۱۴۰۴ بهمن ۸, چهارشنبه

هرانا - سی و یکمین روز اعتراضات

 The 31st day of protests                  تاریخ : ۱۴۰۴/۱۱/۰۸


سی‌ویکمین روز از آغاز اعتراضات؛ تداوم خاموشی اینترنت، برگزاری اولین دادگاه

خبرگزاری هرانا – بر اساس تازه‌ترین داده‌های تجمیعی هرانا تا پایان سی‌ویکمین روز از آغاز اعتراضات، مجموع جان‌باختگان تأییدشده به ۶۲۲۱ نفر رسیده است که از این تعداد ۵۸۵۸ نفر معترض، ۱۰۰ نفر کودک زیر ۱۸ سال، ۲۱۴ نفر نیروهای وابسته به حکومت و ۴۹ نفر غیرمعترض- غیرنظامی هستند. شمار جان‌باختگان در حال بررسی ۱۷۰۹۱ نفر گزارش شده است. مجموع بازداشت‌ها به ۴۲۳۲۴ نفر رسیده است. شمار مجروحان دارای جراحت شدید ۱۱۰۱۷ نفر و تعداد پخش اعترافات اجباری ۲۶۱ مورد است. همچنین تعداد احضارشدگان به نهادهای امنیتی ۱۱۰۲۶ نفر اعلام شده است. مجموع رخدادهای اعتراضی ثبت‌شده نیز ۶۵۶ مورد در ۲۰۱ شهر و ۳۱ استان بوده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در سی‌ویکمین روز از آغاز اعتراضات؛ تمرکز تحولات بر تداوم سیاست کنترل ارتباطات و برخورد با ابزارهای دسترسی جایگزین، ادامه بازداشت‌های پراکنده و گسترده، برگزاری نخستین دادگاه مرتبط با اعتراضات دی ۱۴۰۴ در ملارد و همچنین فشار بر کادر درمان قرار داشت.
استمرار اختلال و قطع اینترنت؛ خسارات اقتصادی و برخورد امنیتی با استارلینک
در ادامه پیامدهای پس از اعتراضات دی ۱۴۰۴، «خاموشی دیجیتال» و محدودسازی شدید دسترسی به اینترنت همچنان یکی از محورهای اصلی کنترل و مدیریت فضای عمومی گزارش می‌شود. داده‌های نت‌بلاکس از تداوم وضعیت محدود و مبتنی بر «لیست سفید» حکایت دارد؛ به‌گونه‌ای که حتی در مواردی که برخی شبکه‌ها در سطح بین‌المللی «قابل مشاهده» شده‌اند، این وضعیت به معنای بازگشت اینترنت به حالت عادی نیست و دسترسی عمومی همچنان مسدود یا به‌شدت ناپایدار گزارش شده است. در همین چارچوب، گزارش‌هایی از ورود به نوزدهمین روز «قطع کامل اینترنت» و هم‌زمان شکل‌گیری سازوکارهای دسترسی سهمیه‌ای برای برخی گروه‌ها منتشر شده است؛ از جمله اینکه دارندگان کارت بازرگانی در اتاق‌های بازرگانی با حضور ناظر، تنها به دسترسی محدود و کوتاه‌مدت (در حد حدود ۲۰ دقیقه در روز) دست یافته‌اند؛ وضعیتی که عملاً اینترنت را از یک خدمت عمومی به یک امتیاز امنیتی-اداری تبدیل می‌کند.
هم‌زمان، هزینه‌های اقتصادی این وضعیت نیز در اظهارات رسمی برجسته شده است. بنا بر اظهارات وزیر ارتباطات، قطع اینترنت برای اقتصاد دیجیتال روزانه صدها میلیارد تومان و برای اقتصاد کشور در سطحی چند هزار میلیارد تومانی خسارت به همراه داشته است؛ این ارقام در کنار گزارش‌های میدانی از اختلال زنجیره تأمین، رکود مبادلات، و کندی دسترسی به خدمات پایه، ابعاد اقتصادی سیاست قطع ارتباطات را نشان می‌دهد.
در سطح واکنش‌های صنفی و مدنی نیز «کانون نویسندگان ایران» با انتشار بیانیه‌ای، از کشتار و بازداشت‌های گسترده و پر شدن زندان‌ها سخن گفته و سرکوب جاری را محکوم کرده است.
در همین بسترِ قطع اینترنت، برخورد امنیتی با ابزارهای دسترسی جایگزین نیز تشدید شده است. گزارش‌ها از کشف و ضبط ده‌ها دستگاه استارلینک حکایت دارد و تصریح می‌شود که این تجهیزات به عنوان «کالای ضدامنیتی» تلقی شده‌اند؛ موضوعی که نشان می‌دهد مدیریت اطلاعات تنها به قطع شبکه‌های رسمی محدود نیست و مسیرهای ارتباطی جایگزین نیز هدف سیاست‌های امنیتی قرار گرفته‌اند.
بازداشت‌ها و برخوردها؛ نخستین دادگاه مرتبط با اعتراضات دی ۱۴۰۴ در ملارد
گزارش‌های تجمیعی از روزهای پس از اعتراضات دی ۱۴۰۴ نشان می‌دهد موج بازداشت‌ها و برخوردهای امنیتی، همچنان به‌صورت پراکنده اما گسترده در شهرهای مختلف ادامه یافته است. در نمونه‌هایی، بازداشت شهروندان در مناطقی چون زاهدان، تربت‌جام و سبزوار گزارش شده و در نمونه‌های دیگر، بازداشت‌ها در گرگان، دهگلان، جوانرود، بابل و لاهیجان ثبت شده است. این پراکندگی جغرافیایی، در کنار تعدد پرونده‌ها، نشان‌دهنده تداوم الگوی «پاکسازی پسینی» (بازداشت‌های پس از فروکش‌کردن خیابان) برای کنترل شبکه‌های اجتماعی و محیط‌های محلی است.
در سطحی گسترده‌تر، گزارش‌هایی از بازداشت ۲۲۴ شهروند منتشر شده که بخش عمده آن به قزوین نسبت داده شده است؛ در این گزارش‌ها، ۲۱۹ نفر با عنوان «لیدر اعتراضات» بازداشت شده‌اند و موارد دیگری نیز در قرچک و شاهرود ذکر شده است. در کنار بازداشت‌ها، شواهدی از بازداشت مجروحان اعتراضات نیز وجود دارد؛ از جمله گزارش‌هایی که نشان می‌دهد برخی افراد در حالی بازداشت شده‌اند که هنوز دوره درمانشان تکمیل نشده بود—الگویی که علاوه بر جنبه امنیتی، پیامدهای مستقیم حقوقی و انسانی (از جمله حق دسترسی به درمان) دارد.
در حوزه قضایی، برگزاری «اولین دادگاه مرتبط با اعتراضات دی ۱۴۰۴» در ملارد به عنوان یک نقطه عطف گزارش شده است. در این پرونده، موضوع دادگاه مرگ یک مامور فراجا اعلام شد و تصاویری نیز از این دادگاه منتشر شد. همچنین محمد عباسی به عنوان متهم ردیف اول این پرونده معرفی شده است. روند این دادگاه از جمله اظهارات وکیل تسخیری به ضرر موکل، منجر به انتقاد سازمان‌های حقوق‌بشری از فقدان معیارهای دادرسی عادلانه شده است. این پرونده متهم دیگر نیز دارد..
استفاده از مدارس به‌عنوان پایگاه سرکوب؛ گسترش حضور امنیتی در فضاهای عمومی
هم‌زمان با پیگیری‌های قضایی، گزارش‌ها تصویری از ابزارها و فضاهای به‌کارگرفته‌شده برای کنترل شهری ارائه می‌کند. از جمله، انتشار تصویری از یک مدرسه در اراک (مدرسه «امام‌علی») که گفته شده به عنوان پایگاه سرکوب معترضان مورد استفاده قرار گرفته است. استفاده از فضاهای آموزشی برای استقرار نیروها و مدیریت عملیات، علاوه بر اثر مستقیم بر امنیت شهروندان، پیامدهای ثانویه‌ای چون ایجاد ترس اجتماعی، مختل کردن محیط‌های آموزشی، و عادی‌سازی حضور امنیتی در نهادهای عمومی را به همراه دارد.
در کنار این موارد، گزارش‌های میدانی از محدودسازی سوگواری و فشار بر خانواده‌های جان‌باختگان نیز حکایت دارد؛ از جمله جلوگیری از نصب بنر و برگزاری مراسم، و جمع‌آوری یا از بین بردن نشانه‌های عزاداری در معابر. مجموعه این داده‌ها نشان می‌دهد که برخوردها صرفاً به مدیریت خیابان محدود نمانده و به کنترل روایت، حافظه جمعی و حتی آیین‌های سوگواری نیز تسری یافته است.
برخورد با کادر درمان و بازداشت پزشکان؛ امنیتی‌سازی درمان و کمک‌رسانی
گزارش‌ها نشان می‌دهد کادر درمان، به‌ویژه پزشکان و افرادی که به مجروحان اعتراضات رسیدگی کرده‌اند، در معرض فشار و برخورد امنیتی قرار گرفته‌اند. در یک مورد، بازداشت فرهاد نادعلی (پزشک بیمارستان ۵ آذر گرگان) توسط اطلاعات سپاه گزارش شده و علت بازداشت «مداوای مجروحان اعتراضات» و اعتراض به استقرار نیروهای مسلح در بیمارستان عنوان شده است. همچنین ادعا شده نیروهای مسلح از سقف بیمارستان به سمت معترضان شلیک کرده‌اند؛ موضوعی که اگر تأیید شود، از تبدیل مراکز درمانی به بخشی از سازوکار سرکوب حکایت دارد.
در پرونده‌ای دیگر، بازداشت بابک پورامین (پزشک متخصص طب اورژانس) در نیشابور گزارش شده است؛ گفته می‌شود او در ۲۹ دی بازداشت و به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شده، تماس‌های محدودی با خانواده داشته و از دسترسی به وکیل محروم بوده است. در همین گزارش، به فضایی اشاره می‌شود که در آن برای برخی پزشکان اتهاماتی مانند «فراری دادن مجروحان از بیمارستان» مطرح می‌شود.
همچنین گزارش‌ها از بازداشت دکتر آمنه سلیمانی در اردبیل و علی فاخر، پرستار بازنشسته در سیرجان، به دلیل امدادرسانی به مجروحان اعتراضات حکایت دارد و حتی بازداشت اعضای خانواده آقای فاخر نیز ذکر شده است. کنار هم قرار دادن این موارد، نشان‌دهنده یک الگوی نگران‌کننده است: امنیتی‌کردن درمان، جرم‌انگاری کمک‌رسانی، و فشار بر شبکه‌های درمانی به‌عنوان یکی از مسیرهای کاهش ظرفیت حمایت از مجروحان و کنترل پیامدهای انسانی اعتراضات.
اظهارات رسمی؛ خسارت اعتراضات در گیلان و موضع‌گیری سخنگوی دولت
در سطح روایت رسمی، هم بر ابعاد اقتصادی و هم بر چارچوب‌بندی سیاسی اعتراضات تأکید شده است. از جمله، برآورد خسارات «حوادث اخیر» در گیلان بیش از ۳ هزار میلیارد تومان اعلام شده و به آسیب‌دیدگی و سوختن بخش‌هایی از بازار رشت اشاره شده است. هم‌زمان، سخنگوی دولت (فاطمه مهاجرانی) در اظهاراتی به «سوگ جمعی» و مسئولیت دولت نسبت به آسیب‌دیدگان اشاره کرده و در عین حال بر تفکیک «معترضان به‌حق» از «جریان‌های منحرف‌کننده» تأکید کرده است. اظهارات کلیشه ای که بارها دستگاههای دولتی برای توجیح عملکرد خود در سرکوب معترضان از آن استفاده کرده اند.
آمار به‌روزشده (تجمیعی) تا پایان روز سی‌ویکم از آغاز اعتراضات
🔳 تعداد تجمعات/اعتراضات ثبت‌شده۶۵۶
🔳 تعداد شهرهای درگیر (بدون تکرار)۲۰۱
🔳 تعداد استان‌های درگیر (بدون تکرار)۳۱
🔳 مجموع بازداشت‌ها۴۲۳۲۴
🔳 پخش اعترافات اجباری۲۶۱ مورد
🔳 احضار به نهادهای امنیتی۱۱۰۲۶ مورد
🔳 مجروحان با جراحات شدید۱۱۰۱۷ نفر
🔳 جان‌باختگان تأییدشده۶۲۲۱ نفر
▪️ معترضان۵۸۵۸ نفر
▪️ کودکان (زیر ۱۸ سال)۱۰۰ نفر
▪️ نیروهای حکومتی/وابسته۲۱۴ نفر
▪️ غیرمعترض/غیرنظامی۴۹ نفر
🔳 جان‌باختگان در حال بررسی۱۷۰۹۱ نفر
جمع‌بندی
سی‌ویکمین روز از آغاز اعتراضات، در حالی سپری شد که سیاست کنترل ارتباطات و برخورد با ابزارهای دسترسی جایگزین ادامه یافت و همزمان گزارش‌ها از بازداشت‌های پراکنده اما گسترده و فشار بر مجروحان و خانواده‌ها حکایت داشت. برگزاری نخستین دادگاه مرتبط با اعتراضات دی ۱۴۰۴ در ملارد نشانه‌ای از تثبیت مسیر قضایی‌سازی اعتراضات است؛ مسیری که با هشدارهای حقوق‌بشری درباره دادرسی عادلانه همراه شده است. در کنار آن، فشار بر کادر درمان و بازداشت پزشکان و امدادرسانان و همچنین گزارش‌هایی درباره استفاده از فضاهای عمومی مانند مدارس در نقش پایگاه‌های سرکوب، ابعاد تازه‌ای از تداوم برخوردهای امنیتی پس از اعتراضات را برجسته می‌کند.

۱۴۰۴ بهمن ۷, سه‌شنبه

خود ویژگی شرایط در ایران و موضع درست احزاب انقلابی

 

 

خود ویژگی شرایط در ایران،

وضع ویژه ی خلق ایران در میان خلق های جهان

و موضع درست احزاب انقلابی 

The specifics of the situation in Iran,

the special position of the Iranian people among the peoples of the world

and the correct position of the revolutionary parties

حکومت ولایت فقیه حکومت استبداد دینی و با توجه به حاکمیت روحانیون و از نظر شکل ایدئولوژیک - گرچه صوری - قرون وسطایی است و در نتیجه ی این وجوه از بسیاری جنبه های فرهنگی و سیاسی و اقتصادی خود ویژه و به شکلی «غیر معمول» است. در عین حال حکومت تضادهایی با امپریالیست های آمریکا و اروپای غربی دارد و این تضادها منجر به منازعات فراوان میان حکومت با امپریالیست ها به ویژه امپریالیسم آمریکا و آن هم بیشتر در زمانی که حزب جمهوری خواه حاکم بوده شده است. این حکومت دنبال بقایی دراز مدت بوده است به گفته ی خامنه ای برای قرن ها. در این حکومت جناح خامنه ای به دنبال غنی سازی اورانیوم بوده و و نیز خواسته که سلاح هایی داشته باشد که حکومت وی را در قبال مداخله ی امپریالیست ها بیمه کند و برای همین به ساخت موشک هایی با برد زیاد روی آورده است. همچنین این حکومتی جاه طلب است و یکی از شرایط بقای خود را گسترش خود در منطقه دانسته و از این رو نیروهای نیابتی مسلمان ( در درجه ی نخست شیعه و در درجه بعد سنی و دیگر مذاهب را) خود را در کشورهای منطقه به راه انداخته است و لبه ی تیز حمله ی خود را علیه آسرائیل و سران کشورهای مرتجع منطقه که تابع و در بلوک امپریالیسم آمریکا بوده و هستند قرار داده است. آنچه از این مجموعه در ظاهر به ذهن می آید این است که ما با حکومتی «ضد امپریالیستی»، «ضد صهیونیستی» و «ضد ارتجاع منطقه» و هوادار توده های ستمدیده ی فلسطینی و مسلمان منطقه طرف هستیم. این یک نوع غلط اندازی است و واقعیت چنین نیست.

 این حکومت در داخل به وسیله ی جناح ها و باندهای رانت خوار دزد و غارتگر حاکم به ویژه باندهای پاسدار- اطلاعاتی - روحانی و ... تمامی ثروت جامعه را در دستان خود متمرکز کرده و حد اعلای ستم اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را به تمامی طبقات خلق، کارگران، کشاورزان و طبقات میانی و مرفه اعمال کرده است و فلاکت بی سابقه ای را به اکثریت زحمتکشان تحمیل کرده است و نفس اکثریت طبقات را بریده است. در عین حال این حکومت برای مقابله با جنبش ها و شورش ها و انقلاب های توده ای در ایران خود را تا بن دندان مسلح کرده است و تمامی این جنبش ها و شورش را به خاک و خون کشیده است. هیچ گروه و حزب سیاسی مخالفی حتی لیبرال ترین ها را آزاد نگذاشته و یک انسداد سیاسی و فرهنگی ایجاد کرده است. همچنین سران و مدیران این حکومت که همگی به دنبال منافع و ثروت هستند حد اعلای ناکارآمدی و ناتوانی را در مدیریت امور جامعه نشان داده و اقتصاد و محیط زیست را به بدترین وضعیت خود انداخته اند.

این دو جنیه یعنی در داخل حدا اعلای استثمار و ستم و استبداد سیاسی و فرهنگی و در خارج نمایش دروغین و غلط انداز ضد امپریالیستی موجب وضعیت ویژه و «غیر معمولی» در میان تمامی طبقات خلق شده است. به عبارت دیگر این حکومت توده های به جان آمده از این حکومت «غیرمعمول» را نیز«غیر معمول» و خود وِیژه کرده است.

در وافع بسیاری از مواضعی که بخش هایی از توده ها به ویژه طبقات زحمتکش کارگر و کشاورز و لایه های تهیدست طبقات میانی بر مبنای منافع شان در مقابل حکومت در پیش می گیرند آنها را در ضدیت با حکومت ولایت فقیه قرار می دهد.

یکی از این مسائل که بسیار مهم بوده است مساله درگیری های حکومت و نیروهای نیابتی اش در منطقه بوده است. نخستین شعاری که در این مورد طبقات مردمی دادند «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» بود. این موجب موضع گیری های دیگری در مورد اختلافات و تضادها در منطقه بین حکومت ولایت فقیه و دیگر کشورها و از جمله در مورد مساله ی فلسطین بوده است.

در سال گذشته شاید تنها توده های«غیر معمول» ایران بودند که مواضع شان در مورد مساله اسرائیل و فلسطین با اکثریت توده های سراسر جهان تفاوت داشت. در حالی که در بیشتر کشورهای جهان اکثریت توده ها علیه دولت صهیونیستی اسرائیل و ترامپ بودند بخش هایی از جوانان و توده ها در ایران صرفا علیه حماس و جهاد اسلامی بوده و در تقابل اسرائیل و مردم غزه، جانب اسرائیل و ترامپ را می گرفتند. در بخشی از گردهمایی ها و راهپیمایی ها خارج از کشور ایرانی ها( عموما سلطنت طلبان) تنها مردمی بودند که با پرچم های آمریکا و اسرائیل در دست شرکت می کردند. یعنی مواضع ایرانیان در بیرون کشور با مواضع تمامی مردمی که به پشتیبانی غزه و علیه اسرائیل و آمریکا بودند در تضاد قرار می گرفت.

جدا از این در همین روزهای گذشته بخش هایی از توده های ایران جزو نادر توده هایی در جهان بودند که از آمریکا می خواستند به ایران حمله کند. امری که برای توده های کارگر و زحمتکش و آگاه در جهان غریب می نماید.

 آنها می پرسند چگونه شما از آمریکا می خواهید به کشورتان حمله کند و حکومت را برایتان سرنگون کند و آزادی و دموکراسی هم برایتان برقرار کند آن هم آمریکایی که خلق های زیر ستم دنیا که زیرسلطه اش بودند (و از جمله خود شما در گذشته) برای استقلال و آزادی خود با آن به مبارزات طولانی و سنگین دست زده اند؟

 شاید یکی از دلایلی که بسیاری از مبارزان آگاه( و از جمله جریان های مائوئیستی) و مردمان دیگر کشورها را دچار پریشانی و در همراهی با طبقه ی کارگر و خلق ایران دچار تردید کرده است همین گرایش هایی باشد که در میان بخش هایی از مردم حاکم شده است. سخن آنها با ما چنین است:

«شما می خواهید که آمریکا و اسرائیل که دشمنان طبقه ی کارگر و خلق های زحمتکش و ستمدیده ی خلق های جهان هستند به کشورتان حمله کنند و برایتان حکومت تغییر دهند و آزادی و دموکراسی بیاورند؟ مایی که تا خون در بدن داریم علیه امپریالیسم آمریکا و اسرائیل و دیگر کشورهای مرتجع هم کیش با آنها خواهیم جنگید چگونه می توانیم با این خواست شما از آمریکا کنار بیاییم؟»

و شاید یکی از دلایلی که آن همراهی ای که با جنبش غزه و خلق فلسطین و علیه اسرائیل و آمریکا شد – علیرغم گردهمایی ها و راهپیمایی هایی که به وسیله گروه های سیاسی ایرانی و بعضا شرکت بخشی از مردم کشورهای اروپایی برگزار شد-  ما در همراهی با خیزش خلق ایران در این دی ماه آن هم زمانی که حکومت در عرض دو روز بیش از پنجاه هزار نفر را کشت و یا ناپدید کرد و هزاران نفر را کور کرد و بسیاری را بازداشت کرد و به  زندان انداخت و اکنون در حال اعدام بخش هایی از بازداشت شده گان است نمی بینیم.

چنانکه گفتیم این خصوصیات در نتیجه ی وضع ویژه ی حکومت ایران ایجاد شده است. برای نمونه در مساله ی غزه احساسات بسیاری از مردم با فلسطینی ها بود اما هر گونه موضعی در این خصوص آنها را در کنار حکومت مرتجع قرار می داد که ظاهرا پشتیبان مردم فلسطین بود و این موضعی بود که مردم ایران نمی خواستند اتخاذ کنند. از سوی دیگر حکومت در نقش یک پشتیبان مالی گروه های نیابتی در آمده است. گروه هایی که جهان بینی ارتجاعی دارند و نه برای آزادی مردم فلسطین بلکه برای بقای حکومتگران جمهوری اسلامی به کار گرفته می شوندو دلیل اصلی مخالفت مردم با این گروه ها همین است.

در مورد خواست کمک از آمریکا و اسراتیل باید گفت که این از یک سو به وضعی بر می گردد که حکومت در ایران ایجاد کرده است. یعنی سرکوب تمامی احزاب و گروه های انقلابی و مترقی مستقل و ملی و از سوی دیگر امکانات نیروهای وابسته به امپریالیسم آمریکا و اسرائیل که با تبلیغات شبانه روزی خود مردم را می فریبند و بالاخره وضع فلاکت بار اقتصادی مردم و ناتوانی کنونی آنها در تغییر وضع.( در این خصوص در مقالات دیگر ما صحبت شده است).

از نظر ما در حالی که نیروی انقلابی و کمونیست باید از مبارزات خلق ایران پشتیبانی کند و در مبارزات شان همراه آنها باشد در عین حال باید با نفوذ اندیشه های انحرافی و ارتجاعی از جمله گرایش های خواهان یا متمایل به بازگشت به استبداد سلطنتی و خواست حمله ی آمریکا به ایران در میان آنها مبارزه کنند.

این موضع باید موضع تمامی احزاب مائوئیست و مارکسیست- لنینیست و انقلابی جهان باشد.     

هرمز دامان

نیمه ی نخست بهمن 1404

پیوست

حزب کمونیست مائوئیست افغانستان در بیانیه با نام «خیزش مردم ایران و وظیفه انترناسیونالیستی نیروهای انقلابی مائوئیست!» که در سایت ما نیز قرار داده شده است، نکاتی را در مورد موضع گیری درست احزاب مائوئیستی بیان کرده است. برخی از این نکات را در زیر می آوریم:  

«اصول بنیادین انترناسیونالیزم پرولتری حکم می‌کند که موضع احزاب مائوئیست دربرابرانحراف جنبش ها و خیزش های توده ای از مسیر اصلی آن روشن و واضح و مستدل باشد و نباید درین زمینه دچار خطا شوند؛ آنها باید مبارزات ایدئولوژیک شان به نیروهای مقاومت، بسیار صریح و روشن باشد و به افشاگری هرچه بیشتر علیه امپریالیست‌ها و عوامل آن بپردازند تا از انحراف چنین خیزش های برحق توده ای بتوانند تا حد توان آگاهی داده و جلوگیری نمایند. 

وظیفه انترناسیونالیستی ما این است که از خیزش های توده ای مردم ایران با قاطعیت حمایت نموده و از توهم و سردرگمی که منجر به بن بست ایدئولوژیک – سیاسی می‌شود پرهیز نماییم. بن بستی که به ما درک نادرست از شرایط و اوضاع جاری در ایران دست می‌دهد؛ درکی نادرست با طرح این پرسش که آیا امپریالیست ها از آن نفع خواهند برد یا خیر؟

اکثریت قاطع شرکت‌کنندگان در خیزش، هم با رژیم فاشیستی مخالف‌اند و هم با مداخلهٔ امپریالیستی وعوامل نفوذی شان.

ما قاطعانه همهٔ رویکردهایی را که می‌کوشند با طرح پرسش انحرافیِ «سود و زیان امپریالیزم» از حمایت این خیزش فاصله بگیرند یا آن را بی‌اعتبار کنند، رد می‌کنیم. پیوند زدن مبارزهٔ توده‌ها به توطئه‌های خارجی، بدون تحلیل مشخص از شرایط مشخص، چیزی جز توجیه عملی سرکوب و ایستادن در کنار وضع موجود نیست. این‌که قدرت‌های امپریالیستی می‌کوشند از هر بحرانی به نفع خود بهره‌برداری کنند، یک واقعیت شناخته‌شده عینی است؛ اما این واقعیت هرگز مشروعیت قیام توده‌ها علیه ستم و استبداد را نفی نمی‌کند.

بدون تردید، جریان‌های ارتجاعیِ رقیب، از جمله سلطنت‌طلبان و نیروهای وابسته به امپریالیزم، تلاش خواهند کرد خیزش مردم را مصادره یا منحرف کنند. خطر انحراف، به‌ویژه در شرایط فقدان یک حزب کمونیستیِ انقلابیِ (م ل م ) رهبری‌کننده واقعی در ایران است. با این حال، پاسخ به این خطر، کناره‌گیری از مبارزه یا اتخاذ موضع خنثی، نیست، بلکه حضور فعال، روشنگری ایدئولوژیک و مبارزهٔ سیاسی در دل این خیزش توده‌ای است.

ما بار دیگر تأکید می‌کنیم: حمایت از خیزش مردم ایران علیه رژیم ارتجاعی و فاشیستی و نکوهش عوامل رژیم و نکوهش نقش امپریالیست ها و مزدوران‌شان در به انحراف کشاندن این اعتراضات؛ یک وظیفهٔ انترناسیونالیستی است.

ما همهٔ مواضعی را که به بهانه‌های مختلف در برابر این خیزش می‌ایستند یا از آن فاصله می‌گیرند، مردود می‌دانیم و همبستگی خود را با مبارزات مردم ایران، در هر کجا که باشند، اعلام می‌کنیم.»

 

هرانا - سی امین روز اعتراضات

 Thirtieth day of protests

           
سی‌امین روز اعتراضات؛ از قطعی اینترنت تا تعقیب مجروحان
خبرگزاری هرانا – بر اساس تازه‌ترین داده‌های تجمیعی هرانا در سی‌امین روز از آغاز اعتراضات، مجموع کشته‌شدگان تأییدشده به ۶۱۲۶ نفر رسیده که از این تعداد ۵۷۷۷ نفر معترض، ۸۶ نفر کودک زیر ۱۸ سال، ۲۱۴ نفر نیروهای وابسته به حکومت و ۴۹ نفر غیرمعترض یا غیرنظامی هستند. شمار کشته‌های در حال بررسی ۱۷۰۹۱ نفر است. مجموع بازداشت‌ها به ۴۱۸۸۰ نفر رسیده، شمار مجروحان دارای جراحت شدید ۱۱۰۰۹ نفر و تعداد پخش اعترافات اجباری ۲۴۵ مورد گزارش شده است. تعداد احضارشدگان به نهادهای امنیتی ۱۱۰۲۴ نفر است. مجموع رخدادهای اعتراضی ثبت‌شده به ۶۵۱ مورد در ۲۰۰ شهر و ۳۱ استان رسیده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در سی‌امین روز اعتراضات؛ استمرار سیاست کنترل ارتباطات، ادامه موج بازداشت‌ها، و افزایش نگرانی‌ها درباره امنیت مراکز درمانی برای مجروحان از مهم‌ترین محورهای تحولات بوده است. در کنار این موارد، واکنش‌های بین‌المللی نسبت به فشار بر روزنامه‌نگاران و گزارش‌های مربوط به انتقال مجروحان از بیمارستان به بازداشتگاه‌ها نیز ادامه یافت.
استمرار اختلال و قطع اینترنت؛ فشار بر اطلاع‌رسانی و پیامدهای اقتصادی
در روز سی‌ام اعتراضات ۱۴۰۴، قطعی و اختلال گسترده اینترنت همچنان یکی از مهم‌ترین ابزارهای حکومت برای مهار جریان اطلاع‌رسانی و کاهش توان سازمان‌دهی معترضان بوده است. نت‌بلاکس اعلام کرده که قطعی اینترنت وارد روز هجدهم شده و همزمان، محدودسازی ابزارهای دور زدن فیلترینگ نیز تشدید شده است؛ وضعیتی که عملاً دسترسی شهروندان به اطلاعات، ارتباط با خانواده‌ها، خدمات آنلاین و رسانه‌های مستقل را با اختلال جدی مواجه کرده است. در همین چارچوب، وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی نیز با اشاره به پیامدهای اقتصادی، هزینه قطعی اینترنت را «روزانه پنج هزار میلیارد تومان» عنوان کرده است؛ رقمی که علاوه بر اثرگذاری بر کسب‌وکارهای آنلاین، تبعات مستقیم بر معیشت خانوارها و فعالیت‌های اقتصادی خرد و متوسط دارد.
همزمان، روزنامه سازندگی در گزارشی تحلیلی، قطع سراسری اینترنت را نشانه‌ای از شکست سیاستگذاری و بحران در حکمرانی ارتباطات دانسته و تأکید کرده که انسداد گسترده نه‌تنها مانع انتقال خبر و تصویر از وضعیت اعتراضات می‌شود، بلکه به کاهش اعتماد عمومی، تشدید فضای بی‌اطمینانی و تعمیق آسیب‌های اقتصادی می‌انجامد.
از سوی دیگر، فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران نیز با انتشار بیانیه‌هایی نسبت به برخوردهای امنیتی با خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای واکنش نشان داده و از بازداشت دو عکاس خبری خبر داده است: «حامد عراقی» که در تهران بازداشت شده و «آرتین غضنفری» که در مشهد پس از تفتیش منزل و توقیف تجهیزات بازداشت شده است. این موضع‌گیری در کنار تداوم قطعی اینترنت، تصویری روشن از تلاش سیستماتیک حکومت برای کنترل روایت عمومی ارائه می‌دهد: قطع ارتباطات برای کاهش انتشار خبر، و همزمان بازداشت و فشار بر خبرنگاران و عکاسان برای محدودسازی تولید محتوا و مستندسازی میدانی. مجموعه این عوامل در روز سی‌ام اعتراضات ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که کنترل اطلاعات همچنان یکی از محورهای اصلی سیاست سرکوب است و ابعاد آن از «فیلترینگ» فراتر رفته و به «انسداد کامل»، «افزایش هزینه‌های اجتماعی-اقتصادی» و «امنیتی‌سازی فعالیت رسانه‌ای» رسیده است.
تشدید موج بازداشت‌ها و برخوردهای امنیتی
در روزهای اخیر، گزارش‌ها از استمرار بازداشت‌های گسترده در شهرهای مختلف حکایت دارد. در کنار بازداشت‌های پراکنده شهروندان در نقاط متعدد، خبر بازداشت بیش از ۳۰۰ شهروند در استان سمنان منتشر شده و همچنین از بازداشت دست‌کم ۵۴ شهروند در شهرهایی از جمله یزد، زنجان و ملارد گزارش شده است. در سطح فردی نیز مواردی مانند بازداشت یک شاعر و نویسنده در تهران و بازداشت یک شهروند بهایی در مشهد (و انتقال به زندان وکیل‌آباد) نشان‌دهنده دامنه متنوع افرادی است که هدف برخوردهای امنیتی قرار گرفته‌اند.
همزمان، برخوردهای امنیتی تنها به بازداشت محدود نمانده و فشارهای مستقیم بر فعالان صنفی، اقلیت‌های مذهبی، ورزشکاران و نیز جریان اطلاع‌رسانی ادامه یافته است. همچنین استمرار پخش «اعترافات اجباری» به‌عنوان بخشی از سیاست ارعاب و روایت‌سازی حکومتی از اعتراضات گزارش شده و هم‌زمان برخی بازداشت‌ها با بی‌خبری خانواده‌ها همراه بوده است. مجموعه این موارد بیانگر آن است که دستگاه‌های امنیتی در روز سی‌ام اعتراضات نیز همچنان رویکرد «بازداشت گسترده، تهدید، و کنترل روایت» را دنبال می‌کنند.
آمار به‌روزشده (تجمیعی) تا پایان روز سی‌ام اعتراضات
🔳 تعداد تجمعات/اعتراضات ثبت‌شده: ۶۵۱
🔳 تعداد شهرها (بدون تکرار): ۲۰۰
🔳 تعداد استان‌ها (بدون تکرار): ۳۱
🔳 مجموع بازداشت‌ها: ۴۱٬۸۸۰
🔳 بازداشت دانشجویان: ۶۲
🔳 پخش اعترافات اجباری: ۲۴۵
🔳 احضار به نهادهای اطلاعاتی/امنیتی: ۱۱٬۰۲۴
🔳 مجروحان با جراحت شدید: ۱۱٬۰۰۹
🔳 جان‌باختگان تأییدشده: ۶٬۱۲۶
▪️ معترضان: ۵٬۷۷۷
▪️ کودکان (زیر ۱۸ سال): ۸۶
▪️ نیروهای وابسته به حکومت: ۲۱۴
▪️ غیرمعترض/غیرنظامی: ۴۹
🔳 جان‌باختگان در حال بررسی: ۱۷٬۰۹۱
نگرانی مجروحان از مراجعه به مراکز درمانی و گزارش‌های مربوط به تعقیب و بازداشت مجروحان
یکی از محورهای مهم روزهای اخیر، افزایش گزارش‌ها درباره ترس مجروحان از مراجعه به مراکز درمانی و همچنین تعقیب و بازداشت افراد زخمی در بیمارستان‌هاست. وزارت بهداشت جمهوری اسلامی به‌طور ضمنی به وجود چنین نگرانی‌ای اذعان کرده و با تأکید بر اینکه مراجعه به مراکز درمانی «نگرانی ندارد»، از مجروحان خواسته از درمان در خانه خودداری کنند. در همین زمینه، گفته شده طی روزهای گذشته حدود ۳۰۰۰ مجروح به مراکز درمانی مراجعه کرده‌اند.
با این حال، همزمان گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران نسبت به گزارش‌های متعدد از «ربایش مجروحان از بیمارستان‌ها» و انتقال آنان به بازداشتگاه‌ها ابراز نگرانی شدید کرده و این اقدام را نقض آشکار حق دسترسی به درمان دانسته است. در روایت‌های منتشرشده، نیروهای امنیتی پس از شناسایی مجروحان مرتبط با اعتراضات، آنان را از بیمارستان خارج کرده و بازداشت می‌کنند؛ موضوعی که نه‌تنها به کاهش مراجعه مجروحان به مراکز درمانی منجر می‌شود، بلکه خطر تشدید آسیب و افزایش مرگ‌ومیر ناشی از عدم درمان را بالا می‌برد. همچنین گزارش‌هایی از فشار بر کادر درمان و تهدید یا بازداشت پزشکان و پرستاران درمان‌کننده مجروحان منتشر شده و در واکنش به این وضعیت، بیش از ۴۰۰۰ پزشک با امضای بیانیه‌ای، برخوردهای امنیتی با کادر درمان را محکوم کرده‌اند. این وضعیت نشان می‌دهد که «فضای درمان» نیز در روزهای اخیر به حوزه‌ای امنیتی تبدیل شده و دسترسی آزاد و امن به مراقبت پزشکی با تهدیدهای جدی مواجه است.
مواضع داخلی، تکذیب‌ها و روایت‌های رسمی
در سطح مواضع داخلی، روزنامه کیهان با رویکردی تهدیدآمیز نسبت به برخی گمانه‌زنی‌ها درباره «عفو یا آزادی بازداشت‌شدگان» واکنش نشان داده و اساساً هرگونه عقب‌نشینی در برابر اعتراضات را رد کرده است. این موضع‌گیری را می‌توان در راستای تلاش جریان‌های تندرو برای جلوگیری از ایجاد شکاف در بدنه حاکمیت و نیز حفظ رویکرد امنیتی-سرکوبگرانه تحلیل کرد. کیهان با برجسته‌سازی روایت‌های سخت‌گیرانه، عملاً پیام می‌دهد که پاسخ حکومت باید همچنان مبتنی بر بازداشت، تهدید و کنترل فضای عمومی باشد، نه کاهش تنش یا پاسخگویی.
از سوی دیگر، اداره کل زندان‌های تهران در واکنش به گزارش‌هایی درباره نگهداری معترضان مجروح در زندان فشافویه و عدم دسترسی آنان به خدمات درمانی، این موضوع را تکذیب کرده است. تکذیب رسمی در حالی مطرح می‌شود که گزارش‌های متعددی از بی‌خبری خانواده‌ها، نگرانی درباره وضعیت سلامتی بازداشت‌شدگان و دشواری دسترسی به خدمات درمانی منتشر شده است. تجربه دوره‌های پیشین و همچنین گزارش‌های متقاطع رسانه‌ای و حقوق بشری، باعث شده این تکذیبیه‌ها با تردید جدی مواجه شوند، به‌ویژه در شرایطی که همزمان گزارش‌های سازمان ملل نیز بر ربایش مجروحان از بیمارستان‌ها و انتقال آنان به بازداشتگاه‌ها تأکید دارد.
در کنار این موارد، برخی مقام‌های محلی و امنیتی نیز تلاش کرده‌اند با ارائه روایت‌های مورد نظر خود، تصویری کنترل‌شده از وضعیت ارائه دهند. برای نمونه، فرمانده سپاه لرستان از مجروح شدن ۳۳۴ نفر در اعتراضات این استان خبر داده و همچنین کشته شدن ۲ پاسدار و ۳ بسیجی را مطرح کرده است. این نوع روایت‌سازی معمولاً با هدف برجسته کردن تلفات نیروهای حکومتی و ایجاد توجیه برای تشدید سرکوب انجام می‌شود. همچنین گزارش‌هایی درباره بازداشت گسترده در برخی استان‌ها (از جمله سمنان) منتشر شده که نشان‌دهنده تداوم رویکرد امنیتی در مدیریت اعتراضات است.
در مجموع، مواضع داخلی حکومت در روز سی‌ام اعتراضات ۱۴۰۴ بر چند محور ثابت استوار است، از جمله انکار یا تکذیب گزارش‌های مربوط به نقض حقوق معترضان در زندان‌ها و مراکز درمانی، سپس برجسته‌سازی تهدید و برخورد سخت از سوی رسانه‌هایی چون کیهان، در ادامه ارائه روایت‌های امنیتی از اعتراضات توسط فرماندهان و مقام‌های حکومتی، و در نهایت استمرار فضای بازداشت و فشار به‌عنوان ابزار اصلی کنترل جامعه. این مجموعه مواضع نشان می‌دهد که حتی در سطح داخلی نیز پاسخ حکومت همچنان مبتنی بر «امنیتی‌سازی بحران» است و نشانه مشخصی از تغییر رویکرد به سمت پاسخگویی یا کاهش خشونت مشاهده نمی‌شود
.
در نهایت
سی‌امین روز اعتراضات ۱۴۰۴ در حالی سپری شد که قطع اینترنت و اختلال ارتباطات همچنان یکی از عناصر ثابت سیاست کنترل روایت باقی مانده و در کنار آن، بازداشت‌های گسترده، افزایش احضارها و تداوم پخش اعترافات اجباری گزارش شده است. همزمان، موضوع امنیت مراکز درمانی برای مجروحان و گزارش‌های مرتبط با تعقیب و بازداشت افراد زخمی نگرانی‌های تازه‌ای را در حوزه حقوق بشر و حق دسترسی به درمان ایجاد کرده است. در سطح داخلی، بخشی از رسانه‌ها و نهادهای رسمی بر تداوم رویکرد سخت‌گیرانه تأکید داشته‌اند و همزمان برخی گزارش‌ها درباره وضعیت بازداشت‌شدگان و مجروحان با تکذیب رسمی مواجه شده است. مجموعه این تحولات نشان می‌دهد در روز سی‌ام نیز روند سرکوب و کنترل ارتباطات ادامه یافته و آمارهای تجمیعی از گسترش پیامدهای انسانی و اجتماعی سرکوب اعتراضات حکایت دارد.