افزایش بازداشت نوجوانان و پخش اعترافات اجباری
خبرگزاری هرانا –
اعتراضات و اعتصاب شهروندان در شهرهای مختلف ایران، امروز هفتمین روز خود را پشت
سر گذاشت. بررسی دادههای بهروزشده و راستیآزماییشده نشان میدهد که با وجود
تشدید فضای امنیتی، افزایش حضور نیروهای انتظامی–امنیتی و تداوم برخوردهای میدانی
در برخی نقاط، دامنه جغرافیایی اعتراضات در سطح کشور همچنان گسترده باقی مانده و
تحرکات اعتراضی در اشکال متنوع ادامه یافته است. در هفت روز اخیر دست کم ۱۷۴ نقطه کشور در ۶۰ شهر از ۲۵ استان شاهد اعتراضات بودند. در جریان این اعتراضات دست کم ۵۸۲ تن دستگیر شدند. در همین مدت دست کم ۱۵ شهروند معترض جان باختند.
موج تازه اعتراضات در
فضایی شکل گرفت که فشارهای اقتصادی برای بخشهای گستردهای از جامعه به مرحله
بحرانی رسیده و نشانههای آشکار از ازهمگسیختگی در چرخه معیشت روزمره دیده میشود.
جهشهای پیدرپی نرخ ارز، بیثباتی طولانیمدت بازارها و کاهش مداوم قدرت خرید،
افق اقتصادی را برای خانوارها و فعالان صنفی تیره و غیرقابل پیشبینی کرده و احساس
ناامنی مالی را به تجربهای عمومی تبدیل کرده است.
بر اساس اطلاعات بهروزشده
و تجمیعی، در هفت روز گذشته دستکم ۱۷۴ نقطه در ایران شاهد اعتراضات، تجمعات خیابانی
یا اعتصابات صنفی بودهاند. این اعتراضات مجموعاً در ۲۵ استان کشور گزارش شده و طی این مدت، ۱۸ دانشگاه نیز صحنه تحرکات اعتراضی دانشجویان
بودهاند.
بررسی ویدیوها و گزارشهای
راستیآزماییشده نشان میدهد که اعتراضات روز هفتم، مشابه روزهای پیشین، فاقد یک
محور واحد بوده و طیفی متنوع از مطالبات را پوشش داده است. شعارهای سر دادهشده در
تجمعات، از مطالبات معیشتی و اقتصادی تا انتقاد از شیوه حکمرانی، محدودیتهای
آزادیهای فردی و اجتماعی و مطالبه عدالت را در بر میگیرد.
در هفتمین روز اعتراضات
سراسری، گزارشها و ویدیوهای منتشرشده همچنان از تداوم فضای امنیتی و استفاده
نیروهای انتظامی–امنیتی از ابزارهای سرکوب برای جلوگیری از شکلگیری یا گسترش
تجمعات اعتراضی حکایت دارد. ویدیوهای منتشرشده از شهرهای مختلف، نشاندهنده
برخوردهای خشونتآمیز، تیراندازی، استفاده از گاز اشکآور و بازداشت معترضان است.
بر اساس اطلاعات بهروزشده
هرانا، مرگ دستکم ۱۶ نفر در جریان اعتراضات هفتروزه محرز شده است. در میان جانباختگان،
از جمله یک نیروی انتظامی–امنیتی گزارش شده و سایر موارد مربوط به شهروندان معترض
است.
در طی هفت روز اخیر
اعتراضات، دست کم ۵۸۲ شهروند معترض بازداشت شدند هر چند آمار واقعی
بازداشت شدگان بسیار بیشتر از این تعداد تخمین زده میشود.
بر اساس اطلاعات
منتشرشده، بخش قابل توجهی از بازداشتشدگان را نوجوانان تشکیل میدهند. در سبزوار،
زهرا مهدوی، فراز ضیایی، میثم ذاکری، نازنینزهرا موسوی، سبا محرومی و هومن بلاشآبادی،
که همگی نوجوان ۱۷ ساله هستند، بازداشت و به کانون اصلاح و تربیت
مشهد منتقل شدند. همچنین در ایذه، شاهپور البرزی و حسام محمدی، هر دو نوجوان ۱۶ ساله، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند و
در یاسوج نیز ایلیا اکوانیان، نوجوان ۱۵ ساله، بازداشت شده است.
در هفتمین روز
اعتراضات، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در نخستین موضعگیری خود پس از
آغاز دور تازهای از اعتراضات سراسری، بر لزوم برخورد با آنچه «اغتشاش» خواند
تاکید کرد. وی گفت که اعتراض بهزعم او قابل پذیرش است و میتوان با معترضان گفتوگو
کرد، اما افزود «اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند» و تاکید کرد که گفتوگو با
«اغتشاشگر» فایدهای ندارد. علی خامنهای در بخش دیگری از سخنان خود به اعتراضات
اخیر کسبه و بازاریان اشاره کرد و بازار را از «وفادارترین اقشار به نظام» توصیف
کرد. او گفت که به نام بازار نمیتوان با جمهوری اسلامی مقابله کرد و مدعی شد برخی
افراد با هدف تخریب و ناامنسازی کشور، از مطالبات اقتصادی بازاریان سوءاستفاده
میکنند. رهبر جمهوری اسلامی همچنین نوسانات شدید نرخ ارز و سقوط ارزش پول ملی را
«غیرطبیعی» دانست و آن را به «دشمن» نسبت داد.
اعتراضات جاری که نقطه
آغاز آن از بازار تهران بود، در هفتمین روز خود با گسترش جغرافیایی، افزایش مشارکت
شهروندان و تشدید حضور نیروهای امنیتی همراه شده است. ترکیب مطالبات معیشتی و
سیاسی، افزایش بازداشتها و تلاش مقامات برای مهار همزمان اقتصادی و امنیتی بحران،
نشاندهنده حساسیت بالای حاکمیت نسبت به تداوم این اعتراضات است.
۱۴۰۴ دی ۱۳, شنبه
هرانا - گزارش تفصیلی از روز هفتم اعتراضات
خلق ایران عطای امپریالیسم آمریکا را به لقایش می بخشد!
درباره پیام ترامپ در مورد حمله به ایران در صورتی که
حکومت اعتراضات
مسالمت آمیز را با خشونت سرکوب کند
شش روز پس از آغاز دور تازه ی مبارزات خلق ایران علیه استبداد
حاکم، ترامپ رئیس جمهور کنونی آمریکا یادداشتی در «تروث سوشال» نوشته و در آن
افاده فرموده است که اگر دولت ایران به معترضانی که به گونه ای مسالمت آمیز اعتراض
می کنند شلیک کند و آنها را به طور خشونت آمیز به قتل برساند که از نظر ترامپ رویه
ی معمول حکومت ایران است، آنگاه این ترامپ به کمک مردم ما خواهد آمد. ترامپ افزوده
است که دولت اش دست به ماشه و آماده ی اقدام است.
پس انگار «دست غیبی» برای کمک به مردم ایران ازآمریکا بیرون
آمده است!
و حال ساواکی- سلطنت طلبان مزدور سیا از مردم می خواهند که
شکر خدا به جای آرند و خوشحالی کنند!
و اما:
آیا ترامپ این سرمایه دار بزرگ حریص و فاسد و مرتجع که اکنون
تجاوز خود را به کشور ونزوئلا آغاز کرده و با هواپیما و موشک، تاسیسات نظامی و
فرودگاه های این کشور را تخریب کرده است، می تواند پشتیبان خلق ایران باشد؟
آیا امپریالیسم آمریکا که افغانستان، عراق و لیبی را به خاک و
خون کشید «بهارعربی» و انقلاب خلق مصر و دیگر کشورهای عربی را خفه کرد، می تواند
با تجاوز نظامی به ایران به مردم ایران کمک کند؟
آیا این ترامپی که با سیاست تعرفه های خود که یکی از مهم ترین
نتایج اش تورم و گران شدن بسیاری از کالاهای اساسی بوده( و نه تنها در کشور آمریکا
بلکه در بسیاری کشورهای دیگر) و طبقه ی کارگر و دیگر زحمتکشان را آمریکا را فقیرتر
از پیش کرده است می تواند یاری دهنده طبقه ی کارگر و کشاورزان و زحمتکشان ایران
باشد؟
آیا ترامپی که تمامی برنامه ی دولت صهیونیستی و جنایتکار
اسرائیل در قتل عام توده های غزه را مورد پشتیبانی قرار داد، ترامپی که بدون چراغ
سبز او و همراه او دیگر امپریالیست های اروپای غربی دولت نتانیاهو نمی توانست چنین
نسل کشی ای به راه اندازد و نزدیک به 70 هزار نفر را از مرد و زن و کودک بکشد؛ ترامپی
که می خواهد به روی اجساد این خلق ستمدیده و ویرانه های غزه، شهری توریستی به راه
اندازد می تواند دوست کارگران و کشاورزان و توده های ستمدیده ی ایران باشد؟
آیا ترامپی که به دنبال ماجراجویی های خویش حتی خلق های
آمریکای جنوبی را تهدید می کند که اگر به فلان نماینده برای ریاست جمهوری رای ندهند کشورشان را تحریم اقتصادی خواهد کرد
می تواند متحد ملت ما باشد؟
آیا ترامپی که چراغ سبزش به اسرائیل برای حمله به ایران موجب
کشتار بسیاری از مردم غیرنظامی شد می تواند خیرخواه مردم ایران باشد؟
خلق ایران همچون دیگر خلق های زیرسلطه بیشترین آسیب را از
توطئه ها و دخالت های امپریالیست ها دیده است. سازمان سیای همین امپریالیسم آمریکا
به همراه سازمان امنیت امپریالیسم انگلستان کودتای کثیف 28 مرداد را در ایران به
راه انداختند و دولت ملی و قانونی محمد مصدق را سرنگون کردند و شرایطی را به وجود
آوردند که سرمایه داران آمریکایی و انگلیسی و شرکای اروپایی شان برای 25 سال تمامی
منابع ایران را ببلعند و کشور ما را مجبور کنند که تنها تولید مهم اش نفت باشد و
مردم ایران را هم زیر استبداد سلطنتی نوکرشان محمدرضا پهلوی قرار دهند. استبدادی
که در آن آزادی بیان، مطبوعات، احزاب و اجتماعات وجود نداشت. 25 سال تمام دولت
امپریالیسم آمریکا از نوکر حلقه به گوش اش محمدرضا و یا به قول حضرات ساواکی ها به
روز شده « کینگ محمدرضا» پشتیبانی کرد و تنها به زور انقلاب 57 ایران مجبور شد او
را بیرون برد.
امپریالیسم آمریکا گرگی است که اکنون در لباس میش برای مردم
ایران ظاهر شده است؛
آیا شایسته است که طبقه ی کارگر و خلق ایران خود را شر
کفتارهای حاکم نجات دهد و به دام گرگ ها بیندازد؟
پیام ترامپ موجب خوشنودی عده ای ظاهربین هم گشته است. آنها پشت
پیام ترامپ سنگر می گیرند، هلهله به راه می اندازند و کِل می زنند! آنان گمان می
کنند که ترامپ دل اش برای مردم ایران می سوزد و خیرخواه مردم ایران شده است!؟
این از کفتار به گرگ پناه بردن است.
برخی از این ها ترامپ«خیر خواه مردم ایران» و «جدی» و «عمل
گرا» را با اوبامای «سست مایه» در مقابل حکومت خامنه ای مقایسه می کنند؛ اوبامایی که
از همان آغاز سال 88 و پیش از انتخابات مشغول نامه نگاری با خامنه ای بود:
ترامپ «جدی» و «قابل
اتکا» و هوادار مردم ایران است و نه مانند اوباما سازشکار با حکومت!
چنان که می دانیم پس از اعتراض توده ها به انتخابات 88، این شعار
«اوباما، یا با اونا یا با ما»هم که به احتمال از جانب اصلاح طلبان طرح شده بود، سر
داده شد. منظور از این شعار این بود که اوباما باید بین جنبش مردم علیه تقلب در
انتخابات و خامنه ای و جناح اش یکی را انتخاب کند و ظاهرا اوباما خامنه ای را
انتخاب کرد.
اوباما نماینده ی طبقه ی حاکم آمریکا بود و ترامپ نیز نماینده
ی طبقه ی حاکم آمریکا است. تفاوت سیاست های متضاد این دو( و ترامپ بیشتر در دوره ی
کنونی ریاست جمهوری ای اش و نه در دوره ی نخست اش) بیشتر نشانگر تفاوت در شرایط آن زمان و اکنون است.
در آن زمان امپریالیسم آمریکا دنبال تغییر حکومت ایران نبود و
برنامه ی حمله نظامی به ایران را نداشت. اوباما به نماینده گی از سوی سرمایه داران
امپریالیسم آمریکا خواهان کنار آمدن با حکومت خامنه ای بود.
حال شرایط و وضع حکومت ولایت فقیه و نیز جنبش خلق ایران تا
حدود زیادی با آن دوره فرق کرده و بر این مبنا سیاست های دولت امپریالیستی آمریکا
نیز نسبت به آن زمان تغییر کرده - و نه تنها در مورد ایران بلکه همچنین در مورد
خاورمیانه - و سیاست تغییر رژیم بیشتر رو آمده است.
این را در مورد وضع سلطنت طلبان نیز می بینیم. دارودسته ی
سلطنت طلبان نیز در آن زمان آن گونه ای که به ویژه از خیزش «زن، زندگی، آزادی» به
این سو از سوی سازمان سیا سازماندهی و تجهیز و تقویت شدند چنین سازماندهی نشده
بودند. خیزشی که به دنبال مبارزات پی در پی 88، 96 و 98 رخ داد و نشانگر امکان
تکامل انقلاب و سرنگونی حکومت ولایت فقیه بود.
اگر اکنون ترامپ حکومت را تهدید می کند که چنانچه سرکوب کند
آمریکا به ایران حمله خواهد کرد( و برای تغییر حکومت و نه زدن مراکز اتمی) گر چه
اختلافاتی با این حکومت دارد، به دلیل مخالفت اش با حکومت کنونی نیست، بلکه به
دلیل وجود یک جنبش انقلابی- دموکراتیک توده ای در ایران است. ترس و وحشت ترامپ و
سرمایه داران امپریالیسم آمریکا و دیگر امپریالیست ها از این جنبش و انقلاب است و
نه از حکومت خامنه ای. نگاهی به تاریخ چهل ساله ی اخیر نشان می دهد که کشتار ده ها
هزار نفری توده ها و پیشروان آنها - برای نمونه به کشتارهای 67 بنگریم - نیز اخمی
به پیشانی امپریالیست ها نمی آورد.
نکته ی دیگر این است
که در این دوران شرایط به گونه ای نیست که خلق ایران بتواند آنچنان از تضاد میان
امپریالیست ها به نفع خود استفاده کند. امپریالیست های اروپایی خودشان کم و بیش
دنباله رو ترامپ هستند و امپریالیسم روسیه هم به رهبری پوتین در بسیاری موارد با
ترامپ و امپریالیسم آمریکا کنار می آید. برای پوتین اوکراین بسیار مهم است و از
همین رو هم حاضر است در مقابل تجاوز اسرائیل به غزه سکوت کند، سوریه را (که بخش بخش
شده و تمام اش در اختیار حکومت اسد نبود) بدهد، و حتی حال که ترامپ در حال تغییر
حکومت در ونزوئلا است صدایش در نیاید تا بتواند بخش هایی از اواکرین را در حلقوم
خود فرو کشد و امپریالیست های غربی را از پیرامون روسیه دور کند.
به طور کلی شرایط منطقه ای و جهانی ای که اکنون وجود دارد
خیلی به نفع طبقه ی کارگر و خلق ایران
نیست.
و سخن پایانی این که متحدین استراتژیک طبقه ی کارگر و کشاورزان و توده های زحمتکش ایران تنها کارگران و خلق های زحمتکش کشورهای زیر سلطه و کارگران و خلق های کشورهای امپریالیستی هستند و نه امپریالیست ها.
گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
14 دی ماه 1404
امپریالیسم هار آمریکا و تجاوز به کشور ونزوئلا
بالاخره امپریالیسم هار
و وحشی آمریکا اقدام به فتنه گری و تهاجم دیگری به یک کشور زیر سلطه کرد، و منشور
سازمان ملل متحد و حق ملت دیگری را برای استقلال و تعیین سرنوشت خویش زیر پا گذاشت.
نرود میخ آهنین در سنگ! امپریالیسم یعنی وحشیگری، تجاوز، جنگ
ترامپ مرتجع سرکرده ی کنونی امپریالیسم آمریکا با محاصره ی
دریایی ونزوئلا و پس از مدت ها دنبال کردن توطئه های خود در مورد سرنگونی دولت(
قانونی یا غیرقانونی) ونزوئلا که آخرین آنها حملاتی چون راهزنان دریایی به کشتی
های نفت کش ونزوئلایی به بهانه قاچاق یا جلوگیری از فروش نفت در ماه سپتامبر بود، به
تاسیسات نظامی و فرودگاه ها و راه های ارتباطی در کاراکاس و نقاط دیگر ونزوئلا
حمله هوایی و موشکی کرد و بنا به اخبار، نیکولاس مادورو و همسرش را« بازداشت» کرد
یا در واقع ربود.
امپریالیسم حریص آمریکا: ونزوئلا و آمریکای مرکزی و جنوبی ملک
طلق ما هستند!
ونزوئلا کشوری نفت خیز است و در شمال آمریکای جنوبی واقع است.
امپریالیسم آمریکا، طبق «دکترین مونرو» خود را صاحب بی چون و چرای تمامی زمین ها،
منابع و ثروت های کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی و اساسا این منطقه را «حیاط خلوت»
خود می داند. از این رو هیچ بر نمی تابد که کشوری و دولتی وجود داشته باشد اما زیر
سلطه ی کامل آن نباشد.
امپریالیسم آمریکا بیش از 65 سال است که کوبا را محاصره ی
اقتصادی کرده است و اجازه نداده که دولت قانونی این کشور احتیاجات ساده ی توده های
کشور را بر آورده سازد. نیاز به یادآوری است که ما به هیچ عنوان دولت کوبا را
سوسیالیستی ندانسته بلکه حزب کمونیست این کشور را حزبی رویزیونیستی و دولت آن را
سرمایه داری و وابسته به بلوک امپریالیستی روسیه ارزیابی می کنیم، اما این را مساله
طبقه ی کارگر و خلق کوبا می دانیم که در مورد دولت کشورشان تصمیم بگیرند.
امپریالیسم آمریکا رابطه ی برابر با کشورهای زیر سلطه و به
ویژه با دولت هایی که زیر سلطه اش نباشند برقرار نمی کند و در این خصوص برایش
تفاوت اساسی ندارد که آیا این کشورها مستقل و دارای حکومتی سوسیالیستی، ملی-
دموکراتیک بورژوایی، نیمه مستقل و یا وابسته به بلوک رقیب( در گذشته سوسیالیسم
امپریالیسم شوروی و اکنون امپریالیسم روسیه و دولت های هم پیوند) باشند.
امپریالیسم آمریکا و کلا امپریالیسم خواهان تسلط بر منابع مواد خام، کار ارزان
کارگران و کشاورزان و دیگر زحمتکشان و نیز بازار کشور خواه از نظر صدور سرمایه و
خواه از نظر فروش کالا است و تحمیل مسئولیتی به آنها در چارچوب تقسیم کار
امپریالیستی در جهان.
رابطه ی برابر کشورهای زیر سلطه با امپریالیسم آمریکا و کلا
امپریالیست ها خوش خیالی است و مقدور نمی باشد.
ترامپ و جنگ
امپریالیسم آمریکا در حالی به ونزوئلا تجاوز کرد که ترامپ
بارها گفته بود که حاضر نیست جنگ کند و جنگ هایی که دولت های پیش از او در
خاورمیانه به آنها دست زدند نه تنها هیچ سودی برای دولت آمریکا نداشته بلکه ضرر هم
داشته است، اما با این همه تبلیغ و های و هوی درباره جنگ نکردن باز به کشور
ونزوئلا تجاوز می کند، برای کارگران و زحمتکشان این کشور که زیر فشار فقر خرد شده
اند خسارت به بار می آورد، رئیس جمهور این کشور را می رباید و حق ملت این کشور را
برای تعیین سرنوشت خویش زیر پا می گذارد. تجاوزی که پایان اش هنوز روشن نیست و
مشخص نیست که به چه تحولاتی در ونزوئلا و آمریکای جنوبی و مرکزی منجر خواهد شد و
چه تاثیراتی در میان کارگران و زحمتکشان آمریکا خواهد گذاشت.
دولت مرتجع ونزوئلا
این تجاوز در حالی رخ می دهد که دولت مادورو دولتی ارتجاعی و
سرکوب گر مبارزات کارگران و زحمتکشان و سازشکار با امپریالیسم آمریکا بوده است و
بیش از پیش در مسیر سازشکاری و وابستگی پیش رفته است. این دولت گرچه همچون جریان مستقیما
وابسته به امپریالیسم آمریکا یعنی حزب ماریا کورینا
ماچادو نیست اما خود نیز دولت سرمایه داران بوروکرات - کمپرادور ونزوئلا و دولتی است
مستبد و بر ضد خلق ونزوئلا. با این حال این که چه دولتی باید بر ونزوئلا حاکم باشد
مساله ای داخلی است و ربطی به امپریالیست های تجاوزگر که به دنبال منافع اقتصادی و
سیاسی خویش هستند ندارد.
این، همچنان که در مورد کوبا و دیگر کشورهای آمریکای مرکزی و
جنوبی، مساله ی طبقه ی کارگر، دهقانان و دیگر زحمتکشان و طبقات این کشورهاست که در
مورد سرنوشت دولت هاشان تصمیم بگیرند.
تجاوز امپریالیسم آمریکا به ونزوئلا محکوم است
ما حمله ی تجاوزکارانه ی امپریالیسم آمریکا را به ونزوئلا و
بمباران مراکز نظامی و فرودگاه ها و زیرساخت های ارتباطی این کشور و ربودن رئیس
جمهور آن را محکوم می کنیم و بر آنیم که طبقه ی کارگر و خلق ونزوئلا و نیز طبقه ی
کارگر و دیگر خلق های کشورهای جهان این تجاوز امپریالیستی را بر نخواهند تافت و به
مبارزه با آن بر خواهند خاست.
امپریالیسم گندیده و محتضر است و رو به نابودی است
امپریالیسم آمریکا در حال نزول هر چه بیشتر و از دست دادن
قدرت خود است و راهی را می رود که پیش از او امپریالیسم انگلستان رفته است.
تقلاهای کنونی ترامپ و دولت اش نمی تواند آب رفته را به جوی برگرداند و آمریکا را
«اول» کند. دوران تاریخی کنونی علیرغم پس و پیشی ها و افت و خیزهای آن دوران
گندیدگی و احتضار اقتصادی و سیاسی و فرهنگی امپریالیسم است.
نیروی نو و از نظر استراتژیک شکست ناپذیر و مغلوب ناشدنی طبقه
ی کارگر و نظام نوین و دیر یا زود برقرار شدنی کمونیستی است.
مرگ بر تجاوزگران
مرگ بر
امپریالیسم
زنده باد انقلاب
و کمونیسم
گروه مائوئیستی راه سرخ
ایران
13 دی 1404
۱۴۰۴ دی ۱۲, جمعه
هرانا - گزارش تفصیلی در روز ششم اعتراضات
گزارش
تفصیلی از روز ششم اعتراضات؛ تداوم خشونت ماموران و افزایش بازداشت شهروندان معترض
خبرگزاری هرانا –
اعتراضات و اعتصاب بازاریان و شهروندان در شهرهای مختلف ایران، امروز ششمین روز
خود را پشت سر گذاشت. در شش روز اخیر دست کم ۱۱۳ نقطه کشور در ۴۶ شهر از ۲۲ استان شاهد اعتراضات بودند. در خلال این اعتراضات دهها تن دستگیر
و دست کم ۸ معترض جان باختند.
موج تازه اعتراضات در
شرایطی شکل گرفته است که فشارهای اقتصادی بر بخشهای مختلف جامعه به مرحلهای بیسابقه
رسیده و نشانههای فرسایش ساختاری در نظام معیشتی کشور بهطور همزمان بروز یافته
است. افزایش شتابدار قیمت ارز، بیثباتی مزمن در بازارها و تضعیف مداوم ارزش پول
ملی، چشمانداز اقتصادی را برای شهروندان و فعالان صنفی بهشدت نامطمئن کرده است.
بر اساس اطلاعات جمعآوریشده،
تجمعات و اعتراضات در روز ششم، در ۱۷ شهر از ۱۳ استان گزارش شده است از جمله شهرهای سبزوار، اسفراین، نیشابور،
مشهد، نیشابور، هفشجان، جونقان، همدان، فردیس، تهران، پرند، گوهردشت، زاهدان،
مرودشت، فولادشهر، یاسوج، قزوین و قم ادامه داشت.
بر اساس بررسی ویدیوها
و گزارشهای راستیآزماییشده، شعارهای سر دادهشده عمدتاً ناظر بر مطالبات
معیشتی، اقتصادی و سیاسی با ریشه در حقوق بنیادین شهروندان بودهاند. این شعارها
شامل انتقاد از ساختار قدرت، اعتراض به محدودیتهای آزادیهای فردی و اجتماعی،
مطالبه عدالت، و مخالفت با وضعیت اقتصادی و معیشتی حاکم بوده است.
در ششمین روز از
اعتراضات گسترده در شهرهای مختلف ایران، گزارشها و ویدیوهای منتشرشده از تداوم
فضای امنیتی و استفاده نیروهای انتظامی–امنیتی از ابزارهای سرکوب برای جلوگیری از
شکلگیری و گسترش تجمعات اعتراضی حکایت دارد. در یکی از این موارد، ویدیویی از شهر
قم منتشر شده است که نشان میدهد مأموران برای متفرق کردن شهروندان از گاز اشکآور
استفاده کردهاند. ساعاتی بعد، ویدیوی دیگری از این شهر منتشر شد که در آن یک
شهروند پوکهای منتسب به سلاح ساچمهای مورد استفاده نیروهای ضدشورش را در دست
دارد و اعلام میکند این پوکه مربوط به ساچمه «۵» است.
هرانا امروز گزارشی
درباره انتقال ۱۵ زن بازداشتی به زندان اوین دریافت کرد. این
زنان که در جریان اعتراضات اخیر بازداشت شدهاند، بنا بر اطلاعات موجود عمدتاً
دچار مصدومیت بوده و به همین دلیل پس از ورود به زندان به بهداری منتقل شدهاند.
هویت این افراد همچنان در دست بررسی است.
با ورود اعتراضات
سراسری به روز ششم، مقامات جمهوری اسلامی و رسانههای وابسته به نهادهای رسمی و
امنیتی، همزمان با تداوم سرکوب میدانی، تلاش کردهاند روایت مسلط خود را بر محور
«مداخله خارجی» و «امنیت ملی» تثبیت کنند و مطالبات معترضان را از دستور کار خارج
سازند.
اعتراضات جاری که نقطه
آغاز آن از بازار تهران بود، در ششمین روز خود با گسترش جغرافیایی، افزایش مشارکت
شهروندان و تشدید حضور نیروهای امنیتی همراه شده است. ترکیب مطالبات معیشتی و
سیاسی، افزایش بازداشتها و تلاش مقامات برای مهار همزمان اقتصادی و امنیتی بحران،
نشاندهنده حساسیت بالای حاکمیت نسبت به تداوم این اعتراضات است.