The Second War of American Imperialism and the Zionist State of Israel against the Reactionary Government of the Islamic Republic (Eleventh Statement)
درباره ی آتش بس و مذاکرات در پاکستان
و بی نتیجه بودن آن
About the ceasefire and negotiations in Pakistan
and their inconclusiveness
پس
از بیش از 40 روز جنگ و بمباران مناطق مسکونی و کارخانه ها و موسسات صنعتی و
بیمارستان ها و کشتار و تخریب، آنش بسی دو هفته ای بین امپریالیسم آمریکا و دولت
صهیونیستی و جنایتکار اسرائیل از یک سو و حکومت مرتجع و متعفن ولایت فقیه از سوی
دیگر برقرار شد.
توده
ها و آتش بس
بی
شک نخست مردم اند که این آتش بس و مهم تر پایان جنگ ارتجاعی و ضد انقلابی به نفع
شان است، همان گونه که خود و انقلاب شان نخستین قربانیان جنگ از هر دو سو، هم از
سوی امپریالیسم ددمنش و متجاوز آمریکا و هم دولت صهیونیستی اسرائیل و هم از سوی
حکومت جنایتکار ولایت فقیه بودند.
حکومت
ولایت فقیه و تضادهایی که با آن روبروست
به نظر می رسد که حکومت اسلامی پس از این همه
خرابی و کشته شدن توده های بیگناه که در نتیجه ی جنگ به بار آمد بالاخره به پذیرش
مذاکره با آمریکا رضایت داده است.
این
که صحبت یک عقب نشینی و به احتمال نوشیدن جام زهر دیگری در میان باشد با وجود تضادهای
شدید در میان طبقه ی حاکم و به ویژه بخش هایی از هسته ی سخت و نیز باندهای وابسته
به امپریالیسم روسیه هنوز روشن نیست.
در
این خصوص کشته شدن رهبران سیاسی( به ویژه خامنه ای) و نظامی و اطلاعاتی آن و نیز
بسیاری از تاسیسات نظامی اش و ناتوانی کلی در ادامه ی جنگ( که مهم ترین ابزارش در
تداوم آن بستن تنگه ی هرمز است) و به ویژه تهدید ترامپ در مورد نابودی پل ها و
نیروگاه ها و اینکه به گفته ی خودش «یک تمدن را نابود خواهد کرد»می تواند موجباتی
برای این پذیرش این آتش بس از سوی حکومت ولایت فقیه فراهم کرده باشد. جدا از این
ها وضعیت اقتصادی و سیاسی پس از جنگ و مساله ی تامین منابع بازسازی و همچنین امکان
تداوم مبارزات و شورش های انقلابی مردمی و به طور کلی تهدید شدن بقای قدرت سیاسی و
اقتصادی ای که در دست دارند در این خصوص نقش داشته باشند.
به
آنچه گفته شد باید افزود که ممکن است تصور بخش اصلی حکام هسته سخت قدرت این باشد
که ابزار بستن تنگه ی هرمز در دست آنها و همچنین برخی از ابزارهای دیگر( حمله به
کشورهای منطقه و اسرائیل) می تواند ترامپ و آمریکا را مجبور به عقب نشینی هایی
بکند و شرایط را برای گرفتن امتیازات بیشتری از ترامپ فراهم سازد. بر مبنای این ارزیابی آنها می توانند از موضعی مستقل و
بی تن دادن به آنچه استراتژی آمریکا است یعنی وادار کردن حکومت اسلامی به ورود به
بلوک امپریالیسم آمریکا، ترامپ را وادار به دادن امتیازات زیادی کنند و گلیم خویش
را در این مرحله از آب بیرون کشند.
در
مورد امپریالیسم آمریکا و اسرائیل نیز می توان گفت که ظاهرا راضی از وضعیت کنونی
جنگ و ضربات وارده به حکومت ولایت فقیه بوده و دنبال تداوم بیش از این جنگ نیستند
و به احتمال حداکثر زمان اجرای پروژه شان را حدود دو ماه می دانستند. ترامپ( و
همچنین حزب جمهوریخواه) از طولانی شدن جنگ و عواقب سیاسی و اقتصادی آن و تاثیرات
اش بر توده هایی که به ترامپ رای داده بودند، و یکی از دلایلشان هم این بود که
ترامپ وارد جنگ های تازه ای نخواهد شد، هراس داشت و بر این بود که جنگ را در کوتاه
ترین زمان ممکن با بیشترین و بهترین نتایج به نفع امپریالیسم آمریکا به پایان
رساند. دولت صهیونیستی اسرائیل نیز به این سبب که کشور در معرض موشک های دوربرد است
و به هر حال ضربات مالی و جانی را در این خصوص تحمل کرده به احتمال چندان مایل به
ادامه ی جنگ نبوده و تازه حتی اگر هم می بود می باید در خصوص آتش بس و مذاکرات از
طرح آمریکا و ترامپ پیروی می کرد.
در
کل به نظر می رسد ترامپ و نتانیاهو به اهداف عمده ی خویش که نابودی بخش مهمی از
سران حکومت و موسسات و زیرساخت های نظامی و اقتصادی و تغییر رده های رهبری حکومت بود
رسیده اند و از این رو ادامه ی جنگ را دیگر مفید نمی دانند. حتی تهدید ترامپ در
مورد نابودی پل ها و نیروگاه ها و یک تمدن می تواند در خدمت سیاست پایان بخشیدن
سریع به جنگ و تسلیم حکومت اسلامی در نظر گرفته شود.
با
این همه نمی توان از نظر انداخت که ترامپ علیرغم سخنان اش در مورد رسیدن به اهداف
مد نظر و پیروزی شدن در جنگ و بی نیاز بودن از ادامه ی جنگ، مداوما در حال گسیل
نیروهای بیشتری به منطقه است و این می تواند سوای تهدید حکومت اسلامی و مجبور کردن
وی به پذیرفتن شروط پایان جنگ، به معنای ایجاد آماده گی برای حملات گسترده و به
ویژه زمینی به ایران باشد.
هیئت مذاکره کننده ی حکومت اسلامی
اکنون
و برای مذاکرات حکومت ولایت فقیه هیئت مذاکره کننده ی حدودا 85 نفری را به پاکستان
فرستاده است. ریاست این هیئت را قالیباف پاسدار دزد و اختلاس گر
بزرگ به عهده دارد و همراهان اصلی وی عراقچی وزیر امور خارجه و علی
اکبر احمدیان عضو شورای امنیت عالی ملی هستند. عجیب نیست که پزشکیان رئیس جمهور در
این هیئت جایی نداشته است!
این
هیئت از یک سلسله مسئولین سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی تشکیل شده است. در عین
حال به نظر می رسد که در این هیئت تمامی جناح ها و باندهای اصلی حکومت به نسبت
قدرت خویش نماینده دارند.
ظاهرا این امر به دو دلیل صورت گرفته باشد. از یک سو باید در
طول مذاکرات تمامی جناح ها و باندهای اصلی حکومت نماینده داشته باشند، تا هم مراقب
یکدیگر باشند و هم اگر موارد اختلافی پیش آمد همانجا در مورد آن به بحث پردازند و
نخواهند با تهران در تماس باشند( یکی از دلایل آن می تواند وضعیت امنیتی سران
حکومت در ایران باشد) و نیز این که منافع سیاسی واقتصادی آنها اگر مذاکرات به
نتیجه رسید در نتایج مذاکرات مندرج شود؛
و
از سوی دیگر افرادی با تخصص های سیاسی و نظامی و امنیتی و اقتصادی و حقوقی فرستاده
شده اند تا در هر مورد با هیئت مذاکره کننده ی آمریکا به گفتگوهای فنی بپردازند و
در صورت اختلافات در مورد مسائل استراتژیک و تضادهای میان حکومت ولایت فقیه و دولت
آمریکا، بتوانند در حل و فصل آنها با در نظر داشتن منافع طبقه ی حاکم بر ایران نقش
داشته باشند.
از
جانب دولت آمریکا ونس معاون ترامپ و همچنین استیو ویتکاف و جرد کوشنر داماد ترامپ
حضور دارند. ریاست هیئت مذاکره کننده را ونس معاون ترامپ به عهده دارد. به نظر می
رسد انتخاب ونس به پیشنهاد حکومت اسلامی بوده است و بیشتر به این دلیل
که ونس از آغاز مخالف جنگ با حکومت اسلامی بوده و به آن نیازی نمی دیده است.
پایان بی نتیجه ی این مرحله از مذاکرات
پس از 21 ساعت مذاکرات مستقیم میان هیئت
آمریکایی و ایرانی طبق اعلام ونس مذاکرات بی توافق به پایان رسید. ونس اعلام کرد
که « ما صراحتا خط قرمز هایمان را مشخص کردیم و گفتیم که حاضر به پذیرش چه چیزهایی
هستیم و چه چیزهایی را نمی پذیریم». ونس خواست اساسی آمریکا را این اعلام کرد که
طرف ایرانی دنبال «دست یابی به سلاح هسته ای» نباشد و نیز دنبال ابزاری نباشند که
بتواند به سرعت به سلاح هسته ای دست یابد. ونس در پایان گفته است که پاکستان را با
«ارائه ی پیشنهادی ساده ترک می کنیم. یک تفاهم نامه که بهترین و نهایی ترین
پیشنهاد ماست. خواهیم دید که آیا ایران آن را می پذیرد یا نه».( با وجود برخی گفته
ها در مورد این پیشنهاد هنوز اعلام رسمی و آشکار مفاد آن صورت نگرفته است.)
در
مقابل حکومت ایران اعلام کرد که دولت آمریکا «زیاده خواه» است و نمی خواهد امتیاز
دهد و نیز گفته است که ایران «برای توافق عجله ای ندارد».
همچنین
بقایی سخنگوی وزارت امورخارجه گفته است که« انتظاردستیابی به توافق در یک جلسه
واقع بینانه نیست.»( روشن نیست که فرستادن نزدیک به 90 نفر هیئت در نخستین دور
مذاکرات برای چه بوده است؟ برای نمایش؟)
معنای
این گفته ها می تواند این باشد که احتمال برگزاری دورهای دیگری از مذاکرات موجود
است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر