۱۴۰۴ بهمن ۱۲, یکشنبه

مبارزه با «عادی سازی» خامنه ای و حکام جنایتکار

 Fighting the "normalization" of Khamenei and criminal rulers

مبارزه با «عادی سازی» خامنه ای و حکام جنایتکار جمهوری اسلامی و کفتارهای سپاه و بسیحی

 

دانشجویان مبارزه با « عادی سازی» را با تحریم امتحانات آغاز کرده اند.

مبارزه با «عادی سازی» را تبدیل به یک جنبش توده ای کنیم!

 

تحریم می تواند نقش مهمی در مبارزه با «عادی سازی» داشته باشد.

 برای نمونه:

تحریم کالاهای متعلق به نهادهای حکومتی مانند سپاه؛

تحریم بانک ها و مراکز فروش متعلق به سپاه و بسیج و دیگر حکومتگران؛

تحریم مسابقات ورزشی و سینماها؛

تمامی شکل های مبارزه با «عادی سازی» می تواند به بحث توده ای گذاشته شود و مواردی که توده ها با آن موافق اند به عمل آید.

در مبارزه با «عادی سازی»
تحریم امتحانات از جانب دانشجویان

به گزارش صنف مستقل بهشتی، دانشجوهای دانشگاه‌های ذیل در اعتراض به سرکوب و کشتار مردم، تحریم امتحانات را اعلام نمودند:
١.دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
٢. دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
٣.دانشکده تغذیه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
٤.دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
۵. دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
٦.دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
٧.دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
٨.دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور
٩.دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز
١٠.دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شاهرود
١١.دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل
١٢.دانشگاه علوم پزشکی کردستان
١٣.دانشگاه علوم پزشکی یزد
١٤.دانشگاه علوم پزشکی مشهد
١۵.دانشگاه علوم پزشکی لرستان
١٦.دانشگاه علوم پزشکی البرز
١٧.دانشگاه علوم پزشکی کاشان
١٨.دانشگاه علوم پزشکی سمنان
١٩.دانشگاه علوم پزشکی قم
٢٠.دانشگاه علوم پزشکی بجنورد
٢١.دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
٢٢.دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی همدان
٢٣.دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی زنجان
٢٤.دانشگاه علوم پزشکی ایران
٢۵.دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه
٢٦.دانشگاه علوم پزشکی گرگان
٢٧.دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی کرمان
٢٨.دانشگاه علوم پزشکی اردبیل
٢٩.دانشکده علوم پزشکی دانشگاه آزاد نجف آباد
٣٠.دانشگاه علوم پزشکی زاهدان ٣١.دانشگاه علوم پزشکی مازندران و بابل

 

 بخش هایی از بیانه های دانشجویان
«در روزهایی که غم، اضطراب و خشمی عمیق بر فضای جامعه و زیست فردی‌ سایه افکنده است؛ نمی‌توانیم وانمود کنیم همه‌چیز عادی‌ست. آن‌چه این روزها بر هموطنانمان می‌گذرد، تنها خبر نیست؛ زخمی‌ست که هر روز عمیق‌تر می‌شود و بر روان و زندگی ماه اثر می‌گذارد»
 
دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز
«گزارش‌های متناقض و غیرشفاف درباره تعداد کشته‌شدگان اعتراضات اخیر منتشر شده است. رسانه‌ها بر اعداد متفاوت تمرکز دارند، اما آنچه محل تردید نیست، نقض سیستماتیک حق حیات شهروندان ایرانی است. شهروندانی که در واکنش به بحران‌های مزمن معیشتی و محدودیت‌های سیاسی و اجتماعی به خیابان آمدند، با گلولهٔ جنگی پاسخ گرفتند.»
 
دانشجویان دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران
«بیانیه‌ای که پیش‌روی شماست، صرفاً یک متن نیست؛ این بیانیه، یک صداست، صدایی برخاسته از دل دانشگاه تهران، از وجدان بیدار جامعه...
حداقل و بدیهی‌ترین کنشی که قشر آکادمیک می‌تواند در برابر جریان سازمان‌یافته عادی‌سازی اتخاذ کند، تحریم امتحانات است.
تحریم امتحانات، امتناع از علم نیست؛ بلکه اعتراضی است به تحقیر انسانیت، به پایمال شدن آشکار حقوق بشر و ایستادگی‌ای تاریخی در برابر فراموشی ساختاریافته.»
 
دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
«سرکوب و انکار، راه برون‌رفت از بحران‌های موجود نیست. یاد جان‌باختگان این وقایع در حافظهٔ جمعی ما زنده خواهد ماند و مطالبهٔ آزادی، عدالت و کرامت انسانی، همچنان ادامه خواهد داشت.»
 
دانشجویان دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد
«سکوت در برابر این وضعیت، به معنای پذیرش آن است و ما نمی‌توانیم پذیرای عادی‌سازی رنج، اضطراب و فرسودگی باشیم.»
 
دانشجویان دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
«انتظار تمرکز و حضور مؤثر در امتحانات، در فضایی آکنده از اضطراب و ناامنی روانی، انتظاری غیرانسانی است.»
 
دانشجویان پزشکی همین دانشگاه (ورودی بهمن ۱۴۰۳)
«هرگونه ارزیابی آموزشی زمانی که دانشجو در وضعیت مناسب روانی قرار ندارد، فاقد معنا و اعتبار خواهد بود.»
دانشجویان دانشکده ایران
«همکلاسی‌هایمان را کشته‌اید، خیلی‌ها را نابینا و زخمی کردید، ما تا نابودی این حکومت به زندگی عادی برنمی‌گردیم.»
 
دانشجویان علوم پزشکی نیشابور
«ادامه چرخه عادی آموزش در هنگام فروپاشی بنیان‌های جامعه، تلاشی برای انکار عمق فاجعه است.»


درباره ی حمله نظامی امپریالیسم آمریکا به ایران

 About the US imperialist military attack on Iran

1

آخرین خبرها حاکی است که امپریالیسم آمریکا  ناو هواپیمابر «یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن» و تعدادی ناوشکن مجهز به موشک هدایت‌شونده تاماهاوک را به منطقه عملیاتی سنتکام فرستاده و در نزدیکی مرزهای آبی ایران مستقر کرده است. جدا از این ها تجهیزات بسیاری دیگری در منطقه مستقر کرده چندان که به گفته ی سایت کانال 14 اسرائیل:«با چنین آرایش نیرویی، ایالات متحده توان اجرای هر اقدام نظامی‌ را در اختیار دارد؛ از حمله‌ای محدود و هدفمند گرفته تا یک کارزار نظامی طولانی‌مدت».

خبرهای دیگر این است که شماری از شرکت های هواپیمایی همچون ایرفرانس و بریتیش ایرویز و ک ال ام بخشی از پروازهای خود را در منطقه متوقف کرده اند. به همراه این ها تهدیدهای ترامپ و نیز جنب و جوش هایی در میان کشورهای عرب منطقه به چشم می خورد.

در کنار اینها خبرهایی دال بر فرستادن پیامی از جانب عراقچی به کاخ سفید به گوش می رسد. پیامی که پزشکیان آن را تضمین کرده است. پیام حاوی این درخواست است که آمریکا حمله ی خویش به جمهوری اسلامی را به عقب اندازد و حل اختلافات را از طریق دیپلماتیک پیش برد.

هنوز روشن نیست که آمریکا نیروهایش را برای زیر فشار قرار دادن جمهوری اسلامی برای سازش به منطقه فرستاده و یا اینکه قصد جنگ با جمهوری اسلامی و سرنگونی و تغییر حکومت را دارد. با این حال زمانی که چنین حجمی از نیرو به نزدیک مرزهای ایران فرستاده می شود امکان جنگ بسیار بالاتر می رود.

2

جنگ و سازش آمریکا و ترامپ با خامنه ای و سران سپاه گذشته ای دراز دارد و هر بار و در هر رویداد مهم هر دو جهت یعنی جنگ از یک سو و مصالحه و تسلیم خامنه ای و سران سپاه از سوی دیگر وجود داشته است.

مهم ترین فرازهای جنگ، ترور قاسم سلیمانی و پاسخ سپاه و حمله به عین الاسد و همچنین حمله ی دوازده روزه در سال 1403 است. در کنار اینها دولت صهیونیستی اسرائیل در طی سال های گذشته بسیاری از فرماندهان سپاه در منطقه و ایران و همچنین دانشمندان اتمی را ترور کرده است.

از سوی دیگر گرایش های رسیده به مذاکره و سازش کم نیستند و از برجام گرفته تا دیدارهای مکرر با واسطه ی عمان و مذاکرات دوره ای در عمان و قطر و ایتالیا و پیغام هایی که در همین دوره ای اخیر از سوی جمهوری اسلامی فرستاده شده است را در بر می گیرند.

در هر صورت هر دو هم جنگ وهم سازش و کنار آمدن در کنار یکدیگر پیش رفته اند. گاه این و گاه آن عمده شده است، اما تضاد به طور نهایی حال نشده و بنابراین هر دو وجه ادامه یافته اند. علل تداوم دو وجه این بوده که از یک سو مسائل و تضادها حل نشده است و از سوی دیگر امپریالیسم آمریکا نخواسته وارد یک جنگ تازه در منطقه شود و همچنین برای آن، حفظ حکومت کنونی گزینه ی بهتری تا جابجایی آن با حکومت های دیگر و به ویژه سلطنت طلبان بوده است.

3

اگر قرار به جنگ باشد و این فرستادن نیرو و تجهیزات برای جنگ باشد باید گفت برای امپریالیسم آمریکا و امپریالیست های اروپای غربی بهترین زمان برای جنگ حداقل طی دهه های اخیر اکنون است. یعنی زمانی که خامنه ای و سران سپاه در ضعیف ترین موقعیت خود در منطقه به سر می برند و این به دلیل ضرباتی بوده که امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل به نیروهای نیابتی آن زده اند و به ویژه مورد سوریه که سپاه را از آن جا بیرون رانده اند.

همچنین با کشتار و نسل کشی اخیر خامنه ای و سران سپاه، توده های مردم که مخالف و متنفر از حکومت بوده اند به جای خود حتی ته مانده ی هواداران خویش را از دست داده اند و مشکل که برایشان جز دستگاه سرکوب چیزی باقی مانده باشد. دستگاه سرکوب نیز به ویژه در بخش های پایین و میانی از مردم تاثیر می گیرند و کشتار اخیر تاثیرات خود را در آنها نشان خواهد داد. از این رو موقعیت برای امپریالیست های آمریکا و اروپای غربی از بسی جهات بهتر از موقعیت های پیشین است.

اما درست در همین زمان این امکان که خامنه ای و سران سپاه به دنیال سازش بروند نیز بسیار زیاد است. به ویژه این که اگر در مساله ی جنگ کردن جناح خامنه ای و سران سپاه و کلا هسته ی اصلی قدرت کمابیش تنها هستند در مساله سازش تمامی جناح های دیگر خواه روحانی و خواه پزشکیان و اصلاح طلبان به آنها پیوسته و از آن استقبال می کنند. افزون بر این جنگ ممکن است هست و نیست طبقه ی حاکم یا حداقل هسته ی سخت قدرت را به باد دهد و این با فکر« حفظ حکومت اوجب واجبات است» که استراتژی خامنه ای و سران سپاه بوده است سازگاری ندارد.

چنان که در بالا اشاره کردیم برای امپریالیست ها بهترین گزینه ی موجود همین حکومت مرتجع و متعفن است. نگه داشتن این حکومت، ضمن آنکه ریسک جنگ و تداوم و نتایج ناروشن و غیرقابل پیش بینی آن را در بر ندارد، می تواند از بسیاری از نگرانی های امپریالیست ها که در صورت سرنگونی آن بروز می کند بکاهد. از سوی دیگر خامنه ای و سران سپاه با جنایاتی که در این چهل و اندی سال کرده اند، نشان داده اند که در صورتی که وارد بلوک غرب شوند و سیاست های آنها را بپذیرند و اجرا کنند، نوکرانی قابل اطمینان برای سرمایه داران امپریالیست غربی خواهند بود. آنها می توانند امنیت سرمایه های امپریالیستی را در داخل تضمین کنند و نقش حفاظ منافع امپریالیست ها را در منطقه اجرا کنند.

از این رو تا زمانی که حمله ای صورت نگرفته هر آن امکان سازش نیز وجود دارد. هر دو گزینه پا به پای یکدیگر رشد می کنند.

4

از شواهد این گونه بر می آید که امپریالیسم آمریکا تمایلی به پیاده کردن نیروی نظامی و جنگ زمینی ندارد و در صورت جنگ می خواهد «عملیات نقطه زنی» را اجرا کند و سران رژیم و نهادهای اصلی نظامی، امنیتی و سیاسی آن را بزند. در عین حال این امکان هست که در صورت تداوم و واکنشی حاد از جانب خامنه ای و سپاه مثلا شلیک موشک به پایگاه های آمریکا و یا برخی از کشورها عرب منطقه و همچنین اسرائیل کار به زدن زیرساخت ها و تاسیسات اقتصادی بکشد و شرایطی به وجود آید که حتی جنگ زمینی را اجتناب ناپذیر کند.

از سوی دیگر اگر واقعا قصد امپریالیسم آمریکا نه زیر فشار قرار دادن جمهوری اسلامی برای سازش، بلکه برای تغییر حکومت و به گفته ی ترامپ «تغییر رهبری« باشد این که گفته شود نیروهای نظامی آمریکا سران سپاه و حکومت را می زنند و باید مردم در این وضع همکاری کنند و در زمین و در شهرها به مراکز سیاسی حکومت حمله کنند خیلی با واقعیت جور در نمی آید. چگونه مردم بی سلاح می توانند چنین کنند در حالی در همین دی ماه خامنه ای و سران سپاه و بسیج هولناک ترین کشتار تاریخ جمهوری اسلامی و صد سال اخیر ایران را به راه انداختند. سپاه و بسیج حتی با وجود ضربات می توانند کشتار را ادامه دهند و توده های بی سلاح را به شکل های گوناگون به رگبار بندند.

 از این رو احتمالا منظور از همکاری مردم که تمامی دارودسته ی سلطنت طلب نیز تبلیغ اش می کنند، همکاری گروه هایی از نظامیان باشد و این جز معنای کودتا نمی دهد. به عبارت دیگر اگر نقشه ای وجود داشته باشد زدن مراکز نظامی و سیاسی حکومت از یک سو و کودتایی در تهران و برخی شهرهای بزرگ از سوی دیگر است.

5

با توجه به شرایط کنونی مشکل بتوان گفت که مردمی که چنین سوگوار عزیزان خود هستند و خشم و کینه شان از حکومت جنایتکار هزاران بار بیش از پیش شده است در مقابل حمله ی آمریکا آن واکنشی را نشان دهند که در زمان حمله ی اسرائیل و جنگ دوازده روزه نشان دادند. بخش مهمی از آنها به احتمال زیاد تماشاچی خواهند بود و بخش هایی نیز تلاش خواهند کرد که توصیه های آمریکا را عمل کنند و انتقام قربانیان را با واسطه ی دخالت خارجی بگیرند.

ما چنانکه بارها گفته ایم مخالف هر گونه حمله نظامی به خاک ایران به وسیله ی امپریالیسم آمریکا و متحدین اروپایی اش برای تغییر حکومت مرتجع ولایت فقیه هستیم. سرنگونی و تغییر حکومت باید طبق منافع کارگران و زحمتکشان و تمامی خلق های ایران و به وسیله آنها و با اتکای اساسی به نیروی خود صورت گیرد و نه بر مبنای منافع امپریالیست ها و به وسیله ی نیروی نظامی آنها.

تجارب تاریخی چنین حملات و تجاوزات امپریالیستی و نتایج آنها در پیش روی ماست. در هیچ کدام از آنها امپریالیست هادر قید منافع ملت های دربند و زیرستم نبوده بلکه تنها در پی منافع اقتصادی و سیاسی و ژئوپلتیکی خود بوده اند. 

چیزی به نام «یاری بشردوستانه» ی امپریالیست ها در مورد خلق های کشورهای زیرسلطه وجود ندارد. امپریالیسم آمریکا  در صورت سرنگون کردن حکومت دستی به ساختار امنیتی و نظامی حکومت نخواهد زد بلکه آن را برای دولتی که خود انتخاب خواهد کرد حفظ خواهد کرد. امپریالیسم آمریکا سرنگونی حکومت را اگر عملی کند برای منافع خود عملی می کند و نه برای منافع خلق ایران و نه برای «کمک بشردوستانه» به ملت ایران.

از این رو ما بر آنیم که طبقه ی کارگر و زحمتکشان و تمامی خلق ایران باید مقابل هر گونه حمله ی نظامی امپریالیسم آمریکا و دیگر امپریالیست ها و دولت صهیونیستی اسرائیل برای تغییر حکومت موضع بگیرند و آن را پیشاپیش محکوم کنند.

 طبقه ی کارگر و خلق ایران این توانایی را دارند که خود حکومت کنونی را سرنگون کند و یک جمهوری دموکراتیک انقلابی برقرار سازند.

گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

شش بهمن 1404

هرانا- سی و پنچ روز پس از آغاز اعتراضات

 Thirty-five days after the protests began


تاریخ : ۱۴۰۴/۱۱/۱۲
روز سی‌وپنجم از آغاز اعتراضات؛ فشار بر کادر درمان و وکلا در سایه تداوم بازداشت‌ها
خبرگزاری هرانا – بر اساس تازه‌ترین داده‌های تجمیعی هرانا در روز سی‌وپنجم از آغاز اعتراضات، مجموع جان‌باختگان تأییدشده به ۶۷۱۳ نفر رسیده است. بر پایه این آمار، ۶۳۰۵ نفر از جان‌باختگان «معترضان» گزارش شده‌اند و ۱۳۷ نفر نیز در بخش «کودکان زیر ۱۸ سال» ثبت شده‌اند. همچنین ۲۱۴ نفر از نیروهای وابسته به حکومت و ۵۷ نفر «غیرنظامی-غیرمعترض» گزارش شده‌اند. ۱۷۰۹۱ مورد همچنان در دست بررسی قرار دارد. شمار مصدومان غیرنظامی ۱۱۰۲۱ نفر، بازداشت دانشجویان ۸۴ مورد، اعترافات اجباری ۲۹۵ مورد و احضارها ۱۱۰۲۸ مورد گزارش شده است. همچنین مجموع رخدادهای اعتراضی ثبت‌شده ۶۶۲ مورد در ۲۰۵ شهر و ۳۱ استان بوده است.
به گزارش هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در روز سی‌وپنجم، محور تحولات داخلی بیش از هر چیز بر دو روند هم‌زمان متمرکز بود، از یک سو افزایش فشار بر گروه‌های حرفه‌ای جامعه، به‌ویژه وکلا و کادر درمان در پی موج پرونده‌سازی و بازداشت‌ها و از سوی دیگر تداوم بازداشت‌های موردی و پراکنده در شهرهای مختلف و استمرار سازوکارهایی مانند پخش «اعترافات اجباری» و احضارهای امنیتی.
برخورد با وکلا و پزشکان
گزارش‌های روزهای اخیر نشان می‌دهد فشار امنیتی، صرفاً به صحنه خیابان محدود نمانده و به‌طور برجسته به حوزه‌های حرفه‌ای رسیده است؛ حوزه‌هایی که در بحران، نقش «پشتیبان اجتماعی» دارند: وکلا برای پیگیری حقوقی و دفاع، و پزشکان و کادر درمان برای رسیدگی به مجروحان.
بازداشت وکلای دادگستری و ابهام در آمار و اتهامات
در حوزه وکلا، سعید باقری، نایب‌رئیس کانون وکلای دادگستری مرکز، گفته است آمار دقیقی از وکلای بازداشت‌شده در جریان اعتراضات اخیر در دست نیست و تنها «شنیده شده تعدادی از همکاران» بازداشت‌اند. او همچنین تأکید کرده علت دقیق بازداشت‌ها و ماهیت اتهامات برای کانون روشن نشده و قرار است موضوع بازداشت شیما قوشه در کارگروهی بررسی شود.
در همین زمینه، روزنامه شرق از بازداشت ۹ وکیل دادگستری از آغاز اعتراضات دی‌ماه خبر داده و نوشته است دو وکیل در تهران، شش وکیل در شیراز و یک وکیل در مشهد بازداشت شده‌اند. این گزارش همچنین از احضار شمار دیگری از وکلا خبر داده، بدون آنکه جزئیات کامل ارائه کند.
بر اساس فهرست منتشرشده، هفت وکیل بازداشت‌شده عبارت‌اند از: مهدی انصاری، جعفر زارعی، مهران انصاری، جعفر کشاورز، نازنین برادران، عنایت‌الله کراماتی و امید دارابی. همچنین هرانا پیش‌تر بازداشت دو وکیل دیگر یعنی شیما قوشه و محمد هادی جعفرپور را گزارش کرده بود.
در مورد پرونده شیما قوشه، گفته شده او روز جمعه ۲۶ دی‌ماه در منزلش در تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و خانواده‌اش از وضعیت او «در بی‌خبری کامل» قرار دارند. این بخش از گزارش‌ها، در کنار تکرار خبر «مکان نامعلوم» برای بازداشت‌شدگان، نگرانی‌ها درباره دسترسی به وکیل و روند شفاف رسیدگی را تشدید کرده است.
جزئیات از درون پرونده‌ها: وثیقه‌های سنگین، محدودیت وکیل، و احکام حبس
هم‌زمان، سه وکیل دادگستری در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد جزئیاتی از پرونده‌های بازداشت‌شدگان ارائه کرده‌اند که تصویری ملموس‌تر از روند قضایی به دست می‌دهد:
·                   
o                                     زهرا مینویی گفته است در حال حاضر حدود ۱۷ پرونده مرتبط با بازداشت‌شدگان اخیر را پیگیری می‌کند و اغلب این افراد متولد دهه ۸۰ هستند. به گفته او، اتهامات مطرح‌شده در این پرونده‌ها عمدتاً «اخلال در نظم و آسایش عمومی» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و خارجی کشور» است. او همچنین از وثیقه‌های سنگین و تداوم بازداشت حتی پس از صدور قرار وثیقه خبر داده و گفته در بسیاری از پرونده‌ها عملاً قرار وثیقه «فک نمی‌شود». مینویی افزوده است احکام صادرشده تاکنون عمدتاً حبس بوده و کمترین حکم ۷ ماه و بیشترین آن پنج سال زندان گزارش شده است.
o                                     مریم کیان‌ارثی گفته در موارد متعددی بازپرس‌ها از پذیرش وکالت وکلای تعیینی خودداری کرده‌اند و با اشاره به تبصره ۴۸ آیین دادرسی کیفری، توضیح داده در مرحله تحقیقات مقدماتی فقط وکلای مورد تأیید رئیس قوه قضاییه امکان ورود دارند. او همچنین گفته حق‌الوکاله برخی از این وکلا بسیار سنگین است و خانواده‌ها توان پرداخت ندارند و در بسیاری موارد، خانواده‌ها از تأمین وثیقه تعیین‌شده ناتوان‌اند.
o                                     حسن آقاخانی اعلام کرده تاکنون وکالت سه پرونده را پذیرفته که اتهام آن‌ها «اجتماع و تبانی» عنوان شده است. او گفته بازداشت‌شدگان از اسلامشهر، مرکز تهران و پردیس هستند و امکان ملاقات وکیل با موکل هنوز فراهم نشده است. همچنین از شلوغی زندان‌ها، نبود اطلاع‌رسانی شفاف و دشواری تنظیم وکالت‌نامه به‌عنوان مشکلات جاری نام برده است.
پزشکان و کادر درمان: روایت رسمی در برابر گزارش‌های میدانی
در بخش درمان، شکاف میان روایت رسمی و گزارش‌های منتشرشده همچنان قابل توجه است. در پی انتشار گزارش‌هایی درباره بازداشت پزشکان و کادر درمان پس از رسیدگی به مجروحان اعتراضات دی‌ماه، محمد رئیس‌زاده، رئیس کل سازمان نظام پزشکی ایران گفته است ۱۷ پزشک دارای پرونده قضایی و امنیتی «به‌دلیل اقدام درمانی بازداشت نشده‌اند» و تاکنون «هیچ حکم قطعی» علیه آن‌ها صادر نشده است. او ضمن تأیید وجود پرونده برای این افراد، تأکید کرده هیچ پزشکی صرفاً به‌خاطر انجام وظیفه پزشکی بازداشت نشده و سازمان نظام پزشکی موضوع را از طریق نهادهای امنیتی و قضایی پیگیری کرده است.
هم‌زمان، محمدرضا ظفرقندی، وزیر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران در پیامی گفته ارائه بهترین خدمات درمانی به هر مراجعه‌کننده در «محیطی امن و بهداشتی» اولویت نظام سلامت است و این اصل، مبنای رفتار حرفه‌ای گروه پزشکی و بخشی از سوگند آنان محسوب می‌شود. در کنار او، همایون سامه‌یح نجف‌آبادی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی گفته است فهرستی از پزشکان بازداشتی را دیده و تعداد نام‌ها «کم نبود»، اما در پاسخ به علت بازداشت‌ها اظهار بی‌اطلاعی کرده و مدعی شده بعید می‌داند این موضوع به درمان مجروحان مرتبط باشد. او همچنین تلاش کرده فضای مراکز درمانی را «امن» توصیف کند، در حالی که گزارش‌های میدانی از ترس مجروحان برای مراجعه به بیمارستان‌ها حکایت دارد.
در مقابل روایت رسمی، گزارش‌های متعددی از بازداشت پزشکان پس از درمان مجروحان منتشر شده است. در میان نام‌های مطرح‌شده، از آمنه سلیمانی (پزشک و مدیر کلینیک پوست‌ومو در اردبیل)، بابک پورامین (متخصص طب اورژانس در نیشابور) و علیرضا گلچینی (جراح و پزشک اهل قزوین) یاد شده است؛ افرادی که بنا بر روایت نزدیکان و همکاران، پس از ارائه خدمات درمانی با برخورد نیروهای امنیتی مواجه شده‌اند.
در واکنش به بازداشت‌های کادر درمان، احمد نجاتیان، رئیس سازمان نظام پرستاری ایران گفته است این سازمان بیانیه‌ای منتشر می‌کند و موضع خود را اعلام خواهد کرد. همچنین گروه «پزشکان و قانون» در بیانیه‌ای هشدار داده‌اند «جرم‌انگاری اقدام درمانی» با اصول بنیادین حقوق کیفری در تضاد است و صدور احکام سنگین علیه پزشکانی که صرفاً وظایف شغلی انجام داده‌اند، می‌تواند به «هراس قضایی» در میان کادر درمان منجر شود؛ هراسی که در شرایط بحرانی، هم کیفیت امدادرسانی را کاهش می‌دهد و هم حق شهروندان برای دسترسی به خدمات درمانی را با خطر مواجه می‌کند.
بازداشت و برخوردهای دیگر
در کنار فشار بر وکلا و کادر درمان، گزارش‌ها از تداوم بازداشت‌های میدانی و امنیتی در شهرهای مختلف حکایت دارد؛ بازداشت‌هایی که در برخی موارد با انتقال به مکان نامعلوم و در مواردی با انتشار ویدئوهای «اعترافات اجباری» همراه شده است.
در ایرانشهر گزارش شده است سه شهروند، از جمله یک نوجوان ۱۷ ساله به نام محمد آهورانی و امیرحسین کدخدایی بازداشت شده‌اند. در همین گزارش، از بازداشت یک زن به نام فصیح برهان‌زهی نیز یاد شده است.
در حوزه بازداشت‌های مرتبط با معلمان، گزارش شده است بهزاد قوامی، فعال صنفی معلمان ساکن سنندج، ۲۱ روز است بازداشت شده و اطلاعی از محل نگهداری او در دست نیست. همچنین محسن خدایی، معلم اهل جاورسیان از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی، ۲۴ روز پیش بازداشت شده و درباره محل نگهداری‌اش اطلاع دقیقی منتشر نشده است.
در رشت فرمانده انتظامی این شهرستان از بازداشت یک «بلاگر» در ارتباط با اعتراضات خبر داده است. در لاهیجان نیز گزارش شده دو شهروند معترض بازداشت شده‌اند و هم‌زمان ویدئویی از «اعترافات اجباری» آن‌ها منتشر شده است؛ ویدئویی که مشخص نیست تحت چه شرایطی ضبط شده است. علاوه بر این، خبر بازداشت یک شهروند دیگر در لاهیجان نیز منتشر شده است.
در سطحی گسترده‌تر، گزارش‌ها از بازداشت ۴۳۰ شهروند در شهرهای مختلف در جریان اعتراضات حکایت دارد. در همین چارچوب، از بازداشت امیرحسین حیدری (دانشجوی دانشگاه گرگان) و نیما رازیانی (شهروند ساکن کرمانشاه) نیز نام برده شده است. همچنین دادستان اسلامشهر از بازداشت دست‌کم ۳۰۰ شهروند در این شهرستان خبر داده و اداره کل اطلاعات استان خراسان جنوبی اعلام کرده است ۱۲۸ نفر را با عنوان «عناصر اصلی وابسته به گروه‌های سلطنت‌طلب و بهائیت» دستگیر کرده است.
در بخش دیگری از تحولات، گزارش شده است مهدی محمودیان، عبدالله مومنی و ویدا ربانی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده‌اند. در گزارش‌ها آمده است نهاد بازداشت‌کننده این سه نفر به‌طور رسمی مشخص نشده و آنان از امضاکنندگان «بیانیه ۱۷ نفر» معرفی شده‌اند.
بیانیه کانون صنفی معلمان
در روز سی‌وپنجم، واکنش‌های صنفی نیز پررنگ‌تر شده است. کانون صنفی معلمان ایران (تهران) با انتشار بیانیه‌ای، «کشتار و سرکوب خونین معترضان» را محکوم کرده و با لحنی صریح اعلام کرده است: «با تمام وجود کنار مطالبات عدالت‌طلبانه و آزادی‌خواهانه مردم ایستاده‌ایم» و بر مسئولیت اجتماعی معلمان در برابر وضعیت موجود تأکید کرده است.
انتشار این بیانیه در شرایطی صورت گرفته که هم‌زمان گزارش‌هایی از بازداشت فعالان صنفی معلمان و نیز بی‌خبری از محل نگهداری برخی از آنان منتشر شده است؛ از جمله گزارش بازداشت بهزاد قوامی در سنندج و بازداشت محسن خدایی در جاورسیان. مجموعه این رخدادها باعث شده است که فضای صنفی آموزش‌وپرورش نیز، هم‌پای سایر حوزه‌های مدنی، زیر فشار امنیتی قرار گیرد.
بیانیه کانون صنفی معلمان، علاوه بر محکومیت سرکوب، حامل یک پیام عملی نیز هست: این‌که ادامه برخوردهای قضایی و امنیتی با کنشگران صنفی و مدنی، می‌تواند به بی‌اعتمادی عمومی و تعمیق شکاف‌های اجتماعی منجر شود. تأکید این نهاد صنفی بر ایستادن کنار مطالبات «عدالت‌طلبانه و آزادی‌خواهانه»، در کنار گزارش‌های بازداشت و پرونده‌سازی، نشان می‌دهد بخش‌هایی از جامعه صنفی تلاش دارند روایت خود را حفظ کنند و نسبت به پیامدهای برخوردهای جاری هشدار دهند.
آمار به‌روزشده تجمیعی تا پایان روز سی‌وپنجم
کشته‌شدگان
🔳 جمع کل معترضان: ۶۳۰۵
🔳 از جمله کودکان: ۱۳۷
🔳 نظامیان/حکومتی: ۲۱۴
🔳 غیرنظامی-غیرمعترض: ۵۷
🔳 جمع کل کشته‌شده‌ها: ۶۷۱۳
🔳 موارد در دست بررسی: ۱۷۰۹۱ مورد
سایر آمارها
🔳 بازداشت دانشجو: ۸۴
🔳 اعترافات اجباری: ۲۹۵
🔳 احضارها: ۱۱۰۲۸
🔳 مصدوم شده غیرنظامی: ۱۱۰۲۱
🔳 جمع کل نقاط/رخدادها در شهرها: ۶۶۲
🔳 تعداد استان‌ها بدون تکرار: ۳۱
🔳 تعداد شهرها بدون تکرار: ۲۰۵
جمع‌بندی
روز سی‌وپنجم در حالی سپری شد که نشانه‌های «گسترش دامنه فشار» به حوزه‌های کلیدیِ حمایت اجتماعی پررنگ‌تر شد: از بازداشت و محدودسازی وکلا در مسیر دفاع حقوقی، تا طرح پرونده‌های امنیتی برای پزشکان و گزارش‌های متناقض درباره علت بازداشت‌ها. هم‌زمان بازداشت‌های پراکنده، احضارها و گزارش‌های مرتبط با اعترافات اجباری ادامه یافت و نهادهای صنفی، از جمله کانون صنفی معلمان، با انتشار موضع‌گیری‌هایی نسبت به پیامدهای تداوم سرکوب هشدار دادند.