنفرهای هم سرنوشت ما را رقم نخواهد زد. اما یکچیز مسلم
است؛ وقت حرکت است، هنگام عمل است. باید به پا خیزیم و سرنوشتمان را به دست خویش
بنویسیم.
فرزندان ایران
از خیابانهای دانشگاه
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر