۱۴۰۴ اسفند ۲۲, جمعه

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران - جان باختن کارگران پالایشگاه شهر ری در پی حمله ی هوایی آمریکا و اسرائیل و ...


جانباختن چهارتن از کارگران پالایشگاه شهر ری در پی حمله هوایی آمریکا و اسرائیل

***************
کشته و مفقودی تعدادی کارگر در جریان حملات در هنگام انجام کار

بنا به گزارشهای رسیده در جریان حمله‌ی آمریکا و اسرائیل به شهرک صنعتی حیدرآباد سولدوز، در دو روز گذشته، تعدادی از کارگران شیفت شبِ یک کارخانه‌ی تولید آرد و نشاسته‌‌ با نام‌های ‏ وحید طالبی،- ‏وحید بایرام‌زاده، - ‏امیرحسین حسن‌زاده، - ‏اصغر خدایاری، - ‏حسین محمدی، - ‏ علی‌اکبر اروج‌زاده،- ‏مهدی قلی‌زاده، - ‏محمد علیزاده و علی نجفی - کشته شده‌اند و عزیز عباس‌زاده هم‌چنان مفقود است.

***************
حمله موشکی آمریکا و ارتش اسرائیل به شرکت آلومینیوم کاوه مسجدسلیمان

شب گذشته شرکت آلومینیوم کاوه در منطقه زیلایی مسجدسلیمان هدف اصابت موشک‌های حمله ایالات متحده آمریکا و ارتش اسرائیل قرار گرفت.
در پی این حمله یکی از مهندسان این شرکت جان باخت. این مجموعه یک واحد صنعتی تولید آلومینیوم در منطقه زیلایی مسجدسلیمان است.

دو روایت از استان کردستان و تهران جنگ زده - شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

 
پیام مخاطب
روایت یک شهروند از تهران؛ زندگی زیر سایه جنگ

این روایت را زنی ساکن غرب تهران در تاریخ ۲۰ اسفند، در لحظاتی کوتاه که اینترنت برای دقایقی وصل شده بود، نقل می‌کند. او می‌گوید این روزها نخستین پرسشی که میان مردم رد و بدل می‌شود این است که «بیرون از ایران چه خبر است؟» زیرا دسترسی به اطلاعات بسیار محدود شده و اینترنت اغلب قطع است و فقط گاهی برای لحظاتی کوتاه وصل می‌شود.
به گفته او، زندگی روزمره در تهران زیر سایه صدای جنگنده‌ها و انفجارها می‌گذرد. صبح و شب صدای پرواز هواپیماهای نظامی و انفجارها شنیده می‌شود و مردم در فضایی آکنده از اضطراب زندگی می‌کنند. او می‌گوید شرایط به حدی دشوار شده که بسیاری از مردم فقط آرزو می‌کنند جنگ هرچه زودتر پایان یابد.
او از تورم شدید، کمبود برخی داروها و دشواری دسترسی به خدمات درمانی سخن می‌گوید و معتقد است فشار اقتصادی نسبت به قبل بسیار بیشتر شده است. به گفته او، فضای شهر سنگین است و حضور نیروهای مسلح در خیابان‌ها افزایش یافته است؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند کمتر در خیابان‌ها حضور داشته باشند یا درباره مسائل سیاسی صحبت نکنند.
این شهروند تهرانی می‌گوید در میان افرادی که در این روزها با آنها در ارتباط بوده، نگاه‌ها نسبت به ادامه جنگ تغییر کرده است. به گفته او، در آغاز درگیری‌ها برخی تصور می‌کردند شاید این وضعیت به تغییرات سیاسی منجر شود، اما با گسترش حملات و تأثیر مستقیم آن بر زندگی مردم، اکنون بسیاری از افراد خواهان پایان جنگ هستند.
او درباره زندگی روزمره در شهر می‌گوید بانک‌ها همچنان باز هستند و برخی ادارات به صورت نیمه‌فعال کار می‌کنند. فروشگاه‌های مواد غذایی هنوز کالا دارند، اما به دلیل کاهش قدرت خرید، مردم کمتر خرید می‌کنند. به گفته او، سهمیه بنزین نیز کاهش یافته و فشار معیشتی بر خانواده‌ها بیشتر شده است.
این شهروند در پایان می‌گوید: «نگرانی دائمی بخشی از زندگی مردم شده است؛ شب‌ها با صدای جنگنده‌ها و انفجارها می‌گذرد و کسی نمی‌داند این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. به گفته او، خواسته بسیاری از مردم در این روزها ساده است: پایان جنگ و بازگشت به همان “یک ذره” زندگی قبلی؛ زندگی‌ای که خود نیز پر از دشواری‌ها و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی بوده، اما حالا جنگ نه‌تنها کمکی به حل آن مشکلات نکرده، بلکه بار رنج و ناامنی را بر زندگی مردم بیشتر کرده است.»

اختصاصی - پیام همکاران

روایت میدانی از استان کردستان پس از سیزده روز جنگ

پس از گذشت سیزده روز از آغاز جنگ، وضعیت شهر سنه (سنندج) در مقایسه با روزهای نخست و هفته‌ی اول، از نظر شدت بمباران تا حدی آرام‌تر شده است. با این حال، نشانه‌های فشار ناشی از شرایط جنگی به‌تدریج در زندگی روزمره‌ی مردم آشکارتر می‌شود.
در سطح شهر، بسیاری از مغازه‌های بزرگ تعطیل شده‌اند و عمدتاً تنها سوپرمارکت‌های کوچک محله‌ها به فعالیت ادامه می‌دهند. افزایش قیمت کالاها نیز موج تازه‌ای گرفته است. در همین حال، مردم تا حد زیادی از ترددهای غیرضروری در شهر خودداری می‌کنند. دست‌فروش‌ها نیز که بخش مهمی از اقتصاد روزمره‌ی شهر را شکل می‌دادند، به دلیل ترس از بمباران فعالیت خود را متوقف کرده‌اند و عملاً بساط دست‌فروشی در بسیاری از نقاط شهر جمع شده است.
از سوی دیگر، گزارش‌هایی از تخریب کامل بازداشتگاه بدنام شهرامفر واقع در بلوار شبلی منتشر شده است. افرادی که از ارتفاعات کوه آبیدر شهر را مشاهده کرده‌اند، می‌گویند این بازداشتگاه به‌طور کامل نابود شده و اثری از آن باقی نمانده است. منطقه‌ی اطراف این محل در حال حاضر تحت تدابیر شدید امنیتی قرار دارد و امکان نزدیک شدن به آن وجود ندارد. به گفته‌ی ساکنان محلی، بسیاری از خانه‌های اطراف که عمدتاً متعلق به خانواده‌های نیروهای امنیتی و سپاهی بوده‌اند، اکنون خالی از سکنه شده‌اند. یکی از ساکنان این منطقه روایت کرده است که حتی تا دو روز پس از بمباران نیز لرزش‌های مکرر زمین احساس می‌شد و این تصور وجود داشت که بخش‌هایی از سازه‌های زیرزمینی بازداشتگاه همچنان در حال فروریختن بوده‌اند. فرد دیگری که در حاشیه‌ی این محله زندگی می‌کند، می‌گوید برخی کوچه‌ها کاملاً خالی شده‌اند و بسیاری از ساکنان حتی خودروهای خود را در مقابل خانه‌ها رها کرده‌اند.
در ارتباط با وضعیت سربازان و پادگان‌ها نیز دو رخداد قابل توجه گزارش شده است.
نخست، پس از بمباران پادگان لشکر ۲۸ سنه (پادگان ارتش)، یکی از فرماندهان رده‌پایین که حدود چهل سرباز تحت امر داشت، به آنان اعلام کرده است که می‌توانند پادگان را ترک کنند، هرچند این اقدام از نظر قانونی مجاز نیست و او نمی‌تواند مسئولیت عواقب آن را بر عهده بگیرد. با وجود این هشدار، سربازان تصمیم گرفته‌اند پادگان را ترک کنند.
در رویدادی دیگر، خانواده‌ای از سنندج که فرزندشان در یکی از پادگان‌های ارومیه خدمت می‌کرده، برای گرفتن مرخصی به آن پادگان مراجعه می‌کنند. فرمانده مربوطه اعلام می‌کند که امکان صدور مرخصی وجود ندارد و خروج بدون اجازه می‌تواند حتی مجازات اعدام در پی داشته باشد؛ با این حال، مانعی برای خروج سرباز ایجاد نمی‌کند. آن سرباز نیز با وجود نگرانی از عواقب احتمالی، تصمیم می‌گیرد همراه خانواده‌اش به سنندج بازگردد.
در همین حال، دستگاه‌های امنیتی از طریق روش‌های مختلف از جمله پیام‌ها و اطلاعیه‌های منتشر شده در کانال‌های پرمخاطب تلگرامی شهر، به مردم هشدار داده‌اند که هرگونه همکاری با احزاب کردستان ـ که حکومت از آن‌ها با عنوان «گروه‌های تجزیه‌طلب» یاد می‌کند ـ می‌تواند پیامدهای سنگینی به همراه داشته باشد.
در بستر این فضای پرابهام، جمعی از فعالان مدنی شهر مریوان در روز جمعه ۱۵ اسفند بیانیه‌ای منتشر کرده‌اند. در این بیانیه با اشاره به احتمال تحولات تازه، از مردم مریوان، سروآباد (سولاوا) و منطقه‌ی هورامان ـ که از نزدیک‌ترین مناطق به مرز به شمار می‌روند ـ خواسته شده است خود را برای شرایط احتمالی آینده آماده کنند.
در این بیانیه بر تقویت همبستگی اجتماعی تأکید شده و از مغازه‌داران خواسته شده است با درک حساسیت شرایط، از افزایش قیمت کالاها خودداری کنند. همچنین از اداره‌ها و نهادهای دولتی ارائه‌دهنده‌ی خدمات عمومی خواسته شده است با احساس مسئولیت به ارائه‌ی خدمات روزمره ادامه دهند.
در بخش دیگری از این بیانیه از معلمان، فعالان مدنی و اجتماعی، چهره‌های بانفوذ جامعه و ماموستاهای مساجد درخواست شده است در این روزهای حساس برای حفظ آرامش اجتماعی تلاش کنند. همچنین بر ضرورت پرهیز از هرگونه انتقام‌جویی شخصی یا خانوادگی تأکید شده و از مردم خواسته شده است در صورت ایجاد خلأ قدرت یا امنیت، به اصول اخلاقی و اجتماعی پایبند بمانند و از تصمیم‌گیری‌های خودسرانه اجتناب کنند.

۱۴۰۴ اسفند ۲۰, چهارشنبه

ولی فقیه شدن مجتبی خامنه ای!

 

1 - در 18 اسفند جاری اندکی از ساعت 12 شب گذشته، مجلس خبرگان مجتبی خامنه ای فرزندعلی خامنه ای کشته شده را به عنوان ولی فقیه جایگزین برگزید.
این امر در پی چند روز کش و قوس میان جناح ها و در شرایطی صورت گرفت که از یک سو هسته ی سخت قدرت تمامی امور جنگ را در دستان خود متمرکز کرده و از سوی دیگر می خواست هر چه زودتر یک ولی فقیه جایگزین انتخاب کند و همه را به اطاعت از وی وادار کند.
چند دلیل می توانست در سرعت بخشی به این انتخاب دخالت داشته باشد:
یکم اجازه ندهند در داخل صداهای گوناگون از سوی جناح های حاکم برخیزد و گونه ای از هم پاشیده گی نظام تجسم شود. باید یکی را سریع به قدرت می نشاندند و همه را ملزم می کردند به وی ابراز وفاداری کنند.
دوم، از یاس و ناامیدی میان پاسداران و بسیجی ها و ارزشی ها و پایه ی اجتماعی خویش جلوگیری کنند.
 سوم، مثلا ضرب شستی به آمریکا و اسرائیل نشان داده باشد که اگر خامنه ای را کشتید ما یک خامنه ای دیگر به جای وی نشاندیم و بله ما از مواضع خودعقب نخواهیم نشست.
و چهارم به مردم پیام دهند که مبادا تصور کنند خلاء قدرتی ایجاد شده و می توانند جنبش خویش را پیش برند و حکومت را سرنگون کنند.

2 - این انتخاب چندان غیر قابل پیش بینی نبود. از همان مبارزات دهه ی هشتاد و به ویژه در مبارزات دموکراتیک سال 88 اشاره به آن به وسیله ی کروبی صورت گرفته بود که معترضانه به خامنه ای نوشت «پسر تو دست در رای ها برده است و نتیجه ی انتخابات را تغییر داده است»( نقل به معنا). و همان زمان نیز شعار «مجتبی بمیری، رهبری را نبینی» به وسیله ی توده های مردم داده شد.
با وجود بازی های سیاسی فراوان هسته ی مرکزی قدرت که هار و سفت به تمامی نهادهای اقتصادی و سیاسی قدرت چنگ انداخته و تمامی رقبای خود را یا با سهمی ناچیز در قدرت و یا اساسا در حاشیه ی قدرت نگاه داشته، روشن بود که این باند گزینه ی دیگری ندارد. خلافت باید موروثی شود و از پدر به پسر برسد.
نگاهی به اسامی دیگر کاندیدها یعنی صادق لاریجانی و علیرضا اعرافی و حسن خمینی و محسن اراکی و هاشم حسینی بوشهری و برخی دیگر( اگر واقعا قرار بوده باشد که اصلا مقایسه ای میان این افراد صورت گیرد) نشان می دهد که از این افراد یا اساسا جایگاهی که مجتبی خامنه ای در دفتر رهبری یعنی مرکز اصلی قدرت هسته ی سخت قدرت داشت نداشتند و یا اگر داشتند این جایگاه با جایگاه مجتبی قابل مقایسه نبود.
از سوی دیگر این که خبرگان تشکیل جلسه ای داده و مجتبی را «انتخاب» کرده است نیز می توانست دروغ و ریاکاری دیگری از جانب هسته ی مرکزی قدرت باشد. از زمانی پیش گفته می شد که خبرگان ولی فقیه را انتخاب کرده بودند و به نظر می رسد که این انتخاب با توجه به قدرت هسته ی مرکزی قابل تغییر نبود. در واقع اگر هم جلسه ای بوده است( مثلا تصویری) یک جلسه ی آبکی ای بوده است برای خالی نبودن عریضه!
البته می توان اطمینان داشت که میان افراد مجلس خبرگان با توجه به خصلت فرقه گرایانه اسلام و تجزیه شدن های پیاپی و هر کی به هر کی بودن برای کسب ثروت و قدرت، در تمامی این سال ها درگیری هایی وجود داشته است و طبعا هر جناح و باندی با فرد معینی جور بوده است، اما با توجه به تسویه ی مجلس خبرگان در آخرین انتخابات این مجلس از دسته های اصلاح طلب و اصول گرایان میانه رو و نیز از یک سو زیر نظر داشتن افراد این مجلس و آتو از یک یک شان به دست آوردن( دزدی ها و اختلاس ها و پشت هم اندازی ها و دیگر کارهای کثیف و متعفن شان) و از سوی دیگر چرب و چیلی کردن سبیل هاشان، مشکل که دسته ی قابل توجهی وجود می داشت که نخواهد مجتبی انتخاب شود.  

3- و اما مجتبی: وی حلقه ای بود که هسته ی سخت قدرت می توانست به آن محکم بچسبد و مانع دسته دسته شدن بیشتر خود گردیده و خود را در قدرت نگاه دارد و بنابراین کماکان تمامی شریان های اقتصادی و سیاسی را در دستان خود حفظ کند.
البته این حلقه ممکن است تا حدودی شکل صوری یک حلقه را داشته باشد، زیرا قدرت واقعی نه در دست این حلقه یعنی مجتبی به تنهایی یا به همراه فامیل و بستگان اش، بلکه در دست خود باندهای هسته مرکزی یعنی سران سپاه و اطلاعات و نیز باندهای اقتصادی متصل به آنها بود و این مجتبی تنها می توانست مرکزی باشد که این باندها به دور آن گرد آیند و به نفع رقبا و یا در واقع گرگ های درنده ی دیگر از هم پاشیده نشوند و نیز راز و رمزها و روابط تو در تو و پنهانی و خلاصه «دولت پنهان» را برای خود نگاه داشته «غریبه ای » را اجازه وارد شدن ندهند.
با این وجود اگر این انتخاب در شرایط غیر جنگی و آرام تر( گرچه شرایط غیر جنگی و آرام تر همراه است با اوج گرفتن جنبش توده ها و بنابراین بازهم غیر آرام) صورت می گرفت می توانست بحث و جدل های بیشتری پیرامون آن بین جناح های اصلاح طلبان حاکم و اصول گرایان میانه رو و همچنین اصلاح طلبان یا «گذارطلبان مسالمت آمیز» بیرون قدرت با جناح راست اصول گرایان صورت گیرد و پیرامون آن تضادهای میان جناح ها رشد بیشتر و روشنی بازهم بیشتری پیدا کند و توده های مردم نیز از این فرصت بهره مند شوند تا شقه شقه شدن حکومت را بیشتر رویت کنند.

4 - از چگونگی شکل این انتخاب که بگذریم می ماند مساله ی اصلی یعنی آیا این مجتبی می تواند قدرتی که خود خامنه ای در طی حدود سی سال به هم زده بود داشته باشد؟ در واقع اگر به سیر قدرت خامنه ای نگاه کنیم این قدرت هیچ گاه همچون تسلطی مطلق بر جناح ها و باندها نبوده بلکه همواره به چالش کشیده شده است. این امر در سه دهه ی گذشته دیده شده است. وضع خامنه ای هرگز به گونه ای نبود که «فصل الخطاب» باشد. این چه فصل الخطابی است که هر از چندگاهی می باید تکرار می شد.  نگاهی به دوره ی احمدی نژاد و روحانی و حتی رئیسی که هر سه از اصول گرایان بودند نشان می دهد که هیچ یک از این ها مطیع خامنه ای نبودند و بلکه همواره در کشاکش با وی و هسته ی مرکزی قدرت بودند. خامنه ای پس یک جدال میان باندها و جناح چیزی می گفت و یک روز آتش بس اعلام می شد و روز بعد دوباره روز از نو روزی از نو و هر کس ساز خودش را می زد.
با این وصف می توان تصور کرد که وضع مجتبی خامنه ای حتی اگر بسیار مستبدتر از پدرش باشد بهتر از او نخواهد بود، به ویژه که هسته ی مرکزی قدرت پس از این دو جنگ اخیر خواه از نظر افراد و خواه از نظر تسلیحات و سیاست ها ضربات سختی خورده است و تمامی مسئولیت جنگ و مصائب و مشکلات آن به عهده ی اوست. از این رو  تقی به توقی بخورد جناح ها و باندهای حاکم به جان هم می افتند.

5- به واقع مساله، جانشین شدن نیست بلکه حل و فصل مسائلی است که در پیش روی حکومت قرار دارد. مسائلی که مهم ترین آنها همچون زمان خامنه ای پدر عبارتند از:
چگونگی رده بندی قدرت جناح ها و باندهای باندهای بورورکرات کمپرادورهای دزد و غارتگر و فاسد یعنی حل این مساله که قدرت دست کدام جناح و باند باشد؛ دست همین هسته ی سخت کنونی به رهبری در حال حاضر شکلی مجتبی یا باید به دست جناح ها و باندهای دیگر افتد به ویژه جناحی که خواهان روابط نزدیک به امپریالیست های غربی است( البته اگر مجتبی نخواهد بن سلمان شود که آن راه دیگری را طی خواهد کرد)؛
حل مساله ی جنگ به گونه ای که با پایان یافتن آن بتوان خود را پیروز وانمود کرد و های و هوی خیابانی راه انداخت؛
 حل و فصل مسائل اقتصادی و سیاسی و فرهنگی ای که تماما در زمان خامنه ای موجود بوده و روز به روز بدتر شده و به ویژه پس از جنگ کنونی به مراتب بدتر هم خواهد شد؛ این مساله در بردارنده ی مساله حل معیشت توده هاست که پیش از جنگ نیز موجب جنبش شد و بی تردید این جنبش پس از جنگ دوباره قوی تر از پیش سر بلند خواهد کرد به ویژه که توده ها با کشتاری هولناک از جانب روبرو شدند و این کشتار تاثیرات خود را در مبارزات سیاسی و فرهنگی آتی خواهد گذاشت؛
 حل مساله روابط با امپریالیست های غربی از یک سو و روسیه و چین از سوی دیگر.

 6 - از آنچه که گذشته است و حال می تواند آینده را پیش بینی کرد. مجتبی خامنه ای اگر دیوترین دیوها و مستبد ترین مستبد ها هم باشد( همچنان که پدر پلید و ریاکار و توطئه گر و جنایتکارش بود) نمی تواند اولا جناح ها را زیر رهبری خود متحد نگه دارد و دوما مردم را سرکوب کند و سوما با امپریالیست ها در بیفتد و چهارما مسائل اقتصادی و سیاسی را حل کند.
دیر یا زود اگر زنده بماند ناچار خواهد بود که رویه ای جدا از پدرش انتخاب کند.

مرگ بر مجتبی

مرگ بر حکومت ولایت فقیه

زنده باد انقلاب

برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر

گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

19 اسفند 1404

      

۱۴۰۴ اسفند ۱۸, دوشنبه

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران - حمله به مدرسه‌ی میناب دقیق بوده نه تصادفی!

 

حمله به مدرسه‌ی میناب دقیق بوده نه تصادفی؛ این حمله باید به عنوان جنایت جنگی تحقیق شود

کودکان_قربانی_جنگ  کودک قربانی جنگ؛ ۱۰۸ 

زندگی قطع‌شده در جریان فاجعه دلخراش در دبستان دخترانه‌ی «شجره طیبه» میناب، دست‌کم ۱۰۸ کودک بی‌گناه جان باختند. هر #نیمکت_خالی و هر #کوله‌پشتی_رهاشده، یادآور نسلی است که از حق زندگی، امنیت و آموزش محروم شد؛

 حمله به مدرسه‌ی میناب دقیق بوده نه تصادفی؛ این حمله باید به عنوان جنایت جنگی تحقیق شود.

در ۹ اسفند ۱۴۰۴، در آغاز حملات نظامی گسترده‌ای که توسط نیروهای آمریکا و اسرائیل علیه ایران انجام شد، مدرسه ابتدایی "شجره طیبه" در شهر میناب، استان هرمزگان هدف حمله هوایی قرار گرفت و بخش‌های زیادی از ساختمان آن تخریب شد. بر اساس گزارش‌های رسانه‌های ایرانی، بین حدود ۱۶۸ تا ۱۸۰ نفر کشته شده‌اند که اکثر آنها دانش‌آموزان دختر بین ۷ تا ۱۲ سال بوده‌اند و ده‌ها نفر نیز زخمی شده‌اند.

تحلیل تصاویر ماهواره‌ای و ویدیوهای منتشرشده نشان می‌دهد که حمله با سلاح‌های هدایت‌شونده دقیق انجام شده و مدرسه به‌عنوان یک مرکز آموزشی قابل تشخیص بوده است. منابع رسانه‌ای بین‌المللی و گروه‌های تحقیقاتی نیز گزارش داده‌اند که این حمله در کنار یک پایگاه نیروی دریایی سپاه پاسداران در میناب رخ داده است. دیدبان حقوق بشر تأکید کرده که هیچ مدرکی دال بر استفاده‌ی نظامی از ساختمان مدرسه وجود ندارد و الگو و شدت حمله نشان‌دهنده عملیاتی هدفمند و نه تصادفی است.

دیدبان حقوق بشر و نهادهای بین‌المللی از جمله یونیسف و دفتر حقوق بشر سازمان ملل خواستار تحقیق مستقل و فوری درباره این حمله، بررسی احتمال جنایت جنگی و پاسخگویی مسئولان شده‌اند.

برای اطلاعات بیشتر و متن کامل تحلیل دیده‌بان حقوق بشر درباره حمله به مدرسه و لزوم بررسی آن به‌عنوان جنایت جنگی، می‌توانید گزارش آنها را در لینک زیر مطالعه کنید:

گزارش دیده‌بان حقوق بشر درباره حمله به مدرسه میناب:
https://melliun.org/iran/518555

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ضمن ابراز نگرانی عمیق نسبت به این فاجعه، تأکید می‌کند که مدارس و کودکان هرگز نباید به اهداف نظامی تبدیل شوند و خواستار تحقیق فوری، پاسخگویی مسئولان و تضمین امنیت جانی دانش‌آموزان و محیط‌های آموزشی است.

#کوله‌پشتی‌های_رها_شده
#کودکان_قربانی_جنگ
#صدوهشت_کودک_بی‌نام
#شایان_مام_سلیمی
#ماهان_زارعی
#هستی_محمدی
#کارن_بازرگان

شورای هماهنگی تشکل های فرهنگیان ایران - روایت میدانی از پایتخت؛ ده روز پس از آغاز جنگ

 

 اختصاصی

روایت میدانی از پایتخت؛ ده روز پس از آغاز جنگ
تهران در محاصره‌ی گرانی، فضای پادگانی و بی‌پناهیِ شهروندان
ده روز است که تهران، آن شهرِ همیشه بیدار، به سکوتی دلهره‌آور فرو رفته است. خیابان‌ها خالی‌تر از هر زمانِ دیگری است و کرکره‌ی مغازه‌ها پایین کشیده شده. اینجا دیگر چرخِ زندگی و اقتصاد نمی‌چرخد؛ تنها دغدغه، زنده ماندن تا صبحِ فرداست.
در روزهایی که مردمِ مضطرب بیش از هر چیزی به احساس امنیت و پناه نیاز دارند، چهره‌ی شهر به‌شکلی غریب، پادگانی شده است. بر سر میدان‌ها و چهارراه‌های اصلی، ماشین‌های سرکوب و لوله‌ی سنگینِ تیربارها خودنمایی می‌کنند.
ایست‌وبازرسی‌های متعدد در جای‌جای استان، سایه‌ی سنگینِ رعب را بر سرِ همان اندک رهگذرانِ خسته و نگران می‌اندازد. گویی پیش از آنکه نگرانِ آسمان باشیم، باید از خیابان‌های شهرِ خودمان بترسیم.
زیر این آسمانِ پرالتهاب، سفره‌های خالی جنگِ خاموشِ دیگری به راه انداخته‌اند. در همین ده روز، قیمتِ ساده‌ترین بهانه‌های زنده ماندن، مثل تخم‌مرغ و سیب‌زمینی، دو تا سه برابر شده است. رنجِ پدری که در میانه‌ی اضطرابِ جنگ، توانِ خریدِ یک وعده غذای ساده برای خانواده‌اش را ندارد، کمتر از آوارِ بمب‌ها نیست.صف های طویل پمپ بنزین و نانوایی ها ( به خصوص در روزهای اول ) را هم باید به این حجم فشارهای روزمره افزود.
اما شب‌ها، بی‌رحم‌ترین بخشِ این روایت‌اند. تداومِ حملات و خبرِ کشته شدنِ هم‌وطنانِ غیرنظامی، خواب و آرامش را از چشمانِ شهر ربوده است. سنگین‌ترین بارِ این وحشت بر روانِ کودکانی آوار شده که با هر صدای مهیبی می‌لرزند و پناهی جز آغوشِ لرزانِ والدینشان ندارند.
فاجعه‌ی بزرگ‌تر، بی‌پناهیِ مطلقِ ماست؛ نه آژیرِ خطری به صدا درمی‌آید تا فرصتِ جان‌پناه گرفتن بدهد، و نه اصلاً پناهگاهی تدارک دیده شده که مادری بتواند فرزندش را در آن پنهان کند. شهروندانِ تهران، رهاشده و بی‌دفاع، تنها به انتظارِ سرنوشت نشسته‌اند.
و تلخ‌تر از همه‌ی این‌ها، تماشای گروه‌هایی از طرفداران حاکمیت است که در همین خیابان‌های ماتم‌زده، به اسم عزاداری اما با شعارها و سخنرانی‌های تهدیدآمیز رژه می‌روند. این قدرت‌نمایی‌ها در روزهایی که روانِ جامعه از ترسِ بمباران و مرگ متلاشی است، حسی عمیق از ناامنی و بیگانگی را در دلِ شهروندان می‌کارد؛ گویی ما در خانه‌ی خودمان، تنهاترین و بی‌دفاع‌ترین انسان‌های روی زمین هستیم.

***

نیمکت‌های خالی
کودکان از دست رفته؛ خاطره‌ای که خاموش نمی‌شود
خون کودکان بی‌گناه، محصول مستقیم سرکوب بی‌رحمانه است. هر نیمکت خالی، فریاد خاموش نسلی است که با تیر و وحشت از حق زندگی، امنیت و آموزش محروم شده و یادآور نسلی است که با خشونت، آینده‌اش ربوده شد.
نام کودک: ملینا اسدی (۳ ساله)
محل کشته‌شدن: ‌کرمانشاه
تاریخ: ۱۸ دی ۱۴۰۴
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، ضمن ابراز تأسف عمیق و همدردی با خانواده‌های داغدار، خواستار پایان فوری خشونت، تضمین امنیت جانی کودکان و آزادی تمامی بازداشت‌شدگان است.
توجه: این شورا اسامی این کودکان را بر اساس اخبار منتشرشده در شبکه‌های قابل اعتماد و منابع معتبر منتشر می‌کند. اگر اطلاعاتی موثقی دارید، لطفاً با ما به اشتراک بگذارید تا گزارش‌ها دقیق‌تر و مستندتر شوند.
کودکان پرپر شده:
ابوالفضل دهقانی - امیرعلی پرویزی - مصطفی سرافراز اردکانی - امیرحسین دولت‌آبادی - کیاوش میرقاسمی - غزل جان‌قربان - محمدرضا مدنی - بهار حسینی - طاها صفری - امیرحسام خدایاری - مصطفی فلاحی - امیرعلی حیدری - سینا اشکبوسی - مهرداد صادقی - بنیامین محمدی - ابوالفضل بیگ‌محمدی - آرنیکا دباغ - امیرارسلان بهمنی‌نژاد - ابوالفضل بختیارپور دورکی - برنا دهقانی - ابوالفضل باجول - ریبین مرادی - ملینا اسدی - بهار شادمهری - آرین قاسمی - نارنین‌زهرا صالحی - رهام سعادتی - جبار پناهی آزاد - کیمیا کامیاب - میلاد حسن‌زاده آرمین سلطان‌محمدی - فائزه ایزدی - دیاکو محمدی - آرمین وفایی - مانی شفیعی - امیر‌مهدی کشاورز - مهدی گنج‌دانش - طاها نادری - معین تقی‌پور - پویا جعفری - علی اباذری- محمدحسین پرنون - علی مهری - شایان اسدی - ماهان رستمی - علی‌محمد صادقی - ابوالفضل عزیزی - جاوید رضایی - حذیفه اوستاخ نیما نجفی - آرین عشقی - سعید رضایی - مسعود کریم - محمد یاسین داود نبی - آنیلا ابوطالبیان - غزل دمرچلی - مەهنا دودوشکانی - مصطفی میرزایی - آروین سالمی‌راد - مهدی مختاری بایگی - ابوالفضل قلعه‌گری - عباس کلهر - امیررضا نوروزی - امیرحسین قراگزلی - ابوالفضل شیخ‌ویسی - ایوالفضل جاهدی - سیما ملکی - سام صحبت‌زاده - امیرحسین حضرتی - امیرحسین دونلو - امیرعلی قنبرزاده - آروین سالمی‌راد - مهدی ضیایی - نیما عباسی یزدی - بنیامین علیزاده - رضا غیاثی - متین عباسی - کامران علیزاده - علی آرمند - سهند ناصری کتکی - مسیح شاهوردی - امیرحسین مرادی - نازنین اسمی‌خانی - ابوالفضل نوروزی - مهیار کاکازاده - سودا اکرمی‌فر - هێمن محمدی - محمدحسین ساریخانی - ایمان فرعی - مسیح بیگدکی - غزل جانقربان - نیما جعفری - میلاد تیموری - امیر‌محمد لطفی - محمدپویا کریم‌آبادی - سهیل فتوحی - اسرا طاوسی‌نیا - سامیار علی‌پور - ثنا توسنگی - محمدمهدی صفری - ساجده کریمی - امیرعباس مومنی - ایلیا قدسی - پرنیان دبیری‌آبکناری - ارشیا عسکری - محمد طاها سپهوند - مهدی گنج‌دانش - امیرحسین محمدزاده - ابوالفضل موسوی - رضا امیری - امیرعلی ذاکری - یلدا محمد‌خانی - ستایش صمدی - عرفان حسن‌نژاد- احمد رعنایی - رضا کاووسی - نیما کدخدایی - محمد یزدانی - امیرحسین سرتیپی - سجاد خالق‌زاده - پارسا بیرانوند - پارسا لرستانی - امیرمحمد سگوند - نیما نینواپور - نیما عباسی - ابوالفضل رجایی - رامتین میرزادخت - نیوشا حمیدی - پارسا امینی - کسری وفاپور - امیرعلی فلاح‌پور - امیرمسعود احمدی - شیوا جاوید - محمدرضا علیزاده‌نسب - مهرداد ابراهیمی - مانی هداوند - ابوالفضل وحیدی - سودابه سربندی - رضا مرادی - پویا درخشان مبین یعقوب زاده - پارسا معدنچیان - سام افشاری - عرفان فرجی - پدرام خالویی - طاها هوشیار - امیرعباس رضابخش - علی غلاملو - فردوسی شهریار - علی‌اصغر حسینی - زهرا معبودی‌زرنق - علی‌رضا ولی‌پور - حسن مقامی - حسین کایدی - علی حسن‌زاده - امیرعلی‌ پهلوان‌زاده - امیرعلی صیامی - امیرعلی یحیایی - امیر یکتائی‌یگانه - محمدرضا قلی‌وند - علی‌رضا پارسافر - آرش احمدوند - سینا لواسانی - آیناز رحیمی حاجی‌آبادی - طاها صادقی گزنی - محمد امین اکبریان - سهیل الماسی - علی یغمورلو - علی محمدی - محمدصالح کنشلو - جواد کاظمی - ابوالفضل فعله‌گری - محمد سلطانی فر - علی امیردادی - محمد متین باقری - مهدی مهمدی کرتلایی - معین تقی پور - فاطمه‌ رها تاجیان - اسماعیل پیشرو - محمد ابراهیم بختیاری - امیر حسین سرباز - سروش اسحاقی - آرین قاسمی زاده - آرمان گرجیان - علیرضا سیدی - علیرضا صیدی -بهار شاه مهری - یاسین الهی - نوید ناظمی ملکی - یزدان افروغ - ابوالفضل یغموری - امیر حسین محمدزاده - محمد رضا قربانی - مانی صفر پور - سمیرا خانی - حسنی -شهدوستی - امیر‌علی مولایی - امیرمهدی نعمتی‌نژاد - ملیکا شاهمرادی - امیرعلی موذنی - آروین مرادی - عرشیا نرج آبادی - امیر یکتا - علی مناتی - دانیال داداشیار رازلیقی - امیر حسین عشقی - ایلیا اجاقلو - پریماه نیک پرور - ابوالفضل زارع - علی نوری - جواد حیدری - امیرمحمد صفری - صادق پرورش - شایان گرجی - صالح رشید‌محمد - مصطفی یارسرخ‌آبادی - علی‌حیدر براتی‌کردکانلو - محمدرضا عسکری - محمد بهرامی - سجاد آخوند زاده - آرش آقاعلی - دیاکو گنجور - امیرحسین قارداشی - سهیل تربالی - آریا شوقی تکمه‌داش - امیرحسین کارگران - صفورا جعفری - امیرحسین نصرتی - علیرضا سعیدی فرد - محراب گلستانی - ابراهیم نادری - علیرضا سوری- ابوالفضل پایدار- امیرعباس امینی- محمد رضا خبیری - محمدمتین حسینی- میثم بیژنی‌زارعی - باربد علی طهرانی - ایلیا جعفری- پویا کریمی - رهام برجسته - محمد مهدی بشیری - آذرنوش خراسانی - محمد حسین غلامی - امیر حسین نورالهی - علیرضا سلطانی - علا قشقایی - آرین نباتی - هدیه خدری - ابوالفضل امیر آبادی - رامین رستمی - شاهرخ همایونی


شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

۱۴۰۴ اسفند ۱۶, شنبه

در بزرگداشت 8 مارس روز جهانی زن

 

مبارزه برای توقف جنگ و مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی 

بزرگداشت 8 مارس امسال در شرایطی صورت می گیرد که امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی و جنایتکار اسرائیل دست به تجاوز به کشور ما و زیر پا گذاشتن حق حاکمیت ملی خلق ما و حقوق ملت ما در تعیین سرنوشت خویش زده اند. اکنون تمامی طبقات انقلابی و مترقی خلق ما در زیر فشارها و آسیب های جانی و مالی ناشی از جنگ تجاوزکارانه در شرایط نابسامان و رنج آوری به سر می برند. آنها نگران آینده کشور و فرزندان خود هستند.
جنگ تجاوزکارانه ی جاری امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل دارای دو خصلت است: یک خصلت آن علیه حکومت ارتجاعی ولایت فقیه و در تضادهای ارتجاعی شان با این حکومت است.
حکومت ولایت فقیه همچون غده ی متعفنی بر انقلاب دموکراتیک و ضدامپریالیستی 57 بروز کرد. این حکومت تمامی دستاوردهای انقلاب را نابود کرده و در مدت 40 و اندی سال موجودیت اش جز جنایت و کشتار و فساد و تخریب و فقر و فلاکت و دربه دری چیزی برای خلق ایران به بار نیاورده است و از این رو خشم و کینه ی تمامی خلق های ما را متوجه خود کرده است؛
اما وظیفه ی هر گونه تغییر و سرنگونی این حکومت نه به عهده ی آمریکا و اسرائیل که به خود اجازه می دهند برای مردم ما تعیین کنند چه چیز برایشان خوب و چه چیز برایشان بد است بلکه به عهده ی خود خلق ایران است.
خصلت دوم و اساسی تر این جنگ علیه جنبش ها و خیزش ها و شورش ها و کلا علیه انقلابی است که خلق های ما بیش از چندین دهه است در گیر آن هستند. انقلابی که برای آزاد کردن کشور از دست این حکومت کثیف و جنایتکار، رو به پیشرفت بوده و در عین این که جانباخته گان زیادی داشته است، گام های بزرگی نیز به پیش برداشته و تغییرات بسیار در عرصه ی اجتماع و فرهنگ و سیاست مردم ما به وجود آورده است.
با توجه به این نکات هدف امپریالیسم آمریکا و دولت جنایتکار اسرائیل صرفا جمهوری اسلامی نبوده بلکه خود انقلاب مردم ایران است. از این رو مخالفت با جنگ و مبارزه برای توقف آن از یک سو و تداوم انقلاب علیه حکومت ولایت فقیه از سوی دیگر وظیفه ی انقلاب و از جمله زنان مبارز ایران است.
دختران و زنان آگاه و توانمند و شجاع کشور ما چندین دهه است که خواه به طور مستقل با جنبش های خویش علیه پدر- مرد سالاری و برای کسب حقوق برابر با مردان و همچون بخش مهمی از انقلاب دموکراتیک کنونی ایران و خواه همراه با مردان و طبقه ای که به آن تعلق دارند، برای تحقق اهداف اساسی انقلاب در رهبری و بدنه ی این انقلاب شرکت داشته اند. آنها فداکاری های بیشمار کرده و آسیب های فراوان متحمل شده و آن را به پیش برده اند، چندان که می توان گفت بدون دختران و زنان مبارز تمامی خلق های ساکن ایران به ویژه دختران و زنان کورد ما و فداکاری های آنها و جان هایی که در راه این انقلاب دادند، این انقلاب به چنین گسترش و ژرفا و تکاملی دست نمی یافت.
نقش زنان در دوره ی کنونی انقلاب به ویژه از زمان خیزش بزرگ ژینا جهش کرد. در این خیزش سیاسی و فرهنگی که گستره ی مبارزات آن تا سه سال بعدی و خیزش انقلابی - دمکراتیک دی ماه امسال به درازا کشید دختران و زنان ایران آوای بلند خود برای برابری حقوق با مردان سر دادند. آوایی که سراسر جهان را در نوردید و تکانی شگرف به نقش زنان در انقلاب دموکراتیک ایران و سیاست و فرهنگ حاکم بر آن و همچنین جنبش زنان در منطقه و جهان داد.
در خیزش دی ماه امسال نیز دختران و زنان که اینک تجارب بزرگ خیزش «زن، زندگی، آزادی» و سه سال مبارزات تن به تن و کوبنده ی پس از آن با حکومت ضد زن ولایت فقیه را پشت سر گذاشته بودند، با آگاهی از جایگاه و نقش خویش در مبارزات دموکراتیک جامعه، دگر بار به گونه ای پیشرو و انقلابی در رهبری مبارزات خیابانی حضور یافتند و جنبش را به پیش بردند.
این درخشش و بی باکی دختران و زنان در مبارزات سیاسی و فرهنگی کینه و عقده ی حکومتیان و به ویژه هسته ی سخت قدرت و مشتی پاسدار و بسیجی و حزب اللهی مومیایی و مزدور را بر انگیخت، چندان که آنان از عقب نشینی های اجباری حکومت رضایت نداشته و منتطر فرصتی بودند تا از دختران و زنان ما انتقام بگیرند. روزهای 18 و 19 دی این فرصت را برای آنها فراهم کرد تا این عقده ی حقیر خود را فرو نشانند. آنها دست به کشتاری هولناک زدند و دختران و زنان را که در مبارزات نقش پیشرویی داشتند به اشکالی دردناک و فجیع کشتند تا جنبش آنها را خاموش کرده و زنان را به کنج پستوها برگردانند.   
مبارزات دختران دانشجو و همچنین زنان و مادران در چهلم جانباخته گان خیزش دی ماه، پاسخی بود به این جنایت حکومت آخوندها و پاسداران. آنان و به ویژه مادران جانباخته گان با مبارزات خود نشان دادند که این توانایی را دارند که سهم مهمی از به دوش کشیدن انقلاب را داشته باشند. بی تردید اگر جنگ را امپریالیست ها آغاز نکرده بودند این دور از مبارزه ی انقلابی به یاری مادران و زنان راه های نوینی برای پیشرفت می گشود. 
اکنون نیز دختران و زنان ما آگاه اند که در حالی که علیه جنگ متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی باید مبارزه و آن را متوقف کنند در عین حال باید مبارزات خویش را علیه حکومت ولایت فقیه پیش برند.
 بی شک، جنبش آنها، جنبش زنان نقش مهمی در مبارزه علیه جنگ و توقف آن و نیز تداوم انقلاب دموکراتیک و ضد امپریالیستی ایران خواهد داشت.
 گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
15 اسفند 1404

 

۱۴۰۴ اسفند ۱۵, جمعه

جنگ دوم امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل با حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی( بیانیه چهارم)

 

The Second War of American Imperialism and the Zionist State of Israel against the Reactionary Government of the Islamic Republic (Fourth Statement)

جنگ تجاوزکارانه ی امپریالیسم علیه حق حاکمیت خلق ایران 

ترامپ: « تسلیم بدون قید و شرط» و نقش داشتن در «انتخاب رهبر جانشین» را می خواهد!  

یک - تداوم جنگ تجاوز کارانه علیه خلق ایران- کشتار، آسیب و ویرانی
جنگ تجاوزکارانه ی امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل ادامه دارد  و روز به روز بیشتر طبقه ی کارگر و کشاورزان و دیگر طبقات خلق ما را که خود زیر فشارهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی قرار داشتند زیر فشار قرار می دهد. پس از هفت روز جنگ بیش از 1000 نفر از هم میهنان ما کشته شده اند که بسیاری شان از غیرنظامیان بودند و نیز شمار زیادی از مردم آسیب جسمی دیده اند و همچنین بسیاری از خانه ها و مراکز عمومی در شهرها و روستاها ویران شده اند. اکنون مردم ما دردها و رنج هایی افزون بر دردها و رنج ها و پیشین خود متحمل می شوند. 
دو - حکومتیان
از این سوی سران دزد و فاسد سپاه و بسیج و آخوندهای وابسته به آنها سیاست هایی را ادامه دادند که نتیجه ی آن اکنون جنگ امپریالیست با آنها و باز کردن پای مرتجعین امپریالیست به ایران و تجاوز به حق حاکمیت و حق تعیین سرنوشت خلق ما است.
آنان که می خواستند قدس را تسخیر کنند اکنون کشور را به گرداب جنگی کشانده اند که پایان اش روشن نیست و در صورت تداوم به همین شکل کنونی اش، بی تردید به بهای گزافی برای خلق ایران تمام خواهد شد.
سه -  ترامپ می خواهد رهبر جانشین در ایران را خود انتخاب کند!
ضرباتی که متجاوزین جنگ افروز آمریکا و اسرائیل با توجه به برتری اطلاعاتی، تکنولوژِیکی و هوایی و نظامی خود به مراکز سیاسی و اطلاعاتی و نظامی و تاسیسات اتمی زده اند، بیش از پیش آنها را هار کرده است. اکنون دیگر ترامپ تنها «تسلیم بی قید و شرط»جمهوری اسلامی را می خواهد و از حق نقش داشتن تعیین رهبر برای ایران صحبت می کند.
جز این از اشارات جسته و گریخته ی ترامپ در روزهای اخیر جنگ بیشتر بر می آید که وی تمایل دارد با فردی از هیئت حاکمه ایران به سازش برسد. فردی که هم سیاست مداری دارای توانایی های معینی باشد وهم بتواند برده گی  امپریالیست های غربی را بپذیرد. ترامپ اندیشه ی خود را به این شکل بیان می کند که چنین دولتی باید با کشورهای غربی( امپریالیست ها) و دولت های مرتجع منطقه و از جمله اسرائیل« روابط خوب و مناسبی» برقرار کند. به گونه ای کوتاه همچون کشورهای زیر سلطه ی عرب منطقه جزیی از بلوک امپریالیستی غرب و مطیع اوامر آنها گردد.
چهار - پیشنهادهای مذاکره
 اخبار متضادی از پیشنهاد مذاکره از سوی سران جمهوری اسلامی برای مذاکره و طبعا عقب نشینی به گوش می رسد. ترامپ و منابع اطلاعاتی کشورهای امپریالیستی غرب از این چنین پیشنهادهایی از جمله از جانب مقام های سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی صحبت می کنند، اما تا کنون سران جمهوری اسلامی آنها را انکار کرده اند. با توجه به گفته های پزشکیان که برخی از کشورها در حال تلاش برای پایان دادن جنگ هستند مشکل بتوان تصور کرد که چنین پیشنهادهایی از جانب جمهوری اسلامی نشده باشد.
پنج - مساله ی خلق کرد
تا کنون حملات صرفا هوایی بوده است اما ترامپ از حمله ی زمینی نیز صحبت کرده است. شایعاتی نیز در مورد تحریک کردن کردهای اقلیم کردستان عراق  و شش گروه مسلح کرد ایران به حمله ی زمینی و بازی کردن نقش پیاده نظام امپریالیسم آمریکا طرح شده است. اگر ما خود را به بیانات و اطلاعیه های احزاب کرد( شش گروه) محدود کنیم چنین انتظاری نمی رود زیرا این گروه ها و هواداران شان چنین شایعات و رویه ای را نفی کرده اند( یک اطلاعیه گروه «هم‌پیمانی نیروهای سیاسی کوردستان ایران» در سایت در  موجود است).
روشن است که با وجود مار زخمی بودن سران پاسدار و بسیجی و آخوندهای هسته ی سخت قدرت جمهوری اسلامی و شکست سنگین و کمتر قابل انتظاری که تا کنون خورده اند اینها همان گونه که دق دلی خود را از شکست هایی که از خیزش «زن، زندگی، آزادی» خوردند و عقب نشینی هایی که مجبور شدند به آن تن دهند و همچنین شکست هایشان در جنگ نخست دوازده روزه و خیزش دی ماه را با کشتار هولناک 18 و 19 دی و نیز مثله کردن دختران و زنان مبارز و پیشروترین جوانان مبارز در آوردند باز هم تلاش خواهند کرد که در صورت هر گونه حمله ی زمینی خواه از جانب کردستان و خواه بلوچستان و یا هر منطقه ی دیگر تلافی آن را نخست و بیش از پیش بر سر توده های مردم این مناطق در آورند و خلق های کرد و بلوچ را به خاک و خون کشند و  شهرها و روستاهای مناطق زندگی شان را ویران و به زمین سوخته ای تبدیل کنند. 
از سوی دیگر این حق طبقه ی کارگر و دیگر طبقات انقلابی و مترقی ملت های کرد و بلوچ و دیگر ملت های ساکن ایران است که سرنوشت خود را خود تعیین کنند. این را همه ی ملیت های ساکن ایران و از جمله طبقه ی کارگر و خلق فارس می خواهند. آنچه همه ی انقلابیون کمونیست و دموکرات آزادی خواه و استقلال طلب ایران انتظار دارند این است که با توجه به تجارب تلخ گذشته و به ویژه در مورد اقلیم کردستان و روژوا، اولا خلق کرد اجازه ندهد که هیچ گروه مسلحی از میان خلق کرد، به صورت پیاده نظام نیروهای امپریالیستی در آید؛ و دوما  هر انتخابی در فضایی آزاد و در ایران مستقل و آزاد و از آن کارگران و کشاورزان و دیگر طبقات مترقی و ملی صورت گیرد.
آنچه در حال حاضر انتظار است این است که جنبش و مبارزات خلق کرد علیه جمهوری اسلامی و امپریالیست ها همراه مبارزات خلق ایران و در مسیر سرنگونی و تغییر حکومت در ایران به نیروی انقلاب توده ای تمامی خلق های ایران پیش رود. چنانچه این مبارزات در چنین مسیری و در اتحاد با مبارزات دیگر خلق های ایران و از جمله خلق فارس باشد آنگاه مبارزات مسلحانه ی برای آزاد کردن کردستان و برقراری اتحادیه ها و شوراهای رهبری انقلاب در شهرها و روستاها جزیی از تکامل انقلاب در ایران خواهد بود.
شش - آیا سلطنت طلبان به حاشیه رفته اند؟
چنانچه گرایش یا برنامه ی سیاسی ترامپ را که در بالا اشاره شد عمده فرض کنیم( که این گونه به نظر می رسد) آنگاه باید اندیشید که از اهمیت سلطنت طلبان در سیاست کنونی آمریکا بسیار کاسته شده است و آنها به حاشیه ی برنامه های امپریالیست ها تبدیل شده اند.
اگر بر این مبنا بخواهیم توضیح دهیم که چرا این همه سرمایه گذاری روی آنها به ویژه پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» انجام شد، آنگاه می توانیم به چند دلیل مهم زیر اشاره کنیم:
یکم: برای فشار روی خامنه ای و سران پاسدار برای تسلیم شدن در مذاکره و تن دادن به خواست های امپریالیسم آمریکا؛
دوم: برای تخریب جنبش و خیزش و انقلاب و ایجاد تفرقه در صفوف خلق و به حاشیه راندن و منفعل کردن نیروهای انقلابی و ترقی خواه در جنبش و  آماده کردن سلطنت طلبان برای یکه تازی در خارج از کشور و در میان ایرانیان مهاجر. و نیز رسوخ به داخل و ادامه ی تفرقه در صفوف طبقات و توده ها که در هنگام خیزش ژینا اشکال تکامل پیشرفته ای از اتحاد طبقات خلق و ملت های ساکن ایران را تجربه کرده بودند.
سوم: فراهم کردن شرایط برای دست زدن به جنگ تجاوزکارانه و اجرایی کردن آن با این بهانه که بخش های زیادی از مردم ایران و گروه های سیاسی در خارج و داخل خواهان آن و «یاری ترامپ» به مردم ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی و در دست گرفتن سرنوشت خود هستند.
هفت - دو نوع تکوین در شرایط ایران
دو راه با یکدیگر مبارزه می کنند: 
راه انقلاب علیه حکومت ولایت فقیه و امپریالیست ها برای برقراری یک جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر و استقلال و آزادی و دموکراسی خلق در ایران؛
 و دوم: راه معامله و توطئه و جنگ و راه تبدیل ایران به کشوری بیش از پیش وابسته و دارای حکومتی مستبد و زیرسلطه ی امپریالیست ها.
نخستین، راه تکامل در ایران راه انقلاب بوده و هست. در صورتی که طبقه ی کارگر و کشاورزان و دیگر طبقات انقلابی و مترقی خلق ما راه جنبش خویش و انقلاب دموکراتیک بزرگ خود را ادامه دهد گونه ای تکامل در پیش رو است که نقطه ی اوج ان برقراری جمهوری دموکراتیک خلق ایران به رهبری طبقه ی کارگر خواهد بود.
در پیشگیری از تکامل چنین راهی، امپریالیست ها هزاران توطئه و تزویر و مداخله پیشه کرده و مانع از تکوین انقلاب و رسیدن طبقه ی کارگر و خلق ایران به خواست های استقلال طلبانه و آزادیخواهانه خود شده و خواهند شد. این امری است که ما از همان آغاز شدت گرفتن تضادها میان امپریالیست ها با حکومت ولایت فقیه پیش از امضای برجام به آن اشاره کرده ایم. ما همواره بر آن بوده ایم که تضادهای امپریالیست ها با جمهوری اسلامی تنها در چارچوب خود این تضاد قابل فهم نیست و امپریالیست ها نه تنها با جمهوری اسلامی تضاد دارند بلکه بیش از جمهوری اسلامی با انقلاب دموکراتیک و ضد امپریالیستی ایران و با برقراری یک جمهوری دموکراتیک انقلابی( و یا حتی جمهوری دموکراتیک بورژوایی ملی) در ایران تضاد دارند. ما همواره اشاره کرده ایم که امپریالیست ها به هزاران تزویر و توطئه دست خواهند زد و به محض همه گیر شدن و اوج گیری انقلاب، حتی پیش از این که چنین انقلابی به کمال خود برسد و طبقه ی کارگر این توانایی سیاسی و تشکیلاتی و عملی را به دست آورد که بتواند رهبر آن شود، دست به مداخله و جنگ خواهند زد
راه دوم راه جنگ و مداخله ی امپریالیست هاست پیش از این که انقلاب خود را دریابد و ادامه یابد. این راه پیش از این در جنگ نخست دوازده روزه در پیش گرفته شد و با جنگ دوم تداوم یافته است. هدف جنگ کنونی تنها جمهوری اسلامی نبوده( اگر ترامپ با بخشی از این حکومت به سازش برسد، سرنگونی جمهوری اسلامی می تواند منتفی گردد) بلکه انقلاب خلق ایران است که اوج هایی پی در پی را به ویژه در ده سال اخیر تجربه کرده است. تکوین راه جنگ و نجاوز امپریالیسم علیه ایران، تکوین تبدیل ایران به کشوری وابسته و مطیع امپریالیست هاست. 
اما اگر انقلاب می تواند تزویر و فریب و توطئه ها و جنگ امپریالیست ها را علیه خود بر انگیزد و گسستگی در تکامل آن ایجاد کند، جنگ نیز می تواند انقلاب را برانگیزد و رشد دهد.
اگر جنگ می تواند مانع پیشرفت انقلاب گردد انقلاب نیز می تواند بر علیه جنگ تجاوز کارانه ی امپریالیست ها برخیزد و مانع تداوم آن گردد.
نخستین گام محکم در این راه مخالفت و مبارزه با تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل به ایران و مبارزه برای توقف آن است.    
طبقه ی کارگر و خلق ایران می توانند علیه جنگ برخیزند و به انواع و اشکال گوناگون با آن و برای توقف آن به مبارزه برخیزند. در چنین راهی مبارزات انقلابی برای آزادی و استقلال ایران و برقراری یک جمهوری دموکراتیک انقلابی دوباره رو خواهد آمد و مانع از تداوم توطئه های امپریالیستی خواهد شد.

به مبارزه علیه جنگ تجاوزکارانه ی امپریالیسم آمریکا و اسرائیل برخیزیم

و مانع از تداوم آن شویم!

 مبارزات خود علیه جنگ را با مبارزه با جمهوری اسلامی در هم بیامیزیم!

انقلاب را رشد و تکامل دهیم!

مرگ بر امپریالیسم و صهیونیسم

مرگ بر سران فاسد و دزد و جنایتکار جمهوری اسلامی

زنده باد انقلاب

برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق به رهبری طبقه ی کارگر

گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

15 اسفند 1404