۱۴۰۳ بهمن ۳۰, سه‌شنبه

اعتراض وکلای دادگستری به احکام اعدام پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی


 
سه شنبه 30 بهمن 1403

اعتراض بیش از 200 وکیل دادگستری به صدور احکام اعدام برای 
پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی

وکلای معترض خواهان توقف فوری این احکام شدند.

متن نامه ی وکلای معترض که خطاب به محسنی اژه ای است.
...
ما جمعی از وکلای دادگستری ایران نه فقط بعنوان وکلای دادگستری، بلکه بعنوان انسان‌هایی که سوگند یاد کرده اند پاسدار حق، عدالت وکرامت انسانی باشند با نگرانی عمیق و احساس مسئولیت انسانی و حرفه‌ای، تقاضای دادخواهی به محضر آن جناب، می نماییم. اجرای چنین احکامی، نه‌تنها با اصول، اسلامی، انسانی و موازین حقوق بشری در تعارض است، بلکه مغایر با تعهدات بین‌المللی ایران در زمینه حق حیات و دادرسی عادلانه نیز می‌باشد.
۱- حق حیات، یک حق بنیادین،انسانی-اسلامی و غیرقابل‌چشم‌پوشی است:
مطابق ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، حق حیات، اساسی‌ترین حق بشری است که تحت هیچ شرایطی نباید آن را نقض کرد. ما بر این باوریم که مجازات اعدام، به‌ویژه در پرونده‌هایی که ابهامات و شائبه‌های حقوقی بیان شده است، نمی‌تواند اجرای عدالت را تضمین کند، بلکه نقض آشکار حقوق انسانی است.
۲- لزوم رعایت دادرسی عادلانه و شفافیت قضایی:
یکی از اصول مسلم حقوقی، اصل دادرسی عادلانه است که در قوانین داخلی ایران، از جمله اصول ۳۴ تا ۳۷ قانون اساسی، مورد تأکید قرار گرفته است. در پرونده پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی مرادی ابهامات و نواقص جدی در روند رسیدگی، دسترسی به وکیل، بررسی مستندات و رعایت بی‌طرفی در قضاوت بیان شده است. هرگونه شتاب‌زدگی در اجرای حکم، ناقض حق دفاع و تضییع عدالت خواهد بود.
۳- پیامدهای اجتماعی و اخلاقی اجرای حکم اعدام:
اجرای حکم اعدام برای پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی فارغ از ابعاد حقوقی، تبعات سنگینی برای جامعه دارد. این اقدام، نه‌تنها سبب تشدید حس ناامنی روانی و بی‌اعتمادی به نظام عدالت کیفری می‌شود، بلکه می‌تواند تأثیری جبران‌ناپذیر بر همبستگی ملی و احساس تبعیض در میان شهروندان کُرد بگذارد.
۴- درخواست توقف فوری اجرای حکم و بازنگری در پرونده:
امروز پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی در آستانه مرگی ایستاده اند که نه حکم عدالت، که تصمیمی شتاب زده و برگرفته از فرایندی پر از ابهام است، مرگی که اگر رخ دهد نه تنها جان یک انسان را می‌گیرد، بلکه وجدان یک ملت را زخمی میکند. ما، به‌عنوان وکلای این سرزمین، خواهان توقف فوری اجرای حکم اعدام خانم پخشان عزیزی و بررسی مجدد پرونده در یک روند دادرسی عادلانه، شفاف و منصفانه هستیم و مصرّانه درخواست رعایت حقوق قانونی خانم وریشه مرادی در رسیدگی به اعتراض وارده به حکم اعدام صادره از مرجع بدوی بوده و از دستگاه قضایی انتظار داریم که با توجه به اصول عدالت، موازین حقوقی و معیارهای انسانی، دادرسی منصفانه و عادلانه را مدنظر قرار داده و از اجرای حکمی که می‌تواند تبعات جبران‌ناپذیر داشته باشد، خودداری گردد.
فریاد مادران، اشک خواهران، چشم‌های نگران مردمی که هنوز به عدالت امیدوارند از جنابعالی درخواست دارند: دستور فوری برتوقف اجرای حکم اعدام خانم پخشان عزیزی را صادر و پرونده آنها را برای رسیدگی مجدد به مرجع قانونی ارجاع فرمایید. که عدالت، تنها در سایه رعایت حق و انصاف محقق می‌شود، نه در اجرای شتاب‌زده احکام اعدام.
۱. عبدالله جهان‌بین  ۲. مسعود شمس نژاد  ۳. رمضان حاجی مشهدی  ۴. عثمان مزیّن  ۵. سروه جهانی  ۶. پریسا خادمی  ۷. جمیل اکبری  ۸. محمد آبانگاه  ۹. بهنام دستگیر  ۱۰. شهاب الدین صابر  ۱۱. امین کریمی  ۱۲. سارا دی بمهر  ۱۳. علی رحمانی  ۱۴. ژیلا قهرمانی  ۱۵. سنجر فخری  ۱۶. نگار گیتوی  ۱۷. فرزانه رحمی  ۱۸. کیوان فخری  ۱۹. سهیلا دادرس  ۲۰. ناصر تالانه  ۲۱. محمد رحمانی  ۲۲. سید مصطفی رضوی  ۲۳. فرهاد مفاخری  ۲۴. لیلا حبیبی  ۲۵. لیلا شفاعی  ۲۶. سروه سلیمی اقدم  ۲۷. حسن آقاخانی  ۲۸. آزاد اشراقی  ۲۹. مسعود احمدیان  ۳۰. نازنین سالاری  ۳۱. شورش مظهری  ۳۲. نرگس صیدال تدویی  ۳۳. فاروق حاجی ۳۴. زهرا ذوالفقاری ۳۵. بابک شایانی  ۳۶. بهروز امیری  ۳۷. راشین کاظمی نیا  ۳۸. مصطفی احمدیان  ۳۹. هنگامه قبادی  ۴۰. کیاناز ریاحی  ۴۱. امین عادل  ۴۲. لهراسب کوهستانی  ۴۳. حسن شعبانی نژاد  ۴۴. کامل خلیلی  ۴۵. بهنام نزادی  ۴۶. رامین ذاکری  ۴۷. مهدیس محمودی  ۴۸. جواد پارسا  ۴۹. ترانه خداپرست چکوسری  ۵۰. وحید ابراهیمی  ۵۱. هوشنگ پوربابایی  ۵۲. مهریانا میدان روان  ۵۳. حسین عسگری راد  ۵۴. اقبال مهدی زاده  ۵۵. فرمن جعفری  ۵۶. ناهید جعفری  ۵۷. ناصر دادخواه  ۵۸. سونیا محمدی  ۵۹. بهزاد بقائی  ۶۰. فرهاد مجیدآبادی  ۶۱. شهین موسوی  ۶۲. عزیز ابراهیمی  ۶۳. مرجان خسروی دهقی  ۶۴. مرتضی کریمی  ۶۵. نگین پایدار  ۶۶. مریم کارگر کرمی  ۶۷. محرم گرگانی حاجی علیلو  ۶۸. جواد قاسمی  ۶۹. بختیار دنیادیده  ۷۰. فرهاد عباس پور  ۷۱. مصطفی عزیزی  ۷۲. رضا جنگجو  ۷۳. شکوه محمدپور  ۷۴. مریم نورایی  ۷۵. امید فتحی  ۷۶. طیبه سنجابی  ۷۷. سیدمراد موسوی  ۷۸. ابراهیم هاشمی  ۷۹. رضا مدیریان  ۸۰. فرهاد سلیمی  ۸۱. محمد فواد متوسل  ۸۲. مصلح قربانی  ۸۳. وحیده غلامعلی  ۸۴. یوسف اخلاقی  ۸۵. اسفندیار آبنوس  ۸۶. مژگان حسینی  ۸۷. فاطمه ابراهیمی  ۸۸. مجتبی داداشی  ۸۹. سمیه امن خانی  ۹۰. موسی سبحانی  ۹۱. سحر افشاری  ۹۲. محمد رسول خزاعی  ۹۳. پاکزاد محمودی  ۹۴. مجید علیخانی  ۹۵. مهسا سرابی  ۹۶. جلال اسماعیلی  ۹۷. محمد رجبی  ۹۸. سمیرا کاظمی  ۹۹. بصیر محمد نیا  ۱۰۰. حسین مراد قلی  ۱۰۱. شهین محمدی  ۱۰۲. حسن رنجبر  ۱۰۳. محمدرضا وکیل  ۱۰۴. علی محمد رجبی  ۱۰۵. سیروان هوشمندی  ۱۰۶. پیمان حاج محمود عطار  ۱۰۷. محمد شیوایی کجوری  ۱۰۸. سیدمحمدهادی فرخنده  ۱۰۹. حمیدرضا حشمتی  ۱۱۰. نوشین اسماعیلی  ۱۱۱. عبدالصمد خرمشاهی ۱۱۲. محمد صالح نقره کار  ۱۱۳. ابوالفضل غلامی  ۱۱۴. اسفندیار اختر ثمر ۱۱۵. سارا علی محمدی  ۱۱۶. احمد نامداری  ۱۱۷. سیامک رمضانی لیما  ۱۱۸. الهام فتحی کشکمیر  ۱۱۹. محمد عباسی  ۱۲۰. ایرج کاظمی  ۱۲۱. جمشید عزیزی  ۱۲۲. سهیلا رجب پور  ۱۲۳. مهدخت دامغانپور  ۱۲۴. سعید محمدی  ۱۲۵. مانوش منوچهری  ۱۲۶. علیرضا محمدی  ۱۲۷. حسین ساعتچی یزدی  ۱۲۸. مسعود حاجیانی  ۱۲۹. ابوتراب صادقی  ۱۳۰. حسین حیدری  ۱۳۱. صدراله زحمت کش  ۱۳۲. حسین ممشلی  ۱۳۳. سید علی اکبر حسینی  ۱۳۴. بهروز کیا  ۱۳۵. مجید ناظمی  ۱۳۶. شهره اسفندیارپور  ۱۳۷. محمد جواد زارعی  ۱۳۸. مسعد سلیتی  ۱۳۹. سهراب رستمی  ۱۴۰. حمزه ذاکری مهر  ۱۴۱. نجمه شاه آبادی  ۱۴۲. سیروس اختیاری  ۱۴۳. مسعود زنگنه  ۱۴۴. هادی اسدیان  ۱۴۵. نسیم محمدی  ۱۴۶. وحید خسروی  ۱۴۷. جلال منتظریانی ۱۴۸. غلامحسین رئیسی  ۱۴۹. صدیقه حجت پناه  ۱۵۰. اسدالله اسدی  ۱۵۱. یحیی برین  ۱۵۲. محمد دولتخواه  ۱۵۳. حمید محبی  ۱۵۴. مصطفی نامداریان  ۱۵۵. بیژن رستمی  ۱۵۶. سعید تیموری  ۱۵۷. ایمان شکری  ۱۵۸. سید حسین محسنی  ۱۵۹. حسین خبیر  ۱۶۰. مهناز حسن پور  ۱۶۱. فرزاد کاکائی  ۱۶۲. آرش رجبی کرمانشاهی  ۱۶۳. محمد کریمی  ۱۶۴. سونیتا خزایی  ۱۶۵. مرضیه تولیت  ۱۶۶. سروش حیدری  ۱۶۷. شهرزاد شهبازی  ۱۶۸. عنایت دهاقین  ۱۶۹. مسعود گودرزی  ۱۷۰. نازنین نورپور  ۱۷۱. سعید رسول ابربکوه  ۱۷۲. نفیسه اسلامی  ۱۷۳. ثارالله روحی  ۱۷۴. میترا کریمی  ۱۷۵. ریحانه عرب  ۱۷۶. حسین رشیدی مهتاج ۱۷۷. سمیه درگاهی  ۱۷۸. مهدی عبداللهی  ۱۷۹. صدیقه اسدی  ۱۸۰. مصطفی ترک همدانی  ۱۸۱. فریدون کلانتری  ۱۸۲. امیر احمدی  ۱۸۳. حشمت اله ماسپی  ۱۸۴. علیرضا بیگی بارانی  ۱۸۵. محمد کمانی  ۱۸۶. پریسا قاسمی  ۱۸۷. رضا بکائی  ۱۸۸. الهام محمد خانی  ۱۸۹. مهین قزلی  ۱۹۰. اعظم اوشانی  ۱۹۱. آزاده زمردیان فر  ۱۹۲. علیرضا شجاع  ۱۹۳. رئوف احمدی  ۱۹۴. بابک زارع لواسانی  ۱۹۵. ملیحه جرجانی  ۱۹۶. اصغر عنایت  ۱۹۷. هوشنگ همدانی  ۱۹۸. سمانه مزارعی  ۱۹۹. امین قسیمی  ۲۰۰. محمود رحمانی اصفهانی  ۲۰۱. خدیجه نقوی  ۲۰۲. نیلوفر درود  ۲۰۳. نجما رحمانی  ۲۰۴. شهریار حیدری  ۲۰۵. صنم صباغی  ۲۰۶. نیما کاکاوند  ۲۰۷. محبوبه زمانی  ۲۰۸. ریحانه تکلو  ۲۰۹. رضوان عباسی فرج زاده  ۲۱۰. یعقوب کدخدائی  ۲۱۱. اسلام عباسیان.

۱۴۰۳ بهمن ۲۷, شنبه

این آتش خاموش نمی شود!


شب های انقلاب و تداوم خیزش انقلابی در کهگیلویه و بویراحمد
 
مرگ بر دیکتاتور- شعار توده ها در شب 22 بهمن
در شب های 21 و22 و 23 بهمن ماه ، شهرهای ایران نظاره گر فریادهای اعتراض و خشم توده ها از حکومت خامنه ای و جمهوری اسلامی بود. توده ها از درون خانه ها و یا پنجره ها یک صد فریاد می زدند«مرگ بر دیکتاتور» و خشم و نفرت خود را علیه حکام ولایت فقیه نشان می دادند. آنها همواره و در چنین بزنگاه هایی و این گونه یاد انقلاب بزرگ شان را گرامی داشته اند. آنها شعارها را تغییر داده  و علیه حکومت مرتجعی کرده اند که پس از انقلاب 57 روی کار آمد و ثمرات انقلاب را تصاحب کرد.
جوانان انقلابی دهدشت به خیابان می آیند!
 این میان و طی این روزها در فاصله ی 21 تا 25 بهمن دهدشت و یاسوج و برخی دیگر از شهرهای استان کهگیلویه و بویراحمد تجلی و مرکز این خشم و کینه و اعتراض شده بود.
نخست در دهدشت که یکی از مناطق مهم  و در بهار و تابستان سرسبز و زیبای این استان است، گردهمایی ها و راهپیمایی هایی معترضانه علیه خامنه ای و حکومت شکل گرفت و توده ها که بیشتر آنها جوانان و نوجوانان بودند به خیابان ها آمدند.
این جنبش در پی فراخوانی رخ داد که خواهان اعتراض به شرایط غیرقابل تحمل زندگی، زیست معیشتی و تاراج منابع آبی و... شده بود.  
جدا از وضع زندگی مردم که خون شان را به جوش آورده است، سرکوب خشونت بار اعتراض مسالمت‌آمیز دهدشت در دو شب ۲۱ و ۲۲ بهمن‌ماه، به گسترده‌تر شدن اعتراضات و کشیده شدن شان به یاسوج که به پشتیبانی از دهدشت برخاست و دیگر مناطق کهگیلویه و بوبرآحمد انجامید.
شعارها
در پلاکاردها مبارزان انقلابی، شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «از دهدشت تا تهران، اتحاد اتحاد»به چشم می خورد. دیگر شعارهای خیزشی یان جان برکف دهدشت شعارهای «امسال سال خون است، سید علی سرنگون است»، «مرگ برخامنه ای»، «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر جمهوری اسلامی» بود.
علل اعتراضات
علل اصلی اعتراض های خیابانی روشن است و نیاز به کنکاش ندارد. فقر و محرومیت توده ها، بالا رفتن قیمت دلار، تورم، گرانی و وضع معیشت توده ها، محروم بودن از آب آشامیدنی و رفتن مکرر برق، افزایش قیمت دارو و کمیاب بودن برخی از داروها و کمبود سوخت. تاثیرات مخرب سیاست های حاکم به ویژه در استان هایی همچون کهگیلویه و بویراحمد که جزو استان های محروم کشور هستند دارای دامنه و شدتی بیشتر هستند.
سرکوب
واکنش حکومت چنین بود که اینترنت را قطع کند و نیروهای سرکوب اش را که به گفته ی مردم از استان‌های مجاور آورده بود به جان توده های به جان آمده و معترض اندازد و آنها را سرکوب کند. آنها در شب های ۲۱ و ۲۲ بهمن گاز اشک‌آور به سوی توده های معترض شلیک کردند و عده ای را بازداشت کردند. در میان بازداشت شده گان مبارزانی بوده اند که پیش از این و در جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز بازداشت شده بودند. حکومت مدارس و ادارات را تعطیل و به گفته ی مردم حکومت نظامی برقرار کرد.
بازداشت مبارزان 
در میان بازداشت شده گان که تا کنون گفته شده شش نفر از جمله دو زن بوده اند نام های «عاطفه طاهرنیا»، « کامران بوذری»،«جابر فروغی»، «امیرحسین جعفری» و «پوریا براتی»  به چشم می خورد. عاطفه طاهرنیا از جمله افرادی بود که در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی نیز بازداشت شده بود.
اعلامیه جنبش جوانان آزادیخواه کهگیلویه و بویراحمد
« ما خاموش نمی شویم!
بار دیگر، خیابان های کهگیلویه و بویراحمد، دستان گره خورده ی جوانان لُر، صدای پر طنین آزادیخواهی و گام های استواری که دیوارهای سکوت و تحریف را در هم می شکند! بار دیگر، فریاد حق خواهی مردمانی که یک قرن است به حاشیه رانده شده اند، اما هرگز تسلیم نشدند!
ما فرزندان لُر و لرستانات، ما بازمانده گان صدسال غارت، ما وارثان خون های لُر به زمین ریخته ی 1401، از پدرام آذرنوش تا سپهر بیرانوند از سپهر مقصودی تا ببرهای حماسه ایذه( پرسیلا)[ اشاره به مبارزان جانباخته ی ایذه حسین سعیدی و محمود احمدی - راه سرخ] خیابان ها را پس گرفتیم، چرا که این سرزمین از آن ماست، چرا که این تاریخ را ما خواهیم نوشت، نه آنان که صد سال است بر ما حکومت می کنند و ما را نادیده می گیرند، غارت می کنند.
ما به خیابان آمدیم، چون سکوت خیانت است. سکوت در برابر فقر تحمیلی، در برابر تبعیض، در برابر اسلحه هایی که بر سینه جوانان ما نشانه رفته اند، خیانت است. سکوت در برابر آنان که نفت و منابع مان را بردند، اما برای مردم ما فقر و مهاجرت و تحقیر باقی نگذاشتند، خیانت است.
 سکوت در برابر آنان که فرزندان مان را به گلوله بستند و خونشان را به تاریکی بردند، خیانت است. ما سکوت نخواهیم کرد. کهگیلویه و بویراحمد، دیگر حاشیه ی هیچ معادله ای نیست. لرستانات دیگر یک نام در صفحات تاریخ تحریف شده ی شما نیست. جنبش جوانان آزادیخواه کهگیلویه و بویراحمد زنده است، سرفراز است، در خیابان است! ما نسلی هستیم که زخم های گذشتگانمان را با خود حمل می کنیم، اما هرگز زانو نخواهیم زد. ما نسلی هستیم که به خیانت تاریخ و دروغ قدرت باور نداریم. ما آمده ایم که حق مان را پس بگیریم! و بدانید، این جنبش، یک جریان لُری است! ما نه به هیچ مرکزگرایی وابسته ایم و نه اجازه خواهیم داد که هیچ جریانی از بیرون، خون و خشم ما را مصادره کند. اینجا لرستانات است، اینجا کهگیلویه و بویراحمد است. اینجا سرزمین مردمی است که خود تصمیم می گیرند، خود می ایستند، خود فریاد می زنند، و خود سرنوشت شان را می نویسند. به آنان که با گلوله به استقبال خیزش ما آمدند می گوییم: ما را نمی توانید بترسانید. ما را نمی توانید بشکنید. ما را نمی توانید خاموش کنید. ما از خاکی برخاسته ایم که خون اجدادمان را در خود دارد، از سلسله جبال لُر( زاگرس) که هزار سال است مقابل تمام قدرت ها ایستاده، و این بار، این ماییم که تاریخ را رقم می زنیم! این راه ادامه دارد. این راه خاموش نمی شود.»( بهمن 1403)
باید که با هم و سراسری شد!
آنچه دیده می شود، نشانه هاست. نشانه هایی دیگر بر این که جنبش زنده است و خاموش شدنی نیست. آنچه حکومت را سرپا نگه داشته است تنها سرکوب است و با سرکوب نمی توان دوام آورد. خیزش های اخیر ادامه دارد و ادامه خواهد یافت چرا که آن شرایطی که موجد و مسبب این جنبش ها و خیزش هاست ادامه دارد و هر روز بدتر از روز پیش می شود.
در حال حاضر و جدا از ضعف هایی همچون نبود حزب انقلابی کمونیست و رهبری طبقه ی کارگر بر جنبش و انقلاب، ضعف مهم جنبش عبارت است از جدایی جنبش ها و مبارزات گوناگون طبقات و گروه های اجتماعی از یکدیگر. جنبش ها و خیزش ها و اعتصاب ها باید سراسری و با یکدیگر در پیوند باشند تا بتوانند نیروهای سرکوب را خنثی کنند و یا از زورشان بکاهند.
این ضعفی است که فشار سرکوب خود می تواند موجد رفع آن گردد و توده ها را به هم نزدیک و جنبش هایشان را به یکدیگر پیوند دهد.
توده ها نیز عمیقا حس می کنند که جدا جدا رفتن به جنگ این حکومت خونخوار تا دندان مسلح و آماده ی سرکوب و اعدام نمی تواند به پیروزی آنها بینجامد. آنان نیاز دارند که جنبش ها و خیزش های خود را به یک دیگر پیوند دهند و با یکدیگر برخیزند تا قدرت واقعی شان کسب شود و آن را به چشم بینند.
این را توده ها خوب حس می کنند. با توجه به تداوم شرایط کنونی خواه از جانب حکومتیان و خواه از جهت واکنش های توده ها، دیر یا زود این امر صورت خواهد گرفت.
 گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
بیست و ششم بهمن ماه 1403