۱۴۰۵ فروردین ۷, جمعه

اطلاعیه حزب کمونیست(مائویست)افغانستان - در مورد جنگ جاری و مداخله امپریالیستی در منطقه


جنگی که امروز در خاورمیانه در جریان است، صرفاً درگیری میان چند دولت متخاصم نیست، بلکه بخشی از کشمکش گسترده تر قدرت های بزرگ برای بازتقسیم حو ه های نفوذ، مهار رقبای منطقه ای و تثبیت جایگاه خود در ساختار نظام سرمایه داری جهانی است؛ مداخله نظامی ایالات متحده امریکا و دولت اسرائیل، در هر سطح و به هر بهانه ای که صورت گیرد، ادامه همان سیاست تاریخی تجاوز، بی ثبات سازی و تحمیل اراده سیاسی و اقتصادی بر ملت ها است که همواره با تخریب زیرساخت ها، گسترش وابستگی و تشدید سرکوب همراه بوده است.

با این حال، جمهوری اسلامی ایران نیز نماینده یک نظام مردمی یا رهایی بخش نیست، بلکه بیان سیاسی بورژوازی بوروکراتیک و سرمایه داری دولتی است که در چارچوب همان مناسبات جهانی عمل می کند، هرچند در برخی عرصه ها با قدرت های مسلط جهانی وارد اصطکاک شود؛ این اصطکاک، تضادی درونی در دل همان نظم سرمایه داری است و نه حرکتی در جهت رهایی مردم .

در عین حال، هنگامی که مداخله خارجی به سطح حمله مستقیم نظامی و تهدید استقلال یک کشور برسد، مسئله ای عینی و مشخص شکل می گیرد که نمی توان آن را با تحلیل های کلی نادیده گرفت، زیرا دفاع از استقلال و تمامیت ارضی در برابر تهاجم خارجی، حقی است که از منظر منافع مردم قابل انکار نیست.

با این وجود، چنین دفاعی تنها زمانی می تواند در خدمت مردم قرار گیرد که از آ گاهی و سازمان یابی مستقل آنان نیرو بگیرد و به ابزار تحکیم سلطه همان طبقه حاکم داخلی تبدیل نشود، چرا که تجربه های تاریخی نشان داده است بورژوازی حاکم حتی در شرایط جنگی نیز منافع طبقاتی خود را مقدم می دارد و در صورت لزوم آماده معامله و سازش با همان نیروهایی است که امروز با آنان درگیر است.

از این رو، هرچند در شرایط تشدید تجاوز خارجی وزن تضاد با نیروی متجاوز افزایش می یابد، اما این امر به معنای ناپدید شدن تضاد میان مردم و طبقه حاکم داخلی نیست، بلکه این دو تضاد می توانند به طور هم زمان وجود داشته باشند و تنها نسبت و شدت آن ها در شرایط مشخص تغییر کند.

برای مردم افغانستان نیز این تحولات بی پیامد نخواهد بود، زیرا کشور ما بارها به میدان رقابت قدرت های بزرگ تبدیل شده و هزینه این رقابت ها را مردم پرداخته اند؛ بنابراین وظیفه نیروهای ملی، مترقی و انقلابی در افغانستان آن است که ضمن افشای سیاست های امپریالیستی و مخالفت با هرگونه استفاده از خاک کشور برای اهداف تجاوزکارانه، همبستگی طبقاتی با کارگران و زحمتکشان منطقه را تقویت کنند و اجازه ندهند احساسات قومی، مذهبی یا تبلیغات رسمی دولت ها جای تحلیل طبقاتی و منافع واقعی مردم را بگیرد.

رهایی پایدار منطقه نه در پیروزی این یا آن دولت، بلکه در تقویت آ گاهی سیاسی، سازمان یابی مستقل و مبارزه علیه ساختارهای وابسته و سرمایه داری نهفته است، زیرابدون دگرگونی بنیادین در مناسبات اقتصادی و سیاسی، هر توقف جنگی موقتی خواهد بود و هر صلحی شکننده و ناپایدار باقی خواهد ماند.

حزب کمونیست )مائویست( افغانستان

مارس 2026

حزب کمونیست ( مائوئیست) اقغانستان- در محکومیت تلاش های جنگ افروزانه ی امپریالیسم آمریکا و صهیونیست های اسرائیلی

 

 

تلاش های جنگ افروزانۀ امپریالیزم امریکا و صهیونیست‌های اسرائیلی و شرکای منطقوی‌شان را محكوم كنيد و با آن به مخالفت برخيزيد و در مقابل آن مقاومت كنيد!

 ۱۰ حوت ۱۴۰۴

سرانجام جنگ تجاوزکارانه، دهشت افگنانه و ددمنشانه امپریالیزم خون آشام آمریکا و شریک منطقوی اش اسرائیل پس از ۶۲ روز از آغاز اولین اعتراضات ایران ( ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ م.)، با حملات راکتی گسترده و بمباران هوائی سنگین به تاریخ ۲۸ فبروری ۲۰۲۶م. (۹حوت ۱۴۰۴ خورشیدی) تحت عملیات مشترک « غرش شیر » و «غرش حماسی»آغاز یافت. اين حملات مشترک آغاز يك جنگ گسترده و با خصلت جهاني همراه است.

امپریالیزم خون آشام امریکا، این دشمن شماره یک خلق های جهان و منشاء اصلی تروریزم بین المللی که در قساوت، ددمنشی و کشتار بیگناه خلق های جهان سابقه‌ای سیاه بر جای گذاشته، بار دیگر چهره واقعی خود را آشکار ساخته است. امپریالیزم خون آشام و لجام گسیخته امریکا  از سابقه شومی چون انداختن بمب های اتمی بر سر جاپان، قتل عام هزاران هزار تن از مردم آزادیخواه ویتنام، متوسل شدن به بمب های ناپالم در ویتنام، تجاوز عریان نظامی و کشتار خلق بی دفاع افغانستان در هفتم اکتوبر ۲۰۰۱، حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، حمله به سوریه و روی کار آوردن حاکمیتی گوش به فرمان، دستگیری رئیس جمهوری ونزوئلا و بمباران هوایی آن کشور، حمایت بی دریغ از اسرائیل در جنگ دوازده روزه ایران و نابودی تاسیسات هستوی آن کشور، و کشتار مردم در بخشهای مختلف جهان و … تا حمله ۲۸ فبروری ۲۰۲۶ م. به ایران همه وهمه نشان دهنده این مسئله است که هیچ کشور دیگری به اندازه امپریالیزم خون آشام امریکا نبوده است که در مسائل داخلی سایر کشورها دخالت کرده باشد. کودتاها و ضد کودتاها را طراحی کرده، حکومت های منتخب را با مسلح کردن نیروهای غیر دموکراتیک و تشویق آنان به فعالیت تروریستی سرنگون و ساقط ساخته است. اين امپرياليزم آمريكا بوده است كه خلق هاي جهان را تحت نظر قرار مي دهد ، وازطريق تحريم اقتصادي  و گرسنگي دادن ميليون ها نفر از خلق هاي جهان تا مرگ ، در مقابل مخالفينش به زور گويي مي پردازد . اين آمريكا است كه نژاد پرستي را درهمه جا تشويق واعمال كرده است .

حمله نظامی به ایران بخوبی نشاندهنده این مسئله است که جاي پاي شان را از لحاظ نظامي وسياسي و اقتصادي دراين خطه استراتيژيك مستحكم نمايند. آنها مي خواهند حضور نيرومندي در آسياي ميانه و آسياي جنوبي داشته باشند  تا بتوانند اوضاع دراين دومنطقه نا آرام را بطور مؤثري به نفع شان تحت كنترل درآورند .آنها مي خواهند سلطه و اقتدار زورگويانه و سبعانه شان را بر جهان به نمايش درآورند و آنرا بيشتر از پيش تحكيم بخشند و توده هاي تحت ستم  را به دهشت اندازند. آنها  مي خواهند با صدور جنگ وبحران به بيرون از دژهاي امپرياليستي ، جلو خيزش هاي توده يي و گسترش اين خيزش ها دردرون دژهاي شان را بگيرند .

از جانب دیگر، بیش از چهل و هفت سال از عمر رژیم آخندی ایران می‌گذرد، این رژیم تئوکراتیک ایران، در طول این مدت از هیچ جنایتی در حق تودۀ زحمتکش ایران دریغ نورزیده است. رژیم تئوکراتیک ارتجاعی ایران نیروهای انقلابی، ملی و دموکرات و حتی توده‌های زحمتکش ایران و زنانی که تن به حجاب اجباری ندادند، به گلوله بست، اعدام نمود و در آخرین آمار ارائه شده از طریق رسانه گفته شده که حدود ۳۶۵۰۰ نفر را درین تظاهرات اخیر به گلوله بسته است. جمهوری اسلامی یک رژیم تئوکرات و کاملاً ارتجاعی است که نیروهای انقلابی ایران را قتل عام نمود. اما این بدان معنا نیست که ما خواهان مجازات ایران توسط دولت امریکا و سگ هار آن (اسرائیل) هستیم. مجازات چنین رژیم ارتجاعی باید به دست توده‌های ستم‌دیده ایران تحت رهبری پرولتاریا و حزب پیش آهنگ پرولتاریا صورت میگرفت، اما به دلیل ضعف جنبش چپ این کار صورت نگرفت و امپریالیزم و شریک منطقوی اش (اسرائیل) بخاطر منافع منطقوی و هژمونی اقتدارطلبانه شان جنگ تجاوزکارانه و ددمنشانه شان را آغاز نمودند.

حزب كمونيست (مائوئیست) افغانستان این جنگ تجاوزكارانه امپرياليست هاي آمريكائي و شرکای منطقوی اش را به شدیدترین لحن محكوم مي نمايد و عزم راسخ دارد تا در پیوند تنگاتنگ سایر احزاب مائوئیستی صدای واحد اعتراض جهانی علیه جنگ‌های تجاوزگرانه امپریالیستی و علیه ماشین جنگی ایالات متحده و اسرائیل را علم نماید.

مرگ بر امپرياليست‌هاي متجاوز و دهشت افگن !

 

حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان

۹ حوت ۱۴۰۴ خورشیدی ( ۲۸ فبروری ۲۰۲۶ م.)

www.cmpa.io

sholajawid@cmpa.io

sholajawid2@hotmail.com

۱۴۰۵ فروردین ۵, چهارشنبه

بیانیه گروهی از دانشگاهیان و ... جنگ را فوراً متوقف کنید!



در سایه تنش‌های دیرینه و متقابل میان جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده و اسرائیل، ایران بار دیگر در میانه مذاکرات هدف سنگین‌ترین حملات نظامی اسرائیل و آمریکا قرار گرفته است. این حملات که ناقض اصول تثبیت‌شده حقوق بین‌الملل هستند، ادعا می‌شود با هدف تضعیف، وادارسازی یا سرنگونی حکومت انجام می‌شوند. با این حال، پیامدهای آن‌ها شامل ویرانی گسترده، آسیب به زیرساخت‌های حیاتی کشور و افزایش تلفات غیرنظامیان بوده است.

از منظر ما که بر موضع «نه به جنگ و نه به جمهوری اسلامی» تأکید داریم، این درگیری یک شر مطلق است. این جنگ نه دموکراسی به ارمغان می‌آورد و نه امنیت و رفاه برای مردم. این درگیری در راستای منافع ایالات متحده و اسرائیل شکل گرفته است. انسانیت زیر آوار بمباران‌ها مدفون شده و زندگی میلیون‌ها انسان بی‌گناه — که پیش از این نیز زیر سرکوب و خشونت جمهوری اسلامی رنج می‌بردند — اکنون در معرض ویرانی بیشتری قرار گرفته است. کشته شدن کودکان در یک مدرسه در میناب و حمله به بیمارستان‌ها، مراکز درمانی، پالایشگاه‌ها و دیگر اماکن غیرنظامی نشان می‌دهد که ادعای «هدف‌گیری دقیق» و صرفاً نظامی، چیزی جز دروغ نیست؛ چرا که در عمل به مرگ کسانی می‌انجامد که هیچ نقشی در این منازعات ندارند.

در کنار این تجاوزات، سیاست‌های جمهوری اسلامی — از آغاز تاکنون — از طریق سرکوب حقوق شهروندان، کشتار معترضان، گفتمان ضدغربی، شعارهای حذف اسرائیل، ماجراجویی‌های منطقه‌ای و حمایت از نیروهای نیابتی که ارتباطی با منافع ملی ایرانیان ندارند، به یکی از منابع اصلی بی‌ثباتی در منطقه بدل شده است. حکومتی که حتی در میانه جنگ و پس از کشتارهای هولناک ژانویه نیز به تهدید مردم خود ادامه می‌دهد، نمی‌تواند مدعی دفاع از آنان یا پیگیری صلحی عادلانه و پایدار باشد.

تقابل این دو سیاست متضاد در نهایت به درگیری‌ای انجامیده که با حملات جمهوری اسلامی به کشورهای همسایه گسترش یافته، سراسر منطقه را دربر گرفته و امنیت مردم ایران و کل منطقه را تهدید می‌کند. با این حال، نباید فراموش کرد که مسئولیت اصلی آغاز این جنگ بر عهده ایالات متحده و اسرائیل است.

ما، امضاکنندگان این بیانیه که از گذار دموکراتیک در ایران حمایت می‌کنیم، قاطعانه جنگ را به‌عنوان ابزاری برای حل‌وفصل اختلافات بین‌المللی رد می‌کنیم. ما بر حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود و تحقق تغییرات سیاسی در داخل کشور — نه از طریق مداخله خارجی — تأکید داریم. از همگان می‌خواهیم به صداهایی مستقل برای صلح و دموکراسی بدل شوند. این صدا نه حامی تجاوز، اشغال، سرکوب یا اقتدارگرایی است، بلکه در کنار مردمی می‌ایستد که زیر آوار جنگ و سیاست‌های ویرانگر حکومتی رنج می‌برند.

ما از جامعه جهانی، نهادهای بین‌المللی صلح و حقوق بشر، رسانه‌ها، دولت‌ها و نیروهای سیاسی مترقی می‌خواهیم که سکوت نکنند و هرگونه حمایت مستقیم یا غیرمستقیم از جنگ را محکوم کنند. در عوض، باید از ابتکارات صلح حمایت کرده و با بهره‌گیری از تمامی ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک، به‌سرعت برای توقف جنگ، جلوگیری از گسترش آن و پایان دادن به حملات نظامی اقدام کنند. حفاظت از جان انسان‌ها — به‌ویژه کودکان و گروه‌های آسیب‌پذیر — باید بر هرگونه ملاحظه سیاسی یا نظامی مقدم باشد. بیمارستان‌ها، مدارس و خانه‌ها باید به پناهگاه‌های امن تبدیل شوند. همچنین افزایش فشارهای بین‌المللی برای آزادی زندانیان سیاسی که جانشان در خطر است و ممکن است نخستین قربانیان اقدامات تلافی‌جویانه حکومت باشند، امری حیاتی است.

تنها از طریق توقف فوری جنگ از سوی هر دو طرف، پایبندی به قواعد بین‌المللی، بازگشت به دیپلماسی و راه‌حل‌های سیاسی، و اتخاذ رویکردهای انسانی می‌توان چرخه مرگبار کنونی را متوقف کرد. چنین راه‌حلی می‌تواند آینده‌ای را ممکن سازد که در آن امنیت، صلح، آزادی و کرامت انسانی قربانی رقابت‌های قدرت نشوند. در این راستا، شکل‌گیری گسترده‌ترین اراده جهانی علیه جنگ یک ضرورت فوری است.

امضاکنندگان: *

آنجلا وای. دیویس، محقق و فعال، ایالات متحده
ارواند آبراهامیان، استاد بازنشسته، کالج باروک، دانشگاه نیویورک، ایالات متحده
گیلبرت آشکار، استاد مطالعات توسعه و روابط بین‌الملل
SOAS، دانشگاه لندن، بریتانیا
استفان آر. شالوم، استاد بازنشسته علوم سیاسی، دانشگاه ویلیام پترسون، ایالات متحده
رابین دی. جی. کلی، استاد برجسته تاریخ،
UCLA، ایالات متحده آمریکا
گرگ آلبو، دانشیار علوم سیاسی، دانشگاه یورک، کانادا
سم گیندین، استاد بازنشسته علوم سیاسی، دانشگاه یورک، کانادا
کوین اندرسون، استاد برجسته جامعه شناسی، دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا، ایالات متحده آمریکا
سوزان باک-مورس، استاد برجسته فلسفه سیاسی، مرکز تحصیلات تکمیلی، دانشگاه شهری نیویورک (
CUNY)، ایالات متحده آمریکا
دن لا بوتز، هیئت تحریریه نیو پالیسی، ایالات متحده آمریکا
مهرداد درویش پور، دانشیار، دانشگاه مالاردالن، سوئد
کاظم کردوانی، استاد بازنشسته جامعه شناسی، آلمان
حسن اعتمادی، روزنامه نگار، سوئد
هدایت متین دفتری، حقوقدان، مدافع حقوق بشر، فرانسه
اصغر رستگار، دانشکده پزشکی دانشگاه ییل، ایالات متحده آمریکا
فرهاد نعمانی، استاد بازنشسته، دانشگاه آمریکایی پاریس، فرانسه
سهراب بهداد، استاد اقتصاد، دانشگاه دنیسون، ایالات متحده آمریکا
توماس هریسون، سیاست جدید، ایالات متحده آمریکا
حسن حکیمیان، استاد اقتصاد،
SOAS، دانشگاه لندن، انگلستان
هایده مغیثی، استاد بازنشسته جامعه‌شناسی، دانشگاه یورک، کانادا
سعید رهنما، استاد بازنشسته جامعه‌شناسی، دانشگاه یورک، کانادا
تانیا داس گوپتا، استاد جامعه‌شناسی، دانشگاه یورک، کانادا
محمدرضا نیکفر، مدرس فلسفه سیاسی، ایران آکادمیا (هلند)، آلمان
مهرداد وهابی، استاد اقتصاد، دانشگاه سوربن پاریس نورد،
عاطف کوبرسی، استاد بازنشسته اقتصاد، دانشگاه مک مستر، کانادا
ونونا گیلز، استاد بازنشسته انسان‌شناسی، دانشگاه یورک، کانادا
ثابت ای.جی. عبدالله، استاد تاریخ، دانشگاه یورک، کانادا
مارک گودمن، استاد بازنشسته جامعه‌شناسی، دانشگاه یورک، کانادا
مجتبی مهدوی، استاد علوم سیاسی، دانشگاه آلبرتا، کانادا
هانیه بهمن‌پور، وکیل حقوق بشر، کانادا
نانسی هولمستروم، استاد بازنشسته فلسفه، دانشگاه راتگرز، ایالات متحده آمریکا
دن فیشر، هیئت تحریریه نیو پالیسی، ایالات متحده آمریکا
فوزیه احمد، دانشیار جامعه‌شناسی، دانشگاه میامی، اوهایو، ایالات متحده آمریکا
آرنگ کشاورزیان، دانشیار مطالعات خاورمیانه، دانشگاه نیویورک (
NYU)، ایالات متحده آمریکا
ناصر مهاجر، مورخ، پژوهشگر، فرانسه
مهناز متین، پژوهشگر، نویسنده، فرانسه
نیره توحیدی، استاد مطالعات جنسیت و زنان، دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، نورتریج، ایالات متحده آمریکا
علی اکبر مهدی، استاد جامعه شناسی، دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، نورتریج، ایالات متحده آمریکا
محسن کدیور، محقق مطالعات اسلامی؛ استاد پژوهشی مطالعات اسلامی، دانشگاه دوک، ایالات متحده آمریکا
منصور فرهنگ، دیپلمات سابق ایرانی؛ استاد روابط بین‌الملل (بازنشسته)، کالج بنینگتون، ایالات متحده آمریکا
مسعود کارشناس، استاد اقتصاد،
SOAS، دانشگاه لندن، بریتانیا
کاظم علمداری، جامعه‌شناس، محقق دانشگاهی و نویسنده، ایالات متحده آمریکا
اشکان بهزاد، آهنگساز، نوازنده پیانو و مدرس موسیقی، مدرسه موسیقی منهتن، نیویورک، ایالات متحده آمریکا
اسفندیار منفردزاده، آهنگساز، موسیقیدان، ایالات متحده آمریکا
شهرام همایون، روزنامه‌نگار، مجری رسانه و بنیانگذار تلویزیون کانال یک
بهاره دهکردی، نویسنده، محقق، ایالات متحده آمریکا
استنلی هلر، مدیر، ترویج صلح پایدار، ایالات متحده آمریکا
پویا گرامی، مدرسه کار و مطالعات شهری
CUNY، ایالات متحده آمریکا
تایلر اولسن، دانشگاه شهری نیویورک (
CUNY)، ایالات متحده آمریکا
فاطمه حقیقت‌جو، محقق دموکراسی و حقوق بشر؛ نماینده سابق مجلس ایران در آمریکا
علی افشاری، تحلیلگر سیاسی، فعال، آمریکا
دانشگاه شهر متیو ماوتارلی نیویورک (
CUNY)، ایالات متحده آمریکا
لورا آلتینسوی، مرکز تحصیلات تکمیلی، دانشگاه شهر نیویورک (
CUNY)، ایالات متحده آمریکا
Saira Rafie، دانشگاه شهر نیویورک (CUNY)، ایالات متحده آمریکا
ایرج عشقی، محقق، مرکز ژنوم نیویورک، آمریکا
رضا گوهرزاد، روزنامه نگار و مفسر سیاسی، ایالات متحده آمریکا
پروین اردلان، نویسنده، روزنامه نگار، فعال حقوق بشر، سوئد
علیرضا بهتویی، استاد جامعه‌شناسی، دانشگاه سودرتورن، سوئد
کارل اولریک شیروپ، استاد بازنشسته، دانشگاه لینشوپینگ، سوئد
دیانا مولیناری، استاد مطالعات جنسیتی، دانشگاه لوند، سوئد
اریک اولسون، استاد فلسفه، دانشگاه استکهلم، سوئد
آنیکا رابو، استاد بازنشسته انسان‌شناسی اجتماعی، دانشگاه استکهلم، سوئد
اینگرید اسر، استاد جامعه شناسی، دانشگاه گوتنبرگ، سوئد
هاکان تورن، استاد جامعه شناسی، دانشگاه گوتنبرگ، سوئد
فتانه فراهانی، استاد قوم شناسی، دانشگاه استکهلم، سوئد
سهیلا یزدان پناه، مدرس ارشد جامعه شناسی، دانشگاه سودرتورن، سوئد
شهلا علیاری، مدرس ارشد مددکاری اجتماعی، دانشگاه سودرتورن، سوئد
Angelika Sjöstedt، دانشیار، مطالعات جنسیتی، دانشگاه سوئد میانه، سوئد
مگنوس گرانبرگ، مدرس ارشد، دانشگاه مید سوئد، سوئد
Karin K. Flensner، مدرس ارشد، دانشگاه غرب، سوئد
زهرا باقری شاد، مطالعات جنسیتی، دانشگاه
Åbo Academi، فنلاند و سوئد
پرستو فروهر، هنرمند، هنرهای تجسمی و هنر سیاسی، آلمان
فرج سرکوهی، نویسنده، روزنامه نگار، منتقد ادبی، آلمان
منیره برادران، نویسنده، مدافع حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق آلمان
آرش سرکوهی، نویسنده، روزنامه‌نگار، آلمان
حسن یوسفی اشکوری، الهی‌دان، محقق، مفسر سیاسی، آلمان
میهن روستا، فعال حقوق زنان و نویسنده، آلمان
الیزابت آبندروت، محقق تاریخ اجتماعی و مقاومت ضد نازی، آلمان
هربرت کرام آبندروت، معلم بازنشسته دبیرستان (مدرسه لیبیگ فرانکفورت)، آلمان
مدرسه مصطفوی، موزه ایالتی بادن، کارلسروهه، آلمان
یان کیتمن، روزنامه‌نگار و خبرنگار سابق در امور ترکیه و ایران، آلمان
بهروز خلیق، فعال سیاسی، آلمان
مهدی فتاپور، فعال سیاسی، آلمان
ژاله وفا، فعال سیاسی و نویسنده، آلمان
همایون مهمنه، فعال سیاسی و جمهوری‌خواه، آلمان
اصغر ایزدی، فعال سیاسی و نویسنده، آلمان
آزاده کیان، استاد جامعه‌شناسی و مطالعات جنسیتی، فرانسه
سعید پیوندی، استاد جامعه‌شناسی آموزش، دانشگاه لورن، فرانسه
بابک کیا، همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران، فرانسه
هوشنگ سپهر، سردبیر ایران اکو و فعال، فرانسه
شهرام قنبری، فعال سیاسی و نویسنده، فرانسه
آلن بارون، عضو اتحادیه کارگری، فرانسه
تقی روزبه، تحلیلگر سیاسی، نویسنده و متفکر چپ‌گرا
محسن یلفانی، نمایشنامه‌نویس و نویسنده، فرانسه
هادی خرسندی، طنزپرداز، نویسنده، بریتانیا
رندا عالمی، مدرس اقتصاد،
SOAS، دانشگاه لندن، بریتانیا
نالینی ویتال، مدرس اقتصاد، کالج دانشگاهی لندن (
UCL)، بریتانیا
لوسیا کولا، محقق،
SOAS، دانشگاه لندن، بریتانیا
عنایت فانی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی، بریتانیا
ریچارد پارنکات، استاد موسیقی‌شناسی سیستماتیک، دانشگاه گراتس، اتریش
بهروز بیات، متخصص انرژی هسته‌ای و فیزیکدان، اتریش
شهره زمینی، فعال حقوق زنان و نویسنده، اتریش
حسن نایب هاشم، پزشک و مدافع حقوق بشر، اتریش
توماس وایت، عضو، شبکه اروپا در
Solidariteit met Oekraïne، بلژیک
منصوره شجاعی، فعال حقوق زنان، محقق، هلند
بهزاد کریمی، فعال سیاسی و نویسنده، هلند
مهدی نوربخش، استاد ارشد امور بین‌الملل و تجارت، دانشگاه علوم و فناوری هریسبورگ، ایالات متحده آمریکا
آذر ملوحجیان، نویسنده و مترجم، سوئد
مزدک لیماشی، فعال سیاسی، سوئد
مهدی ابراهیم زاده – فعال سیاسی (آلمان)

* وابستگی‌ها صرفاً جهت شناسایی
نسخه فارسی توسط بیش از
۳۵۰ نفر از دانشگاهیان، روزنامه‌نگاران، وکلا و فعالان حقوق بشر ایرانی در نقاط مختلف جهان امضا شده است.

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوسیزدهم

 


تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوسیزدهم در ۵۶ زندان مختلف

 

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» عید فطر و نوروز ۱۴۰۵ را به عموم مردم ایران و به‌ویژه خانواده جان‌باختگان قیام دی ماه ۱۴۰۴ و تمامی سربداران یک سال اخیر که توسط حکومت مستبد و سرکوب‌گر «ولایت فقیه» به خاک و خون کشیده شدند را تبریک می‌گوید. از تمامی افراد، نهادهای صنفی معلمان، بازنشستگان، کارگران و خانواده محکومان به اعدام و همچنین رسانه‌های مستقل و تمامی کسانی که صدای محکومان به اعدام بودند کمال تشکر و قدردانی را داریم و امیدواریم سال ۱۴۰۵ سال آزادی ایران، ایران بدون شکنجه و اعدام باشد.

حکومت اعدامی در یک سال اخیر بالغ بر ۲۶۵۰ تن از هموطنانمان را در اقصی نقاط کشور به دار آویخت و به طور ظالمانه در شب عید نوروز سه تن از جوانان دلیر به نام‌های مهدی قاسمی، سعید داوودی و صالح محمدی را که در اعتراضات دی ماه بازداشت شده بودند در قم اعدام کرد و یک زندانی دیگر به اسم کوروش کیوانی را به اتهام جاسوسی در زندان مرکزی کرج حلق‌آویز کرد.

ما اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» ضمن محکومیت اعدام‌های خودسرانه و جنایت‌کارانه که با هدف ایجاد رعب و وحشت در جامعه صورت می‌گیرد، از ملل متحد و کشورهای مختلف و نهادهای حقوق بشری می‌خواهیم حکومت ایران را تحت فشار قرار دهند تا حداقل حقوق زندانیان رعایت شود، به‌ویژه زندانیانی که در ماه‌های اخیر بازداشت شده و در سکوت خبری و قطعی اینترنت زیر شکنجه هستند و در خطر حکم اعدام قرار دارند. ما همچنین خواهان آزادی زندانیان سیاسی هستیم. به‌خصوص که در شرایط بمباران جان زندانیان در معرضِ خطر مضاعف است و بسیاری از زندانیان از کمبود غذا و رسیدگی‌های درمانی رنج می‌برند. در هفته اخیر ده.ها تن از زندانیان زندان چابهار به دلیل اعتراض به عدم تامین مواد غذایی، توسط ماموران زندان کشته و زخمی شدند.
لازم به ذکر است در دو هفته گذشته، بیانیه این کارزار (هفته‌های ۱۱۱و ۱۱۲) به دلیل قطعی ارتباطات منتشر نشد.

کارزار «سه‌شنبه های نه به اعدام» در هفته صدوسیزدهم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند‌های زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند‌های زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.

هفته صدوسیزدهم

سه‌شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴

کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام