اخیرا فیلم مستندی با نام «ترانه» از بی بی سی فارسی پخش شد
که در مورد ترانه علیدوستی است و به وسیله ی پگاه آهنگرانی ساخته شده است. در این
فیلم ترانه علیدوستی از زندگی و تجارب خود در همراهی با خیزش ژینا و پس از آن و
نیز دیدگاه های کنونی اش در مورد جنبش زنان صحبت می کند.
نکته ی اساسی بی حجاب بودن ترانه در کل فیلم، دفاع او از این
امر و تداوم آن در زندگی اش و دنبال کردن خواست های جنبش آزادی زنان و حقوق برابر
با مردان است.
فرازهای اصلی این فیلم زندگی ترانه هنگام و پس از خیزش«زن،
زندگی، آزادی» است که خود وی هم به عنوان یک هنرمند همراه با مردم در آن نقش پیشرو
و محرکی داشت و نیز بازداشت وی پس از بی حجاب ظاهر شدن در همراهی با جنبش مهسا با شعار«ژن
ژیان ئازادی» که بر صفحه ای در دستان اش نقش بسته بود و تجارب بازداشت و زندان
انفرادی و همراهی دختران و زنان زندانی با وی و نیز میل وی و تلاش اش در تبدیل از
یک بازیگر و هنرمند صرف و جدا از مردم به یک هنرمند مردمی است.
یک وجه دیگر این فیلم در مورد وضعیت ترانه پس از آزادی و روبرویی
با بیماری خودایمنی است که به یقین در نتیجه ی داروهایی است که به وسیله ی جانیان
حکومت در زندان به وی داده یا تزریق کرده اند. روبرویی ترانه با این بیماری و
مقاومت و پایداری اش نیز در خور ستایش است.
این فیلم که به وسیله
ی دو تن از زنان هنرمندی که با مبارزات زنان برای آزادی و حقوق برابر با مردان
همراهی کرده ساخته شده است نقش پیشرو ترانه و پگاه و برخی دیگر از هنرمندان همچون
هنگامه قاضیانی، پرستو گلستانی و پانته آ بهرام و باران کوثری... شهامت و شجاعت و
جسارت آنها را در مبارزه در میان زنان بازیگر و در وجهی گسترده تر بازیگران سینما
و تاتر و کلا هنر به میان می کشد و می تواند نیروی زیادی به جامعه ی فرهنگی و هنری
به طور عام و به هنرمندان سینما و زنان بازیگر به طور خاص ببخشد و آنان را به تحرک
بیشتری بکشاند.
فیلم با استقبال بسیاری از مردم به ویژه دختران و زنان روبرو
شده است و از این راه نیز تاثیرات در خوری در مبارزات کنونی زنان و مردم خواهد
گذاشت.
در یک نگاه کلی این فیلم مستند خود مبارزه ای است فرهنگی که
مبارزان آن ترانه و پگاه و دیگر هنرمندانی رزم جویی هستند که نام شان طی فیلم می
رود و از این راه همچون جزیی از مبارزات فرهنگی- سیاسی زنان با حکومت ولایت فقیه
در می آید.
مبارزه ی زنان با حکومت مرتجع ولایت فقیه برای آزادی پوشش و
نیز به دست آوردن حقوق برابر با مردان در حال حاضر جزیی از انقلاب دموکراتیک و ضد
امپریالیستی خلق ایران است که اهداف اساسی و محوری آن به دست آوردن آزادی و
استقلال ایران و بر پا کردن یک دموکراسی توده ای( دموکراسی برای طبقات خلقی ایران
یعنی کارگران، کشاورزان و دیگر توده های زحمتکش شهر و روستا، لایه های گوناگون
طبقه ی خرده بورژوازی و تمامی صاحبان سرمایه های کوچک و متوسط ملی که به آزادی و
استقلال ایران پایبند هستند) است.
در عین حال پخش این فیلم پس از حوادث مشهد و بازداشت هایی که اکنون دیگر از چهل و پنجاه نفر گذشته و بخشی از خواهران و برادران و فامیل و نزدیکان بازداشت شده ها را نیز در بر گرفته است می تواند تا حدودی جای خالی شده ی فعلی مبارزان دموکرات و آزادیخواهی همچون نرگس محمدی و سپیده قلیان و جواد علیکردی و عالیه طالب زاده و هستی امیری و ... را پر کرده و اجازه ندهد خلایی این میان در مبارزات جاری به وجود آید.
تفاوت بین این دو رخداد این است که آیین یادبود
خسرو علیکردی وجوهی چند جانبه از جنبش دموکراتیک خلق ایران را داشت در حالیکه تمرکز
اصلی فیلم ترانه در مبارزه با حکومت ولایت فقیه بیشتر بر مساله ی آزادی و برابری
حقوق زنان با مردان است. اشاره های ترانه علیدوستی به خیرش «زن، زندگی، آزادی» به عنوان یک «انقلاب فمینیستی»- که طبعا ما موافق آن نیستیم - در همین رابطه است.
برخورد مرتجعین به فیلم ترانه
سالوسان حکومت ولایت فقیه
نظرات جانیان حکومتی در مورد این فیلم تخطئه کامل آن است.
روزنامه های وابسته به هسته سخت قدرت وجه اصلی مقابله ی خود را با ترانه علیدوستی
و پگاه آهنگرانی روی پخش فیلم از بی بی سی و وضعیت مالی ترانه و همچنین مساله تهیه
کننده ی سریال شهرزاد و از این گونه مسائل گذاشته اند.
جالب ترین بخش واکنش این دسته ها این است که در نقش «غمخوار
مردم» ظاهر شده اند و روی منبر می روند که «حال که مردم با مشکلاتی مانند فقر و
گرانی و تورم و بالارفتن قیمت دلار و سکه و غیره طرف اند این گونه فیلم ها که از
جانب سلبریتی های پولدار ساخته شده چه معنایی دارد؟»
همان گونه که خامنه ای و سران سپاه و مجلس نشین ها و کلا دارودسته ی هسته ی
مرکزی قدرت به گونه ای سالوسانه و پلید شده اند اپوزیسیون دولت پزشکیان که خود روی
کار اوردندنش( و یکی از دلایل روی کار آوردن اش هم همین بود!) و آن را نقد می کنند که چرا به فکر مردم نیست، این ها هم شده اند
اپوزیسیون «هنرمندان پولدار» و سنگ معلمان و دیگر مزدبگیران زیر فشار را به سینه
زدن!
سلطنت طلبان و شاه پرستان و ساواکی هاشان
دارودسته ی ساواکی
های پرویز ثابتی و سلطنت طلبان و شاه پرستان وابسته به امپریالیسم آمریکا و دولت
صهیونیستی اسرائیل در مورد فیلم مستند «ترانه» همان سیاست اصلی خود را که تخریب
شخصیت نیروهای انقلابی و مترقی و چپ و دموکرات و ملی و آزادیخواه است در پیش گرفته
اند و همچنان که به تخریب نرگس محمدی و سپیده قلیان و توماج صالحی و نیروهای چپ و
دموکرات و آزادیخواه و ملی پرداختند به تخریب ترانه و پگاه پرداختند:«یا باید با ما باشی و زیر علم و کتل رضا پهلوی و دارودسته ی ساواکی هایش سینه بزنی و یا تو را خراب می کنیم.»!؟
ترانه و پگاه هر دو هنرمندان سینما و کارشان بازیگری بوده است. آنها نه ایدئولوگ سیاسی و نه
عضو حزب و سازمانی بوده اند. در سال های روی کار امدن اصلاحاتی ها امید به تغییر
اوضاع داشتند و برای همین مثلا پگاه آهنگرانی و باران کوثری و برخی دیگر از
بازیگران جوان آن سال ها به پشتیبانی – کم و بیش بی قید و شرط - اصلاح طلبان و کار
در ستادها و تبلیغ برای آنها پرداختند. اما تجارب بعدی به آنها نشان داد که بخش
هایی از اصلاح طلبان با قدرت کنار آمده و جنبش را به بقای حکومت ولایت فقیه
فروختند.
در جنبش «زن، زندگی، آزادی» نقش این هنرمندان به کلی با نقش شان در جریان اصلاحات و دیگر انتخابات ریاست جمهوری( مثلا دو دوره انتخاب روحانی) و همچنین مجلس شورا فرق می کرد. آنها به همراهی با جنبشی توده ای پرداختند که اصلاح طلبان حکومتی از قماش پزشکیان و همین ها که اکنون در دولت و یا پشتیبان دولت اند و همچنین با خامنه ای و سران سپاه همکاری می کنند، با آن مخالف بودند و به هیچ وجه همراهی ای با آن نکردند. از این رو آنها در مبارزاتی که در کنار توده ها داشتند به پیش رفتند و بخشی از آنها اندیشه هاشان را تغییر دادند.
ساختن این فیلم
و وجه عمده ی اندیشه هایی که طرح می کند و شیوه ای که مبارزه اش را پیش می برد با
آنچه اصلاح طلبان حکومتی و یا اصلاح طلبان آن سال ها پیش می بردند کیفیتا متمایز
است. یکی راه اصلاح از بالا است و دیگری راه اش تداوم جنبش های انقلابی و مترقی
جاری و اساسا به راه انداختن حرکت و جنبش است.
مساله ی پخش فیلم از بی بی سی
پخش این فیلم از بی بی سی که نه تافته ای جدا بافته بلکه یکی
از بلندگوهای امپریالیسم انگلستان و جزیی از امپریالیسم خبری به شمار می رود یکی
دیگر از مسائلی است که پیرامون این فیلم طرح شده است.
یکی از پرسش هایی که
به میان آمده این است که با توجه به مخالفت کنونی امپریالیست ها با حکومت ولایت
فقیه و پیش بردن برنامه ی محدود کردن حکومت در زمینه ی مسائل هسته ای و موشک ها و
نیابتی ها و کلا تحریم ها و در تنگنا قرار دادن جمهوری اسلامی، آیا بی بی سی نمی خواهد در ظاهر نقش یک همراه زنان
و مبارزات دموکراتیک در ایران را اجرا کند و برای خودش و امپریالیسم انگلستان جای
پایی در میان مردم درست کند؟ روشن است که نقش بی بی سی و استفاده ای که از این
فیلم می کند با نقش فیلم و استفاده ای که از تریبون بی بی سی می کند می تواند دو
نقش و استفاده جداگانه و متضاد باشد.
قضیه بی بی سی توانسته
شکل دیگری نیز داشته باشد: بخش هایی از حکومتگران ولایت فقیه یک رابطه ی پنهان و
آشکار نزدیک با امپریالیسم انگلستان داشته اند و بی بی سی و امپریالیسم انگلستان
عموما جانب آنها را نگه داشته است. پس این پرسش نیز طرح شده است: اگر حکومتگران با
پخش این فیلم از بی بی سی مشکلی نداشته اند، آیا این امر به معنای گرا دادن برای
عقب نشینی حکومت در مورد مساله ی حجاب و پذیرش آزادی پوشش و در سطحی گسترده تر
گامی در جهت اصلاحاتی برای برقراری آزادی های اجتماعی نیست؟
با توجه به سرعت حرکت رویدادها و پیشرفت جنبش انقلابی - دموکراتیک علیه حکومت ولایت فقیه، دیر یا زود پاسخ این پرسش ها و درستی و نادرستی
شان مشخص خواهد شد.
م - دامون
6 دی ماه 1404
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر