۱۴۰۲ فروردین ۵, شنبه

گزیده ای از دو اعلامیه

 
گزیده ای از اعلامیه های  
سه روز مبارزه، یلدای انقلاب و سخنی در مورد اوج و فرود مبارزات( اول دی ماه 1401 )  
دوران انقلاب و فعالیت های انقلابی(12 دی ماه1401) 

آنچه در مورد اوج و فرود مبارزات می توان گفت این است که این مبارزات خود در تداوم یک سلسله ی طولانی از مبارزات کوچک و بزرگ و پراکنده و متمرکز و در جای جای ایران پدید آمده اند و تا جایی که تضادهایی که به آن مبارزات کوچک و بزرگ دامن زده بود پابرجا باشند این مبارزات پابرجا خواهند بود و خللی در آنها پدید نخواهد آمد. این مبارزات از نوسان میان اوج و فرود به سوی فرود و افت کامل پیش نخواهند رفت بلکه در مجموع به سوی اوج پیش خواهند رفت.

بنابراین برخلاف تصور برخی که تا چند روز سکوت در برخی شکل های مبارزه ی انقلابی می بینند بُل می گیرند که انقلاب شکست خورد و همه چیز آرام شد، نه انقلاب شکست خورده و نه همه چیز آرام شده و یا می تواند به این ساده گی آرام شود.

دوران انقلاب و فعالیت های انقلابی

در کل اوضاع کنونی را باید دوران انقلاب نامید. دوران انقلاب به وضعیتی گفته می شود که سیرعادی امور دستخوش تغییرات گوناگون و مداومی می گردد. در چنین دورانی هیچ چیز بر سر جای خود نیست؛ همه چیز تغییر می کند و یا رو به سوی تغییر دارد. این مانند آن است که زلزله ای رخ داده و شکاف بزرگی حاصل شده باشد. زلزله ی انقلاب و شکاف دره مانندی که ایجاد کرده است. تا زمانی که این شکاف حل نشود وضع تغییر نخواهد کرد.
وقتی گفته می شود که همه چیز تغییر می کند منظور این است که هم توده های مردم در حال تغییر و دگرگونی اند و هم حکومت.
اعدام ها و مخالفت های داخلی - تجزیه و ریزش نیروها
در راس حکومت از یک سو سران جنایتکار دستگاه قضایی بنا به دستور خامنه ای جلاد طناب ها را آماده کرده اند تا جوانان مردم را یکی پس از دیگری به بالای چوبه ی دار بفرستند و از سوی دیگر مخالفت ها با اعدام ها در میان برخی روحانیون مخالف خامنه ای پا گرفته و سر و صدای شان در آمده است که این ها خلاف شرع است.
از یک سو جریان های متحجر و آدمکش رژیم که در سازمان اطلاعات و سپاه و در راس نیروهای نظامی گرد آمده اند کشتار به پا می کنند و از سوی دیگر در میان رده های بالای سپاه و نیروهای حکومتی، مخالفت ها با روند سرکوبی خشونت بار رژیم به گونه ای است که دیگر نمی توان آن را پنهان کرد و برخی از سران سپاه از همراهی نکردن و« کم آوردن» عده ای در همراهی با کشتارهای خامنه ای و دیگر سران جانی سپاه و ایستادن مقابل آنها سخن می رانند.
و منظور این ها از« کم آوردن» و « شجاعت نداشتن» این است که برخی از این افراد سپاهی و حکومتی حاضر نیستند به روی مردمی که بی سلاح اند، اسلحه بکشند و آنها را بکشند.  
بدین ترتیب حتی زمانی که مبارزات انقلابی در پایین تا حدودی افت پیدا می کند، موج های انقلاب از پایین به بالا انتقال یافته و جریان تجزیه ی نیروها و عوامل رژیم را پیش می برد و چرخش های گوناگون را در بین آنها سبب می گردد. 
در کل یا پایین در حال تغییر است و یا بالا. آنچه وجود ندارد توقف و ایستایی و رکود است.
زمان مبارزه
اکنون بیش از 30 سال از نخستین مخالفت و مبارزات جدی با جمهوری اسلامی می گذرد. مبارزاتی که فراز و نشیب های فراوان داشته است. بر این مبنا می توان گفت که جنبش انقلابی کنونی در ایران پس از یک دوره ی طولانی از پس و پیش رفتن های متمادی و پشت سر گذاشتن تجارب بسیار حاصل شده و استقرار یافته است.  
این جنبش و انقلاب محصول تشدید و فوران تضادهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و ... بوده و تازه در آغاز راه است. توده های مردم تازه بلند شده و قصد آن دارند که حکومت مرتجع را براندازند و حکومتی از آن خود برپا سازند. با وجود بستر پیچ در پیچ و پر تضادی که این جنبش را برانگیخته، شکست دادن این جنبش و مجبور کردن مردم به تمکین به حکومتی چنین مرتجع و متحجر کار بسیار دشواری است.
از سوی دیگر در دوره هایی این چنین و زمانی که توده های مردم با نیرویی مرتجع و کهنه روبرو هستند که افسار گسیخته است و مرگ نهایی خود را نزدیک می بیند و بنابراین تا آنجا که می تواند برای ماندن بر سر قدرت مقاومت می کند، هر چه که زمان مبارزه درازمدت تر در نظر گرفته شود، بهتر است و نیروها و انرژی ها بهتر تقسیم خواهند شد.
حلقه های مبارزه
اگر ما به سیر چند ماهه ی اخیر جنبش دقت کنیم از یک سو خلاء موجود در آن را می بینیم و از سوی دیگر حلقه های شکننده ی حکومت را.
در مورد خلا باید گفت این نبود اعتصابات همه جانبه و سراسری طبقات مردمی و به ویژه طبقه ی کارگر است که خلاء آن احساس می شود.
این حقیقتی است که در حالی که برخی اعتصابات شکل گرفته در یکی دو ماه اخیر خواه از جانب طبقه ی کارگر و خواه از جانب کسبه و بازاریان نشانه هایی از رشد جنبش به مراحل پیشرفته تر را داشتند اما این اعتصاب ها تا کنون چندان که باید و شاید تثبیت نشده اند و مهر خود را بر جنبش آن سان که باید و شاید نزده اند. و این در حالی است که مبارزات کارگری در یک دوره در سه شهر شوش و اهواز و اراک خود یک پارچه جنبشی بزرگ بودند و توفانی به پا کردند.
از سوی دیگر اعتصاب های سراسری را باید یکی از حلقه های اصلی که می تواند قدرت رژیم  و هارت و پورت آن را در هم شکند به شمار آورد.
با این همه جنبش و جوش همه جا احساس می شود. اعتصاب ها در حال شکل گیری و رشد و توسعه هستند. دیر نیست که موجی نو از اعتصاب ها برخیزد و وضع کنونی را دستخوش تغییرات جدی تری کند.
اشتباهات و اتفاقات
حکومت نشان داده است که از هر گونه عقل و منطق به دور است. تنها راهی که می شناسد خشونت و کشتن است. خشونت و به کاربرد سلاح در مقابل مردمی که مسلح نیستند. این امر موجب می شود که همواره مرتکب اشتباه شود و خود مسبب اصلی برآمدهایی تازه در جنبش و انقلاب گردد.
بنابراین برخلاف تصور برخی که تا چند روز سکوت در برخی شکل های مبارزه ی انقلابی می بینند بُل می گیرند که انقلاب شکست خورد و همه چیز آرام شد، نه انقلاب شکست خورده و نه همه چپز آرام شده و یا می تواند به این ساده گی آرام شود. از نخستین نقطه ی آغاز انقلاب 57 تا قیام بهمن  57 حدود 15 ماه طول کشید و در این دوران روزها و هفته هایی بود که مبارزات دچار افت می شد. در واقع تنها شش ماه آخر بود که انقلاب همه گیر شد و ابعادی هر روزه یافت.
دوران آغازین انقلاب کنونی سخت و دوران پایانی اش ساده تر از آن انقلاب است. به این علت که این مرتجعین پوسیده مغز، نخست به سختی و تا آنجا که می توانند مقاومت می کنند و سپس به این دلیل که اوج تحجر و پوسیده گی هستند، زودتر از هر ارتجاع دیگری متلاشی می شوند. سختی کار نیمه ی نخست آن است.
 
سه روز مبارزه، یلدای انقلاب و سخنی در مورد اوج و فرود مبارزات
مبارزات سه روزه
جدا از مبارزاتی که در طی این سه روز انجام شد و در برخی مناطق از جمله کردستان شدت بیشتری داشت آنچه که این سه روز را مهم می کند نه لزوما گستره و شدت مبارزات در سراسر ایران، بلکه تلاش هایی است که برای برنامه ریزی و سازماندهی مبارزات صورت گرفته بود.
در مورد مبارزات می توان گفت که در سه روزه اخیر، به خصوص دو شکل مبارزه ی خیابانی و اعتصاب ها، گستره و شدت مبارزات پیش از خود و از جمله سه روز 14 و 15 و 16 آذر را نداشتند. این امر بیش از هر چیز به فراز و فرودهای خود جنبش و برخی برنامه ریزی هایی- از جمله اعتصاب های کارگری- که با برنامه ی این سه روزه همگون نشده بود مربوط می شود.
در مورد فراز و فرودهای جنبش که تا کنون بیشتر در مناطق مرکزی بوده تا مثلا بلوچستان و کردستان و برخی از اشکال مبارزه باید گفت که آنها به عوامل بسیاری همچون وضع خود جنبش و شرایط طبقات و نیروهای درگیر در آن، شکل های مبارزه ی دیگری که عمده می شوند و شدت و ضعف سیاست های سرکوب حکومت بستگی دارند.
یکی از عوامل در خود جنبش این است که توده های مردم در یک برهه به شکل های دیگری از مبارزه توجه کنند، آن شکل ها برایشان با اهمیت تر و عمده تر شود و بیشتر به آنها بپردازند. بنابراین باید به جنبش در کل نگاه کرد و نه تنها به یک یا دو شکل مبارزه. گاه شکل های اصلی ترو مهم تر مبارزه پیش نمی روند اما این دلیل نمی شود که دیگر اشکال مبارزه- اشکال فرعی و کم اهمیت تر- پیش نروند.
اوج و فرود مبارزات
آنچه در مورد اوج و فرود مبارزات می توان گفت این است که این مبارزات خود در تداوم یک سلسله ی طولانی از مبارزات کوچک و بزرگ و پراکنده و متمرکز و در جای جای ایران پدید آمده اند و تا جایی که تضادهایی که به آن مبارزات کوچک و بزرگ دامن زده بود پابرجا باشند این مبارزات پابرجا خواهند بود و خللی در آنها پدید نخواهد آمد. این مبارزات از نوسان میان اوج و فرود به سوی فرود و افت مطلق پیش نخواهند رفت بلکه در مجموع به سوی اوج پیش خواهند رفت.
روشن است که خامنه ای و پاسداران اش نمی توانند با شدت بخشیدن به سرکوب توده ها، آنها را وادار به تمکین کنند و به خانه ها برگردانند و افت به مبارزه تحمیل کنند.
کارگرانی را که نان در سفره ندارند و از آزادی در ایجاد تشکل های خود محروم اند و پیش از این انقلاب همه جا اعتراض و اعتصاب شان با سفره های خالی بود، نمی توان با زور بازداشت و شکنجه و اعدام مجبور به تمکین کرد. مبارزات کارگران دو دهه است که ادامه دارد.
کشاورزانی را که مشکل آب دارند نمی توان با سرکوب و کور کردن چشمان شان وادار به تمکین کرد. کشاورزان جنبش خود را داشته اند و اکنون نیز دارند.
کسبه و بازاریانی را که روز به روز از مشتریان شان و سقف فروش شان کاسته می شود و بنابراین سطح زندگی شان سقوط می کند نمی توان با پلمپ کردن در مغازه و جریمه و امثال این ها مجبور به تمکین کرد. کسبه و بازاریان طی چند سال اخیر بیش از گذشته به مبارزات پیوسته بودند و در اعتصاب تاریخی سه روزه ی خود تازه مبارزات جدی تر خود را آغاز کردند.
خلق های ایران را که نه تنها از آنچه بر سر مردم ایران می رود در رنج اند بلکه ستم ملی نیز بر ایشان می رود نمی توان با سرکوب خونین وادار به تمکین کرد. خلق های کرد و بلوچ و عرب و آذری همواره برای حقوق خود مبارزه کرده اند و در سه ماه اخیر تازه مبارزات مردم کرد و بلوچ اوج گرفته است. 
زنان ایران را که بیش از چهل سال است زیر ستم مضاعف به سر می برند نمی توان مجبور کرد که در مقابل ستم و زور و گلوله و اعدام سر تعظیم فرود آورند. زنان در این سه ماه هم جزو نیروهای محرک اصلی انقلاب بوده اند و هم جزو مهمی از جمعیت در خیابان. آنان تازه دارند خود را از زیر این بار سنگین ستم و تحقیر بیرون می کشند و سازمانی بهتر به مبارزات شان می بخشند.
سرکوب برای دانشجویان و جوانان، آزادی و شغل و آینده نمی شود. جوانان تازه در این سه ماه خود را از زیر بار این سال های طولانی تحقیر بیرون کشیدند و خود را پیدا کرده، احساس وجود کردند.  
برای تمامی خلق ایران نه تنها بحران هولناک اقتصادی وجود دارد بلکه خفقان سیاسی و فرهنگی هم وجود دارد.
 تازه تا پیش از مبارزات سه ماهه ی اخیر و انقلاب، ما شاهد چنین گستره ای از مبارزه نبودیم و برخی از طبقات و گروه های اجتماعی( پزشکان، وکلا و...) و فرهنگی( هنرمندان سینما، تاتر و موسیقی) و ورزشی تازه در این سه ماهه به گونه ای جدی تر به انقلاب پیوسته اند و مشوق آن شده اند.
و بالاخره تازه دارد جدال میان بالایی ها گرم می شود و روحانیون و طلاب و دیگر مخالفان در دستگاه حکومت صدای شان در می آید و ریزش ها بیشتر و بیشتر می شود.
و همین هاست که غیظ فرمانده ی پاسدار، کفتار قاآنی را در می آورد تا جایی که به زحمت می تواند ضعف خود را پنهان کند و جلوی اشک ریختن مضحک خود را برای از دست دادن این مقام و موقعیت و ثروت و قدرت بگیرد.
براین مبنا باید برای خامنه ای و سران سپاه اش روشن باشد که تا جایی که سرکوب خونین جنبش توده ها، بتواند گاه پسرفت و افتی در مبارزه به وجود آورد آنها ممکن است بتوانند پسرفت و افتی را موقتا ایجاد کنند، افت های که همواره کوچک تر می شوند، اما آنها همچنان که در این ده سال اخیر نتوانستند بیش از این و هرگز نمی توانند این افت های کوچک و موقتی را تبدیل به یک افت دائمی و دریای خروشان خلق را تبدیل به دریای خاموش کنند.

زنده باد انقلاب
مرگ بر جمهوری اسلامی
برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر
گروه مائوئیستی  راه سرخ
ایران
5 فروردین ماه 1402
 

   

۱۴۰۲ فروردین ۲, چهارشنبه

سال انقلاب

 
 
سال انقلاب
 
دستور خامنه ای اجرا شد!
خامنه ای دستور داد که سازمان اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه دیگر به مدارس حمله ی شیمیایی نکنند و این دو دستگاه جنایتکار حملات کثیف خود را به مدارس و نوجوانان دختر متوقف کردند.
نقش مبارزات مردم و نقش تضادهای درونی
دو عامل در این دستور خامنه ای موثر بوده است:
یکی بی اثر بودن این حملات در روحیه ی ستیزه جویانه ی مردم و انتقال مرکز مبارزه ی جوانان و خانواده های دانش آموزان و فرهنگیان بر روی این مساله و در پی آن افشا کردن نقش کثیف وزارت اطلاعات کشور و اطلاعات سپاه و خود خامنه ای در این زمینه، و دیگری بر انگیخته شدن مخالفت ها در درون طبقات حاکم و تشدید تضادهای درون حکومت و نیروهای آن.  
باید توجه کرد که باند خامنه ای در جناح وی و جناح وی در میان جناح اصول گرایان در اقلیت است و روز به روز در محاصره ی بیشتر و انزوای بیشتری قرار می گیرد.
این ها اساسی ترین دلایلی است که خامنه ای را مجبور کرد که بیش از این پیش نرود و به همین درجه« تنبیه» جوانان دختر و پسر ما بسنده کند.
شکی نیست که دور بعدی مبارزات دانش آموزان توفانی تر خواهد بود و تمامی خشم و کینه ای که از این حملات شیمیایی در دل توده ها انباشت شده بروز خواهد کرد. خشم و کینه ای که خامنه ای جنایتکار نمی تواند از آن جان سالم بدر برد.
تداوم مبارزات سیاسی و اقتصادی
 دو نوع مبارزه ای که در حال حاضر عمده ترین شکل های مبارزه ی توده های استثمارشده و ستمدیده در ایران هستند کماکان شانه به شانه ی یکدیگر پیش می روند.
چنانکه می دانیم از این دو، یکی مبارزه سیاسی براندازانه است که با شعارهای ضد خامنه ای و سران سپاه و آخوندهای متحجر و مرتجع پیش می رود و با وجود افت نسبی با شیب نسبتا ملایمی تداوم داشته و هر از گاهی بسته به مناسبت های تاریخی و شرایط روز اوج گرفته و ضربات مهلکی به دستگاه ستم و جنایت وارد کرده و می کند. این اوج گیری ها به ویژه در کردستان و بلوچستان این گل های سرسبد مبارزات توده ها در ایران، بارزتر بوده است و این دو منطقه بیش از مناطق دیگر ناتوانی دم و دستگاه سرکوب میرغضب خامنه ای را در تداوم وضع فعلی نشان داده اند.
 و اما دیگری مبارزات اقتصادی است که عموما به وسیله ی کارگران و کارمندان و فرهنگیان و پرستاران و بازنشسته گان و دیگر طبقات و لایه های زیر استثمار و ستم مزد بگیر جامعه پیش می رود. شعارهای این مبارزه بیشتر علیه رئیسی و علیه روسای دستگاه های اجرایی است.
روندی که این مبارزات در حال طی کردن آن است، نشانگر شدت پیدا کردن لحن و تیزتر شدن هر چه بیشتر شعارها و نیز حال هجومی پیدا کردن آن است. شدت پیدا کردن لحن این مبارزات در اطلاعیه های سندیکاها و شوراهای کارگری و شوراهای فرهنگیان و تیز شدن نیز در شعارها وهنگام گرد همایی ها و راهپیمایی ها خود را بروز داده است. تازه ترین اشکال بروز خشم و کینه ی توده ها اقدامات نمادینی مانند گِل گرفتن درب اداراتی که دو روز مانده به سال نو هنوز حقوق کارکنان خود را نداده اند می باشد.
با توجه به کاهش روزانه ی ارزش ریال یعنی تحلیل رفتن توانایی خرید توده ها و نیز تعیین حداقل دستمزد 4 برابر زیر خط فقر( افزایش 27 درصدی حداقل مزد در مقابل افزایش بیش از 100 درصدی وسائل معیشت به ویژه خوراک و مسکن) و بنابراین فلاکت و فقری که روز به روز و هر چه بیشتر توده های زحمتکش را در خود فرو خواهد کشید، تکامل و شدت گرفتن این مبارزات در پیش رو خواهد بود. توده های کارگر و زحمتکش و حقوق بگیر بیشتری برخواهند خاست و برای خواست های اقتصادی خود مبارزه خواهند کرد و اگر چه مبارزات اقتصادی تا کنون بیشتر پیرامون عقب افتادن حقوق ها بوده است اما با توجه به کاهش قدرت خرید توده های کارگر و زحمتکش، این مبارزات به مرور و بعضا جهشی به گرد افزایش مزدها و حقوق ها سوق پیدا خواهد کرد.  
 این مبارزات چنان که اشاره کردیم عموما علیه دولت و دم و دستگاه های اداری است اما با توجه به وجود جنبش دموکراتیک سیاسی کنونی می توانند وضع خود را تغییر داده و تبدیل به مبارزه ی سیاسی شوند. امری که می تواند دو شکل مبارزات را در بستری واحد به یکدیگر پیوند دهد و از یک سو انقلاب دموکراتیک حال حاضر ایران را تکامل بخشد و پیش براند و از سوی دیگر طبقه ی کارگر را رو آورد و امکان به دست گرفتن رهبری انقلاب را به وسیله ی وی فراهم سازد.       
ور زدن های خامنه ای
اکنون دیگر ورزدن های خامنه ای پوچ تر ازهمیشه شده است. هیچ ندارد بگوید و آنجا هم که در مورد مبارزات مردم و مشروعیت و نیروی حکومت صحبت می کند شیادانه مشتی دروغ تحویل می دهد. مانند این دروغ شاخدار که در 22 بهمن سال گذشته مردم زیادی شرکت کردند! و لابد با خامنه ای هم بیعت کردند و گفتند که اهل کوفه نیستند که...! راستی که چنین دروغ هایی، گوبلز را نیز «روسفید» می کند.
کل سخنان خامنه ای دو نکته داشت. یکی این که سال کنونی را سال «مهار تورم و رشد تولید» خواند و گفت که«بخش های مهم اقتصاد باید دست مردم باشد». یعنی دست بخش خصوصی. و ظاهرا با این صحبت ها و وعده و وعیدها می خواست که از یک سو آرامش و امید به جامعه و نیروی کار تزریق کند و از سوی دیگر سرمایه گذاران بخش خصوصی را به پشتیبانی حکومت برانگیزد.
اما کیست که نداند نه این ها می توانند تولید (آن هم تولید غیر نفتی) را رشد دهند و تورم را مهار کنند( چهل سال تاریخ این حکومت نشانگر کاهش عمومی تولید به ویژه کاهش تولید غیرنفتی و صادارات غیرنفتی بوده است) و نه در جایی که سپاه پاسداران بی درو پیکر و این همه دهن های گل و گشاد و این همه بخور بخور در این حکومت و دم و دستگاه هایش هست می توان جایی برای بخش خصوصی پیدا کرد.    
نکته ی دیگر، چراغ سبز نشان دادن به روابط با غرب و در حال حاضر به ویژه به کشورهای اروپای غربی است. این چراغ سبز نشان دادن به کشورهای اروپای غربی آن هم بعد از این همه هارت و پورت امری است که در تداوم عقب نشینی های خامنه ای قرار دارد. عقب نشینی هایی که با تداوم وضع کنونی اقتصادی و سیاسی و رشد جنبش توده ها به اجبار بیشتر و بیشتر خواهد شد.  
 تضادهای درون حکومت و ریزش نیروها 
 اسناد تازه در صورتی که بپذیریم اساسا سندی وجود داشته و  نیزهمه ی آنچه که در آن آمده درست است و مثلا غلظت آن رابه انگیزه ها و دلایل گوناگون و به ویژه در مورد سپاهی که تا کنون ارگان اصلی سرکوب مبارزات توده ها بوده است زیاد نکرده اند- خواه آنان که بیرون اش داده اند و خواه آنها که انتشارش داده اند - نکته ی تازه ای در مورد اوضاع حکومتیان نمی گوید و تنها نشان می دهد که آن چه گفته شده درست بوده است. همه ی آنچه در این اسناد گفته شده با توجه به تضادهای درونی در میان نیروهای حکومت که پیش از این و همواره وجود داشته است و تاثیر یورش سنگین جنبش توده ها و تهاجم  تیز و بُرای انقلاب به روی دستگاه های حکومت و نیز انفراد باند و جناح خامنه ای در میان اصول گرایان، کمابیش قابل پیش بینی بوده و به آن - حتی به گونه ای از جانب تک و توکی سران سپاه - اشاره شده است.
تجزیه درونی مدرسین و طلاب حوزه های علمیه با توجه به بافت پرتضاد طبقاتی درون آن، تحرک پنهان و آشکار برخی سران مذهبی علیه خامنه ای و پسرش، تجزیه ی بسیج و سپاه به قطب های متضاد و ریزش مداوم نیروهای پایینی و میانی آنها، تجزیه سران مرتجع سپاه و باندهای موجود در آنها و دعواهای آنها با یکدیگر، گزینش های مجتبی خامنه ای و پدرش که همواره وجود داشته و می تواند به جنگ باندهای درون سپاه دامن بزند، سرپیچی برخی بسیجی ها و پاسداران ساده از دستورات، پیوستن زنان و فرزندان بخش هایی از نیروهای حکومتیان به مبارزات انقلابی جاری در خیابان ها و در کل ایجاد تردیدهای بیشتر در پایه های رو به کاهش حکومت و... همه و همه مورد اشاره نیروهای پیشرو قرار گرفته است و در بهترین حالت این اسناد تنها آنها را مستند کرده است.
چنان که انقلاب کنونی توده ای تر شود و نیز اوج ها و تهاجم های تند و تیز تازه ای به نیروهای حکومت به ویژه سپاه و بسیج این اصلی ترین و مهم تریم ارگان های سرکوب حال حاضر مبارزات توده ها را به خود ببیند، این انفکاک و تجزیه و ریزش در حکومتی که تا مغز استخوان پوسیده است شدت بسیار بیشتری به خود خواهد گرفت.
زنده باد انقلاب
پاینده باد مبارزات توده ها
سرنگون باد جمهوری اسلامی
برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر
گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
3فروردین 1402

۱۴۰۲ فروردین ۱, سه‌شنبه

انقلابی ترین نوروز خلق ما

 
سیاسی ترین و انقلابی ترین نوروز خلق ما
سیاسی ترین برگزاری نوروز
نوروز امسال رامی توان متفاوت ترین نوروز و برگزاری جشن آغاز سال نو در تاریخ معاصر ایران دانست. چنانچه در اعلامیه های پیشین نیز اشاره کرده ایم در چهل سال اخیر، برگزاری نوروز و یا چهارشنبه سوری و دیگر آیین های باستانی ایران عمدتا عرصه و میدان مبارزه ی فرهنگی بوده است. آنچه که در پس و پشت سماجت و سفتی و سختی و پیگیری مقابله ی خلق با ارتجاع در برگزاری این آیین ها وجود داشت شور و شعف و نشاط و شادی و رنگارنگی بود که در مقابل عزا و ماتم و مرده گی و تیره گی دیوان خیره سر حاکم که جز این ها چیزی برای خلق نداشتند و کمر به نابودی تمامی آیین های شادی و نشاط بسته بودند، صف آرایی می کرد. این مبارزه برحق بوده و مانع از آن گردید که حکومت  آخوندهای خیره سر بتواند خلق را در چنبره ی فرهنگ متحجر و متعفن خویش به بند کشد و اسیر خود سازد.
اما امسال وضع به کلی متفاوت بود و تا حدود زیادی تغییری کیفی را از سر گذراند. یعنی بیش از آنکه مبارزه ی فرهنگی باشد- که کماکان بود - مبارزه ی سیاسی شد. مبارزه ی سیاسی ای نه تنها در تداوم مبارزات شش ماه گذشته بلکه در تداوم مبارزات چهل ساله ی اخیر یعنی از همان انقلاب 57.   
اشکال اساسی این مبارزه ی سیاسی برهمه آشکار است. برگزاری یاد جانباخته گان مبارزات انقلابی سال های گذشته و به ویژه شش ماه اخیر، سفره ی هفت سین گذاشتن بر سر خاک آنها، پیوستن توده های به خانواده های جانباخته گان و برگزاری مراسم کنار آنها و شعار دادن سرخاک، پیام فرستادن پدران و مادران و خواهران و بسته گان جانباخته گان در این باره که راه شان تداوم دارد و پیمان بستن با آنها که یادشان هرگز فراموش نخواهد شد و خون شان به هدر نخواهد رفت، سال را آغاز کردن با شعار دادن علیه خامنه ای و دم دستگاه خلافت ضحاکی اش، مبارزات را در خیابان ها دنبال کردن در برخی از شهرها و استان ها به ویژه کردستان و برگزاری مراسم های گروهی جشن و شادی برای این که همچون خاری در چشمان خامنه ای و آخوندهای متحجر فرو رود و کورشان کند و خلاصه توفانی از اشکال گوناگون مبارزه که تاریخ ایران شاید این چنین به خود ندیده باشد.
این که می گویند توده ها منبع بی پایان خلاقیت و نوآوری و آفرینش هستند به عینه در همین برگزاری نوروز به روشنی دیده می شود.
به این ترتیب خلق ایران سال نو را با مبارزه ای گسترده و جانانه با حکومت تحجر و جنایت آغاز کرد، یا در واقع آن مبارزه ای را که به شکل گسترده تری از گذشته و از شش ماه پیش آغاز کرده بود ادامه داد. توده های مردم اکنون بیش از پیش به نیروی خود باور آورده و بیش از پیش به توان خود در پیگیری امر سرنگونی حکومت پلید اطمینان حاصل کرده و بیش از پیش با تداوم شعارهای خود به ویژه شعار« امسال سال خونه، سید علی سرنگونه» بر این امر صحه گذاشته اند که مبارزه ای را که آغاز کرده اند تا سرنگونی حکومت خامنه ای و اوباش پاسدار و آخوندهای متحجر و جانی اش ادامه خواهند داد.    
انقلابی که می تواند انقلاب شود!
اکنون و با این چنین مبارزه جویانه سال را آغاز کردن، بیشتر می توان جنبش بزرگی را که در تداوم جنبش های بیست و پنج سال اخیر شکل گرفته و از زمان کشتن مهسا امینی وارد مرحله ی نوینی گردیده و تا کنون ادامه یافته، فراتر از یک خیزش انقلابی ارزیابی کرد. یعنی می توان آن را یک انقلاب دانست. اما انقلابی که در کل کشور و نه در مناطق جداگانه ای مانند کردستان و یا بلوچستان( گرچه در این مناطق نیز)، هنوز به گسترده گی توده ای و عمق لازمه ی یک انقلاب مانند انقلاب 57 نرسیده است.
مهم ترین وجه یا در حقیقت کمبودی که می توان در این مورد برشمرد همانا شرکت گسترده ی اکثریت طبقه ی کارگر و توده های زحمتکش کشاورز و کلا زحمتکشان شهر و روستا به شکل مستقل و با خواست های سیاسی خود در انقلاب است.
روشن است که مثلا منشور 20 تشکل تنها گامی است مقدماتی از جانب بخش هایی از طبقه ی کارگر و لایه های زحمتکش و نیز دیگر جریان ها و نیروهای طبقاتی و جا دارد که در میان توده های کارگر و زحمتکش در مورد خواست های اساسی آن تبلیغ شود و نهایتا تبدیل به خواست هایی شود که اکثریت طبقه در مبارزات خود آنها را پیش گذارد. درست همان گونه که اعتصابات سیاسی کارگران و کارمندان شرکت نفت در سال 57 با خواست هایی برای یک حکومت دموکراتیک صورت گرفت و پیش رفت.
شکی نیست که نه تنها باقی ماندن اوضاع هولناک اقتصادی- سیاسی کنونی در وضع پیشین بلکه بدتر شدن هر روزه ی آن، هر روز توده های بیشتری را به مبارزه خواهد کشاند و به امر گسترده و عمیق شدن انقلاب بیش از پیش پا خواهد داد.
 
زنده باد خلق رزمنده ما
مرگ بر جمهوری اسلامی
برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر
 گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران 
2 فروردین 1402
 

۱۴۰۱ اسفند ۲۸, یکشنبه

سال نو

 

بخشی از شعر

این است عطر خاکستری

شاملو

اين است عطر خاکستری هوای که از نزديکی صبح سخن می گويد
زمين آبستن روزی ديگر است
اين است زمزمه سپيده
اين است آفتاب که
 بر می آيد
تک تک ، ستاره ها آب می شوند
و شب
بريده بريده
به سايه های خرد تجزيه می شود
و در پس هر چيز
پناهی می جويد
و نسيم خنک بامدادی
چونان نوازشی ست

عشق ما دهکده ای که هرگز به خواب نمی رود
نه به شبان و
نه به روز
و جنبش و شور حيات
يک دم در آن فرو نمی نشيند

 

طبقه ی کارگر و کشاورز و دیگر طبقات خلقی ایران

سال نو را با یاد جانباخته گان مبارزات انقلابی

 و ایمان به نیرو و اراده ی خود برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی

 و برقراری یک جمهوری دموکراتیک مردمی آغاز می کنند.

 گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

29 اسفند 1401

 

 


۱۴۰۱ اسفند ۲۶, جمعه

عمل هوشمندانه ی یک مبارز پیشرو



عمل هوشمندانه ی یک مبارز پیشرو
 
سپیده قلیان را پس از بیش از چهار سال و نیم  از زندان آزاد می کنند و وی در همان آغاز بیرون آمدن علیه خامنه ای شعار «خامنه ای ضحاک، می کشیمت زیر خاک» را سر می دهد.
به نظرمی رسد که برنامه ی خاصی موجب این شعار دادن سپیده در همان اوان آزادی اش گشته است.
نخست سیپده شعاری را سر می دهد که مردم کشورش پیش از این سر داده بودند. این شعار خواست توده های مردم و هدف آنها را نشان می دهد و در عین حال تجلی اراده ای است که خامنه و دم و دستگاه حکومتی اش گمان می کنند آن را درهم شکسته اند.
توده های مردم با این شعار به خامنه ای می گویند:
«اگر چه تو تفنگ در دست داری و مردم کشی و جوان کشی و کودک کشی به راه انداخته ای و ممکن است ما را موقتا شکست دهی و در مقابل ما که توده های مردم و زحمتکشان تاریخ سازیم برای مدتی پیروز جلوه کنی اما ما در نهایت توی جلاد و ضحاک را به زیر خاک می کشیم و شکست ات می دهیم. اراده ی ما براین قرار گرفته و آن را انجام خواهیم داد.»
سپیده نیز یکی از همین توده و همچنین به عنوان یک عنصر مبارز پیشرو، تجلی همین توده ی انقلاب کننده است. او نیز همراه مردم اش می گوید:
«اگر چه مرا بیش از چهار سال و نیم در زندان و سیاه چال هایت کردی اما بر این خیال مباش که مرا و ما را شکست داده ای و پیروز شده ای!
خیر! ما در نهایت توی جلاد را پایین می کشیم و حکومتت را سرنگون می کنیم.»
سپیده با این همراهی اش با شعار توده های مردم نشان می دهد که همچون مبارزی توده ای عمل می کند؛ به مردم اش وفادار است و بیان خواست و اراده ی آنها می گردد و در عین حال به عنوان یک مبارز پیشرو، مردم اش را به تداوم مبارزه و جانفشانی تا سرنگونی حکومت دعوت می کند.
اما سپیده اکنون مجرب و آبدیده شده به خوبی می داند که حکومت در مقابل این شعار دادن وی دو راه اساسی در پیش دارد: یا باید بگذارد برود و یا وی را دوباره گرفته و به زندان افکند.
در صورت نخست، سپیده رویه ی مبارزه جویانه ی خود را که در بیش از چهار سال و نیم زندان پی گرفته بود در بیرون نیز پی می گیرد و نشان می دهد که می خواهد آن را در کنار مردم اش ادامه دهد. او خامنه ای و حکومت اش را خوار می کند.
اما اگر بازداشت و زندان شود در آن صورت نقشه ی خامنه ای و سران سپاه و اطلاعات و دستگاه قضایی اش را نقش بر آب کرده است. نقشه ای بر این مبنا که خامنه ای جلاد دم عیدی و سال نویی خودی نشان داده باشد و به جای مهسا و بسیاری از دختران و زنان که کشت و کور کرد و به جای این همه نوجوان مدرسه ای که به آنها و خانواده هاشان آسیب زد، یکی از پیشروترین زنان حال حاضر جنبش انقلابی ایران را آزاد کرده و به مردم «شیرینی» داده باشد!
حکومت راه دوم را انتخاب کرد و سپیده با برگشت اش به زندان، خامنه ای و سران سپاه و اطلاعات و دستگاه قضایی اش را به لجن کشید و برنامه ونقشه ی سالوسانه و کثیف آنها را نقش برآب کرد.
هرمز دامان
26 اسفند 1401    

 

یاد مبارزین جانباخته گرامی باد

 

درود بر خلق ایران

که همبسته است،

یکی است.

و همه ی این خلق در کنار یکدیگر

همچو یک تن،

به جانباخته گان مبارزات و انقلاب اش ارج می گذارد،

و یاد آنها را به جا می آورد،

و در بدرودش با آنها،

پیمان می بندد

که راه آنها را تا آخرین نفس ادامه دهد،

و حکومت ننگین را به زیر کشد.

آخرین پنچشنبه سال

روز بزرگداشت جان باخته گان انقلاب،

روز مبارزه با جمهوری اسلامی بود.


سومین  روز از سه روز دیگر


گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

25 اسفند 1401

۱۴۰۱ اسفند ۲۵, پنجشنبه

سپیده ی پیشرو

 
  
سپیده پیشرو زنان مبارز
  قهرمان طبقه ی کارگر
 و توده های استثمارشده و ستمدیده
 تجلی خواست ها و تبلور استواری و اراده ی یک ملت
چکیده ی مبارزات انقلابی دهه ی اخیر
 
 
خامنه ای، مفلوک
سران سپاه، مفلوک
سازمان اطلاعات، مفلوک
سازمان اطلاعات سپاه، مفلوک
سران دستگاه قضایی، مفلوک
تمامی دستگاه حاکم، مفلوک
 
 
 
 خامنه ای ضحاک
می کشیمت زیر خاک



دومین روز از سه روز دیگر

گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
25 اسفند 1401