۱۴۰۴ دی ۱۷, چهارشنبه

هرانا- گزارش تفصیلی از روز دهم اعتراضات

 

 

  ۱۴۰۴/۱۰/۱۶

·                    گزارش تفصیلی از روز دهم اعتراضات؛ ۳۶ جان باخته در ۲۸۵ اعتراض





خبرگزاری هرانا – امروز، دهمین روز تداوم اعتراضات و اعتصاب شهروندان در شهرهای مختلف ایران رقم خورد. گزارش‌ها حاکی از آن است که خشونت نیروهای انتظامی–امنیتی به مراکز درمانی نیز کشیده شده و در مواردی این مراکز هدف مداخله و حمله قرار گرفته‌اند. طی روزهای گذشته دستکم ۲۸۵ نقطه در ۹۲ شهر از ۲۷ استان کشور شاهد برگزاری تجمعات اعتراضی بوده است. همچنین در جریان این رویدادها دستکم ۲,۰۷۶ شهروند بازداشت شده و دستکم ۳۴ تن از معترضان و ۲ نیروی امنیتی-انتظامی جان خود را از دست داده‌اند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، اعتراضاتی که در روزهای ابتدایی با اعتصاب‌ها و تجمعات صنفی آغاز شده بود، در دهمین روز تداوم خود وارد فاز تازه‌ای شده است؛ به‌گونه‌ای که در کنار ادامه برخی تحرکات صنفی، شکل‌گیری تجمعات خیابانی و گسترش اعتصابات کسبه و اعتراضات دانشجویی در شماری از دانشگاه‌ها، گزارش‌ها از کشیده شدن خشونت نیروهای انتظامی–امنیتی به مراکز درمانی و حمله به بیمارستان‌ها نیز حکایت دارد.
زمینه‌های اعتراضات
موج تازه اعتراضات در شرایطی شکل گرفت که فشارهای اقتصادی بر بخش‌های گسترده‌ای از جامعه به نقطه‌ای بحرانی رسیده و نشانه‌های روشنی از اختلال در معیشت روزمره شهروندان قابل مشاهده است. افزایش مستمر نرخ ارز، بی‌ثباتی مزمن بازارها و افت پیوسته قدرت خرید، چشم‌انداز اقتصادی خانوارها و فعالان صنفی را تیره و نامطمئن کرده و ناامنی مالی را به تجربه‌ای فراگیر بدل ساخته است.
در روزهای منتهی به آغاز این اعتراضات، گزارش‌ها از عبور نرخ ارز از سطوح بی‌سابقه، هم‌زمان با افت بازار سرمایه و تشدید خروج سرمایه حکایت داشت؛ روندی که از سوی تحلیلگران به نشانه انتقال نقدینگی به بازارهای امن‌تر مانند طلا و ارز و تضعیف اعتماد عمومی به سیاست‌های اقتصادی تعبیر می‌شود. بازتاب اجتماعی این وضعیت، تعطیلی یا نیمه‌تعطیلی گسترده واحدهای صنفی، افزایش دشواری تداوم فعالیت برای کسب‌وکارهای خرد و در نهایت گسترش اعتراضات و اعتصابات در شهرهای مختلف بوده است؛ اعتراضاتی که بیش از آنکه واکنشی به یک محرک مقطعی باشند، محصول انباشت طولانی‌مدت فشارهای معیشتی و فرسایش مستمر امید به بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی تلقی می‌شوند.
جغرافیای اعتراضات
بر اساس داده‌های به‌روزرسانی و تجمیع‌شده، طی ۱۰ روز گذشته، دستکم ۲۸۵ نقطه در نقاط مختلف ایران صحنه شکل‌گیری اعتراضات، تجمعات خیابانی یا اعتصابات صنفی بوده است. این تحرکات اعتراضی در ۲۷ استان کشور گزارش شده و همزمان، ۲۲ دانشگاه نیز شاهد بروز کنش‌های اعتراضی دانشجویان بوده‌اند.
در روز دهم اعتراضات، تجمعات اعتراضی در شهرهای مشهد، قزوین، آبدانان، تهران، شیراز، بندرعباس، زنجان، ایلام، ملکشاهی، شهرکرد، یزدانشهر، کوار، اسدآباد، بابل، مرودشت و بروجرد برگزار شده است.
از مهمترین نقاط اعتراضی امروز در ایران، اعتراض بازاریان بود، امروز اعتصاب بازار تهران با تمرکز در راسته‌های اصلی بازار بزرگ از جمله بازار طلا و ارز، بازار پارچه و بخش‌هایی از بازار کفاش‌ها و لوازم خانگی جریان داشت و شمار قابل‌توجهی از واحدهای صنفی به‌طور کامل یا نیمه‌تعطیل بودند. گزارش‌ها حاکی است که این اعتصاب بدون فراخوان رسمی و به‌صورت خودجوش شکل گرفت و اعتراض اصلی کسبه متوجه نوسان شدید نرخ ارز، جهش قیمت طلا، رکود بازار و کاهش شدید قدرت خرید بود.
در پی تعطیلی مغازه‌ها، حضور نیروهای امنیتی و انتظامی در ورودی‌های بازار و چهارراه‌های منتهی به آن افزایش یافت و در برخی نقاط از شکل‌گیری تجمع جلوگیری شد. با این حال، اعتصاب باعث اختلال محسوس در فعالیت روزانه بازار و کاهش تردد مشتریان شد و به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نمودهای پیوند اعتراضات خیابانی با نارضایتی صنفی در تهران ارزیابی می‌شود.
شیوه‌های اعتراض و شعارها
بررسی گزارش‌های راستی‌آزمایی‌شده نشان می‌دهد اعتراضات روز دهم، همانند روزهای پیشین، طیفی گسترده از مطالبات را در بر داشته است. محتوای شعارهای سر داده‌شده در تجمعات صرفا به مسائل معیشتی و اقتصادی محدود نمانده و موضوعاتی چون نقد ساختارهای حکمرانی، اعتراض به محدودیت‌های اعمال‌شده بر آزادی‌های فردی و اجتماعی و مطالبه عدالت را نیز بازتاب داده است.
هرانا، در چارچوب مأموریت حقوق‌بشری خود، تمرکز گزارش‌دهی را بر شعارها و مطالباتی قرار می‌دهد که به‌طور مستقیم با نقض یا مطالبه حقوق بشر، آزادی‌های اساسی و حقوق مدنی شهروندان مرتبط هستند. استمرار این مطالبات در نقاط مختلف کشور، بیانگر عمق نارضایتی‌ها و همپوشانی مطالبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در بستر اعتراضات جاری است.
برخورد نیروهای انتظامی–امنیتی و جزئیات خشونت
در دهمین روز اعتراضات سراسری، گزارشات دریافتی هرانا از تداوم فضای امنیتی در شهرهای مختلف کشور خبر می‌دهد. این گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای انتظامی و امنیتی همچنان با هدف جلوگیری از شکل‌گیری یا گسترش تجمعات اعتراضی، از ابزارهای مختلف سرکوب استفاده کرده‌اند.
موارد ثبت شده در سرکوب تجمعات شبانه روز گذشته، شامل تیراندازی با سلاح ساچمه‌ای، استفاده از گاز اشک‌آور و حمله به تظاهرکنندگان بوده است.
در همین حال، روایت‌های رسمی مطرح‌شده از سوی برخی مقامات محلی درباره جان‌باختگان با اظهارات شاهدان عینی و گزارش‌های غیررسمی همخوانی کامل ندارد. به همین دلیل، جزئیات مربوط به چگونگی وقوع این موارد همچنان در حال بررسی و راستی‌آزمایی است.
جان‌باختگان و مصدومان
بر پایه داده‌های به‌روزرسانی‌شده هرانا، در جریان اعتراضات ده‌روزه اخیر، جان‌باختن دستکم ۳۶ نفر محرز شده است که از این تعداد، ۴ تن زیر سن ۱۸ سال و ۲ نفر نیز وابسته به نیروهای امنیتی و انتظامی بوده‌اند. افزون بر این، تاکنون دهها مورد مجروحیت در میان شهروندان معترض ثبت شده است؛ آسیب‌هایی که بنا بر گزارش‌ها، عمدتا در اثر اصابت گلوله‌های ساچمه‌ای و پلاستیکی ایجاد شده‌اند.
هویت محمدرضا کرمی، (ستوان)احسان آقاجانی و علی گلفروش در ۲۴ ساعت گذشته بعنوان جان باخته در اعتراضات برای هرانا محرز شده است.
در همین تاریخ، صادق پرویززاده، عکاس و فیلمبردار حیات‌وحش، با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود از اصابت ساچمه به صورت و چشم خود در جریان اعتراضات خبر داد. وی در بخشی از این ویدیو با نشان دادن نمونه‌ای از ساچمه‌های شلیک شده گفت: «شخصی که به من شلیک کرده است یک نوجوان زیر ۲۰ سال بود، چیزی که ذهنم را درگیر کرده است این است که واقعا کشتن انسان برای او مثل شکار یک طعمه و بازی است
تسنیم، خبرگزاری نزدیک به نهادهای امنیتی، در گزارشی عنوان کرد که بر اساس آمار ارائه‌شده، از آغاز اعتراضات تا شامگاه گذشته، حدود ۵۶۸ نفر از نیروهای انتظامی و ۶۶ تن از نیروهای بسیجی مجروح شدند. این رسانه در ادامه مدعی شد که از میان این افراد، ۲ تن با گلوله جنگی، ۱۵۲ نفر با گلوله تفنگ شکاری و ۱۱ نفر نیز با چاقو مجروح شده‌اند.
یورش نیروهای امنیتی به مراکز درمانی؛ حمله به بیمارستان‌های امام خمینی ایلام و سینا تهران 
درسیر تحولات اعتراضات سراسری در ایران، گزارش‌ها از حمله و ورود نیروهای امنیتی به دست‌کم دو مرکز درمانی در شهرهای ایلام و تهران حکایت دارد؛ رخدادهایی که با واکنش‌های گسترده داخلی همراه شده و نگرانی‌ها درباره نقض امنیت مراکز درمانی و حقوق بیماران را افزایش داده است.
بیمارستان امام خمینی ایلام؛ گاز اشک‌آور در فضای درمان
بر اساس ویدیوها و گزارش‌های منتشرشده، نیروهای امنیتی شامگاه شنبه ۱۳ دی‌ماه با محاصره بیمارستان امام خمینی ایلام تلاش کردند تعدادی از مجروحان اعتراضات شهرستان ملکشاهی را که برای درمان به این مرکز منتقل شده بودند، بازداشت کنند.
طبق این گزارش‌ها، خانواده‌های بیماران و برخی از اعضای کادر درمان با ورود نیروهای امنیتی مخالفت کردند که این موضوع به درگیری لفظی و فیزیکی انجامید.
در ادامه، تصاویری منتشر شد که نشان می‌داد گاز اشک‌آور در داخل محوطه و ساختمان بیمارستان شلیک شده است؛ اقدامی که باعث ایجاد وضعیت اضطراری در بخش‌های درمانی و نگرانی بیماران و کارکنان شد. شاهدان عینی اعلام کرده‌اند که تعدادی از بیماران در پی انتشار گاز دچار مشکل تنفسی شده‌اند.
در واکنش به این حادثه، وزارت بهداشت با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که موضوع به دستور وزیر بهداشت «به‌صورت فوری» در دست بررسی قرار گرفته و بر ضرورت حفظ امنیت مراکز درمانی، بیماران و کادر پزشکی تأکید کرد.
همچنین به دستور مسعود پزشکیان، وزیر کشور مأمور پیگیری موضوع و ارائه گزارش شد. در مقابل، رسانه نزدیک به سپاه پاسداران، خبرگزاری فارس، اصل حضور نیروهای امنیتی در بیمارستان را تأیید کرده اما مدعی شده است که برخی معترضان از فضای درمانی «برای پنهان شدن» استفاده کرده‌اند.
بیمارستان سینا تهران؛ بازداشت مجروحان و فضای امنیتی
به موازات وقایع ایلام، امروز سه‌شنبه ۱۶ دی‌ماه گزارش‌های منتشرشده از تهران نیز از ورود نیروهای امنیتی به بیمارستان سینا خبر می‌دهد. بنا بر این گزارش‌ها، تعدادی از مجروحان اعتراضات که برای مداوا به این بیمارستان منتقل شده بودند، در داخل یا در اطراف بیمارستان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
شاهدان عینی به رسانه‌ها گفته‌اند که حضور نیروهای امنیتی در محوطه بیمارستان باعث ایجاد فضای رعب و اختلال در روند درمان بیماران شده و برخی خانواده‌ها از ترس بازداشت، از مراجعه به مراکز درمانی خودداری کرده‌اند.
تا زمان تنظیم این گزارش، مقامات رسمی توضیح شفافی درباره جزئیات عملیات در بیمارستان سینا ارائه نکرده‌اند.
بازداشت‌ها
طی ۱۰ روز اعتراضات، دست‌کم ۲,۰۷۶ شهروند معترض بازداشت شده‌اند؛ هرچند آمار واقعی بازداشت‌شدگان بسیار بیشتر از این تعداد برآورد می‌شود.
از این تعداد ۸۷۸ تن افرادی هستند که روز دهم اعتراضات بازداشت شده اند یا بازداشت آنها در روزهای قبل صورت گرفته اما امروز توسط هرانا تایید شده است. از جمله انتقال حدود ۲۰۰ زن بازداشت شده به زندان کچویی کرج و ۵۰۰ مرد بازداشت شده به ندامتگاه مرکزی کرج.
معترضان بازداشت شده دیگر در این روز که بصورت انفرادی احراز هویت شده اند در انتهای این گزارش به شکل ضمیمه لیست شده اند.
تا کنون دست کم ۱۵ ویدیو از اعترافات اجباری بازداشت شدگان در رسانه های رسمی یا نزدیک به نهادهای امنیتی منتشر شده است. ویدیوهایی که مشخص نیست تحت چه شرایطی افراد به اقرار علیه خود در آن مبادرت می کنند.
واکنش‌های خارجی
هم‌زمان با تداوم اعتراضات سراسری و تشدید برخوردهای امنیتی در ایران، واکنش‌ها و موضع‌گیری‌های بین‌المللی ادامه دارد.
دبیرکل سازمان ملل، آنتونیو گوترش، با ابراز نگرانی از تحولات اخیر ایران، اعلام کرد که از کشته و زخمی شدن معترضان «عمیقاً متاثر» است و بر ضرورت جلوگیری از تلفات بیشتر تأکید کرد. او از مقام‌های ایرانی خواست حق آزادی بیان، تجمع و اعتراض مسالمت‌آمیز را رعایت کنند و اجازه دهند مردم نارضایتی‌های خود را به‌صورت صلح‌آمیز ابراز کنند.
حساب فارسی وزارت خارجه آمریکا در شبکه ایکس با اشاره به یورش روز گذشته ماموران به بیمارستان امام خمینی شهر ایلام، این اقدام را «جنایت آشکار علیه بشریت» توصیف کرد و نوشت بیمارستان‌ها میدان نبرد نیستند. این نهاد افزود که اقدامات رژیم جمهوری اسلامی نقض فاحش قوانین بین‌المللی است و نشان‌دهنده بی‌توجهی کامل به جان انسان‌هاست.
سازمان عفو بین‌الملل با محکوم کردن حمله نیروهای امنیتی به بیمارستانی در ایلام که محل درمان یا پناه گرفتن معترضان مجروح بود، آن را نقض آشکار حقوق بین‌الملل دانست و تأکید کرد که این اقدام بار دیگر نشان می‌دهد مقام‌های جمهوری اسلامی تا چه حد برای سرکوب اعتراضات و خاموش کردن صدای مخالفان پیش می‌روند.
واکنش‌های داخلی (حکومتی)
در برابر هشدارهای آمریکا، وزارت خارجه ایران این موضع‌گیری‌ها را «جنگ روانی» توصیف کرده و تلاش کرده آنها را در چارچوب عملیات رسانه‌ای/فشار خارجی صورت‌بندی کند.
مهم‌ترین کانون واکنش‌های داخلی در روز دهم، انتشار ویدئوی یورش نیروهای امنیتی به بیمارستان امام خمینی ایلام بود؛ رخدادی که در هر دو پوشش خبری، به‌عنوان نقطه‌ای حساس مطرح شده است. طبق روایت‌ها، مجروحان اعتراضات ملکشاهی به بیمارستان منتقل شده بودند و سپس بیمارستان تحت محاصره قرار گرفت؛ نیروهای امنیتی برای ورود و بازداشت برخی مجروحان تلاش کردند و با مقاومت خانواده‌ها و کادر درمان مواجه شدند. در ادامه، تصاویری از پرتاب گاز اشک‌آور در داخل ساختمان بیمارستان نیز منتشر شد.
در واکنش به این ماجرا، وزارت بهداشت بیانیه‌ای صادر کرده و اعلام کرده است که موضوع «به دستور صریح وزیر بهداشت» در حال بررسی جدی است و «نتایج در چارچوب قانون» پیگیری می‌شود؛ در همان بیانیه بر امنیت مراکز درمانی، حقوق بیماران و حمایت از کادر درمان تأکید شده است.
هم‌زمان، مسعود پزشکیان دستور بررسی این رخداد را صادر کرد و بنا بر گزارش بی‌بی‌سی، اسکندر مومنی (وزیر کشور) هیئتی را مأمور پیگیری و ارائه گزارش کرده است.
در سطح سیاسی-اقتصادی، مسعود پزشکیان در یک مراسم رسمی با لحنی کم‌سابقه، مسئولیت وضعیت موجود را متوجه ساختار حکمرانی دانست و گفت «مجلس و دولت باهم مملکت را به اینجا رسانده‌اند» و تأکید کرد «همه مقصریم»؛ این موضع‌گیری، در متن پوشش روز دهم، به‌عنوان نشانه‌ای از فشار اجتماعی و بحران کارآمدی بازتاب یافته است.
در مقابل این روایت‌ها، رسانه نزدیک به سپاه یعنی خبرگزاری فارس نیز (طبق پوشش بی‌بی‌سی) اصل عملیات نیروهای امنیتی در بیمارستان را تأیید کرده و ادعا کرده است که معترضان از بیمارستان به‌عنوان «سنگر» استفاده کرده‌اند؛ روایتی که می‌کوشد اقدام نیروهای امنیتی را توجیه و بازتعریف کند.
دادستان عمومی و انقلاب شاهرود نیز با بیان این ادعا که صدای معترض باید شنیده شود، تهدید کرد کسانی که در عمل به «اغتشاش» روی می‌آورند باید با قانون مواجه شوند.
واکنش‌های داخلی (مدنی، صنفی و چهره‌ها)
در کنار واکنش‌های حکومتی، بخشی از واکنش‌های روز دهم در قالب همراهی چهره‌های هنری و نیز کنش‌های حمایتی خارج از کشور ثبت شده است.
کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز با صدور بیانیه ای در حمایت از اعتراضات اخیر اعلام کرد که گسترش فقر، فساد، تبعیض، رانت های ویژه، بیکاری و تورم افسارگسیخته، جامعه را به نقطه ناامیدی و خشم رسانده است. در این بیانیه آمده که از میان رفتن امید به آینده، شغل، ازدواج و مسکن را برای جوانان به رویاهایی دست نیافتنی بدل کرده و نسلی را شکل داده که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. به گفته این کانون، معترضان با وجود همه خطرها، در اقدامی شجاعانه جان و سلامت خود را به میدان آورده اند تا مطالباتشان را در خیابان فریاد بزنند.
در ادامه واکنش چهره های ورزشی و هنری به اعتراضات اخیر، محمد خاکپور، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال، با انتقاد از «اغتشاشگر» خواندن معترضان نوشت نمی توان مردمی را که زیر فشار گرانی، بیکاری و ناامنی له می شوند با یک برچسب ساکت کرد. علی قمصری، نوازنده و آهنگساز، اعتراضات را برخاسته از فقر و تنگدستی دانست و تاکید کرد این اعتراضات ریشه در دلسوزی برای وطن و مسئولیت پذیری اجتماعی دارد. علیرضا حقیقی، دروازه بان پیشین تیم ملی نیز با انتشار پیامی نوشت اعتراض جرم نیست و جرم نشنیدن صدای مردم است.
علی دایی، اسطوره فوتبال ایران، با انتقاد از وضعیت اقتصادی گفت افزایش شدید قیمت دلار نشان می دهد مسئولان از درد مردم دور شده اند و تاکید کرد مردم ایران را با هیچ چیز عوض نمی کند. پانته آ بهرام، بازیگر تئاتر و سینما هم با اعلام همراهی با اعتراضات بازاریان، از پیوستن خود به اعتصابات خبر داد. علیرضا قربانی، خواننده موسیقی سنتی، با اشاره به شرایط کنونی کشور و رنج‌های واردشده به مردم، از تعویق کنسرت «ایرانم» در تبریز و دیگر اجراهای پیش‌رو خبر داد و اعلام کرد برگزاری کنسرت‌ها در این مقطع با حال‌وهوای جامعه همخوانی ندارد.
بازداشت‌های فردی با احراز هویت در روز نهم؛
...
بازداشت‌های گروهی یا بدون احراز هویت روز دهم؛ بر اساس اعلام رسانه‌ها یا تحقیقات میدانی هرانا
۱- بر اساس اطلاعات رسانه های داخلی، دستکم هشت شهروند در شهرهای زرقان از استان فارس، شاهرود از استان سمنان، بوشهر، بجنورد، دزفول و بهارستان تهران به صورت فردی و گروهی بازداشت شده‌اند.
2-
2-
2- بازداشت ۲۰۰ زن و انتقال به زندان کچویی کرج
3- بازداشت ۵۰۰ تن و انتقال به ندامتگاه مرکزی کرج
4- بازداشت ۱۰ تن در مازندران
5- بازداشت یک تن در تنکابن 
در نهایت
اعتراضات جاری که نقطه آغاز آن از بازار تهران بود، در دهمین روز خود با گسترش جغرافیایی، افزایش مشارکت شهروندان و تشدید حضور نیروهای امنیتی همراه شده است. ترکیب مطالبات معیشتی و سیاسی، افزایش بازداشت‌ها و تلاش مقامات برای مهار همزمان اقتصادی و امنیتی بحران، نشان‌دهنده حساسیت بالای حاکمیت نسبت به تداوم این اعتراضات است.
هرانا همچنان در حال جمع‌آوری، راستی‌آزمایی و تکمیل اطلاعات مربوط به این اعتراضات است و در صورت تداوم یا گسترش تجمعات، گزارش‌های تکمیلی منتشر خواهد کرد.

۱۴۰۴ دی ۱۶, سه‌شنبه

و اینک آبدانان

 


و اینک آبدانان

 شهری کوچک

و شکوه مبارزه خلق در ایلام

و در شهرهای کوچک ایران

ازنا

و لردگان

و مرودشت

 و

 ده ها شهر دیگر

***  

و اینک آبدانان

و شکوه خلق ستمدیده

 در آبدانان

و ملکشاهی

و ایلام 

و

 لرستان

و اینک توده های ستمدیده ی کرد و لر

و بار سنگین انقلاب

که به دوش می کشند

***

اگر آبدانان چنین است که کوچک است،

پس ایلام و کرماشان و کردستان چه خواهند کرد؟

پس در سنندج و تبریز و زاهدان و اهواز چه خواهد شد؟

و

پس بندرعباس و کرمان و شیراز و یزد و اصفهان و رشت و ساری و مشهد

چه نشان خواهند داد؟

پس تهران چه خواهد کرد؟

***

حکومت باید به خود بلرزد!

 

 

درود بر توده های آبدانان و ملکشاهی

و کردها و لرهای دلاور ما

این تنها یک ستایش است.

گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

15 دی 1404

در آستانه ی انقلاب



1

خیزش انقلابی - دموکراتیک کنونی توده ها در حالی که نیروهای سرکوب حکومت دست به کشتار و به ویژه در شهرهای کوچکی که کردها و لرهای دلاور ما در آن جا سکونت دارند زده اند تداوم می یابد و برق آسا پیش می رود.

2

این جنبش از نظر شرکت طبفات خلق هنوز به اندازه ی کافی و آن گونه که باید و شاید رشد نکرده است و نیاز دارد که طبقات و گروه های اجتماعی و بخش های دیگری به آن بپیوندند و آن را غنا بخشند.

3

در صورتی که طبقه ی کارگر، کشاورزان و کارمندان ادارات دولتی و خصوصی و نیز خلق های کرد و ترک و دیگر خلق های زیرستم به آن بپیوندند بی تردید یکی از بزرگ ترین جنبش های دو دهه ی اخیر خواهد شد و این امکان که جنبش کنونی به یک انقلاب تمام عیار تبدیل شود و طومار حکومت غارتگران و دزدان و در راس شان خامنه ای و هسته ی سخت قدرت را در هم پیجد بسیار است.

4

تمامی طبقات خلق و بخش های جامعه می توانند بر مبنای منافع مشترک شان با یکدیگر متحد شوند.

خواست آزادی و استقلال ایران دو خواست اساسی انقلاب ایران است که صف مشترک طبقات پیرامون آن شکل می گیرد.

مرزهای اساسی این اتحاد پذیرش انقلاب دموکراتیک و ضد امپریالیستی خلق ایران است.

وابسته نبودن به استبداد دینی و استبداد سلطنتی و همچنین وابسته نبودن به هیچ قدرت امپریالیستی خارجی بنیادهای اساسی اتحاد تمامی طبقات خلق و گروه های اجتماعی و بخش های گوناگون جامعه است.

برقراری حکومت مشترک طبقات خلق در جمهوری دموکراتیک انقلابی خلق های ایران خواست مرحله ی فعلی مبارزات طبقه ی کارگر و کشاورزان و توده ی زحمتکش است.

5

طبقات و گروه های خلق عبارت اند از:

طبقه ی کارگر( کارگران صنعتی و نیمه کارگران شهری)، شاغلین شهری و بین شهری( راننده گان کامیون، اتوبوس و تاکسی) کشاورزان، کارمندان ادارات دولتی و خصوصی( فرهنگیان، کادر درمان، کارکنان بانک ها و دیگر ادارات دولتی)، کسبه و پیشه ورران، وکلا و مهندسین و پزشکان

آزادیخواه و میهن دوست که وابستگی به قدرت حاکم و قدرت های امپریالیستی نداشته باشند. صاحبان سرمایه های کوچک و متوسط صنعتی و تجاری( بازاریان)، زنان، دانشجویان و دانش آموزان وابسته به این طبقات، هنرمندان و دیگر گروه های فرهنگی به همراه ورزشکاران آزادیخواه و ملی و میهن دوست، تمامی این طبقات در میان خلق های کرد، ترک، بلوچ، عرب و ترکمن و قوم های لر و بختیاری و قشقایی و...، اقلیت های مذهبی( بهایی ها و پیروان دیگر ادیان و مذاهب) و جنسی و...

6

دشمنان اصلی خلق در این مرحله در درجه ی نخست خامنه ای و سران پاسدار و روحانیون مرتجع حاکم و به طور کلی هسته ی سخت قدرت است. این ها نماینده ی سرمایه داران غارتگر، دزد، اختلاس گر، رانتخوار، و صاحبان تمامی موسسات و کارخانه ها و کارگاه ها و رشته های اساسی کشور نفت، پتروشیمی، حمل و نقل و ...مالکین زمین های بزرگ هستند. دیگر دشمن خلق امپریالیست ها هستند که در حال حاضر عمده نیستند.

7

دشمن غیرعمده ی خلق در حال حاضر سلطنت طلبان و پادشاهی خواهان مرتجع و مزدوران امپریالیست های آمریکا و اروپای غربی و دولت صهیونیستی اسرائیل هستند.

8

نقش کثیف سلطنت طلبان آشکار است. آنها می خواهند با عده ای معدود که به گردهمایی ها می فرستند همچون مورد مراسم سوگ خسرو علیکردی در مشهد، و دادن چند شعار و بزرگ نمایی کردن آنها در فضای رسانه ای شان  به ویژه رسانه ی مزدور صهیونیست ها و امپریالیست ها تلویزیون اینترناشنال، خیزش کنونی را مال خود یا اکثریت آن را مال خود نشان دهند و از آن این نتیجه را بگیرند که مردم ایران حکومت استبداد سلطنتی را می خواهند.

شکی نیست که یکی از مهم ترین دشمنان خلق ایران همین سلطنت طلبان هستند که از پشتیبانی رسانه های امپریالیستی آمریکا، اروپای غربی و دولت جنایتکار اسرائیل برخوردارند.

با این حال  آنها در لحظه ی حاضر دشمن عمده خلق ما نیستند. دشمن اصلی و عمده ی کنونی حکومت ولایت فقیه است و مبارزه ی با سلطنت طلبان باید تابع مبارزه با حکومت ولایت فقیه و خامنه ای و شرکای پاسدار است.

9

در مبارزه با این باند تباه و فاسد ما باید بین سران سیاسی آنها و نیز ایدئولوگ هاشان در تلویزیون ها و لایه هایی از توده هایی که فکر می کنند با برگشت به سلطنت همه چیز بهبود می یابد تفاوت قائل شویم. مبارزه ی ما با سران سیاسی و ایدئولوگ های آنها مبارزه ای افشاگرانه و برای منفعل کردن و در انزوا قرار دادن آنها و مبارزه ی ما با لایه هایی که به مردم تعلق دارند اقناعی است. ما باید بیش از پیش و از طرق گوناگون آنچه سلطنت طلبان واقعا هستند برای توده هایی که دنباله روشان شده اند آشکار کنیم. ضرباتی که را این تفرقه به جنبش علیه حکومت ولایت فقیه می زند رابه آنها نشان دهیم و آنها را به خواست برقراری جمهوری دموکراتیک خلق بکشانیم.

تا همین جا یکی از مهم ترین ضربات سلطنت طلبان مرتجع به خیزش کنونی خلق، خودداری خلق های کرد و ترک برای پیوستن به مبارزات به دلیل همین تلاش سلطنت طلبان برای غصب آن است.

10

خلق های کرد و ترک ما و نیز خلق بلوچ آنچنان که باید و شاید هنوز به مبارزات نپیوسته اند و یکی از دلایل آن همین تبلیغات کثیف سلطنت طلبان و شعارهای آنان است.

11

در ایران امکان مشروطه سلطنتی وجود ندارد. ایران کشوری زیرسلطه ی اقتصادی امپریالیست هاست و در صورتی که به زیر سلطه ی سیاسی آنها در آید و در صورتی که رای آنها این شود که سلطنت طلبان روی کار آید، آنها استبداد سلطنتی برقرار می کنند و نه مشروطه ی سلطنتی به شکل کشورهایی مانند امپریالیسم انگلستان و یا دانمارک و...

این جدا از این است که خلق ایران می خواهد پیش رود و جمهوری دموکراتیک انقلابی خودش را برقرار کند. جمهوری دموکراتیک شکل مدرن و پیشرفته ی نظام سیاسی است.

12

زدو خوردهای توده ها با نیروهای سرکوب دارای اهمیت زیادی است. در صورت تداوم سرکوب و تمایل توده ها برای ضربه زدن به سرکوب گران، سنگ هایی که در دست توده هاست به سلاح تبدیل خواهد شد.

این روند ضروری و ناگزیر این مبارزات است .در این زد و خوردها توده ها و جوانان در پیشاپیش شان دست به مفاومت و تهاجم می زنند. شعاری که بسیار مهم و کلیدی است و می تواند عمومی شود این است: «وای به روزی که مسلح شویم». و این شعار نیز می تواند به « باید مسلح می شویم» تغییر یابد.

سرکوب، توده ها را به فکر مسلح شدن می اندازد و انداخته است.

 

 گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

15 دی 1404

 

در ویژگی های اوضاع کنونی(4)

 

 In the characteristics of the current situation (4)

The current demands and forms of the movement and how they may evolve

 خواست ها و اشکال کنونی جنبش و چگونگی امکان تکامل آنها

در زیر به برخی از مهم ترین وجوه جنبش خودبه خودی کنونی، اشکال پیشروی، خواست ها و تشکیلات می پردازیم.

دو شکل اساسی پیشروی جنبش

 شکل های اصلی کنونی مبارزه در شهرها بزرگ و متوسط و کوچک اعتصاب( از نظر خواست ها در حال حاضر بیشتر صنفی - اقتصادی) و گردهمایی و راهپیمایی خیابانی( با خصلت سیاسی) است که عموما با حملات نیروهای سرکوب مواجه شده و به  زد و خوردهای خیابانی کشیده می شوند.

تکامل اعتصاب ها از نظر کمی

اعتصاب های کنونی از نظر کمی می توانند به اعتصاب های گسترده ی سراسری که تمامی رشته های اصلی صنعت و خدمات را در بر گیرد تبدیل شوند.

 تکامل اعتصاب ها از نظر کیفی - تبدیل اعتصاب های صنفی- اقتصادی به اعتصاب های سیاسی

 از نظر کیفی اعتصاب ها می توانند به اعتصابات سیاسی تکامل یابند. این مرز نهایی خود شکل اعتصاب است.

گرچه حکومت تمامی تلاش اش را می کند تا چنین تبدیلی صورت نگیرد اما این امر در دست حکومت نیست. جهش از تعداد کم به بسیار به صورت جهش کیفی ناگهانی و در نتیجه ی رخداد یا رخدادهای ویژه ای( نقطه ی جوش های ویژه ای) صورت می گیرد. برای نمونه پس از رخداد 17 شهریور در انقلاب 57 اعتصاب های اقتصادی به سیاسی تبدیل شد و در گردهمایی ها و راهپیمایی ها نیز تغییرات بسیاری صورت گرفت و همان ها هم در نهایت به روی کار آمدن دولت ازهاری منجر شد. انقلاب و ارتجاع در مبارزه ی خویش با یکدیگر اشکال و اسلوب های مبارزه ی دیگر را تکامل می دهند.

 حکومت در حال حاضر دست به کشتار می زند و متوجه نیست که یکی از کشتارها که کمی گسترده تر و شدیدتر باشد می تواند وضع را گاه در یک منطقه( مورد جمعه سیاه زاهدان که البته به زاهدان محدود نشد اما نقش 17 شهریور 57 را نیز نداشت) و گاه در تمامی کشور برگرداند( به همین مورد افزایش نرخ ارز نگاه کنیم که چگونه وضع را به هم ریخت و یا نمونه ی جمعه ی سیاه شهریور 57 را به یاد آوریم).

 این را باید بیفزاییم که رویدادها مانند هم تکرار نمی شوند و تاثیر و گستره و بُردشان مانند هم نیست. به بیان دیگر نیاز نیست حتما کشتاری مانند 17 شهریور میدان ژاله صورت گیرد تا انقلاب یک جهش کیفی کند. گاه حتی کشتارهای کوچک تر نیز و یا حتی اقداماتی جز کشتار می تواند نقش همانندی را اجرا کند و جنبش را وارد انقلاب و یا انقلاب را وارد مراحل بالاتر کند. 

گسترش و تکامل گردهمایی ها و راهپیمایی ها از نظر کمی و تبدیل آنها به گردهمایی ها و راهپیمایی های میلیونی

 گردهمایی ها و راه پیمایی ها کنونی به دلیل سرکوب حکومت محدود و نسبت به آنچه می توانند باشند یا ظرفیت آن را دارند، کم تعداد هستند، یعنی ارتجاع، آن امکانی را که درون توده ها هست که آنها را ده ها و صدها هزار نفری و میلیونی کنند بسته است. اما در صورت تداوم جنبش و در صورتی که جنبش کنونی در نتیجه ی سرکوب های خشونت بار به اشکال دیگر مبارزه و از جمله اشکال قهرآمیز مبارزه تکامل نیابد، این امکان درون شان هست که از نظر کمی بتوانند به گردهمایی و راهپیمایی های در ابعاد صدها هزار نفری و میلیونی تبدیل شوند. به راستی اگر خامنه ای جسارت و شجاعت دارد به جای های و هوی به راه انداختن در مورد تفاوت «معترض» و «اغتشاشگر» اجازه قانونی گردهمایی و راهپیمایی به توده های معترض و بیان خواست هاشان را بدهد. شکی نیست که در تهران و شهرستان ها راهپیمایی چند میلیونی به راه خواهد افتاد.

باید توجه کرد که این امر حتی اگر حکومت با تمامی وجودش تلاش کند و شلیک به به توده ها را ادامه دهد اما از توان وی بیرون است که گسترش کمی گردهمایی ها و راهپیمایی ها را کنترل کند. رویداد 17 شهریور یک اقدام حکومت شاه سابق برای پس راندن توده ها بود اما همین رویداد هم اعتصاب ها را سیاسی کرد و هم راهپیمایی ها را صدها هزار نفری و میلیونی. بنابراین حکومت برای کنترل و عقب نشاندن توده ها دست به اقداماتی و از جمله کشتارهایی می زند و این اقدامات و کشتارها حتی اگر در شهرهای کوچک صورت گیرد، در شرایط اوج گیری جنبش انقلابی ممکن است نتیجه ی عکس داشته باشند.

تکامل گردهمایی ها و راهپیمایی ها از نظر کیفی – تبدیل زدو وخوردها با نیروهای سرکوب به شورش و قیام

راهپیمایی ها جز شکل کمی امکان تغییر کیفی را نیز در خود دارند.

 گردهمایی ها و راهپیمایی ها عموما مورد تهاجم نیروهای سرکوب قرار می گیرند و در برخی موارد با مقاومت مردم روبرو شده و کار به زدوخورد با نیروهای سرکوب کشیده می شود و این امری است که در دوره ی کنونی مبارزات بیش از پیش شده است. شکل های زدوخورد و پیشروی و عقب نشینیی ها نمی توانند تنها دایره وار و همچون یکدیگر تکرار شوند بلکه این امکان را دارند که در شرایط معین تغییر شکل یافته و به طور ناگهانی تبدیل به شورش های خود به خودی و حتی قیام های شهری شوند.

 هیچ کس و حتی حکومت شاه فکر آن را نمی کرد که چهلم قم در سال 57 به شورش ده ها هزار نفری تبریز کشیده شود. شورش تبریز یک تبدیل کیفی در همان دوره ی نخستین انقلاب 57 بود. بنابراین این که حکومت دست به انواع سرکوب ها می زند تا از وقوع آن پیشگیری کند لزوما به موفقیت وی منجر نخواهد شد. به ویژه در شرایطی که جنبش و انقلاب در حال پیش روی است و توده ها خیال عقب نشینی ندارند و یا به گونه ای دیگر شرایط به گونه ای پیش می رود که عقب نشینی هم برایشان امکان ناپذیر می گردد. به بیان دیگر شرایطی که چرخ انقلاب روی غلتک افتاده است.

تکامل خواست های توده ها از نظر کمی و کیفی

از نظر خواست ها، نیز امکان دارد همین سیر تحول و تکامل طی شود. یعنی اکنون خواست ها به دلیل اجازه نداشتن برای گردهمایی ها و راهپیمایی های قانونی و اعلام خواست های هر طبقه و هر گروه و هر بخش و ... به شکل تنظیم شده، این خواست ها بسیار فشرده و به شکل شعارها خود را نشان می دهد.، اما در صورتی که اعتصابات و راهپیمایی ها سیاسی شود و حکومت مجبور شود که عقب نشینی هایی کند، خواست ها با حفظ شکل کنونی خود در قالب شعارها می توانند اشکال ریزتر، مشخص تر و گسترده تری به خود بگیرند. خواست هایی که کارگران در منشور 12 ماده ای خود طرح کردند علیرغم انتقادات مهمی که به آن وارد است( از جمله در مورد فقدان مواضع روشن و بُرا در مورد امپریالیسم بین المللی) یک راهنما است و می توان ایرادات آن را رفع و آن را برای طبقه ی کارگر گسترش و تکامل داد.

 در عین حال ممکن است جدا از یک سلسله خواست های مشترک، در مناطق گوناگون و بسته به طبقات و بخش های جامعه خواست ها اشکال خاصی پیدا کنند. مانند خواست های ریزتر خلق های زیر ستم ایران و اقلیت ها و زنان و کشاورزان و کارکنان ادارات دولتی و خصوصی و بازاریان غیر وابسته به حکومت و کسبه و تولید کننده گان کوچک که همه جزو طبقات خلق هستند. 

 تشکیلات

تشکیلات مبارزات توده ای از درون  مبارزات توده ها بیرون می آید. در زمان انقلاب 57 شوراهایی از جمله در رشته ها و کارخانه ها و کارگاه ها به وسیله ی کارگران شکل گرفت که توانست برای مدت ها ادامه یابد. این امری از پیش برنامه ریزی شده نبود، به ویژه که آن زمان اکثریت به اتفاق گروه ها و سازمان های چپ سازمان یافته، منسجم و گسترده نبودند، بلکه در طول یک سال انقلاب شکل گرفت. همین امر در دوران کنونی نیز ممکن است به وقوع بپیوندند. نکته ی بسیار مهم و تعیین کننده گسترش کمی و تداوم زمانی و نیز ارتقای کیفی مبارزات است.

نکته مهم:

 حتی اگر این دور مبارزات در نتیجه ی سرکوب های شدیدتر( زمان ویرایش این مقاله اعتصاب بازار بزرگ تهران جریان یافته و نیروهای گارد ویژه به اعتصاب بازاریان یورش بردند) زمان زیادی به درازا نکشد که با این خشم انباشته توده ها و این کنش های تهاجمی که از آنها دیده می شود، خیلی هم به نظر نمی رسد چنین شود، انباشت کمی - کیفی جنبش های سه دهه ی اخیر( پنج جنبش و خیزش بزرگ و بسیاری جنبش های منطقه ای برای تغییر حکومت) می تواند شرایط را تکامل داده و وضع سیاسی توده ها را ارتقاء دهد.

همان گونه که وضع اندیشه و فرهنگ توده ها پس از خیزش ژینا تغییرات برق آسا و جهشی بسیاری کرد، افزایش کمی جنبش ها به روی هم، حتی با وجود شکست های مقطعی و عقب نشینی هاشان، خود می تواند به وجود آورنده ی یک وضع ذهنی و فرهنگی پخته تر و تکامل یافته تر در میان توده ها شود. توده ها از تجارب خود درس می گیرند و اندیشه های خود را تکامل می بخشند. امری که البته در صورت وجود احزاب انقلابی که می توانستند به توده ها در ترازبندی تجارب شان یاری کنند امکان می یافت روشن تر و منسجم تر و نتیجه بخش تر باشد.

اشاره ای به احزاب و گروه های سیاسی

در مورد احزاب و گروه های سیاسی نمی توان این را گفت زیرا بسیاری از این احزاب و گروه ها هم اکنون نیز وجود دارند، گرچه پراکنده و عموما در خارج کشورند. اما این امر نیز ممکن است که جنبش پیشروان پوست بیندازد و احزاب و گروه های تازه ای با جهان بینی و برنامه و استراتژی و تاکتیک های تازه ای و بافتی جوان از جنبش بیرون بزند.   

آنچه در بالا گفته شد عموما مربوط به جنبش ها و خیزش های خودانگیخته در شهرهای بزرگ و کلیدی است. اما در شهرهای کوچک و مناطق قوم نشین و نیز ملیت های زیر ستم خواست ها و تشکیلات ها و اشکال مبارزه در عین اینکه در برخی موارد با آنچه مربوط به شهرهای بزرگ و کلیدی است مشترک است اما در اشکال دیگری نیز و باز هم خودانگیخته بروز خواهد کرد که در شهرهای بزرگ حداقل به این اشکال بروز نخواهد کرد. در بخش سوم همین مقاله به گونه ای گذرا به آن اشاره کردیم و در مقالات دیگری آن را ادامه خواهیم داد.

برخی نکات کلی در مورد شکل کنونی تکوین جنبش انقلابی

از دیدگاه طبقه ی کارگر انقلاب دموکراتیک و ضد امپریالیستی ایران یک فراشد طولانی است و کسب قدرت سیاسی به وسیله ی طبقه ی کارگر و برقراری جمهوری دموکراتیک انقلابی خلق تنها به وسیله ی ارتش انقلابی طبقه ی کارگر و کشاورزان و نیروی سلاح ممکن است.

 این تصور که طبقه ی کارگر و  توده های زحمتکش می توانند با اعتصاب و گردهمایی ها و راهپیمایی های شهری و نهایتا قیام شهری حکومت را سرنگون کنند و حکومت جمهوری دموکراتیک نوین به رهبری طبقه ی کارگر را برقرار سازند تصور درستی نیست. ضمن این که سازماندهی قیام مسلحانه ی شهری برای کسب قدرت سیاسی به وسیله ی طبقه ی کارگر و متحدین اش در شرایطی که حکومت استبدادی در ایران برقرار است و احزاب سیاسی غیر حکومتی هرگز آزاد نبوده اند و هیچ امکانی برای پرورش سیاسی طبقه ی کارگر موجود نیست، کاری است نشدنی.

البته ممکن است که در شرایطی که احزاب سیاسی وجود ندارند یا شکل گیری شان بیشتر در دوران اعتلای انقلابی و پیشرفت انقلاب ممکن شده باشد و بنابراین زمان کافی برای خود سازمان یابی نصیب شان نشده باشد، در نتیجه روزافزون و گسترده شدن اعتصابات سیاسی و راهپیمایی ها و تبدیل آنها به اعتصابات سراسری سیاسی و راهپیمایی های میلیونی بتوان شرایطی به وجود آورد که حکومت سقوط کند، اما این امکان بسیار ناچیز است که حتی اگر در این دوران حزب کمونیست انقلابی ای شکل گرفته باشد، حکومتی که پس از آن سر کار می آید از آن این حزب و حکومتی از آن طبقه کارگران و کشاورزان و دیگر طبقات زحمتکش باشد.

در بدترین حالت برای جنبش انقلابی در چنین دورانی، یا امپریالیسم با شکل های متفاوت کودتا و یا تجاوز نظامی حکومت دلخواه خودش- مثلا سلطنت طلبان - را به روی کار می آورد( مانند عراق)؛

 و یا جناح حاکم کنار می رود یا کنار زده می شود( خواه همچون نتیجه ی مبارزه ی درونی میان جناح های طبقه ی حاکم که هم اکنون هم شدید است و خواه در نتیجه ی فشار و یا دیگر توطئه های امپریالیسم و سازش برخی از این بخش ها با امپریالیسم) و یک جناح دیگر از همان طبقه ی حاکم رو می آید. برای نمونه خامنه ای و هسته ی قدرت کنار می روند و اشخاصی مانند روحانی بر سرکار می آیند و با یک سری بند و بست ها با امپریالیست های آمریکایی و اروپای غربی و انجام برخی اصلاحات، کارگران و توده ها را به خانه ها می فرستد.

 در بهترین حالت نیز شورا و یا دولت موقت شکل می گیرد، مجلس موسسان تشکیل می شود و حکومتی باز در بهترین حالت ملی و مترقی( نماینده ی سرمایه داران ملی) روی کار می آید. چنین حکومتی نیز عموما نمی تواند مدافع پیگیر آزادی، دموکراسی و استقلال ایران و برآوردنده ی خواست های کارگران و کشاورزان و توده های زحمتکش باشد و دیر یا زود یا خودش به حکومتی استبدادی و مزدور تبدیل خواهد شد و یا با توطئه های امپریالیسم جای خود را به حکومتی مزدور و وابسته به امپریالیسم خواهد داد.

این ها به این معنا نیست که طبقه ی کارگر باید از چنین اشکالی از مبارزه در هر دوره ای از پیشرفت مبارزه دوری کند- زیرا برقراری جمهوری دموکراتیک ملی بورژوایی نیز به نفع طبقه ی کارگر است - بلکه تنها به این معناست که این گونه تکوین مبارزه و قیام های شهری تنها در صورتی می تواند در خدمت کسب قدرت سیاسی به وسیله ی طبقه ی کارگر در آید که این طبقه حزب و ارتش مسلح خویش را داشته باشد و توانسته باشد در جنگ سراسری خویش با حکومت پیشرفت های زیادی کرده باشد.

 هرمز دامان

نیمه ی نخست دی ماه 1404