خود ویژگی شرایط
در ایران،
وضع ویژه ی
خلق ایران در میان خلق های جهان
و موضع درست احزاب انقلابی
The specifics of the situation in Iran,
the special position of the Iranian people among the peoples of the world
and the correct position of the revolutionary parties
حکومت ولایت فقیه حکومت استبداد دینی و با توجه به
حاکمیت روحانیون و از نظر شکل ایدئولوژیک - گرچه صوری - قرون وسطایی است و در
نتیجه ی این وجوه از بسیاری جنبه های فرهنگی و سیاسی و اقتصادی خود ویژه و به شکلی
«غیر معمول» است. در عین حال حکومت تضادهایی با امپریالیست های آمریکا و اروپای
غربی دارد و این تضادها منجر به منازعات فراوان میان حکومت با امپریالیست ها به
ویژه امپریالیسم آمریکا و آن هم بیشتر در زمانی که حزب جمهوری خواه حاکم بوده شده
است. این حکومت دنبال بقایی دراز مدت بوده است به گفته ی خامنه ای برای قرن ها. در
این حکومت جناح خامنه ای به دنبال غنی سازی اورانیوم بوده و و نیز خواسته که سلاح
هایی داشته باشد که حکومت وی را در قبال مداخله ی امپریالیست ها بیمه کند و برای همین
به ساخت موشک هایی با برد زیاد روی آورده است. همچنین این حکومتی جاه طلب است و
یکی از شرایط بقای خود را گسترش خود در منطقه دانسته و از این رو نیروهای نیابتی
مسلمان ( در درجه ی نخست شیعه و در درجه بعد سنی و دیگر مذاهب را) خود را در
کشورهای منطقه به راه انداخته است و لبه ی تیز حمله ی خود را علیه آسرائیل و سران
کشورهای مرتجع منطقه که تابع و در بلوک امپریالیسم آمریکا بوده و هستند قرار داده
است. آنچه از این مجموعه در ظاهر به ذهن می آید این است که ما با حکومتی «ضد
امپریالیستی»، «ضد صهیونیستی» و «ضد ارتجاع منطقه» و هوادار توده های ستمدیده ی فلسطینی
و مسلمان منطقه طرف هستیم. این یک نوع غلط اندازی است و واقعیت چنین نیست.
این حکومت
در داخل به وسیله ی جناح ها و باندهای رانت خوار دزد و غارتگر حاکم به ویژه
باندهای پاسدار- اطلاعاتی - روحانی و ... تمامی ثروت جامعه را در دستان خود متمرکز
کرده و حد اعلای ستم اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را به تمامی طبقات خلق، کارگران،
کشاورزان و طبقات میانی و مرفه اعمال کرده است و فلاکت بی سابقه ای را به اکثریت
زحمتکشان تحمیل کرده است و نفس اکثریت طبقات را بریده است. در عین حال این حکومت
برای مقابله با جنبش ها و شورش ها و انقلاب های توده ای در ایران خود را تا بن
دندان مسلح کرده است و تمامی این جنبش ها و شورش را به خاک و خون کشیده است. هیچ
گروه و حزب سیاسی مخالفی حتی لیبرال ترین ها را آزاد نگذاشته و یک انسداد سیاسی و
فرهنگی ایجاد کرده است. همچنین سران و مدیران این حکومت که همگی به دنبال منافع و
ثروت هستند حد اعلای ناکارآمدی و ناتوانی را در مدیریت امور جامعه نشان داده و
اقتصاد و محیط زیست را به بدترین وضعیت خود انداخته اند.
این دو جنیه یعنی در داخل حدا اعلای استثمار و ستم
و استبداد سیاسی و فرهنگی و در خارج نمایش دروغین و غلط انداز ضد امپریالیستی موجب
وضعیت ویژه و «غیر معمولی» در میان تمامی طبقات خلق شده است. به عبارت دیگر این
حکومت توده های به جان آمده از این حکومت «غیرمعمول» را نیز«غیر معمول» و خود وِیژه
کرده است.
در وافع بسیاری از مواضعی که بخش هایی از توده ها
به ویژه طبقات زحمتکش کارگر و کشاورز و لایه های تهیدست طبقات میانی بر مبنای
منافع شان در مقابل حکومت در پیش می گیرند آنها را در ضدیت با حکومت ولایت فقیه
قرار می دهد.
یکی از این مسائل که بسیار مهم بوده است مساله
درگیری های حکومت و نیروهای نیابتی اش در منطقه بوده است. نخستین شعاری که در این
مورد طبقات مردمی دادند «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» بود. این موجب موضع
گیری های دیگری در مورد اختلافات و تضادها در منطقه بین حکومت ولایت فقیه و دیگر
کشورها و از جمله در مورد مساله ی فلسطین بوده است.
در سال گذشته شاید تنها توده های«غیر معمول» ایران
بودند که مواضع شان در مورد مساله اسرائیل و فلسطین با اکثریت توده های سراسر جهان
تفاوت داشت. در حالی که در بیشتر کشورهای جهان اکثریت توده ها علیه دولت صهیونیستی
اسرائیل و ترامپ بودند بخش هایی از جوانان و توده ها در ایران صرفا علیه حماس و جهاد
اسلامی بوده و در تقابل اسرائیل و مردم غزه، جانب اسرائیل و ترامپ را می گرفتند.
در بخشی از گردهمایی ها و راهپیمایی ها خارج از کشور ایرانی ها( عموما سلطنت
طلبان) تنها مردمی بودند که با پرچم های آمریکا و اسرائیل در دست شرکت می کردند.
یعنی مواضع ایرانیان در بیرون کشور با مواضع تمامی مردمی که به پشتیبانی غزه و
علیه اسرائیل و آمریکا بودند در تضاد قرار می گرفت.
جدا از این در همین روزهای گذشته بخش هایی از توده
های ایران جزو نادر توده هایی در جهان بودند که از آمریکا می خواستند به ایران حمله
کند. امری که برای توده های کارگر و زحمتکش و آگاه در جهان غریب می نماید.
آنها می
پرسند چگونه شما از آمریکا می خواهید به کشورتان حمله کند و حکومت را برایتان
سرنگون کند و آزادی و دموکراسی هم برایتان برقرار کند آن هم آمریکایی که خلق های
زیر ستم دنیا که زیرسلطه اش بودند (و از جمله خود شما در گذشته) برای استقلال و
آزادی خود با آن به مبارزات طولانی و سنگین دست زده اند؟
شاید یکی
از دلایلی که بسیاری از مبارزان آگاه( و از جمله جریان های مائوئیستی) و مردمان
دیگر کشورها را دچار پریشانی و در همراهی با طبقه ی کارگر و خلق ایران دچار تردید
کرده است همین گرایش هایی باشد که در میان بخش هایی از مردم حاکم شده است. سخن
آنها با ما چنین است:
«شما می خواهید که آمریکا و اسرائیل که دشمنان
طبقه ی کارگر و خلق های زحمتکش و ستمدیده ی خلق های جهان هستند به کشورتان حمله
کنند و برایتان حکومت تغییر دهند و آزادی و دموکراسی بیاورند؟ مایی که تا خون در
بدن داریم علیه امپریالیسم آمریکا و اسرائیل و دیگر کشورهای مرتجع هم کیش با آنها
خواهیم جنگید چگونه می توانیم با این خواست شما از آمریکا کنار بیاییم؟»
و شاید یکی از دلایلی که آن همراهی ای که با جنبش
غزه و خلق فلسطین و علیه اسرائیل و آمریکا شد – علیرغم گردهمایی ها و راهپیمایی
هایی که به وسیله گروه های سیاسی ایرانی و بعضا شرکت بخشی از مردم کشورهای اروپایی
برگزار شد- ما در همراهی با خیزش خلق
ایران در این دی ماه آن هم زمانی که حکومت در عرض دو روز بیش از پنجاه هزار نفر را
کشت و یا ناپدید کرد و هزاران نفر را کور کرد و بسیاری را بازداشت کرد و به زندان انداخت و اکنون در حال اعدام بخش هایی از
بازداشت شده گان است نمی بینیم.
چنانکه گفتیم این خصوصیات در نتیجه ی وضع ویژه ی
حکومت ایران ایجاد شده است. برای نمونه در مساله ی غزه احساسات بسیاری از مردم با
فلسطینی ها بود اما هر گونه موضعی در این خصوص آنها را در کنار حکومت مرتجع قرار
می داد که ظاهرا پشتیبان مردم فلسطین بود و این موضعی بود که مردم ایران نمی
خواستند اتخاذ کنند. از سوی دیگر حکومت در نقش یک پشتیبان مالی گروه های نیابتی در
آمده است. گروه هایی که جهان بینی ارتجاعی دارند و نه برای آزادی مردم فلسطین بلکه
برای بقای حکومتگران جمهوری اسلامی به کار گرفته می شوندو دلیل اصلی مخالفت مردم
با این گروه ها همین است.
در مورد خواست کمک از آمریکا و اسراتیل باید گفت
که این از یک سو به وضعی بر می گردد که حکومت در ایران ایجاد کرده است. یعنی سرکوب
تمامی احزاب و گروه های انقلابی و مترقی مستقل و ملی و از سوی دیگر امکانات
نیروهای وابسته به امپریالیسم آمریکا و اسرائیل که با تبلیغات شبانه روزی خود مردم
را می فریبند و بالاخره وضع فلاکت بار اقتصادی مردم و ناتوانی کنونی آنها در تغییر وضع.( در این خصوص در مقالات دیگر ما صحبت شده است).
از نظر ما در حالی که نیروی انقلابی و کمونیست
باید از مبارزات خلق ایران پشتیبانی کند و در مبارزات شان همراه آنها باشد در عین
حال باید با نفوذ اندیشه های انحرافی و ارتجاعی از جمله گرایش های خواهان یا
متمایل به بازگشت به استبداد سلطنتی و خواست حمله ی آمریکا به ایران در میان آنها مبارزه کنند.
این موضع باید موضع تمامی احزاب مائوئیست و
مارکسیست- لنینیست و انقلابی جهان باشد.
هرمز دامان
نیمه ی نخست
بهمن 1404
پیوست
حزب کمونیست مائوئیست افغانستان در بیانیه با نام «خیزش مردم ایران و وظیفه انترناسیونالیستی نیروهای انقلابی
مائوئیست!» که در سایت ما نیز قرار داده شده است، نکاتی را در مورد موضع گیری درست
احزاب مائوئیستی بیان کرده است. برخی از این نکات را در زیر می آوریم:
«اصول بنیادین انترناسیونالیزم پرولتری حکم میکند
که موضع احزاب مائوئیست دربرابرانحراف جنبش ها و خیزش های توده ای از مسیر اصلی آن روشن و واضح و مستدل باشد و نباید درین زمینه دچار خطا شوند؛ آنها باید
مبارزات ایدئولوژیک شان به نیروهای مقاومت، بسیار صریح و روشن باشد و به افشاگری
هرچه بیشتر علیه امپریالیستها و عوامل آن بپردازند تا از انحراف چنین خیزش های
برحق توده ای بتوانند تا حد توان آگاهی داده و جلوگیری نمایند.
وظیفه انترناسیونالیستی ما این است که از خیزش های
توده ای مردم ایران با قاطعیت حمایت نموده و از توهم و سردرگمی که منجر به بن بست
ایدئولوژیک – سیاسی میشود پرهیز نماییم. بن بستی که به ما درک نادرست از شرایط و
اوضاع جاری در ایران دست میدهد؛ درکی نادرست با طرح این پرسش که آیا امپریالیست
ها از آن نفع خواهند برد یا خیر؟
اکثریت قاطع شرکتکنندگان
در خیزش، هم با رژیم فاشیستی مخالفاند و هم با مداخلهٔ امپریالیستی وعوامل نفوذی
شان.
ما قاطعانه همهٔ رویکردهایی را که میکوشند با طرح
پرسش انحرافیِ «سود و زیان امپریالیزم» از حمایت این خیزش فاصله بگیرند یا آن را
بیاعتبار کنند، رد میکنیم. پیوند زدن مبارزهٔ تودهها به توطئههای خارجی، بدون
تحلیل مشخص از شرایط مشخص، چیزی جز توجیه عملی سرکوب و ایستادن در کنار وضع موجود
نیست. اینکه قدرتهای امپریالیستی میکوشند از هر بحرانی به نفع خود بهرهبرداری
کنند، یک واقعیت شناختهشده عینی است؛ اما این واقعیت هرگز مشروعیت قیام تودهها
علیه ستم و استبداد را نفی نمیکند.
بدون تردید، جریانهای ارتجاعیِ رقیب، از جمله
سلطنتطلبان و نیروهای وابسته به امپریالیزم، تلاش خواهند کرد خیزش مردم را مصادره
یا منحرف کنند. خطر انحراف، بهویژه در شرایط فقدان یک حزب کمونیستیِ انقلابیِ (م
ل م ) رهبریکننده واقعی در ایران است. با این حال، پاسخ به این خطر، کنارهگیری
از مبارزه یا اتخاذ موضع خنثی، نیست، بلکه حضور فعال، روشنگری
ایدئولوژیک و مبارزهٔ سیاسی در دل این خیزش تودهای است.
ما بار دیگر تأکید میکنیم: حمایت از خیزش
مردم ایران علیه رژیم ارتجاعی و فاشیستی و نکوهش عوامل رژیم و نکوهش نقش
امپریالیست ها و مزدورانشان در به انحراف کشاندن این اعتراضات؛ یک وظیفهٔ
انترناسیونالیستی است.
ما همهٔ مواضعی را که به بهانههای مختلف در برابر
این خیزش میایستند یا از آن فاصله میگیرند، مردود میدانیم و همبستگی خود را با
مبارزات مردم ایران، در هر کجا که باشند، اعلام میکنیم.»