۱۴۰۵ فروردین ۲۰, پنجشنبه

جنگ دوم امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل با حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی( بیانیه هشتم)

 

The Second War of American Imperialism and the Zionist State of Israel against the Reactionary Government of the Islamic Republic (eighth Statement)

درباره ی ماهیت جنگ، اوضاع کنونی آن و مساله ی مذاکرات

On the nature of the war, its current situation, and the issue of negotiations

این بیانیه بخشی است از یک بیانیه ی تحلیلی درباره ی جنگ کنونی. 
بخش های دیگر در چند روز آینده در وبلاگ قرار خواهد گرفت.

جنگ تجاوز کارانه ی امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی و جنایتکار اسرائیل با خلق ایران و در عین حال جنگ ارتجاعی شان با حکومت مرتجع اسلامی ولایت فقیه اکنون وارد هفته ی پنجم خود شده است و چنان که در حال حاضر ترامپ و نتانیاهو می گویند برای چند هفته دیگر ادامه خواهد یافت.
در درجه ی نخست این جنگی است علیه حق ملت ایران در تعیین سرنوشت خود و بنابراین جنگی تجاوز کارانه علیه خلق های ایران به شمار می آید. در درجه ی دوم این جنگی است ارتجاعی و بخشا در تکامل تضاد میان این دو نیروی ارتجاعی رخ داده است.
در وجه نخست، جنگ از سوی امپریالیست ها جنگی ارتجاعی و از سوی طبقه ی کارگر و دیگر طبقات خلق ایران مخالفت با آن انقلابی و مبارزه با آن مبارزه ای انقلابی است. در وجه دوم، جنگ از سوی هر دو طرف ارتجاعی است.
 سیاست کنونی طبقه ی کارگر و کشاورزان و دیگر زحمتکشان و طبقات مترقی و ملی ایران، مخالفت با جنگ است که هم علیه وجه ارتجاعی جنگ یعنی جنگ امپریالیسم آمریکا با حکومت مرتجع اسلامی است و هم علیه وجه تجاوزکارانه و دخالت گرانه بودن جنگ علیه خلق ایران.
خلق ایران خود می توانست و می تواند مبارزات اش را با حکومت کنونی ادامه دهد و آن را سرنگون کند و حکومتی از آن خود یعنی یک جمهوری دموکراتیک انقلابی روی کار آورد؛ بنابراین هیچ نیازی به نیرویی مداخله گر نداشت که بیاید و برایش حکومت تغییر دهد.   
در صورت تجاوز نظامی زمینی آمریکا و اشغال ایران وضع کنونی تغییر خواهد کرد. وجه حاکم در صورت تجاوز امپریالیستی، جنگ خلق در برابر تجاوز نظامی امپریالیستی خواهد بود بی آنکه از شدت مبارزه با ریاکاران و دزدان و جنایتکاران مرتجع حاکم کاسته شود. این وضعیتی بسیار بغرنج و  پیچیده به وجود می آورد که باید در صورتی که روی دهد و به جای خود مورد بررسی قرار گیرد.
 چون چنین وضعی تا حال پیش نیامده، دخالت خلق در حال حاضر در حد مخالفت با جنگ و پایان دادن به جنگ از طریق جنبش ضد جنگ است.
مخالفت با جنگ کنونی از یک سو و بیشتر علیه وجه دخالتگرانه و تجاوزگرانه ی آن است و بنابراین  وجه عمده ی آن متوجه آغاز گران جنگ و تجاوز امپریالیستی است.
وجه غیر عمده ی مخالفت با جنگ، متوجه حکومت جنایتکار و مرتجع حاکم است که با سیاست های نظامی و مداخله گرایانه ی خود در منطقه موجبات ظاهری و صوری این دخالتگری و تجاوز امپریالیستی را فراهم کرده است.
اشاره به موجبات ظاهری و «صوری» از این سبب است که مخالفت امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل با حکومت ولایت فقیه صرفا به سبب جاه طلبی های منطقه ای و دخالت ها و ماجراجویی ها و بحران آفرینی های منطقه ای آن نبوده بلکه در عین حال به سبب استقلال نسبی آن از امپریالیست های غربی و نزدیکی هایش به روسیه و چین بوده است. در عین حال این مخالفت به این سبب نیز بوده است که تا زمانی که حکومت کنونی برجاست در داخل جنبش ها و خیزش ها و شورش ها وجود خواهند داشت و این امری است که امپریالیست های غربی که خواهان ثبات در ایران و کشورهای منطقه هستند با آن مخالف اند.
در یک کلام امپریالیسم آمریکا و دیگر امپریالیست های غربی تا جایی که در مورد این مساله با آمریکا همراهی می کنند، خواهان حکومتی مطیع و دست نشانده هستند که هم بتواند در داخل با حل برخی مشکلات سیاسی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی که از نظر آنها در صورت رابطه با کشورهای امپریالیستی غرب و ورود سرمایه های امپریالیستی می تواند صورت گیرد، نوعی ثبات به وجود آورد و هم با پیوستن به بلوک امپریالیستی غرب و پذیرفتن نقشی در تقسیم کار آنها در منطقه و جهان، جزیی از ساز و کار سرمایه ی امپریالیستی و طرح های اقتصادی و سیاسی و نظامی آنها در منطقه گردد.
وضع کنونی جنگ
در این جنگ هیچ چیز رعایت نشده است. آمریکا و اسرائیل قرار بود «نقطه زنی» کنند اما اکنون بیش از پیش به زدن مناطق مسکونی، بیمارستان ها، آثار تاریخی و تاسیسات نفتی و زیر ساخت های انرژی روی آورده  اند و صدها از کارگران و کارکنان بیمارستان ها و مردم عادی را کشته اند و صدها هزار نفر را آواره کرده اند.
از این سوی حکومت مرتجع که می داند توان جنگ رویاروی را با آمریکا و اسرائیل ندارد به سیاست « منطقه ای کردن جنگ» دست زده و در کنار پایگاه های نظامی آمریکا در کشورهای منطقه به هتل ها و تاسیسات نفت و انرژی و مناطق مسکونی مردم منطقه حمله کرده و آنها را به ویرانی کشانده است. حکومت همچنین مناطق مسکونی شهرهای اسرائیل را با موشک و پهپاد هدف قرار داده است و به بهانه ی زدن تاسیسات نظامی و امنیتی، مردم عادی را کشته است. آخرین این حملات موشکی به مناطقی در نزدیکی تاسیسات اتمی اسرائیل صورت گرفته که یک منطقه ی مسکونی را با خاک یکسان کرده است.
در عین حال و در کنار این سیاست، بستن تنگه ی هرمز را دنبال کرده است که اهمیت استراتژیک برای حمل و نقل حدود 20 درصد از نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان و 33 درصد از کودهای شیمیایی جهان را دارد. به این وسیله حکومت موجب افزایش بهای نفت و انرژی در کشورهای جهان شده و مشکلات بی شمار برای مردم این کشورها و  تورم بی امانی را به وجود آورده است که دود آن در درجه ی نخست به چشم کارگران و دیگر زحمتکشان این کشورها می رود.( گویا حکومت ارتجاع ولایت فقیه می خواهد با چنین اقداماتی در کشورهای دیگر شورش و انقلاب به پا کند و موجب خیر برای بشریت شود!؟). تمامی این اقدامات برای این صورت می گیرد که کشورهای منطقه مانع ادامه ی جنگ به وسیله ی ترامپ و نتانیاهو شوند و در عین حال در کشورهای امپریالیستی مخالفت با جنگ خواه در میان جناح های گوناگون طبقات حاکم و خواه از جانب مردم با حکومت به وجود آید و سایه ی جنگ از سر حکومت اسلامی رد شود. 
یکی از آخرین درگیری ها که جا را برای حملات گسترده تر به زیرساخت ها فراهم کرده و امکان وارد شدن جنگ به مرحله ی تازه را ایجاد کرد این بود که دولت صهیونیستی اسرائیل به بخش هایی از عسلویه و  پارس جنوبی خسارت وارد کرد و موجب شد که در مقابل حکومت مرتجع اسلامی نیز در حملاتی تلافی جویانه به تاسیسات گاز قطر حمله کند و ویرانی به بار آورد. به این ترتیب جنگ تقریبا وارد مرحله ای شد که حمله به زیرساخت ها و مناطق مسکونی در آن مجاز شمرده می شود.
در راستای وارد شدن به این مرحله، از آن سوی ترامپ تهدید کرده است که اگر حکومت اسلامی تنگه ی هرمز را باز نکند به نیروگاه های برق ایران حمله می کند و نخست به بزرگ ترین آنها که ظاهرا نیروگاه دماوند در شمال تهران است؛ و این نیروگاهی است که بخش مهمی از برق تهران و مناطق اطراف را تامین می کند. امری که اگر صورت بگیرد جنگ را وارد وضعی بحرانی می کند که در آن بیش از پیش زندگی مردم عادی و کارگران و زحمتکشان ایران مورد تهاجم قرار می گیرد.
 از این سوی حکومت اسلامی تهدید کرده است که اگر آمریکا به نیروگاه های برق ایران حمله کند متقابلا به نیروگاه های برق در کشورهای منطقه حمله خواهد کرد. امری که با توجه به استفاده از نیروگاه های برق برای شیرین کردن آب، نتایجی تلخ برای مردم آن دیار و در درجه ی نخست برای طبقه ی کارگر و زحمتکشان این کشورها به وجود خواهد آورد.  
پس از این کش و قوس ها تهدیدها و در حالی که جنگ همچنان ادامه دارد، ترامپ مدت پنج روز و سپس ده روز زمان داد تا حکومت اسلامی در سیاست خود در مورد تنگه ی هرمز تجدید نظر کند و مانع عبور و مرور نفتکش ها و کشتی های تجاری نشود.
مساله ی مذاکره و شروط طرفین جنگ
اکنون پس از طی این جدال ها ترامپ گفته است که از جانب جمهوری اسلامی پیام هایی به وی رسیده است که خواهان مذاکره و آتش بس و صلح است. او همچنین اشاره کرده که با فردی که در ایران «رهبر واقعی» است گفتگو کرده اند و در عین حال هدیه ی مهمی از جانب حکومت به وی رسیده است( سپس روشن شد که ترامپ این هدیه را اجازه ی عبور ده کشتی نفتکش از تنگه ی هرمز دانسته و گفته که این علامت جدی بودن حکومت اسلامی در مساله ی مذاکره است).
وی در نهایت گفته که وی شروط خود را که 15 شرط است به حکومت ایران داده و حکومت اسلامی نیز شروط ترامپ را نپذیرفته است و شروط خود را طرح کرده است. مهم ترین شروط ترامپ همان توقف غنی سازی و تولید موشک های دور برد و قطع کمک به نیروهای نیابتی و بازگشایی تنگه ی هرمز است. مهم ترین شروط حکومت اسلامی قطع جنگ در تمامی جبهه ها( که جنوب لبنان را نیز در بر می گیرد) و تعهد به تکرار نشدن آن، برچیدن تحریم ها، رفتن نیروهای آمریکا از منطقه، پرداخت غرامت و نیز این که حکومت ایران برای عبور و مرور کشتی از تنگه ی هرمز مبالغی تعیین خواهد کرد. بعید است که با این شروط هیچ یک از طرفین پای میز مذاکره بیایند. از این رو به نظر می رسد که جنگ ادامه خواهد یافت.
در مورد مذاکرات، حکومت اسلامی و عراقچی و همچنین قالیباف که گفته می شود فرد قدرتمندی در ایران بوده که آمریکا با وی صحبت کرده است تمامی این گفته ها را تکذیب کرده اند.
حکومت پاسداران و اطلاعاتی گفته اند که دولت های مصر و پاکستان و ترکیه تلاش هایی را برای برقراری مذاکره آغاز کرده اند و در عین حال گفته اند که این ترفندی از جانب ترامپ بوده که روی بهای کنونی انرژی و بازارها تاثیر گذارد و فشار تورمی آن را کنترل کند. همچنین آنها گفته اند اگر ترامپ راست می گوید و قرار شده که مذاکره شود چرا وی در حال انتقال حدود پنج هزار نیروهای هوابرد و تفنگدار دریایی به منطقه است.
 چنان از این گفته ها بر می آید این نیروها برای پیاده شدن در مرزهای جنوبی و جزایر خارک و ابوموسی و ... نیز حمله به برخی شهرهای موشکی و نیز یافتن 400 کیلوگرم اورانیوم با غنای 60 درصد که در حال حاضر بنا به گفته ها در زیر آوار است به کار گرفته خواهند شد.  
در هر صورت درستی و نادرستی اخبار و گفته ها در مورد مذاکرات هنوز روشن نیست و با وجود فریب ها و دروغ های هر دو طرف به ساده گی روشن نخواهد شد.
 این مساله با در نظر گرفتن این نکات است که هم ترامپ ممکن است با طرح مساله ی مذاکره و حتی مشتی دروغ پیرامون آن بخواهد زمان بخرد و تا زمان رسیدن ده هزار تفنگدار دریایی و همچنین نیروهای هوابرد حکومت را مشغول و منفعل کند؛ و هم حکومت ولایت فقیه که در فریب و دروغ دست پلید ترین و دروغگوترین حکومت های تاریخ را از پشت بسته است احتمالا بخواهد با دروغ و فریب شکست خود و عقب نشینی هایی را که کرده است پنهان نگه دارد و خود را سرور و پیروز و قلدر و قدر و شکست ناپذیر در جنگ کنونی معرفی کند.
با این حال ترکیه و پاکستان و مصر را نمی توان شریکی مطلق در این دروغ ها و فریب ها دید و به احتمال حداقل غیر مستقیم پیام هایی رد و بدل شده است و صحبت هایی شده است.
 در نهایت باید دید که آیا بالاخره مذاکره ای بین دو سو صورت می گیرد یا خیر. آنچه اکنون واقعیت است این است که جنگ کماکان ادامه دارد. مناطق مسکونی و زیرساخت ها مورد حمله قرار می گیرند. قرار است تا ده هزار تفنگدار دریایی به نیروهای آمریکا در منطقه اضافه شوند. ترامپ از کنگره تقاضای دویست میلیارد دلار بودجه ی نظامی برای جنگ با حکومت ولایت فقیه کرده است و صحبت حتی از فرستادن نیروهای زمینی بیشتر می شود و نیز برخی از کشورها مانند کانادا برای گشودن تنگه ی هرمز اعلام اماده گی کرده اند.
 اینها همه گواه است که اگر حکومت اسلامی بخواهد مقاومت کند جنگ وارد مراحل تازه ای می شود و این احتمال که برخی از جزایر ایران به ویژه جزایری که از نظر استراتژیک مهم هستند اشغال شوند وجود دارد.

گروه مائوئیستی راه سرخ

ایران

هفت فروردین 1405

کانون حقوق بشر ایران - آزادی زندانی سیاسی مریم اکبری منفرد پس از ۱۷ سال حبس بدون مرخصی





مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی، پس از تحمل ۱۷ سال زندان و بدون استفاده از مرخصی از زندان آزاد شد

مریم اکبری منفرد

کانون حقوق بشر ایران، چهارشنبه ۱۹ فروردین‌ماه ۱۴۰۵ – مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی، پس از ۱۷ سال حبس بدون مرخصی از زندان آزاد شد. او در سال ۱۳۸۸ بازداشت و در سال ۱۳۸۹ به اتهام هواداری از مجاهدین خلق به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

مریم اکبری منفرد چرا بازداشت شد؟

مریم اکبری منفرد در دهم دی‌ماه ۱۳۸۸ و در پی اعتراضات عاشورای ۸۸ بازداشت شد. او در خردادماه ۱۳۸۹ توسط شعبه ۱۵ دادگاه تهران به ریاست قاضی صلواتی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد و دوران محکومیت خود را بدون استفاده از مرخصی سپری کرد.


سابقه خانوادگی و اعدام اعضای خانواده

سه برادر و یک خواهر مریم اکبری منفرد پیش‌تر اعدام شده‌اند. عبدالرضا و رقیه اکبری منفرد در جریان اعدام‌های زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ اعدام شدند. این موضوع یکی از ابعاد مهم پرونده و فعالیت‌های او در سال‌های گذشته بوده است.

پیگیری پرونده اعدام‌های ۱۳۶۷در سازمان ملل

مریم اکبری منفرد در بهمن‌ماه ۱۳۹۵ پس از انتشار فایل صوتی حسینعلی منتظری درباره اعدام‌های سال ۱۳۶۷، شکایتی را به گروه کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل ارائه کرد. او در این شکایت خواستار پاسخگویی درباره اعدام برادر و خواهرش شد. این نهاد سازمان ملل نیز با به رسمیت شناختن این دو قربانی به عنوان ناپدیدشدگان قهری، خواستار انجام تحقیقات در این زمینه شد.

محکومیت جدید در سال‌های پایانی حبس

در اوایل شهریورماه ۱۴۰۲، مریم اکبری منفرد در حالی که حدود ۱۳ ماه از محکومیت ۱۵ ساله‌اش باقی مانده بود، در پرونده‌ای جدید به ۲ سال حبس تعزیری و پرداخت ۱۵۰ میلیون ریال جریمه نقدی محکوم شد. این پرونده‌سازی به دستور وزارت اطلاعات علیه او صورت گرفته بود.

پایان ۱۷سال حبس بدون مرخصی

با آزادی مریم اکبری منفرد، یکی از طولانی‌ترین دوره‌های حبس بدون مرخصی برای یک زندانی سیاسی به پایان رسید. آزادی او پس از ۱۷ سال زندان در شرایطی صورت گرفته که در طول این مدت، بدون استفاده از مرخصی دوران محکومیت خود را سپری کرده بود.

کانون-حقوق-بشر-ایران-زندانی-سیاسی-مریم-اکبری-منفرد-کیست؟

در باره مریم اکبری منفرد

مریم اکبری منفرد در تاریخ دهم دی ماه سال ۱۳۸۸ و پس از اعتراضات عاشورای ۸۸ بازداشت و در خردادماه سال ۸۹ توسط شعبه ۱۵ دادگاه تهران به ریاست قاضی صلواتی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. اتهام این زندانی «محاربه از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران» بوده اما خود این اتهام را رد کرد.

جانباختگان خانواده اکبری منفرد

نهایتا خانم اکبری منفرد در حالی که سیزدهمین سال از دوران محکومیت خود را سپری می کرد، روز سه‌شنبه ۱۹ اسفندماه ۹۹ از زندان اوین به زندان سمنان تبعید شد. اواخر تیرماه سال جاری پرونده جدیدی در دوران حبس برای خانم اکبری منفرد به اتهام «تبلیغ علیه نظام» از سوی وزارت اطلاعات گشوده شده است.

۳ برادر و یک خواهر مریم اکبری منفرد در این نظام اعدام شده‌اند. عبدالرضا و رقیه در موج اعدام‌های زندانیان سیاسی در تابستان سال۶۷ اعدام شدند.

در اوایل شهریورماه ۱۴۰۲، زندانی سیاسی مریم اکبری منفرد به ۲سال حبس تعزیری و ۱۵۰ میلیون ریال جریمه محکوم شد. این در حالیست که ۱۳ ماه بیشتر از حکم ۱۵ ساله او باقی نمانده بود.
این پرونده سازی منجر به حکم، به دستور وزارت اطلاعات بر علیه خانم اکبری تشکیل شده بود.

پرونده‌سازی جدید علیه مریم اکبری منفرد در زندان

مریم اکبری منفرد با ۲پرونده سازی جدید روبرو شده است. یکی از این پرونده ها در طول حبس در زندان اوین، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» بر علیه او تشکیل شده است.
پرونده سازی دیگر در طول حبس در زندان سمنان بر علیه او تشکیل شده است. اتهامات او در این پرونده سازی «توهین به رهبری»، «تبلیغ علیه نظام»، «اجتماع و تبانی»، «نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی» و «تحریک مردم علیه امنیت داخلی و خارجی» بوده است. مصداق این اتهامات نامه‌ ها، حمایت‌ ها، گزارشات و اخباری است که در خصوص او در فضای مجازی منتشر شده است.

تهدید جان مریم اکبری منفرد در زندان قرچک ورامین؛ ۱۶سال حبس در شرایط ناامن و غیربهداشتی

بر اساس این گزارش یکی از اتهامات «نشر اکاذیب و تشویق اذهان عمومی» به دلیل عدم صلاحیت دادگاه انقلاب، به دادگاه عمومی ۱۰۱ دادگاه کیفری سمنان به ریاست مسعود خورسی فرستاده شد. دادگاه رسیدگی به این اتهام در روز ۱۶ مردادماه ۱۴۰۲، تشکیل شد.
مریم اکبری منفرد به دلیل بی اعتبار دانستن این دادگاه، در آن شرکت نکرد. دادگاه نیز به طور غیابی بر علیه او حکم صادر کرد.

در تیرماه ۱۴۰۲، زندانی سیاسی مریم اکبری منفرد به دادسرای اوین احضار و بعد از تفهمیم ۵ اتهام جدید به زندان سمنان بازگردانده شد. مریم اکبری منفرد در این پرونده به «تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی، نشر اکاذیب، توهین به رهبری و تشویق مردم به بر هم زدن نظم عمومی کشور» متهم شد. خانم اکبری در خردادماه ۱۴۰۲، با پرونده ای با اتهام تبلیغ علیه نظام مواجه شد.

زندانی سیاسی مریم اکبری منفرد

گشوده شدن پرونده جدید به منظور انتقام‌کشی از مریم اکبری منفرد

در  اوایل تیرماه ۱۴۰۳، زندانی سیاسی مریم اکبری منفرد با گشودن پرونده جدید مواجه شد. این پرونده به قصد توقیف اموال وی و خانواده‌اش می‌باشد. به گفته خبرگزاری شرق ستاد اجرایی فرمان امام طی شکایتی، خواستار توقیف اموال زندانی سیاسی مریم اکبری منفرد شده است.

صدور این شکایت در حالی است که مدت حبس ۱۵ساله زندانی سیاسی مریم اکبری منفرد در دی‌ماه ۱۴۰۳ به پایان خواهد رسید.

آقای حسین تاج وکیل مدافع زندانی سیاسی مریم اکبری منفرد در این رابطه گفته است:

«مهر ماه سال جاری، ۱۵ سال حبس خانم اکبری منفرد در پرونده اول به پایان می‌رسد. او در این مدت حتی یک روز هم به مرخصی اعزام نشده است. خانم اکبری منفرد همچنین به ۲ سال حبس بابت پرونده دیگری محکوم شده است. اخیراً هم پرونده جدیدی علیه او تشکیل شده که مبنای آن، درخواست ستاد پیگیری و نظارت پرونده‌های موضوع اصل ۴۹ قانون اساسی است

شکایت ستاد غارتگر برای مصادره اموال

وی در ادامه گفتگو به علت شکایت واهی این ستاد غارتگر اشاره کرده و می‌گوید:

«در ادعای مطروحه از سوی این ستاد، مطالبی به خانواده خانم اکبری منفرد و بستگان او نسبت داده شده است. و این ستاد درخواست توقیف و تملک اموال خانواده اکبری منفرد و بستگان او به سود «ستاد اجرای فرمان امام» را داده است. این پرونده به شعبه ۶ دادگاه انقلاب ارجاع شده، این شعبه مخصوص رسیدگی به موارد مربوط به اصل ۴۹ قانون اساسی است. هنوز زمان رسیدگی به این پرونده مشخص نشده و صرفا برای مرداد ماه، وقت نظارت تعیین شده است»

وی شهریورماه ۱۴۰۲، در یک پرونده‌سازی دیگر به ۲سال حبس تعزیری و ۱۵۰میلیون ریال جریمه محکوم شد.


۱۴۰۵ فروردین ۱۸, سه‌شنبه

اخبار برقراری آتش بس دو هفته ای


اکنون زود است که در مورد این آتش بس دو هفته ای و این که تداوم خواهد یافت و یا خیر، تحلیلی شود. باید اخبار بیشتری بیرون آید تا روشن شود قضیه از چه قرار است.

گروه مائوئیستی راه سرخ ایران

چهارشنبه 19 فروردین 1405


نقش پاکستان در برقراری آتش بس دو هفته ای و

نظرات ترامپ و عراقچی و شورای عالی امنیت ملی در مورد آن

شهباز شریف نخست وزیر پاکستان:

 «تلاش‌های دیپلماتیک برای حل و فصل مسالمت‌آمیز جنگ جاری در خاورمیانه به طور پیوسته، قوی و قدرتمند در حال پیشرفت است و این پتانسیل را دارد که در آینده نزدیک به نتایج اساسی منجر شود.»

«برای اینکه دیپلماسی بتواند مسیر خود را طی کند، من صمیمانه از رئیس جمهور ترامپ درخواست می‌کنم که مهلت را به مدت دو هفته تمدید کند. پاکستان، با تمام وجود، از برادران ایرانی می‌خواهد که تنگه هرمز را به مدت دو هفته به عنوان نشانه‌ای از حسن نیت باز کنند.»

«ما همچنین از همه طرف‌های درگیر در جنگ می‌خواهیم که به مدت دو هفته در همه مناطق آتش‌بس را رعایت کنند تا دیپلماسی بتواند به پایان قطعی جنگ دست یابد؛ این امر در راستای صلح و ثبات بلندمدت در منطقه است.»

توییت ترامپ در مورد آتش‌بس دو هفته‌ای

بر اساس گفتگوهایی که با شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، و فیلد مارشال عاصم منیر فرمانده ارتش این کشور داشتم، و با توجه به درخواست آن‌ها مبنی بر اینکه از ارسال نیروی ویرانگری که امشب به سوی ایران گسیل می‌شد خودداری کنم، و مشروط به موافقت جمهوری اسلامی ایران با بازگشایی کامل، فوری و ایمن تنگه هرمز، من با تعلیق بمباران و حمله به ایران به مدت دو هفته موافقت می‌کنم.

این یک آتش‌بس دو طرفه خواهد بود! دلیل این کار این است که ما پیش از این به تمام اهداف نظامی دست یافته‌ و از آن‌ها فراتر رفته‌ایم، و در مسیر دستیابی به توافقی قطعی برای صلح بلندمدت با ایران و صلح در خاورمیانه بسیار پیشرفت کرده‌ایم.

ما یک پیشنهاد ده ماده‌ای از ایران دریافت کرده‌ایم و معتقدیم که این پیشنهاد پایه قابل‌ اجرا برای مذاکره است. تقریباً تمام نکات اختلافی گذشته بین ایالات متحده و ایران مورد توافق قرار گرفته است، اما یک دوره دو هفته‌ای امکان نهایی‌سازی و امضای توافق را فراهم می‌کند.

از طرف ایالات متحده آمریکا، به عنوان رئیس‌جمهور، و همچنین به نمایندگی از کشورهای خاورمیانه، برای من مایه افتخار است که این مشکل دیرینه در آستانه حل شدن قرار دارد. از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم!

پیام عباس عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به نمایندگی از شورای عالی امنیت ملی

از برادر عزیز جناب شهباز شریف نخست وزیر محترم پاکستان و جناب فیلد مارشال عاصم منیر فرمانده محترم ارتش پاکستان به خاطر تلاش های خستگی ناپذیر ایشان برای خاتمه جنگ در منطقه تشکر و قدردانی می کنم.

در پاسخ به درخواست برادرانه نخست وزیر پاکستان مندرج در توییت ایشان، و با توجه به درخواست امریکا برای مذاکره در پیشنهادات ۱۵ بندی آن کشور، و اعلام رییس جمهور امریکا مبنی بر پذیرش کلیات پیشنهادات ۱۰ بندی ایران به عنوان مبنای مذاکره، بدینوسیله از طرف شورای عالی امنیت ملی ایران اعلام می کنم:

۱. چنانچه حملات به جمهوری اسلامی ایران متوقف شود، نیروهای مسلح قدرتمند ما نیز حملات دفاعی خود را متوقف می کنند.

۲. به مدت دو هفته تردد امن در تنگه هرمز در هماهنگی با نیروهای مسلح ایران و با نظرداشت محدودیت های فنی موجود مقدور خواهد بود.

 

شورای عالی امنیت ملی: آمریکا را مجبور به پذیرش طرح ده ماده‌ای کردیم

بسم الله الرحمن الرحیم

به استحضار ملت شریف، بزرگ و قهرمان ایران می رساند:

دشمن در جنگ ناجوانمردانه، غیرقانونی و جنایتکارانه خود علیه ملت ایران دچار شکستی غیرقابل انکار، تاریخی و خرد کننده شده و به برکت خون پاک و مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (سلام الله علیه)، تدابیر رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده معظم کل قوا حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای (حفظه الله) و مجاهدت و رشادت رزمندگان اسلام در جبهه ها و بویژه، حضور تاریخی، ماندگار و حماسی شما ملت عزیز در صحنه از همان نخستین روزهای آغاز جنگ، ایران به یک پیروزی عظیم دست پیدا کرد و آمریکای جنایتکار را مجبور به پذیرش طرح ۱۰ ماده ای خود نمود که در آن آمریکا به طور اصولی متعهد به عدم تجاوز، استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز، پذیرش غنی سازی، رفع همه تحریم های اولیه و ثانویه ، خاتمه تمامی قطعنامه های شورای امنیت و شورای حکام، پرداخت خسارت ایران، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و توقف جنگ در همه جبهه ها از جمله علیه مقاومت اسلامی قهرمان لبنان شده است. این پیروزی را به همه مردم ایران تبریک می گوییم و تاکید می کنیم که هنوز تا نهایی شدن جزئیات این پیروزی، نیاز به استقامت و تدبیر مسئولان و حفظ وحدت و همبستگی مردم ایران وجود دارد.

ایران اسلامی به همراه مجاهدان دلیر مقاومت در لبنان، عراق، یمن و فلسطین اشغالی در ۴۰ روز گذشته ضرباتی به دشمن وارد کرده است که حافظه تاریخی جهانیان هرگز آن را از یاد نخواهد برد. ایران و محور مقاومت به عنوان نمایندگان شرافت و انسانیت در مقابل وحشی ترین دشمنان بشر، پس از نبردی تاریخی، درسی فراموش نشدنی به آنها داده و نیروها، امکانات، زیرساخت ها و همه سرمایه سیاسی، اقتصادی، فناوری و نظامی آنها را چنان در هم کوبیده اند که دشمن اکنون به اضمحلال و استیصال افتاده و راهی جز تسلیم در مقابل اراده ملت بزرگ ایران و محور شریف مقاومت پیش روی خود نمی بیند. روز نخست که دشمنان جنایتکار ایران این جنگ ظالمانه را آغاز کردند تصور می کردند در زمانی کوتاه موفق به تسلط نظامی کامل بر ایران شده و با ایجاد بی ثباتی سیاسی و اجتماعی، ایران را تسلیم خواهند کرد. گمان می کردند آتش موشکی و پهپادی ایران به سرعت خاموش می شود و باور نداشتند که ایران بتواند فراتر از مرزهای خود و در گستره تمام منطقه پاسخی چنین نیرومند به آنها بدهد. صهیونیسم خبیث جهانی رییس جمهور نادان امریکا را متقاعد کرده بود که این جنگ کار ایران را تمام خواهد کرد و آنها می توانند با از میان برداشتن این آخرین سنگر انسانیت و بشریت، از این پس با آسودگی هر جنایتی را علیه هر کسی که بخواهند مرتکب شوند. خواب آن را می دیدند که ایران عزیز را تجزیه و نفت و ثروت آن را غارت خواهند کرد و در آخر هم ایرانیان را در میانه آشوب و بی ثباتی و ناامنی، برای سال های طولانی غوطه ور و رها می کنند.

رزمندگان دلیر اسلام و هم پیمانان شجاع آنها در محور مقاومت، با وجود آنکه قلبشان از شهادت امامشان مجروح و تکه تکه بود با اتکا به خداوند متعال و تاسی از سرور و سالار شهیدان تصمیم گرفتند یک بار برای همیشه به این دشمنان درسی تاریخی داده، انتقام همه جنایت های پیشین را از آنها بگیرند و شرایطی ایجاد کنند که دشمن برای همیشه خیال تجاوز به ایران عزیز را از سر بیرون کرده و طعم خواری و ذلت در مقابل ملت بزرگ ایران را تمام و کمال بچشد.

با این راهبرد و با تکیه بر اتحاد بی سابقه سیاسی و اجتماعی که در کشور ایجاد شده بود، ایران و مقاومت یکی از سنگین ترین نبردهای ترکیبی تاریخ را با امریکا و رژیم صهیونی آغاز کرده و در این مدت به همه اهدافی که از این نبرد طراحی کرده بودند دست یافتند. ایران و مقاومت ماشین نظامی امریکا در منطقه را تقریبا به طور کامل منهدم کردند، به انبوه زیرساخت ها و امکاناتی که دشمن طی سال ها برای این جنگ با ایران در منطقه ایجاد و پیرامون آن مستقر کرده بود ضربات خرد کننده و عمیق وارد آوردند، در ابعاد منطقه ای تلفات وسیع به ارتش جنایتکار امریکا تحمیل کردند، درون سرزمین های اشغالی ضرباتی سهمگین و خرد کننده به نیروها، زیرساخت ها، امکانات و دارایی های دشمن وارد آوردند و عرصه را در همه جبهه ها چنان بر دشمن تنگ کردند که نه تنها اهداف اصلی دشمن هیچ یک محقق نشد بلکه دشمن از حدود ۱۰ روز پس از آغاز جنگ دریافت که به هیچ وجه توان پیروزی در این جنگ را نخواهد داشت و به همین دلیل از کانال ها و به روش های مختلف تلاش برای ارتباط گیری با ایران و درخواست آتش بس را آغاز کرد.