۱۴۰۴ دی ۲۴, چهارشنبه

هرانا - روزهای هفدهم و هجدهم اعتراضات

 The 17th and 18th days of protests

تصاویر از سایت است

 تاریخ : ۱۴۰۴/۱۰/۲۵

روز هجدهم اعتراضات؛ تمرکز جهانی بر تلفات و بازداشت‌های گسترده در سایه انسداد ارتباطی
 روز هجدهم اعتراضات سراسری ایران در حالی سپری شد که در سایه قطع ارتباطات با جهان، آمارهای تجمیعی هرانا از ثبت ۶۱۷ تجمع اعتراضی در ۱۸۷ شهر کشور، بازداشت دست‌کم ۱۸٬۴۷۰ نفر و تأیید مرگ ۲٬۶۱۵ نفر حکایت دارد؛ وضعیتی که همزمان با کاهش شواهد میدانی قابل راستی‌آزمایی، نگرانی‌های بین‌المللی درباره ابعاد سرکوب را تشدید کرده است.
به گزاری خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز هجدهم اعتراضات سراسری ایران در شرایطی سپری شد که قطع ارتباطات ایران با جهان همچنان ادامه داشت و دسترسی به شواهد میدانیِ قابل راستی‌آزمایی، نسبت به روزهای اوج اعتراضات، محدود باقی ماند. در چنین فضایی، تمرکز تحولات این روز بیش از هر چیز بر تداوم انسداد ارتباطی، افزایش آمار تلفات و بازداشت‌ها در داده‌های تجمیعی، و تشدید واکنش‌ها و موضع‌گیری‌های بین‌المللی نسبت به وضعیت ایران قرار داشت.
با تداوم قطع اینترنت، امکان دریافت و صحت‌سنجی گزارش‌های میدانی از داخل کشور همچنان با اختلال جدی مواجه بود. در روز هجدهم، گزارشی قابل تأیید از ثبت تجمعات خیابانی تازه در دسترس قرار نگرفت؛ وضعیتی که می‌تواند هم بازتاب فروکش کردن اعتراضات خیابانیِ قابل مشاهده باشد و هم نتیجه مستقیم محدودیت‌های شدید ارتباطی و دشواری مستندسازی مستقل.
در همین حال، تمرکز رسانه‌ها و نهادهای ناظر بر پیامدهای انسانی و امنیتی اعتراضات باقی ماند. داده‌های تجمیعی نشان می‌دهد که اگرچه جریان اطلاعات میدانی کند شده، اما روند افزایش آمار تلفات، مجروحان و بازداشت‌ها همچنان ادامه دارد؛ امری که به‌ویژه در سایه قطع ارتباطات، نگرانی‌ها درباره پنهان ماندن ابعاد واقعی خشونت و سرکوب را تشدید کرده است.
در سطح بین‌المللی، واکنش‌ها در روز هجدهم ابعاد پررنگ‌تری یافت. رئیس‌جمهور ایالات متحده اعلام کرد به او «اطلاع داده‌اند» که کشتار و اعدام در ایران متوقف شده است؛ اظهاراتی که هم‌زمان با تداوم فضای امنیتی و گزارش‌های مربوط به افزایش تلفات، با تردید و واکنش‌های انتقادی همراه شد. هم‌زمان، برخی دولت‌های اروپایی با استناد به ارزیابی‌های امنیتی، سطح حضور دیپلماتیک خود در تهران را کاهش داده یا به شهروندانشان توصیه کردند ایران را ترک کنند.
در همین چارچوب، رئیس پارلمان اروپا نیز با انتشار پیامی خطاب به مردم ایران، از آنان خواست امید خود را از دست ندهند و بر حمایت نهادهای اروپایی از مطالبات حقوق بشری و مدنی تأکید کرد. هم‌زمان، مواضع انتقادی دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی نسبت به سرکوب معترضان، قطع اینترنت و بازداشت‌های گسترده ادامه یافت و هشدارهایی درباره پیامدهای حقوق بشری این وضعیت مطرح شد.
آمار تجمیعی هرانا تا پایان روز هجدهم
بر اساس آمار تجمیعی هرانا تا پایان روز هجدهم اعتراضات، مجموعاً ۶۱۷ تجمع اعتراضی در کشور ثبت شده است. این تجمعات در ۱۸۷ شهر برگزار شده و تمامی ۳۱ استان کشور را دربر می‌گیرد.
در حوزه بازداشت‌ها، بازداشت ۱۸٬۴۷۰ نفر محرز شده است. همچنین شمار اعترافات اجباری پخش‌شده به ۱۰۵ مورد رسیده و ۲٬۰۵۴ مجروح با درجه جراحات بالا گزارش شده‌اند.

در بخش تلفات انسانی، مجموع جان‌باختگان تأییدشده ۲٬۶۱۵ نفر اعلام شده است. از این تعداد، ۲٬۴۳۵ نفر معترض بوده‌اند و مرگ ۱۳ کودک زیر ۱۸ سال نیز تأیید شده است. همچنین ۱۴ شهروند غیرنظامیِ غیرمعترض در میان جان‌باختگان ثبت شده‌اند. در سوی دیگر، ۱۵۳ نفر از نیروهای نظامی و حامی حکومت جان خود را از دست داده‌اند. افزون بر این، ۸۸۲ مورد مرگ دیگر همچنان در دست بررسی قرار دارد.

پیشینه کوتاه

اعتراضات سراسری از ۷ دی‌ماه آغاز شد و پس از رسیدن به اوج دامنه جغرافیایی در روزهای میانی، با اعمال قطع ارتباطات از سوی حکومت وارد مرحله‌ای شد که در آن گردآوری و راستی‌آزمایی مستقل داده‌های میدانی به‌طور ساختاری دشوارتر شده است. روز هجدهم نیز در امتداد همین وضعیت، بیش از آن‌که با نشانه‌های پررنگ تجمعات خیابانیِ قابل تأیید مشخص شود، با «انسداد ارتباطی»، «افزایش سنگین ارقام تجمیعی تلفات و بازداشت‌ها» و «تشدید فشار و واکنش‌های بین‌المللی» تعریف شد.


تاریخ : ۱۴۰۴/۱۰/۲۴

روز هفدهم اعتراضات ایران: تداوم قطع اینترنت، جهش آمارها و تشدید واکنش‌های جهانی
روز هفدهم اعتراضات سراسری ایران در شرایطی سپری شد که در سایه قطع ارتباطات ایران با جهان، دسترسی به شواهد میدانیِ قابل راستی‌آزمایی مانند روزهای قبل محدود باقی ماند. در چنین بستری، سه محور اصلی تحولات این روز برجسته بود: استمرار قطع سراسری اینترنت و محدود شدن امکان مستندسازی مستقل، جهش محسوس در ارقام تجمیعی تلفات و بازداشت‌ها بر اساس داده‌های هرانا، و موج پررنگ‌تر واکنش‌ها و اقدامات دیپلماتیک در سطح بین‌المللی.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، قطع ارتباطات در روز هفدهم همچنان به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های تعیین‌کننده بحران توصیف شد؛ خاموشی طولانی اینترنت نه‌تنها مسیر راستی‌آزمایی و انتقال تصویر دقیق از وضعیت داخل کشور را تنگ‌تر کرد، بلکه باعث شد بخش معناداری از اطلاعات با تأخیر، پراکنده، و با قابلیت تأیید محدود به بیرون برسد. در همین چارچوب، برخی نهادهای پایش اینترنت از ادامه‌دار شدن خاموشی در مقیاس چند روز خبر دادند و برخی مقام‌های اروپایی نیز این وضعیت را عاملی دانستند که می‌تواند امکان سرکوب را در «سکوت خبری» افزایش دهد.
در روز هفدهم اعتراضات، برخی رسانه‌ها همچنان از «ادامه اعتراضات» در ایران سخن گفتند، اما همزمان تصریح کردند که به دلیل قطع ارتباطات، امکان ترسیم تصویر دقیق از رخدادهای میدانی به‌شدت دشوار شده است.
در سطح بین‌المللی، واکنش‌ها در روز هفدهم صریح‌تر و پرحجم‌تر دنبال شد. دبیرکل سازمان ملل با اشاره به گزارش‌های مربوط به خشونت و استفاده بیش از حد از زور، خواستار خویشتنداری مقام‌های ایران و پرهیز از به‌کارگیری زور غیرضروری یا نامتناسب شد. در اروپا نیز مقام‌های ارشد اتحادیه اروپا ضمن محکوم کردن سرکوب خشونت‌آمیز، بر ضرورت آزادی بازداشت‌شدگان و بازگرداندن کامل دسترسی به اینترنت تأکید کردند. هم‌زمان گزارش‌هایی از احضار سفرای ایران در برخی پایتخت‌های اروپایی و انتقال اعتراض رسمی نسبت به سرکوب منتشر شد و برخی دولت‌ها از جمله فنلاند از احضار سفیر و بررسی اقدامات هماهنگ در چارچوب اتحادیه اروپا سخن گفتند.
در کنار این مواضع، برخی دولت‌ها توصیه‌های امنیتی و کنسولی خود را تشدید کردند. از جمله کانادا از اتباع خود خواست در صورت امکان و با رعایت ملاحظات ایمنی، ایران را ترک کنند و به مسیرهای زمینی جایگزین اشاره شد. همچنین گزارش‌هایی درباره کاهش سطح حضور دیپلماتیک یا خروج کارکنان غیرضروری برخی نمایندگی‌های خارجی در تهران منتشر شد.
در فضای سیاسی آمریکا نیز پیام‌ها درباره ایران ادامه یافت. رئیس‌جمهور ایالات متحده در پیام‌هایی خطاب به معترضان، بر ادامه اعتراض تأکید کرد و از «کمک در راه» سخن گفت؛ در برخی روایت‌های رسانه‌ای، این مواضع با گمانه‌زنی‌هایی درباره گزینه‌های سخت‌تر یا فشارهای گسترده‌تر همراه شد. هم‌زمان، برخی رسانه‌ها از مواضع تندتر بعضی چهره‌ها و مقام‌ها در قبال آینده حکومت ایران نیز گزارش دادند.
همزمان با این تحولات، «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» نیز با انتشار بیانیه‌ای، استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان را در بحبوحه قطع سراسری اینترنت محکوم کرد و نسبت به تشدید خشونت در سراسر کشور ابراز نگرانی شدید نمود. این مجموعه در بیانیه خود تأکید کرد قطع عمدی اینترنت، دسترسی به اطلاعات حیاتی، خدمات اضطراری و امکان مستندسازی و راستی‌آزمایی مستقل موارد نقض را مختل کرده و زمینه را برای تداوم استفاده مفرط از زور فراهم می‌کند. در این بیانیه بر لزوم توقف فوری استفاده از نیروی مرگبار، بازگرداندن دسترسی کامل به اینترنت، تضمین دسترسی بدون مانع به خدمات درمانی، و انجام تحقیقات مستقل، بی‌طرفانه و مؤثر درباره موارد نقض حقوق بشر تأکید شده و از جامعه بین‌المللی خواسته شده است برای پاسخگو کردن عاملان و جلوگیری از تداوم نقض‌ها اقدام کند.
این مجموعه همچنین اعلام کرد که در شرایط کنونی به مستندسازی و راستی‌آزمایی با بالاترین استانداردهای ممکن ادامه می‌دهد و در صورت تأیید اطلاعات، به‌روزرسانی‌های لازم را منتشر خواهد کرد.
آمار هرانا تا پایان این روز
بر اساس داده‌های تجمیعی هرانا تا پایان روز هفدهم، مجموعاً ۶۱۴ تجمع اعتراضی در کشور ثبت شده است. این تجمعات در ۱۸۷ شهر برگزار شده و تمام ۳۱ استان کشور را دربر می‌گیرد. در حوزه بازداشت‌ها، بازداشت ۱۸٬۴۳۴ نفر محرز شده است؛ همزمان ۹۷ مورد اعتراف اجباری پخش شده و ۱٬۱۳۴ مجروح با درجه جراحات بالا گزارش شده‌اند.


در بخش تلفات انسانی، مرگ ۲٬۴۰۳ معترض تأیید شده است. در میان جان‌باختگان، ۱۲ کودک (افراد زیر ۱۸ سال) نیز ثبت شده‌اند. همچنین ۹ شهروند غیرنظامیِ غیرمعترض (نه نظامی و نه معترض) در فهرست جان‌باختگان آمده‌اند. در سوی دیگر، ۱۴۷ نفر از نیروهای نظامی و حامی حکومت کشته شده‌اند که در این تعداد، دست‌کم پنج نفر غیرنظامیِ حامی حکومت بوده‌اند.
هرانا همچنین در حال بررسی ۷۷۹ مورد دیگر از گزارشات مربوط به جان باختگان احتمالی است.
در نهایت
روز هفدهم اعتراضات بیش از آنکه روز «گسترش خیابانیِ قابل مشاهده» باشد، روز تثبیت یک وضعیت پرریسک در سایه خاموشی ارتباطی بود. همزمان داده‌های تجمیعی هرانا از جهش قابل توجه در ارقام تلفات، بازداشت‌ها و مجروحان حکایت دارد. در سطح بین‌المللی نیز محکومیت‌ها و اقدامات دیپلماتیک شدت گرفت و توصیه‌های امنیتی برخی دولت‌ها برای خروج اتباع خود از ایران برجسته‌تر شد؛ در همین چارچوب، انتشار بیانیه مجموعه فعالان حقوق بشر نیز بر نگرانی‌ها از استفاده از نیروی مرگبار و پیامدهای قطع اینترنت بر امکان نظارت و پاسخگویی افزود.

۱۴۰۴ دی ۲۳, سه‌شنبه

درخواست هفت موجود زبون از ترامپ

Seven obedient creatures' request to Trump

هفت کنشگر سیاسی و فرهنگی با نام های محمد جواد اکبرین دین پژوه و روزنامه نگار، نازنین انصاری مدیر مسئول کیهان لندن، فواد پاشایی دبیر کل حزب مشروطه ایران، یزدان شهدابی سخنگوی شورای ملی گذار، شیرین عبادی حقوقدان، محسن مخملباف کارگردان سینما و عبدالله مهتدی دبیر کل حزب کومله کردستان به جناب ترامپ رئیس جمهور آمریکا نامه نوشته و عاجزانه از وی خواسته اند که به وعده ی خود در مورد نجات ملت ایران از شر خامنه ای عمل کند.

با این وصف گویا ترامپ باید ارتش امپریالیسم آمریکا که تا کنون ملت های زیادی را از شر خودکامگان و دیکتاتورها «آزاد» کرده است و ما نمونه های بسیار عالی  آن را در کشور خودمان ایران در کودتای 28 مرداد و در کشورهایی مانند ویتنام و اندونزی و شیلی و این سه دهه اخیر در افعانستان و عراق و سوریه و لیبی و مصر دیده ایم به کمک مردم ایران بقرستند و آنها را آزاد کند.

برخی از فرازهای نامه ی عاجزانه ی حضرات

برخی از فرازهای نامه ی این حضرات را به جناب ترامپ که در سایت های بوق های ارتجاع و امپریالیسم مانند اینترناشنال قرار داده شده است می خوانیم:

« حکومت ایران در روزهای اخیر به بیمارستان های حمله کرده، مجروحان را ربوده و مستقیم به بازداشتگاه ها اعزام کرده، از تحویل کشتته شدگان به خانواده ها جلوگیری کرده و با قطع اینترنت و ممانعت از پخش کامل اخبار به کشتار و سرکوب خود ادامه می دهد.» و:

« ما این فاجعه را 6 سال پیش نیز در آبان 98 تجربه کردیم که به کشتار بیش از 1500 نفر از شهروندان ایران دور از چشم جهانیان انجامید. اکنون نیز که متاسفانه تمام راه ها برای مهار سرکوب و نجات جان هموطنان مان به بن بست خورده، خروج از این وضعیت نیازمند کمک بین المللی است.» و همچنین:

« شما تا کنون سه بار وعده داده اید در صورتی که جمهوری اسلامی دست به کشتار معترضان بزند، به کمک مردم ایران خواهید آمد. اکنون وفت آن است که به اقدام خود علیه دستگاه سرکوب، به وعده خود عمل کنید و مانع از ادامه کشتار مردمی شوید که خواستار کرامت و عدالت و آزادی اند.»    

آیا اینها نماینده گان ملت ایران هستند؟

پرسش نخست این است که کدامیک از این افراد و تشکیلات ها دارای نفوذ در مردم ایران هستند و بر چه مبنایی به خود اجازه داده اند، خود را نماینده خلق ایران به شمار آورده و چنین تقاضایی از ترامپ رئیس جمهور یک کشور امپریالیستی متجاوز و جنایتکار بکنند؟!

آیا دولت آمریکا از شما نخواسته چنین نامه ای به وی بنویسید تا وی مجوزی هم برای اقدام خویش جور کرده باشد؟

روشن نیست که آیا شما خود بنا بر مشورت میان خود اقدام به نگارش این نامه کرده اید و یا اشاره ای از جانب دولت آمریکا دریافت کرده اید که برای حمله به ایران بهتر است که نامه هایی از این گونه هم به وی رسیده باشد؟

معنای «اقدام» از جانب امپریالیسم آمریکا چیست؟

 معنای «اقدام» از جانب ترامپ از بین بردن خامنه ای و سرکوب وی است و این یا با کودتا ممکن است و یا با حمله ی نظامی به ایران. حمله ی نظامی هم می تواند یک حمله سریع و زودفرجام و بمباران مکان های دستگاه سرکوب و کشتن تعدادی از آن ها باشد( همچون حملاتی که دولت صهیونیستی اسرائیل کرد) و یا حمله ی کامل تا تصرف پایتخت و یا برنامه هایی در همین حد و حدود که به هر حال باید به سرنگونی حکومت خامنه ای و استفرار حکومتی تازه بینجامد.

چنانچه امپریالیسم آمریکا چنین اقداماتی انجام دهد و موفق شود حکومت را سرنگون کند این نخست به دلیل درخواست شما و امثال شما و نیز برای آزادی مردم ایران نخواهد بود بلکه بنا به میل و ارزیابی از منافع استراتژیک خویش و برای به زیر سلطه ی سیاسی خود در آوردن آن و به چنگ آوردن منابع و مواد خام آن و ... خواهد بود.

 دوم این که چنین اقدامی بدون کشتار از مردم و ویرانی ممکن نخواهد بود که اکنون نمی توان گستره ی آن را حدس زد و تنها از موارد همانند چون افغانستان و عراق می توان برآوردی از آن داشت. سوم، حکومتی باب طبع خود را ترتیب داده و نوکر خود را که احتمالا رضا پهلوی خواهد بود در ایران بر سرکار خواهد آورد.

و چهارم که شما نیز آن را می دانید و تنها ریاکارانه آن را قید کرده اید، ترامپ و طبقه ی سرمایه داران امپریالیست و حریص آمریکا اجازه نخواهند داد در ایران « آزادی» و«عدالت»( برای مردم)  برقرار شود و«کرامت» انسانی محترم شمرده شود همان گونه که تا کنون اجازه نداده اند در هیچ کشوری که زیر سلطه شان قرار گرفته چنین شود.

دولت ترامپ دست به دستگاه سرکوب نخواهد زد!

جدا از این ها دولت ترامپ در صورت حمله به ایران و سرنگونی حکومت خامنه ای تنها بخشی از سران حکومت را از بین خواهد برد اما نه دست به دستگاه اطلاعات و حفاظت اطلاعات سپاه و نیروهای سپاه و بسیج خواهد زد و نه به دستگاه روحانیت و غیره و نه به اساس نظام اقتصادی حاکم. تنها سران طبقه ی حاکم و بافت آن را با آوردن مزدوران خودش از کشورهای غربی تا حدودی تغییر خواهد داد و در صورت مقبول بودن، نظام استبداد سلطنتی را دوباره برقرار خواهد کرد. این یعنی از حکومت ولایت فقیه آزاد شدن و به حکومت مرتجع و مزدور آمریکا گرفتار شدن. 

آیا اکثریت مردم ایران بر این باورند که تمام راه ها برای مهار سرکوب بسته است؟

حضرات می گویند که «تمام راه ها برای مهار سرکوب و نجات جان هموطنان مان به بن بست خورده،» و این در حالی است که تمامی خلق های ایران همچون جنبش «زن، زندگی، آزادی» و بسی سهمگین از آن و با تمام وجود دست به مبارزه ای متحد و گسترده و فرسابشی با حکومت زده اند. سرکوب خونین و کشتار گسترده ی اخیر را نباید به عنوان مرحله ی آخر مبارزه ی کنونی تصور کرد. حتی اگر توده ها در این مبارزه مجبور شوند دست به عقب نشینی زنند اما آنها در همین مبارزه ای که تا کنون هفده روز از آن می گذرد ضربات سنگین و وحشتناکی به حکومت زده اند و از این رو حکومت پس از این سرکوب خونین و مدتی تک و تاز، ناچار از عقب نشینی بزرگ دیگری خواهد شد. همان گونه که در جنبش «زن، زندگی، آزادی» چنین شد.

شرایط نامساعد جهانی

اگر اوضاع کنونی برای طبقه ی کارگر و کشاورزان و تمامی طبقات مترقی ایران سخت و دشوار است که هست و همین منجر به رنج ها و قربانیان بیشتری گشته است و می گردد این از یک سو به نبود یک رهبری انقلابی و مترقی ملی در داخل بر می گردد و از سوی دیگر نبود شرایط جهانی مساعد. در جهان نیروهای انقلابی و مترقی نه در حال تعرض بلکه در حال دفاع و مقاومت در مقابل هجوم نیروهای ارتجاع راست و فاشیست هستند.

اتکا به خود اساس کار و کوشش و مبارزه ی هر طبقه و هر خلق است 

اصل این است که هر ملتی باید در مبارزه اش برای سرنگونی حکومت مرتجعی که بر وی ستم می کند اتکا به خودش داشته باشد و کمک بین المللی باید برایش نقشی جانبی و مکمل داشته باشد.

«کمک بین المللی» نیز درخواست از کشورهای امپریالیستی( در بحث ما غربی) نیست که همه شان در روی کار آمدن این حکومت مرتجع و کثیف نقش داشتند و در مورد کشتارهای دهه ی شصت و به ویژه 67 سکوت کردند و پس از آن تا آنجا که توانستند جمهوری اسلامی را سرپا نگه داشتند و به طور کلی خود مسبب چنین وضعیتی و یا وضعیت های همانندی در کشور ما و کشورهای دیگر هستند بلکه درخواست از طبقه ی کارگر و توده های زحمتکش کشورهاست که اکنون هم بسیاری شان رویدادهای ایران را با نگرانی دنبال می کنند.

***

ما چنین افرادی را نه تنها شایسته ی نام نماینده گی برای ملت ایران نمی دانیم بلکه آن ها را مشتی خود فروخته ی مرتجع به شمار می آوریم. اگر حتی بخش هایی نه چندان زیاد از مردم ایران که اکنون به دلیل شرایط نامساعدی که برای انقلاب ایران و نیروهای انقلاب وجود دارد، مستاصل شده اند آنها را طرد نکنند، اگر سرنگونی حکومت به وسیله امپریالیسم آمریکا و اسرائیل صورت گیرد و پس از مشاهده ی عواقب آن، امثال آنها را به شدت طرد خواهند کرد.

گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

24 دی 1404

 

بیانیهٔ مشترک تشکل‌های کارگری - در همبستگی با خیزش‌های مردمی

 

بیانیهٔ مشترک تشکل‌های کارگری، بازنشستگان و تشکل‌های اجتماعی

Joint Statement of Labor, Pensioner and Social Organizations

In Solidarity with the Popular Uprisings


در همبستگی با خیزش‌های مردمی 

ما در یکی از سرنوشت‌سازترین مقاطع تاریخ معاصر خود ایستاده‌ایم. آنچه امروز در خیابان‌ها، اعتصابات و اعتراضات سراسری جریان دارد، تداوم خیزش ۱۴۰۱ است؛ خیزشی که با شعار " زن، زندگی، آزادی" آغاز شد و پرده از تبعیضات نهادینه، تحقیر سیستماتیک، سرکوب عریان و فقر ساختاری برداشت. این خیزش آشکار ساخت که جامعه دیگر حاضر نیست زیر بار این نظم ناعادلانه به زیست تحمیلی خود ادامه دهد.
سنگر حجاب فتح شد و اعلام کردیم که آپارتاید جنسی و جنسیتی را برنمی‌تابیم. اعلام کردیم از خرافه بیزاریم و کرامت انسانی را معامله نمی‌کنیم. وقتی پاسخ‌مان گلوله، زندان و اعدام بود، ایستادیم و با فریاد اتحاد، علیه فقر و فساد اعلام کردیم که تا پیروزی انقلاب ناتمام خود از پای نخواهیم نشست.
امروز، در وفاداری به همین عهد و میثاق، به خیابان آمده‌ایم و فریاد می‌زنیم:
آزادی، آزادی، آزادی.
امروز نه فقط برای نان، که برای زندگی؛ نه فقط برای بقا، که برای کرامت و شأن انسان و برای آینده‌ای انسانی به میدان آمده‌ایم.
گرانی افسارگسیخته کمر اکثریت مردم را شکسته است. دستمزدها و حقوق‌هایی که زیر خط فقر و سبد معیشت قرار دارند، خصوصی‌سازی‌های غارتگرانه، رانتخواری، وجود مافیاهای متعدد، سرکوب، زندان و اعدام و سیاست‌های جنگ‌افروزانه، زندگی مردم را به مرز فروپاشی کشانده است. جامعه به نقطهٔ جوش رسیده و اعتراضات سراسری بازتاب مستقیم این وضعیت بحرانی است.
بازاریان، به‌عنوان دماسنج این اقتصاد فروپاشیده، با اعتصاب خود به میدان آمده‌اند.
اعتراض امروز، اعتراض علیه یک قشر انگلِ میلیاردر است که زندگی مردم را به تباهی کشانده‌اند. مسئله صرفاً قیمت نجومی دلار یا گرانی نیست؛ مسئله کل ساختاری است که هر روز کرامت انسانی ما مردم را لگدمال می‌کند. همین وضعیت است که از نسل Z تا بازنشسته‌ای که هر روز فریاد می‌زند معیشت، منزلت، حق مسلم ماست، همگان را به خیابان کشانده است.
امروز ما کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، دانشجویان، زنان و همهٔ مردم رنج‌کشیده، شهر به شهر به خیابان می‌آییم و فریاد آزادی و برابری سر می‌دهیم. تا کی فقر؟ تا کی بردگی؟ تا کی اسارت در چنگال پیمانکاران و مافیای آب، برق و بهداشت که در پیوند با باندهای قدرت هر روز فربه‌تر می‌شوند و زندگی مردم هر روز ویران‌تر؟
تا کی زندان، اعدام، فرمان حجاب و گشت‌های سرکوب؟
ما نه با مردم جهان سر جنگ داریم و نه نیازی به غنی‌سازی هسته‌ای و نیروهای نیابتی. این سیاست‌هاست که کمر مردم را شکسته است.
ما تشکل‌ها و امضاکنندگان این بیانیه، خود را بخش جدایی‌ناپذیر این خیزش سراسری می‌دانیم و همصدا با شعار زن، زندگی، آزادی، حمایت و همبستگی کامل خود را با مبارزات جاری مردم برای آزادی، رفاه، عدالت و کرامت انسانی اعلام می‌کنیم و بر نکات زیر تأکید داریم:
۱. متحد و یکپارچه در برابر سرکوب و کشتار حکومتی می‌ایستیم و در کنار خانواده‌های جان‌باختگان دادخواه هستیم. اعتراض حق ماست. برای آزادی تمامی بازداشت‌شدگان اعتراضات مردمی و همهٔ زندانیان سیاسی با تمام توان می‌کوشیم و خواهان "ایران بدون اعدام" هستیم.
۲. در حمایت از اعتصابات سراسری، همراه با خانواده‌های خود تجمعات را به مراکز شهرها می‌کشانیم و صف اعتراضات خیابانی را هرچه قدرتمندتر می‌کنیم.
۳. در برابر تلاش‌ها برای تفرقه‌افکنی، با شعارهای اتحاد، اتحاد، علیه فقر و فساد، و مرگ بر دیکتاتور صفوف خود را متحد می‌کنیم و همصدا با مردم زاهدان فریاد می‌زنیم: حالا وقت اتحاده، حالا وقت انقلابه.
۴. یارانهٔ هفتصد هزار تومانی پاسخ فقر تحمیل‌شده با دستمزدهای چندین بار زیر سبد معیشت نیست. از خزانهٔ خالی سخن نگویید. بودجه‌های نجومی نیروهای سرکوب، نیروهای نیابتی و نهادهای مذهبی ناکارآمد باید قطع شود. ثروت‌های میلیارددلاری آیت‌الله‌ها، آقازاده‌ها و باندهای حکومتی باید به مردم بازگردانده شود تا صرف زندگی مردم، کاهش هزینهٔ نان و بنزین و... شود.
۵. ما به هیچگونه رهبری نیاز نداریم و بار دیگر تأکید می‌کنیم خواست ما پایان دادن به یک قرن استثمار و استبداد و ساختن جامعه‌ای است که در آن یک اقلیت غارتگر از فراز سر مردم برای سرنوشت‌شان تصمیم نگیرد. تداوم قاطعانهٔ اعتراضات، گسترش اعتصابات، هوشیاری و اتحاد، ضامن پیشروی ما و تحقق آرزوهای سرکوب‌شده‌مان است. راهی را که انتخاب کرده‌ایم با قدرت ادامه می‌دهیم و با اتحاد و همبستگی خود به این بردگی، فقر، خفت و نابرابری پایان خواهیم داد.

۱- اتحاد بازنشستگان

۲- انجمن برق و فلز کرمانشاه

۳- اعدام نکنید

۴- دادخواهان

۵- شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت

۶- شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیررسمی نفت(ارکان ثالث)

۷- شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران

۸- ندای زنان ایران

۱۴ دی ماه ۱۴۰۴

حزب کمونیست ترکیه (م-ل) : ما به مبارزه خلق ایران درود می‌فرستیم!

Communist  Party of Turkey(M-L)
 
 We salute the struggle of the Iranian people
 
ما به مبارزه خلق ایران درود می‌فرستیم!
 
اعتراضاتی که از ۲۸ دسامبر در ایران آغاز شد و به سرعت در سراسر کشور گسترش یافت، دو هفته است که ادامه دارد. در ۱۳ روز گذشته حداقل ۶۵ نفر کشته و بیش از ۲۳۰۰ نفر دستگیر شده‌اند. گزارش شده است که اعتراضات در ۱۸۰ شهر در ۳۱ استان و در بیش از ۵۰۰ مکان رخ داده است. جمهوری اسلامی ایران صرفاً به حمله و کشتن مردم ایران بسنده نمی‌کند. به موازات این حملات، به قطع گسترده اینترنت متوسل می‌شود و تبلیغ می‌کند که «نیروهای خارجی» پشت اقدامات مردم ایران هستند و از طریق رسانه‌ها جنگ ضدانقلابی به راه می‌اندازد.
 
با وجود این حملات رژیم ارتجاعی ایران، مبارزات توده ها، به ویژه اعتراضات شبانه، گردهمایی ها در محله‌ها و شعار دادن از پشت بام‌ها، در بسیاری از شهرها ادامه دارد.
 
مبارزات خلق ایران چیز جدیدی نیست. در طول سی سال گذشته، پنج قیام بزرگ و مبارزات منطقه‌ای بسیاری برای تغییر رژیم رخ داده است. برای مثال، در کنار جنبش‌های سیاسی سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹، اعتراضات شهری که در دسامبر ۲۰۱۶ در مشهد آغاز شد، به سرعت سیاسی شد؛ در نوامبر ۲۰۱۸، جنبشی که با تظاهرات علیه افزایش قیمت بنزین و هزینه‌های زندگی آغاز شده بود، به سرعت سیاسی شد؛ در سپتامبر ۲۰۲۲، اعتراضاتی که با قتل ژینا مهسا امینی آغاز شد، به قیام «ژن ژیان ئازادی» تبدیل شد.
 
اقدامات فعلی با اعتراضات بازاریان تهران علیه شرایط اقتصادی آغاز شد. بازاریان در اعتراض به افزایش قیمت دلار و کاهش ارزش ریال اعتصاب کردند. با این حال، این اعتراض و اعتصاب به سرعت به یک جنبش سیاسی تبدیل شد. سپس از طریق اعتراضات سیاسی دانشجویی گسترش یافت و متعاقباً به وسیله ی کارگران شهری (کارگران و نیمه پرولتاریای شهری، بیکاران، صاحبان مشاغل کوچک و غیره) پذیرفته شد و به یک خیزش سیاسی دموکراتیک تبدیل شد. این جنبش سیاسی به بسیاری از مناطق و شهرها، از جمله زاهدان و بخش‌هایی از استان کردستان (کرمانشاه و ایلام) گسترش یافت.
 
 
اشکال اصلی مبارزه در شهرهای بزرگ، متوسط ​​و کوچک، اعتصابات (از نظر مطالبات، که در حال حاضر عمدتاً صنفی و اقتصادی هستند) و گردهمایی ها و راهپیمایی‌های خیابانی (با ماهیت سیاسی) است که معمولاً با حملات نیروهای امنیتی رژیم ایران مواجه شده و به درگیری‌های خیابانی تبدیل می‌شوند.
 
شعارهای اصلی توده‌ها «گرانی بلای جان مردم است»، «فقر، فساد، گرانی، تا انقلاب ادامه می‌دهیم»، «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنه‌ای» بود. این شعارها که ماهیت اقتصادی و سیاسی قیام را آشکار می‌کنند، با شعارهایی مانند «مرگ بر اراذل و اوباش نفرت‌انگیز»، «مرگ بر پاسداران» و «مرگ بر بسیچ» که علیه نیروهای امنیتی رژیم، پاسداران و بسیچ بود، همراه بودند.
 
در حالی که رژیم جمهوری اسلامی ایران مبارزه عادلانه خلق ایران را به عنوان «کار امپریالیست‌ها و صهیونیست‌ها» معرفی و جرم‌انگاری می‌کند، امپریالیست‌ها و صهیونیست‌ها تبلیغ می‌کنند که «طرفداران شاه» پشت اقدامات مردم ایران هستند. این یک دروغ بزرگ است. در این مرحله، دشمنان اصلی توده ها در درجه اول خامنه‌ای و سران سپاه پاسداران، روحانیون مرتجع در قدرت و کادر اصلی رژیم هستند. اینها سرمایه‌داران بوروکرات کمپرادور غارتگر، دزد، اختلاسگر، رانت‌خوار و مالکان بخش‌های کلیدی کشور مانند نفت، پتروشیمی، حمل و نقل و غیره و زمین‌داران بزرگ هستند. دشمنان دیگر توده ها هواداران سلطنت طلب امپریالیست‌ها هستند که در حال حاضر نقشی غیرعمده دارند.
 
مبارزه بسیار موجه و مشروع خلق ایران، از ملل، قومیت‌ها و باورهای مختلف، علیه رژیم جمهوری اسلامی، قدرت ایجاد رهبری انقلابی و کمونیستی خود را دارد. میراث و انباشت تاریخی غنی مبارزه طبقاتی که سال‌ها به وسیله ی زحمتکشان، به ویژه طبقه کارگر ایران، انجام شده است، به خوبی این واقعیت را اثبات می‌کند.
 
ما سرکوب اعتراضات گسترده و حملات رژیم جمهوری اسلامی ایران به مردم را محکوم می‌کنیم!
 
ما از اعتراضات و مبارزات عادلانه کارگران، زحمتکشان و سایر خلق‌های ستمدیده در ایران پشتیانی می کنیم!
 
زنده باد همبستگی بین‌المللی!
 
حزب کمونیست ترکیه - مارکسیست-لنینیست
 
دفتر بین‌المللی
 
ژانویه ۲۰۲۶

۱۴۰۴ دی ۲۲, دوشنبه

کشتار گسترده توده ها در ایران


کشتار گسترده  توده ها در سراسر ایران به وسیله ی خامنه ای جنایتکار و سران پاسدار

The widespread massacre of masses throughout Iran by the criminal Khamenei and the leaders of the Islamic Revolutionary Guard Corps

جانیان ولایت فقیه با سلاح های جنگی به توده های بی سلاح شلیک کردند

در روزهای پنجشنبه شب و پس از قطع اینترنت جانیان حکومت ولایت فقیه با مسلسل و دوشکا و سلاح های سنگین دست به کشتار گسترده مردم در تمامی شهرهای بزرگ و کوچک زدند و بسیاری از توده های بی سلاح معترض و مبارز را کشتند.

علت اساسی این کشتار هولناک، گسترش شگرف و عمق یابی مبارزه ی توده ای در تهران و تمامی استان ها و شهرهای ایران بود. خامنه ای و سران پاسدار دچار وحشت و یاس شدند و کشتار کنونی جز از سر ترس و وحشت و قالب تهی کردن آنها از چیز دیگری نیست.

تعداد واقعی جانباخته گان هنوز مشخص نشده است اما شواهد و ارقامی که تنها از بیمارستان ها به بیرون درز می کند( شش هزار و ...) حکایت از آن دارد که تعداد واقعی بالاتر و رو به بیست هزار نفر و شاید هم بیشتر دارد. تصاویری که از داخل بیمارستان ها، سردخانه ها، سوله و محیطی باز در کهریزک و ... گرفته و پخش شده است - و  به احتمال زیاد از سوی خود نیروهای حکومت - اجساد خونین بسیاری را نشان می دهد که در کاورهایی گذاشته شده است.

اجسادی که دیده می شوند جز اجسادی است که دیده نمی شوند؛ یعنی اجسادی که به بیمارستان ها وسردخانه ها تحویل داده نمی شوند و یا دزدیدن اجساد از بیمارستان ها و سردخانه ها و ناپدید سازی اجباری آنها. 

گفته شده است که بسیار از گلوله ها به سر و گردن شلیک شده اند و با توجه به صحبت های عراقچی که گفته مردم اجسادی را به عده ای که او سپس آنها را « تروریست» ها خوانده تحویل داده اند که به بیمارستان برسانند و سپس آنها به سرشان تیرخلاص زده اند می توان این گونه دریافت که مزدوران سپاه و بسیجی به گردن و سر بسیاری از مجروحین از نزدیک شلیک و تیر خلاص زده اند. 

 در نهایت حکومت از مردم خواسته است که برای شناسایی بستگان خود به این مکان ها مراجعه و اجساد را شناسایی و تحویل بگیرند.

فرمان سرکوب خونین را خامنه ای صادر کرد

فرمان این سرکوب را خامنه ای جلاد صادر کرده و شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی مورد شور و بررسی قرار داده و تایید کرده است و سپاه و بسیج عاملین اصلی اجرای آن بوده اند. کسانی که چهره شان بیشتر دیده می شود امثال شمخانی و رادان و محستی اژه ای و دادستان تهران هستند که مداوما توده ها را تهدید کرده اند، اما سران سپاه و بسیج و نیروهای اطلاعاتی و حفاظت اطلاعات سپاه و همچنین نیروهایی که از بیرون کشور آورده اند نقش اصلی را در اجرای این کشتار خونین داشته اند.

پزشکیان شریک جنایتکاران

در کنار این جانیان مسعود پزشکیان این فریبکار بزرگ قرار دارد که بخش هایی از مردم با امید به حل مشکلات شان به وی برای ریاست جمهوری رای دادند و حال که وی در کنار خامنه ای و سران سپاه و بسیج در کشتار توده ها نقش اجرا کرد درست همان دلایلی را برای این کشتار بیان می کند که تمامی سران جمهوری اسلامی بیان می کنند. به این ترتیب پزشکیان و اصلاح طلبان حکومتی که با مردم فریبی و ریاکاری توانستند رای بخشی از مردم را به کاندیدای خود اختصاص دهند در کنار خامنه ای در کشتار مردم قرار گرفتند.

چگونگی توجیه کشتار از سوی خامنه ای و سران حکومت

خامنه ای و سران پاسدار توده های مبارز را که به هزار زبان گفته اند حکومت کنونی را نمی خواهند به «اغتشاشگر» و «مزدور آمریکا و اسرائیل» و « تروریست» متهم کردند و این سان مجوز کشتار را برای خود صادر کردند.

شکلی از توجیه این کشتار این گونه بود که می گفتند اغتشاشگران به مساجد و امامزاده ها حمله کرده و آنها را به آتش کشیده اند. شکل دیگر آن این بود که گفته و می گویند «تروریست» هایی از بیرون آمده اند و هر دو هم معترضین و هم نیروهای امنیتی را کشته اند.

تغییر برخی از تاکتیک های حکومت پس از کشتار

 سیاست حکومت جنایتکاران طبق معمول« مدیریت رویداد» و« مهندسی بحران»است. کشتاری گسترده و خونین کرده و آنگاه بر خلاف گذشته و بر مبنای تغییر تاکتیک با «فرار به جلو» می آید و اجساد را در مناطقی قرار می دهد و از مردم می خواهد بیایند و اجساد بستگان خود را شناسایی کنند و سپس فیلم هایی با کیفیت بالا می گیرد و پخش می کند. در عین حال «سه روز عزای عمومی» اعلام می کند و قرار یک راهپیمایی برای  دوشنبه 21 دی می گذارد تا مردم بیایند و علیه «تروریست های آمریکایی و اسرائیلی» که هر دو هم مردم وهم نیروهای امنیتی را کشته اند شعار دهند!

 کل این قضیه ی«مهندسی» و «مدیریت» یک سیاست رذیلانه و یک شیادی تام و تمام است و بازی با احساسات توده هاست و و نه تنها نتایج مثبتی برای حکومت ندارد بلکه برعکس عواقب سنگینی نیز خواهد داشت. حکومت در طول خیزش «زن، زندگی، آزادی» بسیاری از شیوه های کثیف و پست فطرتانه را به کار بست اما سپس مجبور به عقب نشینی های بزرگ شد.

 و اما مردم، آنها به ویژه پس از خیزش بزرگ «زن، زندگی، آزادی» با این شیادی ها و ریاکاری های سوخته و« فرار به جلو»های رذیلانه آشنا شده و نه تنها توجهی به آن نمی کنند بلکه به خشم و نفرت شان می افزاید و کینه شان را از حکومت بیشتر می کند.  

توده ها در سوگ عزیزان خویش - می کشم می کشم آنکه برادرم کشت!  

توده های مردم حال به خاکسپاری عزیزان خویش پرداخته و در سوگ آنها مراسم و آیین های گوناگون برپا می کنند.

در تصاویری که از این سوگ ها منتشر شده نه تنها اثری از یاس و سرخوردگی در چهره های مردم یعنی آنچه خامنه ای و سران پاسدار دنبال آن هستند، دیده نمی شود بلکه برعکس عزمی جزم دیده می شود که به بهترین وجه خود را در شعارهایی مانند« می کشم می کشم آنکه برادرم کشت» و «مرگ برخامنه ای» و خطاب به جانباخته گان« با غیرت باغیرت» نشان می دهد.

 این گونه کشتارها که شاه نیز آنها را در طول انقلاب 57 و به ویژه در 17 شهریور 57 در میدان ژاله تهران انجام داد موجب نمی شود که توده عقب بکشند، همان گونه که کشتارهای پنج جنبش بزرگ پیشین و بسیاری جنبش ها در سه دهه ی اخیر مانع تداوم جنبش و انقلاب نشد.  توده ها و تمامی طبقات مردم ایران عزم خویش را برای سرنگونی حکومت خامنه ای و سران پاسدار جزم کرده اند و هیچ نیرویی نمی تواند اراده و عزم آنها را برای سرنگونی این حکومت جنایتکار بشکند و به تسلیم تبدیل کند.

ما خود را با تمامی توده های مردم ایران در اندوه از دست دادن فرزندان مبارزمان، این دلاور زنان و مردان نبرد و جنگ بزرگ علیه غارت و ستم که با خون خود درخت انقلاب را آبیاری کردند همدرد و شریک می دانیم.

ما ایمان داریم که خون این عزیزان اراده ی طبقه ی کارگر، کشاورزان و تمامی توده های زحمتکش و ستمدیده و تمامی طبقات انقلابی و ملی و مترقی ایران را برای سرنگونی این حکومت جنایتکار و فاسد و دزد و ساختن ایرانی نو، قوی تر و نیروی ویرانگر آنان را سهمگین تر و بُرنده تر خواهد کرد.

مرگ بر خامنه ای

مرگ بر جنایتکاران پاسدار و بسیجی

مرگ بر روحانیون حکومتی

زنده باد انقلاب

برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر

گروه مائوئیستی راه سرخ

22 دی 1404

بیانیه ی تفصیلی ما در مورد کشتار روزهای 18 و 19 حکومت جنایتکار و... و نقش آن در تکامل مبارزه ی طبقاتی در ایران در آینده ی نزدیک در سایت قرار داده خواهد شد.

۱۴۰۴ دی ۲۱, یکشنبه

در ویژگی های اوضاع کنونی(7)

In the characteristics of the current situation (7) 

                                                On the struggle against the Shah in the mass movement

 

 درباره ی مبارزه با شاه پرستان در جنبش توده ها

چنانکه پیش از این نیز نوشته ایم سلطنت طلبان در میان بخش هایی از طبقات مردم به ویژه طبقات سرمایه دار( بیشتر سرمایه داران خصوصی با گرایش به غرب)، طبقات مرفه و میانی( لایه های مرفه و میانی خرده بورژوازی) و نیز میان بخش هایی از زنان و جوانان مناطق فارس نشین نافذ هستند.

در شرایط کنونی نیروی جایگزینی از سوی جمهوریخواهان کمونیست، دموکرات انقلابی، دموکرات و لیبرال که همچون قدرتی باشد و برای مردم جاذبه داشته باشد شکل نگرفته است. این در حالی است که اکثریت مبارزین و قربانیان و زندانیان پیشین و کنونی سرکوب داخلی در چهل سال اخیر از میان این نیروها به ویژه کمونیست ها و دمکرات های انقلابی بوده اند.

اما ملاک اصلی پیشرفت در راه برقراری جمهوری دمکراتیک مردمی، مبارزه ی طولانی و بی وقفه و فداکاری و جانباختن در راه برقراری جمهوری نیست. این ها به خودی خود کافی نیست و دردی را دوا نمی کند زمانی که به شکل یک حزب و سازمان و جبهه ی متحد از طبقات انقلابی و مترقی و برنامه و سیاست مدون و مبارزاتی منسجم و متشکل در راه تحقق آنها در نیامده باشد و مردم با تجربه ی خویش سیاست های پیشنهادی را نیازموده باشند.

و زمانی که چنین است و حزب و سازمانی و برنامه و سیاستی نافذ شده در میان مردم در میان نیست، این امکان همواره هست که بخش هایی از مردم به آسانی دچار فراموشی شوند و ننگ و نکبت حکومت گذشته را از یاد برند و تنها قیاس آناتی از آن دوران - آزادی های اجتماعی در آن و دورانی کوتاه از رفاه برای برخی لایه ها از جمله کارمندان رده های میانی و بالا و برخی نکات دیگر- با وضع کنونی، ملاک شان شود؛

 و یا اینکه به کمک تفاسیر و تحلیل غلط و دوباره نویسی تاریخ گذشته به وسیله ی مشتی سرمایه دار فراری و ساواکی و خود فروخته گان جنبش های پیشین، نگاه شان به گذشته تغییر کند و نوعی دیگر در حد ستایش آن دوران دزدی ها و جنایات کریه و زندگی نکبت بار، شود.

و نیز می توان افزود که در چنین شرایطی برخی از جوانان طبقات مرفه که حال نیز در ناز و نعمت اند، تصور کنند که اگر حکومت( استبداد) شاهی( که بخش هایی از آنها معنای «استبداد شاهی» را نمی فهمند و برایشان مهم هم نیست) برقرار شود، تهران و شهرهای بزرگ هم مثل لوس آنجلس «ابر شهر» می شوند و حکومت سلطنتی ایران هم مانند امپریالیست های انگلیسی و دانمارکی و سوئدی یک کشور قدرتمند و شاید هم ابرقدرت.

جدا از این ها بخشی از جوانان امروز و به ویژه آنها که متعلق به طبقات مرفه اند نه معنای امپریالیسم را پی چویی می کنند و نه معنای کشور زیر سلطه را. 

در چنین شرایط و وضعی، باید بسیاری از کارگران و کشاورزان و توده های استثمار شده و رنجدیده و زنان و جوانان و خلق های ستمدیده، قربانی مبارزه برای سرنگونی حکومت استبدادی ولایت فقیه شوند و آن گاه به جای دزدان و اختلاس گران و غارتگران و جنایتکاران روحانی و سپاهی و میلیاردرهای حاکم، مشتی میلیاردر لوس آنجلس نشین( و دیگر شهرهای آمریکا و اروپا) که چهل و اندی سال است آنجا در ناز و نعمت زندگی می کنند به همراه ساواکی هاشان بیایند و خلق ستمدیده را به وجود خود مفتخر گردانند!

 همچنین باید نظاره گر آن بود که بخش هایی از مردمی( گرچه نه آن چنان زیاد) که نزدیک به صد سال با استبداد سلطنتی( و زمانی برای حکومت مشروطه) و بیش از 50 سال با استبداد شاهی حکومت پهلوی ها جنگیدند و رنج ها کشیدند و قربانیان فراوان دادند، اکنون در نتیجه ننگ و کثافتی که آخوندها و پاسداران حکومت ولایت فقیه به بار آورده اند«جاوید شاه» و« پهلوی بر می گردد» گویند.

شعاری که جایگزین آن« مرگ بر شاه»ی شده است که به مدت یک سال توده ها آگاهانه سر دادند و در یکی از بزرگ ترین مبارزات تاریخی خود ننگ سلطنت و حکومت شاهی و شاهنشاهی را از دامن ایران پاک کردند.

تلخ ترین تجارب تاریخی این گونه شکل می گیرند. رنج آورترین آنات تاریخ یک ملت این گونه بروز می یابند.

این که این فرایند تلخ و رنج آور چگونه ایجاد و در حال شکل گرفتن است خیلی به تعمق و ژرف نگری نیاز ندارد. حکومت ولایت فقیه در داخل با سرکوب تمامی نیروهای انقلابی و مترقی و آواره کردن آنها از یک سو و از سوی دیگر با فساد و تباهی و دزدی و به هدر دادن تمامی ثروت های ملی ... و بالاخره با برقراری استبداد دینی خرفت کننده و ندادن کوچک ترین امکان به نیروهای مخالف حتی راست ترین حزب ملی یعنی نهضت آزادی شرایط داخلی آن را آماده کرد.

از دیگر سو امپریالیست ها و سرمایه داران سوپر میلیاردر فراری که در ناز و نعمت در آمریکا و کشورهای اروپای غربی زندگی ای همانند آقازاده های غرب نشین حکومت ولایت فقیه دارند، شرایط مالی آن فراهم کردند.

و مجموع این ها به همراه دولت های مرتجعی مانند دولت عربستان سعودی( احتمالا) و دولت جنایتکار اسرائیل، شرایط بمباران تبلیغاتی و مغزشویی آن را با تاسیس رسانه هایی مزدور از گونه ی «من و تو» و «اسرائیل اینترناشنال» که سران و اکثر کارکنان آنها نان کثیف خود را از جیب خامنه ای و شرکای پاسدارش می خورند که یک رسانه ی آزاد - نه روزنامه و نه رادیو یا تلویزیون و... - اجازه ندادند، به وجود آوردند.

در خیزش انقلابی کنونی سیاست تبلیغی کثیف این رسانه ها که از مدرن ترین شیوه ها استفاده می کنند، این گونه است:

نخست با مشتی دروغ و فتوشاپ و صدا گذاری و فضای مجازی (اینستاگرام، x  و غیره)  را به کمک هوش مصنوعی در اختیار گرفتن، گونه ای نشان می دهند که انگار همه جا رضا پهلوی را می خواهند و سپس زمانی که بیشتر جذب کردند و نافذ شدند به این شیادی ها و تقلبات نیز احتمالا نیازی نخواهند داشت.

آزموده را آزمودن خطاست!

وظیفه ی سنگین مبارزه با این انحراف خطرناک در جنبش دموکراتیک - انقلابی خلق ایران که بیشتر در مناطق فارس نشین بروز کرده، جدا از احزاب و گروه های سیاسی جمهوری خواه انقلابی و مترقی در میان فارس ها، بیش از همه به عهده ی دو نیرو است:

 یکی خلق های کرد و ترک و بلوچ و عرب و ترکمن است. پیشروان آنها باید با آن بخش از مردمی که در بخش های فارس نشین به دنبال آزموده های پیشین افتاده اند و به انحراف سلطنت طلبی درغلتیده اند به مبارزه ی نظری پپگیری برخیزند. بدون یک مبارزه ی جدی نظری درون خلق در مورد حکومت پیشین و با این گرایش های انحرافی ارتجاعی موجود، این امکان هست که خلق ایران از یک چاه در آمده و در چاهی دیگر افتد. همان گونه که از چاه حکومت سلطنتی در آمد و به چاه حکومت ولایت فقیه افتاد. 

نیروی دوم طبقه ی کارگر و کشاورزان و زحمتکشان و دانشجویان و جوانان و زنان پیشرو و آزادیخواه است. شکی نیست که در درون خود این نیروها نیز افرادی وجود دارند که ممکن است بگویند «الان وقت اش نیست و بگذارید ببینیم چه می شود!» و یا آنها که ممکن همراهی ای هم با جریان سلطنت طلب داشته باشند بگویند که «خوب حالا بگذاریم یک بار دیگه هم اینا را امتحان کنیم».

تمامی این گونه صحبت ها در همان سال های انقلاب 57 در مورد جمهوری اسلامی وجود داشت و نتیجه آن شد که می بینیم.

مبارزه ی درون خلق با گرایش های ارتجاعی و انحرافات نباید نسبت به مبارزه ی با جمهوری اسلامی عمده شود، اما به حال خود نیز نباید رها شود.

 هرمز دامان

نیمه ی دوم دی 1404

 

 

      

در ویژگی های اوضاع کنونی(6)

In the characteristics of the current situation (6) 

The role of imperialist conspiracies in shaping the class struggle and the general situation in Iran

نقش توطئه های امپریالیستی در شکل دهی مبارزه ی طبقاتی و اوضاع عمومی در ایران

سخنان ترامپ در مورد اینکه امپریالیسم آمریکا چه سیاستی در مورد حکومت کنونی در ایران در پیش خواهد گرفت، بسیار متضاد است.
 از یک سو وی خامنه ای را تهدید می کند که اگر دست به سرکوب و کشتار بزند به ایران حمله خواهد کرد و مانع وی خواهد شد؛ و با این حال زمانی که حکومت به شدت سرکوب می کند و مردم کشته می شوند وی می گوید تعدادی زیر دست و پا له شده اند.
این که چرا وی چنین می گوید نشان می دهد که عوامل گوناگونی و با احتمالات و درصد های گوناگون دست اندر کارند که برخی از آنها را می توان چنین برشمرد:
یک - پیغام های مقامات ایرانی برای مذاکره و پذیرش بسیاری و شاید تمامی خواست های ترامپ و در نتیجه چراغ سبز آمریکا به خامنه ای و شرکای پاسدار برای کشتار؛(1)
دو- عدم آماده گی آمریکا برای اجرای نقشه ی حمله سریع و زود فرجام جهت تنبیه حکومت به دلیل شرایط خیزش کنونی در ایران و منتظر فرصت مناسب شدن؛
سه - وجود طرح نقشه های جامع تر برای سرنگونی حکومت خامنه ای - نه صرفا تنبیه حکومت - و از یک سو منطبق با چگونگی تعادل نیروهای گوناگون در جنبش توده ها و از سوی دیگر برای آماده کردن نیروهای داخلی امنیتی و نظامی برای همراهی با نقشه امپریالیست ها.
سیاست ترامپ و امپریالیسم آمریکا در مورد مخالفین جمهوری اسلامی
سیاست های امپریالیسم  آمریکا در مورد مخالفین حکومت کنونی نیز متضاد است و سیاست روشن و یکدستی را نشان نمی دهد. تا حال سه گزینه طرح شده است: سلطنت طلبان، مجاهدین و نیروهای جمهوریخواه ملی.

سلطنت طلبان- دولت اسرائیل

یک - دولت صهیونیستی اسرائیل که نقش ژاندارم منطقه و به گفته ی رئیس جمهور آلمان«کارهای کثیف»در سیاست های کنونی امپریالیستی به عهده اش گذاشته شده است مرتجع و مزدوری مانند رضا پهلوی و سلطنت طلبان و ساواکی ها را تقویت می کند و به دنبال جایگزین کردن آنها و برقراری استبداد سلطنتی به جای استبداد دینی است. روشن است که سیاست دولت جنایتکار اسرائیل تابع سیاست های امپریالیسم آمریکا و امپریالیست های اروپای غربی است و بدون آگاهی و هماهنگی دقیق با آنها صورت نمی گیرد.
در مورد یک - ترامپ تا کنون حاضر به دیدار رضا پهلوی و به رسمیت شناختن وی نشده است. ظاهرا وی بر این نظر است که رضا پهلوی سیاستمدار نیست و توانایی اداره ی امور را ندارد( نظری مانند آنچه در مورد خانم ماچادو در ونزوئلا داده است).
این امر خیلی دلیل محکمی نیست. برای امپریالیسم آمریکا و شرکای اروپایی اش گرچه در برخی شرایط مهم است که مزدور و نوکرشان توانایی هایی در پیاده کردن سیاست های دیکته شده و تداوم نظام مورد نظر آنها و کنترل اوضاع به نفع شان داشته باشد( مثلا در مورد رضاخان میرپنج این مهم بود) اما اهمیت اساسی ندارد که حتما نوکران و مزدوران شان در کشورهای زیر سلطه توانایی های یک سیاستمدار دولت های امپریالیست غربی را داشته باشند. آنها به وسیله ی مشاورین و نیروهای مزدور سیا در پس پرده هدایت می شوند و هر چقدر بی اراده تر و مطیع تر باشند( رضا خان با همه ی هارت و پورت اش برای امپریالیسم انگلیس و بعدها آلمان نوکر و مزدور تمام عیاری بود) بهتر است. مهم این است که آیا رضا پهلوی را در حال حاضر بخش قابل توجهی از مردم خواهند خواست و یا خیر و نیز اینکه آیا طبقه ی سرمایه دار مزدور پیرامون وی متحد خواهند شد و یا خیر.

مجاهدین- بخشی از حزب جمهوریخواه

دو- بخش هایی از حزب جمهوریخواه و طبقه ی حاکم آمریکا ظاهرا و یا واقعا به تقویت سازمان مجاهدین به عنوان جایگزین باور دارند و از این رو مخالف به قدرت رساندن دارودسته های خواهان استبداد شاهی در ایران هستند.

 به نظر می رسد که اساس این نظر اگر ظاهری و بر مبنای تقسیم کار یا تقسیم برنامه ی توطئه نباشد بر این امر استوار است که اگر هم رضا پهلوی را به قدرت برسانند حتی اگر بتوانند در لحظه ی سرنگونی بخش مهمی از مردم مناطق مرکزی را به پشتیبانی وی برانگیزند، با توجه به مبارزات چهل سال و به ویژه دهه ی اخیر و خواست های طبقات گوناگون مشکل که بتوانند وی را برای مدت زیادی بر سر قدرت نگاه دارند. از این رو آنها متلاطم و در غلیان شدن جامعه را که در سه سال پس از بهمن 57 و سرنگونی شاه نیز وجود داشت، پیش بینی می کنند. امری که مخالف ثبات سیاسی است و سرمایه های امپریالیستی برای ورود به ایران نیازمند آن هستند. از سوی دیگر مجاهدین نیروهای مسلح دارند و اگر به نوعی در حکومت جایگزین نقش نداشته باشند حق خود را در خدمات سی ساله به امپریالیست ها خواهند خواست و این ممکن است جنگ داخلی ایجاد کند و تداوم حکومت سلطنتی را دشوار سازد. از نظر این دست سر جای خود نشاندن سلطنت طلبان راحت از آرام کردن مجاهدین است.

جمهوریخواهان مستقل و( وابسته) - دولت ترامپ
سه - علی جوانمردی مشاور ارشد رادیو صدای آمریکا( بخش فارسی) که به گفته ی وی این رسانه نظرات دولت آمریکا را بازتاب می دهد، می گوید سیاست ترامپ و دولت آمریکا نه حمله ی نظامی است و نه انتخاب رضا پهلوی و برگرداندن نظام سلطنتی سابق. وی بر این نظر است که انتخاب با مردم ایران است و ما می خواهیم در ایران دموکراسی برقرار شود و مردم آنچه را می خواهند خود انتخاب کنند. جوانمردی می گوید نظر ترامپ این است که مخالفین جمهوریخواه می توانند ائتلاف کنند و برای گرفتن قدرت تلاش کنند.
ما در مورد این بخش که از نظر مشاور ارشد صدای آمریکا سیاست ترامپ و دولت امپریالیسم آمریکا است پایین تر صحبت می کنیم اما در حال حاضر بر مبنای سه طرح موجود یک - اسرائیل- رضا پهلوی، دو- بخشی از حزب جمهوریخواه حاکم آمریکا- مجاهدین و سه - ظاهرا ترامپ و دولت آمریکا- مخالفین حکومت کنونی و نیز سلطنتی سابق که جمهوریخواه هستند، می توانیم بگوییم که آنچه به نظر می رسد دارای دو نکته ی کلیدی است:
یک - ترامپ و دولت آمریکا با ورق های گوناگون بازی می کنند و نمی خواهند به گفته ی این روزهای سیاستمداران «تمامی تخم مرغ های خود را در یک سبد بگذارد» و یا «روی یک اسب شرط بندی کند». امپریالیسم آمریکا می خواهد سیر تحولات را دنبال کند و با ورقی بازی کند که احتمال بیشترین پیروزی و کمترین خطر و ریسک را در شرایط پس از سرنگونی و برقراری حکومت پسین داشته باشد.
( با این حال به نظر می رسد میان این ورق ها همان ورق رضا پهلوی از بقیه قوی تر باشد. این را که دولت صهیونیستی اسرائیل و تلویزیون های «اسرائیل- اینترناشنال» و «من و تو» و «بی بی سی» چنین برای وی سنگ تمام می گذارند ممکن نیست بدون همکاری بخش مهمی از دولت ترامپ مقدور بوده باشد.)
دو - ترامپ می خواهد امکان جمع شدن مخالفین جمهوریخواه را در عمل ببیند و از توان واقعی آنها و نیز درجه ی بُردشان در داخل آگاه شود و از سوی دیگر احتمالا با مساله ی برقراری دموکراسی و انتخاب مردم در ایران سرگرم کند.
برقراری شبه دموکراسی در ایران و وابسته کردن اقتصاد به امپریالیست ها
 اکنون به گزینه ای که جوانمردی در تلویزیونی که عنوان سخنگوی دولت آمریکا را دارد به آن اشاره می کند بپردازیم.
مورد سه- ترامپ و آمریکا تصور می کنند هر گونه توطئه برای به قدرت رساندن رضا پهلوی و مجاهدین به دلیل شرایط پیچیده ی ایران و وجود تمایلات سیاسی طبقاتی، ملی و ... متضاد در میان طبقات مردمی که اکنون در خیابان ها و یا در اعتصاب هستند با شکست استراتژیک روبرو خواهد کرد. یعنی هیچ کدام از آن دو نیروی مورد بحث نمی توانند مدت زمان زیادی بر سر قدرت بمانند. از سوی دیگر مقایسه ای بین مردم ایران و دیگر کشورهای منطقه نشان می دهد که شرایط ایران از نظر تاریخی ویژه است. در حالی که مثلا در ترکیه و برخی دیگر از کشورهای عربی منطقه( عراق و سوریه و مصر به دلیل مبارزات سیاسی و توده ای نه کاملا اما تا حدودی مانند ایران هستند) در صد و ده سال اخیر تنها یک انقلاب به وجود آمده در ایران انقلاب ها و جنبش های بسیاری برای تغییر و تحولی اساسی از ساخت اقتصادی - سیاسی صورت گرفته و اگر حکومتی به وجود نیاید که پاسخی به مسائل اساسی این ساخت اقتصادی - سیاسی ندهد دیر یا زود اسیر جنبش ها و انقلاب های دیگر خواهد شد.
از این رو سیاست برقراری دموکراسی بورژوایی داخلی را در پیش گرفته اند. با توجه به وجود اهرم های اقتصادی قوی در دست امپریالیست ها و نیز گرایش های غرب گرا در بخشی از مخالفین جمهوریخواه، امپریالیست های آمریکا و اروپای غربی می توانند بدون ریسک زیاد با این حکومت وارد رابطه شده و آن حکومت را وابسته به خود سازند. چنانکه اکنون می بینیم حکومت هایی مانند ویتنام وارد چنین رابطه ای شده اند و یا کشورهای آمریکای جنوبی با وجود یک شبه دموکراسی و حکومت احزابی که در گذشته انقلابی و چپ بودند و مسلحانه می جنگیدند، باز هم اینها سیاست های نئولیبرالی امپریالیستی را پیاده می کنند.
به احتمال این ها راه هایی است که برای امپریالیسم آمریکا و امپریالیست های اروپای غربی برای سوار شدن روی تحولات ایران وجود دارد. این که کدام یک سیاست اصلی باشد و یا شود، دیر یا زود مشخص خواهد شد.

هرمز دامان

نیمه ی دوم دی 1404

1- اخبار حاکی است که در روز شنبه 20 دی 216 نفر در نتیجه ی تیراندازی نیروهای سپاه جان باختند. می گویند بخشی از این نیروها در حمله به یک کلانتری کشته شده اند. اینترنت و تلفن همراه و ثابت داخلی کماکان قطع است و به احتمال این قطع شدن هم برای قطع ارتباط میان مردم در شهرهای گوناگون است و همراه برای کشتار و بی خبر بودن مردم در ایران و جهان از آن. در صورتی که اخبار دقیق تری برسد نگارنده این بخش را اصلاح خواهد کرد.