۱۴۰۵ خرداد ۸, جمعه

جرم شان چه بود که باید کشته می شدند؟ قتل دو برادر کرد یارسانی به وسیله ی جانیان سپاه در دالاهوی کرمانشاه

 

گزارش از کانون حقوق بشر ایران

میثم و مجتبی ویسی؛ کشته شدن دو برادر یارسانی توسط نیروهای اطلاعات سپاه


میثم و مجتبی ویسی؛ 

کشته شدن دو برادر یارسانی توسط نیروهای اطلاعات سپاه

میثم و مجتبی ویسی، دو برادر کُرد یارسان و از فعالان فرهنگی، بامداد ۷ خرداد ۱۴۰۵ در جریان عملیات نیروهای اطلاعات سپاه در استان کرمانشاه کشته شدند. منابع محلی می‌گویند این دو برادر پس از اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ تحت تعقیب نیروهای امنیتی قرار داشتند و ماه‌ها در بیم بازداشت زندگی می‌کردند

کانون حقوق بشر ایران، جمعه ۸ خردادماه ۱۴۰۵ – میثم و مجتبی ویسی ، دو برادر از پیروان آیین یارسان، بامداد پنج‌شنبه ۷ خردادماه ۱۴۰۵ در جریان حمله نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران به محل اختفای آنان در روستای قلعه کهوش جان باختند. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، این دو برادر که پس از اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ تحت تعقیب نیروهای امنیتی قرار داشتند، هدف شلیک مستقیم قرار گرفتند. منابع حقوق بشری می‌گویند پس از کشته شدن میثم و مجتبی ویسی، پیکرهای آنان توسط نیروهای سپاه منتقل شده و تاکنون به خانواده تحویل داده نشده است.

میثم ویسی

مجتبی ویسی

مجتبی ویسی و میثم ویسی که بودند؟

میثم و مجتبی ویسی از چهره‌های شناخته‌شده جامعه یارسان در استان کرمانشاه بودند. این دو برادر در فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی منطقه نقش فعالی داشتند و از مؤسسان کتابخانه شهرک دره‌دریژ (دره‌دراز) کرمانشاه به شمار می‌رفتند.

نزدیکان خانواده می‌گویند میثم و مجتبی ویسی سال‌ها در حوزه فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی حضور داشتند و در میان جوانان منطقه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بودند.

مجتبی ویسی علاوه بر فعالیت‌های فرهنگی، از کشتی‌گیران شناخته‌شده استان کرمانشاه بود و در رشته‌های هنری از جمله نوازندگی و نقاشی نیز فعالیت داشت. میثم ویسی نیز در کنار برادرش در برنامه‌های فرهنگی و مدنی منطقه مشارکت می‌کرد. این دو برادر هر دو متأهل بودند و هر یک دارای یک فرزند خردسال بودند.

عملیات نیروهای اطلاعات سپاه چگونه به کشته شدن این دو برادر انجامید؟

بر اساس اطلاعات منتشرشده، میثم و مجتبی ویسی از زمان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ تحت تعقیب نیروهای امنیتی قرار داشتند. یک منبع مطلع گفته است که این دو برادر برای جلوگیری از بازداشت، در روستای قلعه کهوش از توابع شهرستان دالاهو مخفی شده بودند. پس از شناسایی محل حضور آنان توسط نیروهای اطلاعات سپاه، عملیات گسترده‌ای علیه محل اقامتشان انجام شد.

به گفته این منبع، نیروهای سپاه روستا و منزلی را که مجتبی ویسی و میثم ویسی در آن حضور داشتند هدف قرار دادند و در جریان این عملیات هر دو کشته شدند.

تاکنون هیچ توضیح رسمی درباره جزئیات عملیات، نحوه درگیری احتمالی یا دلایل استفاده از نیروی مرگبار منتشر نشده است.

چرا کشته شدن میثم و مجتبی ویسی با پرسش‌های جدی همراه است؟

فعالان حقوق بشر می‌گویند مهم‌ترین پرسش در این پرونده آن است که چرا نیروهای امنیتی به جای بازداشت این دو برادر، از شلیک مستقیم و نیروی مرگبار استفاده کرده‌اند. به گفته این فعالان، میثم و مجتبی ویسی ماه‌ها تحت تعقیب بوده‌اند و اگر هدف اصلی نیروهای امنیتی بازداشت آنان بوده است، مقام‌های مسئول باید درباره ضرورت استفاده از خشونت مرگبار توضیح دهند.

ابهام دیگر به سرنوشت پیکرهای این دو برادر مربوط می‌شود. منابع محلی گزارش داده‌اند که پس از کشته شدن میثم و مجتبی ویسی ، نیروهای سپاه پیکرهای آنان را منتقل کرده و تاکنون از تحویل آنها به خانواده خودداری کرده‌اند. این وضعیت نگرانی‌ها را درباره تلاش برای پنهان نگه داشتن جزئیات این پرونده افزایش داده است.

جامعه یارسان درباره این رویداد چه می‌گوید؟

یکی از فعالان جامعه یارسان در گفت‌وگو با منابع حقوق بشری اعلام کرده است که پس از اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، فشارهای امنیتی در مناطق یارسان‌نشین به شکل چشمگیری افزایش یافته است.

به گفته او، به‌ویژه در منطقه دره‌دریژ کرمانشاه که بخش زیادی از ساکنان آن پیرو آیین یارسان هستند، روند گسترده‌ای از احضار، بازداشت و برخوردهای امنیتی آغاز شده است.

این فعال مدنی معتقد است هدف از این اقدامات، ایجاد فضای رعب و مرعوب کردن جامعه محلی و فعالان فرهنگی و اجتماعی بوده است. او هشدار داده است که چنین فضایی می‌تواند زمینه‌ساز برخوردهای خشونت‌آمیز و حتی حذف فیزیکی افراد تحت تعقیب شود.

سابقه بازداشت مجتبی ویسی چه بود؟

مجتبی ویسی پیش از این نیز بارها توسط نهادهای امنیتی احضار شده بود.

آخرین بازداشت او در تاریخ ۱۵ اسفندماه ۱۴۰۳ صورت گرفت؛ زمانی که نیروهای امنیتی بدون ارائه حکم قضایی و با توسل به خشونت، وی را در پارک شیرین کرمانشاه بازداشت کردند. بر اساس گزارش‌ها، هنگام بازداشت، دختر خردسال مجتبی ویسی همراه او بود و نیروهای امنیتی پس از بازداشت پدر، کودک را در محل رها کردند.

منابع نزدیک به خانواده گفته‌اند که دلیل بازداشت او مشارکت در برنامه‌ریزی برای برگزاری مراسم نوروز در کرمانشاه عنوان شده بود. مجتبی ویسی پس از حدود سه هفته بازداشت و با تودیع وثیقه ۷۰۰ میلیون تومانی در ۹ فروردین ۱۴۰۴ به صورت موقت آزاد شد.

مجتبی ویسی در دوران بازداشت با چه شرایطی روبه‌رو بود؟

بر اساس اطلاعات منتشرشده، مجتبی ویسی در دوران بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات کرمانشاه تحت بازجویی قرار داشت. منابع حقوق بشری می‌گویند او در طول بازداشت از دسترسی به وکیل انتخابی و ملاقات با خانواده محروم بوده است. وی پس از پایان بازجویی‌ها به زندان دیزل‌آباد کرمانشاه منتقل شد.

فعالان حقوق بشر تأکید می‌کنند که محروم کردن بازداشت‌شدگان از دسترسی به وکیل و ارتباط با خانواده، از مصادیق نقض اصول دادرسی عادلانه است.

نقض حقوق بشر؛ استفاده از نیروی مرگبار و محرومیت از حقوق قانونی

کشته شدن میثم و مجتبی ویسی نگرانی‌های گسترده‌ای درباره رعایت حقوق بنیادین شهروندان و عملکرد نیروهای امنیتی ایجاد کرده است.

مواد نقض‌شده:

نقض حق حیات – ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر:
استفاده از شلیک مستقیم و نیروی مرگبار علیه افرادی که هدف تعقیب و بازداشت بوده‌اند، بدون ارائه توضیح شفاف درباره ضرورت این اقدام، نگرانی‌های جدی درباره نقض حق حیات ایجاد کرده است.

نقض حق آزادی و امنیت فردی – ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:
تعقیب امنیتی طولانی‌مدت و بازداشت‌های بدون حکم قضایی ناقض حق آزادی و امنیت فردی است.

نقض حق دادرسی عادلانه – ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر:
محرومیت مجتبی ویسی از دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده در دوران بازداشت، اصول دادرسی عادلانه را نقض می‌کند.

نقض حقوق خانواده – ماده ۱۲ اعلامیه جهانی حقوق بشر:
خودداری از تحویل پیکر مجتبی ویسی و میثم ویسی به خانواده‌های آنان و عدم ارائه اطلاعات شفاف درباره سرنوشت اجساد، ناقض حقوق بنیادین خانواده‌ها محسوب می‌شود.

۱۴۰۵ خرداد ۷, پنجشنبه

گزارش کانون حقوق بشر ایران از کشتار هولناک دی ماه 1404

 

گزارش هایی  از روزهایی که هرگز فراموش نخواهد شد!

گزارش به روز شده کانون حقوق بشر ایران از روزهای 18 و 19 دی ماه 1404 و کشتار هولناک

 

تهران قلب اعتراضات سراسری ایران؛ فیلم‌های تکان‌دهنده یک شب پرتنش

صحنه تکان‌دهنده کشتار معترضین توسط پاسداران و شادی کردن بالای سر اجساد

لحظه تکان‌دهنده شلیک بی‌رحمانه به سر و قلب دختران معترض در تهران

بازداشتهای وحشیانه توسط پاسداران و بسیجی‌های قمه بدست در محله‌های تهران

به روز شده در تاریخ ۲۴ بهمن؛ مجموعه فیلم‌ها و گزارشات شاهدان عینی از وقایع شامگاه ۱۹ دیماه و کشتار وحشیانه مردم بی‌دفاع توسط نیروهای سپاه پاسداران و بسیج در مناطق و محله‌های مختلف تهران

کانون حقوق بشر ایران، به روز شده در جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴اعتراضات سراسری ایران در شامگاه جمعه ۱۹ دی‌ماه، به‌ویژه در تهران، وارد مرحله‌ای تازه و کم‌سابقه شد؛ شبی که به‌گفته شاهدان عینی، حضور گسترده مردم، شدت درگیری‌ها و نوع واکنش نیروهای امنیتی، آن را از شب‌های پیشین متمایز کرد. روایت‌های میدانی از شرق تهران نشان می‌دهد که از ساعات اولیه عصر، نشانه‌های یک بسیج امنیتی گسترده در برابر تجمعات اعتراضی به چشم می‌خورد؛ با این حال، افزایش نیروها نتوانست مانع گسترش اعتراضات سراسری شود.











آغاز اعتراضات از حوالی غروب؛ خیابان‌های شرق تهران ملتهب

بر اساس مشاهدات یک شاهد عینی، اعتراضات سراسری در تهران از حدود ساعت ۱۸:۳۴ با سر دادن شعارهای اعتراضی از جمله «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنه‌ای» آغاز شد. این شاهد می‌گوید حوالی ساعت ۱۸ به خیابان سرسبز در محدوده هفت‌حوض رسیده و از همان ابتدا متوجه افزایش محسوس نیروهای انتظامی و امنیتی نسبت به شب‌های قبل شده است.

به گفته او، گروه‌های موتورسوار نیروهای سرکوب اغلب به‌صورت دوترکه و در دسته‌های ۲۰ تا ۳۰ نفره مستقر بودند. در میدان هفت‌حوض، حضور خودروهای آب‌پاش، ون‌های سفیدرنگ و چندین خودروی سیاه‌رنگ نیروهای امنیتی به‌چشم می‌خورد؛ خودروهایی که به‌گفته شاهد، «تقریباً همگی مملو از مأمور» بودند.

برآورد میدانی از نیروهای امنیتی؛ تمرکز اما نه برتری مطلق

این شاهد عینی با اشاره به پراکندگی نیروها در محدوده هفت‌حوض و خیابان سرسبز، برآورد می‌کند که مجموع نیروهای حاضر، اعم از لباس‌شخصی و یونیفورم‌پوش، حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر بوده‌اند. او همچنین از حضور نیروهایی خبر می‌دهد که در گروه‌های کوچک مشغول صرف غذا بودند؛ صحنه‌ای که به گفته وی، نشان از استقرار طولانی‌مدت نیروها در منطقه داشت.

با افزایش تدریجی جمعیت معترضان در فاصله هفت‌حوض تا چهارراه رسالت، فضای خیابان به‌سرعت ملتهب شد. گروه‌هایی از معترضان که از پیاده‌روها به سمت میدان حرکت می‌کردند، با شعارهای اعتراضی توجه نیروهای امنیتی را جلب کردند.

گاز اشک‌آور و ساچمه؛ نخستین واکنش به تجمعات


به روایت شاهد، هم‌زمان با افزایش جمعیت، نیروهایی که در میانه خط ویژه اتوبوس (BRT) مستقر بودند، اقدام به شلیک گاز اشک‌آور و گلوله‌های ساچمه‌ای کردند. این اقدام باعث پراکندگی اولیه معترضان شد؛ با این حال، مردم به خیابان‌های فرعی و میدان‌های اطراف عقب‌نشینی کرده و بار دیگر تجمعات اعتراضی را از سر گرفتند.

در میدان‌های موسوم به ۵۳ و ۵۴ در نزدیکی بزرگراه رسالت، معترضان برای بیش از ۴۵ دقیقه به سر دادن شعارهای اعتراضی ادامه دادند؛ آن‌هم در شرایطی که به‌گفته شاهد، در مقاطعی خبری از حضور مستقیم نیروهای امنیتی نبود. با پیوستن جمعیت‌های جدید، شمار معترضان افزایش یافت و اعتراضات سراسری بار دیگر به محورهای اصلی بازگشت.

§        جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان دهنده – روایت‌های میدانی از سرکوب اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

§        فیلم افشای سرکوب وحشیانه در اعتراضات سراسری توسط ماموران امنیتی

§         اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، مجموعه خبرها و ویدئوها

§        اسامی و مشخصات جانباختگان اعتراضـات سراسری ۱۴۰۴؛ این لیست به روز می‌شود

§        بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، اسامی و مشخصات بیش از ۲هزار تن 

§        مستند کشتار بازار رشت در اعتراضات سراسری ۱۴۰۴؛ «هولوکاست ایرانی» و کفش‌هایی که از قتل‌عام باقی ماند + فیلم

§        فیلم به رگبار بستن وحشیانه مردم در فردیس کرج در اعتراضـات سراسری ۱۴۰۴ توسط پاسداران

§        لحظه شلیک بی‌رحمانه به سر و قلب دختران معترض در اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ توسط پاسداران؛ هولوکاست در قرن ۲۱

§        قتل‌عام در اعتراضات سراسری کرمانشاه؛ روایت شاهدان از کشتار و برداشتن اعضای بدن مجروحین

§        اسامی۲۰۰ تن از جان‌باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴؛ تنها قطره‌ای از دریای قربانیان سرکوب خونین

§        سرکوب مرگبار در خمین، گلپایگان و شازند اراک؛ سه کانون خونین اعتراضـات سراسری ۱۴۰۴ + فیلم


تشدید برخوردها؛ از گاز اشک‌آور تا تیراندازی

با گسترش اعتراضات در محدوده بزرگراه رسالت و خیابان‌های اطراف، نیروهای امنیتی بار دیگر وارد عمل شدند. شاهد عینی از شلیک گسترده گاز اشک‌آور و ابزارهایی با صدایی «شبیه به انفجار» سخن می‌گوید. هم‌زمان، گروه‌هایی از نیروهای لباس‌شخصی و منتسب به سپاه از محورهای مختلف، از جمله خیابان فرجام و سرسبز، به سمت جمعیت حرکت کردند.

به گفته این شاهد، معترضان با پرتاب سنگ و ایجاد موانع موقت در خیابان تلاش کردند پیشروی نیروها را متوقف کنند. او می‌گوید نیروهای امنیتی اغلب به‌صورت گروهی حرکت می‌کردند و از مواجهه انفرادی با جمعیت پرهیز داشتند.

آتش‌سوزی‌ها و موانع خیابانی؛ خیابان به میدان نبرد تبدیل شد

روایت‌های میدانی از آتش‌زدن یک شعبه بانک، کیوسک شهری و چند دستگاه موتور متعلق به شهرداری حکایت دارد. شاهدان همچنین از ایجاد سنگرهای خیابانی با استفاده از تجهیزات فلزی و روشن‌کردن آتش در وسط خیابان برای متوقف‌کردن نیروهای سرکوب خبر داده‌اند.

یکی از شاهدان دیگر این صحنه‌ها را «میدان جنگ» توصیف کرده و گفته است که خیابان‌های اطراف هفت‌حوض عملاً برای ساعاتی از کنترل نیروهای حکومتی خارج شده بود.


شلیک گلوله جنگی و انتقال مجروحان

به گفته شاهد عینی، در مرحله‌ای از درگیری‌ها و پس از ناکامی نیروها در متفرق‌کردن جمعیت با گاز اشک‌آور و ساچمه، تیراندازی با گلوله جنگی گزارش شده است. او از زخمی‌شدن چندین جوان خبر می‌دهد و می‌گوید یکی از مجروحان از ناحیه شکم هدف گلوله قرار گرفته و توسط شهروندان با موتور یا خودروهای شخصی به مراکز درمانی منتقل شده است.

این روایت‌ها در حالی منتشر می‌شود که دسترسی به خدمات اورژانسی و درمانی در جریان اعتراضات سراسری بارها با اختلال مواجه بوده و خانواده‌ها از انتقال امن مجروحان ابراز نگرانی کرده‌اند.

حضور خانوادگی و جنگ گرسنگان با نظام

از نکات برجسته اعتراضات سراسری ۱۹ دی در تهران، به گفته شاهدان، حضور گسترده اقشار مختلف جامعه بوده است. این شاهد تأکید می‌کند که برخلاف برخی دوره‌های پیشین، الان جنگ گرسنگان با کل نظام بود این‌بار خانواده‌ها، سالمندان و حتی کودکان نیز در صحنه حضور داشتند؛ امری که به‌گفته او نشان‌دهنده عمق نارضایتی و گسترش دامنه اعتراضات سراسری است. او ادامه می‌دهد:«مردم از این شور و هیجان و مبارزه هم خوشحالند و هم غم دارند. بعضی جوانها که اصلا از قبل در حال و هوای مبارزه هم نبودند، الان می گویند باید در تظاهرات سلاح می داشتیم


مردم زیر گلوله بودند، رضا پهلوی برای موج‌سواری آمده بود

این شاهد عینی با خشم از آنچه «موج‌سواری سیاسی» می‌نامد، می‌گوید در جنایتی که آن شب توسط پاسداران رقم خورد، رضا پهلوی نیز به‌نوعی نقش داشته است. به گفته او، معترضان از همان روزهای اول، رو‌در‌روی مأموران می‌گفتند که چیزی برای از دست دادن ندارند و آماده کشته‌شدن هستند، اما پس از گذشت ۱۲ روز از اعتراضات خونین، ناگهان رضا پهلوی با صدور فراخوان وارد صحنه شد؛ اقدامی که از نگاه این شاهد نه از سر همراهی، بلکه تلاشی برای سوار شدن بر موج خشم مردم بود. او با لحنی تند می‌افزاید که مردمی که در خیابان‌ها زیر گلوله و گاز اشک‌آور ایستاده بودند، نیازی به فراخوان‌های دیرهنگام نداشتند و این‌گونه مداخلات را بی‌ارتباط با واقعیت اعتراضات سراسری و رنج مردم داخل کشور می‌دانستند. وی در پیامی تیز به وی ‌می‌گوید:
«ما چیزی برای از دست دادن نداریم بیایید ما را بکشید، تازه اومده یادش افتاده فراخوان بده و موج سواری کنه. آخه تو رو چه به ایران؟ پدر و پدر بزرگت رو که مردم، با خفت و خواری از ایران بیرون کردن بیشرف تو کجا و ایران کجا؟ هر گوری که هستی همون جا بمون و خفقان بگیر»


نقض حقوق بشر در اعتراضات سراسری ایران


در جریان اعتراضات سراسری، گزارش‌های متعدد از برخورد خشونت‌آمیز نیروهای امنیتی با معترضان، استفاده از سلاح‌های غیرمتناسب و محرومیت مجروحان از دسترسی ایمن به درمان، نگرانی‌های جدی حقوق بشری ایجاد کرده است.

ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر – حق حیات
شلیک گلوله جنگی به سوی معترضان، جان شهروندان را به‌طور مستقیم تهدید کرده و مصداق نقض آشکار حق بنیادین حیات است.

ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر – منع شکنجه و رفتار غیرانسانی
استفاده گسترده از گاز اشک‌آور، ساچمه و خشونت فیزیکی علیه معترضان، نمونه‌ای از رفتارهای غیرانسانی و تحقیرآمیز محسوب می‌شود.

ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر – آزادی بیان
سرکوب شعارها و تجمعات اعتراضی، محدودسازی آشکار آزادی بیان و حق ابراز نارضایتی شهروندان است.

ماده ۲۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر – آزادی تجمع مسالمت‌آمیز
حمله به تجمعات عمدتاً مسالمت‌آمیز، نقض مستقیم حق مردم برای تجمع و اعتراض بدون خشونت به‌شمار می‌رود.

تهران در متن اعتراضات سراسری ایران

آنچه در شب ۱۹ دی در تهران رخ داد، تنها یک درگیری خیابانی نبود، بلکه بخشی از موج گسترده اعتراضات سراسری ایران است که در شهرهای مختلف جریان دارد. روایت‌های میدانی از شرق تهران تصویری از افزایش هم‌زمان نارضایتی عمومی و تشدید سرکوب امنیتی ارائه می‌دهد؛ وضعیتی که به باور ناظران، می‌تواند پیامدهای اجتماعی و حقوق بشری عمیقی به‌همراه داشته باشد.

اعتراضات سراسری، با وجود هزینه‌های سنگین انسانی، همچنان ادامه دارد و تهران، به‌عنوان پایتخت، در کانون این تحولات قرار گرفته است.

***

اعتراضات سراسری ۱۴۰۴؛ انفجار معیشتی و سرکوب خونین حکومتی
اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ از هفتم دی‌ماه با تجمع بازاریان در بازار تهران آغاز شد. این جنبش فراتر از اعتراض اقتصادی بود و به واکنشی علیه فشارهای چندساله اقتصادی، بی‌ثباتی بازار و انسداد سیاسی تبدیل شد. جهش نرخ دلار به بیش از ۱۴۴ هزار تومان، تورم فزاینده و سقوط قدرت خرید، شرایطی بحرانی ایجاد کرد که جامعه را در آستانه انفجار قرار داد.
از بازار تهران تا خیابان‌های سراسر کشور
نخستین تجمع‌ها در بازار تهران و مراکز تجاری مانند پاساژ علاءالدین و مجتمع چارسو برگزار شد. بازاریان با تعطیلی مغازه‌ها و سر دادن شعارهایی مثل «نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم» اعتراض خود را اعلام کردند. طی چند روز، اعتراضات به خیابان‌های سعدی، لاله‌زار، مولوی و شوش گسترش یافت و به شهرهای دیگر مانند کرج، اصفهان، شیراز، مشهد و کرمانشاه رسید.
دانشجویان دانشگاه‌های تهران، شریف، بهشتی و علامه طباطبایی با شعار «دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد» به جمع معترضان پیوستند. این حرکت نشان داد که اعتراضات از مطالبات اقتصادی فراتر رفته و به مطالبه آزادی و کرامت انسانی تبدیل شده است. گزارش‌ها حاکی از حضور معترضان در حداقل ۱۸۰ شهر تا روز سیزدهم دی‌ماه بود.
پاسخ حکومت؛ از تهدید تا گلوله
حکومت در ابتدا با وعده‌های اقتصادی و تغییرات مدیریتی پاسخ داد، اما با ادامه اعتراضات، سرکوب مسلحانه محور سیاست شد. در فسا و مرودشت نیروهای امنیتی به معترضان شلیک کردند، هلیکوپترهای نظامی برای ایجاد رعب پرواز کردند و در برخی شهرها مراکز حکومتی به‌طور موقت تصرف شد. هزاران نفر زخمی و ده‌ها هزار نفر بازداشت شدند. ده‌ها نفر نیز جان خود را از دست دادند، و اعتراضات اقتصادی به صحنه‌ای خونین تبدیل شد.
خاموشی دیجیتال؛ تلاش برای پنهان کردن جنایت
در ادامه، حکومت اینترنت را قطع کرد و از ۱۸ دی‌ماه کشور وارد «خاموشی دیجیتال» شد. هدف از این اقدام، جلوگیری از انتشار تصاویر سرکوب و دشوار کردن هماهنگی میان معترضان بود. این محدودیت، علاوه بر اثر بر ارتباطات، نگرانی‌ها درباره ابعاد خشونت را افزایش داد.
بیمارستان‌ها؛ امتداد میدان سرکوب!
بیمارستان‌ها نیز در برخی شهرها به میدان سرکوب بدل شدند. منابع محلی گزارش دادند که برخی مجروحان پس از انتقال به مراکز درمانی، یا بازداشت شدند و یا هدف تیر مستقیم قرار گرفتند. این اقدامات نقض قوانین داخلی و بین‌المللی بود و بیمارستان را به بخشی از میدان برخورد امنیتی تبدیل کرد.
ابعاد بین‌المللی و پیامدهای سیاسی
بازتاب بین‌المللی این رویدادها گسترده بود. اتحادیه اروپا، نام سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داد. این تصمیم نشان داد که ابعاد خشونت از سطح یک بحران داخلی فراتر رفته و به موضوعی در عرصه سیاست جهانی تبدیل شده است. در داخل کشور نیز قوه قضائیه با صدور دستور برخورد قاطع و بدون اغماض، عملاً چراغ سبزی برای تشدید سرکوب داد. دادستان کل، تمامی معترضان را «محارب» خواند و خواستار رسیدگی سریع و بدون رأفت شد.
زخمی که ماندگار شد
اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ نشان داد که بحران اقتصادی می‌تواند به بحران سیاسی و اجتماعی گسترده تبدیل شود. سرکوب خونین ممکن است خیابان‌ها را موقتا آرام کرده باشد، اما پرسش‌های بنیادین درباره اعتماد عمومی، مشروعیت و اصلاحات ساختاری همچنان باقی است. حتی اگر صدای گلوله‌ها خاموش شده باشد، حافظه جمعی جامعه این رویدادها را فراموش نخواهد کرد و اعتراضات همچنان در متن جامعه زنده است.