«همه ی راه ها
به روم می رسد»!؟
« تحمیل یک تفاهم نامهی خفتبار»از جانب حکومت ولایت فقیه به
آمریکا
در بخش ب با نام«
تفاهم نامه و تاثیرات آن بر صف بندی های قدرت در ایران» در پاره 2 آمده است:
«حاکمیت اسلامی با
اعتماد به نفس به دست آورده از مقاومت در برابر دو قدرت اتمی، با پیروزی در
تحمیل یک تفاهم نامه خفت بار برای آمریکا و با تلاش برای گسترش پایه حمایتی
خود، با قدرت بیشتری در برابر مخالفان سیاسی داخلی و خارجی روبرو خواهد شد.»
و در ادامه در بند سوم:
«در شرایط کنونی
از سوی مردم نیز با وضعیت جدیدی روبرو هستیم. بخشی از مردم با شکست “رویافروشی”های
جریانات راست برای سرنگونی ضربتی جمهوری اسلامی که حتی با حمایت گسترده دو قدرت
اتمی به سرانجام نرسیده، دچار سرخوردگی و یاس شده اند. بر این پایه اکنون وزن
نیروها و آن بخش از مردم که برای تغییرات مدنی و کم هزینه انرژی خواهند گذاشت، روز
به روز گسترده تر خواهد شد.»)برجسته کردن از ماست)
چنان که دیده میشود هیئت اجرایی بر آن است که
حکومت اسلامی توانسته مقابل «دو قدرت اتمی» مقاومت کند( لابد این دو قدرت اتمی از
بمب های اتمی شان هم استفاده کردند و نتوانستند مقاومت حکومت ولایت فقیه را در هم
شکنند!؟ اگر چنین نیست اشاره به «دو قدرت اتمی» چه ارزشی دارد پاکستان هم اتمی است
کره شمالی هم اتمی است!) و یک«تفاهم نامه خفتبار» را به این دو قدرت اتمی تحمیل
کند.
خوب! اگر این
تفاهمنامه برای آمریکا «خفتبار» است و
یک «پیروزی» برای حکومت اسلامی به شمار می آید پس این همه های و هوی داخلی در
مخالفت با این تفاهمنامه برای چیست؟ این همه شعار علیه قالیباف و عراقچی و پزشکیان
و کلا مذاکره کننده گان برای چیست؟ و این حمله به آنها برای لت و پار کردن شان
برای چیست؟
آیا بهتر نیست که
هیئت اجرایی در مقام دفاع از این تفاهمنامه و توضیح خفت بار بودن آن برای آمریکای
اتمی وارد گود شود و به این جریان های «حزب اللهی» و «ارزشی» و گروه هایی مانند
پایداری ها و باندهایی که خواهان جنگ هستند توضیح دهد که آنها پیروزی به دست آورده
اند؟! و لازم نیست که همان گونه که در مورد جنگ با عراق می گفتند «راه قدس از
کربلا می گذرد» و لقمه ی بزرگ تر از دهان شان برمی داشتند حال دوباره آن اشتباه را
تکرار کرده و بگویند که «راه قدس از تنگه ی هرمز و کشورهای کویت و بحرین و اردن و
امارات و عمان و قطر می گذرد»!؟
هیئت اجرایی می
گوید حاکمیت اسلامی از این مقاومت خود در مقابل دو قدرت اتمی «اعتماد به نفس به
دست آورده است». اگر به راستی چنین است پس این همه اوج گیری تضادهای درونی شان(همین
ارزیابی، بخش ب ـ تفاهم نامه و تاثیرات آن بر صف بندی های قدرت در ایران شماره 1)
برای چیست؟ پس این حمله کردن به کشتی های تجاری و نفتی و در عین حال به گردن
نگرفتن آن به وسیله ی حکومت و سپس انداختن آن به گردن «گروه های خودسر» در سپاه
برای چیست؟
هیئت اجرایی بر آن
است که با این اعتماد به نفسی که حکومت ولایت فقیه به دست آورده است و با تلاش
برای«گسترش پایه ی حمایتی» اش «با قدرت بیشتری در برابر مخالفان سیاسی داخلی و
خارجی روبرو خواهد شد». با این تفاصیل باید طبقه ی کارگر و دیگر طبقات مردمی رو به
دیوار بایستند، زیرا حکومت با قدرت بیشتری آن ها را سرکوب خواهد کرد و آنها
نخواهند توانست در مقابل آن ایستاده گی کنند!
مردمی «سرخورده و
دچار یاس» و مبارزه ی مسالمت آمیز هیئت اجرایی
با این حال هیئت
اجرایی ها آن قدر «زیرک» هستند که راه را برای مخالفت توده ها با این حکومت
پیروزمند و استحکام یافته باز گذارند. اما چگونه؟
حکومت با پیروزی
در تحمیل یک تفاهم نامه ی خفت بار به آمریکا اعتماد به نفس به دست آورده است و در
نتیجه در مقابل مخالفان سیاسی خود یعنی توده های مردم( ما کاری به مخالفان مرتجع
این حکومت مانند سلطنت طلبان نداریم) با «قدرت بیشتری روبرو خواهد شد». یعنی انها
را محکم تر و شدیدتر از پیش( لابد از 18 و 19 دی ماه) سرکوب خواهد کرد. آگاهی از
این که حکومت سرنگون نشده و شکست نخورده «بخشی از مردم» را «دچار سرخوردگی و یاس»
کرده است. این ها متوجه شده اند که «سرنگونی ضربتی جمهوری اسلامی» ممکن نیست( زیرا
دو قدرت اتمی نتوانستند جمهوری اسلامی را سرنگون کنند و تازه این حکومت اسلامی یک
تفاهم نامه ی خفت بار هم را به آنها تحمیل کرده است!). پس حالا از این پس «وزن» آن
نیروهایی که می گفتند دنبال سرنگونی حکومت نباشید و تنها دنبال «تغییرات مدنی و کم
هزینه» باشید و برای آن« انرژی» بگذارید «روز به روز گسترده تر خواهد شد».
این همه آیه و
حدیث آوردن برای این که این نظر جا انداخته شود که تغییر انقلابی ممکن نیست. حکومت
اسلامی بسیار قوی است و نمی توان آن را سرنگون کرد( هیئت اجرایی این نظر نادرست را
به مخالفان سیاسی انقلابی داخلی نسبت می دهد که می خواهند «از طریق ضربتی حکومت را
سرنگون کنند»! در این مورد در مباحث پیشین صحبت کرده ایم)؛ بیایید و همگی اصلاح
طلب شوید!
هیئت اجرایی این
نظر خود را به اشکال گوناگون تکرار می کند:
«از سوی دیگر
میزان فشار اقتصادی بر مردم و حد تحمل آنها در جریان دو جنگ و سیاست های ورشکسته
اقتصادی و غارتگرانه حکومتی، تا حد زیادی انرژی مبارزاتی مردم را به تحلیل برده
است. از این رو میزان تحمل مردم نسبت به گذشته به میزان زیادی کاهش یافته...». به
عبارت دیگر و به دلایلی که هیئت اجرایی ردیف می کند، مردم دیگر حال و انرژی مبارزه
با حکومت را نخواهند داشت!
و این بی انرژی
مبارزاتی شدن مردم چه شرایطی به وجود خواهد آورد؟
« اما از آن سو
حاکمیت با پایداری در برابر تجاوز و به احتمال زیاد با دستاوردهای اقتصادی به
دنبال مذاکرات با امریکا می تواند از فشار اقتصادی بر مردم اندکی بکاهد.»
به این ترتیب
حاکمیت می تواند از نتایج پیروزی خود برابر آمریکا و اسرائیل بهره مند گردد و از
آن برای کاهش فشار اقتصادی به مردم
استفاده کند.
نتیجه ی این امر چه خواهد بود؟
«در چنین وضعیتی می توان امیدوار بود با جنبش
های اجتماعی رشد یابنده ای روبرو باشیم که اساسآ بر نافرمانی مدنی و دیگر تاکتیک
های کم هزینه و مبارزات مسسالمت آمیز در همه زمینه ها حاکمیت را به عقب نشینی های
جدی تری وادار کنند.
آری« تمامی راه ها
به روم ختم می شود»! اگر از آسمان تگرگ ببارد، اگر صاعقه فرود آید و غرش رعد در
آسمان پیچد، اگر آتشفشان دهان بگشاید، زلزله شود و سیل راه بیفتد و خلاصه زمین و
زمان تکان بخورد، نتیجه یک سان خواهد بود: در هر حال با « جنبش های اجتماعی رشد
یابنده ای روبرو خواهیم بود که بر نافرمانی مدنی و دیگر تاکتیک های کم هزینه و
مبارزات مسالمت آمیز» متکی است!
این همه صغری و
کبری چیدن ها برای این نتیجه ی«زیبا»ی هیئت اجرایی راه کارگری ها؟هیچ دور از ذهن نیست
که خود هیئت اجرایی به این ردیف کردن های «شکست دو قدرت اتمی» در سرنگونی حکومت
اسلامی و «پیروزی» این حکومت در « تحمیل یک تفاهم نامه ی خفت بار به آمریکا» چندان
باوری نداشته باشند و این همه را ردیف می کنند و به ویژه قدرت حکومت اسلامی را
بزرگنمایی می کنند تا به این نتیجه ی «درخشان» برسند:
«تاکتیک های کم
هزینه»!
«مبارزات مسالمت
آمیز» زیبای مردم!
( به دلیل علاقه ی
وافر هیئت اجرایی به واژه ی«زیبا» و چپ و راست به کاربردن آن در «ارزیابی» هاشان،
ما نیز از کاربرد آن برایشان دریغ نکرده و امیدواریم رضایت خاطر ایشان را فراهم
کرده باشیم.)
این حضرات گمان می
کنند یک نیروی پیشرو کمونیست دنباله روی جنبش مردم است.
در تصور این رویزیونیست
های پر مدعا، فعالیت انقلابی کمونیستی و نقش این فعالیت در دگرگون کردن اوضاع نمی
گنجد!
اگر آنچه که هیئت
اجرایی می گوید بپذیریم، یعنی بپذیریم«بخش هایی از مردم دچار یاس و بی انرژی» شده
اند آن گاه وظیفه ی یک نیروی انقلابی کمونیستی پیشرو تغییر برخی تاکتیک ها در مورد
این بخش از توده هاست و نه تغییر تاکتیک در مورد کل جنبش توده ها.
و باز حتی اگر
اکثریت توده ها( طبقه ی کارگر، کشاورزان و دیگر توده ها و طبقات زحمتکش و انقلابی
یا مترقی) در مقطعی خاص از مبارزه و زمانی که فشارهای زیادی و از همه سو به آنها
وارد شده باشد و بنابراین به دلیل ضربات وارد شده به آنها و شکست ها و یا فقدان
چشم انداز روشن در آینده ی نزدیک زمانی که امیدشان به تحول زیاد بود و نشد دچار
یاس و ناامیدی و فقدان انرژی برای پیشبرد مبارزه در آن مقطع گردند باز هم یک نیروی
انقلابی کمونیستی باید تغییر تاکتیک دهد و در بدترین شرایط و حالت تاکتیک تهاجمی
را به تاکتیک دفاعی و پیشروی را به عقب نشینی تبدیل کند، اما نباید تغییر استراتژی
یعنی برنامه ی سرنگون کردن حکومت و برقراری یک جایگزین انقلابی( جمهوری دموکراتیک
انقلابی به رهبری طبقه ی کارگر) را بدهد.
بی شک یک نیروی
انقلابی کمونیست زمانی که توده ها مایل به پیشروی نباشند آنها را مجبور به پیشروی
نمی کند بلکه منتظر می ایستد و تلاش می کند تا از شرایط به نفع آگاهی بخشیدن و
ترویج و تبلیغ انقلاب استفاده کند. شرایط را برای تجدید قوای آنها فراهم سازد. به
آنها برای امیدوار شدن و انرژی یافتن برای ادامه ی مبارزات سهمگین آینده یاری کند و
نه این که شرایط را بپذیرد و در مقابل آن سر فرود آورد و استراتژی کل مبارزه را
تغییر دهد.
اما هیئت اجرایی
ها استراتژِی تغییر ناپذیر خودشان یعنی «به عقب نشینی وادار کردن حکومت» را دارند.
تاکتیک آنها برای این به عقب نشینی وادار کردن هم همان اقدامات «مسالمت آمیز» است.
با این تفاصیل چه
اهمیتی دارد که توده ها در چه وضعی هستند. مایوس و یا امیدوار، بی انرژی یا دارای
انرژی و سرخورده و یا پرشور و آماده برای مبارزه. در هر حال استراتژی همان و
تاکتیک نیز همان است.
هرمز دامان
نیمه ی دوم تیرماه 1405
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر