۱۴۰۴ دی ۲۱, یکشنبه

در ویژگی های اوضاع کنونی(7)

In the characteristics of the current situation (7) 

                                                On the struggle against the Shah in the mass movement

 

 درباره ی مبارزه با شاه پرستان در جنبش توده ها

چنانکه پیش از این نیز نوشته ایم سلطنت طلبان در میان بخش هایی از طبقات مردم به ویژه طبقات سرمایه دار( بیشتر سرمایه داران خصوصی با گرایش به غرب)، طبقات مرفه و میانی( لایه های مرفه و میانی خرده بورژوازی) و نیز میان بخش هایی از زنان و جوانان مناطق فارس نشین نافذ هستند.

در شرایط کنونی نیروی جایگزینی از سوی جمهوریخواهان کمونیست، دموکرات انقلابی، دموکرات و لیبرال که همچون قدرتی باشد و برای مردم جاذبه داشته باشد شکل نگرفته است. این در حالی است که اکثریت مبارزین و قربانیان و زندانیان پیشین و کنونی سرکوب داخلی در چهل سال اخیر از میان این نیروها به ویژه کمونیست ها و دمکرات های انقلابی بوده اند.

اما ملاک اصلی پیشرفت در راه برقراری جمهوری دمکراتیک مردمی، مبارزه ی طولانی و بی وقفه و فداکاری و جانباختن در راه برقراری جمهوری نیست. این ها به خودی خود کافی نیست و دردی را دوا نمی کند زمانی که به شکل یک حزب و سازمان و جبهه ی متحد از طبقات انقلابی و مترقی و برنامه و سیاست مدون و مبارزاتی منسجم و متشکل در راه تحقق آنها در نیامده باشد و مردم با تجربه ی خویش سیاست های پیشنهادی را نیازموده باشند.

و زمانی که چنین است و حزب و سازمانی و برنامه و سیاستی نافذ شده در میان مردم در میان نیست، این امکان همواره هست که بخش هایی از مردم به آسانی دچار فراموشی شوند و ننگ و نکبت حکومت گذشته را از یاد برند و تنها قیاس آناتی از آن دوران - آزادی های اجتماعی در آن و دورانی کوتاه از رفاه برای برخی لایه ها از جمله کارمندان رده های میانی و بالا و برخی نکات دیگر- با وضع کنونی، ملاک شان شود؛

 و یا اینکه به کمک تفاسیر و تحلیل غلط و دوباره نویسی تاریخ گذشته به وسیله ی مشتی سرمایه دار فراری و ساواکی و خود فروخته گان جنبش های پیشین، نگاه شان به گذشته تغییر کند و نوعی دیگر در حد ستایش آن دوران دزدی ها و جنایات کریه و زندگی نکبت بار، شود.

و نیز می توان افزود که در چنین شرایطی برخی از جوانان طبقات مرفه که حال نیز در ناز و نعمت اند، تصور کنند که اگر حکومت( استبداد) شاهی( که بخش هایی از آنها معنای «استبداد شاهی» را نمی فهمند و برایشان مهم هم نیست) برقرار شود، تهران و شهرهای بزرگ هم مثل لوس آنجلس «ابر شهر» می شوند و حکومت سلطنتی ایران هم مانند امپریالیست های انگلیسی و دانمارکی و سوئدی یک کشور قدرتمند و شاید هم ابرقدرت.

جدا از این ها بخشی از جوانان امروز و به ویژه آنها که متعلق به طبقات مرفه اند نه معنای امپریالیسم را پی چویی می کنند و نه معنای کشور زیر سلطه را. 

در چنین شرایط و وضعی، باید بسیاری از کارگران و کشاورزان و توده های استثمار شده و رنجدیده و زنان و جوانان و خلق های ستمدیده، قربانی مبارزه برای سرنگونی حکومت استبدادی ولایت فقیه شوند و آن گاه به جای دزدان و اختلاس گران و غارتگران و جنایتکاران روحانی و سپاهی و میلیاردرهای حاکم، مشتی میلیاردر لوس آنجلس نشین( و دیگر شهرهای آمریکا و اروپا) که چهل و اندی سال است آنجا در ناز و نعمت زندگی می کنند به همراه ساواکی هاشان بیایند و خلق ستمدیده را به وجود خود مفتخر گردانند!

 همچنین باید نظاره گر آن بود که بخش هایی از مردمی( گرچه نه آن چنان زیاد) که نزدیک به صد سال با استبداد سلطنتی( و زمانی برای حکومت مشروطه) و بیش از 50 سال با استبداد شاهی حکومت پهلوی ها جنگیدند و رنج ها کشیدند و قربانیان فراوان دادند، اکنون در نتیجه ننگ و کثافتی که آخوندها و پاسداران حکومت ولایت فقیه به بار آورده اند«جاوید شاه» و« پهلوی بر می گردد» گویند.

شعاری که جایگزین آن« مرگ بر شاه»ی شده است که به مدت یک سال توده ها آگاهانه سر دادند و در یکی از بزرگ ترین مبارزات تاریخی خود ننگ سلطنت و حکومت شاهی و شاهنشاهی را از دامن ایران پاک کردند.

تلخ ترین تجارب تاریخی این گونه شکل می گیرند. رنج آورترین آنات تاریخ یک ملت این گونه بروز می یابند.

این که این فرایند تلخ و رنج آور چگونه ایجاد و در حال شکل گرفتن است خیلی به تعمق و ژرف نگری نیاز ندارد. حکومت ولایت فقیه در داخل با سرکوب تمامی نیروهای انقلابی و مترقی و آواره کردن آنها از یک سو و از سوی دیگر با فساد و تباهی و دزدی و به هدر دادن تمامی ثروت های ملی ... و بالاخره با برقراری استبداد دینی خرفت کننده و ندادن کوچک ترین امکان به نیروهای مخالف حتی راست ترین حزب ملی یعنی نهضت آزادی شرایط داخلی آن را آماده کرد.

از دیگر سو امپریالیست ها و سرمایه داران سوپر میلیاردر فراری که در ناز و نعمت در آمریکا و کشورهای اروپای غربی زندگی ای همانند آقازاده های غرب نشین حکومت ولایت فقیه دارند، شرایط مالی آن فراهم کردند.

و مجموع این ها به همراه دولت های مرتجعی مانند دولت عربستان سعودی( احتمالا) و دولت جنایتکار اسرائیل، شرایط بمباران تبلیغاتی و مغزشویی آن را با تاسیس رسانه هایی مزدور از گونه ی «من و تو» و «اسرائیل اینترناشنال» که سران و اکثر کارکنان آنها نان کثیف خود را از جیب خامنه ای و شرکای پاسدارش می خورند که یک رسانه ی آزاد - نه روزنامه و نه رادیو یا تلویزیون و... - اجازه ندادند، به وجود آوردند.

در خیزش انقلابی کنونی سیاست تبلیغی کثیف این رسانه ها که از مدرن ترین شیوه ها استفاده می کنند، این گونه است:

نخست با مشتی دروغ و فتوشاپ و صدا گذاری و فضای مجازی (اینستاگرام، x  و غیره)  را به کمک هوش مصنوعی در اختیار گرفتن، گونه ای نشان می دهند که انگار همه جا رضا پهلوی را می خواهند و سپس زمانی که بیشتر جذب کردند و نافذ شدند به این شیادی ها و تقلبات نیز احتمالا نیازی نخواهند داشت.

آزموده را آزمودن خطاست!

وظیفه ی سنگین مبارزه با این انحراف خطرناک در جنبش دموکراتیک - انقلابی خلق ایران که بیشتر در مناطق فارس نشین بروز کرده، جدا از احزاب و گروه های سیاسی جمهوری خواه انقلابی و مترقی در میان فارس ها، بیش از همه به عهده ی دو نیرو است:

 یکی خلق های کرد و ترک و بلوچ و عرب و ترکمن است. پیشروان آنها باید با آن بخش از مردمی که در بخش های فارس نشین به دنبال آزموده های پیشین افتاده اند و به انحراف سلطنت طلبی درغلتیده اند به مبارزه ی نظری پپگیری برخیزند. بدون یک مبارزه ی جدی نظری درون خلق در مورد حکومت پیشین و با این گرایش های انحرافی ارتجاعی موجود، این امکان هست که خلق ایران از یک چاه در آمده و در چاهی دیگر افتد. همان گونه که از چاه حکومت سلطنتی در آمد و به چاه حکومت ولایت فقیه افتاد. 

نیروی دوم طبقه ی کارگر و کشاورزان و زحمتکشان و دانشجویان و جوانان و زنان پیشرو و آزادیخواه است. شکی نیست که در درون خود این نیروها نیز افرادی وجود دارند که ممکن است بگویند «الان وقت اش نیست و بگذارید ببینیم چه می شود!» و یا آنها که ممکن همراهی ای هم با جریان سلطنت طلب داشته باشند بگویند که «خوب حالا بگذاریم یک بار دیگه هم اینا را امتحان کنیم».

تمامی این گونه صحبت ها در همان سال های انقلاب 57 در مورد جمهوری اسلامی وجود داشت و نتیجه آن شد که می بینیم.

مبارزه ی درون خلق با گرایش های ارتجاعی و انحرافات نباید نسبت به مبارزه ی با جمهوری اسلامی عمده شود، اما به حال خود نیز نباید رها شود.

 هرمز دامان

نیمه ی دوم دی 1404

 

 

      

هرانا - روز پانزدهم اعتراضات

 The fifteenth day of protests

Statistical jump in human casualties of protests


تصویر از سایت است

Statistical jump in human casualties of protests

روز پانزدهم اعتراضات سراسری ایران؛ جهش آماری در تلفات انسانی اعتراضات

خبرگزاری هرانا – بر اساس آخرین داده‌های هرانا، جان باختن ۵۴۴ نفر در جریان اعتراضات تایید شده است و بررسی دهها مورد دیگر نیز ادامه دارد. همچنین بیش از ۱۰۶۸۱ تن نیز پس از بازداشت به زندانها منتقل شده اند. اعتراضات در ۵۸۵ نقطه کشور در ۱۸۶ شهر در تمام ۳۱ استان کشور برگزار شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در پانزدهمین روز اعتراضات سراسری ایران و در شرایطی که قطع اینترنت از روز سیزدهم، روند گردآوری و راستی‌آزمایی مستقل اطلاعات را به‌طور جدی مختل کرده، جریان تازه‌ای از داده‌ها و مستندات تصویری طی ۲۴ ساعت گذشته به دست هرانا رسیده است. این داده‌ها—به‌ویژه مستندات تصویری و شواهد مرتبط با مراکز نگهداری اجساد در اطراف تهران—به افزایش معنادار ظرفیت راستی‌آزمایی و در نتیجه «جهش آماری» در شمار تلفات و نیز تکمیل تصویر از ابعاد سرکوب منتهی شده است؛ هم‌زمان، روایت رسمی حکومت نیز با ادبیاتی تندتر و امنیتی‌تر ادامه یافته و مقام‌های حکومتی، مسئولیت را متوجه «تروریست‌ها» و «اغتشاشگران مسلح» دانسته‌اند.

وضعیت ارتباطات و پیامدهای آن بر دسترسی به اطلاعات

قطع اینترنت سومین روز خود را پشت سر می گذارد، این مسئله نگرانی‌ها از «سرکوب شدید» را افزایش داده است. نت بلاکس اعلام کرده که میزان اتصال ایران به جهان بیرون همچنان حدود یک درصد سطح عادی است؛ وضعیتی که عملاً دسترسی عمومی به اطلاعات و امکان ارتباط افراد با یکدیگر را به حداقل رسانده است.

در همین چارچوب، «هیئت حقیقت‌یاب بین‌المللی مستقل سازمان ملل» از حکومت ایران خواسته فوراً اتصال اینترنت و تلفن همراه را برقرار کند و به «سرکوب خشونت‌آمیز» پایان دهد. این هیئت همچنین نسبت به اطلاعاتی که نشان می‌دهد شورای عالی امنیت ملی به نیروهای امنیتی دستور سرکوب «قاطع و بدون خویشتنداری» داده، ابراز نگرانی کرده است.

جمع‌بندی آماری هرانا تا پایان ۲۱ دی

بر اساس آخرین داده‌های تجمیعی و راستی‌آزمایی‌شده هرانا تا امروز، اعتراضات در ۵۸۵ نقطه کشور از جمله ۱۸۶ شهر در تمام ۳۱ استان شکل گرفته است، تا این تاریخ:

·                  🔘 ۴۷ نفر از نیروهای نظامی/انتظامی جان باخته‌اند.

·                  🔘 ۱ نفر از وابستگان حکومت که غیرنظامی بوده (دادستان) کشته شده است.

·                  🔘 ۴۸۳ معترض جان باخته‌اند.

·                  🔘 ۸ کودک (زیر ۱۸ سال) در میان جان‌باختگان ثبت شده‌اند. (در آمار بالا لحاظ نشده اند)

·                  🔘 ۵ نفر نیز به‌عنوان شهروندان غیرنظامیِ غیرمعترض جان باخته‌اند.

بر این اساس، شمار تلفات تأییدشده تا این لحظه به ۵۴۴ نفر رسیده است. علاوه بر آن، هرانا ۵۷۹ گزارش دیگر از مرگ افراد دریافت کرده که همچنان در دست بررسی قرار دارد.

در حوزه بازداشت‌ها نیز، با دسترسی به داده‌های تازه از چند زندان (به‌عنوان محل انتقال بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر)، شمار بازداشت‌شدگانِ محرز تا این لحظه ۱۰٬۶۸۱ نفر ثبت شده است. همچنین تا کنون ۹۶ مورد اعتراف اجباری از بازداشت‌شدگان در رسانه‌های رسمی یا نزدیک به حکومت منتشر شده است.

محور اصلی تحولات امروز: شواهد تصویری و «تمرکز اجساد» در یک محل

مهم‌ترین رخداد ۲۴ ساعت اخیر، انتشار و گردش گسترده ویدئوها و اطلاعات مرتبط با نگهداری اجساد در پزشکی قانونی کهریزک و یا مراکز وابسته به پزشکی قانونی تهران است؛ رخدادی که هم به افزایش حساسیت افکار عمومی منتهی شده و هم به بالا رفتن توان راستی‌آزماییِ نهادهای حقوق‌بشری در پرونده‌های مرگ.

ویدئوهای منتشر شده «تعداد پرشماری جسد» را در پزشکی قانونی کهریزک نشان می‌دهد؛ در این ویدئوها خانواده‌ها در حال شناسایی اجساد دیده می‌شوند و بر مبنای اطلاعاتی که در برخی تصاویر نمایش داده می‌شود، تعداد اجساد می‌تواند تا حدود ۲۵۰ نفر برآورد شود.

در ویدئوهای منتشرشده، تعداد زیادی از شهروندان در حال شناسایی نزدیکان خود در میان پیکرها دیده می‌شوند.

در یک گام معنادار، «صداوسیما» نیز گزارش ویدئویی از یک «سوله بزرگ» منتشر کرده که در آن اجساد بسیاری دیده می‌شود، اما روایت رسمی، قتل‌ها را به «معترضان» نسبت داده است. این گزارش در حالی منتشر شد که پیش‌تر (شامگاه ۲۰ دی) ویدئوهایی که به دست هرانا رسیده بود، تمرکز ده‌ها پیکر بی‌جان در یک سالن بزرگ و حضور خانواده‌ها برای جست‌وجو و شناسایی را نشان می‌داد—امری که از گستردگی تلفات در جریان سرکوب خبر می‌دهد.

این هم‌پوشانیِ شواهد (ویدئوهای غیررسمی، گزارش‌های رسانه‌ای و نهایتاً بازتاب محدود در رسانه حکومتی) در کنار سایر مستندات غیرعمومی دریافتی هرانا همان نقطه‌ای است که امروز به «جهش آماری» منتهی شده و مسیر بررسی پرونده‌ها را برای نهادهای ناظر و حقوق‌بشری تسریع کرده است.

روایت رسمی حکومت و تشدید ادبیات امنیتی

در سطح مواضع رسمی، دولت ایران شامگاه ۲۱ دی «سه روز عزای عمومی» اعلام کرده و بدون اشاره به نقش نیروهای امنیتی، مرگ معترضان و نیروهای امنیتی را به «جنایتکاران تروریست شهری» نسبت داده و حتی خشونت‌ها را به رفتار داعش تشبیه کرده است.

همچنین مسعود پزشکیان در گفت‌وگویی تلویزیونی، معترضان را «تروریست» خوانده و خواستار برخورد «قاطع» نیروهای امنیتی شده و مدعی شده است که معترضان از آمریکا و اسرائیل «دستور می‌گیرند». این چارچوب‌گذاری، هم‌زمان با گزارش‌های متعدد از انتشار تصاویر خشونت و شلیک مستقیم به معترضان در شبکه‌های اجتماعی مطرح شده است.

در همین فضا، گزارش‌هایی نیز از تلاش حکومت برای مدیریت روایتِ تلفات منتشر شده است؛ از جمله ادعاهایی مبنی بر اینکه «بخش قابل توجهی» از کشته‌شدگان با سلاح سرد جان باخته‌اند و یا شلیک‌ها از «فاصله بسیار نزدیک» بوده اما از سوی نیروهای امنیتی نبوده است—ادعاهایی که در کنار تصاویر منتشرشده از آثار اصابت گلوله بر بدن برخی پیکرها، نیازمند بررسی دقیق‌تر و راستی‌آزمایی مستقل است.

نشانه‌های میدانی: گزارش‌های محدود اما نگران‌کننده

با وجود قطع اینترنت، برخی گزارش‌های میدانی از تهران همچنان از مسیرهای جایگزین مخابره می‌شود. در کنار تاکید بر ادامه اعتراضات در برخی نقاط، بر اساس این اطلاعات محرز شده است که پیامک و دیگر راه‌های ارتباطی حتی تلفن های ثابت در بسیاری نقاط از ساعت ۸ شب کاملاً قطع می شود.

امروز همچنین ویدئوهایی از اعتراضات در تهران و بندرعباس دریافت شد که به وضوح صدای تیراندازی در آنها شنیده می شود.

واکنش‌های بین‌المللی در ۲۴ ساعت اخیر

در سطح بین‌المللی، مجموعه‌ای از موضع‌گیری‌ها و رایزنی‌ها در واکنش به وضعیت ایران گزارش شده است:

·                  هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل (وابسته به سازوکارهای شورای حقوق بشر) خواستار برقراری فوری اینترنت و پایان سرکوب خشونت‌آمیز شده و درباره دستور سرکوب «بدون خویشتنداری» از سوی شورای عالی امنیت ملی ابراز نگرانی کرده است.

·                  سازمان عفو بین‌الملل با انتشار «فراخوان اضطراری» خواستار دریافت شواهد تصویری و اطلاعات دقیق از قربانیان شده و اعلام کرده هدف، تهیه مستندات حقوقی برای اطلاع‌رسانی به جامعه بین‌المللی درباره جنایت‌های جاری علیه معترضان است.

·                  معاون سخنگوی وزارت خارجه آمریکا از گفت‌وگوی مارکو روبیو با همتای فرانسوی‌اش درباره ایران خبر داده، هرچند جزئیات این گفت‌وگو منتشر نشده است.

·                  گزارش وال‌استریت ژورنال حاکی است دونالد ترامپ قرار است با مقام‌های ارشد دولت خود درباره «گزینه‌های مشخص» برای واکنش به تحولات ایران جلسه داشته باشد؛ از جمله گزینه‌هایی مانند تحریم‌های بیشتر، اقدامات سایبری و نیز بررسی ارسال استارلینک.

·                  وزیر ترابری بریتانیا ایران را «دولتی خصمانه و سرکوبگر» توصیف کرده و بر ضرورت «مهار خشونت» و چشم‌انداز «گذار مسالمت‌آمیز» تأکید کرده است.

·                  همچنین وزیران خارجه استرالیا، کانادا و اتحادیه اروپا در بیانیه‌ای مشترک از «شجاعت مردم ایران» تقدیر و حمایت خود از مطالبات معترضان را اعلام کرده‌اند.

در نهایت

روز پانزدهم اعتراضات، در حالی سپری شد که قطع اینترنت و اختلالات گسترده ارتباطی، به‌طور سیستماتیک ظرفیت اطلاع‌رسانی و مستندسازی را محدود کرده است؛ با این حال، انتشار ویدئوهای مرتبط با پزشکی قانونی کهریزک و سپس بازتاب آن در گزارش صداوسیما، به یک نقطه عطف تبدیل شد و در عمل، روند راستی‌آزمایی و تکمیل پرونده‌های مرگ را تسریع کرد. هم‌زمان، حکومت با اعلام عزای عمومی و نسبت دادن خشونت‌ها به «تروریست‌ها»، در کنار موضع‌گیری آشکار رئیس‌جمهور درباره «تروریست» خواندن معترضان، نشانه‌هایی روشن از تشدید رویکرد امنیتی و تلاش برای مدیریت روایت را بروز داد. در سطح بین‌المللی نیز فشار برای بازگرداندن اینترنت و توقف سرکوب (به‌ویژه از سوی سازوکارهای سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری) و نیز رایزنی‌ها و موضع‌گیری‌های دولت‌ها ادامه یافته است.



در ویژگی های اوضاع کنونی(6)

In the characteristics of the current situation (6) 

The role of imperialist conspiracies in shaping the class struggle and the general situation in Iran

نقش توطئه های امپریالیستی در شکل دهی مبارزه ی طبقاتی و اوضاع عمومی در ایران

سخنان ترامپ در مورد اینکه امپریالیسم آمریکا چه سیاستی در مورد حکومت کنونی در ایران در پیش خواهد گرفت، بسیار متضاد است.
 از یک سو وی خامنه ای را تهدید می کند که اگر دست به سرکوب و کشتار بزند به ایران حمله خواهد کرد و مانع وی خواهد شد؛ و با این حال زمانی که حکومت به شدت سرکوب می کند و مردم کشته می شوند وی می گوید تعدادی زیر دست و پا له شده اند.
این که چرا وی چنین می گوید نشان می دهد که عوامل گوناگونی و با احتمالات و درصد های گوناگون دست اندر کارند که برخی از آنها را می توان چنین برشمرد:
یک - پیغام های مقامات ایرانی برای مذاکره و پذیرش بسیاری و شاید تمامی خواست های ترامپ و در نتیجه چراغ سبز آمریکا به خامنه ای و شرکای پاسدار برای کشتار؛(1)
دو- عدم آماده گی آمریکا برای اجرای نقشه ی حمله سریع و زود فرجام جهت تنبیه حکومت به دلیل شرایط خیزش کنونی در ایران و منتظر فرصت مناسب شدن؛
سه - وجود طرح نقشه های جامع تر برای سرنگونی حکومت خامنه ای - نه صرفا تنبیه حکومت - و از یک سو منطبق با چگونگی تعادل نیروهای گوناگون در جنبش توده ها و از سوی دیگر برای آماده کردن نیروهای داخلی امنیتی و نظامی برای همراهی با نقشه امپریالیست ها.
سیاست ترامپ و امپریالیسم آمریکا در مورد مخالفین جمهوری اسلامی
سیاست های امپریالیسم  آمریکا در مورد مخالفین حکومت کنونی نیز متضاد است و سیاست روشن و یکدستی را نشان نمی دهد. تا حال سه گزینه طرح شده است: سلطنت طلبان، مجاهدین و نیروهای جمهوریخواه ملی.

سلطنت طلبان- دولت اسرائیل

یک - دولت صهیونیستی اسرائیل که نقش ژاندارم منطقه و به گفته ی رئیس جمهور آلمان«کارهای کثیف»در سیاست های کنونی امپریالیستی به عهده اش گذاشته شده است مرتجع و مزدوری مانند رضا پهلوی و سلطنت طلبان و ساواکی ها را تقویت می کند و به دنبال جایگزین کردن آنها و برقراری استبداد سلطنتی به جای استبداد دینی است. روشن است که سیاست دولت جنایتکار اسرائیل تابع سیاست های امپریالیسم آمریکا و امپریالیست های اروپای غربی است و بدون آگاهی و هماهنگی دقیق با آنها صورت نمی گیرد.
در مورد یک - ترامپ تا کنون حاضر به دیدار رضا پهلوی و به رسمیت شناختن وی نشده است. ظاهرا وی بر این نظر است که رضا پهلوی سیاستمدار نیست و توانایی اداره ی امور را ندارد( نظری مانند آنچه در مورد خانم ماچادو در ونزوئلا داده است).
این امر خیلی دلیل محکمی نیست. برای امپریالیسم آمریکا و شرکای اروپایی اش گرچه در برخی شرایط مهم است که مزدور و نوکرشان توانایی هایی در پیاده کردن سیاست های دیکته شده و تداوم نظام مورد نظر آنها و کنترل اوضاع به نفع شان داشته باشد( مثلا در مورد رضاخان میرپنج این مهم بود) اما اهمیت اساسی ندارد که حتما نوکران و مزدوران شان در کشورهای زیر سلطه توانایی های یک سیاستمدار دولت های امپریالیست غربی را داشته باشند. آنها به وسیله ی مشاورین و نیروهای مزدور سیا در پس پرده هدایت می شوند و هر چقدر بی اراده تر و مطیع تر باشند( رضا خان با همه ی هارت و پورت اش برای امپریالیسم انگلیس و بعدها آلمان نوکر و مزدور تمام عیاری بود) بهتر است. مهم این است که آیا رضا پهلوی را در حال حاضر بخش قابل توجهی از مردم خواهند خواست و یا خیر و نیز اینکه آیا طبقه ی سرمایه دار مزدور پیرامون وی متحد خواهند شد و یا خیر.

مجاهدین- بخشی از حزب جمهوریخواه

دو- بخش هایی از حزب جمهوریخواه و طبقه ی حاکم آمریکا ظاهرا و یا واقعا به تقویت سازمان مجاهدین به عنوان جایگزین باور دارند و از این رو مخالف به قدرت رساندن دارودسته های خواهان استبداد شاهی در ایران هستند.

 به نظر می رسد که اساس این نظر اگر ظاهری و بر مبنای تقسیم کار یا تقسیم برنامه ی توطئه نباشد بر این امر استوار است که اگر هم رضا پهلوی را به قدرت برسانند حتی اگر بتوانند در لحظه ی سرنگونی بخش مهمی از مردم مناطق مرکزی را به پشتیبانی وی برانگیزند، با توجه به مبارزات چهل سال و به ویژه دهه ی اخیر و خواست های طبقات گوناگون مشکل که بتوانند وی را برای مدت زیادی بر سر قدرت نگاه دارند. از این رو آنها متلاطم و در غلیان شدن جامعه را که در سه سال پس از بهمن 57 و سرنگونی شاه نیز وجود داشت، پیش بینی می کنند. امری که مخالف ثبات سیاسی است و سرمایه های امپریالیستی برای ورود به ایران نیازمند آن هستند. از سوی دیگر مجاهدین نیروهای مسلح دارند و اگر به نوعی در حکومت جایگزین نقش نداشته باشند حق خود را در خدمات سی ساله به امپریالیست ها خواهند خواست و این ممکن است جنگ داخلی ایجاد کند و تداوم حکومت سلطنتی را دشوار سازد. از نظر این دست سر جای خود نشاندن سلطنت طلبان راحت از آرام کردن مجاهدین است.

جمهوریخواهان مستقل و( وابسته) - دولت ترامپ
سه - علی جوانمردی مشاور ارشد رادیو صدای آمریکا( بخش فارسی) که به گفته ی وی این رسانه نظرات دولت آمریکا را بازتاب می دهد، می گوید سیاست ترامپ و دولت آمریکا نه حمله ی نظامی است و نه انتخاب رضا پهلوی و برگرداندن نظام سلطنتی سابق. وی بر این نظر است که انتخاب با مردم ایران است و ما می خواهیم در ایران دموکراسی برقرار شود و مردم آنچه را می خواهند خود انتخاب کنند. جوانمردی می گوید نظر ترامپ این است که مخالفین جمهوریخواه می توانند ائتلاف کنند و برای گرفتن قدرت تلاش کنند.
ما در مورد این بخش که از نظر مشاور ارشد صدای آمریکا سیاست ترامپ و دولت امپریالیسم آمریکا است پایین تر صحبت می کنیم اما در حال حاضر بر مبنای سه طرح موجود یک - اسرائیل- رضا پهلوی، دو- بخشی از حزب جمهوریخواه حاکم آمریکا- مجاهدین و سه - ظاهرا ترامپ و دولت آمریکا- مخالفین حکومت کنونی و نیز سلطنتی سابق که جمهوریخواه هستند، می توانیم بگوییم که آنچه به نظر می رسد دارای دو نکته ی کلیدی است:
یک - ترامپ و دولت آمریکا با ورق های گوناگون بازی می کنند و نمی خواهند به گفته ی این روزهای سیاستمداران «تمامی تخم مرغ های خود را در یک سبد بگذارد» و یا «روی یک اسب شرط بندی کند». امپریالیسم آمریکا می خواهد سیر تحولات را دنبال کند و با ورقی بازی کند که احتمال بیشترین پیروزی و کمترین خطر و ریسک را در شرایط پس از سرنگونی و برقراری حکومت پسین داشته باشد.
( با این حال به نظر می رسد میان این ورق ها همان ورق رضا پهلوی از بقیه قوی تر باشد. این را که دولت صهیونیستی اسرائیل و تلویزیون های «اسرائیل- اینترناشنال» و «من و تو» و «بی بی سی» چنین برای وی سنگ تمام می گذارند ممکن نیست بدون همکاری بخش مهمی از دولت ترامپ مقدور بوده باشد.)
دو - ترامپ می خواهد امکان جمع شدن مخالفین جمهوریخواه را در عمل ببیند و از توان واقعی آنها و نیز درجه ی بُردشان در داخل آگاه شود و از سوی دیگر احتمالا با مساله ی برقراری دموکراسی و انتخاب مردم در ایران سرگرم کند.
برقراری شبه دموکراسی در ایران و وابسته کردن اقتصاد به امپریالیست ها
 اکنون به گزینه ای که جوانمردی در تلویزیونی که عنوان سخنگوی دولت آمریکا را دارد به آن اشاره می کند بپردازیم.
مورد سه- ترامپ و آمریکا تصور می کنند هر گونه توطئه برای به قدرت رساندن رضا پهلوی و مجاهدین به دلیل شرایط پیچیده ی ایران و وجود تمایلات سیاسی طبقاتی، ملی و ... متضاد در میان طبقات مردمی که اکنون در خیابان ها و یا در اعتصاب هستند با شکست استراتژیک روبرو خواهد کرد. یعنی هیچ کدام از آن دو نیروی مورد بحث نمی توانند مدت زمان زیادی بر سر قدرت بمانند. از سوی دیگر مقایسه ای بین مردم ایران و دیگر کشورهای منطقه نشان می دهد که شرایط ایران از نظر تاریخی ویژه است. در حالی که مثلا در ترکیه و برخی دیگر از کشورهای عربی منطقه( عراق و سوریه و مصر به دلیل مبارزات سیاسی و توده ای نه کاملا اما تا حدودی مانند ایران هستند) در صد و ده سال اخیر تنها یک انقلاب به وجود آمده در ایران انقلاب ها و جنبش های بسیاری برای تغییر و تحولی اساسی از ساخت اقتصادی - سیاسی صورت گرفته و اگر حکومتی به وجود نیاید که پاسخی به مسائل اساسی این ساخت اقتصادی - سیاسی ندهد دیر یا زود اسیر جنبش ها و انقلاب های دیگر خواهد شد.
از این رو سیاست برقراری دموکراسی بورژوایی داخلی را در پیش گرفته اند. با توجه به وجود اهرم های اقتصادی قوی در دست امپریالیست ها و نیز گرایش های غرب گرا در بخشی از مخالفین جمهوریخواه، امپریالیست های آمریکا و اروپای غربی می توانند بدون ریسک زیاد با این حکومت وارد رابطه شده و آن حکومت را وابسته به خود سازند. چنانکه اکنون می بینیم حکومت هایی مانند ویتنام وارد چنین رابطه ای شده اند و یا کشورهای آمریکای جنوبی با وجود یک شبه دموکراسی و حکومت احزابی که در گذشته انقلابی و چپ بودند و مسلحانه می جنگیدند، باز هم اینها سیاست های نئولیبرالی امپریالیستی را پیاده می کنند.
به احتمال این ها راه هایی است که برای امپریالیسم آمریکا و امپریالیست های اروپای غربی برای سوار شدن روی تحولات ایران وجود دارد. این که کدام یک سیاست اصلی باشد و یا شود، دیر یا زود مشخص خواهد شد.

هرمز دامان

نیمه ی دوم دی 1404

1- اخبار حاکی است که در روز شنبه 20 دی 216 نفر در نتیجه ی تیراندازی نیروهای سپاه جان باختند. می گویند بخشی از این نیروها در حمله به یک کلانتری کشته شده اند. اینترنت و تلفن همراه و ثابت داخلی کماکان قطع است و به احتمال این قطع شدن هم برای قطع ارتباط میان مردم در شهرهای گوناگون است و همراه برای کشتار و بی خبر بودن مردم در ایران و جهان از آن. در صورتی که اخبار دقیق تری برسد نگارنده این بخش را اصلاح خواهد کرد.

 

۱۴۰۴ دی ۲۰, شنبه

قطع اینترنت و تلفن و اجرای سرکوب به وسیله ی خامنه ای و سران پاسدار

  internet and telephone disconnection and repression by 

Khamenei and the IRGC leaders

قطع اینترنت و تلفن سراسری در ایران

اکنون دو روز است که اینترنت و تلفن های همراه و ثابت در ایران قطع است و امکان ارتباط با داخل نیز وجود ندارد.

قطعی اینترنت و تلفن زمانی صورت گرفت که خامنه ای جلاد و سران پاسدار و نیروهای انتظامی و همچنین دادستان کشور سخنرانی های تهدیدآمیزی کردند و توده های مردم را که گناه شان این است که حکومت ولایت فقیه را نمی خواهند، به سبک و سیاق همیشه گی شان «اغتشاشگر»، «تخریب گر» و «وابسته به آمریکا و اسرائیل»خواندند.

وضع اکنون به گونه ای است که نگرانی عمیقی را در مورد وضع توده ها و مبارزات آنها در داخل میان جامعه ی ایرانیان مهاجری که دل در گرو مردم و میهن خویش و آزادی و استقلال و سرفرازی خلق ایران دارند به وجود آورده است. ایرانیانی که در جنبش های گذشته از «جنبش سبز» تا «زن، زندگی، آزادی» صدای مبارزات مردم خویش در خارج بوده و آن را مورد پشتیبانی و تبلیغ قرار داده و یک نیروی مستحکم قوی و قابل اتکاء را در بیرون کشور برای آنها به وجود آورده بودند.

حکومت جنایتکاران و بوی سرکوب خونبار 

اخبار و اطلاعات و فیلم هایی که جسته و گریخته می رسد همه از یک سو نشان از آن دارند که توده های مردم به شکل گسترده ای در بسیاری از شهرها در جمعه 19 و شنبه 20 دی ماه در خیابان ها بودند( و بیشتر به شکل گردهمایی ها و راهپیمایی های منطقه ای) و فریاد «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنه ای» سر می دادند و از سوی دیگر نشان از آن دارد که سرکوب های خونینی انجام شده و یا در حال انجام است.

فیلم ها و اخبار در عین حال نشان از این می دهند که حکومت نیروهای حزب اللهی از عراق و لبنان وارد کرده و بخشی از سرکوب را به آنها سپرده است.

آوردن نیروهای سرکوب از بیرون کشور بخشا به این دلیل است که نیروهای سرکوب داخلی دچار تزلزل شده و به احتمال زیاد از همان آغاز( و می توان حدس زد از زمان جنبش «ژینا») هم دچار ریزش شده اند و هم دست به تمرد زده اند. در نتیجه هم کمبود نیرو وجود دارد و هم نبود اراده ی سرکوب در برخی رده ها به ویژه رده های پایین. امری که برای مزدبگیران عراقی و لبنانی وجود ندارد. 

همچنین این امر به این دلیل صورت می گیرد که پس از سرکوب و در صورت آرام شدن اوضاع، حزب اللهی های عراقی و لبنانی حتی اگر شناسایی شوند با بیرون رفتن شان از کشور دنبال کردن شان دشوار می شود. این نیز امری است که در مورد نیروهای سرکوب داخلی حداقل در میزانی گسترده وجود ندارد و توده ها آنها را نشان می کنند و به جزای اعمالشانی می رسانند.

تصورات خامنه ای و سران پاسدار در مورد سرکوب ها

تصور خامنه ای و سران پاسدار همچون دفعات گذشته خطاست. در طول بیست و اندی سال اخیر شش جنبش بزرگ سراسری و بسیاری جنبش های بزرگ و کوچک منطقه ای که تقریبا نشان از نارضایتی اکثریت خلق ایران داشته و تمامی طبقات مردمی در آنها شرکت کردند، به پا شده است و تمامی آنها به وسیله ی خامنه ای و سپاه و به گونه ای سرکوب خونین شده اند که دیگر بر نخیزند. اما این اشتباه احمقانه دوباره و سه باره و بارها تکرار شد و هیچ نتیجه ای نداشت. جنبش نه تنها دوباره بلند شد بلکه به مرور گسترده تر، عمیق تر، رادیکال تر و شدیدتر شد. نگاهی به جمعیت شرکت کننده در دور نوین پیشرفت انقلاب و نوع واکنش آنها مقابل نیروهای سرکوب نشان می دهد که هم این جمعیت در برخی مناطق مهم بسیار بیشتر از جمعیت در مبارزات پیشین است و هم خشم و نفرت اش فزونی یافته است. دیر یا زود هیچ نیروی سرکوبی توان جلوگیری از پیشرفت آن را نخواهد داشت.

شدیدتر شدن مبارزه ی خلق با دشمنان خویش

از سوی دیگر شکل های مبارزه نشان می دهد که شکل مجازات سخت دشمنان جنایتکار در صحنه ی جرم و جنایت و به همراه آن شکل نظامی مبارزه و از جمله حمله به کلانتری ها و مراکز سپاه و بسیج و در کنار این ها در فرصت های مناسب ترور جنایتکاران و زورگویان، نسبت به دفعات پیش رشد بیشتری کرده است. توده ها و در پیشاپیش آنها رهبران میدان مبارزه به خوبی پی برده اند که با این حکومت تا دندان مسلح و جنایتکار با زبان مسالمت نمی توان سخن گفت و برای برافکندن آن باید اسلحه به دست گرفت و از حق خود دفاع کرد.

توده ها باید به کدام زندگی عقب نشینی کنند؟

 تحمیل عقب نشینی به توده های مبارز میدان نیز کار ساده ای نیست. توده ها به چه زندگی ای باید عقب نشینی کنند؟ به زندگی با دلاری که رو به 200 و بالاتر دارد؟ به زندگی در فقر و فلاکت و بیکاری و بی پولی بیشتر و هزار بدبختی دیگر؟ به زندگی ای که امکان یک اعتصاب و یک راهپیمایی و یک اعتراض ساده و دنبال کردن حقوق خود وجود ندارد؟ به آن زندگی که دیگر حتی نام زندگی، شایسته ی آن نیست؟

این ها تازه بخش هایی از قضیه است. توده ها اساسا حکومت ولایت فقیه را نمی خواهند. از همه چیزش بیزارند. از همه چیزش متنفرند. اندک چیزی ندارد که برای توده ها جاذب باشد و این را توده ها حتی پیش از آغاز جنبش هاشان در دهه هفتاد از همان زمان که دیگر حاضر نبودند در جبهه های جنگ با عراق بجنگند کم و بیش نشان می دادند.

سرکوب آب در هاون کوبیدن است!

به این ترتیب خامنه و سران سپاه و دیگر مرتجعین حاکم آب در هاون می کوبند. در بدترین شرایط و با بیشترین کشتار اگر به گستردگی جنبش منجر نشود که بعید است و به افت نسبی و عقب نشینی آن منجر شود، باز این افت و عقب نشینی جزیی و موقتی خواهد بود و خیلی زود و بار دیگر در اشکالی گسترده تر و شدیدتر بروز خواهد کرد. از عمر این حکومت زمان زیادی باقی نمانده است. این را مبارزات اخیر توده ها به روشنی فریاد می زند.

مرگ بر خامنه ای

مرگ بر حکومت ولایت فقیه

زنده باد انقلاب

برقرار باد جمهوری دموکراتیک انقلابی ایران به رهبری طبقه ی کارگر

گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

20 دی 1404

 

  

 

 

هرانا - روز حهاردهم اعتراضات

 

A look at the 14th day of protests



فیلم به وسیله ی سایت افزوده شده است



روز چهاردهم اعتراضات؛ ادامه تجمعات، قطع ارتباطات و پرواز پهپادها

خبرگزاری هرانا – اعتراضات سراسری ایران در چهاردهمین روز خود (شنبه ۲۰ دی‌ماه) در شرایطی ادامه یافت که قطع گسترده اینترنت و اختلال شدید ارتباطات، امکان اطلاع‌رسانی و راستی‌آزمایی مستقل رخدادها را به‌شدت محدود کرده است. علیرغم اخلال در روند گردش اطلاعات، آمار جان باختگان تایید شده تا این تاریخ به ۱۱۶ تن افزایش یافته است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز چهاردهم اعتراضات سراسری ایران در شرایطی سپری شد که همچنان قطع گسترده اینترنت و محدودیت شدید ارتباطات، فرآیند اطلاع‌رسانی، گردش اخبار و مستندسازی میدانی را با اختلال جدی مواجه کرده بود. پس از اوج‌گیری اعتراضات در روز دوازدهم که ۹۶ شهر در ۲۷ استان شاهد تجمعات اعتراضی بودند، از شامگاه همان روز ارتباطات ایران با جهان خارج به‌طور گسترده قطع شد. این وضعیت، اگرچه دامنه انتشار تصاویر و گزارش‌ها را به‌شدت محدود کرد، اما مانع تداوم اعتراضات در داخل کشور نشد.

در چنین شرایطی، کاهش تعداد شهرهای گزارش‌شده در روزهای پس از قطع ارتباطات، بیش از آنکه نشان‌دهنده فروکش اعتراضات باشد، بازتاب محدودیت شدید در دسترسی به اطلاعات ارزیابی می‌شود.

در روز چهاردهم اعتراضات، گزارش‌ها و تصاویر محدودی از ادامه تجمعات در تهران منتشر شد. الگوی اعتراضات در پایتخت عمدتاً به‌صورت تجمعات پراکنده، کوتاه‌مدت و سیال گزارش شده است؛ الگویی که در واکنش به حضور پررنگ نیروهای امنیتی و افزایش فشارهای میدانی شکل گرفته است. همزمان، گزارش‌هایی از پرواز پهپادهای شناسایی و تحرک نیروهای امنیتی در اطراف محل‌های تجمع مخابره شد که از تداوم نظارت و کنترل امنیتی حکایت دارد.

در شیراز نیز، علیرغم فضای امنیتی حاکم، نشانه‌هایی از ادامه حضور شهروندان معترض در خیابان‌ها گزارش شده است. اطلاعات دریافتی حاکی از شکل‌گیری تجمعات محدود و مقطعی و سردادن شعارهای اعتراضی است؛ هرچند شرایط امنیتی، امکان تداوم یا گسترش این تجمعات را با محدودیت جدی مواجه کرده است.

زاهدان سومین شهری است که در روز چهاردهم اعتراضات، ادامه ناآرامی‌ها در آن قابل تأیید بوده است. گزارش‌ها از تشدید محسوس فضای امنیتی و استقرار گسترده نیروهای نظامی و امنیتی در سطح شهر حکایت دارد. با وجود این، دریافت اطلاعاتی درباره تداوم اعتراضات نشان می‌دهد که نارضایتی عمومی در این شهر، همچنان پابرجاست.

در همین روز، مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی بار دیگر بر برخورد قاطع با معترضان تأکید کردند. رسانه‌های وابسته به حکومت نیز با تداوم تغییر لحن روزهای گذشته، معترضان را با عناوینی نظیر «تروریست» یا «عناصر مسلح» توصیف کردند. این رویکرد رسانه‌ای، همزمان با قطع گسترده اینترنت، به‌عنوان بخشی از تلاش حاکمیت برای کنترل روایت رسمی اعتراضات و توجیه تشدید سرکوب ارزیابی می‌شود.

علیرغم قطعی اینترنت در ایران تعداد انگشت شماری از رسانه های وابسته به نیروهای امنیتی با اتصال به اینترنت فعالیت خود را از سر گرفته اند.آنها بصورت مستمر با انتشار تصاویر و گزارشاتی از اعتراضات، معترضان را به خشونت شدید و آسیب زدن به اموال و جان شهروندان متهم می کنند.

در سطح بین‌المللی، تحولات ایران در روز چهاردهم اعتراضات با واکنش رسمی شماری از دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی همراه شد. رئیس‌جمهور ایالات متحده در پیامی اعلام کرد که ایران «بیش از هر زمان دیگری به آزادی نزدیک شده» و کشورش «آماده کمک» است؛ موضعی که در ادامه هشدارهای پیشین او درباره پیامدهای سرکوب معترضان بیان شد. در اروپا نیز رئیس کمیسیون اروپا و دیگر مقامات ارشد اتحادیه اروپا، سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات را محکوم کرده و خواستار آزادی بازداشت‌شدگان و بازگرداندن کامل دسترسی به اینترنت شدند. دولت بریتانیا نیز موضعی مشابه اتخاذ کرد و بر لزوم احترام به حق اعتراض مسالمت‌آمیز تأکید داشت.

بر اساس داده‌های تجمیعی تا پایان روز چهاردهم ۵۷۴ نقطه اعتراضی در ۱۸۵ شهر در تمام ۳۱ استان کشور شناسایی شده است.

تا چهاردهمین روز اعتراضات علیرغم محدودیت شدید در ثبت و راستی‌آزمایی اطلاعات، ابعاد انسانی و امنیتی این اعتراضات قابل توجه باقی مانده است. تا این تاریخ، جان‌باختن ۱۱۶ تن در جریان اعتراضات محرز شده است؛ از این تعداد، ۷ نفر زیر ۱۸ سال سن داشته‌اند. همچنین ۴ تن از جان‌باختگان، از جمله کادر درمان، در زمره معترضان قرار نمی‌گیرند. در مقابل، ۳۷ تن از کشته‌شدگان از نیروهای نظامی–امنیتی و یک نفر نیز دادستان بوده است. بررسی علل مرگ نشان می‌دهد که اغلب جان‌باختگان بر اثر اصابت گلوله‌های جنگی یا ساچمه‌ای، عمدتاً از فاصله نزدیک، جان خود را از دست داده‌اند.

در حوزه بازداشت‌ها، مجموع بازداشت‌شدگان تا پایان روز چهاردهم به ۲۶۳۸ تن رسیده است. از این تعداد، هویت ۶۲۸ نفر احراز شده و ۲۰۱۰ نفر در قالب بازداشت‌های گروهی یا موارد فاقد هویت مشخص ثبت شده‌اند. تنها در روز چهاردهم اعتراضات، هویت ۳۲۷ نفر از بازداشت‌شدگان احراز شده است؛ رقمی که در 
کنار تداوم تجمعات اعتراضی، بیانگر استمرار برخوردهای امنیتی و قضایی با معترضان است.