۱۴۰۵ آبان ۱۴, پنجشنبه

همدردی با ترانه علیدوستی هنرمند مبارز راه آزادی و دموکراسی در ایران در سوگ پدرش حمید علیدوستی که جزو با اخلاق ترین ورزشکاران ایران بود!

 

 

همدردی ۶۶۴ کنشگر سیاسی، مدنی و فرهنگی با ترانه علیدوستی

پیام همدردی ۶۶۴ کنشگر سیاسی، مدنی و فرهنگی در پی درگذشت حمید علیدوستی؛ نامی که با نجابت و استواری ماندگار شد

سرکار خانم ترانه علیدوستی گرامی و ارجمند!

فقدان پدر، به تعبیر شاعرانه‌ی «سایه»، گویی جدا افتادن از شاخه‌ای هم‌خون و هم‌ریشه است؛ شاخه‌ای که بهارش، بهار فرزند است و خزانش، برگ‌ریزان جان او.

اندوه فقدان پدری چون حمید علیدوستی ژرف‌تر است؛ چهره‌ای نیک‌نام و افتخارآفرین در فوتبال ایران که فرهیختگی، اخلاق، فروتنی و استقلال شخصیت را با جایگاه ورزشی خود درآمیخته بود و تا پایان، وقار و اصالت خویش را حفظ کرد.

در این سوگ گران، صمیمانه خود را همدل و همدرد شما و خانواده‌ی ارجمندتان می‌دانیم. امید که خاطره‌ی روشن پدرتان مایه‌ی تسلی خاطر شما باشد.

یادش گرامی و نامش ماندگار باد

فهرست امضاکنندگان به ترتیب حروف الفبا

الف-(٥٧-١) حسین آبادیان، لطف‌الله آجدانی، محمدصادق آخوندی، ابوطالب آدینه‌وند، ناصر آزادبر، بهبود آزادمنش، محمد آزادی، اسماعیل آزادی، فرزین آصفی، هادی آقازری، مهرداد آهن‌خواه، یاشار ابراهیم‌زاده، رضا ابراهیم‌زاده، بابک ابراهیمی، زهره ابوالفتحی، ثمین احساسی، مهرداد احسانی‌پور، علی احمد رضایی، حسن احمدپور، حمید احمدزاده، نازنین احمدی، پیمان احمدی، بیژن احمدی، امین احمدی، محسن ارانی، علیرضا اردبیلی، کمال ارس، کوروش استکی، حسن اسدی‌زیدآبادی، روزبه اسکندری، گیتی اسکندری، زهره اسماعیل‌بیگی، بهرام اسماعیل‌بیگی، پریا اسماعیلی، محمد اشرفی، یاشار اشرفی، دانیال اصغرنیا، حسن اعتمادی، مریم اعتمادی، مهدی افشارنیک، علی افشاری، فاطمه افشاری، مهدی اقبال، امید اقدمی، مینا اکبری، یاسمین الله‌داد، مهدی الله‌داد، بهرام امامی، زهره امانی، فاطمه امیدی، محمد امیری مقدم، اکبر امینی، مهدی امینی‌زاده، وهاب انصاری، امیرحسین انصاری، نیره انصاری و هوشیار انصاری‌فر.

ب- (١٠١-٥٨) سیدمراد باباحیدری، مراد باباعلی، مجید بابایی، کیانوش بابایی، رحیم باجغلی، مصطفی بادکوبه‌ای هزاوه‌ای، بیژن باران، آرام باستانی، پری باغبان، صدف باغبانی، خسرو باقرپور، نگار باقری، عباس باقری، زهرا باقری‌شاد، محمود باقری‌فرد، آرزو باهر، حسین بحیرائی، هانیه بختیار، عطیه بختیار، محمدباقر بختیار، احسان بداغی، مجتبی بدیعی، پروین براتی، حمید براتی، ترنم براتیان ،نسرین براری، مظفر برازنده، کریم بردبار، مجید برزگر، فرشته  بقایی، رویا بلوری، رحیم بندپی، تیرداد بنکدار، حبیب بهره من، بابک بهزادی، قربان بهزادیان‌نژاد، محمود بهزادی‌راد، فروغ بهمئی، محمدباقر بیات، احمد بیرانوند، محمدرضا بیک‌محمدی، پرویز بیک‌محمدی، ویدا بیگدلی و آدینه بیگی.

پ- (١٢٢-١٠٢) داریوش پارسا، میثاق پارسا، مطهره پارسی، شهریار پاکنیا، کتی پزشکی، جعفر پناهی، کریم پناهیان، سهراب پهلوان، عبدالحسین پهلوانی، سمیرا پورآذری، رضا پورحسین، مسعود پوررجب، حسن پورعظیم، میعاد پورمحمدی، مهسا پورمقرری، احمد پورمندی، علی پورهادی، محسن پیری، احمدرضا پیری، شروین پیکاری و محمدجعفر پیوندی

ت- (١٣٩-١٢٣) سید مصطفی تاجزاده، پیمان تباری، شیما تدریسی، ناهید تقوی، سیدمحمد تقوی، نصور تقی‌پور، علی تقی‌پور رینه، زهرا تمجیدی ،مصطفی تنها، علی توحیدی، فروغ توکلی، علی توکلی، مجید تولایی، مهدی تیموری، محمدجعفر تیموری، نجات تیموری و درخشنده تیموریان.

ث- (١٤٠) سیاوش ثابت

ج- (١٦٥-١٤١) روزبه جامه شورانی، علی جباری، مصطفی جزایری، سیدعلاءالدین جزایری، حسین‌ علی جعفر، رضی جعفرزاده، فریده جعفرزاده، محمود جعفری، کمیل جعفری، خجسته جعفری، عباس جعفری، رضا جعفریان، فرید جلال‌خواه، پروین جلالی، فریده جلالی، جلال جلالی‌زاده، محمد جمادی، رضا جمالی، عباس جنایی، حامد جهانبخش، فرشید جهانی، دنیا جوادی، صالح جوادی ونغمه جوادی.

چ- (١٧٢-١٦٦) مهدیه چاروسه، آرش چاکری، امین چالاکی، مهدی چراغی، تارا چراغی، لیلا چمن‌خواه، سارا چوپانی

ح- (١٩٥-١٧٣)حمدرضا حائری، محمد حبیبی، نرگس حجتی، حمید حدیثی، علی حسنی، کبری حسین‌خواه، حامد حسین‌زاده، علیرضا حسین‌نیا، ترانه حسینی، سید علی حسینی، سیدمحمد حسینی، سعیدرضا حسینی، حسین حسینی‌نژاد، بهزاد حق‌پناه، نقی حقیقت، عبدالکریم حکیمی، شادی حلیمی، زینب حمیدی، ملیحه حیاتی، مرتضی حیاتی، هورا حیدریان، مهدی حیدریان و فخرالدین حیدریان.

خ- (٢١٩-١٩٦) کیانوش خاکسار، شبنم خان مصدق، طاها خانیان، اسماعیل ختایی، آذر خجسته، مجید خجسته، سجاد خدابخشی، نگار خدادادی، عزت‌الله خدامی، امیرعلی خدایی، مهرداد خدیر، داود خسروآبادی، فروزان خسروپناه، شیرین خسروپناهی، میرا خسروشاهی، حسین خسرونژاد، بهزاد خسروی، محمدرضا خسروی، حسین خلخال‌پور، بهروز خلیق، محمد خلیلی، محمدحسین خوربک، واحده خوش‌سیرت و شاهین خیری

د- (٢٣٨-٢٢٠) بهزاد دادگر، امیرعلی دارابی، بهنام دارایی‌زاده، ناصر دانشفر، مزدک دانشور، محمد داوری، فخری داوری، حسن داوودی، بهرام دائمی، نیکدخت دائمی، سروش دباغ، علی اصغر درویش، مهرداد درویش‌پور، شاهین دری، فرزانه دشتی، کامیار دلپسند، امیرخسرو دلیرثانی، معصومه دهقان و طاهره دهقان

ذ-(٢٤١-٢٣٩) محمد  ذبیح‌پور، اشکان ذهابیان و رسول ذوالفقاری

ر- (٢٨٤-٢٤٢) مریم رستمی، جواد راستکار، رسول راست‌گفتار، عباس راستی بروجنی، ویدا ربانی، محمدصادق ربانی، علیرضا رجائی، طاهره رجب‌زاده، فاطمه رجبی، محمدرضا رجبی، حمزه رجبی، علیرضا رجبیان، محترم رحمانی، سارا رحیمی، نسترن رحیمی، زهرا رحیمی، بهداد رحیمی، زینب رحیمی نسب، حسین رزاق، مریم رستمی، یونس رستمی، رضا رستمی، مصطفی رسته مقدم، الهام رسولی، حسین رضا مرادی، سعیدرضا رضاحسینی، حمید رضایی، علی رضایی، فاطمه‌زهرا رضایی، ژیلا رضایی، ابوطالب رضایی، هانیه رضایی‌منش، سهیل رضوانی، حسن رضوانی‌کاشانی، مژگان رفعت، حسین رفیعی، امیرحسین رفیعی، رزا روزبهان، کاظم روشنایی، مریم روشنگر، تورج ریحانی و کیوان رئوفی

ز- (٣٠٢-٢٨٥) حمیده زارع، امیرحسین زارع، حسن زارع کهن، رقیه زارع‌پور، رقیه زارع‌پور حیدری، نازنین زاغری-رتکلیف، کاوه زاهدی، نسیم زاهدی، اسماعیل زرگریان، رضا زمان، مهدی زمانی، متین زمانیان، ، حسن زهتاب، نادر زینال‌زاده، بهناز زینالی، حسن زینتی، شهین زینعلی، محمد زینی‌وند

س- (٣٣٣-٣٠٣)علیرضا سالارکیا، بهروز سالاری، یحیی سالاری، سعیده سبحانی، بهروز سبحانیان، بهروز ستوده، نسرین ستوده، سلمان سرابی، حسین سربندی، حمید سرمدی، مریم سطوت، ابوالحسن سفری، خشایار سفیدی، پروانه سلحشوری، عبدالفتاح سلطانی، حامد  سلطانی، نسیم سلطان‌بیگی، آرمین سلمانی، داود سلیمانی، بهار سلیمانی، ایمان سلیمانی، نسرین سلیمی، امیر سلیمی، فرزاد سماوات، حدیث سماوات، صدرا سمنانی رهبر، ژیلا سهرابی، سورنا سوری، طیبه سیاه‌پوش، رضا سیدزاده و محمد سیف‌زاده.

ش- (٣٦٠-٣٣٤) معصومه شادروح، لیلا شاکری، علیرضا شاکری‌دوست، حمیدرضا شاه‌حسینی، حمید شاه‌محمدی، صادق شجاعی، محمدحسین شجاعی، طاهره شجاعی، منصوره شجاعی‌مهر، حسین شرف‌الدینی، امیرساسان شرفی، علی شریعتی، احمد شریفی، آرمین شریفی، موسی شریفی، نزهت شریفی، محمدحسین شعبانی، شیوا شفاهی، قباد شفیع‌پور، تیمور شفیعیان، گوهر شمیرانی، یزدان شهدائی، مهوش شهریاری (ثابت)، حمید شیرزادی، اصغر شیری، حمید شیرین‌پناه ومریم شیرین‌سخن

ص- (٣٧٩-٣٦١) فیروزه صابر، حسین صادق‌دوست، مرتضی صادقی، ماندانا صادقی، نریمان صادقی، اصغر صادقی، آرش صادقی، فاطمه صادقی، مسعود صادقی، نازی صادقی، افسانه صالحی، حمیدرضا صالحی‌منش، کوروش صحتی، غلامرضا صراف،حسین صفایی، فرح صمدی، کیوان صمیمی، پریسا صمیمی و پارمیس صناعی.

ط- (٣٩٣-٣٨٠) هومان طاهری، محمدصادق طاهری، شکوه سادات ‌طباطبایی، افسانه ‌طباطبایی، منیر ‌طباطبایی، محمد ‌طباطبایی، سیدمحمد طباطبایی‌نیا، قباد طهرانی، رضا طهماسبی ،وحیده طهماسبی، علی طیبی، خسرو طیبی، سیاوش طیبی و الهام طیبی

ظ- (٣٩٥-٣٩٤) حسین ظاهری و بیژن ظهوری زنگنه.

ع- (٤٣٥-٣٩٦) احسان عابدی، جواد عارفی، محمدرضا عالی‌پیام، یاس عبادی، محمد عبادی، ثمین عبادیان، سعید عباس‌آبادی، محبوبه عباسقلی‌زاده، حسین عباسی، امید عبدالوهابی، علیرضا عبدی، بهزاد عرب‌گل، ثریا عزت‌خواه، علی عزت‌زاده، حسن عزیزی، رها عسگری‌زاده، نصرت‌الله عشقیار، حمید عصار، روتین عطوفت، فرزانه عظیمی، چنگیزعظیمیان، حسین عظیمی‌راد، رضا علامه‌زاده، حسام علایی، ناصر علی‌آبادی، کرم علی‌پناه، مرتضی علی‌پناهی، رضا علیپور، امیربهمن علیخانی، فرزانه علیخانی، حسن علی‌رضایی، حسین علیزاده، شقایق علیزاده، محمدرضا علیمی، پروانه علی‌نژاد، محمد علینی، محمود عمرانی، ژیلا عمرانی، عباد عموزاد و پرویز عینی.

غ- (٤٤٠-٤٣٦) بابک غرنجیک، ابوالفضل غسالی، محمدرضا غفاری، کامبیز غفوری، علیرضا غیاثی و محسن غیاثی.

ف- (٤٦٦-٤٤١) خیرالله فاضلی‌فر، صدف فاطمی، ثمر فاطمی، مهدی فتاپور، محمد فتاحی، حیدر فتح‌الله‌زاده، آزاده فتحی، مسعود فتحی، باربد فتحی، منیژه فتحی، بابک فتوت، صابر فتوحی، نوشاد فرامرزی، سجاد فراهانی، عیسی فراهانی، کوروش فرجامی، احمد فرخی، نسرین فرهمند، فرید فرهنگ، کیوان فروزان، پرستو فروهر، علی فرید یحیایی، یغما فشخامی، پروین فهیمی، مهین فهیمی و اشرف فهیمی.

ق- (٤٨٣-٤٦٧) یاشار قاجار، سیامک قادری، فرشته قادری، معصومه قاسمی، شهین قاسمی، پرویز قاسمی، محمد قائدی، نازیلا قبادی، فرانک قبادیان، ابوالفضل قدیانی، احمد قدیانی، جعفر قدیم‌خانی، محمد قربانی، بهروز قربانی، فریبا قربانی، اجلال قوامی و غنچه قوامی.

ک- (٥١٤-٤٨٤) پیمان کابلی، علیرضا کاظمی، رضا کاظمی، کیارش کاظمی، ساجده کاظمی، علیرضا کاظمی مقدم، علی  کاظمیان، محسن کاکاوند، بیژن کاکاوندی، کیوان کثیریان، محمد کدخدایی، جواد کرم‌نیا، محمدحسین کروبی، مریم کریم حاصلی، مریم کریم‌بیگی، محمد کریمی، امیرضا کشاورز، اقدس کشوری، محمد کلانتری، علی کلائی، فریبا کمال‌آبادی، مهدی کمالی، کورش کمالی، صدیقه کنعانی، امیرمحمد کیان، الیاس کیانی، رستم کیانی، فرنوش کیانی، بهناز کیانی، رضا کیایی و جعفر کیوانچهر.

گ- (٥٢٨-٥١٥) ابراهیم گرامی، سعدی گلبیانی، حسن گلچین، مهدیه گلرو، علی گل‌محمدی، ناصر گلی، محمد گنابادی، پریسا گنجی، فاطمه گوارایی، علی‌محمد گودرزی، علی گودرزیان، سپیده گوران، امیرعلی گورزیان و رضا گوهرزاد.

ل-(٥٣٤-٥٢٩) حسین لباف، مسعود لدنی، نسیم لقمانی، میثم لک، مجید لکستانی و مزدک لیماکشی

م- (٥٩٩-٥٣٥) خشایار مافی، علیرضا مافی، کیوان مالکی، عفت ماهباز، احمد مبارکی، سپهرداد مجدزاده، هانیه مجیدی، مصطفی محب‌کیا، گودرز محبی، فخرالسادات محتشمی‌پور، زهره محققی، غلامحسین محمدپناه، عباس محمدلو، احمد محمدنیا، کمال محمدنیا، نرگس محمدی ،یاور محمدی، الهه محمدی، الناز محمدی ،سیدفرزاد محمدی، بهرام محمدی، فرید محمدیان، مهدی محمودیان، اکبر مختاری، سعید مدنی ،سوسن مدنی، فرید مدنی، ستایش مدنی، سایه مرات، شهاب‌الدین مرادخانی، شقایق مرادی، امیر مرادی، حمید مردانی، مسعود مژدهی، شکرالله مسیحی‌پور، اکرم مصباح، پارسا مصلحی‌فرد، عالیه مطلب‌زاده، پژمان مظفری، مهدی مظفری، شهاب‌الدین مظلومی، اکبر مظهری، مونام معافی، امیر معماریان، قادر معین‌الدین، علی معینی، امیرعلی مقدم، شاهین مقرب، منوچهر مقصودنیا، ویدا مکارم، سعید ملائی، حسن منتی، نوگل منشوری، نسرین منصوری، علی‌اکبر مهدی، معصومه مهدیان، عباس مهرابی، جمشید مهرابیان، منوچهر مهربخش، زهرا موحدی، محمدحسین موسوی، سپهر موسوی، عبدالله مومنی، انور میرستاری، کاظم میهن‌خواه و اسماعیل میهن‌دوست.

ن- (٦٣٨-٦٠٠) داود نادری‌فرد، حجت نارنجی، نجمه نازاریان، الهام ناسوتی، صفر ناصر، نیما ناصرآبادی، عبدالله ناصری، علی ناصری، پویان ناظمی، افشار نجفی، محمدامین نجفیان، مهدی نخل‌احمدی، سارا نداف، محمدحسین نژاد خیر، داود نسائی، پارسا نصیری، شیوا نظرآهاری، علی نظری، فرهاد نظری، عاطفه نظری، آرسن نظریان، ژیلا نعمت‌خواه، سعید نعیمی، اکرم نقابی، لیلا نقدی پری، پرستو نقوی، فرخ نگهدار، مهرداد نمازی، فرناز نوذرپور، مرتضی نورمحمدی، اکبر نوری، محمدرضا نوری، محمدحسن نوری، حسین نوری‌زاده، ناصر نوری‌زاده ،نازنین نوع‌دوست، حمید نیازخانی، مریم نیک‌خواه و مصطفی نیلی.

ه- (٦٤٦-٦٣٩) هادی هادی‌زاده، محمدامین هادوی، مهین هادوی، احسان هاشمی، ابوالفضل هرندی، اشکان همتی، توران همتی و کوروش هیرکانی.

و- (٦٥٣-٦٤٧) ژاله واعظی، مهرگان وثوق، امیرعلی وحدتی، تهماسب وزیری، حسین وفاپور، حمیده وفاکیش و محمدعلی وهابی

ی- (٦٦٤- ٦٥٤) مصطفی یاراحمدی، ظهیر یاسینی، مریم یحیوی، فرزاد یداللهی، حسین یزدی، علیرضا یکتا، آرش یوسفی، مریم یوسفی، فرشته یوسفی، حسن یوسفی‌اشکوری و حسن یونسی.

تلگرام تحکیم ملت


۱۴۰۵ آبان ۱۲, سه‌شنبه

تداوم مذاکرات و احتمال آغاز جنگ گسترده از جانب امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل


 

تداوم مذاکرات و احتمال جنگ سوم

آنچه از اخبار و گفته های دو سوی درگیری بر می آید این است که دورهای تازه ی مذاکره برای تفاهم و توافق که به وسیله ی میانجی ها صورت گرفته است، نتیجه ای آنچنانی نداشته است. میانجی ها، مقامات نظامی پاکستان و ترکیه و عربستان آمدند که تا حدودی تداوم مذاکرات و رساندن پیام ها اما بیشتر برای هشدار به حکومت اسلامی و نیابتی اش حوثی های یمن بود و این که این کشورها( و در درجه ی نخست ترکیه و پاکستان) اتحاد نظامی دارند و در مقابل حملات حکومت اسلامی و یا حوثی ها به عربستان بی تفاوت نخواهند بود. پس از آن قطری ها که به هر حال از ادامه ی جنگ و گسترده شدن آن بیمناکند آمدند و تا کنون خبری مبنی بر این که گامی جدی و مثبت در راه توافق برداشته شده است بیرون نیامده است. ادامه ی آخرین دور مذاکرات در قطر نیز گویا بی نتیجه بوده است. در مورد نامه ی ونس معاون ترامپ به محسن رضایی و پیشنهادهای وی برای توافق و نرفتن به سوی جنگ نیز حکومت چیزی بروز نداد و تا کنون روشن نشده که نتیجه چه بوده است. با این حال ونس به ادامه ی مذاکرات و رسیدن به تفاهم اظهار خوشبینی کرده است و ترامپ هم گفته قصد حمله ی گسترده به ایران را ندارد. همه چیز میان مذاکره و رد و بدل کردن پیام و شرط و شروط و  آغاز جنگی دیگر در نوسان است.

از این سوی انتخابات سوم نوامبر فردا انجام می شود و آن گونه که از ظواهر بر می آید و اینجا و آنجا برخی سناتورها و نیز نزدیکان به دولت و ارتش بر مبنای اطلاعات خود از نقشه و اهداف تازه گفته اند ترامپ و دولت اش آماده برای دور تازه ای از حملات و جنگ هستند و برنامه آنها برای تخریب مراکز هسته ای و نیز موسسات ساخت سلاح و همچنین تاسیسات انرژی ایران بسیار گسترده تر و شدیدتر از گذشته است. همچنین می توان گفت که شاید حمله با تخریب تاسیسات اتمی و نظامی و انرژی  پایان نیابد و اهداف دیگری نیز داشته باشند و بخواهند بخش هایی از خاک ایران را - به احتمال جزایر و یا برخی مناطق مرزی - اشغال کنند.

این همه در حالی جریان یافته که خبرهایی مبنی بر درگیری ها تازه ای میان آمریکا و حکومت اسلامی و در پی شلیک موشک از جانب سپاه پاسداران به هواپیمای نظامی آمریکا نشر یافته است. آمریکا می گوید در پاسخ به این شلیک سپاه، حمله ای به پرتابگرهای موشک در قشم انجام داده است و آنها را منهدم کرده است. در عین حال گفته که طی تمامی این مدت که جنگ نبوده است حملات ریز و درشتی که آنها را دفاعی و در پاسخ به حملات سپاه نامیده به جای به جای ایران صورت داده است. 

ذات امپریالیسم هاری و دخالت و تجاوز و فتنه گری است!

ذات امپریالیسم پلید است و هرگز نمی تواند از خصلت گرگ بودن و درنده بودن اش دست بردارد.

سران آمریکا اعلام کردند که آنها کودتای 28 مرداد را علیه دولت قانونی مصدق سازمان دادند و حکومت سلطنتی نوکرشان محمدرضا شاه را برقرار کردند و 25 سال هم از وی همه گونه پشتیبانی کردند و این اعلام را به این معنا گرفتند که از این پس سر به راه شده و دیگر در امور داخلی ایران دخالت نخواهند کرد. اما توبه ی گرگ مرگ است. چیزی نگذشت که به خود حق دخالت دادند و به ایران حمله کردند و کشتند و ویران کردند.

بهانه های ترامپ و دولت اش که اتمی شدن حکومت اسلامی بود حتی برای امپریالیست های اروپایی هم قانع کننده نبود. در واقع دولت های اروپایی که شرکای آمریکا هستند به خوبی می دانستند که با برجام می توانند حکومت ولایت فقیه را کنترل کنند اما ترامپ و جمهوریخواهان سهم بیشتری می خواستند و همین بود که برجام را دور انداختند.

از سوی دیگر در ایران جنبشی بزرگ در جریان بود. از 1388 به این سو این جنبش گستردگی و شدت بیشتری یافت. و در دی ماه 1404 این احتمال که به یک انقلاب تکامل یابد بسیار بود. و این برای ترامپ و آمریکا نه تنها رویداد خوبی نبود بلکه بسیار ترسناک بود!

دلایل واقعی امپریالیسم آمریکا برای حمله به ایران

به واقع آنچه که ترامپ و دولت جمهوریخواه وی را سبب شد که به این حملات وحشیانه به خاک ایران و مردم ایران دست زنند در درجه نخست و بیش از همه امکان بروز انقلاب در ایران و امکان براندازی حکومت به وسیله ی یک انقلاب توده ای بود. آنها نمی توانستند تصور کنند که حکومت اسلامی به وسیله ی انقلابی توده ای سرنگون شود و در ایران یک دولت انقلابی و یا مترقی دموکراتیک و ملی روی کار آید. و این جدا از تاثیراتی بود که چنین انقلابی - و در صورت سرنگونی حکومت اسلامی - سرنگونی چنین حکومتی می توانست در منطقه بگذارد. کافی است نگاه کنیم که آمریکا با انقلاب مصر و تونس و سوریه و دیگر کشورهای عربی چه کرد و چگونه تمامی تلاش هایش را به کار برد تا آنها را به وسیله ی نوکران بومی خود سرکوب و یا منحرف کند. چگونه در مصر و با مانورهای گوناگون سیسی مزدور را به توده های مصری قالب کرد!

در درجه ی دوم مساله رقابت با امپریالیسم روسیه و حتی با امپریالیست های اروپای غربی بود که دولت ترامپ با آنها اختلاف پیدا کرده بود. روسیه سرش گرم اوکراین بود و امتیازاتی که می توانست در جنگ با اوکراین بگیرد، و این برای ترامپ بد نبود!

در درجه ی سوم امپریالیسم آمریکا می خواست ایران را تصاحب کند و تمامی امتیازات این سرزمین را مال خود کند. از نفت گرفته تا سرمایه گذاری در صنایع و واردات و صادرات و غارت نیروی کار ارزان و خلاصه آنچه امپریالیسم می تواند از یک کشور زیرسلطه بگیرد و ببرد.

این ها اساس مساله ی تجاوز آمریکا به ایران و تحمیل خسارات مالی و جانی فراوان و نه تنها به حکومت که برای مردمی که نزدیک به پنج دهه زیر ستم آن به سر می بردند اهمیت چندانی نداشت، بلکه به خود مردم ایران است.

 و این تجاوز و دخالت آشکار را به ظاهر زیر «خدمت به مردم ایران» انجام می دهد. توده ها در ایران حکومت اسلامی را نمی خواهند و می خواهند آن را سرنگون کنند و حکومتی از آن خود و دموکراتیک و مستقل بر سر کار آورند و امپریالیسم آمریکا و دولت ترامپ می خواهد یاری شان کند! این از فریب ها و حقه های بزرگ امپریالیسم آمریکا بوده و هست.

در این گیرودار اتمی شدن حکومت اسلامی و مساله ی موشک های دوربرد و دسته های نیابتی گرچه برای آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل اهمیت داشتند اما بیشتر صورت قضیه بودند تا واقعیت آن.

دو نقشه آمریکا برای گسست در فرایند انقلاب توده ای و برجسته کردن سلطنت طلبان به عنوان یگانه جایگزین حکومت کنونی

بگذار تا در مورد همین مساله ی انقلاب تامل کنیم!

 دو نقشه ی آمریکا یکی گسست در فرایند رو به پیش انقلاب و قطع آن به وسیله ی تجاوز و جنگ و گرفتن ابتکار تغییر در اوضاع در دستان خود بود. دولت ترامپ به همراه جانی و شیاد همراهش نتانیاهو به ایران حمله کردند و عملا جنبش توده ها را دچار انفعال کردند. 

سوی دیگر این برنامه تقویت جریان مزدور سلطنت طلب رضا پهلوی و دارودسته ی ساواکی هایش بود.

با تبلیغ و ترویج فریبکارانه و متقلبانه ی و دست کاری در حساب های شبکه های اجتماعی، پایگاه محدود ناچیز آنها را بسیار وانمودند و چند گروه و چند شعار را صدها و هزارها کردند و این سان بخش هایی از توده ها را فریب دادند. در خارج نیز مشتی لمپن و نواده گان شعبان بی مخ و دارودسته ی مزدور کودتاگرش را به جان گروه های مخالف انقلابی و ملی و مترقی انداختند. و این دارودسته نیز با کمک دولت ها و پلیس هاشان توانستند چند تظاهرات بر پا کنند و خودشان را فراخوان دهنده و همه کاره بخوانند و تلاش کنند مخالفین حکومت ولایت فقیه را که سالیان سال در مبارزه بودند به حاشیه رانده و دچار انفعال سازند.

به این ترتیب ایجاد انفعال در جنبش توده ها و برجسته کردن نقش سلطنت طلبان در جنبش موجود از طریق نفوذی که در برخی لایه های طبقه میانی داشت و نیز شیادی و تقلب و به نام اینان کردن مبارزه و جنبش توده ها از یک سو و منفعل کردند نیروهای مخالف در داخل و خارج از کشور از طریق حملات وحشیانه به گردهمایی ها در داخل( مراسم سوگ در مشهد نمونه ی مهم آن بود) و پشتیبانی پلیس دولت های غربی از آنها و در این میان طرح حکومت رضا پهلوی به عنوان یگانه جایگزین حکومت اسلامی از سوی دیگر دو وجه اساسی طرحی یگانه بود. انقلاب و مخالفین انقلابی و مترقی حکومت باید بیرون از گود قرار می گرفتند و گرچه هدف امپریالیسم آمریکا سرنگونی حکومت نبود اما اگر قرار بود جایگزینی طرح شود باید سلطنت طلبان این جایگزین می بودند.   

باری امپریالیسم فتنه گر است و به هیچ اعترافی به اشتباه و دخالتگری پایبند نبوده و به هیچ صراطی مستقیم نخواهد شد. در 28 مرداد دخالت کرد و کودتا کرد و در 1404 بازهم در امور ایران دخالت کرد و این بار به شکل جنگ علیه حق تعیین سرنوشت خلق ایران.

حکومت ولایت فقیه

آنچه که برنامه ی امپریالیسم آمریکاست حداقل تا کنون سرنگونی حکومت نبوده و اگر سران حکومت با ترامپ بسازند، نخواهد بود. حتی در حملات نخستین و جنگ چهل روزه چنین اهدافی دنبال نمی شد. هدف لایه برداری از راس حکومت بود. اینکه چند لایه برداشته شود و حکومت سرنگون شود بیشتر به خواب و خیال می ماند. هدف همچنان که بارها ترامپ گفته است لایه برداشتن بود تا لایه هایی رو آیند و قدرت را به دست گیرند که مشکلی با کنار آمدن با آمریکا نداشته باشند. اکنون بیش از پیش این امر روشن شده است.

اما کدام لایه ها!

هدف اساسی ترامپ برداشتن لایه ای و یا حداقل بخش مهمی از لایه ای بود که بیشترین میزان سهم را از اقتصاد و قدرت سیاسی در ایران داشت یعنی باندهای مسلط بر دفتر رهبری و باندهای اصلی مسلط بر سران سپاه.

این باندها که سروسری هم با امپریالیسم روسیه و چین داشتند نمی خواستند با امپریالیسم آمریکا کنار بیایند( آنها موافق برجام نبودند و علیه روحانی و ظریف کار نکرده باقی نگذاشتند). اکنون آنها که مخالف توافق هستند و یا پیشنهادهایی برای توافق می دهند که روشن است ترامپ آنها را نمی پذیرد( مانند آنچه در سفر به آمریکا پیش کشیدند و یا اکنون در این مذاکرات با میانجی های قطری پیش می کشند) می خواهند جنگ را ادامه دهند. آنچه آنها می دانند این است که توافق تنها به مساله ی هسته ای و موشک ها و نیابتی ها محدود نمی شود بلکه آنچه امریکا می خواهد سرمایه گذاری در ایران و داشتن سهمی بزرگ از خوان ایران است و این جز با محدود کردن قدرت اقتصادی و سیاسی آنها نمی تواند صورت گیرد.

آمپریالیسم آمریکا می خواهد حکومتی مطیع همچون شاه سابق در ایران روی کار آید و منافع امپریالیستی وی را تامین کند. بدون چنین حکومتی و بدون چنین تآمینی این جنگ نه تنها هیچ ارزشی برای آمریکا نمی تواند داشته باشد بلکه خسارات و هزینه های فراوان نیز به روی دوشش می گذارد. این همه لشکرکشی و این همه تحمل ترکش های جنگ همچون بالارفتن قیمت نفت و گاز و انرژی و غیره صرفا برای مساله ی برچیدن چند سایت اتمی و چند گروه نیابتی نیست، بلکه برای رام و مطیع کردن حکومت ولایت فقیه و آوردن آن به بلوک امپریالیستی غرب است.

از این رو جناح جنگ طلب به خوبی می داند که ادامه ی این راه حتی اگر بر سرکار بمانند، که آمریکا مشکلی با آن ندارد به شرط این که نوکران سربزیری باشند، اما این درجه از امتیازات و منافعی را که اکنون دارند نخواهند داشت. این مساله ی اصلی برای جناح جنگ طلب است: از دست دادن قدرت کنونی خود. این که این ها می گویند به آمریکا نمی توان اعتماد کرد برای این است که از عاقبت تفاهم و توافق و سازش بیمناکند.

آما این یک سر قضیه است. سر دیگر آن این است که این جناح به چه بهایی می خواهد موقعیت اقتصادی و سیاسی خود را در ایران و با این حکومت حفظ کند؟

این ها می گویند بقای حکومت در خطر است اما در واقع نه بقای حکومتی به نام ولایت فقیه بلکه بقای خودشان با آنچه به عنوان «هویت» برای این حکومت رقم زده اند، و خودشان هم به آن پایبند نیستند، ممکن است در خطر باشد. هویتی که تنها خودشان از آن صحبت می کنند و برای جناح تفاهم طلبان چندان ارج و ارزشی ندارد.

می گویند می خواهند بجنگند و تهدید می کنند که جنگ را نه تنها منطقه ای بلکه جهانی اش خواهند کرد. اما بر فرض اگر چنین کنند عاقبتی بدتر در انتظارشان خواهد بود. یعنی حتی این امکان را که با سازش با آمریکا بتوانند در حکومت تغییر یافته موقعینی داشته باشند از دست خواهند داد.

می گویند اگر قرار است ما نباشیم بهتر است ایران هم نباشد. راستی اگر آنها هم که پیش از اینان بودند این گونه فکر می کردند حکومتی نبود که این ها بتوانند تصاحب اش کنند!

این دارودسته در شیپور می کنند که «آخر الزمانی» اند اما جز بخشی از احمق ترین شان که خیالاشان مسموم است بقیه این قدر احمق نیستند که از خیر این ثروت و قدرت و مکنت بگذرند و «آخر زمانی» و «شهید راه خدا» شوند. این گونه حرف می زنند برای اینکه برخی از ابلهان حزب اللهی بسیجی را که گمان می کنند در راه خدایشان می جنگند قربانی زیاده خواهی و جاه طلبی خود کنند.

به احتمال اگر ضربات سختی بخورند و درست آنجا که فکر می کنند دیگر راهی به پیش ندارند تسلیم شده و وطن فروشی و کثافت و پلیدی واقعی خود را که تا مغز استخوان شان است، و این را در رابطه شان و واداده گی شان و سجده شان در مقابل امپریالیسم روسیه و دولت مرتجع و غارتگر چین دیده ایم، بروز داده و تسلیم خواهند شد.

اما آنکه مجبور است بار حماقت های این دارودسته های ثروت و مکنت پرست و جاه طلب و ماجراجو را به دوش کشد توده های مردم و در راس شان کارگران و کشاورزان و توده های مردمی هستند که ایران مال شان است و می خواهند مستقل و دموکراتیک و آزاد و آباد باشد.

تهدید جنگ از جانب آمریکا و حکومتی کریه و متعفن بر سر توده ها

 با این لشکرکشی ترامپ و این کش و قوس ها در مذاکرات و تسلط جناح مسلط در سپاه بر امور کشور، مشکل که جنگی تازه در نگیرد. اگر قرار باشد آغاز شود به احتمال پس از انتخابات حملات امریکا آغاز خواهد شد و ویرانی ها و مرگ های بیشتری را برای خلق ایران خواهد آورد.

و اکنون این سایه ی جنگ است که دوباره بر فراز کشور ما به حرکت در آمده است و مردمی، زحمتکشانی که با گرانی وحشتناک قیمت دلار و کالاهای ضروری خویش دست به گریبانند و به نسبت وضعیت در یکی از سخت ترین شرایط زندگی در صد سال اخیر قرار گرفته اند مجبورند با آن روبرو شوند و مشقات و گرانباری آن را تحمل کنند.

 کارگران و کشاورزان و طبقات میانی و تمامی آنهایی که دل شان بهر آزادی و دموکراسی و استقلال میهن شان به جوش می آید، دو دشمن اصلی دارند: یکی در درون که حکومت ولایت فقیه و جانیان و شیادان و غارتگرانی است که بر جان و مال توده ها مسلط گردیده اند و دیگری امپریالیسم( در حال حاضر بیش از همه امپریالیسم آمریکا). هیچ کدام از این دشمنان از دست خلق ایران سالم در نخواهند رفت.

عاقبت، پیروزی از آن خلق است!

خلق ممکن است بارها و بارها شکست بخورد و قربانیان فراوان بدهد و آسیب های فراوان بر وی وارد شود و پیشرفت اش مسدود شود و بسیار عقب رود. این شکست ها و پس رفتن ها بیشتر در زمانی رخ می دهد که شرایط برای وی جور نباشد و یا به نفع وی رقم نخورد. اما شرایط عاقبت جور خواهد شد و رقم خواهد خورد. طبقه ی کارگر ایران خود را خواهد یافت و به سازمان و تشکیلات انقلابی ای که به آن نیاز دارد دست خواهد یافت و نیز اوضاع  به نفع وی چرخش خواهد کرد. آنگاه کارگران و زحمتکشان و تمامی طبقات خلق ایران بساط یکه تازی این دشمنان را برخواهند چید و یک به یک جاروشان خواهند کرد.   

گروه مائوئیستی راه سرخ

 ایران

11آبان ماه 1405     

 

 

 

۱۴۰۵ آبان ۱۰, یکشنبه

همبستگی برای جمهوری و دموکراسی در ایران - نامه به وزير دفاع بلژیک در اعتراض به دعوت از رضا پهلوی


آقای تئو فرانکن، وزیر دفاع محترم بلژیک!

رونوشت به:

 آقای بارت دی وور، نخست وزیر محترم بلژیک،

آقای ماکسیم پروو، معاون نخست وزیر و وزیر محترم امور خارجه بلژیک،

خانم والری وان پیل، رئيس محترم حزب NVA،

بلگا، آژانس خبری رسمی بلژیک.

 

از این که نسبت به رژیم ضد بشری و مخالف پیمان جهانی حقوق بشر در ایران، بی تفاوت نیستید و همیشه علیه آن موضعگیری می کنید، بسیار سپاسگزاریم.

اما از شما درخواست می کنیم که در جهت درست تاریخ و دیپلماسی بیاستید و به طور واقعی از استقلال، دموکراسی، لائیسیته، حکومت مردم بر مردم، مردم سالاری و نه یک حکومت موروثی ارباب و رعیتی پادشاهی که نوع دیگری از سیستم ولایت فقیه آیت الله ها است، پشتیبانی کنید.

شما از آقای رضا پهلوی، نماینده هواداران دیکتاتوری پدر ایشان دعوت کرده اید که در مدرسه نظامی برای افسران عالی رتبه بلژیکی در باره جنگ و وضعیت خاورمیانه و ایران سخنرانی کند.

جای تاسف است که به جای دعوت از هم وطنان ایرانی تبار ـ بلژیکی خودتان، کسی را دعوت می کنید که از کودکی نه در ایران و خاور میانه بوده و نه صلاحیت و دانش نظامی دارد.

آخرین رسوایی که ایشان به بار آوردند، دعوت از ترامپ و نتانیاهو به بمباران مدارس، ساختارهای بنیادی، کارخانه ها، راه ها، فرودگاه ها، پل ها، پالایشگاه ها، انستیتو پاستور و کشتار مردم بود.

خاورمیانه، اسرائیل و اروپا به صلح پایدار و همزیستی مسالمت آمیز و دوستی نیاز دارند و نه به جنگ.

شما و حزبتان در بلژیک از فدرالیسم دفاع می کنید، اما ایشان و سلطنت طلبان ایرانی، هر فرد و هر حزب فدرالیست را تجزیه طلب خطاب کرده و بدترین تهمت ها را زده و حتی شعار مرگ بر فدرالیست ها می دهند.

 بلژیک مهد دفاع از حقوق بشر و از مخالفان سرسخت اعدام است، اما همسر رضا پهلوی و طرفدارانش در غرب شعار مرگ بر همه گرایش ها و احزاب مخالف خود می دهند و می خواهند سازمان مخوف ساواک را بازسازی کنند، وای به روزی که در ایران به قدرت برسند.

مبارزه برای آزادی و دموکراسی در ایران حاصل تلاش گروه‌های گوناگون اجتماعی، فرهنگی، زبانی و سیاسی است. زنان، جوانان، کارگران، دانشجویان، روزنامه‌نگاران، زندانیان سیاسی، خانواده‌های جان‌باختگان و سراسر ایران کثیرالمله در زیر شعار «زن، زندگی، آزادی»، در این مبارزه نقش دارند. معرفی یک فرد در خارج کشور به‌عنوان نماینده آنان، توهین بزرگی به ملت مبارز ایران است.

ما به عنوان بخش کوچکی از ایرانی تباران کشورهای اروپای، به ویژه بلژیکی، از شما می خواهیم در تصمیم خود بازنگری کرده و این دعوت را لغو نمایید. 

کسانی که در دور و بر شما هستند و از شما خواسته اند تا رضا پهلوی را به منظور کارشناس نظامی و جنگی دعوت کنید، قصد تبلیغ برای او دارند تا بگویند که رضا پهلوی تنها نماینده مردم ایران می باشد و دولت بلژیک هم او را به رسمیت شناخته است.

ما، هم وطنان اروپایی و بلژیکی شما توصیه می کنیم، لطفن این کار را نکنید و به اعتبار دوستی های دو ملت بزرگ ایران و بلژیک لطمه نزنید.

با احترام

همبستگی برای جمهوری و دموکراسی در ایران 

 

​امضاکنندگان:

​جریانات بزرگ و ائتلاف‌های فراگیر:

۱. همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران

​جبهه متحد بلوچستان – ایران (جمهوریخواهان)

​جنبش جمهوريخواهان دموکرات و لائيک ايران فدرال

​حزب اتحاد بختیاری و لرستان

​حزب تضامن دموکراتیک اھواز

​حزب دمکرات کوردستان ايران

​حزب سبزهای ايران

​حزب مردم بلوچستان

​سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران

​شورای آزادی‌خواهان سوسياليست

​شورای همکاری ترکمن صحرا (شامل: خيزش ملى، سازمان فرهنگى و سياسى، و شوراى همبستگى)

​کومه‌له زحمتکشان کوردستان

​گروه ۲۵ شهریور

​نهاد همبستگی جمهوری‌خواهان

​۲. کنگره ملیت‌های ایران فدرال

​جبهه متحد بلوچستان – ایران (جمهوری‌خواهان)

​جبهه مردم بلوچستان

​شورای همبستگی ترکمن‌صحرا

​حزب اتحاد بختیاری و لرستان

​حزب تضامن دموکراتیک الاهواز (عربستان)

​حزب دمکرات کردستان ایران

​حزب کومه له کوردستان ایران

​سازمان مردمی کُرمانج (کردهای خراسان)

​حزب مردم بلوچستان

​کانون سیاسی فرهنگی آذربایجان

​حزب دموکرات آذربایجان

​سازمان فرهنگی و سیاسی ترکمن‌صحرا

​احزاب، گروه‌ها، سازمان‌ها و نهادهای مدنی:

​۳. آسوی زن کورد – انجمن زنان کومەلە

۴. انجمن زنان ایرانی-آلمانی کلن

۵. حزب حیات آزاد کردستان – پژاک

۶. حزب دمکرات ایران آزاد

۷. حزب دمکرات مسیحی ایران

۸. حزب کومه له کوردستان ایران

۹. حقوق بشر بلوچستان

۱۰. جمعیت کردهای مقیم فرانسه

۱۱. سازمان جوانان پیشرو

۱۲. سازمان حقوق بشری هانا

۱۳. سازمان خبات کردستان ایران

۱۴. شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران

۱۵. شورای ایرانیان شهر کلن (هواداران مقاومت)

۱۶. شورای برگزاری آکسیون‌ها در هلند

۱۷. تلاشگران راه آزادی-هامبورگ

۱۸. کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

۱۹. کنشگران حقوق بشر ایران

۲۰. همبستگی جمهوری‌خواهان و دموکراسی‌خواهان ایرانی در بلژیک

۲۱. هانای روژلات

به سکوت پایان می دهیم - شورای هماهنگی فرهنگیان ایران


 بیانیه 

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران


بخش اول

به سکوت در برابر شوراشکنان فرصت طلب، تخریب‌گران و دروغ‌سازان مدعی مبارزه پایان می‌دهیم.


« دانستن، حق ویژه‌ی ابطال ناپذیری است که سبب گسترش کنجکاوی و زمینه‌ساز کنش رهایی بخش می‌شود».


شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، به عنوان یکی از نهادهای فراگیر، موثر و مستقل در تاریخ معاصر ایران، نزدیک به سه دهه فعالیت صنفی و مدنی خود، برای آموزش رایگان و همگانی، دستمزد عادلانه، مبارزه با آموزش ایدئولوژیک، حق ایجاد تشکل‌های مستقل از قدرت، مخالفت با پولی شدن آموزش، برابری جنسیتی در امر آموزش، عدالت در آموزش و از بین بردن تبعیض بین مرکز و حاشیه، ایجاد فرصت‌های برابر برای رشد و شکوفایی و تحرک اجتماعی بین دانش‌آموزان، خصوصا حوزه دختران و زنان، دفاع همه جانبه از مناطق محروم و فقیر، دفاع از آموزش به زبان مادری، نفی اعدام و ایستادن در کنار مردمان محروم و تحت ستم در جنبش‌های اجتماعی؛ با وجود انواع برخوردهای قهری حاکمیت، همچنان بر مواضع حق طلبانه و آزادیخواهانه‌ی خود ایستاده است، و این مبارزه رهایی بخش را با پشتوانه‌ی فرهنگیان، دانش‌آموزان، تشکل‌های مستقل و حمایت مردم ادامه خواهد داد.

طی سال‌ها ایستادگی برای عدالت و آزادی، قدرت حاکم بواسطه‌ی مخالفت ذاتی با جامعه مدنی مستقل و مطالبه‌گر، سیاست‌های بازدارنده‌ی خود را به دلیل ناتوانی در عملی ساختن مطالبات قانونی جنبش معلمان بکار گرفته، که همان سرکوب و خشونت تمام عیار بوده است.

زندانی کردن کم سابقه فعالان صنفی، اخراج ده‌ها معلم در نقاط مختلف کشور، تبعید، دستگیری‌های فله‌ای، ساختن سناریوهای کاذب، سلول‌های انفرادی، مهاجرت‌های تحمیلی، فشار بر خانواده‌ها، غیر قانونی اعلام کردن تشکل‌های صنفی، فشار شرم‌آور حراست‌ها و انواع ضربه‌های پیدا و پنهان، بهایی بوده و هست که فعالان صنفی فرهنگیان و شورای هماهنگی پرداخته‌است.

با ایستادن و تداوم فعالیت و مبارزه، و وجود تنگناها و سرکوب‌های گسترده؛ واضح و طبیعی است که قصوراتی در تصمیم گیری‌های این نهاد ایجاد شود و نقادی و مخالفت افراد و گروههای مختلف را متوجه آن سازد.

بنابراین شورای هماهنگی با گشودگی و اندیشه‌ای باز، خود را ساختاری صلب و مصون از انتقاد و مخالفت نمی‌داند، انتقاد را سرمایه‌ی وجودی خود دانسته و برای بالندگی و استمرار فعالیت‌هایش به آن نیازمند است و هیچگاه به خود قدسیت نبخشیده است، بلکه ریشه در نقد دارد و حیات خود را از آن می‌گیرد. اصولا تکثر اندیشه، زیربنای ساختار شوراست و یکدست سازی را مغایر با فلسفه‌ی تفکر شورایی تلقی می‌کند.

اما این بدان معنا نیست که شورای هماهنگی چشم بر روی کین‌توزی‌ها، حسادت‌ها، ترور شخصیت و تخریب خصمانه فعالان صنفی صادق و مبارزی که علی‌رغم تحمل انواع خشونت‌ها و محرومیت‌ها به مبارزه در راستای عدالت آموزشی ادامه می‌دهند، ببندد و سکوت اختیار کند.

بارها از سوی افراد، گروه‌ها، کانال‌های به اصطلاح فرهنگی و نوچه‌های نابالغ آنها تهمت‌ها، دروغ ها، روایت‌های ساختگی و‌ کذب و سناریوهایی همسو با نیروهای امنیتی علیه فعالان شناخته شده‌ای همچون: محمود بهشتی لنگرودی، اسکندر لطفی، محمد حبیبی، جعفر ابراهیمی، شیوا عاملی راد و ... منتشر شده است.

که تجربه نشان داده سکوت مصلحت اندیشانه در دفاع به موقع و قاطع از آنان، نه تنها از دامنه‌ی تخریب نکاسته، بلکه راه را برای حملات مشابه علیه دیگر کنش‌گران صنفی هموار کرده است.

این اعمال نابخردانه و فرساینده بر اساس نقد افراد آگاه به مسائل تشکیلاتی رهایی بخش نیست، بلکه رویه‌ای خصمانه، همسویی عامدانه با نیروهای سرکوب برای نابودی و اضمحلال نهادی مستقل و خود بنیاد است که پایه‌های آن بر ستونهای راستی، شفافیت، اخلاق‌مداری و فداکاری برای فرهنگیان و دانش آموزانی بنا شده است که آینده‌ی آنان به سبب سیاست‌های اقتصادی فقر آفرین و تبعیض‌گرا قربانی می‌شود.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، با اقتدار و به پشتوانه‌ی سالها مبارزه و ایستادن کنار مردم، راسخ و مصمم اعلام می‌کند:

«من بعد در برابر هر فرد، گعده، کانال و بلوکی که با سیاست تخریب، اقدام کین‌توزانه‌ای صورت دهد موضع گیری می‌کند و با قاطعیت و بدون لکنت زبان، حقایق و واقعیت‌ها را جهت روشنگری افکار عمومی افشا خواهد کرد.»

این بیانیه در این جا خاتمه پیدا نمی‌کند و در مطالب بعدی صریح و شفاف شقاوت‌ و نادانی اصحاب دروغ، تدلیس و فریب را برملا خواهیم ساخت.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

۱۴۰۵/۰۸/۰۹