سرکوب سیستماتیک دانشگاه و سرکوب
خونین جنبش دانشجویی: گزارشی جامع از کشتهشدگان، اعدامها، بازداشتها، احکام
انضباطی و الگوهای سرکوب ساختاری
سرکوب سیستماتیک دانشگاه و سرکوب خونین جنبش دانشجویی
گزارشی جامع از سرکوب سازمانیافته
دانشگاه و جنبش دانشجویی؛ از جانباختن دستکم ۱۱۱ دانشجو در اعتراضات، اجرای
احکام اعدام و صدور حکم مرگ برای دانشجویان تا بازداشتهای گسترده، ربایشهای
خیابانی، احکام سنگین حبس، اخراج و تعلیق دانشجویان و فشار بر استادان حامی آنان
دانشگاه در برابر ماشین سرکوب
دیکتاتوری حاکم
کانون حقوق بشر ایران، یکشنبه ۱۱ مردادماه ۱۴۰۵ – بر اساس ماده ۲۶
اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، حق تحصیل، آزادی
بیان و امنیت جانی دانشپژوهان از بنیادیترین ارکان حقوق بشر به شمار میروند. با
این حال، گزارشهای تحلیلی و مستند گردآوریشده از وضعیت نهادهای آموزشی نشان میدهد
که دانشگاه های سراسر کشور طی ماههای اخیر هدف یک سرکوب پرحجم، سازمانیافته و
چندلایه از سوی دیکتاتوری حاکم قرار گرفتهاند.
حاکمیت مستبد با ترکیب خشونت عریان
خیابانی، صدور و اجرای احکام اعدام، ربایشهای سازمانیافته، فشار بر خانوادهها،
احکام سنگین حبس و همچنین بهکارگیری ابزارهای سرکوب ساختاری نظیر اخراج دانشجویان
و اساتید، در صدد انهدام نهاد دانشگاه به عنوان سنگر آگاهی و آزادیخواهی برآمده
است. این گزارش جامع، ابعاد مختلف این سرکوب سیستماتیک را مستند کرده است.
باکس اطلاعاتی نمای کلی سرکوب دانشگاه
| محور | وضعیت گزارششده |
| جانباختگان دانشجو | احراز هویت بیش از ۱۱۱ دانشجو |
| دانشجویان اعدامشده | مهدی خانکی |
| دانشجویان در خطر اعدام | سپهر امیرزاده، آرمین نورمحمدی، احسان فریدی |
| الگوی بازداشت | ربایش خیابانی، بازداشت بدون حکم و انتقال به مراکز نامعلوم |
| احکام قضایی | حبسهای طولانی، ممنوعیت خروج، بازداشت بلاتکلیف |
| سرکوب دانشگاهی | اخراج، تعلیق، ممنوعالورودی، محرومیت از خوابگاه و تغذیه |
| فشار بر استادان | اخراج، تعلیق، قطع حقوق و بازنشستگی اجباری |
| نقش حراست | پروندهسازی و انتقال گزارشها به نهادهای امنیتی و قضایی |
آیدا حیدری
سارا برومند
امیر پارسا اشکبوس
آریانا ارجمندی
افشین-اسفندیاری
روبینا امینیان
جانباختگان جنبش دانشجویی در اعتراضات خیابانی
بررسی و احراز هویت جانباختگان قیام
سراسری ۴۰۴ میدهد که نیروهای سرکوبگر حاکمیت با
شلیک مستقیم گلولههای جنگی و ساچمهای، دهها دانشجو را در جریان تجمعات اعتراضی
به قتل رساندهاند. تا کنون نام و مشخصات بیش از ۱۱۱ دانشجو که در جریان قیام به دست نیروهای امنیتی و سرکوبگر جان
باختهاند احراز شده است.
اسامی و پرونده برخی از
دانشجویان جانباخته:
§
محمدرضا
آهنگری: ۲۰ ساله، دانشجوی مدیریت دانشگاه علوم و تحقیقات؛ ۱۸
دیماه در تهران بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی هدف قرار گرفت و جان باخت.
§
مهرداد
ابراهیمی: ۲۱ ساله، دانشجوی مهندسی عمران و ورزشکار حرفهای؛ ۱۹
دیماه در شاهرود با شلیک گلوله به قتل رسید.
§
کامیاب
احمدی: ۳۰ ساله، دانشجوی مهندسی برق دانشگاه آزاد نورآباد
ممسنی؛ ۱۸
دیماه با شلیک مستقیم ماموران حکومتی جان سپرد.
§
روبینا
امینیان: ۲۳ ساله، دانشجوی طراحی لباس دانشکده شریعتی تهران؛
در جریان اعتراضات خیابانی هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
§
افشین
اسفندیاری: ۲۴ ساله، دانشجوی سال آخر معماری و کوهنورد؛ ۱۸
دیماه بر اثر شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر جان باخت.
§
هادی
فروغ: ۴۳ ساله، دانشجوی ارشد فیزیولوژی ورزشی دانشگاه بهشتی
و پدر یک کودک ۳ ساله؛ ۱۸ دیماه در تهران با شلیک به
قلبش به قتل رسید.
§
آریانا
ارجمندی: ۲۳ ساله، دانشجوی روانشناسی؛ در اعتراضات بروجرد به
قتل رسید و پیکر وی شبانه تحت تدابیر شدید امنیتی به خاک سپرده شد.
§
امیرپارسا
اشکبوس (میکروبیولوژی تهران شمال)،
§
سارا
برومند (حقوق زرقان)،
§
رها
بهلولیپور (مترجمی زبان ایتالیایی دانشگاه تهران)،
§
آیدا
حیدری (پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران)،
§
احمد
خسروانی (دانشگاه صنعتی شریف)
و دهها دانشجوی دیگر از جمله جانباختگانی هستند که پیکرشان قربانی خشونت
عریان حاکمیت گردید.
ماشین اعدام و صدور احکام مرگ
برای دانشجویان
بکارگیری مجازات سلب حیات بهعنوان
ابزاری برای ارعاب جامعه دانشجویی، ابعاد بیسابقهای به خود گرفته است. دستگاه
قضایی دیکتاتوری حاکم، با اخذ اعترافات اجباری تحت شکنجه، احکام مرگ را برای
فعالان دانشجویی صادر و اجرا میکند.
الف) اجرای احکام اعدام
دانشجویان زندانی سیاسی:
§
مهدی
خانکی: دانشجوی ۲۵ ساله رشته حقوق که در ۲۱
بهمنماه بازداشت شده بود، توسط دستگاه قضایی رژیم مستبد به دار آویخته شد.
ب) دانشجویان در خطر جدی اجرای
حکم اعدام:
§
سپهر
امیرزاده: دانشجوی ۲۲ ساله پزشکی اصفهان؛ اتهام اصلی
او ارائه خدمات پزشکی و مداوای مجروحان اعتراضات بوده و به اعدام محکوم شده است.
§
آرمین
نورمحمدی: ۲۷ ساله، دانشجوی معماری؛ به اعدام محکوم شده و با
وجود ایرادات اساسی حقوقی، در خطر عاجل اجرای حکم قرار دارد.
§
احسان
فریدی: ۲۲ ساله، دانشجوی مهندسی ساخت و تولید دانشگاه تبریز،
با اتهامات سنگین محاربه و افساد فیالارض به اعدام محکوم شده و در زندان مرکزی
تبریز به سر میبرد.
بازداشتهای گسترده، الگوی ربایش و احکام سنگین حبس
از آغاز موج اعتراضات، صدها دانشجو در
شهرهای مختلف بازداشت و روانه بازداشتگاهها و زندانها شدهاند.
الگوی ربایش توسط نیروهای لباسشخصی:
گزارشهای حقوق بشری نشان میدهد که
بخش قابل توجهی از بازداشتها نه طبق رویههای قضایی، بلکه به صورت ربایش خیابانی انجام
شده است. نیروهای لباسشخصی با استفاده از خودروهای بینامونشان و بدون ارائه حکم
قضایی، دانشجویان را در پیرامون دانشگاهها، رفتوآمد یا در جریان تحصنهای مسالمتآمیز
ربوده و به بازداشتگاههای غیررسمی منتقل کردهاند.
احکام سنگین حبس و وضعیت
بازداشتشدگان:
§
علی
صانعی: دانشجوی ۲۲ ساله کامپیوتر؛ به ۱۰
سال حبس تعزیری محکوم گردید که این حکم در دادگاه تجدیدنظر تایید شد.
§
ایلیا
بخشایی: دانشجوی علوم ورزشی دانشگاه یزد؛ به ۵
سال حبس محکوم شده است.
§
راحله
معینی: دانشجوی ارشد مهندسی پزشکی؛ به ۲.۵
سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.
§
علی
طاهریکیا: دانشجوی ارشد کارگردانی دانشگاه تهران؛ به ۲
سال حبس محکوم شده است.
§
دانیال
حبیباللهی: دانشجوی حقوق و داوطلب آزمون ارشد؛ بیش از سه ماه
است که در بازداشت و بلاتکلیفی به سر میبرد و از شرکت در کنکور محروم گردیده است.
§
آریانا
کوچکی: دانشجوی دانشگاه شریف؛ بازداشت شده و کماکان در
بلاتکلیفی نگهداری میشود.
فشار، جانباختنهای مشکوک و خودکشیهای تحت شکنجه
فشارهای روانی شدید، بازجوییهای سختگیرانه،
تهدیدهای مستمر حراست و نهادهای امنیتی، شرایط اسفباری را برای دانشجویان رقم زده
است که در مواردی به جانباختنهای مشکوک انجامیده است:
§
فرهاد
سالاری و عرفان طاهرخانی: دو دانشجوی ۲۳ ساله و نخبگان پزشکی دانشگاه
علوم پزشکی تهران؛ پیکر بیجان آنها در اتاق خوابگاه کوی دانشگاه تهران پیدا شد.
زمان وقوع این حادثه و فشارهای امنیتی قبلی، ابهامات جدی درباره مرگ مشکوک آنها
ایجاد کرده است.
§
نیما
(نیا) ثمری و الینا بهرامی: دو دانشجوی دانشگاه تهران که بر اثر فشارهای ناشی
از سرکوب، تهدیدهای حراست و فشار بر هویت فردی جان باختند.
§
مهشاد
کشانی: دانشجوی ۲۲ ساله در اصفهان؛ پس از پایان
دوران محکومیت، به جای آزادی به انفرادی منتقل شد و دست به خودکشی زد. مسئولان
زندان به جای درمان، او را برای شکنجه روانی بیشتر به بیمارستان روانی منتقل کردند.
الگوهای سرکوب ساختاری و امنیتیسازی محیط دانشگاه
ابعاد سرکوب صرفاً به رفتارهای فیزیکی
محدود نمانده، بلکه ساختار اداری و آموزشی دانشگاهها بهطور کامل مجری اوامر
نهادهای امنیتی شده است.
تغییر نقش حراست و پروندهسازی
امنیتی
نهاد حراست در دانشگاهها از یک بخش
اداری به بازوی مستقیم نهادهای اطلاعاتی و
قضایی تغییر
نقش داده است. گزارشهای حراست مستقیماً برای تشکیل پرونده در دادگاههای انقلاب
ارسال میشود و پروندههای انضباطی دروندانشگاهی به پروندههای اتهامی امنیتی
تبدیل میگردند.
محرومیتهای رفاهی و ممنوعالورودیهای
فراقانونی
برای دهها دانشجو بدون برگزاری هیچگونه
جلسه انضباطی یا پس از اتمام دوران محرومیت رسمی، اقدامات زیر به صورت غیرقانونی
اعمال شده است:
§
مسدودسازی
کارتهای ورود و ممنوعیت فیزیکی از ورود به صحن دانشگاه.
§
قطع
ناگهانی کارت تغذیه و سامانه خوابگاهی.
§
اخراج
اجباری از خوابگاهها و آواره کردن دانشجویان غیربومی.
آمار احکام انضباطی، اخراج و
تعلیق دانشجویان
§
دانشگاه
تهران: بیش از ۲۰۰ دانشجو احضار یا درگیر پرونده
انضباطی شدهاند. ۴۰ دانشجو با برخوردهای فراقانونی روبرویند و
دانشجویانی نظیر امیرمحمد کریمی و مهیار افتخاری با حکم اخراج مواجه شدهاند.
§
دانشگاه
صنعتی شریف: تشکیل بیش از ۴۰ پرونده انضباطی، تعلیق بیش از ۲۰
دانشجو و اخراج ۸ دانشجو شامل: فریبرز کهنزاد، پرنیان خدابخشی،
سپنتا سعیدی، حسین شادمان، فاطمه خاکپور، مسیحا باقری، آریانا کوچکی و رضا دالمن.
§
دانشگاه
صنعتی امیرکبیر: صدور حکم اخراج برای امیرمحمد سورمه (دانشجوی ارشد مدیریت) و تعلیق چندین
دانشجوی دیگر.
§
دانشگاه
شهید بهشتی: قطع دسترسی بیش از ۲۵ دانشجو به سامانههای آموزشی،
حذف سرفصلهای درسی و محرومیت کامل از خوابگاه.
§
دانشگاه
علم و صنعت: تشکیل ۱۰۰ پرونده انضباطی و محرومیت دستکم
۸
دانشجو از تحصیل فقط از طریق ابلاغ ایمیلی.
§
دانشگاه
سوره: احضار ۴۰ دانشجو، تعلیق ۱۸
نفر و اخراج ۴ دانشجو. مسئولان این دانشگاه دانشجویان تعلیقی را
مجبور به امضای تعهدنامه کتبی برای همکاری با معاونت فرهنگی کردهاند تا حکم تعلیق
آنها کاهش یابد.
§
سایر
دانشگاهها: محرومیت ۵۰ دانشجو در دانشگاه بیرجند،
تعلیقهای متعدد در دانشگاه خواجه نصیر، الزهرا، سجاد مشهد و اخراج در علامه
طباطبایی.
تسری موج سرکوب به اساتید حامی
دانشجویان
سرکوب ساختاری دانشگاهها با هدف قرار
دادن اعضای هیئت علمی و اساتیدی که از همراهی با ماشین سرکوب خودداری کردهاند،
تکمیل شده است.
حاکمیت مستبد با اعمال فشارهای حقوقی
و اداری، دهها استاد شریف را به دلیل امتناع
از امضای احکام انضباطی دانشجویان، امضای بیانیههای اعتراضی یا حمایت از تحصنهای
مسالمتآمیز تحت
فشارهای زیر قرار داده است:
§
اخراج
و فسخ قرارداد: اخراج اساتید پیمانی و قراردادی در دانشگاههای
تهران، شریف، امیرکبیر، بهشتی، کردستان و حکیم سبزواری.
§
تعلیق
و قطع حقوق: قطع مفاجا و غیرقانونی حقوق و مزایای اساتید منتقد
بدون طی مراحل قانونی.
§
بازنشستگی
اجباری و قطع دسترسی: احضار به نهادهای امنیتی خارج از دانشگاه و اعمال
بازنشستگی پیش از موعد برای اساتید باسابقه.
باکس اطلاعاتی ۱۰ | فشار بر استادان دانشگاه
| باکس اطلاعاتی ۱۰ | فشار بر استادان دانشگاه | |
| نوع فشار | موارد گزارششده |
| اخراج و فسخ قرارداد | استادان دانشگاههای تهران، شریف، امیرکبیر، بهشتی، کردستان و حکیم سبزواری |
| تعلیق و قطع حقوق | توقف غیرقانونی حقوق و مزایا بدون طی مراحل اداری |
| بازنشستگی اجباری | کنار گذاشتن استادان باسابقه پیش از موعد |
| احضار امنیتی | فراخواندن استادان به نهادهای خارج از دانشگاه |
افشای دروغپردازی مقامات و نقض رویههای قانونی
در حالی که مقامات سازمان امور
دانشجویان مدعی رعایت شیوهنامههای انضباطی و عدم صدور احکام اخراج بدون طی مراحل
قانونی هستند، شواهد مستند اثبات میکند که: ۱. احکام به صورت تلفنی یا پیامکی ابلاغ میشوند. ۲. حق دفاع و داشتن وکیل از دانشجو سلب
گردیده است. ۳. مهلت اعتراض
قانونی رعایت نشده و احکام محرومیت و اخراج فوراً به اجرا درمیآیند.
نتیجهگیری: لزوم واکنش قاطع
بینالمللی
آنچه در دانشگاههای ایران میگذرد،
یک جنایت سازمانیافته علیه نسل جوان، نخبه و پیشگامان آگاهی جامعه است. دیکتاتوری
حاکم با تلفیق سرکوب عریان، ماشین اعدام، ربایشهای خیابانی، احکام حبس و تصفیه
ساختاری دانشجویان و اساتید، در صدد انهدام کامل استقلال و هویت نهاد دانشگاه است.
این حجم از نقض فاحش و سیستماتیک حقوق
بشر، نیازمند واکنش قاطع و اقدام فوری نهادهای بینالمللی، گزارشگر ویژه سازمان
ملل در امور حقوق بشر ایران، مجامع آکادمیک و اتحادیههای بینالمللی دانشگاهیان
است تا حاکمیت سرکوبگر را بابت جنایات انجامشده علیه جامعه دانشگاهی پاسخگو سازند.
مهمترین مطالبات فوری
دانشجویان
توقف اجرای احکام اعدام دانشجویان
آزادی دانشجویان بازداشتشده و پایان بلاتکلیفی آنان
لغو احکام اخراج، تعلیق و محرومیت تحصیلی
توقف دخالت نهادهای امنیتی در دانشگاه
تحقیق مستقل درباره جانباختگان و مرگهای مشکوک
بازگشت استادان اخراجشده و لغو بازنشستگیهای اجباری
تضمین حق تحصیل، آزادی بیان و استقلال دانشگاه
پاسخگویی مسئولان حراست و مدیران دانشگاهها
بررسی حقوقی بر اساس قوانین
داخلی
قوانین دیکتاتوری حاکم بر ایران در سالهای گذشته بارها به دلیل امنیتیسازی فضای دانشگاه، محدود کردن آزادی بیان و استفاده از احکام انضباطی و قضایی علیه دانشجویان و استادان مورد انتقاد قرار گرفته است. گزارشهای مربوط به بازداشت بدون حکم، محرومیت از وکیل، ابلاغ تلفنی یا پیامکی احکام، اجرای فوری اخراج و تعلیق و تبدیل پروندههای انضباطی به پروندههای امنیتی، با اصول ۲۲، ۳۲، ۳۵، ۳۷ و ۳۸ قانون اساسی و نیز مقررات آیین دادرسی کیفری در تعارض است. همچنین محروم کردن دانشجویان از تحصیل، خوابگاه، تغذیه و ورود به دانشگاه بدون طی کامل تشریفات قانونی، میتواند مصداق نقض حق دفاع، اصل برائت و اصل قانونی بودن مجازات باشد.
نقض حقوق بشر در دانشگاه
سرکوب گزارششده در دانشگاهها، از
اعدام و بازداشت تا اخراج، تعلیق، محرومیت تحصیلی و فشار بر استادان، با حق حیات،
حق تحصیل، آزادی بیان، آزادی تجمع و دادرسی عادلانه در تعارض قرار دارد. ماده ۳ و ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر بر حق زندگی و حق آموزش تأکید میکنند
و مواد ۶، ۹، ۱۴،
۱۹ و ۲۱ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی نیز از حق حیات، آزادی،
دادرسی منصفانه، آزادی بیان و تجمع مسالمتآمیز حمایت میکنند. تبدیل دانشگاه به
محیط امنیتی و مجازات دانشجویان به دلیل اعتراض یا فعالیت مسالمتآمیز، نقض مستقیم
کرامت انسانی و استقلال نهاد دانشگاه است.
جمعبندی
گزارش حاضر نشان میدهد که دانشگاه در
سالهای اخیر به یکی از اصلیترین عرصههای سرکوب ساختاری تبدیل شده است؛ سرکوبی
که از کشتار دانشجویان در اعتراضات و صدور احکام اعدام تا بازداشت، اخراج، تعلیق،
محرومیت از تحصیل، فشار بر استادان و امنیتیسازی محیطهای آموزشی را در بر میگیرد.
استمرار این روند، استقلال دانشگاه، آزادی علمی و حقوق بنیادین دانشجویان را با
تهدیدی جدی مواجه کرده و ضرورت توجه و واکنش جامعه دانشگاهی و نهادهای بینالمللی
را بیش از پیش برجسته ساخته است.