۱۴۰۴ دی ۹, سه‌شنبه

امپریالیست های سلطه گر و مزدوران شان ارتجاع سلطنت طلب

 The dominating imperialists and their reactionary monarchist mercenaries


در گذشته ما به گونه ای مداوم در مورد مساله ی دخالت امپریالیست ها در امور ایران صحبت کرده ایم. به دفعات تکرار کرده ایم که امپریالیسم آمریکا و شرکایش امپریالیست های اروپای غربی به هیچ وجه تن به یک تغییر رادیکال در ایران و برقراری حکومتی منطبق با خواست خلق ایران نمی دهند و تا جایی که بتوانند مانع می شوند. نخست از حکومت ولایت فقیه و آخوندها و پاسداران تا جایی که ممکن است پشتیبانی آشکار و پنهان می کنند و اگر نتوانستند این حکومت را نگه دارند جایگزین شان سلطنت طلبان را علم می کنند.
یکی از نکات اساسی دیدگاه ما این بود که در صورتی که مبارزه ی طبقاتی کار را به جنبش و انقلاب بکشاند، امپریالیست ها به احتمال دخالت خواهند کرد و اجازه نخواهند داد که یک حکومت دموکراتیک مردمی برقرار شود. آنها تلاش خواهند که نیروهای مزدوری را که در آب نمک خوابانده اند و از آنها به تناوب و به شکل های گوناگون و بسته به شرایط روابط شان با جمهوری اسلامی استفاده کرده و می کنند برای جایگزین کردن حکومت کنونی با آنها یعنی یک حکومت سلطنتی مورد استفاده قرار دهند. اکنون شرایط بیش از پیش برای چنین برنامه ای آماده شده است.
سیاست هایی که سلطنت طلبان پیش می برند
سلطنت طلبان حال سیاست های امپریالیست ها را به پیش می برند. تغییرات آنها در چند سال اخیر سرعت بسیار گرفته، فاشیستی ترین و کثیف ترین لایه های آنها رو آمده و اینان مترسکی مانند رضا پهلوی را بیش از پیش علم کرده و به همراه امپریالیست ها یک سلسله سیاست ها برای جا انداختن وی به کار می برند.
مهم ترین این سیاست ها تا کنون این ها بوده است:
یک- جایگاه وی را با فاصله ی زیاد نسبت به بقیه تنطیم می کنند گونه ای که بقیه باید بنده ی وی باشند و تکریم اش کنند.
دو- همچون موجودات هار به کثیف ترین شیوه های فاشیستی دست می زنند تا گردهمایی ها و راهپیمایی ها را از هم بپاشند و یا زیر کنترل خود در آورند.
سه - در یک سلسله تلویزیون های ماهواره ای به شکلی روزمره و مداوم تبلیغ و ترویج مسموم خود را پیش می برند. این تلویزیون ها انترناشنال، من و تو، رادیو فردا، صدای آمریکا و بی بی سی هستند.
چهار - در گردهمایی های داخل گروه های کوچک ده بیست نفری به راه انداخته و وظیفه ی اساسی آنها را دادن شعارهایی به نفع سلطنت طلبان تعیین کرده اند. شعارهای مهم آنها تا کنون عبارت بوده است از «رضا شاه روحت شاد»، «رضا، رضا پهلوی»، «جاوید شاه»، «مرگ بر سه مفسد، ملا چپی، مجاهد» و «این آخرین نبرده، پهلوی بر می گرده».
پنج - تلاش می کنند همبستگی موجود در مبارزات را از هم بپاشند و تفرقه بیندازند و تخریب کنند.
شش - هر چهره ی سیاسی، فرهنگی، هنری، ورزشی و ...را که با آنها نباشد به شکل های گوناگون و از جمله بدترین دشنام ها تخریب می کنند.
هفت - بسیاری از فیلم های مربوط به گردهمایی و راهپیمایی های پیشین را صدا گذاری کرده و شعارهای مورد نظرشان را سر می دهند.                                                                                                            هشت -همچنین دستور داده اند که  کادرها و هوادارنشان درباره ی سلطنت طلبان به تبلیغ و ترویج تصویری و نوشتاری در شبکه های اجتماعی و یوتیوپ بپردازند. 
نه - تمامی سایت های فارسی متعلق به امپریالیست های اروپای غربی تلاش می کنند با یک سیاست منظم سلطنت طلبان را به این عنوان که مردم ایران آنها را می خواهند جا بیندازند. 
نیروهای داخلی امپریالیست های غربی و سلطنت طلبان
یک- نیروهای پنهان در ارتش و سپاه
تجربه جنگ دوازده روزه نشان داد که امپریالیست ها نفوذی های بسیاری در میان نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و نظامی( سپاه و ارتش)جمهوری اسلامی دارند. بدون این نیروها این امکان که بتوانند چنین آنها را لت و پار کنند وجود نداشت.
بروز این نیروها و کمکی که به دولت صهیونیستی اسرائیل کردند به ما این را نشان را می دهد که آنها نیروهایی بیشتر از آنچه به نظر می رسد دارند. یعنی یک لایه ی قوی در میان طبقه ی حاکم بوروکرات - کمپرادور که اساسا طرفدار امپریالیست های غربی است، در مقابل لایه ای که طرفدار امپریالیسم روسیه می باشد( جناح اخیر ظاهرا جناح مسلط است).
دو - لایه های از طبقات میانی و مرفه
 سلطنت طلبان در میان لایه هایی نازک از طبقات خلقی نفوذ دارند. این ها بیشتر قشرهای مرفه و میانی خرده بورژوازی هستند. کسانی که در زمان سلطنت سابق برای یکی دو دهه و به ویژه اواخر دهه ی چهل و اوائل دهه ی پنجاه وضع با ثبات و رو به رشدی داشتند و از زندگی خود تا مقاطعی پیش از انقلاب 57 راضی بودند.
در کنار این ها بخش هایی از جوانان دختر و پسر وابسته به همین لایه ها و نیز بخشا وابسته به لایه های زیرین قرار دارند. بسیاری از اینها از آنچه حکومت ولایت فقیه به سر زندگی و آینده شان آورده خشمناک اند. همچنین آزادی های اجتماعی که حدودی از آنها طی دهه های اخیر و ذره ذره و با قربانیان بسیار به دست آمده مساله ی آنان است. بیشترین نقدها را همین گروه ها به پدران و مادران خویش می کنند که چرا انقلاب کردند و چرا چنین سرنوشتی برایشان رقم زدند.
این امکان که بخش هایی از اینان به سلطنت طلبان پیوسته باشند و در گروه های ده بیست نفره ای که در حال حاضر در راهپیمایی ها شعار به نفع آنها می دهند سازمان یافته باشند بسیار زیاد است.
سه - مذهبی های بریده از حکومت ولایت فقیه
دسته ی سوم بخشی از حزب اللهی های پیشین اند. همچنان که بخش هایی از آنها به خارج رفتند و به نیت ایجاد حاشیه ی امنیت و مزد و جاه و مقام و...( آخر بسی از اینان عقل خود را فراتر از دیگر بنده گان خدایشان می دانند!و پیوستن به گروه ملی و دموکراتیک را دون شآن و جایگاه خود می دانند!) مزدور امپریالیست ها شدند و در رکاب سلطنت طلبان در آمدند، در داخل نیز بخش هایی از آنها آشکار و پنهان چنین رویه ای را دنبال کرده و می کنند.
جایگاه طبقاتی این دسته ی اخیر تقریبا همان جایگاه طبقاتی گروه هایی است که در بالا نام بردیم و اگر از کسانی که موقعیتی اقتصادی و یا سیاسی و فرهنگی و یا نظامی و اطلاعاتی در حکومت کنونی داشتند و به سلطنت طلبان پیوستند بگذریم در این خصوص تفاوت اساسی بین بدنه ی این گروه و بدنه ی گروه پیشین وجود ندارد.
اما این نیروها چرا به دنبال سلطنت طلبان افتادند؟
نخست این که در حال حاضر نیروی سیاسی ای در میان طبقات خلقی وجود ندارد که خود را همچون جایگزین حکومت ولایت فقیه بنمایاند. این ها تا حدودی همراه اصلاح طلبان شدند اما با شکست اصلاح طلبان و نیز پیوستن لایه هایی از آنها به خامنه ای از آنها ناامید گردیدند.
از سوی دیگر گروه های چپ و دموکرات و ملی نه بُرد ایدئولوژیک - فرهنگی آنچنانی در میان توده ها دارند و نه از حزب و سازمان قوی و منضبط و دارای نیرو و صاحب نفوذ در توده ها برخوردارند و نه بنابراین نیروی عملی ای در مبارزه ی طبقاتی جاری هستند. این نیروها پس از سال های 60 به وسیله ی دارودسته ی حاکم ضربات سنگین خوردند و یا از هم پاشیدند و یا به تبعید رانده شدند. البته یک لایه از مبارزین چپ و دمکرات و ملی پراکنده موجود است اما این ها نیز بیشتر در زندان اند.
نداشتن جاذبه برای نیروهای مذهبی بیشتر از این وضع آب می خورد. در مقابل سلطنت طلبان گرچه خودشان عددی نیستند اما از پشتیبانی امپریالیست های غربی برخورداند و این می توان نقطه ی اتکایی مهم برای گرویدن نیروهای مذهبی پیشین به آنها باشد.
در درجه ی دوم بخش هایی از این نیروها در جمهوری اسلامی یا صاحب موقعیت و جایگاهی بودند و یا به آنچه حکام می گفتند باور داشته و از صمیم قلب به آن خدمت می کردند. اما به مرور و با دیدن تضادهای فاحش بین آنچه به زبان آورده می شود و آنچه عمل می شود و سالوسی و ریاکاری حکام از حکومت کنده شده و به جبهه مخالف آن یعنی سلطنت طلبان گرویدند.
 یکی از دلایل این امر می توان «لج کردن» با حکومت کنونی و خامنه ای باشد و نه باوری عمیق به سلطنت طلبان و حتی قدرت امپریالیست ها.
دلیل دیگر شاید این باشد( و در این جا به تخیل مان کمی میدان می دهیم) که اینها چون گمان می کردند- و البته به نادرست - نقش مهمی در سرنگونی شاه و سلطنت داشتند پس حق است که اکنون جمهوری اسلامی چنین از آب در آمده «احساس گناه» کنند و برای جبران آنچه در حق سلطنت کردند اینک با پیوستن به سلطنت طلبان و ستایش کردن آنها و تلاش برای روی کار آوردن آنها این گناه خویش را بشویند!
 و بالاخره بخشی از اینان نمی توانند بدون شاه یا مرجع تقلید( امام و غیره) زندگی کنند. جمهوری برای اینان جاذبه ای ندارد. حکومت مردم یعنی چه؟ اینها یا باید به یک روحانی اقتدا کنند( امام یا ولی فقیه) و یا به یک سلطان و شاه. در شیعه دوازده امامی بیش از دیگر مذاهب از جمله سنی ها این امر مهم است.
 به طور کلی گروه های محدودی که سنگ سلطنت طلبان را به سینه می زنند و تبلیغ آنها را می کنند ناآگاهانه خواهان زیرسلطه ی امپریالیسم ماندن خلق ایران هستند. افرادی مانند فاطمه سپهری با تبلیغ به نفع رضا پهلوی و سلطنت طلبان جز این که آب به آسیاب امپریالیست ها بریزند کاری نمی کنند. آن گروه از جوانان که فکر می کنند زمان شاه حکومت گل و بلبل بود باید با دقت به کشورهایی بنگرند که اکنون زیر سلطه ی امپریالیست ها و مرتجعین مزدور به سر می برند؛ از جمله همین ترکیه ( نگاه کنیم به جنبش هایی که در این کشور علیه حکومت برپا می شود و به شدیدترین شکل سرکوب می شود)، مصر( که انقلاب توده هایش را در هم شکست)، اردن و همچنین کشورهایی که امپریالیست ها به آنها حمله ی نظامی کردند یعنی افغانستان، عراق، لیبی و سوریه.
 امپریالیست ها ایران را کشوری زیرسلطه ی خود می خواهند و نه مستقل و صاحب حکومتی از آن خلق ایران.
دو راه امپریالیست ها برای سرنگونی
یک - کودتا
پرسشی که به میان می آید این است که آیا امپریالیست ها می توانند به اتکا نیروهایی که بر شمردیم دست به کودتا بزنند؟
به ظاهر نیروهای سپاه در همه جا هستند؛ در ارتش و در سازمان های اطلاعاتی و امنیتی و گویا همه چیز را کنترل می کنند. اما اگر به راستی این ها مسلط بر همه چیز بودند و همه چیز را کنترل می کردند چگونه در مقابل تهاجم اسرائیل چنین تلفات وحشتتاکی دادند؟
و این را در پاسخ به این دیدگاه که نیروهای اطلاعاتی و نظامی روسیه و چین همواره به سپاه پاسداران کمک می کنند و آنها را در جریان اوضاع می گذارند نیز می توان گفت.
مقایسه این دو یعنی این که خودشان را به گونه ای نشان می دهند که انگار تسلطی مطلق بر اوضاع ارتش و سپاه و نیروهای اطلاعاتی دارند و چنین گپ بزرگی، ما را به این دیدگاه می رساند که نیروهای وابسته به امپریالیست های غربی در میان سران و کادرهای سپاه و ارتش و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی نه تنها کم نیستند بلکه این امکان که توانایی کودتا داشته باشند نیز کم نیست.
بوی کودتا در همان حمله ی دوازده روزه نیز می آمد و برخی علائم آن نیز خود را نشان داد.
مقایسه بین کودتای بیست و هشت مرداد و کودتای احتمالی
تفاوت اساسی بین کودتای 28 مرداد و کودتای احتمالی در این است که در آنجا ارتش دست نخورده مانده و مصدق می پنداشت که سران آن در خدمت دولت وی هستند. او از این که دولت اش تانک دارد اما توده ای ها تانک ندارند صحبت می کرد و نظرات کسانی را که می گفتند توده ای ها شورش می کنند به سُخره می گرفت و می گفت آنها نمی توانند علیه دولت او کاری کنند چون تانک ندارند.
اما این تانک ها نخست برای مقابله با خودش و سپس توده ای ها به کار افتاد. ارتش کودتا کرد و مصدق را سرنگون کرد.
اکنون ما با سران ارتشی مانند سپهبد زاهدی که روشن باشد وابسته به امپریالیسم هستند روبرو نیستیم. در حال با سران و کادرهای پنهانی روبروییم که در خفا امور خود را پیش می برند. پس از چهل و اندی سال رابطه ی دور و نزدیک حکومت ولایت فقیه با امپریالیست ها، به طور مطلق امکان ندارد که امپریالیست نتوانسته باشند یک هسته ی نظامی قوی برای کودتا ترتیب داده باشند. مساله تنها بر سر نیروی این هسته برای مقابله با نیروهای پاسدار و ارتشی های طرفدار روسیه و آنها که مرتجع اند اما به هیچ  امپریالیستی وابسته گی ندارند است و این ممکن است نیاز به حمله ی نظامی را به وجود آورد.
دو- حمله ی نظامی
 راه دوم جز کودتا، اگر نیروهای کافی برای اجرای آن وجود نداشته باشد و یا لو رود و ...، همین حمله ی نظامی است.
این برای امپریالیست بسیار گران تمام خواهد شد؛ نخست از این رو که بخش هایی از نیروهای ارتش و سپاه و بسیج را که به حکومت وفادارند علیه خود برخواهند انگیخت و اینکه این نیروها ممکن است برای مدت ها به تقابل نظامی با امپریالیست ها برخیزند و در کنار آن هم پیوستن نیروهایی مذهبی از برخی از کشورهای منطقه به آنها کم نیست.
و دوم و مهم تر خشم و نفرت خلق ایران را که تاریخا از تهاجم نیروی خارجی به کشور دل خوشی نداشته اند و ندارند و همواره علیه آن بوده اند، بر خواهند انگیخت.
 با این حال امپریالیست ها در صورتی که راه چاره ای مقابل خود نبینند - و این بیش از هر چیز به شرایط رشد جنبش و درجه ی اتحاد و سیاست های آن بستگی دارد - به آن دست خواهند زند.
آیا امپریالیست ها موفق می شوند؟     
به نظر می رسد که این دیدگاه که سلطنت طلبان می کوشند گردهمایی ها و راهپیمایی ها را به زیر تسلط خود در آورند چندان درست نباشد. آنها نه توان معنوی( ایدئولوژیکی - فرهنگی و سیاسی) این کار را دارند و نه نیروی مورد نیاز برای آن را. آنها در میان طبقه ی کارگر و کشاورزان و خلق های ستمدیده( که ستم و رنجی که از حکومت پهلوی کشیدند و کشتارهای این حکومت در آذربایجان و کردستان فراموش شان نشده) و جنبش زنان( آن هم با این شعار «مرد، میهن، آبادی شان»! که سلطنت طلبان سر داده اند و این فحاشی ها و پرده دریدن های کراهت بار) و دانشجویان( که یکی از شعارهای مهم شان «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» است) نفوذ چندان و موثری ندارند. پس هدف شان از این اقدامات چیست؟
به نظر می رسد هدف دوگانه را دنبال می کنند:
یکم این که خود را طرح کنند در هر حدی که می توانند و سپس آن را از طریق شبکه های اجتماعی و تلویزیون ها و غیره بزرگنمایی کرده و وانمود سازند که مردم خواهان بازگشت سلطنت هستند.
و دوم و این مهم تر است، یک زمینه برای امپریالیست ها که در شبکه های اجتماعی و وسائل ارتباط جمعی خود همین گروه های کوچک را بزرگنمایی می کنند فراهم سازند تا بگویند مردم ایران خواهان نظام سلطنتی هستند و به این ترتیب برنامه ی کودتا و یا تهاجم نظامی امپریالیستی به ایران را پیش ببرند.
با این حال نکته ی مهم و اساسی این است که حتی در صورتی که نقشه ی امپریالیست اجرا شود و حال با کودتا و یا تجاوز نظامی و یا دیگر شیوه ها حکومت مورد نظر خود را بر سر کار آورند این حکومت دیری نخواهد پایید. شرایط تاریخی کنونی ایران، وضع منطقه و امپریالیست ها شرایط گذشته نیست.
آنچه تمامی طبقات خلقی ایران می خواهند با آنچه آنها می توانند به آن بدهند فاصله ی زیادی خواهد داشت و همین تضاد خلق ایران را با آن شدت داده و حکومت آن ها را بی دوام خواهد کرد.
و اما در صورتی که جنبش کنونی گسترده شود و طبقه کارگر و دیگر طبقات زحمتکش را در بر گیرد و  دوره ی زمانی ای از 6 ماه تا یک سال و یا بیشتر را بگذراند، زمانی که حکومت بیشتر تضعیف گردد و امکان شکل گیری گروه های سیاسی واقعا فراهم گردد، سلطنت طلبان نفوذ بسیار ضعیف کنونی خود را نیز از دست خواهند داد و کاملا مطرود خواهند شد.

هرمز دامان

نیمه ی نخست دی ماه 1404

 

 

 

گسترش عمومی اعتصاب کسبه و بازاریان در روز سوم


اعتصاب کسبه و بازاریان تهران برای سومین روز پیاپی ادامه یافت و از یک سو مناطق بیشتری در تهران را در بر گرفت و از سوی دیگر به مراکز استان ها گسترش یافت.

در تهران کسبه و بازاریان پاساژ علاالدین، پاساژ چهارسو، میدان شوش، میدان فردوسی و...آغازگر اعتصاب بودند و سپس این اعتصاب بازار بزرگ تهران، چراغ برق و بازار آهن، حسن آباد و امین حضور، سعدی و  خیابان امیر کبیر، لاله زار و پل حافظ و ناصر خسرو و...را در بر گرفت.

در عین حال اعتصاب به ملارد و کرج و همدان و قشم و زاهدان و سپس شهرهایی مانند کرمانشاه و شیراز و اصفهان و مشهد و اهواز و یزد گسترش یافت.

آنچه در طی سه روز گذشته رخ داد نشان از این دارد که اعتصابات کسبه و بازاریان گسترش بیشتری یافته و بسیاری از شهرها و مناطق را در بر خواهد گرفت.

اعتصابات از همان آغاز با گردهمایی ها و راهپیمایی اعتراضی تداوم یافت. این گردهمایی ها و راهپیمایی ها در تمامی مناطقی که اعتصاب شده است صورت گرفته است.

شعارهای کسبه و بازاریان و توده های معترض

شعارهایی که تا کنون در اعتراضات خیابانی به وسیله ی کسبه و بازاریان و مردمی که به اعتراضات و گردهمایی های آنها پیوسته اند سر داده شده است این ها هستند:

ببندید، ببندید

بازاری می میرد، ذلت نمی پذیرد

بازاری با غیرت، حمایت حمایت

مرگ بر دیکتاتور

مرگ بر جمهوری اسلامی

مرگ بر خامنه ای

ما تماشاگر نمی خواهیم مردم به ما ملحق شوید

گرونی تورم، شده بلای جان مردم

فقر فساد گرونی، می ریم تا سرنگونی

پزشکیان حیا کن، مملکت و رها کن

نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران

و در هنگام حملات نیروهای سرکوب

بی شرف بی شرف

نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم

 و یا خطاب به نیروهای سرکوب

بترسید بترسید ما همه با هم هستیم

دانشجویان

اعتصاب تنها به کسبه و بازاریان محدود نشده بلکه به بخش های دیگر جامعه و در حال حاضر دانشجویان گسترش یافته است.

دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه شهید بهشتی از نخستین دانشجوهایی بودند که به راهپیمایی و شعار دادن دست زدند. پس از بسته شدن درهای دانشگاه به وسیله ی نیروهای سرکوب و لباس شخصی دانشجویان از توده ها خواستند برای پیشگیری از سرکوب و یاری به دانشجویان به اطراف دانشگاه بیایند.

شعارهای دانشجویان

فقر و فساد و بیداد، مرگ بر این استبداد

این همه سال جنایت، مرگ بر این ولایت

 زن، زندگی، آزادی

 آزادی، آزادی، آزادی

 دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد

 دانشجو دانشجو صدای مردمت باش

 فقر و فساد و بیداد، مرگ بر این استبداد

 هر کسی بی طرفه، مسلما بی شرفه

نه پهلوی نه رهبر، آزادی و برابری

نه شاه می خوایم نه رهبر، مرگ بر ستمگر

ما از تبار خونیم تا آخرش می مونیم

به این ترتیب اعتصاب هم درون بخشی از طبقه ی میانی و مرفه( کسبه و بازاریان صاحب سرمایه های کوچک و متوسط) گسترش یافت و هم به بخش های دیگر جامعه و در حال حاضر دانشجویان سرایت پیدا کرد.

گویی بخش هایی و در کل توده ها منتظر بودند که کسی شعله ی آتش را روشن کند

پشتیانی اتحادیه کامیونداران و راننده گان کامیون از اعتراض کسبه و بازاریان

اتحادیه کامیونداران و راننده گان کامیون با دادن بیانیه ای با نام «در حمایت از بازار و معیشت مردم» از بازاریان و کسبه پشتیبانی کردند.

 در بیانیه ضمن اشاره نگرانی از شرایط نابسامان اقتصادی، فشار فزاینده به بازار و وضعیت بحرانی معیشت رانندگان چنین آمده است:

« امروز بازار، کسبه، تولیدکنندگان و رانندگان، همگی قربانی تصمیمات نادرست، افزایش بی ضابطه ی هزینه ها، عوارض سنگین، گرانی سوخت و کمسیون های ناعادلانه و انواع فشارها هستند.

در پایان بیانیه با اشاره به« پیوستگی میان حمل و نقل و بازار» و زمینگیر شدن حمل و نقل در نتیجه ی اعتصاب بازاریان اعلام کرده که از بازار و بازاریان حمایت می کند.

حکومت : سرکوب - وعده

واکنش هسته ی مرکزی قدرت طبق معمول منسوب کردن اعتصابات و راهپیمایی ها به قدرت های بیگانه، گسیل نیروهای سرکوب و سرکوب اعتصاب کننده گان و معترضین، قطع تداوم مبارزات خیابانی با تعطیل کردن روز چهارشنبه مدارس و دانشگاه های بیشتر مناطق به بهانه های «آلودگی هوا»، «سرما» و مساله به «هدر رفتن انرژی» بوده است.

واکنش پزشکیان تغییر رئیس بانک مرکزی است. وی همتی را دوباره به این پست گمارده است. همتی یکی از راست ترین افراد در جناح اصلاح طلبان حکومتی و از زمره ی کسانی است که طرفدار برچیده شدن ارز های دولتی و نیمایی و یکی شدن نرخ ارز و به طور کلی سیاست های نئولیبرالیستی است. 

دیگر اقدام دولت و هسته ی سخت قدرت تلاش برای پایین آوردن قیمت دلار و سکه به میزانی بسیار ناچیز است. این امر احتمالا با پمپاژ دلار به بازار صورت گرفته است. باید توجه کرد که همه ی افزایش قیمت دلار ناشی از تحریم ها نیست. بخشی از آن به وسیله ی دولت و برای رفع کسری بودجه صورت می گیرد. در واقع افزایش قیمت بنزین، حذف یارانه ی دهک هایی از جامعه و نیز افزایش قیمت دلار جزو اقدامات دولت برای جبران کسری بودجه است. تمام این سیاست ها بار سنگین بحران را به پشت طبقه ی کارگر و کشاورز و دیگر زحمتکشان شهر و روستا و یا کارکنان حقوق بگیر می اندازد.

سرکوب

سرکوب وجه اساسی سیاست خامنه ای و سران پاسداراست . آنها نمی خواهند بفمند که برای پیشگیری از همین اعتصابات و اعتراضات تا کنون سرکوب را به هر شکلی که ممکن بود اعمال کرده اند و از جمله اعدام نزدیک به دوهزار زندانی در عرض یک سال. یعنی این اعتصابات و اعتراض ها در شرایطی صورت می گیرد که شدیدترین شکل سرکوب در چند سال اخیر را اعمال کرده اند. نشستن یک جوان در جلوی نیروهای سرکوب می تواند پاسخی باشد به بی حاصلی تمامی این اشکال سرکوب.

اینک باز آنها به مردم گاز اشک آور می زنند و گلوله شلیک می کنند. این ها نمی تواند جلوی اعتراضات گسترش یافتن و عمیق شدن اعتراضات را بگیرد همان گونه که تا کنون نگرفته است.

تداوم اعتصابات و اعتراضات و احتمال گسترش به طبقه ی کارگر و دیگر طبقات و لایه های جامعه

از ظواهر پیداست که اعتصابات و اعتراض های خیابانی تداوم خواهند یافت و گسترش بیشتری پیدا خواهند کرد. آغاز کننده ی این دور از مبارزات کسبه و بازاریان بودند، اما قطعا هم چنانکه تا کنون به آنها محدود نمانده است و آنها خود از مردم خواستند به آنها بپیوندند، به آنها محدود نخواهد ماند. دیر یا زود طبقات و گروه هایی که بیشترین استثمار و ستم و فقر و فلاکت و رنج را در شرایط کنونی تحمل می کنند یعنی کارگران و کشاورزان و توده های زحمتکش شهری و روستایی به مبارزات به اشکال گوناگون وارد خواهند شد.

مبارزه دشوار و پر فراز و نشیب  طبقه ی کارگر و خلق ایران برای کسب آزادی و استقلال و برپایی جمهوری دموکراتیک انقلابی

این احتمال بسیار ناچیز است که امپریالیسم هار آمریکا و دولت صهیونیستی و جنایتکار اسرائیل دست روی دست بگذارند و در امور خلق ایران دخالت نکنند و اجازه دهند که مبارزه و جنبش و انقلابی که در ایران در حال شکل گرفتن است فرایند خاص خودش را دنبال کند. بیشتر شواهد گواه آن است که این دخالت زود یا دیر صورت خواهد گرفت.

چنانچه نتوانند - و نه این که نخواهند - دخالت کنند، مبارزات به احتمال و دیر یا زود ابعاد صد هزار نفری و میلیونی خواهد یافت و انقلاب دموکراتیک نوین ایران شکوفا خواهد شد.

 گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

9 دی 1404


۱۴۰۴ دی ۸, دوشنبه

دانشجویان در ایران برای فردا نهم دی در تمامی دانشگاه‌ها فراخوان تجمع و اعتراضات دادند



.این تصویر از اعتراضات اخیر است و به وسیله سایت گذاشته شده است   



صدای مردم ایران باشید.

پیام و فراخوان عمومی تشکل دانشجویان پیشرو به دانشجویان سراسر کشور:

🔴 با پرچم انقلاب «زن زندگی آزادی» به‌سوی اعتراضات و اعتصابات سراسری می‌رویم!



دانشجویان، اساتید و کارکنان معترض دانشگاه‌های سراسر کشور، امروز باید اراده جمعی‌مان را بر تغییر وضعیت کشور معطوف کنیم.

درحالی که روز به روز شاهد از بین رفتن معیشت، تحصیل، کار و آینده‌مان هستیم؛ با اعتراض گسترده مردم در ۴۸ ساعت گذشته، دوباره مسیر خروج از این گنداب باز شده.

طی ماه‌های گذشته، حکومت تمام توانش را بر بازسازی قوای نظامی و سرکوب خود گذاشته، بیشتر اعدام کرده تا نگران معیشت ما باشد. زندگی ما مردم و دانشجویان بیش از پیش بازیچه خیال‌پردازی شکست‌خوردگانی شده که حالا برای تقسیم قدرت به جنگ با یکدیگر نیز مشغول هستند.

در همین ۴۸ ساعت گذشته که اعتراضات گسترده آغاز شده ...
همکلاسی‌های ما در دانشگاه تهران، در ادامه اعتراضات پیشین، اعتراض شبانه را آغاز کردند.
دوستانمان در دانشگاه صنعتی شیراز، به خاطر دزدی‌های مسئولین حکومتی این دانشگاه، مسموم شده‌اند و هیچ فریادرسی ندارند.
احسان فریدی، دیگر همکلاسی‌مان از دانشگاه تبریز محکوم به اعدام است!

در گوشه گوشه کشور خانواده‌ها را در عزای عزیزانشان نشانده‌اند و سفره مردم را خالی کرده‌اند و رئیس جمهور منصوب خامنه‌ای می‌گوید مردم باید صرفه‌جویی کنند!

ما دانشجویان این وضعیت را تحمل نمی‌کنیم و آینده‌ای که اینان بسازند را هزاران برابر بدتر از جهنم کنونی می‌دانیم.
ما بر این باور هستیم که پرچم پرشکوه انقلاب «زن زندگی آزادی» که ما مردم ایران را متحد کرده، قطب‌نمای ما برای خروج از فقر و فلاکت و تیره‌روزی است.

🚩 تشکل دانشجویان پیشرو
#اعتراض_اعتصاب_انقلاب
#اعتراضات_دانشجویی

#اعتراضات_سراسری_ایران
#اعتراضات_مردم_ایران
#اعتراضات_۱۴۰۴


دانشگاه بهشتی بلند شد؛ تجمع دانشجویی فردا ساعت ۱۲ مقابل سلف مرکزی

 جمعی از دانشجویان دانشگاه بهشتی تهران با انتشار متنی، از برگزاری تجمع اعتراضی در این دانشگاه خبر دادند. در این فراخوان، دانشجویان با اشاره به شرایط معیشتی و آنچه «فساد گسترده» خوانده‌اند، اعلام کرده‌اند که قصد دارند هم‌زمان با اعتراضات جاری، صدای خانواده‌ها و معترضان باشند. بر اساس متن منتشرشده، دانشجویان تأکید کرده‌اند که با آغاز اعتراضات در دانشگاه، همراه و هم‌صدا با خانواده‌های خود خواهند بود و تجمع را به‌عنوان «کمترین حق» در حمایت از معترضان توصیف کرده‌اند. در این فراخوان همچنین زمان و محل تجمع اعلام شده است. طبق این اطلاعیه، قرار است تجمع فردا ساعت ۱۲ ظهر، مقابل سلف مرکزی برادران دانشگاه شهید بهشتی برگزار شود. در پایان متن، از شرکت‌کنندگان خواسته شده است نکات ایمنی از جمله استفاده از ماسک را رعایت کنند.

بیانیه جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه تهران

 لحظه برخاستن است!

امروز طنین مردم از بازار تا خیابان، در جای جای شهرها بلند شده است.
فریاد پایانِ دیکتاتوری در هوا پیچیده و ظلم بیش از همیشه لرزان است.
اکنون لحظهٔ تماشا نیست؛ لحظهٔ ایستادن است؛
لحظهٔ برخاستن.
سال‌هاست که ستم نفس‌مان را گرفته،
اما ما همان‌هایی هستیم که ایستادیم: ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱ گواهی بر قیاممان علیه بیداد است.

دانشگاه تهران هیچگاه خاموش نبوده است.
وقت آن است که سردر تاریخی دانشگاه
باری دیگر شاهد قدم‌های مصمم ما باشد،
دوباره طنین فریاد آزادی را بشنود؛ نه نجواهایی گاه و بیگاه.
اگر امید را از ما گرفته‌اند،
ما آن را پس می‌گیریم.
اگر شب را طولانی کرده‌اند،
صبح را خودمان می‌سازیم.
بیایید از پردیس مرکزی تا دانشکده‌ها،
شانه‌به‌شانه،
قدم‌هایمان را محکم بر زمین بکوبیم
و در سرمای زمستان، آتش آزادی را روشن کنیم.
این صدا خاموش نمی‌شود.
این حرکت متوقف نمی‌شود.
درود بر آزادی
پاینده ایران

بیانیه جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه خواجه‌نصیر


آزادگان دانشگاه،
دانشجویان بزرگ خواجه نصیر،
امروز نوبت ماست.
ما که به عنوان روح آزادی‌خواه جامعه، در هر قدم کنش‌گر بوده‌ایم و برای هر آغاز، طلایه‌دار؛ امروز و امروزهاست که به میعادگاه‌مان، یعنی دانشگاهی که از آنِ ماست و خیابانی که جز برای اجتماع این «ما»های به‌هم‌پیوسته قیّمی ندارد، بر می‌گردیم.
این دانشگاه و دانشجویانش در حماسهٔ ۱۴۰۱، پیش‌تر در آبان خونین ۹۸ و قبل از آن به قدمت یک تاریخ از جنبش مدنی، ثابت کرده‌اند که ایستادگی و به پیش آمدن را می‌فهمد. ما ثابت کرده‌ایم که صحنه جز برای روشن شدن از قدوم‌مان و رعشه‌انداز از تکثر صداهای‌مان نیست.
امروز، روزی دیگر برای این «بودن» است.
این یادداشت، یادآوری است از دل این دانشگاه، به قلم جمعی از دانشجویانش؛ ندایی است برخاسته از قلب سنگر همیشگی‌مان، دانشگاه، که به دست ما پناهگاه می‌شود و اگر قدمی فرو بگذاریم، به آن‌چه ساخته‌ایم و به دست آورده‌ایم خیانت خواهد بود.
در این خروشِ دوباره‌ی مردم سرافراز کشورمان، هم‌صدا و هم‌پای خزر تا خلیج و شرق تا غربش، ما نیز ایستاده‌ایم.
برای زن، زندگی، آزادی.
برای ایران.
برای ما.

بیانیه جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه امیرکبیر:

 فردا همچون سیلی بر سرشان آوار خواهیم شد



‏امروز؛ بر قله تاریخ چشمهایمان به نور همبستگی مردم بار دیگر روشن شد. مردمی که از ظلم و سرکوب فریادهایشان به پا خاسته و میرود تا بنای ظالم را بر سرش آوار کند.

‏دانشجویان آگاه؛ امروز به گوش باشید که ما نیز باید در کنار مردمان رنجدیده و مورد ظلممان به پا خیزیم و از هیچ چیزی ابایی نداشته باشیم. ما دست در دست هم برای ایرانی آباد فردا به پا خواهیم خاست و صدای اعتراض خود را به گوش همگان خواهیم رسانید.

‏جمهوری اسلامی سالها با سرکوب و خفقان سیاسی اجازه فعالیت را از دانشگاه ما سلب نمود و فردا همچون سیلی بر سرشان آوار خواهیم شد.

‏از هر حزب و جناح سیاسی در کنار هم برای ایرانی آزاد تلاش خواهیم کرد.

‏زنده باد آزادی

‏پاینده ایران

۷ دی ۱۴۰۴

#ایران

#اعتراضات_سراسری