۱۴۰۵ خرداد ۱۴, پنجشنبه

آتش شاکرمی - درباره ی جنگ و آتش بس و حکومت و زندگی این روزهای مردم ایران


شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵  
اینستاگرام آتش شاکرمی

نیکا شاکرمی
جوجوی قشنگم
دلیر باد پا  


دستاوردهای ملموس می‌مانند، در زندگی بکار گرفته می‌شوند، استفاده و مصرف می‌شوند و دوباره از نو زاده می‌شوند

و "زن زندگی آزادی" این‌جوری‌ست. دستاوردهاش خودِ خود زندگی‌ست، برای همین است که به تاریخ نمی‌پیوندد و مدام و مدام در زندگی زاده می‌شود از نو!

و *تنها راهِ "عبور"، مدام زاده شدن است.*

*جوجو جانم "زن زندگی آزادی" دستاورد شماهاست،*

*با سخاوتی غریب خون دادید و دستاوردهاش را به ما سپردید...*

زن زندگی آزادی یک شعار محدود و یک کلی گویی برای آزادی نیست، خودِ خودِ زندگی‌ست، زندگی با تمام جزئیات تعیین کننده‌اش... توی موهای رهای من است، توی گردن آفتاب خورده زنی دیگر و دامن دیگری.....


آتش شاکرمی

و من هر بار که بیرون می‌روم می بینم که خیابان‌ها و آدم‌ها همه "زن زندگی آزادی" شده‌اند. و دیگر خبری از آن
 نگاه هیزِ آزارگرِ حريصِ مردانه که حتا اندام زن‌های سراپا پوشیده را وارسی می‌کرد و پوست‌شان را تخیل می‌کرد، نمی‌بینی...
"زن زندگی آزادی" مردها را عادی‌تر کرد، خیلی عادی‌تر... زن‌ها را عادی‌تر کرد و لباس زن‌ها از روپوش و روسری‌پوش کمی نرمال تر شده... کمی
زندگی را بیشتر شبیه زندگی کرد... زندگی را عادی‌تر کرد... عادی بودن را عادی سازی کرد!

در طول جنگ خیابان‌ها خلوت بود. سوت و کور بود. حکومت نظامی بود. سر هر خیابانی ایست بازرسی بود، شب‌ها معرکه گیری بسیجی‌های امروزی بود، کاروان‌های پرچم و بلندگو بدست‌شان با دور دورهای شبانه و آلودگی صوتی خیابان‌ها را تبدیل به جایی برای گردن‌کشی طرفداران حکومتی کرده بود که تا قبل از این جنگ خیلی جرات خودنمایی نداشتند چراکه در اوج نامشروعی‌شان بودند.
و خب؛
جنگ برای این‌ها نعمت است! جنگ مفری شد برای فرار از آن انزوا و بدهکاری عظیم به ملت و نشستن در جایگاه مدافع وطن.

شب‌ها هر آن‌چه مسجد در کشور بود تا قبل از جنگ پشه می‌پراندند، محل تجمع هواداران حکومت شد، بساط شام و نوشیدنی و موسیقی ملی و سخنرانی‌های پرشور و دعوت از همگان حتا مخالفان نظام به پیوستن به تجمعات‌شان با این شعار که: "این وطن، وطن همه ماست!"
جل الخالق!

و در ایست بازرسی‌ها می‌دیدی که بسیجی‌های‌شان زبان‌شان خوش و نرم و محترم شده، با مردم خوش و بش می‌کنند، به حجاب و مشروب در صندوق‌عقب کار ندارند، محترم‌اند و نرم می‌گیرند که دلی نرنجد!
جل الخالق !

پس این‌ها هم بلدند با زبان آدمی‌زاد حرف بزنند!
و هر اتفاقی می‌افتاد، مامورین برای رسیدگی حی‌و‌حاضر بودند و کارها را راه می‌انداختند. مثلا در طول جنگ یک‌بار کابل برق کوچه‌مان بر اثر باد و باران جرقه زد، زنگ زدند، از اداره برق ده دقیقه نشده دو مامور آمدند، زیر باران و باد درست‌اش کردند، رفتند. و یک‌بار هم لوله گاز ساختمان موقع عبور یک ماشین آسیب دید و صدای بوق کشتی می‌داد. زنگ زدیم اداره گاز، پنج دقیقه نشده آمدند، بررسی کردند.

و این در حالی ست که تا پیش از جنگ از این خبرها نبود.

*آره جوجو جانم*
یک شب هم در تجمعات باغ فردوس توی آن تلوزیون‌های بزرگ‌شان برای مومنین کنسرت خواننده زنی لبنانی را پخش کرده بودند، و حالا دیگر شنیدن صدای زن حرام نبود و دیدن‌اش هم!

و شب تا صبح بساط تجمعات‌شان براه بود. مردم معمولی هم می‌رفتند.
به دلایل مختلفی، از ترس زدن زیرساخت‌ها و بدبخت‌تر از این شدن تا کنجکاوی و خستگی ناشی از توقف زندگی زیر سایه جنگ....
و لابد آنروزها که مردم زنجیره انسانی دور پتروشیمی‌ها و پل‌های شهرشان ساختند، عده‌ای آنرا به نفع پروپاگاندای حکومت دانسته‌اند و فهم‌شان به این نرسیده، آن پتروشیمی‌ها محل امرار معاش آن‌ها هستند و آن پل‌ها بکار زندگی واقعی آن مردم می‌آیند و مهم‌تر این‌ها هستند نه اینکه حکومت

و حکومت‌ها می‌آیند و می‌روند، اما زیرساخت‌ها و مردم می‌مانند..... و نمی‌شود زندگی را متوقف کرد، حتا ویران کرد بلکم حکومتی را بیرون کرد، و نمی‌شود سال‌ها زندگی این‌جا متوقف شود ببینیم کی اپوزوسیونی قابل از مریخ می‌آید و فلک را سقف می شکافد!

و جنگ این‌طور اولویت‌ها را دگرگون می‌کند.

و آتش بس که شد مردمِ چهل روز در خانه مانده و انتظار کشیده، حریص کمی زندگی، حریص تماشا، حريص غرق شدن در لحظه، به خیابان‌ها آمدند... زندگی مثل رگ‌بارهای تند بهاری باریدن گرفت و جاری شد... دست‌فروش‌ها برگشتند، کافه‌ها پر از آدم‌های از حکومتِ نظامی رهیده شدند...

*آخ جوجو جانم* زورِ زندگی به همه چیز می‌چربد و هیچ چیز زیباتر از این نیست!

گاهی عصرها می‌روم کمی قدم می‌زنم... زیر امین‌الدوله‌های آویزان از دیوارها می‌ایستم و عطرشان را فرو می‌دهم، مردم را تماشا می‌کنم و از تماشای‌شان حس‌های متناقضی در من زنده می‌شود... چند روز پیش که زیر امين‌الدوله دو کوچه پایین‌تر ایستاده بودم و گریه‌ام گرفته بود زنی از پشت سر آمد و از کنارم رد شد و گفت "کاش همه دامن گل‌گلی بپوشیم، وایسیم زیر درختا.... خیلی قشنگه، خیلی..." و رد شد و از پشت سر نگاهش کردم، لاغر و ظریف بود، مثل ساقه گندم.... یاد مرضیه افتادم، آنوقت‌ها که با هم اطراف کتابخانه قدم می‌زدیم و بحث می‌کردیم... مثل ساقه گندم بود، گندم‌زارِ رسیده‌ی آفتابی....

باد از پشت سرم می‌آمد، شلاقِ موهایم را به صورتم میزد.... چشم‌هایم را پاک کردم و از کوچه رد شدم.
و به خیابان شلوغ رسیدم... دم غروب بود دست‌فروش‌ها بساط کرده بودند، جمعیت می‌آمد و می‌رفت... نگاهم از روی آدم‌ها می‌لغزید... تا شب آهسته چرخیدم، شب برگشتم، گربه‌ها را بوسه‌باران کردم و با ذوق به‌شان گفتم، هنوز زندگی هست!

مدت‌هاست موهایم را فر نکرده‌ام... با موی لخت و تیره کسی خاله آتش را بجا نمی‌آورد و این خیلی خوب است. می‌شود دامن گلدار پوشید، لابلای جمعیت چرخید... دقیق و آرام آدم‌ها را، زبان بدن‌شان را، لباس‌ها و جزئیات‌شان را تماشا کرد. سبک و نرم از میان جمعیت رد شد بی این‌که کسی ترا بشناسد، بی این‌که کسی *سراغ بوی جوجوی قهرمان را ازت بگیرد.*

*جوجو جانم*
روزهای اولی که توانسته بودم آنلاین شوم، جا‌به‌جا می‌دیدم که کسانی می‌نوشتند، عادی سازی نکنید، عکس لباس قشنگ و کافه و دورهمی استوری نکنید، حالا که توانسته‌اید آنلاین شوید، حق ندارید از روزمرگی‌تان بگویید...............
بی‌رحمى عجیبی در این حرف‌ها بود *جوجو.*
چطور می‌شود به مردمی که زندگی‌شان طی یک‌سال اخیر با دو جنگ و یک کشتار وحشیانه بکل از ریل خارج شده گفت چه بکنید و چه نکنید؟!!!

بی‌رحمی و نفهمی عجیبی در این حرف‌ها بود.

گور پدر حکومت با شما

که یعنی چه که اگر شما از زندگی عادی بگویید به نفع پروپاگاندای حکومت عمل کرده‌اید؟!!!

به چه حقی و با چه رویی به مردمی که یک سال اخیر دو جنگ و یک کشتار به خودشان دیده‌اند، یک سوم سال را اینترنت نداشته‌اند، اقتصادشان به فنا رفته، شغل‌های‌شان را از دست داده‌اند و حتا‌ اگر عزیز خودشان را کشته ندیده باشند، سهم بزرگی در ویرانی را با این‌همه کشتار و فلاکت چشیده‌اند، می‌گویید زندگی نکنید؟!!!

گور بابای حکومت و شما و پروپاگانداهای‌تان

*اصل زندگی‌ست.*

اصل زندگی‌ست و هر آن‌چه هزینه می‌دهیم هم برای زندگی‌ست و نه چیزی دیگر!
[ما برای بهبود زندگی مردگان نمی‌رزمیم]

اگر حکومت آن‌قدر به دریوزگی افتاده که چنگ می‌زند به این کمترین زندگی که مردم دارند و اگر زندگی کردن ملت تاثیر منفی در افکار عمومی جهان دارد، گور بابای جهان اصلا!

می‌خواهید ملت تا فرصتی دست داد بجای زندگی‌کردن مرثیه سرایی کنند تا خوراک شما فراهم شود؟!!!

*جوجو جانم* این‌جور وقت‌هاست که تا بنِ استخوان شیعه‌گری و شهید پروری و عزا روی عزا تا انقلاب مهدی را به وضوح می‌بینی!

خیابان‌ها و محله‌ها پر از مردمی‌ست که با احتیاط و صرفه‌جویی زیادی در سوپرمارکت‌ها و میوه فروشی‌ها خرید می‌کنند و با کیسه‌های خرید یک چهارم سال پیش به خانه برمی‌گردند... آدم‌هایی با لباس‌های ارزان و خیلی کارکرده که با وجود فشار مالی همچنان گاهی کافه می‌روند و با حداقل غذا و نوشیدنی دورهمی می‌گذارند تا این زندگی جیره‌بندی شده را ادامه بدهند، بعد می‌بینی یک عده علاف بی درد بهشان امر می‌کنند چجور و با چه میزان شیون و زاری خودشان را به نمایش بگذارند تا مورد پذیرش آن‌ها واقع شوند تا مبادا عادی باشند و عادی بودن‌شان حمل بر عادی سازی شود!

دیگر نفس کشیدن هم سیاسی‌ست.
باید در نمایش فلاکت هم دست به ادا اطوار و ریاکاری بزنی!

*اما جوجو جانم*
وسط سهمگین‌ترین شرایط هم زندگی جاری‌ست. همچنان حتا در زندان‌ها هم همینکه فرصتی دست دهد زندانی‌ها دسته جمعی آواز می‌خوانند و می‌رقصند، برای خودشان کیک می‌پزند و سرو صورت خودشان و یکدیگر را اصلاح می‌کنند چه رسد به بیرون از زندان (و لابد همین الان یک علاف می‌گوید ایران یک زندان نود میلیونی‌ست، همان‌طور که می‌گویند قبل از جنگ هم گرانی و بیکاری بیداد می‌کرد و چه و چه و چه.... و کورند که ببینند جنگ میلیون‌ها آدم را بیکار و ورشکسته کرده و یک شبه میلیون‌ها نفر از روی خط فقر به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند... و هزار بدبختی دیگر

که نتیجه جنگ و تحریم است و گردن حکومت را کلفت‌تر و گردن ملت را نحیف‌تر و از مو نازکتر!)
و تو بپرس چطور شرم نمی‌کنی در موقعیتی که خودت ابزار پروپاگاندای اسرائیل و آمریکا شده‌ای برای مشروع نشان دادن جنگ به وطن‌ات دهان به امر و نهی برای مردمی باز می‌کنی که در تقلا برای زنده ماندن چنگ می‌زنند به این حداقل روزمرگی تا بتوانند با مشت، مشت آرام‌بخش و لباسی ارزان و یک فنجان چای و یک کوکی کوچک در کافه‌ای این زمستان تاریک زندگی را سر کنند؟

و *جوجو جانم،* اصل زندگی‌ست و هر آن‌چه مقابل زندگی بایستد، حتا اگر به اسم آزادی‌خواهی پا به عرصه ایدئولوژی گذاشته و همین که چیزی تبدیل به ایدئولوژی شد یعنی وارد دوران انحطاط‌اش شده و از چرخه طبیعی زندگی شده و دارد چوب لای چرخ زندگی و رشد می‌گذارد.

*جوجو جانم،* بعد از هر سهمگینی، پوچی عظیمی میاید و اجتماع را می‌بلعد.

جامعه شکست خورده و جنگ‌زده بصورت خودبخودی به "روزمرگی" و "لحظه" پناه می‌برد. و لحظه و روزمرگی مخدر نیستند اما بخشی از سیستم دفاعی روان انسان‌اند برای تاب‌آوری و شبیه به مخدر و مسکن عمل می‌کنند. و جامعه ما امید بسته بود که با جنگ از جمهوری اسلامی خلاص شود و حتا این "ناراه حل" هم نتوانست این عبور را ممکن کند!

و خصومت میان حکومت و جامعه بزرگ‌تر از قبل هم شده.

و با تمام این‌ها، تمام فقری که سایه انداخته روی جامعه خیابان‌ها و محله‌ها پیروزمندانه "زن زندگی آزادی"‌ست، قطع رابطه ملت و حکومت نه‌تنها کمرنگ نشده که پررنگ‌تر هم شده و از ترکیب این خصومت و آن پوچی فلسفی عظیم چیزی عجیب و پیچیده زاده شده و تبدیل به اتمسفر زندگی شده و تو فقط باید در این اتمسفر نفس بکشی تا این چیز پیچیده را در بدن‌ها و نگاه‌ها و سکوت‌ها و میل به تصرف خیابان‌ها ببینی و حس و دریافت کنی.

و حکومت آن بساط حریف‌طلبی پشت دوشکا و پرچم‌اش را به میادین و خیابان‌های اصلی برده، محله‌ها بی‌حکومت‌اند و در تصرف زنانِ بی‌روسری و زندگیِ سمج و آزادی از بسیاری تابوها ...

و زندگی راه خودش را می‌رود. و گور پدر پروپاگاندای حکومتی که این فلاکت نتیجه غلط اندر غلط اندر غلط اوست... و گور بابای هرکس که بیرون گود نشسته، می‌گوید لنگ‌اش کنید، بیرون گود نشسته و امر می‌کند، چه بکنید تا مورد تایید من باشید و من مصرف‌تان کنم!

*ما كالا نیستیم جوجو*

*و رنج ما ابزار نیست*

همان‌طور که تو نبودی؛ و نباید گذاشت کشته‌ات ابزاری شود برای مصرف!

امروز که دارم این‌ها را برایت می‌نویسم سه شنبه
۲۹ اردیبهشت است. دیشب عمو ترامپِ سطلی‌ها گفته بود، یک ساعت تا حمله بعدی با ایران فاصله داشتم که فلانی و بیساری خواهش و تمنا کردند، من هم نابود کردن کامل ایران را سه روز به تعویق می‌اندازم ببینم ملاها و پاسدارها چه می‌کنند!

و من از آن روزی‌که عموی سطلی‌ها توییت زد و گفت تمدن ایران را نابود می‌کنم و ایران را به عصر حجر برمی‌گردانم دلم خون است.

آنوقتا فیلترشکن نداشتم، بسته مکالمه بین‌الملل خریدم، زنگ زدم به دوستان خارج کشورم، گفتم دیگر قرار است چه بشود که نشده که نشسته‌اید و ضد جنگ صدای‌تان را بلند نمی‌کنید؟

*گفتند سطلی‌ها نفس‌مان را بریده‌اند!*

توی سرم گفتم، *نمی‌دانستم فحش خوردن سخت‌تر از زیر موشک بودن است!*

قطع می‌کردم

گریه می کردم

بند دلم پاره شده بود

بند دلم پاره شده بود و دیگر هم دو سرش را پیدا نکردم گره‌اش بزنم!

رهایش کردم....

خودم را غرق کردم توی کار و روتینی از مراقبت و نظارت بر خودم که درست و سالم غذا بخورم و درست بخوابم و وزنم را ثابت نگه دارم و ...

زندگی همچنان هست

و من

زیاد کار می کنم

*کمی آشپزی و گربه‌ها که نگویم برایت، که نگویم برایت!*

۱۴۰۵ خرداد ۱۳, چهارشنبه

دستگاه منفور قضایی و تداوم اعدام ها

 
کانون حقوق بشر ایران

اعدام فتح‌الله آوری؛ ادامه موج اعدام معترضان در سایه سکوت جهانی

فتح‌الله آوری
اعدام فتح‌الله آوری، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، در شرایطی تأیید شده است که نهادهای حقوق بشری نسبت به افزایش اعدام معترضان و زندانیان سیاسی در ماه‌های اخیر هشدار می‌دهند.


کانون حقوق بشر ایران، چهارشنبه ۱۳ خردادماه ۱۴۰۵ – خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، از اجرای حکم اعدام فتح‌الله آوری، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در همدان، خبر داده است. این اعدام در حالی صورت گرفته که گزارش‌ها از اجرای مخفیانه حکم، محرومیت وی از آخرین ملاقات با خانواده و نگرانی‌های گسترده درباره روند دادرسی حکایت دارد. همزمان، عفو بین‌الملل نیز نسبت به افزایش اعدام‌های سیاسی در ایران هشدار داده و اعلام کرده است که ده‌ها زندانی دیگر در معرض خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند.
فتح‌الله آوری چرا اعدام شد؟
فتح‌الله آوری از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در همدان بود که از سوی دستگاه قضایی به اتهام «محاربه» و در ارتباط با کشته شدن یکی از نیروهای حکومتی در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه همان سال به اعدام محکوم شد.
خبرگزاری میزان بدون اشاره به تاریخ دقیق اجرای حکم، اعدام وی را تأیید کرده است. با این حال، خبر اجرای این حکم پیش‌تر در روز سه‌شنبه ۱۲ خردادماه در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود.
بر اساس گزارش‌های منتشرشده، حکم اعدام فتح‌الله آوری به‌صورت مخفیانه اجرا شده و خانواده او از حق آخرین ملاقات با وی محروم بوده‌اند؛ موضوعی که واکنش گسترده فعالان حقوق بشر را در پی داشته است.
چه ابهاماتی درباره پرونده فتح‌الله آوری وجود دارد؟
رسانه‌های حکومتی مدعی شده‌اند که در جریان بازرسی محل سکونت فتح‌الله آوری مدارکی علیه او کشف شده و وی نیز در مراحل بازجویی اتهامات مطرح‌شده را پذیرفته است.
با این حال، نهادهای حقوق بشری روایت متفاوتی ارائه می‌کنند. این نهادها نسبت به احتمال اخذ اعترافات تحت فشار، نبود دسترسی مؤثر به وکیل مستقل و محرومیت متهم از برخورداری از اصول دادرسی عادلانه هشدار داده‌اند.
فعالان حقوق بشر تأکید می‌کنند که در بسیاری از پرونده‌های مرتبط با معترضان، بخش مهمی از روند رسیدگی بر اعترافاتی استوار است که در شرایط بازداشت و تحت فشارهای شدید اخذ شده‌اند. به همین دلیل، درباره اعتبار چنین اعترافاتی پرسش‌های جدی مطرح می‌شود.
چرا سرعت رسیدگی به پرونده مورد انتقاد قرار گرفته است؟
خبرگزاری میزان به نقل از دادستان همدان اعلام کرده است که رسیدگی به این پرونده در «کوتاه‌ترین زمان ممکن» انجام شده و همزمان با چهلم یکی از نیروهای حکومتی کشته‌شده در اعتراضات، کیفرخواست علیه متهم صادر شده است.
منتقدان این روند معتقدند تأکید مقام‌های قضایی بر سرعت رسیدگی، به‌ویژه در پرونده‌هایی که مجازات آن اعدام است، می‌تواند نگرانی‌هایی درباره رعایت کامل استانداردهای دادرسی عادلانه ایجاد کند.
فعالان حقوق بشر همچنین می‌گویند همزمانی برخی اقدامات قضایی با مناسبت‌های سیاسی یا امنیتی، این نگرانی را به وجود می‌آورد که روند رسیدگی بیش از آنکه مبتنی بر استقلال قضایی باشد، تحت تأثیر ملاحظات امنیتی قرار گرفته باشد.
چرا نهادهای حقوق بشری نسبت به افزایش اعدام‌ها هشدار می‌دهند؟
اعدام فتح‌الله آوری در شرایطی صورت گرفته که طی دو ماه گذشته روند اجرای احکام اعدام علیه معترضان و زندانیان سیاسی با شتاب بیشتری دنبال شده است.
عفو بین‌الملل در بیانیه اخیر خود اعلام کرد که تنها از اواخر فوریه تاکنون دست‌کم ۴۱ نفر در پرونده‌های سیاسی اعدام شده‌اند. این سازمان همچنین نسبت به خطر اعدام ده‌ها زندانی دیگر هشدار داده و خواستار توقف فوری اجرای احکام اعدام شده است.
عفو بین‌الملل تأکید کرده است که بسیاری از این احکام پس از محاکمه‌هایی صادر شده‌اند که با معیارهای دادرسی عادلانه سازگار نیستند. این سازمان از جامعه جهانی خواسته است برای جلوگیری از ادامه این روند، اقدامات فوری و مؤثر انجام دهد.
چرا جامعه جهانی باید واکنش جدی‌تری نشان دهد؟
فعالان حقوق بشر معتقدند افزایش اعدام معترضان و جوانان بازداشت‌شده در اعتراضات، نیازمند واکنش قاطع جامعه جهانی است.
به باور آنان، سکوت یا واکنش‌های محدود در برابر موج اعدام‌ها می‌تواند زمینه را برای صدور و اجرای احکام بیشتر فراهم کند. آنان از سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، دولت‌های دموکراتیک و نهادهای مدافع حقوق بشر خواسته‌اند که موضوع اعدام معترضان را در اولویت اقدامات خود قرار دهند.
این فعالان هشدار می‌دهند که ادامه بی‌تفاوتی جهانی ممکن است به افزایش شمار قربانیان و تشدید سرکوب در داخل کشور منجر شود.
وضعیت سایر بازداشت‌شدگان اعتراضات چگونه است؟
در حالی که اعدام فتح‌الله آوری تأیید شده است، همچنان اطلاعات روشنی از وضعیت بسیاری از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در دست نیست.
به‌ویژه در شهرهای کوچک و مناطقی که دسترسی رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری محدودتر است، نگرانی‌ها درباره صدور احکام سنگین و اجرای مخفیانه مجازات‌ها افزایش یافته است.
همزمان فشار بر وکلای مستقل و مدافعان حقوق بشر نیز موجب شده امکان اطلاع‌رسانی و پیگیری حقوقی بسیاری از پرونده‌ها با دشواری بیشتری همراه شود.
نقض حقوق بشر؛ اعدام معترضان پس از دادرسی‌های مورد مناقشه
اعدام فتح‌الله آوری بار دیگر نگرانی‌های گسترده درباره استفاده از مجازات اعدام علیه معترضان را برجسته کرده است. گزارش‌های مربوط به اجرای مخفیانه حکم، محرومیت از آخرین ملاقات با خانواده، ابهام در روند رسیدگی و نگرانی‌ها درباره اعترافات اخذشده تحت فشار، از جمله مواردی است که نهادهای حقوق بشری آن را مصداق نقض جدی حقوق بنیادین می‌دانند. در حالی که عفو بین‌الملل نسبت به افزایش اعدام‌های سیاسی هشدار داده است، فعالان حقوق بشر خواستار اقدام فوری جامعه جهانی برای جلوگیری از ادامه این روند شده‌اند.


بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران



نه قدرت‌های غارتگر، نه حکومت سرکوب‌گر

مردم تنها مالکان سرنوشت خویش‌اند!

اکنون تصویر منجی‌گونه‌ی جنگ به‌تمامی از هم پاشیده است. در میانه‌ی سرکوب خونین آخرین خیزش مردم، «مداخله‌ی نظامی بشر‌دوستانه» با بمب و موشک از آسمان نازل شد تا ثابت کند که «آزادی» موعود قدرت‌های غارتگر، معنایی جز «محو شدن تمدن» و «بازگشت به عصر حجر» نخواهد داشت. حاصل تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران، تنها مرگ کودکان و مردم بی‌دفاع، ویرانی زیرساخت‌ها و فروپاشی سازوکارهای نیمه‌جان اقتصادی نبود؛ همان‌گونه که بیم آن می‌رفت، دستاوردهای سال‌ها مبارزه‌ی آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه نیز رنگ باخت و به حاشیه رانده شد. مردمی که آزادی را به بهای خون می‌طلبیدند، اکنون به مرزهای تلاش برای بقا رانده شده‌اند.

موج گسترده‌ی بیکاری، تورم افسارگسیخته و فقر فزاینده گواه شرایط دهشتناک معاش و سقوط بیش از پیش جامعه‌ی جنگ‌زده ا‌ست. جمهوری اسلامی در گیر و دار وضعیت جنگی، قوانین سرکوب خود را تشدید کرد و جامعه را به آستانه‌ی فروپاشی اجتماعی و اقتصادی کشاند؛ قریب به سه ماه اینترنت را قطع کرد، شاهرگ‌های حیات اقتصادی مردمان بسیاری را برید و رسانه‌های حکومتی و جریان اصلی، به تنها صدای موجود بدل شدند. در این خاموشی و انسداد، شیوه‌های دیرینه‌ی سرکوب حکومتی ازجمله مصادره‌ی اموال، پخش اعترافات تلویزیونی، بازداشت و ناپدیدسازی قهری و اعدام زندانیان سیاسی شمایلی هولناک‌تر از پیش یافت. حاکمیت پس از چندی حق دسترسی به اینترنت را به مردم برگزیده‌اش فروخت و همزمان، با هیاهوی حکومت‌ساخته‌ی «وفاق و وحدت»، بر این خفقان سرپوش گذاشت. راهی که جمهوری اسلامی در این هنگامه می‌جوید، واپس‌راندن جنبش‌های مترقی و تشکل‌های مستقل، سرکوب بیش از پیش معترضان و آزادی‌خواهان و هموار کردن مسیر استثمارگران تازه‌نفس است.

بر زمین فرسوده از غارت و سوخته از جنگ، بذر آزادی نمی‌روید. اکنون در برزخ «نه جنگ، نه صلح» قدرت‌های غارتگر همچنان بر طبل منافع خود می‌کوبند؛ یکی پس از دهه‌ها اشغال و نسل‌کشی، خیال «خاورمیانه‌ی جدید» را در سر می‌پروراند و دیگری با فرمان «کمک در راه است» می‌خواهد دروازه‌ی غارت دیگری بگشاید. جمهوری اسلامی نیز که پیش از این در دهه‌ی ٦٠، مخالفان خود و آزادیخواهان را در سایه‌ی جنگ قتل‌عام کرده بود، این‌بار نیز جنگ را «نعمت» می‌داند و همزمان که مشغول اعدام و «پاکسازی» معترضان است برای منافع اقتصادی و بقای سیاسی‌اش مذاکره می‌کند. در این میانه نیروی عظیمی که به پشتوانه‌ی ۴٧ سال جنبش‌های آزادیخواهانه، آماج‌اش به چنگ آوردن سرنوشت خویش بود، به محاق رفته است؛ زیرا که جنگ خود زاینده‌ی حصر و استثناست.

کانون نویسندگان ایران، به تأسی از بیانیه‌های پیشین خود، تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران و سانسور و سرکوب دهشتناک حکومتی را محکوم می‌کند و بار دیگر بر این حقیقت پای می‌فشارد که مردم هرگز ناچار نیستند میان قدرت‌های غارتگر و حکومت سرکوبگر یکی را برگزینند. سرنوشت محتوم جامعه رجعت از سیه‌روزی اکنون به اوهام گذشته نیست. مردم تنها مالکان سرنوشت خویش‌اند و حتی از پس این ویرانی عظیم نیز سر برمی‌آورند، نیروی خود را آگاهانه سازمان می‌دهند، راه خود را به سوی آزادی و برابری می‌یابند و آینده‌ را دیگرگونه رقم می‌زنند.

کانون نویسندگان ایران

۱۲ خرداد ۱۴۰۵

۱۴۰۵ خرداد ۱۱, دوشنبه

جانیان دستگاه قضا و ادامه ی اعدام ها

 

کانون حقوق بشر ایران

اعدام اشکان مالکی و مهرداد محمدی‌نیا در زندان قزلحصار؛ پایان یک پرونده پرابهام با احکام مرگ

اشکان مالکی و مهرداد محمدی‌نیا، دو زندانی سیاسی متهم در پرونده موسوم به «کوی نصر»، بامداد امروز در زندان قزلحصار اعدام شدند. این دو در حالی با حکم اعدام روبه‌رو شدند که روند بازجویی، نحوه اخذ اعترافات، دسترسی به وکیل انتخابی و شیوه رسیدگی قضایی به پرونده آنان با ابهامات جدی همراه بود.

کانون حقوق بشر ایران،  دوشنبه ۱۱ خرداد‌ماه ۱۴۰۵ – خبرگزاری میزان بامداد امروز از اجرای حکم اعدام اشکان مالکی و مهرداد محمدی‌نیا در زندان قزلحصار کرج خبر داد. این دو زندانی سیاسی که پس از اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت شده بودند، در پرونده‌ای موسوم به «کوی نصر» محاکمه و به اعدام محکوم شدند. با این حال، از زمان تشکیل پرونده تاکنون پرسش‌های فراوانی درباره روند رسیدگی قضایی، اتکای گسترده به اعترافات متهمان، عدم شفافیت در فرآیند بازجویی و محدودیت در دسترسی به وکیل انتخابی مطرح بوده است؛ ابهاماتی که تا زمان اجرای حکم نیز بی‌پاسخ باقی ماند.

اشکان مالکی

مهرداد محمدی‌نیا

اشکان مالکی و مهرداد محمدی‌نیا به چه اتهاماتی محاکمه شدند؟

اشکان مالکی، مهرداد محمدی‌نیا و آرمان معرفتی از متهمان پرونده‌ای بودند که پس از اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ تشکیل شد. این پرونده به حوادث مرتبط با کوی نصر و حوزه علمیه امام هادی در کوی نصر تهران ارتباط داده شده بود.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، این افراد با اتهاماتی از جمله اقدام علیه امنیت کشور، تخریب اموال عمومی و مشارکت در آتش‌سوزی حوزه علمیه امام هادی توسط قاضی صلواتی محاکمه شدند.

نماینده دادستان در جلسات دادگاه اتهام‌هایی همچون اقدام عملیاتی برای «دول و گروه‌های متخاصم»، ایجاد رعب و وحشت در جامعه، اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی کشور و همکاری با عوامل خارجی را مطرح کرد.

در ادامه روند رسیدگی، دامنه برخی اتهامات گسترش یافت و موضوع همکاری با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا نیز به پرونده افزوده شد.

همچنین در کیفرخواست ادعا شده بود که خسارت واردشده به حوزه علمیه امام هادی حدود ۵۰ میلیارد تومان برآورد شده است.

روند دادرسی چه ابهاماتی داشت؟

از زمان آغاز رسیدگی به این پرونده، نهادهای حقوق بشری و فعالان مدنی نسبت به وجود ابهام‌های متعدد در فرآیند دادرسی هشدار داده بودند.

در گزارش‌های رسمی منتشرشده، جزئیات روشنی درباره نحوه جمع‌آوری ادله، شیوه تحقیقات، مدت بازداشت پیش از محاکمه و چگونگی دسترسی متهمان به وکیل ارائه نشد.

هرچند در برخی گزارش‌ها به حضور وکلا اشاره شده بود، اما مشخص نبود که آیا متهمان از حق انتخاب آزادانه وکیل برخوردار بوده‌اند یا خیر. همچنین روشن نشد که وکلا در چه مرحله‌ای از پرونده امکان حضور و دسترسی به موکلان خود را پیدا کرده‌اند.

حقوقدانان معتقدند در پرونده‌هایی که مجازات اعدام در آن مطرح است، رعایت دقیق تشریفات قانونی و تضمین حق دفاع مؤثر متهمان اهمیت ویژه‌ای دارد و هرگونه نقص در این روند می‌تواند بر اعتبار دادرسی تأثیر بگذارد.

نقش اعترافات در صدور احکام چه بود؟

یکی از مهم‌ترین محورهای این پرونده، اتکای گسترده کیفرخواست به اعترافات و اقرارهای منتسب به متهمان بود.

در جلسات دادگاه، تصاویری از شب حادثه پخش شد، اما بخش قابل توجهی از استدلال‌های نماینده دادستان بر مبنای اظهاراتی قرار داشت که به متهمان نسبت داده شده بود.

در بخشی از کیفرخواست به اظهارات منتسب به اشکان مالکی درباره نحوه آتش‌زدن مسجد اشاره شده بود. با این حال، گزارش‌های رسمی هیچ توضیح شفافی درباره شرایط اخذ این اعترافات ارائه نکردند.

همچنین مشخص نشد که متهمان در زمان بازجویی از دسترسی کامل به وکیل برخوردار بوده‌اند یا خیر.

نگرانی‌ها درباره اعترافات اجباری چه بود؟

نبود اطلاعات شفاف درباره روند بازجویی، مدت نگهداری در بازداشت و نحوه ثبت اقرارها موجب شد نگرانی‌هایی درباره احتمال اخذ اعترافات اجباری مطرح شود.

فعالان حقوق بشر بارها هشدار داده‌اند که در پرونده‌های امنیتی و سیاسی، استفاده از فشارهای روانی، تهدید یا روش‌های غیرقانونی برای اخذ اعتراف از متهمان می‌تواند به نقض جدی حقوق آنان منجر شود.

در این پرونده نیز هیچ گزارش مستقلی درباره شرایط بازجویی منتشر نشد و مقام‌های مسئول توضیحی درباره نحوه رد یا بررسی احتمال اعمال فشار بر متهمان ارائه نکردند.

همین مسئله موجب شد بخشی از انتقادها متوجه نحوه استناد دادگاه به اعترافات و اقرارهای ثبت‌شده در پرونده باشد.

اجرای حکم در شرایط تداوم پرسش‌های بی‌پاسخ

با اعلام خبر اجرای حکم اعدام اشکان مالکی و مهرداد محمدی‌نیا، پرونده‌ای که ماه‌ها موضوع بحث نهادهای حقوق بشری بود وارد مرحله‌ای غیرقابل بازگشت شد.

در حالی که مقام‌های قضایی بر قانونی بودن روند رسیدگی تأکید داشتند، منتقدان همچنان معتقد بودند که بسیاری از پرسش‌های اساسی درباره فرآیند دادرسی، کیفیت دفاع متهمان و اعتبار برخی از مستندات پرونده بدون پاسخ مانده است.

اجرای حکم این دو زندانی سیاسی در شرایطی انجام شد که نگرانی‌ها درباره روند رسیدگی به پرونده‌های امنیتی و استفاده از مجازات اعدام در چنین پرونده‌هایی همچنان ادامه دارد.

نقض حقوق بشر در پرونده اشکان مالکی و مهرداد محمدی‌نیا؛ ابهام در دادرسی و نگرانی از اعترافات اجباری

پرونده اشکان مالکی و مهرداد محمدی‌نیا از منظر حقوق بشری با پرسش‌ها و نگرانی‌های متعددی همراه بود. نهادهای حقوق بشری بارها تأکید کرده‌اند که در پرونده‌های منتهی به مجازات اعدام، رعایت کامل استانداردهای دادرسی عادلانه و تضمین حقوق متهمان ضروری است.

مواد نقض شده

نقض حق دادرسی عادلانه – ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر:
ابهام درباره روند رسیدگی، نحوه ارزیابی ادله و کیفیت دسترسی متهمان به امکانات دفاعی، نگرانی‌هایی جدی درباره رعایت اصول دادرسی عادلانه ایجاد کرده است.

نقض حق دسترسی به وکیل انتخابی – ماده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی:
مشخص نبودن وضعیت وکلای انتخابی متهمان و نحوه دسترسی آنان به مشاوره حقوقی مستقل، از جمله موارد مورد انتقاد در این پرونده بود.

نگرانی از شکنجه و اعترافات اجباری – ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر:
اتکای گسترده پرونده به اعترافات متهمان در شرایطی که اطلاعات شفافی درباره نحوه اخذ این اقرارها وجود ندارد، نگرانی درباره احتمال اعمال فشار یا اجبار را افزایش داده است.

نقض اصل شفافیت قضایی – اصول بنیادین دادرسی منصفانه:
عدم انتشار جزئیات کافی درباره روند تحقیقات و مستندات پرونده، امکان ارزیابی مستقل فرآیند رسیدگی را محدود کرده است.

نقض حق حیات – ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر:
اجرای حکم اعدام در پرونده‌ای که با ابهامات متعدد درباره روند دادرسی همراه بوده، نگرانی‌های جدی درباره رعایت حق بنیادین حیات را مطرح کرده است.

۱۴۰۵ خرداد ۹, شنبه

زمستان سرخ- گزارش سازمان حقوق بشری هرانا از خیزش بزرگ دی ماه 1404

Red Winter

 Fifty days of nationwide protests from January to February 1404 in Iran















    زمستان سرخ

     پنجاه‌روزه اعتراضات سراسری دی تا بهمن ۱۴۰۴ ایران

    خبرگزاری هرانا – «زمستان سرخ: گزارشی از پنجاه روز نخست پس از آغاز اعتراضات سراسری در ایران (۷ دی‌ماه تا ۲۶ بهمن‌ماه ۱۴۰۴)» امروز منتشر شد. این گزارش توسط مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تهیه شده و پنجاه روز نخست پس از آغاز اعتراضات از ۷ دی‌ماه را مستند می‌کند.

    این گزارش حدوداً ۱۳۵۰ صفحه‌ای حاصل یک تلاش هماهنگ و چندبخشی میان توابع مختلف مجموعه فعالان از جمله خبرگزاری هرانا، ابتکار دادگستر، ابتکار مستندسازی سپاه پاسداران و واحد آمار این سازمان است. این اثر، روایتی ساختاریافته از مرحله آغازین اعتراضات سراسری دی و بهمن‌ در ایران و واکنش حکومت را ثبت و حفظ می‌کند.

    یافته‌های گزارش بر پایه بیش از ۱۴۳,۳۳۰ گزارش هرانا از منابع اختصاصی و باز است که طی بازه ۵۰ روزه جمع‌آوری، راستی‌آزمایی و تحلیل شده‌اند.

    نسخه کامل گزارش را با کلیک بر روی تصویر در قالب پی.دی.اف دانلود کنید

    چرا این گزارش  و چرا اکنون؟

    چرخه‌های گسترده اعتراضات معمولاً دو روند موازی ایجاد می‌کنند:
    ۱. حجم بی‌سابقه‌ای از مستندسازی.
    ۲. تلاش هماهنگ مقامات حکومتی برای محدودسازی ارتباطات، شکل‌دهی روایت‌ها و ارعاب منابع.

    در چنین شرایطی، خطر اصلی تنها کم‌شماری موارد نقض حقوق بشر نیست، بلکه از دست رفتن امکان راستی‌آزمایی هویت‌ها، مکان‌ها، تاریخ‌ها و الگوها در زمانی است که هنوز امکان بازیابی و تثبیت شواهد وجود دارد.

    این گزارش بر یک روش‌شناسی منضبط حقوق بشری مبتنی است که بر ثبت «حداقل موارد قابل راستی‌آزمایی» تمرکز دارد، نه انتشار برآوردهای حداکثری. یافته‌ها تنها در مواردی ارائه شده‌اند که شواهد هم‌پوشان و تأییدشده وجود داشته است، حتی در شرایطی که دامنه واقعی نقض‌ها احتمالاً فراتر از آن چیزی است که در زمان واقعی قابل تأیید بوده است.

    این انتشار هم به‌عنوان یک سند عمومی و هم به‌عنوان زیرساخت آرشیوی برای تحلیل‌های حقوقی و فرآیندهای آتی پاسخگویی طراحی شده است.

    محتوای گزارش

    این گزارش پنجاه روز نخست اعتراضات را با تمرکز بر پرسش‌های محوری پاسخگویی بررسی می‌کند:

    ۱. اعتراضات چگونه شکل گرفت و از نظر جغرافیایی چگونه گسترش یافت؟
    ۲. نیروهای حکومتی چگونه و از طریق چه ساختارهایی واکنش نشان دادند؟
    ۳. چه اشکالی از آسیب و نقض رخ داد؟
    ۴. شرایط قطع ارتباطات چگونه بر دسترسی، کیفیت و راستی‌آزمایی اطلاعات تأثیر گذاشت؟
    ۵. در محیطی همراه با نظارت گسترده و محدودیت دسترسی، محتوا چگونه احراز هویت و تطبیق داده شد؟
    ۶. چگونه خطر محتوای دستکاری‌شده، جعلی یا تولیدشده با هوش مصنوعی شناسایی و مدیریت شد؟
    ۷. الگوهای مستندشده چگونه از منظر حقوقی قابل تحلیل هستند؟
    ۸. چگونه می‌توان سوابق به‌ویژه هویت قربانیان و بازداشت‌شدگان  را بدون افزایش خطر حفظ کرد؟

    بخش‌های مختلف گزارش به روندهای اعتراضی و جغرافیای آنها، اعتراضات دانشگاهی، شعارها، ساختار و ابزارهای سرکوب، الگوهای نقض (از جمله کشتار، جراحات، بازداشت‌ها، اعترافات اجباری، فشار بر خانواده‌ها و نقض بی‌طرفی پزشکی)، تحلیل حقوقی، واکنش‌های بین‌المللی و نحوه بسیج سازوکارهای مستندسازی مجموعه فعالان می‌پردازد.

    در مرکز این گزارش دو محور اصلی قرار دارد:

    • ثبت راستی‌آزمایی‌شده کشته‌شدگان، از جمله کودکان.
    • ثبت مستند بازداشت‌شدگان، از جمله افراد زیر سن قانونی، دانشجویان و بازداشت‌های گروهی.

    یافته‌های کلیدی

    گستره جغرافیایی

    ▫️تعداد کل محل‌های اعتراض: ۶۸۲
    ▫️تعداد شهرهای منحصربه‌فرد: ۲۰۳
    ▫️تعداد استان‌های منحصربه‌فرد: ۳۱

    توزیع جغرافیایی نشان می‌دهد که هم اعتراضات و هم واکنش حکومت، ماهیتی سراسری داشته‌اند.

    اعتراضات دانشجویی

    ▫️اعتراضات دانشگاهی مستندشده: ۵۵
    ▫️دانشگاه‌های درگیر در اعتراض: ۳۶

    دانشگاه‌ها به فضاهای مدنی محوری در بطن جنبش اعتراضی و همچنین در واکنش حکومتی تبدیل شدند.

    تلفات: ابعاد و ترکیب

    در پنجاه روز نخست مورد پوشش این گزارش، مستندسازی تجمیع‌شده موارد زیر را ثبت کرده است:

    ▫️معترضان کشته‌شده: ۶،۴۸۸ نفر
    ▫️کودکان کشته‌شده (جداگانه و بدون احتساب در معترضان): ۲۳۶ نفر
    ▫️غیرنظامیان کشته‌شده (غیرمعترض): ۷۶ نفر
    ▫️نیروهای نظامی و حکومتی کشته‌شده: ۲۰۷ نفر
    ▫️مجموع تلفات: ۷،۰۰۷ نفر

    علاوه بر این، ۱۱,۷۴۴ پرونده همچنان در دست بررسی است و در آمار نهایی تأییدشده لحاظ نشده‌اند.

    به‌طور جداگانه، هشت مورد مرگ غیرنظامیان در اثر درگیری میان شهروندان در اماکن عمومی نیز مستند شده است.

    تفکیک دسته‌بندی‌ها عامدانه انجام شده است. تمایز میان معترضان، کودکان، غیرنظامیان غیرمعترض و نیروهای حکومتی یا حامی حکومت از اختلاط تحلیلی جلوگیری کرده و امکان تفسیر حقوقی و آماری دقیق‌تر را فراهم می‌کند.

    این ارقام نمایانگر حداقل موارد قابل راستی‌آزمایی در شرایطی هستند که دسترسی جامع امکان‌پذیر نبوده است.

    جراحات

    ▫️نیروهای نظامی و امنیتی مجروح: ۴,۸۸۴ نفر
    ▫️غیرنظامیان مجروح: ۲۵,۸۴۶ نفر

    این آمار گستره خشونت را فراتر از تلفات قطعی نشان می‌دهد و ابعاد کلی آسیب را ترسیم می‌کند.

    بازداشت‌ها

    ▫️مجموع بازداشت‌ها: ۵۳,۷۷۷ مورد
    ▫️کودکان، نوجوانان و دانش‌آموزان بازداشت‌شده: ۵۵۵ نفر
    ▫️دانشجویان بازداشت‌شده: ۱۴۷ نفر

    آمار بازداشت شامل مواردی است که هویت افراد به‌طور مشخص ثبت شده و همچنین بازداشت‌های گروهی تأییدشده را دربر می‌گیرد؛ در بسیاری موارد، انتشار نام افراد ممکن نبوده یا خطرآفرین بوده است.

    اعترافات اجباری

    ▫️اعترافات اجباری مستندشده: ۳۶۹ مورد

    گزارش، اعترافات اجباری را به‌عنوان ابزاری نظام‌مند برای ارعاب و کنترل روایت در محیطی با نظارت شدید و محدودیت رسانه‌ای تحلیل می‌کند.

    احضاریه‌ها

    ▫️احضاریه‌های مستندشده: ۱۱,۰۵۳ مورد

    احضاریه‌ها به‌عنوان سازوکاری موازی برای اعمال فشار حقوقی عمل کرده و دامنه کنترل حکومت را فراتر از بازداشت رسمی گسترش داده‌اند.

    فهرست جان‌باختگان: روش‌شناسی و حفاظت

    پیوست «الف» شامل فهرست جان‌باختگان است. تصمیم درباره انتشار اطلاعات بر اساس یک رویکرد حفاظت‌محور گرفته می‌شود؛ به این معنا که منفعت عمومی انتشار اطلاعات در برابر خطر تلافی‌جویی علیه خانواده‌ها، شاهدان و گزارشگران سنجیده و توازن لازم رعایت می‌شود.

    در مواردی که نام‌ها منتشر شده‌اند، تا حد امکان اطلاعات زیر نیز درج شده است:

    ▫️سن
    ▫️محل وقوع
    ▫️شاخص‌های مستندسازی مورد استفاده در راستی‌آزمایی
    ▫️منابع

    در صورتی که یک منبع ثالث به‌عنوان منبع اصلی ذکر شده باشد، هرانا اطلاعات را از طریق شبکه گزارشگری خود به‌طور مستقل راستی‌آزمایی کرده است.

    در مواردی که انتشار اطلاعات می‌تواند خطر غیرقابل‌قبول ایجاد کند، این موارد در آمارهای تأییدشده لحاظ شده و برای اهداف پاسخگویی در سامانه‌های امن مستندسازی، نگهداری می‌شوند.

    این فهرست حاصل یک فرآیند ساختاریافته و چندمرحله‌ای راستی‌آزمایی است که با هدف حفظ یک سند عمومی دقیق و در عین حال جلوگیری از افزایش خطر برای افراد داخل کشور طراحی شده است.

    ارزیابی حقوقی و اهمیت برای پاسخگویی

    این گزارش شامل یک ارزیابی اولیه حقوقی است که الگوهای مستندشده را به‌عنوان نقض‌های احتمالی حقوق بین‌الملل حقوق بشر معرفی می‌کند و در صورت احراز آستانه‌های لازم، آن‌ها را در چارچوب حقوق کیفری بین‌المللی بررسی می‌کند.

    الگوهای استفاده از نیروی مرگبار، بازداشت‌های گسترده، اعترافات اجباری و سایر نقض‌ها در چارچوب استانداردهای حقوقی مربوط به موارد زیر تحلیل شده‌اند:

    ▫️حق حیات
    ▫️دادرسی عادلانه
    ▫️آزادی بیان و تجمع
    ▫️منع شکنجه و رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز

    این گزارش با اتکا به نام‌ها، تاریخ‌ها، مکان‌ها و الگوهای راستی‌آزمایی‌شده، مستندسازی را به مسیرهای مشخص پاسخگویی پیوند می‌دهد.

    See the full report in English